پنجشنبه - ۱۳۹۹/۰۴/۲۶
صفحه اصلی >> مقالات >> دین و اندیشه >> آداب و رفتار طلبگی

آداب و رفتار طلبگی

دست خلاق پروردگار، انسان را آفرید «و او را استعداد سیر الی الله داد» و پیامبران را مبعوث داشت تا در این سفر پر خطر، پرده از عقل نهفته او باز گیرند پوشش جهل و هوا از فطرت او بزدایند. مرغ ملکوتی جانش را به منزلگاه نهایی خود کوچ دهند.
طلبه آن متعلم در مسیر نجات است که در جهان فردا به عنوان عالم دین حضور می یابد و به عنوان سخنگوی معارف اسلامی، لب می گشاید. طلبه می آموزد تا بداند، عمل کند، برساند ، و در راه تحققش بکوشد. طلبه پاسدار جریان آسمانی وحی در هیاهوی دنیای مادی است و طلبگی آغاز قدم نهادن در راه بلندی است که همه ی پیام آوران الهی در آن حضور داشته اند.
طلبه مبلّغ آموزه های دینی است و وظیفه دارد قواعد دینی و سلوک پسندیده معنوی را به دیگران بیاموزد. طلبه، هم باید خودش قاعده مند عمل کند و دفاع روشنی از شیوه و سیره خود داشته باشد و هم از آنجا که آموزگار رفتار است، باید در بیان قواعد رفتار به دیگران موفق و کارآزموده باشد. مخاطب این اثر طلبه است. طلبه ای که زندگی طلبگی را آغاز کرده و می خواهد خود  را با تراز رفتار دینی هم آهنگ سازد.
حوزه علمیه مرکز پرورش آن دانشمندان ربانی است و طلبه همان آموزنده و جوینده ای است که در مسیر شدن قرار گرفته است. طلبه ی امروز رهبر دینی و پیشوای فکری فردای جامعه است و گنجینه ای در اختیار دارد که بهره مندی از آن معماری «تمدن بزرگ اسلامی» را در جامعه ی جهانی ضمانت می کند.

اولین تعریف طلبه را می توانیم طلبه را یک شخصیت علمی صرف کنیم. شخصیتی که فقط به کار تحقیق و تدریس اشتغال دارد و رسالتش صرفاً یک رسالت علمی است. کسانی که طلبه را چنین تعریف می کنند این تعریف ناقص است و فقط بخشی از هویت روحانی را در نظر می گیرد. طلبه در راه شناخت عمیق دین خدا و ابلاغ و دفاع و اجرای آن می کوشد و برنامه ی خدمت اجتماعی خود را در این متمرکز ساخته است یعنی برخلاف دیگر مردم که عمده ی زمان و توان خود را در برنامه های دیگر می گذرانند.
هر کسی حق دارد طلبه و روحانی را مسئول تربیت اخلاقی و دینی نسل نو و آموزش معارف قرآن و روایات بداند . هر کسی می تواند از روحانی انتظار گره گشایی و بن بست شکنی در تلاطم های روحی و بحران های فکری – اعتقادی داشته باشد.

واژگان کلیدی :
طلبه – روحانیت – انسانیت – حوزوی

فلسفه پیدایش روحانیت و طلبگی
هر یک از اصناف اجتماعی به هدف رفع یکی از نیازهای زندگی انسان پدید آمده است. بدون شک نیاز انسان منحصر در تأمین خوراک و پوشاک و آسایش مادی نیست. نیاز غیر مادی انسان به مراتب از نیاز مادی او فراوان تر و اساسی تر است. زیرا حقیقت انسان و انسانیت او در گرو عناصر غیر مادی است. از جمله این نیازها، نیاز به وحی ، نیاز به دین و نیاز به هدایت آسمانی است. پروردگار جهان برای رفع این نیاز مهم، شخصیت های برگزیده ای را به همراه پیام آسمانی به میان مردم فرستاده است. این چهره های ممتاز بشریت حامل ۳ مسئولیت بزرگ هستند.
۱-    دریافت پیام خدا (نبوت ، خبرگیری)
۲-    انتقال این پیام به مردم (رسالت، ابلاغ)
۳-    اجرا و تحقق آن محتوا در سطح جامعه (امامت، ولایت)
پس از رحلت آخرین پیامبر و * آخرین وصی او- اما عصر (عج) این ۳ مسئولیت خطیر نیاز به متولی دارد. لازم است در کنار اصناف مختلف که به رفع نیازهای گوناگون اجتماعی می پردازند، صنف دیگری پدید آید که این وظایف سنگین را به دوش گرفته و دنباله رو حرکت پیامبران گردد. این صنف، روحانیان و عالمان دین نام گرفته اند:
عالمان دین وارثان و جانشینان پیامبر هستند و متناظر با مسئولیت های سه گانه پیامبران ۳ تکلیف بزرگ به عهده دارند. آیه ۱۲۲ سوره ی توبه به این سه تکلیف اشاره دارد. معنی آن آیه بدین شرح است . و شایسته نیست مؤمنان همگی کوچ کنند.  پس چرا از هر فرقه ای از آنان دسته ای کوچ نمی کنند تا آگاهی عمیق در دین پیدا کنند وقوم خود را وقتی به سوی آنان بازگشتند ، بیم دهند؟ باشد که آنان (از کیفر الهی) بترسند .
در این آیه که پس از آیات جهاد نازل شده ، گروه معینی از مؤمنان از حکم وجوب جهاد و حرکت به سوی جبهه ی جنگ استثنا شده اند تا این ۳ هدف را پی گیرند.
۱.    فهم عمیق دین و دریاقت پیام وحی از منابع دینی
۲.    بازگشت به میان مردم، انذار و هشدار آنها و ابلاغ پیامبر دین
۳.    تلاش برای تحقق آرمان های دینی
تحصیل ادبیات عرب که زبان منابع دین است ، آشنایی با قواعد مفاهمه ی عرضی در علم اصول فقه، علوم قرآنی، علوم حدیث، تفسیر، پژوهش به هدف کشف نظر دین در موضوعی خاص و …. همه تلاش هایی است که در راستای فهم عمیق دین صورت می گیرد. ایجاد کتابخانه ونمایشگاه ، تولید نرم افزارهای علوم انسانی ، کتابنامه ها ، فهرست ها گرچه گامی مستقیم در راه تفقه بکار نمی رود اما به کاروان فهم دین کمک می کند.

هویت طلبه
اکنون با هویت طلبه آشنا گشته ایم و می توانیم طلبه را از غیر طلبه باز شناسیم. هویت طلبه با دین خدا گره خورده و تعریف طلبه از مناسبت او با دین بدست می آید. طلبه در راه شناخت عمیق دین خدا و ابلاغ و دفاع و اجرای آن می کوشد و برنامه ی خدمت اجتماعی خود را در این رسالت متمرکز کرده است. یعنی برخلاف دیگر مردم که عمده ی زمان و توان خود را در برنامه های دیگر می گذرانند طلبه سرمایه ی توان و زمان خود را عمدتاً به ارتباط با منابع دینی و تلاش برای فهم و تحقیق یا دفاع از آن یا گسترش زندگی دینی در سطح جامعه صرف می کند.
البته طلبه می تواند از نیرو، استعداد، فرصت و امکان خود در زمینه های مختلف بهره گیرد. و انواع خدمات ارزشمند اجتماعی را بر عهده گیرد. یک روحانی می تواند پزشک باشد و علاوه بر تبلیغ دین به معالجه و درمان بپردازد. روحانی می تواند با کودکان و نوجوانان انس گیرد و به آن ها خط و املا و ریاضی بیاموزد. روحانی می تواند در یک مؤسسه ی مالی – اعتباری سهیم باشد و در بهبود اقتصاد کشور خویش نقشی ایفا کند.
روحانی می تواند خدمات فنی و حرفه ای ارائه دهد…. اما هیچ یک از این فعالیت ها، فعالیت صنفی روحانی به شمار نمی رود وبه طلبگی، روحانیت، لباس و نقش ویژه ی او مربوط نیست، هیچ کدام از این گزینه ها از روحانی از آن جهت که روحانی است انتظار نمی رود و روحانی به خاطر کاستی و کاهلی در آن هرگز مؤاخذه و ملامت نمی شود. کسی از روحانی توقع ندارد توان آموزش فن رایانه یا هنر خوش نویسی را داشته باشد ، کسی توقع ندارد که روحانی پاسخگوی پرسش های فیزیک و شیمی و جبر و حساب و هندسه باشد. هیچ کس از روحانی برای ساخت یک بنای مسکونی یا تعمیر وسیله ی نقلیه ی خود مشاوره ی فنی نمی طلبد. روحانی مسئول حل مُعضَل ترافیک یا بهینه سازی تجهیزات آزمایشگاهی مدارس نیست.
اگر کسی چنین پندارد یا انتظاری از روحانی دارد باید به سرعت آگاه شود که آدمی زاده در این جهان گسترده با یک دست تنها یک هندوانه می تواند بردارد و توقعی بیش از این، از یک انسان معمولی منطقی و معقول نیست.
اما در مقابل هر کسی حق دارد روحانی را پاسخگوی پرسش های دینی خود بشناسد و از او توقع آمادگی برای ابلاغ پیام خدا را داشته باشد. هر کسی حق دارد روحانی را مسئول تربیت اخلاقی دینی نسل نو و آموزش معارف قرآن و روایات بداند . هر کسی می تواند از روحانی انتظار گره گشایی و بن بست شکنی در تلاطم های روحی و بحران های فکری اعتقادی داشته باشد.
روحانی مسئول دفاع از معارف دینی در مقابل تهاجم فکری و عقیدتی جبهه ی کفر است. روحانی باید آموزه های فقهی ، اخلاقی و معرفتی اسلام را به خوبی دریافته باشد و نسبت میان آن ها را بداند. از روحانی انتظار نمی رود معلم جغرافیا و زبان انگلیسی باشد. اما به حق انتظار می رود معلم خوبی برای قرآن و حدیث باشد. حل معضل ترافیک یا ترکیب آلیاژ قطعات صنعتی در حوزه ی مسئولیت روحانی نیست. اما تجزیه و تحلیل آثار تربیتی – اخلاقی مسائل دنیای جدید، از جمله همین مسئله ی ترافیک یا توسعه ی صنعتی بر عهده ی روحانی است.

روحانی اگر تکنیک فیلم سازی یا ترفندهای سینمایی را نداند عیب نیست و قصور از وظایف اجتماعی محسوب نمی شود. اما اگر هنر توسعه ی دینداری و عبودیت را نداشته باشد، کوتاهی کرده است. روحانی اگر این توانمندی های متفرقه را نداشته باشد حداکثر یک مکانیک یا پزشک یا آهنگر نیست، اما اگر نتواند جامعه را به سمت ارزش های اخلاقی و الهی دعوت کند، روحانی نیست. روحانی حتی به دنبال کسب تخصص در نحو و صرف و فلسفه نیست. این علوم گرچه در حوزه های علمیه تدریس می شود و ساعت ها سرمایه ی انسانی حوزویان را در اختیار خود می گیرد، اما هدف اصلی یک حوزوی هیچ کدام از این ها نیست، روحانی عالم دین است تمام تعریف خود را از مناسبت با دین دریافت می کند و تمام تعهد خود را در این نسبت به کار می گیرد.
البته روحانیت وظیفه دارد در راه به فهمی دین خدا هر گونه تلاشی را به کار گیرد انواع فعالیت های علمی به هدف کشف آفاق جدید دین خدا از وظایف روحانی است.
هدف اصلی او به * دین است در این راه مقدمات لازم را باید کسب کند. ولی بسیار تفاوت است میان کسی که می خواهد عالم فلسفه و روانشناسی باشد با کسی که فلسفه را در خدمت فهم معارف دین می خواهد. و نیز میان کسی که عالم صرف و نحو است و کسی که صرف و نحو را در خدمت فهم قرآن و حدیث می خواهد . دانشمندان علوم تجربی جدید با دانشمند دین متفاوت است عالم دین در پی کشف نظر خدا و در صدد فهم سخن پیشوایان معصوم است و در صرف و نحو و فلسفه و عرفان و روانشناسی به دنبال دستیابی به قرائن و شواهدی است که حقایق و مبانی را بیشتر معلوم گرداند. در حالی که عالم فلسفه و روانشناسی فارغ از دغدغه شناخت حقایق از روش های خاص علوم است…..

هویت طلبه ۲
بر طبق تعالیم اسلام، روحانیت سِمَت و مقامی نیست که در سایه ی آن روحانیون امتیازات مادی کسب کنند ، یا حرفه ای که نظیر حرفه های دیگر دسته ای آن را پیشه و وسیله ی امرار معاش خود قرار دهند. روحانیت در اسلام به معنای آراسته بودن به فضیلت علم و تقوا و مجهز بودن برای انجام یک سلسله وظایف اجتماعی دینی واجبات کفایی است. بی آنکه علم و تقوا سرمایه ی دنیاطلبگی گردد .
بر این اساس شجره نامه ی صنفی روحانیت از مسیر عالمان ربانی دوره ی غیبت به امامان معصوم و از طریق آن ها به پیامبران الهی می رسد. عالمان ربّانی و مردان خدا در شمار پدران صنفی طلاب علوم دینی اند. طلبگی، سلسله ای است متصل به عالمان بزرگ، امامان و پیامبران. نسبت نامه ی طلاب، به مردان بزرگ تاریخ منتهی می شود وصفِ طولانی روحانیت تاریخ، قافله سالاری مانند نوح (ع) و ابراهیم (ع) را دارد.  طلبه از نظر صنفی وشغلی از تبار پیامبران است و سُلاله ی نوح (ع) و ابراهیم (ع) و موسی و عیسی و محمد (ع) و این بس افتخارآمیز ومسئولیت آفرین است. نیاکان صنفی طلبه، انبیاء و اولیاء هستند. یعنی وظایفی که آنها بر دوش داشته اند و خدمتی که آنها در جامعه انجام می داده اند، طلبه در شرایط امروز بر عهده گرفته است.
پیامبران خدا واسطه ی وحی با کلام خدا آشنا شده اند. طلبه نیز در دوره ی تحصیل خود با سخن خدا آشنا می شود. پیامبران مردم را به خدا و تقوا دعوت می کردند وسخن خدا را به مردم انتقال می دادند . طلبه نیز همین خدمت اجتماعی را برگزیده است.
پیامبران در راه دفاع از دین و تحقق ارزش های الهی کوشیده اند وظیفه ی طلبه نیز همین است. پیامبران به تعلیم و تربیت و هدایت مردم پرداختند، طلبه هم در همین مسیر گام برمی دارد، و البته ، پیامبران بدون توقع پاداش، در معرض آزار ، توهین و تمسخر مردم قرار گرفته اند. طلبه هم برای این امور باید آماده باشد. می توان گفت که طلبه، دستیار امام زمان (عج) است و دغدغه های آن حضرت وجود او را فرا گرفته است، دغدغه ی اسلام و کفر، دغدغه حق و باطل، دغدغه جهان اسلام، دغدغه تحقق جامعه ایده آل اسلامی و دغدغه ی تربیت انسان های صالح و مقرّب.

طلبگی و روحانیت
برخی میان طلبگی و روحانیت تفکیک کرده اند. از توضیح گذشته آشکار شد که طلبگی حیاات روحانی است و روحانیت، امتداد طبیعی طلبگی، طلبگی فصل آموختن و پرورده شدن است. آموختن و پرورده شدن به غایت خدمت اجتماعی خاصی که در فصل دوم حیات او ارائه می شود. بدین ترتیب روحانیت بدون طلبگی، یعنی انجام دادن خدمت بدون آمادگی و آموزش، و طلبگی بدون تعهدِ خدمت یعنی فراهم آوردن بدون بهره!
هر کس که طلبه می شود به سازمان روحانیت شیعه وارد می شود و همه رسالت ها و وظایف آن را بر دوش می گیرد. وظایفی که نمی تواند در برابر آن ها بی اعتنا باشد، اما در آغاز راه باید برای ادای آن وظایف مدتی آموزش ببیند و آمادگی کسب کند. روحانی ای که به خدمات اجتماعی، فرهنگی و دینی مشغول است، نیز طلبه است. از آن جهت که هر عنصر خدوم اجتماعی موظف است همواره و پیاپی بهره های خود را افزایش دهد، با تخصص و دانش و تجربه بیشتر در میدان خدمت حضور یابد و فرمان تاریخی پیامبر اکرم به دانش آموزی تا پای گور را اطاعت کند، بنابراین ، میان زیّ طلبگی و زیّ روحانیت تفاوتی جز به اعتبار وجود ندارد.

زیّ طلبگی
سخن از زیّ طلبگی و زیّ روحانیت، سخن از ظواهر، بروزات بیرونی و تجلیات خارجی طلبه است و از هنجارهای حاکم بر سیمای مشهود طلبه در منظر دیگران و تصویر آشکار او در اجتماع کاوش می کند این که طلبه خود را چگونه بنمایاند و چه تصویری از خود در چشم دیگران ترسیم کند.
از آن جا که وصف مشعر به علیت است وقتی سخن از زیّ طلبه به میان می آید، انتظار می رود با وصف طلبگی مورد نظر باشد و صرفاً به عنوان یک مؤمن موضوع بحث نباشد. اکنون میان زیّ ایمانی طلبه و زیّ طلبگی او تفاوتی ملاحظه می شود . طلبه از آن جهت که یک مسلمان مؤمن است ، موظف است در زیّ اهل ایمان باشد. اما فراتر از آن از جهت شخصیت صنفی و نقش اجتماعی خاص طلبگی نیز لازم است در جلوه های ظاهری خود هنجارهایی را مراعات کند که الزاماً هر مؤمنی در هر صنفی ملزم به رعایت آن نیست.
این هنجارها، مصادیق خاص زیّ طلبگی اند. به بیان دیگر طلبه چون انتساب آشکاری به یک صنف اجتماعی دارد، رفتارش رفتار آن صنف تلقی می شود و به پای آنها نوشته می گردد. آبروی شخصی او با آبروی صنف او و آبروی صنفی او پیوند دارد و از بین رفتن اعتبار شخصی اش، غالباً ملازم با خدشه در اعتبار صنفی او و اعتبار صنف او است.
بنابراین اگر طلبه در رفتارهای خود مراقبت لازم را نداشته باشد و از حدود پاره ای از هنجارها فراتر رود، علاوه بر آنکه با زیّ ایمانی تطابق ندارد وشأن او را پایین می آورد به منزلت و جاریگاه روحانیت آسیب رسانده و ارج و قدر این نهاد مقدس را که حاصل صدها سال پایمردی و صداقت و خدمت و مجاهدت عالمان ربانی است مخدوش ساخته است.
بنابراین، هر حالت یا رفتار ظاهری که به گونه ای به رسالت های صنفی طلبه مدد رساند و جایگاه اجتماعی اش را به عنوان طلبه، یا منزلت اجتماعی نهاد روحانیت را مستحکم سازد، برای او مطلوب است و مشمول زیّ طلبگی است و هرچه که مانع اجرای بهینه رسالت حوزوی شود، برای او مذموم و خلاف زیّ طلبگی به شمار می رود.

سر و وضع ظاهری طلبه
هر گونه لباس، آرایش یا رفتاری که موجب انگشت نما شدن آدمی در میان دیگران و جلب توجه آنها گردد، لباس شهرت نامیده می شود و از نظر شرعی ممنوع است. مسلمان در انتخاب طرح رنگ یا جنس لباس ، اصلاح سر و صورت و نیز رفتارهای خود باید به گونه ای عمل کند که دیگران به دیده ی تحقیر یا تمسخر به او نظر نکنند و شخصیت و کرامت او پیوسته در اجتماع از آسیب اعتراض محفوظ ماند. افزودن پیرایه های غیر معمول به خود، برای خودنمایی و به منظور جلب توجه دیگران ناشی از عقده ی حقارت و نوعی بیماری است که دین اسلام زمینه ی بروز آن را از بین برده است.
پیامبر اکرم می فرماید:
المشهوره فی حُسنِها و المشهوره فی قُبحِها: لباسی که در زیبایی موجب شهرت است و لباسی که در زشتی انگشت نما است و همچنین می فرماید: لباس بپوش که تو را انگشت نما نکند و موجب حقارت و استخاف تو نگردد.

رفتارهای خلاف ادب برای طلبه و غیر طلبه:
ادب آن گونه که بزرگان تعریف کرده اند به کیفیت و هیئت نیکوی رفتار گفته می شود. یعنی اگر بتوان یک رفتار را به صورت های مختلفی انجام داد، آن صورتی که نیکوتر است، مؤدبانه تلقی می شود. برای مثال، غذا را به شیوه های متنوعی می توان خورد، اما آرام خوردن، خوب جویدن، کیفیت غذا خوردن را بهتر می کند. وقتی که می توان عملی را زیباتر و با صورتی شایسته تر انجام داد، اگر به صورت پست و غیر زیبا اکتفا شود عرف نمی پسندد و انسان را متهم به خلاف ادب یا رفتار سبک می سازد. این داوری به جهت آن است که شخص در انتخاب صورت غیرنیکو بد سلیقه عمل کرده و راحتی خود را مقدم دانسته است. با این توضیح در اینجا مراد از رفتارهای سبک و خلاف ادب رفتارهایی است که عرف نمی پسندد و به صورت عمومی برای همه ی انسان ها طلبه باشد یا نباشد زیبنده نیست، این رفتارها رفتارهایی است که با زیّ ایمانی منافات دارد و هر مسلمان مقیّدی باید از آن ها بپرهیزد. طلبه نیز هم به عنوان یک فرد مؤمن و هم به عنوان یک اعضای نهاد روحانیت باید از آن ها اجتناب کند تا هم اعتبار فردی و هم اعتبار صنفی و هم اعتبار صنف خود را مخدوش نسازد.

چنانچه پیش از این هم گفته شد، برخی از این رفتارها از آن جهت که نشان تنبلی، بی ارادگی و لختی است، بد شمرده می شود مانند خمیازه کشیدن، چرت زدن، دراز کردن پا و …..
برخی نیز دلالت بر کودک منشی و رشد نایافتگی دارد. مانند سوت زدن، سرگرمی های بیهوده مانند بازی کردن با دسته کلید، بازی های رایانه ای و ..

حضور طلبه در اماکن عمومی
حضور طلبه در اماکن عمومی برای مردم کاملاً مشهود است. از این جهت، در بحث از زیّ طلبگی لازم است از آن یاد شود. با گذر از مباحث کذشته و کشف قواعد کلی عمل، رهنمود روشنی برای تصمیم گیری در این زمینه فراهم آمده است. این موضوع نیز تابع همان مقررات کلی است. اگر شرکت در یک مجلس یا حضور در محیط خاصی موجب وهن اویا تنزیلِ منزل روحانیت گردد ، او را متهم گرداند یا از سطح متوسط جامعه فراتر بنماید برای طلبه جز به اقتضای ضرورت یا یک مصلحت اهم – جایز نیست.
حضور در برخی از محیط ها برای طلبه، سبک و نشانه ی کودک مزاجی است و موجب وهن شخصیت روحانی و منزلت روحانیت می شود مانند باغ وحش، سیرک، سینما و…. حضور آشکار در مجالس خاصی نیز موجب اتهام طلبه می گردد یا ممکن است معنای مشروعیت بخشی و تأیید داشته باشد، مانند عبادتگاه ادیان دیگر یا مجالس دراویش و فرق منحرف، میتینگ سیاسی برخی از گروه ها.
حضور در مجالس ویژه ای نیز طلبه را از سطح متوسط جامعه فراتر می نماید و به طبقه ی اشراف ملحق ساخته یا لااقل به این الحاق و انتساب متهم می کند. مانند هتل های چند ستاره ی لوکس، سالن های تشریفات و تالارهای پذیرایی و …
از آن جا که احکام دایر مدار علل خود هستند، اگر فرض کنیم طلبه در یکی از این مکان ها به گونه ای حضور یابد که اثر منفی و تالی فسادی بر آن مترتب نباشد، در این صورت نمی توان اشکالی بر آن وارد دانست. مثلاً اگر روحانی جوان با یک اردوی دانش آموزی به دیدار از باغ وحش برود یا کودک خردسال خود را برای تفریح به پارک ببرد در نظر مردم موجه است و دلیل بر کودک مزاجی یا سبک سری نمی کند.

کار کردن طلبه و تأمین معاش
شهریه ی طلبگی ممکن است کفاف مخارج را نهده و لازم باشد طلبه در راه تأمین معاش ، خود نیز اقدامی کند. برخی از طلاب در کنار تحصیل به مسافرکشی ، خرید و فروش یا فعالیت های جانبی دیگر می پردازند و نیاز مادی خود را از این طریق تأمین می کنند. بی تردید این اقدام ادای وظیفه و بسیار ضروری است و حفظ آبروی اجتماعی و عمل به آموزه ی دینی به شمار می رود. پیامبر اکرم نیز در ایام جوانی در کاروان تجاری خدیجه حضور داشتند. بسیاری از انبیاء و اولیاء نیز به کارهای معمولی می پرداختند. اما بی تردید طلبه در قبال هزینه ی مادی، معنوی انسانی فراوان و بودجه سرشاری که خرج رشد و تربیت او شده مسئول است. نظام روحانیت که با سهم امام زمان (عج) اداره می شود، باید رسالت خود را به خوبی ایفا کند و از نیروی انسانی، پرورش یافته و آموزش دیده ی خود به نفع اهداف حوزه استفاده کند.
بر اساس همین ملاحظه، لازم است طلبه اگر توان تأمین معاش خود را از طریق فعالیت های فرهنگی دینی دارد، این فعالیت ها را به امور دیگر ترجیح دهد یعنی تلاش کند با یافتن مراکز فرهنگی، دانش و تجربه و نیروی خود در همان راهی که برای آن تربیت شده است به کار گیرد وبه اصطلاح با یک تیر دو نشان بزند. به همین جهت، شهید مطهری وقتی با فشارهای اقتصادی ومشکلات معیشتی مواجه شد، تدریس در دانشگاه را بر فعالیت های درآمدزای دیگر مقدم کرد و خدای متعال نیز در قبال این انجام وظیفه برکت سرشاری به عمر و تلاش او مترتب ساخت. البته به یقین اگر طلبه با این کارها نتواند معاش خود را سامان دهد آبروی خود را حفظ کند، جایز بلکه لازم است که با فعالیت های جانبی دیگر به تکلیف خود عمل کند و هرگز بار خود را به دوش دیگران نیفکند.

خانواده طلبه
بی شک یکی از جلوه های ظاهری طلبه، خانواده اوست. همسر، فرزند، برادر، خواهر ، خویشاوندان و حتی دوستان طلبه هر یک تا حدودی منتسب به اویند و به اندازه ی همین انتساب در معرض نگاه جامعه و مورد انتظارات خاصی قرار دارند، مثلاً پذیرفته نیست که همسر طلبه حداقل حجاب واجب شرعی را رعایت کند، یا فرزندان طلبه از لباس ها و ظواهر خاص برخوردار باشند.
تفاوت خانواده با سایر جلوه های ظاهری طلبه، در این است که خانواده طلبه انسان های صاحب اختیار آزادی هستند و نوع زندگی آن ها صد در صد در اختیار طلبه نیست. یعنی برخلاف رفتارها و سایر وجوه زندگی که نوعاً به دست خود طلبه تنظیم و مدیریت می شود، همسر و فرزندان او صد در صد تابع او نیستند یا ممکن است خلاف انتظار یا توصیه ی وی رفتار کند.

طلبه یک شخصیت علمی
اولین تعریف این است که طلبه را یک شخصیت علمی صرف بدانیم، شخصیتی که فقط به کار تحقیق و تدریس و تألیف اشتغال دارد و رسالتش صرفاً یک رسالت علمی است همانند یک استاد دانشگاه که اگر تحصیلی موفقداشت و تخصص خوبی یافت و از این تخصص در آموزش دیگران استفاده بهینه نمود یک استاد موفق تلقی می شود. یکی از بهترین تعریف ها و برداشت ها که از حوزه وجود دارد، همین تلقی است و کسانی که طلبه را چنین تعریف می کنند رسالت یک طلبه را نیز در تحصیل و تدریس و تألیف، خاتمه یافته می نگارند. اما این تعریف ناقص است و فقط بخشی از هویت روحانی را در نظر می گیرد. در این تعریف حساسیت روحانی نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه احساس نمی کند، یک مهندس برق، یک استاد فیزیک از نگاه علم و تخصص شان چه وظیفه ای در قبال مسائل اجتماعی یا سیاسی پیرامون خویش احساس می کنند؟؟
هیچ. برق چه ربطی به فقر دارد، رادیولوژی چه نسبتی با جهل؟ بله این افراد به عنوان انسان هایی که در جامعه زندگی می کنند ممکن است به مسائل جامعه شان حساس باشند اما حساسیت شان هیچ ربطی به تخصص و عملشان ندارد. این حساسیت از زوایای دیگری ایجاد می شود.

طلبه یک مقام علمی
تعریف دیگری از حوزه و حوزوی وجود دارد. در این تعریف باز مدار، همان علمیت حوزویان است، اما از منظری دیگر، منظری که آثارش کاملاً با تلقی اول متفاوت است و در تمام شئون زندگی طلبه تأثیر می گذارد حتی در سلوک و اخلاق فردی اش.
در این تلقی طلبه تلاش می کند تا به اوج علمیت و تخصص دست پیدا کند و شخصیت علمی اش را به دیگران اثبات نماید و این موجب تنازع با دیگران است همان تنازعی که در مجامع دانشگاهی نیز دیده می شود. وقتی فردی در جستجوی قله ی علمی است، با فتح آن قله خود را صاحب آن مقام می بیند، صاحب یک مقام علمی! مقامی که لوازمی دارد و باید از سوی دیگران رعایت شود. یک استاد دانشگاه از رفاه برخوردار است. یک مقام علمی حوزوی نیز باید همان رفاه را داشته باشد! یک متخصص علوم جدید از احترام دیگران بهره مند است. یک آشنا به رموز دین نیز باید در چشم مردم محترم باشد در نیجه ی این تعریف، اخلاق عوض می شود، رفتار عوض می شود، خیلی از ضد ارزش ها ارزش می شوند ، هرگز داشتن ها ضد ارزش نخواهند بود، هرگز خواستن ها ضد ارزش به حساب نخواهند آمد.

طلبه به سان یک پیامبر
در مقابل این دو تعریف، تعریفی جامع و مانع نیز از یک حوزوی می توان ارائه نمود. در این تعریف طلبه در زمان و مکان خویش، همچون انبیاء است و به اندازه ای که در مسیر انبیاء است، طلبه است. در این مسیر بودن لوازمی دارد و هر طلبه به اندازه ای که ملتزم به این لوازم نیست از تعریف خارج و به هر اندازه که به آن ها پایبند است، داخل در تعریف می باشد. از این روی تعریف، تعریفی جامع افراد و مانع اغیار است. در برگیرنده ی آنها که مقیدند و بازدارنده ی آنها که گرفتار غفلتند.
یکی از لوازم نبوت ، علم است. پیامبران از علم برخوردارند، پس ما هم باید به این خصلت آراسته باشیم. بدون علم نمی توان در مسیر انبیاء گام برداشت البته علم پیامبران الهی است و علم ما اکتسابی و این دو با هم منافاتی ندارد. ما با شاگردی در مکتب انبیاء به آن علم در خور سعه ی وجودی خود دست پیدا می کنیم. علم یگانه لازمه ی نبوت نیست. لازم است ولی کافی نیست.
والسلام ……..

نتیجه گیری
از این پژوهشم نتیجه می گیرم که:
طلبه باید اصالتاً به دنبال خدمت به دین باشد و تمام همّ و غمّ خود را برای افزایش مهارت و دانش مرتبط با آن به کار گیرد. اما پس از بدست آوردن مهارت لازم و توانایی واقعی خدمت، لازم است در مقام اثبات نیز موجه شمره شود، زیرا گاهی توانایی واقعی وجود دارد . اما مقدمات ضروری دیگری که ارائه خدمت بدان وابسته است، مفقود است. مثلاً کسی ممکن است هنر رانندگی را آموخته باشد و با تمرین فراوان مهارت کافی به دست آورده باشد، اما به جهت نداشتن گواهینامه اجازه ی استفاده از این مهارت و میدان و فرصت بهره گیری از این توانایی را نداشته باشد. بدین ترتیب، ما گاهی وظیفه داریم خود را به جامعه بشناسانیم و آمادگی خود را برای انجام  دادن برخی از خدمات اجتماعی اعلام داریم…

منابع و مآخذ
۱-    راه و رسم طلبگی، محمد عالم زاده نوری، ناشر: ولاء منتظر (عج)، چاپ تابستان ۸۷
۲-    درآمدی بر زیّ طلبگی ، محمد عالم زاده نوری، ناشر: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ، پاییز ۸۸
۳-    میقات سبز، مهدی هادوی، قم مؤسسه ی فرهنگی خانه خِرَد، چاپ ۸۰
۴-    درآمدی بر شناخت حوزه و روحانیت، منصور عالم الهدی، انتشارات نصایح، تابستان ۷۹
۵-    ارزش و افتخارات طلبه، محمد عالم زاده نوری، قم، وثوق، ۱۳۸۵ ش
۶-    هویت صنفی روحانی، محمدرضا حکیمی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۱ ش
۷-    ولایت، رهبری، روحانیت، شهید سید محمد حسین بهشتی، بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی، تهران، بُقعه، ۱۳۸۳ش.
۸-    حوزه علمیه هست ها و بایدها، احمد خاتمی، مشهد بنیاد پژوهش های اسلامی، ۸۵
۹-    آخوندها باید روحانی باشند، توصیه های رهبر انقلاب برای حوزه علمیه، تهران ۸۵
۱۰- حامل اصرار : راهنمای مطالب علوم دینی ومشتاقان عالم انوار در سیر علمی و عملی، داوود سَمدی علوی، قم سازمان تبلیغات ،۸۷
۱۱-    آشیانه مهر، مؤلف هیئت مدرسه علمیه، اصفهان،۸۴
۱۲-    بدایه المبتدی : یونس اِستروشِنی، مرکز بین المللی ترجه و نشر قم، ۸۵
۱۳-    مراحل اخلاق طلبه در قرآن، عبدالله جواد آملی ، ناشر: مرکز نشر اسراء، ۷۸
۱۴-    نخستین گام طلبگی، حسن رمضانی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، ۷۸

پژوهشگر :منصوره رحمتی

مدرسه علمیه امام جعفر صادق (ع) شاهرود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: