دوشنبه - ۱۳۹۷/۰۷/۲۳
صفحه اصلی >> مقالات >> هنری >> هنر در خدمت فرهنگ دینی

هنر در خدمت فرهنگ دینی

هدف انسان ها از برقرار کردن ارتباط، انتقال پیام است، این انتقال پیام ابزاری نیاز دارد که هنر را می توان یکی از این ابزار به حساب آورد. برای استفاده مطلوب از هنر ابتدا باید آن را شناخت سپس با زبان خاص او آشنا شد و از آن بهره برد. هنر اگر در خدمت مفاهیم دینی قرار گیرد علاوه بر انتقال مؤثر پیام ها باعث جاودانگی خود هم می شود. انسان فطرتاً به دنبال زیبایی و تحول است و هنر است که این زیبایی ها و تحولات را به تصویر می کشد. هدف استفاده از هنر باید تکامل و سعادت انسان باشد و کسی می تواند یک اثر هنری مطلوب خلق کند که تحت تربیت یک مکتب کمال یافته قرار گرفته باشد. هنر با تمام شاخه های خود می تواند در خدمت دین و فرهنگ قرار گیرد.

مقدمه

شیوه تبلیغ و پیام رسانی مبتنی بر گزینش روش های هنری و استفاده از تکنیک های القاء غیرمستقیم در فرهنگ و معارف ما بیش از پیش معمول و معروف بوده است. اینک باید اعتراف کنیم که ناآشنایی و عدم معرفت ما نسبت به زبان اصلی این رسانه موجود از یک سو و بیگانگی با فرهنگ و معارف خودمان از سویی دیگر باعث شده است تا این مفاهیم متعالی و ارزشمند که هزاران آیه از قرآن مجید و احادیث و روایات بی شماری، که در دیگر منابع و متون نهفته است ، همچنان دست نخورده بماند. اگر سینما، تلویزیون، تئاتر تاکنون چندان مثمر ثمر واقع نشده است به خاطر عقیم بودن این وسایل نیست بلکه به خاطر همین سهل انگاری در کشف راه های رشد و حرکت به وسیله این ابزار است.
ما باید از هنر استفاده بهینه کنیم، تا از آن در مقابل استعمار فرهنگی یک انقلاب فرهنگی به وجود آوریم. می توان با تلاش و کارکردن در این زمینه از هنر سفیری مناسب جهت معرفی دین و فرهنگ پدید آورد. می توان به وسیله آن بر ایمان ها افزود و اخلاق و انسانیت را بسط و گسترش داد. باید هنری ارائه داد که باعث هدایت و نجات بشریت گردد و در مسیر تربیت آدمی و رهایی او از مرداب طبیعت گام بردارد.
شاید امروزه کسی را نتوان یافت که به نوعی در عمرش از هنر تأثیر نپذیرفته باشد. به طور حتم گروه بسیاری از مردم همواره تحت تأثیر هنر قرار گرفته و هنوز تحت تأثیراند و چه بسا کلی ترین تحولات فکری و اخلاقی آنان، گذشته از ایدئولوژی ها، در رابطه با هنر پدید آمده است.
با وجود این همه تأثیرگذاری هنر و با تلاش هایی که در سراسر تاریخ اندیشه برای شناخت هنر انجام داده اند، این پدیده هنوز تعریف دقیقی نشده است و این مطلب به خاطر پیچیدگی هنر و از سویی دیگر به خاطر ضعف دانش بشری است. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و با برپا شدن حکومت دینی، هنر هم دچار تحول عظیمی گردید و دارای یک پشتوانه ارزشی و دینی شد. هنر عرصه شکوفایی استعدادهای جوانی گشت که هدفشان رشد و تعالی انسانیت بود.
در این مطلب هیچ تردیدی نیست که دین برای معرفی شدن نیازمند هنر است. همانگونه که هنر هم برای رسیدن به جایگاه واقعی خود نیازمند پشتوانه ای محکم به نام دین است. پس باید برای پیشبرد اهداف دینی و فرهنگ از هنر استفاده مطلوب و به موقع صورت گیرد و این امر نیازمند شناخت و تعریف مشخص از این واژه ها است. پیام ها و هشدارهای دین را به وسیله هنر می توان منتقل کرد، استفاده از هنر در این زمینه باعث انتقال بهتر و ماندگارتر می شود. هنر اگر صبغه دینی بگیرد با تلاش صمیمانه و دلسوزانه باعث افزایش و رشد عقیده و ایمان دینی می گردد. اما هنر چگونه می تواند در خدمت فرهنگ دینی قرار گیرد و چه کارآیی دارد؟باید به این مطلب توجه داشت که رسوخ و گسترش مفاهیم دینی به وسیله رشته های متنوع هنری ملموس تر و جذاب تر خواهد بود. همچنین انتقال اندیشه های دینی به وسیله هنر به سهولت امکان پذیر است.
تأثیرگذاری بر اذهان، افکار، فرهنگ و باورهای عمومی جامعه غیر قابل انکار است. پس چه بهتر که این موارد را در جهت مثبت هدایت کرد هنر در اغلب جاهایی که به کار برده می شود به معنی زیبا آفرینی و بهترین فعل و جذاب ترین عمل می باشد و این مطلب قابل توجه است که بهترین هنرمند، خداوند متعال است. هنر می تواند آغازگر تحول و دگرگونی و تکامل باشد. اما این هنر باید توسط هنرمند ارائه گردد پس هنرمند هر ایده و عقیده ای داشته باشد در خلق اثر هنری اش مؤثر خواهد بود. اگر هنرمند دارای روح لطیف و دینی باشد، به طبع اثر هنری او نیز در این راستا خواهد بود. هنری که توسط یک فرد معتقد به وجود آید به طور حتم باعث رشد و کمال می شود و حرکت جامعه به سمت اهداف متعالی و بنیادی و آرمان های بشری را به وسیله هنر ممکن خواهد ساخت.بکوش خواجه و از عشق بی نصیب مباش
که بنده را نخرد کس به عیب بی هنری

هنر تعریف جامع و مانعی ندارد اما به نوعی، از قدرت علاقه و آفرینندگی سرچشمه می گیرد. لئون تولستوی هنر را چنین معرفی می کند:«هنر آنگاه آغاز می گردد که انسان با قصد انتقال احساسی که خود تجربه کرده است، آن احساس را در خویشتن برانگیزد و به یاری علائم معروف و شناخته شده ظاهری بیانش کند. »
هنر را هم می توان با توجه به منشاء دینی تعریف کرد و هم با توجه به مسائل و خصوصیات دیگر، به طور نمونه فروید هنر را سرچشمه گرفته از عقده های جنسی می داند در حالی که شهید مرتضی مطهری هنر را در زمره امور فطری می داند. هاورز در کتاب خاستگاه اجتماعی هنر متذکر می شود که در جوامع ابتدایی مراسم و اجتماعات مذهبی اغلب با فعالیت های هنری همراه بوده است تاریخچه تئاتر و نمایش به مقاصد مذهبی برمی گردد.
مولای متقیان حضرت علی (علیه السلام) می فرماید:«ان الله جمیل و یحب الجمال و یحب ان یری آثر نعمته علی عبده ؛خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و دوست دارد که نمود نعمتش را بنده اش ببیند. »
ویکتور هوگو درباره اهمیت دین می گوید:به عقیده من تعلیمات دینی امروز از همه وقت لازم تر است هر چه انسان ترقی می کند ایمانش باید کامل تر و عقیده اش محکم تر شود. ما خواه قانون گذار باشیم خواه کشیش، خواه نویسنده، موظفیم که کلیه نیروهای اجتماعی را به انواع گوناگون برای تخفیف شدائد مردم بکار ببریم و سرهای آنها را به سوی آسمان ها متوجه کنیم و آنها را هدایت و به زندگی آینده امیدوار سازیم. بنابراین من تعلیم، ترویج و تبلیغ دین را صمیمانه و جانانه و مشتاقانه هواخواهم. عصر آینده، عصر حاکمیت دینی است و در آن ارتباط نقش اساسی دارد و مقوله ای که در ارتباط برقرار کردن نقش مهمی دارد هنر است. پس از همین زمان باید به فکر هنری در خور و شایسته عصر آینده باشیم. به تعبیر اساسی رهبر معظم انقلاب «عصر خمینی عصر حاکمیت دین و دین باوری است. »دین به عنوان پدیده ای که بر فطرت استوار است باید قادر باشد در تمام زمینه ها فعالیت نماید و در آن فعالیت به اوج برسد. هنر هم از این مطلب مستثنی نیست و هنری که در خدمت دین قرار گیرد باید به اوج خود برسد.
حکومت دینی متشکل از سه رکن مکتب، مردم و رهبری است. این سه رکن باید به یکدیگر مرتبط باشند و هنر به عنوان بهترین وسیله ارتباطی محسوب می شود. در حوزه هنر باید به دو عرصه زیبایی ظاهری و زیبایی معقول توجه داشت. زیبایی ظاهری در پرتوی زیبایی معنوی زیبایی خاصی می یابد. هنر متعهد و مسئول باعث برطرف شدن نقاط ضعف انسانی و زمینه ساز عروج خواهد شد. هدف از هنر دمیدن روح تعهد و جهت بخشی عرفانی و انقلابی به معرفت و دید افراد است. هنر اگر به طور واقعی در اختیار دین و فرهنگ قرار گیرد می تواند به انسان دید ملکوتی دهد تا انسان ملکوت آسمان ها را ببیند.
شهید بهشتی در مورد اسلام و هنر چنین می گوید:«وقتی اسلام می خواهد به نیاز هنری انسان بنگرد کاملاً متوجه است که هنر نردبان عروج و تکامل است نه وسیله سقوط و تباهی اش، هنری که انسان را سمت حیوانیت بکشاند، هنر نیست. »
در انتقال پیام عوامل متعددی دخیل اند که یکی از این موارد نحوه ارائه پیام است. انسان فطرتاً کنجکاو، حقیقت جو و در پی ارضای نیازهاست و زیبایی و رسایی پیام زمانی مشهود است که با شیوه های مختلف هنری ارائه شود.
پیامبران هم از هنر برای تبلیغ دین خدا استفاده می کردند. به طور نمونه پیامبر اسلام از هنرهای سمعی و بصری استفاده می کردند. «نقل شده که روزی پیامبر از خانه خارج شد در حالی که در یک دست طلا و در دست دیگر ابریشم و می فرمودند:«این دو بر مردان امت حرام و بر زنان آنان حلال است»یا برای آموزش نماز می فرمودند:«به نماز من بنگرید و همان گونه که من نماز می خوانم نماز بخوانید. »
هنر در پرداختن به اهداف اعتقادی و مذهبی جهت پرورش ابعاد اخلاقی و معنویت شخصیت انسان، تقویت ایمان مذهبی و روحیه اعتقادی، نگرش توحیدی و گرایش به ارزش های اصلی آن تأکید می کند. هنر برای دین یک شیوه بیان است، یک شیوه ادا کردن، منتها این شیوه بیان از هر تبیین دیگر رساتر، دقیق تر، نافذتر و ماندگارتر است. این مطلب بارها توسط مقام معظم رهبری(حفظه الله تعالی) گفته شده است که هر پیامی، هر دعوتی، هر انقلابی، هر تمدن و هر فرهنگی تا در قالب هنر ریخته نشود و ارائه نگردد احتمال نفوذ و گسترش ندارد و ماندگار هم نخواهد بود و فرقی هم بین پیام حق و باطل نیست.
شاید امروزه کسی را نتوان یافت که به نوعی در عمرش از هنر تأثیر نپذیرفته باشد. هنر می تواند در عقاید افراد تأثیر ژرف داشته باشد. هنر وسیله مؤثری است برای ارتباط بین انسان ها و مؤثرترین نوع تبلیغ، هنر اگر در خدمت دین قرار گیرد و مفاهیم دینی را منتقل کند. نوعی شناخت عارفانه است که با بیان خاص خویش منظور را به مخاطب منتقل می کند. این نوع از شناخت عارفانه که با استعدادهای فطری آغاز می شود رابطه دقیقی با تزکیه انسان دارد. تزکیه ای که حجاب و زنگار از رخ دل می زداید. هنر دینی می تواند بیشترین تاثیر را بر روان انسان بگذارد. حقیقت زیباست و نمایش حقیقت، یک هنر است.
کارکردهای دینی را می توان در چند گزینه بدین ترتیب نام برد:
ـ هنر دینی باعث تشویق و تربیت انسان می گردد.
ـ ثبت هنری تاریخ دینی باعث انتقال مفاهیم دینی به نسل آینده می شود.
ـ وجود دسترسی به مفاهیم دینی گذشته باعث عبرت انگیزی برای آیندگان می گردد.
ـ هنر دینی باعث الگوسازی مناسب در جامعه برای هدایت افراد به بهترین روش می شود.
ـ همانند سازی فکری و رفتاری باعث یک وحدت رویه در گفتار و کردار جامعه می گردد.
ـ هنر دینی یک مقوله دینی است که باعث ایجاد یک رابطه دو طرفه بین خالق و مخلوق می گردد.
ـ ایجاد یک مقبولیت اجتماعی، حفظ و کسب سلامت جامعه از ویژگی های مهم هنر دینی است.
ـ وارد کردن هنر در عرصه دین باعث درک نیازهای حال و آینده جامعه می شود.
ـ هنر دینی یک شناخت عملی از قدرت ارتباطی بین انسان هاست.
ـ هنر باعث بهره گیری از میل طبیعی نهفته در بین انسان ها می شود و در راستای رسیدن به هدف که همان سعادت بشری است کاربردی خاص دارد.
ـ به طور کلی هنر در بیان شعر، موسیقی، وسایل سمعی و بصری و. .. می تواند باعث ماندگاری هدف گوینده گردد و اگر این مطلب در خدمت دین و فرهنگ قرار گیرد، می تواند به آن تاثیری شگرف بخشد.
ـ داشتن ابتکار عمل و دمیدن روح امید از خصوصیات بارز هنر دینی است.
ـ برای انتقال یک پیام، انتخاب قالب مناسب برای ابلاغ پیام امری است ضروری و هنر دینی نیازمند چنین قالبی است.
ـ هر پیامی را در هر قالبی نمی توان ارائه کرد، ابلاغ پیام و سخن دینی زمینه آماده و مساعد می طلبد.
در دنیای امروزی هنر، آنقدر از مقام و جایگاه خود دور افتاده است که هر گفتاری در این زمینه در امواج ابتذال حاکم محور می گردد. هدف از هنر از دید ما زدودن سنگلاخ های تزاحم اندیشه خاکی است به طوری که از این مسیر ابهام زادیی نماید و بشریت را به سمت حقیقت واقعی رهسپار نماید. اگر هنر در این وادی قرار گرفت دست هایمان برای معرفی و تبلیغ هرگز خالی نخواهد ماند و اگرامروزه در حق افراد دین مدار جفا می شود، به خاطر این است که گلوگاه هنر در دست افرادی است که از دین و حقیقت بویی نبرده اند و اگر ما احساس می کنیم که باید اندیشه های دینی مان را که بالقوه ماندگارند به فعلیت ماندگار سازیم چاره ای نداریم جز اینکه زبان هنر را بیاموزیم و از آن برای انتقال مفاهیم و اندیشه های دینی خود استفاده کنیم.
امروزه جامعه های بشری بیش از پیش نیازمند این مقوله اند که از هنر در راستای سعادت بشری بهره بهتر و برجسته تری ببرند در واقع می توان چنین گفت هنری که از دین نشأت نگرفته باشد مانند مردابی است که هر چه بیشتر دست و پا بزنیم بیشتر در آن فرو می رویم.
وظیفه اصلی هنر این است که در مسیر تربیت آدمی و رهایی از مرداب طبیعت گام بردارد و به جلو حرکت کند پس باید هنر را در اختیار بایدها و نبایدهای دین قرار داد تا درک روح کلی حاکم بر جامعه و کشف جهان بینی و ایدئولوژی خاص میسر باشد. برای انتقال بایدها و نبایدها باید از القای غیرمستقیم استفاده کرد و هنر بهترین نوع القای غیرمستقیم است، چون به نوعی با استعدادهای فطری انسان در تماس است فقط باید با زبان هنر صحبت کرد تا مفهوم قابل درک و پذیرش پدید آمد. ما تا زمانی که با زبان هنر صحبت نکنیم، استفاده از آن هم در راستای هدف نهایی جایگاهی نخواهد داشت.
با هنر دینی می توان در بی نهایت غرق شد و به تحیر و شیفتگی رسید. هنر دینی می تواند انسان را از تاریکی خارج سازد و حجاب را کنار زند زیرا که در آن مبدأ خداوند است و مقصد هم احسن الخالقین می باشد. در هنر، مخاطب اصلی انسان است و انسان هم دارای عواطف، احساسات و ادراکات سرشاری است. وظیفه هنر برانگیختن همین احساسات و عواطف است. هنر الهی اگر در خدمت ما قرار گیرد باعث یک انقلاب فرهنگی در وجود انسان ها می گردد و آنها را از درون تزکیه می کند.

هدف هنر

آیا هدف از هنر باید لذت بردن مردم و هنرمندان باشد یا هنر وظیفه برتری دارد؟ هنر می تواند با توجه به خصایصی که دارد به عنوان کلاس درس و آموزش تلقی شود. این یک حقیقت است که یک اثر هنری می تواند باعث پیشرفت بشر گردد. وظیفه هنر در مقابل دین این است که سهم باورهای دینی و کلاً نقش عقیده را شناخته و حقش را ادا کند. انسان به طور فطری مجذوب حقیقت است و بسوی معنویت و ارزش های بالا گرایش دارد. گر چه عقیده معمولاً با تفکر، منطق و اندیشه سر وکار دارد ولی این عقیده باید رنگ عشق بگیرد تا جاودانه شود. هنر می تواند شور ایمان و جذبه های عقیده را به تصویر بکشد. هنر موجودیت خود را در دین از انس گرفتن با حقیقت به دست آورده است.
ملاک ارزش یک هنر بستگی به دین هنرمند دارد و کسی می تواند اثری جاوید خلق کند که تحت تربیت یک مکتب قرار گرفته باشد.
یک هنر دارای چهار عنصر است :
۱ ـ سوژه ۲ ـ محتوی، روح و پیام ۳ ـ قالب ۴ ـ هنرمند
یک اثر هنری موقعی دینی خواهد بود که چهار عنصر تشکیل دهنده آن گرفته شده از دین باشد. همیشه وظیفه هنر این بوده که ذهن مخاطب را کمی آن سوی حدود بکشاند. نقش حساس هنر دینی آن است که مفاهیم عالیه آسمانی و حقایق والای هستی و ارزش های خدایی را با زبان خاص خویش به انسان خاکی و انسان های هبوط یافته انتقال دهد. هنر زبان ارتباط انسان ها با یکدیگر است، پس باید به وسیله آن ارزش های مکتبی را انتقال داد. هنر دینی باید با بیان ارزش های دینی راهی از خاک تا افلاک پیش پای انسان بگشاید.

وظیفه هنر

هنر دینی در جهت دادن و ارائه سیر تشابه زیادی با خلاقیت الهی دارد، قصد هنر این است که انسان را از پوچی و روزمرگی، گرایش و کشش به زمین رها سازد و روح او را از تعلقات دنیایی و قیودات مادی آزاد سازد. هنر می تواند روح عطشناک انسان را متمایل به ابدیت سازد و آن را سیراب سازد. هنر اساساً بر حکمت و علم مبتنی است پس به انسان سعادت می بخشد و او را متعالی می سازد. هنر می تواند استخراج کننده ارزش ها و استعدادهای نهفته در وجود افراد باشد. انسان گنج است پس باید آن را حفاری کرد و بعد از زدودن آلودگی ها به آن در ارزشمند دست یافت.
مرحوم علامه محمد تقی جعفری در رابطه با هنر پیرو و پیشرو بیان می دارند:«هنر پیرو عبارت است از توجیه شدن نبوغ و فعالیت های عقلانی و احساسات هنرمندان به سوی خواسته ها و تمایلات دریافت شده معمولی مردم و هنر پیشرو تصفیه واقعیات جاری و استخراج حقایق ناب از بیان آنها و قرار دادن آن در مجرای حیات معقول با شکل جالب و گیرنده است. در این هنر آن چه هست را به سوی آن چه باید باشد تعدیل می نماید. ما این هنر را جلوگاه تعهد و به وجود آورنده آن را هنرمند متعهد می نامیم. »
عاطفه، غریزه و شوق در انسان و بکارگیری آن در هنر غربی باعث مبتذل گشتن هنر می شود. از وظایف هنر دینی این است که زمینه تعدیل غرائز و اعتلا بخشیدن به عواطف و هماهنگ ساختن این شوق را با آهنگ هستی و هدف خلقت به بعضی از غرائز فراهم سازد. انسان موجودی است درگیر اما نوع درگیر بودن متفاوت است عده ای در مقابل ظلم می ایستند و مقاومت می کنند و عده ای در مقابل عدالت می ایستند. وظیفه هنر این است که مسیر درست را به انسان نشان دهد.

تأثیرگذاری هنر

انسان به خاطر تأثیرپذیری از جنبه هنر لذت روحی می برد. هنر رهایی از بی شکلی و وصول به دقت، گریز از ابهام و رسیدن به تشخیص و یک حرکت بدیهی و روشن است که نیازی به آوردن استدلال هم ندارد.
هنر، حرف زدن با مردم است. آن هم با زبانی خاص، پس مردم طرف سخن هستند و زندگی آنان صحنه برخورد عینی و میدان اصلی این ارتباط است. هنرمند به وسیله هنر خود باید با مخاطبین ارتباط برقرار کند و با القاء فکر و اندیشه درست، انسان را به سعادت هدایت کند. چون مذهب در تمام زندگی مردم گسترده شده است، اگر هنر از دین نشأت بگیرد باعث پایداری و جاودانگی خود می شود. هنری که با دین مردم آمیخته باشد در متن زندگی مردم جریان دارد، تاریخ نشان داده است که هر جا مذهب و دین راه پیدا کرده اند و انسان با خلوص و ایمان کار کرده و چیزی را به عنوان اعتقاد دینی ساخته است سرشار از ظرافت و شگفتی است. و این رابطه تفاهم آمیز هنر و مکتب است که هنرمندان را به این وادی می کشاند.

تأثیر دین بر جاودانگی هنر

این یک واقعیت است که جهان عرصه قضا و قدر الهی است و انسانها همه مختارند و قادرند در این چهار چوب حرکت کنند و هنر بدون باور این حقیقت، تحقق نخواهد یافت.
گرایش انسان در مورد حقایق نامحسوس و عوالم معنوی و متافیزیکی، طبیعی و فطری است. بنابراین وقتی یک هنر ترسیم کننده این بعد از مسائل هستی باشد از آن جایی که پاسخ به گرایش های فطری انسان است گیرایی و جذابیت خاصی دارد.
طرح مسائل دینی به موازات وسعت بخشیدن به دید و درک انسان به اثر هنری هم یک عمق و وسعت خاصی می بخشد و آن را تا بی نهایت سوق می دهد. وقتی یک اثر دامنه اش تا پشت علت های مادی و اسباب آشکار و معلوم کشیده شود جاودانه خواهد شد.
از آن جا که باورهای دینی در طیف وسیعی از مردم گسترش یافته است معنوی بودن هنر باعث عمومیت یافتن اثر هنری می شود.
طرح مسائل دینی، باعث آشنایی انسان با مسائل غیرفیزیکی خواهد شد که چشم عقل انسان را بینا می سازد و باعث شناخت بهتر می شود.

نتیجه گیری

هنر یک شیوه بیان و ادای مقصود است که اگر به موقع و درست از آن استفاده شود پیام خود را با رساترین و جذاب ترین شکل منتقل میکند. هنر دارای خصوصیات متفاوتی است و قرار گرفتن آن در هر مسیری نمایش خاصی از حق و باطل را به همراه خواهد داشت.
اگر برای مفاهیم دینی از هنر استفاده کنیم، باعث انتقال آن به بهترین و جاودانه ترین طریق ممکن شده ایم. هنر دینی در واقع متناسب با فطرت انسان هاست و انسان به وسیله آن به یک آرامش خاصی دست می یابد. اگر انسان همواره به دنبال هنر بوده به خاطر این است که هنر با فطرت و وجود انسان در ارتباط است.
وظیفه ما این است که از انحراف آن جلوگیری کنیم و از آن در راه درست استفاده نمائیم. بیان حقیقت برای انسان جذاب و دوست داشتنی است، پس باید بوسیله هنر ابهامات را از زندگی بشر کنار زد و راه را از سنگلاخ های تردید هموار ساخت. هنر استخراج کننده ارزش ها و استعدادهای نهفته در درون آدمی است که باعث برقراری یک تعادل در بهره برداری از غرائز انسانی می شود.
هنر دینی با القاء غیرمستقیم خود می تواند انسان را از مرداب طبیعی خارج سازد و او را به سمت سعادت رهنمون سازد. ما اگر بخواهیم حرفی برای گفتن داشته باشیم ابتدا باید با مفاهیم و اصطلاحات خاص هنر آشنا شویم و بعد از شناخت، از هنر در راستای اعتلای دین استفاده نمائیم، همانطور که پیامبران هم از هنر برای تبلیغ دین استفاده کرده اند.
منابع
۱ ـ مخملباف، محسن، هنر اسلامی، اندیشه ۱۳۶۱
۲ ـ نیک خو، مهدی، نقش و هنر رسانه، نگین قم ۱۳۷۹
۳ ـ معتمدی، احمدرضا، مبانی هنر موعود، مازیار ۱۳۸۶
۴ ـ روح الامینی، محمود، زمینه فرهنگ شناسی ایران، تهران ۱۳۶۵
۵ ـ هاورز و آرتولد، خواستگاه اجتماعی هنر، گروه مترجمان فرهنگسرای نیاوران، تهران۱۳۵۷
۶ ـ هنر در قلم و مکتب، هیئت تحریه پیام انقلاب، ۱۳۶۵
منبع : ماهنامه موج عصر شماره ۱۳ و ۱۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: