چهارشنبه - ۱۳۹۸/۰۹/۲۰
صفحه اصلی >> مقالات >> فرق ضاله >> اندیشه های شیطان پرستی

اندیشه های شیطان پرستی

نُه اصل عقیدتی کلیسای شیطان
۱. شیطان سمبل لذت جویی و آزادی و افراط است نه ریاضت کشی.
۲. شیطان نماد وجود و زندگی شاداب و مادی است نه خوابی ناچیز و معنوی ( امور معنوی و غیر مادی، توهّم و تظاهر است).
۳. شیطان می گوید کم عقلی و بی عفتی بهتر از ریاکاری و خودفریبی است.
۴. شیطان می گوید مهربانی با کسانی که شایسته آن هستند بهتر است از عشق ورزیدن از روی ظاهر و برای جلب توجه.
۵. شیطان سمبل انتقام جویی است نه گرداندن آن طرف صورت!
۶. شیطان سمبل مسئولیت پذیری برای مسئول است به جای دل مشغولی برای خون آشامان خالی ( اشاره به ترس مؤمنان از معاد و جهنم و انجام اعمال خوب).
۷. شیطان انسان را با دیگر حیوانات کاملاً همانند می داند، گاه بهتر و اغلب بدتر از آن حیواناتی که بر چهار دست و پا راه می روند. بارها و بارها شدیدتر از آن هایی که در این راه به طور اجباری آلوده شده اند، به خاطر خدای معنوی اش و ظهور عقلانی، به صورت حیوانی شرور تبدیل شده است.
۸. شیطان تمام آنچه را گناه نامیده شده مایه ی خرسندی و مسرت روانی، فکری و عاطفی می داند.
۹. شیطان بهترین دوستی است که کلیسا تاکنون داشته، چرا که در تمام این سال ها کلیسا را مشغول داشته است.
The nine Satanic statements: These form the core of the Church of Satan beliefs. They were they state that Satan represents, written by Anton LaVey. In abridged form
۱. Indulgence, not abstinence,
۲. Vital existence, not spiritual pipe dreams
۳. Undefiled wisdom, not hypocritical self-deceit
۴. Kindness to those deserving of it, not love wasted on ingrates.
۵. Vengeance, not turning the other cheek.
۶. Responsibility to the responsible, instead of concern for psychic vampires.
۷. Man as just another animal – the most vicious of all.
۸. Gratification of all ones desires.
۹. The best friend that the Christian Church has had as he has kept it in business for centuries. (1)

ملاحظات
درباره نه اصل و بیانیه شیطان، نکاتی چند به ذهن می رسد که به برخی از آن ها اشاره می شود:
الف) آزادی و لذت بردن دو گونه است: آزادی مثبت و منفی. آزادی از بند نفس و خواهش های غیر مشروع و معقول آن مثبت و مطلوب است. لذت حاصل از آن هم واقعی و پایدار است. اما آزادی از همه قیود و شکستن حدود اخلاقی و الهی منفی است. پیروی از امیال شیطانی زبان، شکم و شهوت جنسی، عین اسارت است نه آزادی.
شیطان از گذشته سمبل عصیان و غرور است،‌ در فرهنگ ادیان الهی نیز موجودی مستکبر و کافر در بارگاه الهی است.
ب) کار بد و زشت، زشت است و باید ترک شود، خواه کوچک یا بزرگ و یا بزرگ تر. بی عفتی، ریاکاری و خودفریبی همگی زشت و مردود هستند.
ج) مهربانی کردن با دیگران کار پسندیده ای است، زیباتر آن است که انسان به دشمنان خود نیز محبت کند و خاطیان و ظالمان را هم ببخشد. اگر کسی با ما مهربانی کرد، مهربانی کردن ما با او، چندان کار بزرگ و دشواری نیست. اما ارزش همه این رفتارهای ظاهری، بستگی به نیت آن ها دارد و البته تظاهر و ریاکاری، عمل زشتی است.
د) آن چه در مورد فرهنگ مسیحیت معروف است که اگر کسی به صورت تو سیلی زد، طرف دیگر صورت را بیاور، در واقع در مورد عفو و برخورد با دوستان است نه کسی که قصد دشمنی و ظلم دارد. نه انتقام جویی خوب است و نه ظلم پذیری، گذشت در حال قدرت خوب است و مبارزه با ظلم در همه حال. قرآن می فرماید: (مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ) (۲)؛ محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند. و می گوید: «إِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ) (۳)؛ و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و ببخشید، [ خدا شما را می بخشد]؛ چرا که خداوند بخشنده و مهربان است.
ه) در فرهنگ مادی و الحادی، انسان موجودی مادی و یکی از انواع حیوانات است با قابلیت هایی بیشتر و نه یک موجودی دارای روح مجرّد و الهی که خلیفه خداوند در زمین و دارای زندگی دنیوی و اخروی است. انسان با تعریف مادی البته هدفی غیر از لذت جویی و ارضای امیال مختلف جسمی ندارد. اما کسی که با لذت های عقلی و معنوی آشنا باشد، به ابعاد مادی اکتفا نمی کند.
و) در فرهنگ دینی، واجبات و محرمات مبتنی بر مصالح و مفاسد واقعی دانسته شده است. معنای این اصل این است که تمام دستورهای دینی دقیقاً با فواید و ضررهای جسمی و روحی، پیوند خورده است. هیچ امری گناه و عصیان شمرده نمی شود مگر این که دارای یک یا چند ضرر جدی و اساسی بر جسم یا روح بشر باشد. از نظر عقلی و تجربی نیز شواهد فراوانی بر پی آمدهای سوء و غیر قابل جبران این گناهان وجود دارد، ضررهای زنا، لواط، شراب خواری، تجاوز،‌ دروغ، تهمت، غیبت و رشوه و مانند این ها از نظر فردی و اجتماعی بر هر کسی آشکار است.
ز) شیطان برخلاف نظر پیروان کلیسای شیطان، نماد عصیان، غرور و تکبر است،‌ هم چنین دعوت کننده به سوی همه پلیدی ها و زشتی هاست و تا انسان جاهل را از درگاه الهی دور نکند و به گناه و کفر وادار نکند، دست از وسوسه ها و فریب های خود برنخواهد داشت و البته همیشه زشتی را زیبایی جلوه می دهد تا افراد را در دام خود اسیر کند.

یازده قانون مهم شیطان پرستی
در برخی منابع برای شیطان پرستی یازده قانون ذکر کرده اند که ابتدا متن انگلیسی و ترجمه آن را ذکر نموده سپس به نقد آن می پردازیم:
۱. Do not give opinion or advice unless you are asked!
۱. نظرات یا نصیحت هایت را ابراز ندار جز این که درخواست کنند!
۲. Do not tell your troubles to others unless you are sure they wantto hear them.
۲. مشکلات خود را به دیگران نگو جز این که مطمئن باشی آن ها می خواهند گوش بدهند!
۳. When in another’s lair, show him respect or else do not go there.
۳. وقتی در استراحت گاه دیگری هستی احترامشان را حفظ کن وگرنه به آن جا پای نگذار!
۴. If a guest in your lair annoys you, treat him cruelly and withoutmercy.
۴. اگر مهمانی در استراحت گاهت هست که تو را می رنجاند، او را مورد ستم خویش قرار بده، بدون هیچ گونه رحمی.
۵. Do not make 3exual advances unless you a re given the mating signal.
۵. پیشنهاد رابطه جنسی نداشته باش، مگر این که به تو اشاره ای شود یعنی طلب شود.
۶. Do not take that which does not belong to you unless it is a burden to the other person and he cries out to be relieved.
۶. کاری که به تو تعلق ندارد، نگیر! جز این که مسئولیتش با شخص دیگری باشد و او فریاد می زند و کمک می خواهد.
۷. Acknowledge the power of magic if you have employed it successfully to obtain your desires. If you deny the power of magic after having called upon it with success, you will loose all you have obtained.
۷. قدرت جادو را تصدیق کن. اگر آن را به طور موفقیت آمیزی برای تحقق آرزوهایت استفاده می کنی! اگر قدرت جادو را رد کنی بعد از به دست آوردن آرزوهایت، تمام خواسته هایت باطل می شود.
۸. Do not complain about anything to which you need not subject yourself.
۸. درباره کاری که احتیاج نداری تحت تسلط تو باشد، شکایت نکن.
۹. Do not harm little children.
۹. به کودکان صدمه نزن.
۱۰. Do not kill non-human animals unless attacked or for your food.
۱۰. به هیچ حیوانی غیر انسان صدمه نزن مگر برای غذایت یا دفع حمله اش.
۱۱. When walking in open territoty bother no one. If someone bothers you ask him to stop. If he does not stop destroy him.
۱۱. وقتی در سرزمینی قدم می زنی، برای کسی مزاحمت ایجاد نکن. اگر کسی برایت دردسر درست کرد، از او بخواه که ادامه ندهد! اگر به کارش پایان نداد، او را نابود کن. (۴)

ملاحظات
الف) درباره قانون اول می توان گفت، بیان عقیده و نظر صحیح، مشروط به درخواست دیگران نیست. اگر فرد یا جمعی اندیشه یا عملکرد اشتباهی دارند، لازم است راه و روش صحیح به آن ها ارائه شود، اگرچه از سوی آنان درخواستی نباشد. چرا که بسا اوقات افراد از خطای خود غافل هستند. (۵)
ب) در مورد بند چهارم و یازدهم باید توجه کرد که اگر شخصی به انسان تعدّی و ظلم کرد، حتی اگر مهمان ما نباشد، حداکثر می توان ستمی برابر با ظلم او انجام داد. اگر کسی به ما ظلم کرد و کار او زشت و غلط است، پاسخ بی رحمانه و شدیدتر ما هم زشت و غلط است و در این صورت ما با شخص متعدّی تفاوتی در زشتی نداریم. (۶)
ج) بند پنجم براساس نگاه الحادی و اومانیستی صحیح است، اما بر مبنای اندیشه الهی، چون زن و مرد، هر دو مخلوق خداوند هستند، افعال آن ها نیز باید با اجازه پروردگار باشد و رضایت افراد، شرط کافی برای ازدواج یا امور دیگر نیست. (۷) استدلال بر مخلوقیت انسان و وجود خالق مربوط به مباحث عقیدتی است.
د) پدیده سحر و جادو اگرچه واقعیت دارد و براساس گواهی آیات الهی و اولیا و تجربه تأثیراتی در عالم خارج دارد، اما به دلیل آثار سوء و ویران گری که می تواند در زندگی افراد ایجاد کند و افراد خاصی را غیر راه های عادی و طبیعی، می توانند به امکانات و امور اضافی دسترسی پیدا کنند و نیز جهان دیگر، استفاده از این فن و ابزار، براساس دستورهای دینی، ممنوع است. (۸)

«حقوق بشر» در آیین شیطان پرستی
برای حقوق بشر در این گروه قوانینی ذکر شده است که از این قرار می باشد:
هیچ خدایی برتر و بالاتر از انسان نیست؛
انسان این حق را دارد که طبق قوانین دلخواه خود زندگی کند؛
آن گونه زندگی کند که دلخواه اوست؛
کار کند آن گونه که دلخواه اوست؛
تفریح کند آن گونه که دلخواه اوست؛
استراحت کند آن گونه که دلخواه اوست؛
بمیرد در هر زمان و به هر شکل که دلخواه اوست؛
انسان این حق را دارد که بخورد هر آن چه را که دوست دارد؛
بیاشامد هر آن چه را که دوست دارد؛
اقامت گزیند هر کجا که دوست دارد؛
حرکت کند به روی زمین به هر سو که دوست دارد؛
انسان این حق را دارد که بیندیشد هر آنچه را که می خواهد؛
بگوید هر آن چه را که می خواهد؛
بنویسد هر آن چه را که می خواهد؛
ترسیم کند، بتراشد و بسازد هر آن چه را که می خواهد؛
بپوشد هر آن چه را که می خواهد؛
انسان این حق را دارد که عشق بورزد به هر نحو که مایل است؛ « سرشار از عشق شو و عشق را بخواه آن طور که آرزو داری، در هر زمان و هر مکان و با هر کس که تو می خواهی».
انسان این حق را دارد که مقابله کند با کسانی که با این حقوق مخالف اند. « برده ها باید خدمت گزاری کنند». (۹)

ملاحظات
قوانین ذکر شده که درباره حقوق بشر از جهات مختلف هستند، همگی مبتنی بر اومانیست یا انسان مداری و انسان خدایی هستند و اشکال ما در این جا یک ایراد مبنایی و ریشه ای است. با ردّ اومانیسم، در حقیقت پایه این قوانین و گزاره ها فرومی ریزد.
بحث از اومانیسم و ارکان آن و نقد و بررسی تفصیلی آن مجال دیگری می طلبد، ولی به طور خلاصه می توان گفت: انسان مانند سایر مخلوقات و موجودات پیرامون خود، وابسته و نیازمند به امور و شرایط فراوان است که با نبود هر کدام از آن ها، وجود انسان هم نبود یا ناقص می گردد. بنابراین انسان ها نیز مانند سایر موجودات مخلوق و محتاج پروردگار خالق و یکتای بی نیاز هستند. و وقتی وجود انسان و همه نعمت ها از آن دیگری بود، بنابراین منطقاً نمی تواند و نباید هرگونه می خواهد زندگی کند، کار کند، تفریح و استراحت کند، دوست بدارد، بیاشامد، بخورد، بگوید، ‌بنویسد، فکر کند، ببیند و بشنود. و آیا هیچ عاقلی می پذیرد که انسانی که سراپا غرق نیاز و نقص و فقر است، «خدا» و «همه کاره» باشد. (۱۰)
در این جا برای آشنایی بیشتر با مکتب اومانیسم به طور فشرده به توضیح آن می پردازیم.

اومانیسم
اومانیسم به هر نوع فلسفه ای اطلاق می شود که منزلت ویژه ای برای انسان قائل می شود و او را مقیاس همه چیز قرار می دهد. این مکتب فکری، افراطی است در مقابل تفریطی که در قرون وسطی و بعد از آن در مورد حقوق و ارزش انسان وجود داشت. بها دادن به انسان و توجه به کرامت و شرافت انسان و جلوگیری از تحقیر انسان ها، از نقاط خوب و مثبت است اما محوریت انسان در هستی و افراط در بها دادن به انسان – چه انسان کامل و چه انسان ناقص و عاصی – صحیح نیست.
انسان از دیدگاه اسلام طیفی از افراد مختلف از اعلی علّیّین تا اسفل السّافلین را شامل می شود و میزان حرمت و ارزش انسان به عبودیت و تقوای اوست. محور همه چیز خالق و آفریننده امور و عالم و حکیم مطلق است نه انسان ضعیف و محدود و مخلوق. اومانیسم، هیچ پشتوانه ی فکری مستدلی برای اثبات حقانیت خود ندارد (عدم دلیل).

مؤلفه های اومانیسم

۱. خردگرایی
برای گذران زندگی و رسیدن به سعادت و شناخت عالم هستی و خوب و بد، خرد انسان کفایت می کند.
ملاحظه: دین می گوید عقل، تفکر و تدبیر بسیار مهم است اما حس و عقل انسان محدود است و نیاز به وحی و هدایت الهی دارد و بهره ی علم ما در مقابل علم بی نهایت او بسیار ناقص و اندک است، لذا نظر او بر ما مقدم است.

۲. آزادی خواهی
انسان آزاد به دنیا آمده است و باید از هر قیدی جز آنچه خودش تعیین می کند رها باشد.
ملاحظه: انسان تکویناً آزاد آفریده شده است ولی تشریعاً آزادی او مقید و محدود می شود به حدود و قیود الهی که دستورهای دین است و آزادی مطلق در هیچ جای عالم یافت نمی شود. و بالاترین و اصلی ترین آزادی، آزادی انسان از قید و بند نفس اماره و شیطان رجیم است.

۳. تساهل و تسامح
ادیان و مکاتب مختلف با حفظ تفاوت های خود می توانند در کنار یکدیگر همزیستی مسالمت آمیزی داشته باشند. چرا که معتقدات دینی انسان ها از درون آن ها سرچشمه می گیرد و امری واقعی و ماورایی نیست. نوع حاکمیت و ارزش ها منوط به اراده مردم است.
ملاحظه: اسلام به مدارا و تحمل دیگران و همزیستی مسالمت آمیز با سایر ادیان معتقد و پای بند است،‌ اما بی تفاوتی در برابر عقاید و رفتار دیگران مردود است. عقاید دینی دقیقاً ناظر به واقعیت و عالم هستی است نه درونی، ذهنی و سلیقه ای. براساس اذن و امر الهی، در دین، تبلیغ و ارشاد و نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر داریم.

۴. سکولاریسم و جدایی دین از دنیا
عرصه ی ذهن و خلوت با افکار و معبود را باید به دین داد و سایر ابعاد وجود و زندگی انسان مثل فرهنگ، اقتصاد و سیاست را به عقل و علم بشری سپرد.
ملاحظه: راه دین و قوانین الهی از وسط دنیا و کارهای دنیوی می گذرد: «الدنیا مزرعه الآخره». میزان و موارد دخالت دین در امور دنیوی، اقتصادی، فرهنگی، قضایی، سیاسی و… را فرمان ها و وحی الهی تعیین می کند نه میل و عقل انسان. اقتضای قوانین مختلف عبادی، ‌اجتماعی، حقوقی و سیاسی اسلام و سیره ی زندگی معصومان علیهم السلام به روشنی آمیختگی و پیوند دین و دنیا و سیاست را نشان می دهد.
چون در قوانین و آموزه های این فرقه بر آزادی و امیال افراد تأکید فراوان می شود نیم نگاهی نیز به مکتب لیبرالیسم می افکنیم.

لیبرالیسم
لیبرالیسم در لغت یعنی آزادی خواهی، رهایش، آزادی، اباحی گری.
و در اصطلاح عبارت است از یک گونه تفکر در زمینه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و دینی که تکیه ی اصلی آن بر آزادی هرچه بیشتر و توجه به حقوق طبیعی افراد است.
اصول مکتب:
۱. فردگرایی: فرد بر همه چیز مقدم است، دولت هم در خدمت خواست افراد است.
نقد: اگر فردی آزادی گریز یا آزادی ستیز بود، این اصل با اصل دوم تعارض پیدا می کند.
در تعارض منافع افراد با جامعه، منافع جمع مقدم می شود (جمع بر حق و مؤمن) و اگر در موردی بقای دین و ارزش ها اقتضا کرد حتی منافع جمع هم محدود می شد، چه رسد به فرد.
۲. ارزش مطلق آزادی: هیچ ارزش دیگری مثل عدالت اجتماعی و اقتصادی و اخلاق نمی تواند جلوی آزادی انسان ها را بگیرد.
نقد: انسان تکویناً آزاد به دنیا آمده است ولی تشریعاً آزادی او محدود است به حدود الهی و دستورهای دینی.
آزادی مطلق در هیچ جای عالم وجود ندارد و احدی نمی تواند معتقد باشد. اختلاف بر سر قیود آزادی است نه قید داشتن.
بالاترین و اصلی ترین آزادی، آزادی انسان از قید نفس و شیطان و بندگی غیر خداست و آزاد واقعی، کسی نیست جز عبد کامل خداوند: «لا تَکُن عبد غَیرک فَقَد جعلَک اللهُ حراً».
آزادی بیان و اندیشه و لیبرالیسم محدودیتی ندارد، اما در اسلام نوشتن و گفتن و تبلیغ و عقیده نسبت به برخی امور مثل هتک خداوند و معصومین علیهم السلام ممنوع است.
۳. سازگاری لیبرالیسم با کاپیتالیسم یا سرمایه داری:
نقد: سرمایه داری و کار و کسب در اسلام آزاد است ولی مشروط به پرداخت حقوق مالی دیگران و حقوق دینی و توجه به اصل مساوات و برادری نه بی حد و مرز.
۴. اومانیسم یا انسان محوری: آن چه مهم و اصل است انسان و فهم و اراده اوست.
نقد: انسان عبد خداست و باید مطیع فرامین الهی باشد در محدوده ای که او اجازه داده است، حق تصمیم و انتخاب دارد. و درجه ی شرافت و کرامت انسان به میزان عبودیت و بندگی اوست در برابر خداوند: «إلهی کفی بی فخراً أن أکون لَک عبداً».
یک نکته ی اساسی این که در مکتب لیبرالیسم قانون گذاری حق اکثریت مردم است و قانون هر چه کمتر، بهتر. قوانین اساسی کشورها هم، تابع اعلامیه جهانی حقوق بشر است.
اما در اسلام حق قانون گذاری مختص مالک حقیقی یعنی خداوند است و قوانین شریعت در همه عرصه های درشت و ریز وارد شده است. حق قانون گذاری انسان منوط به اذن او و در محدوده ای است که او وضع قانون نکرده است. حقوق جهانی بشر هم هر جا که برخلاف شرع باشد، هیچ اعتباری ندارد. قرآن می گوید: (أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِ» (نساء، آیه ۵۹).
نکته ی دیگر آن که در لیبرایسم دولت رفاه گستر است و باید هرچه کمتر در امور مردم دخالت کند و باید نظم و امنیت برقرار کند تا مردم به امیال و لذایذ خود برسند.
اما در اسلام دولت هم رفاه گستر است و هم فضیلت گستر. هم حافظ جان، مال و ناموس و هم ضامن معنویت، اخلاق و کرامت انسان ها. رفاه، پیشرفت، توسعه ی علمی و اقتصادی، بدون پیشرفت اخلاق و معنویت؛ بر ضد سعادت بشر است.

بیست قانون شیطان گرایی برگرفته از کتاب سیاه شیطان
در برخی منابع برای این آیین قوانین دیگری نیز بیان شده است که عبارتند از:
۱. از افسوس و ترحم بگریزند، زیرا اینانند که «نیرومند» را از پای درمی آورند.
۲. همواره توانایی خود را بیازمایید، از آن بابت که دروغ ها موفق اند.
۳. شادی را در پیروزی بجویید، نه در صلح.
۴. از یک استراحت کوتاه بیشتر از یک خواب دراز مدت لذت ببرید.
۵. یک «دروگر» باشید، بدین سان دانه خواهید کاشت.
۶. هرگز به چیزی آن مقدار عشق نورزید که نتوانید شاهد مرگش باشید.
۷. بر روی ماسه چیزی نسازید، بلکه بر بلندای صخره و برای امروز یا دیروز نسازید، بلکه برای تمام زمان ها.
۸. همواره برای بیشتر تلاش کنید، پیروزی پایانی ندارد.
۹. بمیرید به جای آن که تسلیم شوید.
۱۰. یاد بگیرید روی پای خود بایستید، پس در همه حال پیروز خواهید بود.
۱۱. خون یک جاندار بهترین است از برای آبیاری دانه های یک زندگی جدید.
۱۲. آن کس که بر بلندای « مرتفع ترین هرم ساخته شده از جمجمه ها» ایستاده، می تواند دورترین نقطه را ببیند.
۱۳. از عشق دوری نکنید ولی با آن، آن گونه رفتار کنید که با یک شیّاد رفتار می کنید، همواره منصف باشید.
۱۴. هر آن چیز که عظیم است بر فراز اندوه بنا شده.
۱۵. تنها به سمت جلو مبارزه نکنید، در جهت ترقّی نیز بجنگید از برای آن که عظمت در آسمان ها بیارامد.
۱۶. مانند باد خنک نیرومندی باشید که آفرینش ها را درهم می شکند.
۱۷. بگذارید، عشق زندگی، یک هدف باشد اما اجازه دهید بالاترین هدفتان «بزرگی و سربلندی» باشد.
۱۸. هیچ چیز زیبا نیست، به جز انسان؛‌ ولی زن، زیباترین در جهان است.
۱۹. دروغ ها و نیرنگ ها را از خود برانید این دو، از برای انسانِ قدرتمند مانع اند.
۲۰. آن چیز که نمی کشد، قوی تر می سازد. (۱۱)

ملاحظات
درباره بیست قانون ذکر شده و توصیه های اخلاقی، نکاتی چند قابل ذکر است:
الف) برخی از گزاره ها و بندها مشتمل بر نکات مفیدی است مانند « همواره منصف باشید، تلاش برای پیشرفت و ترقی بیشتر، یا گزاره ۱۴ که می گوید هر چیز بزرگی بر فراز اندوه بنا شده، اگر مراد این است که موفقیت های بزرگ در سایه ی سختی ها و تلاش های زیاد است و نیز گزاره ۷ و برخی از گزاره ها نیز تا حدودی مبهم هستند، مثل گزاره های ۵، ۱۱، ۱۲، ۱۶ و ۲۰.
ب) افسوس خوردن بر گذشته و «اگر» و «ای کاش» گفتن مورد پسند نیست، اما ترحّم بر دیگران در جایی که موضع رحمت است، امر پسندیده ای است و انعکاس آن هم رحم کردن دیگران و گذشتن از جرائم و خطاهای ماست. اگر حیوانی یا انسانی نیاز به کمک و گذشت دارد، جوانمردی و مروّت اقتضا می کند که به او پاسخ مثبت دهیم.
ج) دروغ از جرایم و گناهان بزرگ است که پی آمدهای سوء فردی و اجتماعی دارد. اما در این وصایا یک بار در گزاره ۲ آمده که دروغ ها موفق اند و در گزاره ۱۹ گفته شده دروغ ها را از خود برانید که سد راه افراد قدرتمند است. به نظر می رسد که دو جمله با هم ناسازگار هستند.
د) گزاره ۱۱ دقیقاً روشن نیست. اگر مراد این باشد که برای سلامتی و حیات یک انسان، قربانی کردن یک حیوان از بهترین وسایل است، این سخن شبیه سنت عقیقه کردن یا قربانی حاجیان در منی و در ضمن اعمال حج، یا ذبح گوسفند، گاو و شتر برای سلامتی یک انسان و صدقه دادن به دیگران است که در ضمن سفارش های دینی آمده است. البته تفاوت نگاه مادی و الهی محفوظ است. ولی اگر مراد از خون، خون یک انسان باشد، غیر قابل پذیرش است.
ه) برخلاف گزاره ۱۸ باید گفت همه چیز زیباست، چرا که از خداوند جمیل جز جمیل صادر نمی شود و انسان احسن مخلوقات است. و زن هم مظهر صفات جمال الهی است و مایه تسکین مرد. اما زیباترین زیباها، وجود خداوند زیبا آفرین است.

پی نوشت ها :

۱. www.satan68.blogfa.com.
۲. فتح، آیه ۲۹.
۳. تغابن، آیه ۱۴.
۴. hediyeh 1. blogfa. com.
۵. ارشاد جاهل به راه مستقیم و امر به معروف و نهی از منکر از دستورهای دینی اسلام است.
شاعر می گوید:
چو می بینی که نابینا و چاه است
اگر خاموش بنشینی گناه است
۶. خداوند در آیه ۱۹۴ از سوره بقره می فرماید: « و هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدّی کنید. و از خدا بپرهیزید ( و زیاده روی ننماید) و بدانید خدا با پرهیزکاران است.
۷. درباره شرایط ازدواج و رابطه زن و مرد، یعنی در حقیقت راه مجاز از سوی پروردگار به کتاب نکاح در رساله های عملیه مراجع عظام مراجعه کنید.
۸. در قرآن آیات متعددی راجع به سحر داریم. برای مطالعه بیشتر به تفسیر آیات مبارزه موسی علیه السلام با ساحران درباره فرعون ر. ک: طه، آیات ۵۷-۷۶؛ اعراف، آیه ۱۱۶؛ یونس، آیه ۸۱ و آیات دیگر.
۹. www.yekiaz 1000. persianblog. com.
۱۰. برای آشنایی بیشتر با مکتب اومانیسم و اشکالات آن ر. ک: محمود رجبی، انسان شناسی، فصل مربوط؛ احمد واعظی، انسان از دیدگاه اسلام و عبدالرسول بیات و دیگران، فرهنگ واژه ها.
۱۱. www.yekiaz 1000.persianblog.com.
منبع: کریمی، حمید، (۱۳۸۸)، جهان تاریک، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، مؤسسه بوستان کتاب ، اول.
نویسنده: حمید کریمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: