پنجشنبه - ۱۳۹۷/۰۳/۰۳

معیارهای پیشنهاد و انتخاب طرح های فرهنگی (۳)

توجه به اصلاح فرهنگ نخبگان به عنوان مقدمه اصلاح فرهنگ جامعه
برخلاف بسیاری از فعالیتهای اجرایی که سلسله مراتب میانی می توانند اعتقادی به ضرورت وجود یک طرح و یا اجرای یک پروژه نداشته باشند ولی با انگیزه های مختلف در اجرای آن پروژه سهیم باشند و نقش سازنده ای ایفا کنند، متأسفانه، در ایجاد تحولات فرهنگی، اعتقاد و باور تمام سلسله مراتب درگیر با موضوع از اهمیت خاص برخوردار است و لازم است برای ایجاد تحول در سازمانهای حکومتی و به موازات آن تحول در فرهنگ عمومی جامعه، بخش مهمی از اقدامات صرف ایجاد باور و شناخت در نخبگان جامعه، به ویژه مدیران اجرایی و کارشناسان و مربیان درگیر با موضوع شود و به آنها آموزش داده شود که چگونه تمام ارکان سازمان تحت مدیریت خود را برای حفظ ارزشهای اعتقادی هماهنگ کنند.
یکی از مشکلاتی که در حال حاضر مشاهده می شود، بی انگیزه بودن بعضی از مدیران و کارشناسان ستادی و میانی در هرم مدیریت سازمان های فرهنگی و آموزشی است، نداشتن انگیزه هم دلایل مختلفی دارد که در افراد متفاوت و بعضاً تلفیقی از این عوامل است که اهم آن عبارت است از:
ـ ضعیف شدن اعتقادات و باورهای افراد تحت تأثیر کار در سازمانهای بوروکراتیک و مسائل سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه.
ـ ضعف دانش مناسب در حوزه مسئولیتی که افراد پذیرفته اند، یکی از عوامل مهم در ناامیدی افراد در امکان تأثیرگذاری در حوزه فرهنگ است.
ـ داشتن نگرش منفی در ارزیابی مسائل اجتماعی و بزرگنمایی نقاط ضعف جامعه، و ندیدن نقاط مثبت و ظرفیت های موجود جامعه است که موجب ناامید شدن از امکان اصلاح فرهنگ جامعه می شود.
ـ نداشتن یک نگرش واقع بینانه نسبت به تفاوت کار فرهنگی با فعالیتهای اقتصادی، عمرانی با این توضیح که اگر کسی شاکله فرهنگی داشته باشد می فهمد که اساساً ناامیدی در کار فرهنگی معنا ندارد و تلاش فرهنگی صحیح مثل تولید نور است، به هر میزان فعالیت صحیح انجام شود همان میزان محیط روشن می گردد و این بهانه که کار فرهنگی هم مثل فعالیتهای اقتصادی و عمرانی باید از بالا ابلاغ شود تلقی درستی نیست، البته اگر در حوزه فرهنگ هم، سیاستها و راهبردها از بالا شفاف شود بازدهی کار فرهنگی افزایش پیدا می کند، اما برای اصلاح فرهنگ جامعه باید همه افراد را متقاعد کرد که هر کس در موضع خود با مراجعه به متون اصیل دینی سعی کند، به میزان مقدورات، اعتقادات و رفتارهای افراد تحت تأثیر خود را به چارچوبهای دینی و فرهنگی نزدیک نماید.
ـ منفعل شدن نسبت به گسترش دستگاه های ارتباطی مدرن و ناامیدی متأثر از ابعاد تأثیرات پدیده های جدید، مشابه سربازی که در جبهه جنگ با مشاهده ابزارهای جدید نظامی و افزایش تعداد کشته ها روحیه خود را از دست می دهد یکی دیگر از عوامل کاهش انگیزه هاست.
به هر حال یکی از مسئولیتهای مدیران ارشد و ستادی شناخت انگیزه ها و شرایط روحی و روانی نیروهای فرهنگی استان و پیشبینی تمهیداتی برای تقویت، انگیزه، دانش و مهارت نیروهای انسانی درگیر در فعالیتهای فرهنگی است. که از جمله این تمهیدات فراهم کردن محیطی باز و آزاد در نشستهای مدیریتی بین سلسله مراتب مدیران برای طرح ابهامات و سؤالات افراد است و سعی در دادن پاسخهای قانع کننده، چرا که اگر این ابهامات و سؤالات پاسخ خود را پیدا نکند، به صورتهای مختلف به سطوح بعدی منتقل می شود، تا جایی که معلم در کلاس، مربی در محیط تربیتی، مدیر میانی در برخورد با کارمندان، بهجای تقویت انگیزه ها و رفع ابهام از ذهن آنها، خود منشاء ابهام و سؤال آفرینی می شوند.
البته یکی از ضرورتهای ایجاد فضای باز در روابط بین سلسله مراتب مدیران، رفع نگرانی از مدیران و کارکنان سؤال کننده و بعضاً تشویق آنهاست، تا به تدریج دورویی ها و نگرانی های درون روابط انسانی در محیط های اداری کاهش یابد.

جلوگیری از کم اهمیت شمردن مسائل فرهنگی جامعه و ساده نگری در راه حلها
وقتی در سطح جامعه ای با یک پدیده تلخ فرهنگی رو به رو می شویم، باید بدانیم که نقطه های پیدایش این معضل در ابعاد مختلف جامعه گسترده است و کشف ریشه ها و میزان تأثیر آنها مقدمه دستیابی به راه حلهای مناسب است و اگر افراد باتجربه و باصلاحیت به اندازه کافی برای یافتن راه حل برطرف کردن یک مسئله فرهنگی تلاش نکنند، این خطر وجود دارد که مدیران و کارشناسان کم تجربه و ناآشنا با مسائل فرهنگی به جای دیدن ابعاد مسئله و پیشنهاد راه حلهای مؤثر، به کم اهمیت نشان دادن موضوع و بزرگ جلوه دادن چند عامل در دسترس اقدام کنند، تا در نهایت بین راه حلهای ذهنی خود و امکانات در اختیار تعادل برقرار کنند و از این طریق اقدامات کم اثر و یا ناقص خود را توجیه کنند. این مسئله از آنجا اهمیت ویژه ای پیدا می کند که در بسیاری از موارد می توان با تزریق مسکن هایی از حوزه های مالی، اقتصادی، سیاسی یا امنیتی ظاهر و نتایج یک معضل فرهنگی را به صورت مقطعی از جلوی چشمها دور کرد؛ معضلی که بعد از مدتی با شدت بیشتری بازمی گردد.
مثالی که برای روشن شدن این شیوه برخورد می توان مطرح کرد، حل پدیده بدحجابی در فضای دانش آموزان یک مدرسه است. برای مدیر غیر فرهنگی یک مدرسه، که اتفاقاً می خواهد توجه مدیران مافوق را به عملکرد خود جلب کند، کار ساده ای است که با یک سخنرانی تهدیدآمیز برای دانش آموزان و متعاقب آن برخورد با چند دانش آموز خاطی و احضار والدین آنها، دانش آموزان را به رعایت حجاب ظاهری وادار کند و در پی آن با اعمال یک ارزیابی غیرعلمی از طریق مدیر غیرفرهنگی آموزش و پرورش منطقه، که می تواند چند بازدید موردی و اتفاقی از مدارس باشد، و ارسال تشویق نامه برای مدیر این مدرسه خاص و انعکاس آن به دیگر مدارس، زمینه الگوسازی این شیوه غلط را برای مدیران سایر مدارس منطقه فراهم سازد و این شیوه غلط را جایگزین اقدامات صحیح فرهنگی کند.
اما اقدامات فرهنگی صحیح می تواند شامل همه یا بخشهایی از فعالیتهای زیر باشد.

ـ ایجاد جوی صمیمانه بین دانش آموزان و اولیای مدرسه
ـ برگزاری جلسات پرسش و پاسخ باز و آزاد و دعوت از صاحبنظران بیرونی برای توجیه مسئله
ـ برگزاری مسابقات هنری برای تولید فیلمنامه، نمایشنامه و قصه درباره موضوع از سوی دانش آموزان، بعد از طرح مباحث نظری
ـ اجرای آثار هنری متناسب با موضوع در محیطی شاد و بانشاط با مشارکت خود دانش آموزان
ـ توجیه و همراه کردن دبیران و مربیان مدرسه با فلسفه حجاب و متقاعد کردن آنها برای همراهی
ـ تلاش برای همراه کردن اولیای دانش آموزان از طریق مدیران مدارس در این زمینه خاص از طریق انجمن اولیای مدرسه
ـ بازدید از مراکز و محیط هایی که تقویت کننده اعتقادات دینی دانش آموزان است.
ـ اعمال نظرسنجی ها و گرایش سنجی های عالمانه از روند تحولات فکری دانش آموزان نسبت به این مسئله
بدیهی است اگر در مدرسه ای این مجموعه اقدامات تأثیر سازنده ای در موضوع داشت و نشان داد موضوع پذیرش حجاب در اعتقادات و ارزشهای ذهنی و رفتار ظاهری دانش آموزان تأثیر گذاشته است می توان آن را به عنوان الگوی یک کارکرد فرهنگی صحیح به سایر مدارس معرفی کرد.

توجه به ظرفیت های ناشناخته
متأسفانه در شرایط موجود کشور وجود درآمدهای نفتی روابطی را بین سلسله مراتب مدیران و کارشناسان سازمان های مختلف حاکم کرده است که وقتی از ضرورت اقدامی بحث می شود بلافاصله ذهنها متوجه تدوین طرحی برای گرفتن منابع و اعتبار از استانداری و از آنجا نیز متوجه مقامات مرکزی می شود. یکی از آثار تلخ این پدیده فرهنگی، ناشناخته ماندن بسیاری از امکانات محیطی و منابع پیرامونی است. مثلاً امروزه برای پیگیری مسائل صنفی اصناف مختلف، از طریق انتخابات درونی اصناف، تشکل هایی برای حفظ منافع اقتصادی و اجتماعی آنها شکل گرفته است. اما در ساختار مدیریت فرهنگی کشور افراد کمتر به این فکر هستند که به صورت سازمان یافته از تدیّن و انگیزه و ظرفیت این تشکلها برای اصلاح فرهنگ عمومی و ارتقای بینش دینی و اصلاح رفتار اعضای صنف و خانواده آنها و در نهایت برای حل مسائل فرهنگی جامعه بهره برداری کنند. بدیهی است اگر توجه ما به این گونه ظرفیت ها جلب شود، ملاحظه خواهیم کرد که این اصناف همان طور که در دوران دفاع مقدس به میدان آمدند و بسیاری از مسائل اجتماعی، سیاسی و بعضاً مالی جبهه ها را حل کردند، در مقابله با جنگ نرم و تهاجم فرهنگی نیز می توانند کمک کنند.
مسئله یابی در این عرصه مستلزم دعوت از جامعه شناسان متدین، روحانیان مرتبط با اصناف و بهره برداری از همفکری پیش کسوتان هر صنف است. اما به صورت عمومی می توان به مواردی چون بررسی تأثیر تابلوها و دکوراسیون این اصناف در تغییر فرهنگ جامعه، تأثیر نوع گفتمان و تعامل اعضای این صنف با مردم در فرهنگ جامعه، تأثیر عرضه نوع کالا و خدمات آنها در فرهنگ جامعه، تأثیر نوع شغل آنها در زندگی خانوادگی آنها، بهره گیری از امکانات صنف برای ارتقای سطح دانش و بینش دینی خانواده اعضای صنف، بهره برداری از امکانات و موقعیت مکانی اعضای صنف در برگزاری شعایر دینی و اعیاد اسلامی اشاره کرد.
برای روشن شدن مطلب به این مثال ملموس توجه کنید، چقدر کالاهای ایرانی تولید می شود و برای آنکه فروش رود، روی آن با کلمات انگلیسی برچسب می زنند و پشت ویترین می گذارند، و فروشنده جوان با آرایشهای جلف اقتباس شده از ماهواره ها این کالاها را عرضه می کند و به تخریب زبان فارسی و گسترش فرهنگ غربی کمک می کند، این در حالی است که نوعاً صاحبان مغازه ها افرادی متدین هستند، اما کسی نیست این آگاهی را به آنان بدهد.

بهره گیری از هنر و روشهای غیرمستقیم
مقام معظم رهبری می فرمایند: «زبان هنر زبانی است که هیچ چیزی جایگزین آن نیست. حتی در نوشته ها هم بایستی هنر به کار برد. حتی در فرهنگ کلامی هم هنر است که اثر می گذارد. یک جمله را شما می توانید دو جور بیان کنید؛ هنرمندانه و غیرهنرمندانه. اگر هنرمندانه شد، اثر می گذارد، اگر غیر هنرمندانه ادا شد، اثر نخواهد گذاشت. هنر این گونه است. هیچ چیز جای هنر را نمی گیرد.»
بهره گیری از هنر برای فرهنگ سازی چند امتیاز دارد که اهمّ آن عبارت است از:
۱. بهره گیری همزمان از احساسات و عواطف مخاطب برای درگیر کردن نظام عقلانی و احساسی مخاطب با موضوع
۲. ماندگارسازی موضوع در عمق جان مخاطب و در نتیجه اثربخش تر کردن فعالیتهای فرهنگی
۳. کاهش آثار منفی که معمولاً در ذهن مخاطبان از جایگاه و کارکردهای قبلی سازمان، نهاد یا شخص برگزارکننده مراسم وجود دارد و اجازه نمی دهد فعالیتهای فرهنگی مؤثر واقع شود.
۴. ایجاد نشاط و تشنگی برای تداوم فعالیتهای فرهنگی مشابه
۵. انتقال و طرح بسیاری از پیامهای مورد نظر در قالبهای غیرمستقیم و افزایش اثربخشی آن
۶. درگیر کردن طیف های وسیع تری از مخاطبان از جهت میزان گرایش به مفاهیم و اعتقادات دینی
۷. ایجاد پیوند و همبستگی بین مخاطبان که بعضاً از اقشار مختلف اجتماعی هستند.
۸. داشتن قدرت نگهداری همه اعضای خانواده در کنار یکدیگر و درگیر شدن همزمان آنها برای دریافت یک پیام و به دنبال آن تقویت آثار پیام از رهگذر تعامل اعضای خانواده
در اینجا لازم است این نکته را یادآور شوم که هنر یک معنای عام دارد که به مفهوم خلق زیبایی است و یک مفهوم خاص دارد که به معنای خلق یک اثر هنری است؛ مثل خلق یک تابلو، تولید یک فیلم، تولید یک نمایشنامه و مانند آن. در بحث فعالیت های فرهنگی و در اعمال مدیریت راهبردی برای توسعه فرهنگ جامعه باید تلاش کرد در انجام فعالیت های فرهنگی به هر دو مفهوم هنر توجه شود؛ بدین معنا که هم در تدوین فعالیتها، هم در آرایش محیط انجام فعالیتها، هم در تنظیم نور و صدا، هم در استفاده از لباس و رفتار مجریان و سخنرانان مقوله زیباشناسی و کاربرد آن مدنظر باشد و هم به صورت خاص برای انتقال پیام های مورد نظر اقدام به خلق آثار هنری مورد نیاز کرد. این نکته وقتی اهمیت خود را دوچندان می کند که توجه کنیم متأسفانه به رغم اینکه در تفکر و اندیشه دینی ما به نظم، زیبایی و رعایت بهداشت توجه و تأکید شده است، بی توجهی بعضی از افراد متدین به این نکته، نسبت به بعضی از اقشار متدین ذهنیت منفی ایجاد کرده و باید با استعانت از هنر هنرمندان متدین این نقصان را برطرف کرد.
در اینجاست که نهادهایی مثل حوزه هنری می تواند با همکاری اداره کل ارشاد استان به عنوان نهاد واسط با سازماندهی گروه های هنری در خدمت مدیریت دستگاه های اجرایی استان قرار گیرد و خدمات لازم را ارائه دهد.

مثال:
• می توان بسیاری از نکات آموزشی را برای ارتقای سطح بهداشت روستاییان در قالب یک نمایش شاد گنجاند و با یک ماشین نمایشی سیار به میادین روستایی منتقل کرد و با شاد کردن مردم و آموزش آنها، توجه نظام را به آنها نشان داد.
• می توان با خلق نمایشی برای محیطهای کارگری، در جشنهای فصلی محیط کار، ضمن انتقال تذکرات کارفرما، با حضور خانواده کارگران پیوندهای اجتماعی را تقویت کرد.
• می توان با خلق تئاترهای خاص برای شورای اداری استان، تذکرات ملال انگیز مسئولان استان را به مدیران به تذکراتی شیرین و مؤثر تبدیل کرد.
• می توان با تولید فیلمی برای توجیه مالیات دهندگان، حساسیت آنها و خانواده آنها را تعدیل کرد.
• می توان با برگزاری جشنواره های مناسبتی، مشارکت اصناف را به ایجاد نشاط در اعیاد اسلامی بازگرداند و با پیش بینی گروه های هنری با همکاری اصناف به زیباسازی مغازه ها و محیط های شهری پرداخت.
• می توان با انتخاب سالانه بهترین معماری و نماسازی از طرف بخش خصوصی و دادن جوایزی از طریق استاندار و شهردار، اصالت معماری گذشته ایران اسلامی را به شهرها برگرداند.
• می توان با برگزاری مسابقه بهترین گلکاری و گلداری در پایین پنجره های مشرف به خیابان با هزینه و مراقبت مردم، شهر زیبایی را به وجود آورد…
با ذکر این مثالها این نکته قابل توجه است، که اگر استاندار محترمی بخواهد برای خیل عظیمی از جوانان استان که مشغول آموزش هنر هستند تولید اشتغال سازنده نماید، باید مدیران فرهنگی و هنری استان را موظف نماید که بحث، هنر و صنعت، هنر و زیباسازی شهر، هنر و مدیریت، هنر و بهداشت و درمان و.. را با حضور هنرمندان برجسته و کارشناسان بخشهای ذیربط را باز کنند تا با درک متقابل بین مدیران فرهنگی و مدیران اجرایی استان از نیازهای یکدیگر، ظرفیتهای این هنرمندان جوان در خدمت پیشرفت استان قرار گیرد.

ایجاد مدیریت راهبردی در توسعه فرهنگ سلسله مراتب مناطق کشور
هدف از طرح این نکته توجه به این معناست که در هر یک از سلسله مراتب مدیران، مدیریت ارشد آن مرتبه باید، با نگرش راهبردی به مدیریت، تلاش کند عناصر کلیدی اعمال مدیریت را در موضوع خاص در محدوده سازمانی خویش شناسایی کند. یعنی اگر تحول فرهنگی در سطح یک استان مطرح است، استاندار محترم بررسی کند که عناصر اصلی برای اعمال مدیریت تحول آفرین در فرهنگ استان چیست؟ و هر یک از عوامل در چه حدی از کمیت و کیفیت است و آیا تعامل آنها با یکدیگر اثربخش است؟ یا مخرب؟ یا وقتی می خواهد طرح یا پروژهای را بپذیرد یا اولویت بندی کند، بررسی کند که آیا این طرح یا پروژه می تواند کمکی به تعادل مجموعه عوامل بکند یا نه؟
برای مثال عناصری که در سطح راهبردی استان باید مدنظر قرار گیرد و بررسی و ارزیابی شود در مدل زیر خلاصه شده است.
توجه شود اگر مدیریتی نتواند ابزارها و دانش لازم را برای اعمال مدیریت راهبردی فراهم کند، به طور طبیعی، به جای حرکتی جامع الاطراف و ماندگار و تحول آفرین، سراغ نوعی از فعالیت خواهد رفت که بازدهی فوری و قابل عرضه و تبلیغ داشته باشد؛ در حالی که ممکن است این حرکت عامل تخریب بخشی از منابع فرهنگ باشد؛ که اتفاقاً در یک نگاه سیستمی کمکی به توسعه فرهنگی استان نکند.
مثالی که می تواند اهمیت این مسئله را نشان دهد، خاطره ای از چند سال پیش است. از یک استان پیشرفته کشور بازدید می کردم. رئیس یک دانشگاه غیردولتی از عملکرد موفق خود گزارش می داد و نموداری را نشان می داد که حاکی از افزایش سریع تعداد دانشجویان رشته ادبیات فارسی بود. برای هر فرد ناآشنا با این مفاهیم این نمودار می توانست خوشحال کننده باشد. اما وقتی من اعلام کردم که بنا بر اطلاعات موجود در آموزش و پرورش استان تعداد زیادی دبیر ادبیات اضافی وجود دارد و شما بدون آنکه شغلی برای این جوانان باشد، آنها را به رشته ادبیات فارسی آورده اید و این کار درست نیست، در پاسخ گفته شد، درست به دلیل بیکاری همین دبیران ادبیات فارسی این کار انجام شده است و آنها می توانند با دریافت دستمزدی ناچیز در کسوت استاد در این دانشگاه تدریس کنند. راستی، پاسخگوی مشکلات جوانانی که به امید اشتغال، جوانی خود را صرف این آموزه ها می کنند کیست؟
آیا در شرایطی که استانداران محترم اختیارات گسترده ای پیدا کرده اند و هر روز شاهد افتتاح مرکز آموزشی جدیدی هستیم و در اخبار استان نیز به عنوان یک قدم بلند در توسعه استان از آن یاد می کنیم، آیا متناسب با اینگونه تصمیمات به لزوم برنامه ریزی در استان اندیشیده ایم تا پاسخ این سؤال را بدهیم که برای این تعداد دانشجو که در سر کلاسهای دانشگاه های دولتی، علمی، کاربردی، پیام نور، آزاد، غیرانتفاعی، مثلاً مشغول مطالعه رشته های هنری هستند. چه میزان کار و اشتغال در محیط استان وجود دارد و می توان ایجاد شود؟ و اگر پاسخ این است که مسئولین کشوری باید پاسخ این سؤالات را بدهند، در جواب این بحث مطرح شود که پس چرا شما اصرار می ورزید و با اعتبارات و اختیارات استانی، مدیران مرکز را در مقابل عمل انجام شده قرار می دهید؟

نهادسازی در حوزه فعالیتهای فرهنگی
در شرایط موجود به لطف مجموعه تلاشهای صورت گرفته، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، نیروی انسانی گسترده ای در رشته های مرتبط با فعالیتهای فرهنگی مثل جامعه شناسی، روانشناسی، علوم قرآنی، مدیریت فرهنگی و… آموزش دیده اند. اما خلئی در این مسیر وجود دارد و آن عدم تشکل این نیروها در قالب مجموعه ای برای حل مسائل خاص حوزه های فرهنگی است.
اگر امروزه شرکتهای مشاوره ای و پیمانکاری در حوزه های تخصصی سدسازی، نیروگاه سازی، شهرسازی و … داریم، اگر امروز مراکز خاص تخصصی در حوزه بهداشت و درمان داریم، همان طور نیازمند آن هستیم که در حوزه فرهنگ نیز با تمهیداتی تشکل های تخصصی ساماندهی شود و مدیران دولتی با بهره گیری از خدمات آنها و یا معرفی آنها به جامعه تلاش کنند این گروههای تخصصی تشکیل شوند و به حیات خود ادامه دهند. مثالهایی در این زمینه می تواند در باز شدن ابعاد این موضوع مؤثر باشد.
ـ ایجاد شرکتهای تخصصی برای تهیه پیوستهای فرهنگی برای پروژه ها و طرحهای بزرگ در استانها
ـ ایجاد شرکتهای تخصصی برای ارزشیابی علمی از کارکردهای تربیتی و فرهنگی دانشگاهها و مدارس استان برای ارائه خدمات به مدیران این مراکز و مدیران بالاتر
ـ ایجاد شرکتهای تخصصی برای شناسایی و تدوین طرحهایی برای اصلاح فرهنگ سازمانی دستگاه های اجرایی
ـ ایجاد شرکتهای تخصصی به عنوان بازوی مدیران اجرایی برای انجام پروژه های فرهنگی

کمک به تقویت پیوند حوزه و دانشگاه با دستگاه های اجرایی
در کشورهای توسعه یافته که به واسطه انحراف در ادیان الهی و حاکمیت سکولاریزیم، عالمان دینی در حاشیه اند و از طرف دیگر اکثر علوم انسانی در روندی تدریجی، متناسب با شرایط فرهنگی و اجتماعی محیط خودشان، رشد و گسترش یافته است، به طور طبیعی ارتباطات عمیق بین محیط های اجرایی و مراکز علمی و پژوهشی آنها وجود دارد و می توان برای آن محیط ها به راحتی مدعی شد که توسعه دانشگاه و علم یکی از عوامل پیشرفت آنهاست. لیکن این مطلب وقتی می تواند در کشور ما درست باشد که محیط های علمی و پژوهشی یا بخش اعظم فعالیتهای آنها تولید علم برای رفع نیازهای جامعه ما باشد. متأسفانه به دلیل ترجمه ای بودن بسیاری از علوم انسانی وارداتی در آموزشهای دانشگاهی از یک سو و انزوای تاریخی حوزه های علمیه در اداره کشور از سوی دیگر، موجب شده است که توسعه دانشگاه ها و مراکز آموزشی نقش مؤثر و سازنده ای در حل مسائل فرهنگی کشور نداشته باشند، بلکه در پاره ای از موارد نقشی مخرب ایفا کند. یکی از اقدامات مؤثر که می تواند به حل این مشکل کمک کند، پیوند زدن نخبگان و کارشناسان این سه نهاد در قالب ایده پردازی، تهیه و اجرای طرحهای فرهنگی و اجتماعی و درگیر کردن استادان دانشگاهها و طلاب فاضل حوزه های علمیه با نیازهای فرهنگی و اجتماعی جامعه است.
این اقدام ارزشمند برکات زیادی دارد که اهمّ آن عبارت است از:
الف) تسریع در تولید علوم بومی در حوزه علوم انسانی
ب) اثربخش کردن طرحهای فرهنگی و اجتماعی به واسطه بهره گیری از معارف الهی و تجربه بشری
ج) تقویت دانش استادان و عالمان دینی که به طور طبیعی رشد علمی دانشجویان و طلاب را در پی خواهد داشت
د) افزایش دانش کارشناسان و مدیران دستگاه های اجرایی
هـ) کاهش شکاف بین نخبگان جامعه
و) بسته شدن بخشی از ورودی های تهاجم فرهنگی که هم اکنون از رهگذر طرح نظریه های غلط و نامناسب غربی در جامعه اسلامی مطرح میشود و با آشنا شدن اساتید با واقعیت های جامعه تا اندازه ای اصلاح می گردد.
لازم به ذکر است برای شروع و بهره برداری از ظرفیت های حوزه و دانشگاه، انتخاب تعدادی از طلاب و استادان باانگیزه و پیش بینی یک دوره آموزشی کوتاه مدت یا سمینارهای موضوعی برای آشنایی با محیط های اجرایی و حل مسائل جامعه، کمک کننده خواهد بود؛ همان طور که نشستهای علمی ـ موضوعی بین این سه نهاد اجتماعی می تواند زمینه ساز شناسایی افراد از این منظر باشد.

نتیجه گیری برای پیشنهادهای نهایی
همان طور که ملاحظه کردید از مجموع مباحث مطرح شده روشن شد در حالی که تصمیم گیری در مسائل عمرانی و اقتصادی بسیار ساده تر از مسائل فرهنگی است و در مسیر هر تصمیم عمرانی یا اقتصادی انواع تجربه های مشابه و تخصص های علمی در بخش دولتی و خصوصی در خدمت بهینه سازی تصمیمات است؛ برای مثال وقتی پیشنهاد احداث یک سد مطرح می شود، به طور طبیعی همه تجربه های سدسازی در کشور به علاوه انواع متخصصان تربیت شده در قالب شرکتهای تخصصی دانش و تجربه خود را در قالب طراحی یک سد روی نقشه ها ثبت می کنند و در اختیار مجریان می گذارند و اختلاف نظرهای فکری و اعتقادی نقش زیادی در شیوه و نحوه ساخت سد ندارد و تغییرات مدیریتی روند ساخت را تغییر یا تخریب نمی کند یا حداقل خسارت زیادی وارد نمی کند. اما، در حوزه فرهنگ، هیچ یک از این امتیازات وجود ندارد. این در حالی است که ماهیت فرهنگ به مراتب پیچیده تر از مسائل اقتصادی و عمرانی است.
از این رو، اینک که با رویکرد جدید دولت امید می رود مسئله تأمین منابع مالی تا اندازه زیادی حل شود، لازم است به موازات حل این مسئله در فرآیند انتخاب و اجرای طرحها و فعالیتهای فرهنگی تلاش شود زیرساختهای لازم در حوزه فرهنگ با جهش سریع تری آماده شود.
برای تحقق این امر اقدامات زیر ضروری به نظر می رسد.
۱. پذیرش این معنا از سوی استانداران محترم که مدیریت راهبردی تحول در فرهنگ عمومی استان را به عهده دارند.
۲. تشکیل یک هسته فکری برای مشاوره استاندار محترم برای اعمال این مسئولیت
۳. تبیین بحث مهندسی فرهنگی در سطح استان بین مدیران اجرایی تمامی نهادها و سازمانها
۴. ایجاد تحول اعتقادی در مدیران دستگاه های اجرایی که برای شروع انجام وظایف در حوزه فرهنگ الزاماً نباید منتظر دستورالعمل های مرکزی باشند و می توانند با بهره گیری از نیروی انسانی و منابع محیطی بخش مهمی از رسالت خویش را تحقق بخشند.
۵. با اختصاص بخشی از منابع مالی در اختیار استاندار، پروژه های لازم برای مدیریت راهبردی فرهنگ عمومی، از جمله رصد فرهنگی استان، راه اندازی واحدهای ارزیابی، تدوین پیوست های فرهنگی، پیش بینی آموزشهای کوتاه مدت برای مدیران دستگاه ها و کارشناسان ذی ربط آنها برای انجام رسالت خاص آنها در سازمان مربوطه آغاز شود.
آنچه باید مجدداً بر آن تأکید شود این است که مجموعه طرحها و پروژه هایی که در ساختار دولتی مدنظر قرار می گیرد باید سه محور زیر را همزمان پوشش دهد.
۱. اثربخشی فعالیتهای نهادها و سازمانهای فرهنگی را افزایش دهد.
۲. مدیران تمام دستگاه های اجرایی مسئولیت های خویش را در اصلاح فرهنگ سازمانی و تأثیرات فرهنگی سازمان خود را در فرهنگ عمومی بشناسند و اصلاح کنند.
۳. جریان مشارکتهای مردمی را، چه به صورت فردی و چه در قالب نهادها و اصناف و انجمنها و هیئتها، در صحنه تحولات فرهنگی جامعه فعال سازند.

پیشنهادهای نهایی
همان طور که از لا به لای نکته های مطرح شده دریافت شد از چهار حوزه مدیریتی می توان طرحها و پروژه هایی را شناسایی و پیشنهاد کرد.

۱. حوزه مدیریت ستادی استان
پیشنهاد طرحها و پروژه هایی برای تحول در نگرش و دانش مدیران دستگاه های اجرایی و فرهیختگان استان و آماده سازی سایر تمهیدات برای اعمال مدیریت راهبردی

۲. حوزه مدیریتی دستگاه های اجرایی غیر فرهنگی
پیشنهاد طرحها و پروژه هایی برای شروع اقدامات لازم برای شناسایی عملکرد فرهنگی سازمانهای غیرفرهنگی و اصلاح آن

۳. حوزه مدیریتی دستگاه های فرهنگی
الف) پیشنهاد طرحها و پروژه هایی برای ارتقای نقش آنها در اصلاح فرهنگ عمومی
ب) پیشنهاد طرحها و پروژه هایی برای انجام مسئولیت خویش در کمک به دستگاه های اجرایی برای اصلاح نقش فرهنگی آنها
ج) پیشنهاد طرحها و پروژه هایی برای فعال سازی مشارکتهای مردمی در اصلاح فرهنگ عمومی جامعه

۴. حوزه مدیریتی دستگاه های آموزشی
پیشنهاد طرحها و پروژه هایی برای تحول در کارکردهای تربیتی مراکز آموزشی که لازمه آن بازسازی انگیزه ها و افزایش دانش و مهارت تمامی اعضای کادر آموزشی و تربیتی مدارس و راه اندازی مدلهای علمی ارزیابی از عملکرد تک تک مدارس استان است.
ایده ها و طرحهای پیشنهادی جدیدی که می توان در راستای تحول در فرهنگ عمومی استانها بر اساس طرح نکات مطرح شده در کتاب پیشنهاد نمود تا مدیران محترم استان با توجه به سلائق و اقتضائات محیطی گزینش نمایند.

ردیف عنوان طرح یا ایده مسئول پیشنهادی دستگا‌ه ها و نهاد‌های همکار
۱ برگزاری یک دوره آموزشی دو روزه برای کلیه مدیران کل و رؤسای سازمان‌ های استان برای شناخت مفهوم مهندسی فرهنگی، پیوست فرهنگی، فرهنگ سازمانی و رسالتی که مدیران در این موارد به ‌عهده دارند (به ‌همراه گرفتن امتحان و تشویق مدیران موفق در امتحان) استانداری
کلیه دستگاه ‌های اجرایی استان به ‌علاوه فرمانداران استان
۲ برگزاری یک دوره آموزشی دو روزه برای کلیه مدیران و رؤسای سازمان ‌ها در سطح شهرستان (مشابه دوره بند یک) فرمانداران کلیه دستگاه‌ ها در سطح شهرستان
۳ برگزاری یک دوره آموزشی دو روزه برای کلیه کارشناسان کلیدی در دستگاه ‌های اجرایی بعد از آموزش مدیران کل برای پی ‌گیری عملیاتی مباحث در داخل سازمان‌ ها و دستگاه ‌های اجرایی (مشابه دوره بند یک) استانداری
کلیه دستگاه ‌های اجرایی استان
۴ اختصاص اعتبار مناسب برای تهیه طرح آمایش فرهنگی استان شامل: شناخت ظرفیت ‌های انسانی، فضا‌های فرهنگی، ظرفیت ‌های سازمانی، نهاد‌های مردمی و ثبت موقعیت جغرافیایی و حوزه نفوذ آن‌ها و کشف خلاء‌ها و دوباره کاری ‌های برای تدوین برنامه‌ های فرهنگی اداره کل ارشاد استان کلیه سازمان‌ها و نهاد‌های فرهنگی
۵ تأمین اعتبار برای تهیه کارنامه فرهنگی برای کلیه دستگاه‌‌‌‌ های اجرایی استان (اگر بحث مهندسی فرهنگی آموزش داده شد برای آنکه همواره مورد توجه قرار گیرد و مدیران موظف شوند نقش خود را در تغییرات فرهنگ‌ عمومی اصلاح کنند، یک هسته کارشناسی مأموریت پیدا کند برای کلیه سازمان ‌ها و دستگاه ‌های اصلی استان کارنامه فرهنگی تهیه کنند و این کارنامه مبنای تقدیر و تشویق و دادن اعتبارات اضافی باشد) استانداری
کلیه دستگاه های استان و دستگاه های فرهنگی استان
۶ تقدیر از مدیران فرهنگ ‌ساز دستگاه ‌های اجرایی غیر‌فرهنگی (اگر بحث مهندسی فرهنگی در شورای اداری استان و متعاقب آن در بین مدیران شرکت‌ ها و واحد‌های بخش خصوصی مؤثر در استان مطرح شد یا در دوره آموزشی دو روزه به خوبی تبیین شد، یک ‌سال بعد می‌توان از بین مدیران دستگاه ‌های اقتصادی، صنعتی، بازرگانی، اداری و … ، اعم از بخش دولتی و غیر‌دولتی چند نفر از مدیران فعال را گزینش و تقدیر کرد) استانداری
اداره کل ارشاد، سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه هنری و کلیه دستگاه های فرهنگی
۷ برگزاری سالانه تقدیر از خادمان فرهنگ از بین معلمان مدارس، اساتید دانشگاه ‌ها، روحانیون، هنرمندان، مربیان فرهنگی که نوآوری یا گام بلندی در اصلاح فرهنگ در حوزه مسئولیت خویش برداشته ‌اند (این مراسم ویژه سطوح عملیاتی است) استانداری
سازمان تبلیغات، اداره کل ارشاد، حوزه هنری، نمایندگان حوزه علمیه، دانشگاه ‌ها و ائمه جمعه
۸ برگزاری سالانه تقدیر از اصناف فرهنگ ‌ساز (اگر بحث مندرج در کتاب پذیرفته شده و دوره‌های آموزشی برای شناخت نقش اصناف در فرهنگ عمومی برای آنها گذاشته شد) برای جریان ‌سازی این موضوع می‌‌توان سالی یک‌بار با مشارکت و نظر‌خواهی از مردم از اصناف نمونه تقدیر کرد اداره کل بارزگانی استان دستگاه‌ های فرهنگی استان
۹ تقدیر از پزشکان فرهنگ ‌ساز ( اگر سازمان بهداشت و درمان استان بحث مهندسی فرهنگی را در این سازمان دنبال نمود و متوجه نقش پزشکان در تغییرات فرهنگی جامعه شد و با تمهیدات لازم اکثر پزشکان را توجیه نمود برای جریان‌ شدن این اصلاح، پیشنهاد می‌گردد. سالی یک‌بار از پزشکان فرهنگ ‌ساز استان تقدیر بعمل آید) سازمان بهداشت و درمان استان دستگاه ‌های فرهنگی استان
۱۰ تأمین اعتبار برای تهیه کارنامه تربیتی برای کلیه مدارس و دانشگاه ‌های استان (برای آنکه مدیران مراکز آموزشی، مسئولیت مهم تربیتی خود را فراموش نکنند و تحولی در نظام آموزشی استان بوجود‌ آید، می‌توان با طراحی کارنامه برای دانشگاه ‌ها، مدارس و نگهداری آن در بانک اطلاعات استان، روند تحولات را ملاک تقدیر از مدیران قرار داد) اداره کل آموزش و پرورش برای مدارس، دانشگاه اصلی استان برای دانشگاه ‌ها با کارفرمایی معاونت برنامه‌ ریزی استانداری اداره کل آموزش و پرورش استان، همه رؤسای دانشگاه ‌ها، اداره کل ارشاد اسلامی استان، سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه هنری استان
۱۱ تشکیل یک هسته مطالعاتی به ‌منظور بهره‌گیری از ظرفیت ایام مذهبی، اعم از سوگواری ‌ها و اعیاد برای بهره‌ گیری بیشتر از این ظرفیت‌ ها سازمان تبلیغات اسلامی اداره کل ارشاد، حوزه هنری، وزارت بازرگانی و صنایع
۱۲ طرح‌های آموزشی و تربیتی خاص به ‌منظور آماده‌سازی روحانیون، هنرمندان و اساتید دانشگاه ‌ها برای همکاری با آموزش و پرورش و سایر دستگاه‌ های اجرایی (باید تعدادی از افراد آماده شناسایی و برای آن‌ ها آموزش ویژه ‌ای در نظر گرفته شود تا این حضور حرکت آفرین و امید‌بخش باشد) استانداری، یکی از معاونین استانداری اداره کل ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه‌ هنری، مدیران دانشگاه ‌ها، مدیرکل آموزش و پرورش، مدیرکل وزارت صنایع و…
۱۳ پیش‌ بینی اعتبار برای تولید آثار نمونه هنری در حوزه هنر کاربردی (اگر بحث مهندسی فرهنگی به مرحله عملیات رسید نیاز به بهره ‌گیری از هنر در همه دستگاه ‌های اجرایی استان برای اصلاح فرهنگ ‌های خاص هر سازمان ضرورت دارد و باید از هم‌ اکنون نمونه ‌سازی شود) حوزه هنری استانداری، اداره کل ارشاد اسلامی، کلیه دستگاه‌ های اجرایی استان
۱۴ برگزاری جشنواره سالانه برای تقدیر از معماران و طراحان محیط شهری که توانسته ‌اند گامی در باز‌گرداندن هویت ایرانی و اسلامی بردارند حوزه هنری یا اداره کل ارشاد اسلامی استانداری، شهرداری ‌ها
۱۵ اختصاص اعتبار برای کشف و نمونه ‌سازی روش ‌هایی برای احیاء و تقویت نهادهای اصیل گذشته در قالب یک نظام تعاملی با امکانات و ابزارهای جدید فرهنگی مطابق با مباحثی که در کتاب طرح شده است سازمان تبلیغات استان استانداری، دانشگاه ‌ها، اداره ارشاد و حوزه‌ های علمیه استان
۱۶ اختصاص اعتبار برای مطالعه روی چگونگی بازسازی سازماندهی و رونق مشارکت مردم در فعالیت‌های فرهنگی استان و ارائه مدلی برای ارزیابی سالانه مشارکت ‌های مردمی در کمک مالی، فکری، انسانی و… به فعالیت‌ های فرهنگی متناسب با آمادگی سازمان ‌های موجود استانداری، دانشگاه‌ ها و حوزه‌ های علمیه
۱۷ تقدیر از بهترین اثر فرهنگی (در هر استان در طول سال، صد‌ها کتاب و اثر هنری خلق می‌شود تعیین معیار برای اثر فرهنگی موفق و دعوت از تولیدکنندگان آثار برای ارسال اثر خود، بصورت غیر‌مستقیم محتوای آثار را بهبود می ‌بخشد) اداره کل ارشاد یا حوزه هنری استانداری، سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه هنری
۱۸ پیش ‌بینی اعتبار برای تولید آثار هنری برای تذکر به خواص از جمله مدیران دستگاه‌ های اجرایی (بسیاری از تذکرات استانداران محترم پیرامون مسائل دستگاه ‌های اجرایی به مدیران دستگاه ها، وقتی موثر است که موضوع در قالب یک اثر هنری منتقل و علاوه بر مدیران اصلی دستگاه، مدیران میانی و کارشناسان دستگاه‌ ها را تحت تأثیر قرار دهد ) حوزه هنری استانداری، کلیه دستگاه ‌های اجرایی استان
۱۹ پیش‌بینی اعتبار برای شناسایی ظرفیت‌ های بلا استفاده در حوزه فرهنگ و ایده‌ پردازی برای بهره‌‌ گیری از آن در بهبود فرهنگ استان اداره کل ارشاد اسلامی استانداری، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، تربیت بدنی، سایر دستگاه ‌های اجرایی
۲۰ تأمین اعتبار برای تشکیل یک هسته کارشناسی دائمی برای رصد فرهنگی استان، استانداری، کلیه دستگاه‌ های اجرایی استان
۲۱ پیش ‌بینی اعتبار برای تهیه پیوست ‌‌های فرهنگی برای طرح ‌های مهم استانی (لازم است پس از فهرست کردن طرح ‌های مهم متناسب با طرح‌ ها، ابتدا یک دوره آموزشی برای کارشناسان مسئول تدوین پیوست فرهنگی پیش ‌بینی شود) استانداری دستگاه ‌های مرتبط
۲۲ پیش ‌بینی اعتبار برای مطالعه آسیب ‌های تازه‌ وارد و راه‌ های کاهش آن (پدیده‌ هایی مثل ماهواره، اینترنت، موبایل، بازی‌ های کامپیوتری، عرفان‌ های انحرافی و… )
مسائلی هستند که همواره باید مورد مطالعه جدید قرار گیرند و نتایج مطالعات در اختیار مدیران و کارشناسان دستگاه‌ های اجرایی و فرهنگی قرار گیرد تا مقابله مناسب آن تدارک شود اداره کل ارشاد یا سازمان تبلیغات اسلامی یا حوزه‌ هنری بر حسب، توان و ظرفیت آنها استانداری، دانشگاه ها، حوزه‌ های علمیه و دستگاه ‌های ذیربط
۲۳ پیش ‌بینی اعتبار برای اجرای طرح‌ های فرهنگی ویژه خانواده مدیران (بخشی از انحرافات و مشکلات سازمان ‌های اجرایی ریشه در کاستی ‌های محیط خانوادگی مدیران دارد که بواسطه مشغله زیاد و عدم شناخت از پیچیدگی مسائل جدید، بتدریج وارد خانواده مدیران شده و روی رفتار و منش بعضی از مدیران تأثیر می‌گذارد، عدالت حکم می ‌کند، اعتبار ویژه ‌ای برای کار عالمانه برای همسران و فرزندان مدیران صورت گیرد) استانداری حوزه ‌هنری، سازمان تبلیغات اسلامی، اداره کل ارشاد اسلامی با همراهی دستگاه‌ های اجرایی استان بدیهی است هر یک از این طرح ها پذیرفته شد و برای آن تأمین اعتبار شد لازم است فرد مطلع و با کفایتی مسئولیت نظارت بر اجرای طرح را به عهده گیرد و اگر در سطح استان بنا به ملاحظاتی که باید برای حفظ استقلال قضاوتها از تعصبات محلی مراعات شود، لازم شد از صاحب نظران سایر استانها کمک گرفته شود.

پیشنهاد چهارچوبی برای گزینش طرح ها و پروژه ها
به نظر می رسد دستیابی به طرح ها و پروژه های جدید می تواند با رویکردهای متفاوتی رو به رو باشد.
رویکرد اول، تداوم رویه های قبلی، یعنی اعلام به مدیران دستگاه های فرهنگی استان و نخبگان فرهنگی برای طرح ایدهها، طرحها و پروژه های جدید و انتخاب این طرحها با تشکیل جلسه تبادل نظر درباره آنها و اعمال ملاحظات معمول سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در انتخاب آنها.
رویکرد دوم، فضاسازی عالمانه بین مدیران همه دستگاه های اجرایی استان و نخبگان استان با دعوت از صاحبنظران برای تبیین«مهندسی فرهنگی» و «پیوست فرهنگی» و آگاه سازی آنها برای پیشنهاد ایده ها، طرح ها و پروژه های دستگاه های اجرایی و نخبگان استان و به دنبال آن مرحله بندی شناسایی و گزینش نهایی ایده ها و طرح ها و پروژه ها
مرحله اول: گزینش طرح ها و ارزیابی ایده ها و پروژه ها در قالب فرم های زیر و انتخاب طرح هایی که بیشترین امتیاز را آورده اند. این فرمها با مرور مطالب مطروحه در این مکتوب تدوین شده است.
ردیف نکات ضروری مورد توجه در انتخاب طرح ‌ها (۵ امتیاز)
خیلی زیاد (۳ امتیاز)
زیاد (۱ امتیاز)
تا اندازه ‌ای (صفر)
خیر
۱ مبنای این ایده، طرح یا پروژه بر چه پیش ‌فرضی است؟ آیا در شرایط موجود و آینده این پیش ‌فرض ‌ها و مبانی نظری درست است؟
۲ آیا این ایده، طرح یا پروژه تقویت‌ کننده سرمایه ‌های فرهنگی گذشته از جمله نهادها و مراکز اصیل مذهبی است؟
۳ آیا این ایده، طرح یا پروژه تقویت ‌کننده مشارکت ‌های مردمی است؟
۴ این ایده، طرح یا پروژه با مسائل آینده فرهنگی جامعه همراهی سازنده و مثبت دارد؟
۵ این ایده، طرح یا پروژه چه میزان با معیارهای یک فعالیت فرهنگی اصیل اثرگذار بر مخاطب هماهنگ است؟
۶ آیا این ایده، طرح یا پروژه با مقتضیات مخاطبان و محیطی که قرار است در آن عملی شود هماهنگ است؟
۷ آیا این ایده، طرح یا پروژه به شکل‌ گیری یک جبهه فرهنگی در جامعه در مقابله با تهاجم فرهنگی کمک می‌کند؟
۸ آیا این ایده، طرح یا پروژه ارتباط مستقیمی با انتظارات مقام معظم رهبری مثل بحث مهندسی فرهنگی یا پیوست فرهنگی دارد؟
۹ آیا سازماندهی پیشنهادی برای مرحله بهره ‌برداری از این طرح یا پروژه مناسب است؟
۱۰ آیا این ایده و طرح و فعالیت نسبتی با اصلاح فرهنگ نخبگان و به حرکت درآوردن آن‌ ها دارد؟
۱۱ آیا این ایده، طرح یا پروژه منابع جدید و ناشناخته ‌ای را به عرصه اصلاح فرهنگ جامعه وارد می‌کند؟
۱۲ آیا این ایده، طرح یا پروژه نسبت مؤثری با فن ‌آوری ‌های جدید و بهره ‌گیری از هنر دارد؟
۱۳ آیا این ایده، طرح یا پروژه به توسعه نهادهای فرهنگ ‌ساز جامعه و شکل‌ گیری تخصص‌ های تازه در عرصه فرهنگ کمک می ‌کند؟
۱۴ آیا اجرای این ایده، طرح یا فعالیت به پیوند حوزه و دانشگاه با محیط ‌های اجرایی کمکی خواهد کرد؟

جمع امتیازات پروژه
بدیهی است اگر این پرسش ها بخواهد مبنای غربال طرح ها و گزینش آنها قرار گیرد باید به نحو مقتضی مباحثی که در این مکتوب مطرح شده در اختیار پیشنهاددهندگان قرار گیرد.

مرحله نهایی گزینش طرح ها
مروری بر نکات پیچیده و ظریفی که در این مکتوب مطرح شد این موضوع را یادآوری می کند که انتخاب طرحها و پروژه ها باید از حالت فردی خارج شود و جمعی از نخبگان استان، که به لحاظ سازمانی منافعی ندارند، اما با سیاست های فرهنگی کشور، به ویژه سند چشم انداز، دیدگاه های امام، رهبری و شرایط استان آشنایی دارند و بیش از همه نگرش و دانش فرهنگی دارند، به عنوان تیم انتخاب کننده منصوب شوند و قبل از ورود به گزینش طرحها و پروژه ها، بحث و تبادل نظر کافی با هم داشته باشند تا به یک وحدت نظر اجمالی برسند.

جمع بندی نهایی
همان طور که ملاحظه کردید، از یک سو تصمیم گیری درست در حوزه فرهنگ و فرهنگ سازی از پیچیدگی و ظرافت های خاصی برخوردار است و از سوی دیگر مدیران اجرایی در موضعی هستند که نمی توانند، به استناد این پیچیدگی ها، تصمیم گیری را به تأخیر بیندازند. لذا چاره ای نیست جز اینکه قانع شویم با مطالعه این نکات و تکمیل آن در جمع مشاوران، همکاران یا اتاق های فکری که تشکیل می شود، سعی کنیم با آموزش و توجیه همکاران، در حد امکان، روند تصمیم گیری را بهبود بخشیم.
حوزه فرهنگ، به رغم همه پیچیدگی ها و سختی هایش، این خاصیت را دارد که لازم نیست برای شروع حرکت و اقدام اصلاحی منتظر اقدامات، دستورالعمل ها و اعتبارات مرکزنشینان بود، و هر کس با نگاه درست به موضوع می تواند از درون خود، خانواده خود، سازمان خود، شهر خود و استان خود حرکت اصلاحی را آغاز کند؛ گرچه بخشی از مسئولیت مدیران اجرایی، در سطوح اجرایی، مطالبه انجام وظایف مقامات مافوق در حوزه فرهنگ است و پاسخ درست به این مطالبات می تواند نقشی مکمل در حرکت شما داشته باشد. ضمن اینکه لازم است به این معنا توجه داشته باشیم که تلاش برای اصلاح فرهنگ جامعه «نورآفرینی» در محیط است و هر کس به هر میزان، هرچند کوچک، هر نوع اصلاحی در تصمیم گیری و هر نوع آموزشی برای افزایش شناخت و هر نوع اقدام عملی برای تقویت انگیزه افراد صورت دهد، بلافاصله تأثیرات خود را در بهبود شرایط فرهنگی جامعه خواهد گذاشت؛ هرچند نتوانیم با ابزارهای در دسترس میزان تأثیر آن را ارزیابی کنیم و نوری را که از وجود ما در محیط پراکنده شده است اثبات کنیم.
یادآوری می شود از درون نکات مطرح شده، می توان فهرستی از اقدامات عملیاتی و ظرفیت ساز را شناسایی و با تکیه بر امکانات موجود حرکت را آغاز کرد.

پیشنهادی به مدیریت عالی استانها
ممکن است بین خوانندگان این مکتوب، استانداران محترمی وجود داشته باشند که با نگرشی فرهنگ محور علاقه مند باشند حرکتی جدید در حوزه فرهنگ و هنر استان خود آغاز کنند.
این استانداران عزیز باید به این نکته توجه کنند که اگر در جامعه ای که قرار بوده پی گیری ارتقای اخلاق و معنویت و رشد اعتقادات اصیل دینی محور و مرکز همه فعالیتهای مدیران اجرایی باشد، کار به جایی می رسد که رهبر معظم انقلاب سخن از مظلومیت فرهنگ به میان می آورند و خوشبختانه بعد از سی سال، دولت خدمتگزار به فکر جبران این نقص بزرگ می افتد، این پدیده یعنی فراموشی توجه به فرهنگ در مدیران ستادی و اجرایی از عوامل متعدد و مختلفی نشئت می گیرد که یکی از آنها ترکیب پیچیده ای از نارسایی های سیاسی با ساختارها بوروکراتیک به ارث رسیده از نظام قبل و محاصره، مدیران در اندیشه ها و تحلیلهای غلط برای ریشه یابی در حل معضلات جامعه است.
توضیح بیشتر اینکه، اکثر مدیرانی که در جامعه به مسئولیت هایی در حد استاندار، معاونان استاندار و مدیریت کل سازمانها می رسند، شخصاً افرادی متدین و علاقه مند به اصلاح فرهنگ جامعه هستند و در روزهای آغازین مسئولیت یکی از آرزوها و آرمانهایشان اصلاح فرهنگ محیط سازمانی و اگر بتوانند کمک به اصلاح فرهنگ جامعه است. به تدریج که مشغول آشنا شدن با ابعاد مسئولیت خود می شوند یک سلسله از عوامل آنها را از توجه به اصلاح فرهنگ محیط سازمانی و جامعه خود دور می کند. اهم این موارد عبارت اند از:
١. بالا بودن توقعات و انتظارات مردم در مقابل امکانات و توانایی های سازمانی که مدیر در اختیار دارد. علت این پدیده هم دلسوزی مدیران ارشد نظام برای حل و فصل مسائل مردم و ذکر روزانه آن در نطق ها و سخنرانی هاست و چون در طول دهه های اخیر بخش اعظم پاسخگویی به نیازهای مادی و معیشتی مردم متکی به درآمدهای نفتی بوده است، و نه گرفتن مالیات از خود مردم، به تدریج جریان یک طرفه ای در فرهنگ عمومی جامعه شکل گرفته است و کمتر مراجعه کننده ای به نهادهای حکومتی مشاهده می شود که موقع طرح مشکل و نیاز خود از خودش سؤال کند، حل این مسئله ی من چه ربطی به حکومت دارد و من باید خودم تلاش کنم و یا اینکه در مقابل حل این مسئله من چه وظیفه ای در قبال جامعه دارم؟ و چون در اکثر موارد این انتظارات شکل مادی و کوتاه مدت دارد به تدریج فضای ذهنی مدیران پر می شود از مسائل و مشکلات روزمره و طبیعتاً مسئله فرهنگ که موضوعی نرم افزاری و غیرمادی و بلندمدت است به حاشیه رانده می شود.
موضوع دیگری که این مشکل را تشدید می کند، این است که کارمندان سازمان ها هم که خود جزئی از مردم هستند با افزایش پیوسته انتظاراتشان و احساس کم بودن آنچه به عنوان حقوق و مزایا می گیرند آمادگی ذهنی و روانی لازم را برای پاسخگویی به نیازهای مردم ندارند و این مسئله خود عامل فشار بیشتری به مدیران سازمانها می شود.
۲. غالب شدن رویکرد سیاسی در تصمیم گیری ها عامل دیگری در بی توجهی به فرهنگ است. این موضوع این گونه تأثیر می گذارد که معمولاً پس از هر انتخابات، مدیران ارشد عوض می شود و تیم مورد مشورت پیرامونی نیز تغییر می یابد، این گروه مشورت دهنده در جلسات غیررسمی ذهن مدیران سازمانها را پر می کنند از اقدامات و حرف هایی که جریان های سیاسی مقابل در جاهای مختلف برای تضعیف مدیریت جدید انجام داده اند یا مطرح کرده اند که این پدیده هم وقتی قاعده ی مردم سالاری پذیرفته می شود امری است طبیعی، اما وقتی مدیریت های ما انفعالی و بدون برنامه از پیش تعیین شده هستند، این مسئله بیش از حد بزرگ می شود و در کنار موضوع انتظارات مردم، مدیران را منفعل می کند و به سمت فعالیتهای قابل عرضه و عمدتاً کارهای عمرانی و فیزیکی سوق می دهد تا مخالفت بزرگ شده جریان های مقابل را کم اثر کند. در این شرایط نیز بار دیگر حل مسائل فرهنگی مورد بی مهری قرار می گیرد و اگر هم فعالیتی فرهنگی آغاز شود یا ساخت فضاهای فیزیکی فرهنگ است یا اقدامات سطحی و نمایشی روبنایی.
۳. عامل دیگر بی ‌توجهی به فرهنگ، عدم توجه به نقش فرهنگ در حل معضلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است، همان ‌طور که قبلاً توضیح داده شد تعامل پیوسته ابعاد مسائل جامعه روی یکدیگر موجب می‌شود، این معنا که اگر مسائل اقتصادی حل شود، بسیاری از معضلات فرهنگی جامعه حل شود را بپذیریم، اما این از این رابطه دوطرفه را که اگر فرهنگ جامعه تحول لازم را پیدا نکند، مشکلات اقتصادی تداوم پیدا می‌کند را دریافت ننمائیم.
عوامل دیگری را هم میتوان برشمرد که از آن می گذریم. اما نکته ای که از طرح این مباحث مدنظر بود، یادآوری این معنا است که تدین و تعهد مدیران معمولاً موجب می شود بعد از چند سال از ادامه مسئولیت استانداران و سایر مدیران در مسئولیتی که دارند متأثر از اشرافی که به مسائل پیدا می کنند، متوجه کم توجهی به مسائل فرهنگی می شوند، اما متأسفانه این اتفاق زمانی می افتد که انتخابات بعدی نزدیک است و خود مدیران از نظر ذهنی آماده رفتن می شوند.
تداوم این پدیده در طول سی سال گذشته موجب شده است بسیاری از انتظارات حضرت امام(ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری در حوزه فرهنگ، آن طور که شایسته بوده است روند عملیاتی به خود نگیرد و انتظار است که در این مرحله از تحولات جامعه، همان طور که دولت تصمیم گرفته است به رغم فشارهای اجتماعی در حوزه اقتصاد با هدفمند کردن یارانه ها کار بزرگی را آغاز کند. انشاءالله در حوزه فرهنگ نیز با آغاز یک سلسله از اقدامات «نرم افزاری» زیربنایی با پیش بینی تمهیداتی آسیب های حاصل از جابه جایی مدیران و تغییر سلایق سیاسی آنها را از روی مسائل فرهنگی جامعه کاهش دهند و شرایط موجود را که بیشتر شبیه مدل زیر است به مدل اسلامی مبتنی بر حاکمیت فرهنگ بر رفتارهای اقتصادی و سیاسی نزدیک کنند.
بخشی از این اقدامات زیربنایی شامل موارد زیر است:
۱. استانداران در فضای شورای اداری استان خود را مسئول پیگیری تحولات فرهنگی دستگاه های اجرایی استان معرفی کنند. زیرا در واقعیت مسئله این مسئولیت به عهده این عزیزان است و نمی توان با تقسیم کارهای اداری این مسئولیت را گرفت و بر اساس همین مسئولیت الهی از شخصیت های علمی و روحانی استان بخواهند در تحقق این مسئولیت آنان را یاری کنند.
پذیرش این مسئولیت، موقعیت این استانداران عزیز را برای به حرکت درآوردن همه مدیران استان برای ایفای نقش خود در اصلاح عملکرد سازمان هایشان در حوزه فرهنگ استحکام می بخشد.
۲. از بین مدیران اجرایی اهل فکر و روحانیان و استادان دانشگاه های استان، یک اتاق فکری مناسب با موضوع «اصلاح فرهنگ عمومی استان» تشکیل دهند.
۳. کارشناسان مطرح در «مهندسی فرهنگی» کشور را به استان خود دعوت کنند و در جلسات شورای اداری و با حضور اعضای اتاق فکر، مفهوم مهندسی فرهنگی و تجلی آن را در استان تبیین کنند.
۴. بر اساس بحث «مهندسی فرهنگی» و ضرورت «تهیه پیوست فرهنگی» همه مدیران دستگاه های اجرایی را برای ادای وظیفه خود در حوزه فرهنگ خطاب قرار دهند و بر اساس پیشنهادهای اتاق فکر از آنها برنامه یک ساله عملی بخواهند.
بر اساس نکاتی که لا به لای مباحث مطرح شد، تقسیم کار جدیدی تعریف کنند، تا همه عرصه های تحول استان را پوشش دهند. نمای کلی این تقسیم کار می تواند به شرح زیر باشد:
استاندار محترم، مسئول مدیریت راهبردی و سازماندهی حرکت و ایجاد انگیزه در همه مدیران و نخبگان استان
معاونان محترم استاندار، همکاری با استاندار برای پی گیری تصمیمات استاندار در بخشهای مختلف جامعه بر حسب حوزه مأموریت
مدیران کل در دستگاه های اجرایی، مسئول اصلاح فرهنگ سازمانی سازمان خود و نقد و بررسی آثار مثبت و منفی قوانین، دستورالعمل ها و روش های مورد استفاده در داخل سازمان خود، از جهت تأثیرات فرهنگی و همچنین مسئول اصلاح تأثیرات فرهنگی سازمان خود بر مراجعه کنندگان
مدیران کل کشاورزی، صنایع و بازرگانی با همکاری مدیران کل ارشاد و سازمان تبلیغات اسلامی، مسئول بهره گیری از ظرفیت واحدهای صنعتی، کشاورزی و اصناف برای انجام مسئولیت خود در حوزه های مربوطه (در صفحات قبلی پیرامون این مسئله توضیح داده شده است).
مدیران دانشگاه ها، مسئول تحولات فرهنگی استادان و دانشجویان و تأثیرات فرهنگی دانشگاه در محیط استان
مدیرکل آموزش و پرورش، مسئول تحولات فرهنگی و تربیتی در نیروی انسانی آموزش و پرورش و دانش آموزان و اصلاح کارکرد تربیتی مدارس استان
۶. مأموریت ویژه مدیران دستگاه های فرهنگی
آنچه در این میان حایز اهمیت است، یادآوری رسالت ویژه دستگاه های فرهنگی استان، مثل سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، اوقاف و سایر نهادهای مشابه برای خدماترسانی به حرکت های فرهنگ ساز مدیران اجرایی است، که می توان در قالب انجام این مسئولیت، فعالیت هایی را تعریف و پیگیری کرد. اقداماتی مانند:
ـ ساماندهی نیروهای فکری برای تدوین پیوستهای فرهنگی از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، نمونه هایی از این مأموریت هاست. این مأموریت ویژه، علاوه بر مسئولیت ذاتی این سازمانها برای تحول آفرینی در اصلاح فرهنگ عمومی است که در جای خود باید به طور دقیق بررسی شود و به طور مستقل طرحها و پروژه های خود را با در نظر گرفتن نکات مطرح شده در این مکتوب مطرح کنند.
ـ شناسایی روحانیان و آموزش آنها برای اعزام به سازمانها و مدارس از سوی سازمان تبلیغات اسلامی برای تحقق انتظارات مطرح شده در این مباحث
ـ تولید آثار هنری برای تحول فرهنگی در اصلاح فرهنگ سازمانی دستگاه های اجرایی و اصلاح رفتار کارکنان در سازمانها در مواجهه با مردم از طریق حوزه هنری
۷. به موازات اقدامات فوق، باید نهاد مستقلی زیر نظر استانداری، رسالت رصد فرهنگی استان، یعنی ارزیابی عمومی از تغییرات فرهنگ عمومی استان، ارزیابی کارکرد فرهنگی دستگاه های اجرایی، ارزیابی عملکرد فرهنگی ادارات مهمی چون آموزش و پرورش و دانشگاه ها را به عهده گیرد.
۸. این اقدامات را می توان ذیل سه عنوان «مهندسی فرهنگی»، تدوین «پیوست فرهنگی» برای طرح ها و پروژه ها و «رصد فرهنگی» خلاصه کرد و متناسب با هر عنوان فهرستی از پروژه های جدید، اعم از پروژه های مطالعاتی و آموزشی و عمرانی و فرهنگی و تربیتی، را آغاز کرد.
در پایان این نکته را یادآوری می کند که این مکتوب در جهت افزایش کارآیی مجموعه اقداماتی تدوین شده است که به برکت رویکرد دولت محترم برای رسیدگی به مسائل فرهنگی در سفرهای استانی ریاست جمهوری آغاز شده است و لذا فشرده و فهرست وار و با هدف جلب نظر و توجه مدیران ارشد اجرایی در سطح استانها نگاشته شده است و طبیعی است که ممکن است نواقص و کاستی های بسیاری داشته باشد و انتظار دارد خوانندگان محترم با اعلام نظرات خود در تکمیل آن بکوشند و اگر بعضی از مباحث، فارغ از واقعیت های اجرایی و محدودیت های موجود، دور از دسترس به نظر می رسد، پوزش نویسنده را بپذیرند.
انشاءالله

منبع:www.artshahrekord.ir
نویسنده: دکتر حسن بنیانیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: