دوشنبه - ۱۳۹۷/۰۲/۰۳

نقش فرهنگ در اقتصاد

در نامگذاری و تعیین شعار سال ، برای اولین بار عنوان فرهنگ ، از سوی مقام عظمای ولایت  و رهبری  به عنوان یکی از  موضوعات شعار سا ل انتخاب گردید که چرایی این انتخاب را دو چندان می کند.(گرچه عناوین شعاردر سالهای گذشته ،هریک خواستگاه فرهنگی داشته و یا از موارد و مصادیقی است که کارکردهای فرهنگی داشته است.) زیرا بار ها معظم له  با الفاظ و عبار تهای گوناگون بر تهاجم فرهنگی دشمن و نیز مظلومیت فرهنگ در داخل کشوربا فریاد رسا ، مسئولین را مورد خطاب قرار دادند. و لکن بنظر می رسد مطالب مورد نظر حضرت آقا ، یا خوب فهمیده نشد و یا اینکه آنچه انجام شد به درستی به سر انجام نرسید.
از همین روی نامگذاری سال ۱۳۹۳ به عنوان سال < اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی > با محوریت اقتصاد و فرهنگ از اهمیت ویژه ایی برخوردار است زیرا هریک از این دو عنوان در یگدیگر تاثیر  متقابل دارند. تاثیرات اقتصاد پویا و پایدار بر فرهنگ را می توان در موارد ذیل خلاصه کرد :
– توسعه فرهنگی .
– تسهیل در اقتصاد فرهنگ .
–  حفظ ارزش ها ی فرهنگی از لوازم  اقتصادپایدارست .
اکنون این سئوال مطرح می شود چرا  با اینکه اقتصاد نقش بسیار زیادی در توسعه و رفاه اجتماعی برای زندگی مردم دارد ولی فرهنگ مهمتر از اقتصاد است؟
چون فرهنگ به معنای هوایی است که ما تنفس می کنیم . ما چه بخواهیم و یا نخواهیم بنا چار برای استمرا ر حیات و زندگی دنیوی و بناچار هوا را تنفس می کنیم.فرهنگ یک کشور مثل هواست همانطور که اگر هوا آلوده و کثیف باشد انسان را دچار بیماری های مزمن و خطرناک می نماید. فرهنگ نیز اگر آلوده و ناسالم باشد انسانرا در کردار و رفتار دچار کجی و از نظر روحی و روانی دچار اختلال ، افسردگی و….. می نماید.(۱) فرهنگ یعنی باورها ی مردم ، ایمان مردم ، آن چیزهایی که مردم در زندگی روز مره با آن سرو کار دائمی دارند و الهام بخش مردم در حرکات و اعمال آنهاست.(۲)
از همین روی نقش فرهنگ در زندگی انسانها و حیات اجتماعی آنان ، نقش اولی است. و نیز حیات اجتماعی انسان همانطور که عاری از اعتقاد ، باورو ایمان نمی باشد . و اگر بنا بر فرض محال ، فرض کنیم که حیات اجتماعی و فردی بشر می تواند از عوامل موثر در فرهنگ بی بهره باشد . در آن صورت ، حیات فردی و اجتماعی بشر فاقد تکامل و تعالی ،عاری از روابط صحیح اجتماعی ، فاقد پویایی و خلاقیت و در نهایت انسان دچار آسیب روحی  و روانی می گردد که از نتایج این آسیب دیدگی ، اضطراب ، یاس و نومیدی و ترس و حشت است و بهمین خاطر،  همانطور که انسان به اکسیژن نیاز دارد به فرهنگ هم نیازمند است و نیز همانطور که حبات نباتی انسان به اکسژن نیازمند است حیات  اجتماعی او ، نیز به فرهنگ محتاج است .

نقش فرهنگ در اقتصاد
با توجه به تبیین چرایی اهمیت و اولویت فرهنگ بر اقتصاد ، اکنون لازم است به نقش اقتصاد بر فرهنگ بپردازیم :
جایگاه فرهنگ در ادیان و مذاهب مختلف ونیز از نظر علوم اجتماعی و انسانی بر کسی پوشیده نیست. در گام اول نقش  فرهنگ ، نقش اولی و تاثیرگذار است . فرهنگ درجامعه ، نقش سازندگی ، قانون پذیری آحاد جامعه ،انضباط واصلاح روابط اجتماعی ، حا کمیت ارزشها ست . سازندگی فرهنگ در ساخت تمدن است.تمدن ها محصول فرهنگ یک ملت با ریشه است که در دوران متمادی تشکیل و میراث گذشتگان برای آیندگان است.
در اغلب موارد فرهنگ ، نقش مولد و تاثیر گذاری را دارد . یکی از مواردی که فرهنگ برآن تاثیر می گذارد . اقصاد است . نقش فرهنگ براقتصاد در چند محور است:
الف- نقش فرهنگ تولید
فرهنگ در فرایند تولید نقش اساسی و محوری دارد .خصوص در اقتصاد هایی که انسان نقش اصلی و یا غالبی دارد .در اینگونه اقتصاد ها ،نوع اعتقادات ، ارزش ها ، باور و ایمان افراد در میزان و کیفیت تولید ایفای نقش می نمایند. نوع اعتقاد ، ارزش ها  ، باور ها و ایمان افراد در خوب کار کردن و کار خوب کردن اثر بسزایی دارد که هیچ کس  نمی تواند آنرا انکار کند.
ب- نقش فرهنگ در توزیع کالا
یکی از ایراد های اساسی در کشور ما نوع بسته بندی کا لا هاست . در اکثر اوقات وقتی شما کالایی را بطور یکجا و کلی خریداری می نمایی بعد  از بازگشایی ، متوجه می شوی که در بالای بسته بندی ، کالای خوب و سپس کالای  متوسط و در پایین بسته کالای بنجل قرار داده شده است. در حالی که بسته بندی کالا های خارجی ، این نقص را ندارند.
 نقش اعتقاد و باور و ایمان افراد و به عبارتی  فرهنگ در این اقدام اقتصادی نقش بسزایی دارد.و بگونه ای رفتار می نماید که در توزیع کالا و خدمات اعتماد عموم را جلب می نماید. و ایجاد اعتماد هم از طریق مشاهده مکرر مردم در توزیع کالا بوجود می آید.
ج- نقش فرهنگ در مصرف
مقوله ی مصرف یکی از پیامد های تولید و توزیع کالا است .اگر کالا با کیفیت خوب تولید ،ودر بسته بندی و توزیع اعتماد عموم مردم را بدست آورد ،درآن صورت پیامد مثبت در اقتصاد فرد و جامعه بوجود می آورد.ومنابع ملی را حفظ و خود بخود مردم را بسوی مصرف  بهینه هدایت می کند.
 کشور ما بر اساس آمار های رسمی با برخی از کشور ها که جمعیت میلیاردی دارند در مصرف انرژی برابری می کند و حتی گوی سبقت را از آنان ربوده است.بر ای جلو گیری از این رویه ، می بایست اقدامات فرهنگی بسیاری در زمینه های مختلف انجام داد تا میزان مصرف در کشور را بتوان اصلاح کرد.
البته این مطلب مجال بیشتری را طلب می کند واز سویی باید تاثیر گذاری عوامل دیگر را نیز در نظر گرفت.
ملخص کلام در این است که  تاثیرات فرهنگ و عوامل فرهنگی در توسعه و رشد اقتصادی
وافزایش درآمد ناخالص داخلی و ایجاد رفاه عمومی از طریق تولید – توزیع و مصرف بهینه بر کسی پوشیده نیست.
 از همین روی بر  مسئولان لازم است از نقش فرهنگ در اقتصاد ، غفلت نکنند و به هر میزان که به مقوله فرهنگ و عوامل فرهنگی در اقتصاد و پدیده های اجتماعی توجه نمایند وضعیت  تولید ، توزیع و مصرف  بهبود می یابد.
پی نوشت :
   سخنرانی مقام معظم رهبری در ابتدای سال ۱۳۹۳ -۱
-همان منبع۲

                                                  
                                            علی شکری

One comment

  1. محمدعلم عاصم

    واقعآ معلومات مفیدوارزنده است.
    سپاس فراوان ازدست اندرکاران تبیان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: