شنبه - ۱۳۹۷/۰۲/۰۱

موارد مصرف وجوه بیت‌المال در اسلام

اقداماتی که در صدر اسلام در جهت توسعه اقتصادی و افزایش اشتغال و تولید توسط پیامبر عظیم الشأن و خلفای راشدین انجام گرفت، دو گونه بود. نوع اول شامل ارشاد و راهنمایی مردم برای آغاز فعالیتهای جدید اقتصادی به تنهایی یا با تعاون سایر گروهها می‌باشد، بدون آن که از وجوه بیت‌المال مبلغی در این راه مستقیماً صرف شود. نمونه‌های بارز این قبیل سیاستها در ابتدای هجرت پیامبر اکرم در مدینه دیده می‌شود، نوع دوم، سیاستها و اعمالی است که با استفاده از وجوه بیت‌المال توسط پیامبر اکرم و جانشینان حضرتش به عمل می‌آمد. در هر دو صورت، سیاست مورد نظر یا مستقیماً از طرف ولی امر مسلمانان اعلام و اجرا می‌شد یا به پیشنهاد و تذکر یک یا تنی چند از مسلمانان به عمل می‌آمد، این دو نوع سیاست در چندین قسمت در زیر شرح داده می‌شود و نقشی که هر یک در توسعه اقتصادی جامعه صدر اسلام داشتند، گوشزد می‌شود.

۱. تبلیغ و ترویج اسلام

چون اصول اعتقادی و کرداری هر مسلمان در قرآن کریم بیان شده است، رسول اکرم پس از بعثت در مکه، پیوسته به تلاوت آیات قرآن کریم پرداخته و از این طریق اهل مکه را به اسلام جذب می‌نمودند. پس از هجرت به مدینه نیز، حضرت از یک سو تازه مسلمانان را تشویق به آموختن قرآن و نفقه در دین می‌فرمودند و از سوی دیگر به اهل صُفَّه از جمله آبانِ بن سعید بن العاصی و ابوعُبَیدَهِ بن الجَراح سفارش فرمودند که به تعلیم قرآن همت گمارند (کتانی، ج ۱ ،۴۰-۴۱ ). در سال دهم هجرت، پیامبر اسلام عمروبن حزم را برای آموزش قرآن و جمع صدمات به نجران گسیل فرمود. سایر کسانی را که حضرت برای تعلیم قرآن و آموزش دین اسلام به اطراف فرستاده، عبارت بودند از: ابوعبیده بن الجراح، رافع بن مالک الانصاری، اُسَیْدِبن حضیر، و خالدبن سعید بن العاصی (کتانی، ج ۱، ۴۲ – ۴۴).
هرگاه پیامبر در غزوه‌ای پیروز می‌شدند، مأموری برای تعلیم معارف اسلامی در منطقه‌ای که فتح شده بود، قرار می‌دادند. برای نمونه پس از فتح مکه، عَتّاب بن اُسَیْد را که جوانی بیست ساله بود امیر آنجا قرار دادند و مَعاذبن جبل را برای تعلیم احکام و فقه معین فرمودند (واقدی، ۶۸۰ و ۵۴۵ ). پس از غزوه تبوک و تسلیم طائف، نفوذ اسلام به همه جای جزیره العرب گسترش یافت و از آن پس پیوسته نمایندگان قبایل و امرای عرب به مدینه می‌آمدند و به اسلام مشرف می‌شدند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) معمولاً هنگام بازگشت ایشان کسی را برای تعلیم دین و قرآن و فرد دیگری را برای گرفتن صدقات می‌فرستادند (فیاض، ۱۱۹- ۱۲۰).
نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از شیوه‌های گوناگون برای تبلیغ اسلام استفاده می‌کردند. چون شعر و ادبیات در صدر اسلام محبوبیت بسزایی داشت، حضرت از شاعران و خطبیان برای تبیلغ تعالیم اسلامی کمک می‌گرفتند. از جمله شاعرانی که در حمایت از مسلمانان و آیین اسلام شعر می‌سرودند، حَسّانِ بن ثابت، عبدالله بن رَواحِه، و کَعْبِ بن مالک می‌باشند. علاوه بر ایشان، خطیبانی نیز در صدر اسلا در خدمت حضرت رسول بوده‌اند (کتانی ج ۱، ۲۱۰ و ۲۱۸). بُحَیر و کَعْب فرزندان زُهیر بن ابی سلمی گرچه پس از سال هشتم هجرت به اسلام گرویدند ولی از شعرای بزرگ به شمار می‌روند (آیتی، ۵۶۸ -۵۶۹).
در طول حکومت خویش، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مبلغان بسیاری به بلاد مختلف گسیل داشتند تا زمامداران و ساکنان آن کشورها را به اسلام دعوت کنند. برای نمونه، یک بار هفتاد تن از جوانان انصار را برای دعوت اهل نجد به اسلام، به خواهش یکی از ایشان فرستادند که حادثه بِئْرمَعوُنه پیش آمد (واقدی، ج۱، ۲۵۵). همچنین در یکی از روزهای ماه محرم سال هفتم، از مدینه، شش سفیر یا شش نامه به شش کشور اعزام فرمودند تا زمامداران و ساکنان آن کشورها را به اسلام بخوانند. عده سفیران حضرت را جمعاً ۲۶ تن نقل کرده‌اند. ایشان در کلیه ماموریتهای خویش موفق شدند جز در مسلمان کردن قیصر روم و پادشاه ایران و دو سه نفر دیگر (آیتی، ۴۴۸). مأموران نامبرده، گاه به خرج خود مأموریت می‌رفتند و گاه به نفقه بیت‌المال. در اواخر سالهای هجرت که امکانات بیت‌المال گشایش پیدا کرده بود مأموریتها نیز برای مقاصد دور دست صادر می‌شد، مخارج و تدارکات سفر و حقوق و مزایا از محل بیت‌المال پرداخته می‌شد. یکی از مصارف وجوه بیت‌المال امور ارشادی و تبلیغی بود. در عین حال، یکی از مصارف خمس و زکات تبلیغ و ترویج برای اسلام بود( رساله توضیح المسائل).

۲. اقدامات فرهنگی

پیامبر اکرم برای آموزش و تعلیم مسلمانان اهمیت بسیار قایل بودند و از هرگونه امکانی برای باسواد کردن ایشان استفاده می‌فرمودند. برای مثال به زیدبن ثابت که پس از جنگ بدر، به وسیله یکی از اسیران خواندن و نوشتن آموخته بود، دستور دادند که خط عبری را نیز بیاموزد (آیتی، ۳۴۷). به ده اسیر باسواد در همین جنگ، فرمودند که اگر هر یک، ده نفر از جوانان انصار را باسواد کند، آزاد خواهند شد (آیتی، ۲۵۹). بدین شیوه، شمار یاران باسواد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روبه فزونی گذاشت، به حدی که تعداد کاتبان و نویسندگان حضرت را تا ۴۲ نفر نوشته‌اند (کتانی، ج۱، ۴۰-۴۸). قابل توجه است که تعداد افراد باسواد قریش پیش از بعثت رسول اکرم ۱۷ نفر بود و نیز در مدینه جز یهودیان تعداد اندکی خواندن و نوشتن می‌دانستند ( بلاذری، ۳۸۲ -۳۸۴). واقدی ایشان را یازده نفر ذکر می‌کند.
نهضت سوادآموزی در مدینه به قدری گسترش یافت که محلی به نام «دارالقُرّاء» را بدین امر اختصاص دادند. آورده‌اند که عبدالله بن مَکْتوم پس از بازگشت از جنگ بدر به مدینه به همراهی مُصَعَبِ بِن عُمَیْر در دارالقراء منزل کرد (تانی، ج ۱، ۵۶). واقدی نیز از محلی در گوشه شهر مدینه یاد می‌کند که شبها جوانان انصار گرد آمده، نماز می‌گذاردند و درس می‌خواندند (ج۱، ۲۲۵).
داوری و انتخاب قاضی برای مسلمانان را نیز خود رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برعهده داشتند. از جمله کسانی که به امر حضرتش به قضاوت پرداختند، علی بن ابیطالب (علیه السلام)، محمد بن مسلمه، و عتاب بن اسید می‌باشند (کتانی، ج ۲، ۳۱۳).
علاوه بر گسیل گروههای تبلیغ و استخدام قضاوت و معلمان، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به ساختن مسجد نیز اهتمام می‌ورزید و از آن به عنوان مرکزی برای اقامه نماز جماعت و نیز برای تجمع و شور و تصمیم‌گیری و همچنین تقسیم وجوه بیت‌المال استفاده می‌فرمودند. حضرت گاهی از مسجد برای اسکان دادن صحابه نیز استفاده می‌کردند. در آغاز هجرت به مدینه، چنان که پیشتر گفته شد، عده‌ای از مهاجران را در مسجد سکنی داده و برخی را در منزل انصار جای دادند. پس از فتح مکه، گروههای بسیاری از اطراف حجاز برای اسلام آوردن به خدمت حضرت مشرف شدند. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ایشان را نیز در منزل اصحاب یا در خیمه‌ای که در مسجد برپا شده بود، منزل عنایت فرمود (کتانی، ج ۱، ۴۴۷- ۴۵۰).
گرچه برای ساختن مسجد و آموزش مسلمانان، رسول اکرم از امکانات خود مسلمانان استفاده می‌کردند، ولی اهتمام ایشان به امور فوق حاکی از توجه دستگاه رهبری و حکومت پیامبر خدا به شئون فرهنگی و در صورت امکان تأمین هزینه‌های آن می‌باشد.

۳. پیشبرد علوم و فنون

در طول حکومت حضرت رسول اکرم خلفای راشدین، مقدم دانشمندان، پزشکان، و ادیبان گرامی شمرده می‌شد و برای نشر علم و دانش از وجود ایشان استفاده می‌بردند. به همین مناسبت، در مدینه از خدمات پزشکانی که در دانشگاه جندی شاپور مشغول به تدریس و طبابت بودند، استفاده کردند و به رغم مسلمان نبودن ایشان، کوششهایی برای اقامت و طبابت ایشان به عمل آوردند.
یکی از پزشکان مشهور و معاصر نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حارث بن کَلْده است که تحصیلات طب را در دانشگاه جندی شاپور ایران به اتمام رساند و مدتی نیز در ایران به طبابت پرداخت.
هنگامی که به وطن خویش بازمی‌گردد، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مقدمش را گرامی می‌دارند. عنایت حضرت از رفتار با او و از مراجعاتی که به او می‌فرمایند، نمایان می‌شود. هنگامی که سعد بن ابی وقاص بیمار می‌شود، حضرت به عیادت او رفته و توصیه می‌کنند برای درمان او حارث بن کلده را بیاورند (کتانی، ج ۱، ۴۵۵- ۴۵۷ و واقدی، ۸۵۳).
از دیگر طبیبان آن دوره، نضربن الحَرَث فرزند حارث بن کلده، ضَمادبن ثَعْلَبِه الَازْدی که از ارادتمندان پیامبر اکرم نیز بوده، و ابن ابی رَمْتِه التمیمی می‌باشند. شخص اخیر جراح بوده و مواردی از جراحیهای او را نیز نقل کرده‌اند (کتانی، ج۱، ۴۵۷ -۴۶۱).
هنگام خلافت حضرت علی (صلی الله علیه و آله و سلم)، پزشکانی در کوفه- پایتخت آن حضرت- مقیم بوده‌اند که مشهورترین ایشان اَثیربن عَمْروبنِ‌ هانی سکونی نام داشت. این پزشک را برای معالجه حضرت، پس از ضربت خوردن وجود مقدسش فراخواندند (یادگاری، ۱۸۰). پزشکان یاد شده غالباً مسیحی یا زردشتی بودند. دعوت ایشان برای معالجه خلیفه مسلمانان و نجات دادن جان وی، نشانه نزدیکی روابط و اعتماد و احترام متقابل می‌باشد.
در تاریخ، نام تنی چند از زنان مسلمان را که مامایی می‌دانسته‌اند، آورده‌اند. از جمله ایشان سَلْمی همسر ابوراقع است که ولادت ابراهیم پسر نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به کمک او صورت گرفت (کتانی، ج ۲، ۱۱۸). از زنان که به خدمت پرستاری پرداخته‌اند، رُفَیده انصاری را نام برده‌اند که به دامداری مجروحان جنگی در نبرد خندق پرداخته است. (کتانی، ج ۱، ۴۳۵- ۴۵۴) در جنگ احزاب به دستور پیامبر سعد بن معاذ را پس از زخمی شدن برای مداوا به خیمه رفیده بردند (آیتی، ۳۸۱). در جنگ نیز گروهی از زنان شرکت کرده بودند. پیامبر از غنائم بخششهائی به آنان فرمودند (واقدی، ۵۲۳).
پیامبر بزرگوار به امر بهداشت اهمیت بسیار می‌دادند. حدیث مشهور «النظافهُ من الایمان» حاکی از همین امر است. از حضرتش نقل شده که: «اگر فشار بر مسلمانان نبود، مسواک کردن دندان را واجب می‌ساختم.» (کتانی، ج ۱، ۹۷). همچنین برای پیشگیری از سرایت امراض، دستوراتی مشابه ایجاد قرنطینه وضع نمودند (کتانی، ج۱ ،۴۶۶). بر اساس چهل حدیث از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که حاوی تعالیم و دستورهای طبی و بهداشتی بوده، اِبن طَرخان کتابی به نام «الاحکام النبویه فی الصناعه الطبیه» تألیف نموده که دارای ده باب می‌باشد (کتانی، ج۲ ، ۳۳۹ -۳۴۰).
مطالب فوق همه نشانه‌هایی از اهتمام حضرت رسول به علم طب و بهداشت و فراهم کردن امکانات استفاده مسلمانان و نیز یادگیری ایشان است. به همین دلیل به زودی مسلمانان تحصیل این علم را آغاز کرده و پزشکان نامداری از ایشان در عرصه این علم شناخته شدند. تفوق مسلمانان در علم طب، شیمی، و سایر علوم تجربی در زمان امامت حضرت صادق و حضرت رضا (علیهما السلام) شهرت بسزایی پیدا کرد (یادگاری، ۱۷۴- ۲۱۷).
صنعت دیگری که در زمان حکومت رسول خدا اهمیت بسیار داشت، اسلحه سازی بود. آورده‌اند یکی زا یاران رسول اکرم با اجازه حضرت به ایران آمد و چهار نفر متخصص در ساختن شمشیر و سپر، کلاه خود، نیزه، و تیر و کمان همراه با مواد اولیه مورد نیاز سنگ آهن و چوب بادامشک به مدینه آورد و با برپا کردن کوره ذوب فلز، سلاحهای یاد شده را از سنگ آهن، و تیروکمان را از چوب بادامشک ساخت (حسن ابراهیم حسن). باید اضافه کرد که پیش از اسلام نیز شمشیرسازانی در مکه بوده‌اند که از جمله آنان خَبّاب بن اَرَتْ می‌باشد (آیتی، ۱۴۴ ).
در جنگ خیبر، مسلمانان با دو سلاح جدید منجنیق و دَبّابه روبه‌رو شدند که یهودیان بدانها مجهز بودند. به برکت اقداماتی که از جانب رسول خدا به عمل آمد، مسلمانان نیز به این سلاحها مجهز شدند. اولین دبابه هنگام محاصره طائف ساخته شد و به کار رفت. گویند در همین غزوه رسول خدا برای پیروز شدن بر دشمن با یاران خود مشورت کرد. سلمان فارسی گفت: عقیده‌ام این است که منجنیق نصب کنید، ما در سرزمین فارس بر حصارها منجنیق می‌گذاشتیم و دشمن هم علیه ما همان کار را می‌کرد. ما بر دشمن به این وسیله پیروز می‌شویم. اگر منجنیق نباشد، مدت محاصره طولانی خواهد شد. پیامبر به او دستور دادند و او با دست خود منجنیق ساخت و نصب کرد (واقدی ۷۰۶- ۷۰۷ ). آیتی (۵۵۶) به نقل از اَمتاعُ الاَسماء روایت می‌کند که طُفیل بن عَمرو دُوسی برای مسلمانان در طائف دبابه و منجنیق آورد. به روایت واقدی (۷۰۶- ۷۰۷) «یزید بن زَمعه یک منجنیق و دو زره‌پوش با خود آورده بود».
به روایتی دیگر به هنگام غزوه طائف عُروه بن مسعود و غیلان بن سَلَمه برای آموزش ساختن عراده (۱)، منجنیق، و دبابه در جَرْش که شهری در اردن بود به سر می‌بردند (کتانی، ج ۱، ۳۷۵ و واقدی، ۷۰۴). به قولی دیگر منجنیق را سلمان فارسی دستور داد و دبابه را خالدبن سعدبن عاص از جرش آورد (آیتی، ۵۵۵- ۵۵۶).
در نهایت باید یادآور شد که توجهات پیامبر عظیم‌الشان فقط منحصر به آشنا کردن مسلمانان با موارد یاد شده نبود، بلکه این اهتمام را نسبت به فراگیری همه حرفه‌ها و پیشه‌های موجود توسط مسلمانان مبذول می‌داشتند. در سایه این توجهات صنایع بافندگی، دوزندگی، آهنگری، ساختمان، چرمسازی، چاه کنی و استفاده از آبهای زیرزمینی در دوره زمامداری حضرت رونق گرفت و پیشه‌ورانی متصدی این امور شدند (کتانی، ج ۱، ۱۰۳).
از فنونی که در زمان زمامداری عمربن الخطاب به دنیای اسلام راه یافت فن مدیریت یا اداره امور مالی و حسابداری بیت‌المال بود. آشنائی مسلمانان با این فن و به کارگیری آن سبب شد که بخش عمومی برای تهیه بودجه و حسابهای درآمد و مخارج خود از پیشرفته‌ترین روش زمان خود استفاده جوید (ابن طباطبا، ۱۱۲- ۱۱۴).
علاوه بر ایران، فتح شام و مصر در زمان عمر، مسلمانان را با تکنولوژی جدید آشنا ساخت. از جمله این فنون معماری و شهرسازی است؛ چنانچه به دستور عمر دو شهر کوفه و بصره ساخته شد. همچنین با اجازه او در مصر ترعه‌ای میان فُسطاط پایتخت وقت مصر و بَحرالقُلْزُم یا دریای احمر فعلی ایجاد شد. شرح این اقدامات نظر به اهمیت آنها در بخش «سرمایه‌گذاریهای زیربنایی توسط بیت‌المال» خواهد آمد.
در دوره خلافت امیرالمومنین علی (علیه السلام)، و بر اثر اهتمام حضرت به ترویج دانش، بصره و کوفه دو مرکز علم و ادب گشته بود. ابو الاسود دُؤَُلِی که او را واضع علم نجو می‌شناسد، در آن زمان در بصره می‌زیسته است. او که از یاران و پیروان حضرت علی (علیه السلام) بوده، بنا به روایتی از حضرتش در وضع این علم درس گرفته است (کتابی، ج ۲، ۲۷۲- ۲۷۵ ). علوم تفسیر قرآن، حدیث، شعر و ادبیات، ترجمه، روایت و برخی رشته‌های دیگر نیز در همین دوره نضج گرفته است (یادگاری، ۱۷۹ -۱۸۰).
از اقدامات مهم دیگر حضرت علی (علیه السلام) در دوره خلافت خویش ضرب سکه به نام دولت اسلامی بود (جعفر مرتضی، ۱۲۷- ۱۳۷). تا آن زمان از سکه‌های ایرانی و رومی استفاده می‌شد. بر روی یکی از سکه‌هایی که از آن تاریخ به یادگار مانده است، با خط کوفی نوشته شده: «لااله الاالله، وحده لاشریک له». در یک طرف پیرامون آن آمده است: «محمد رسول الله، ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله، ولوکره المشرکون». در طرفی دیگر، تاریخ ضرب سکه نوشته شده است: «ضرب هذاالدرهم بالبصره سنه ۴۰» (کتانی، ج ۱، ۴۱۳- ۴۲۸ ).
این سند نشان می‌دهد که مسلمانان در زمان خلافت حضرت علی (علیه السلام) به تکنولوژی ذوب فلز، ریخته‌گری، و ضرب سکه کاملاً دست یافته و ماهر شده بودند. همچنین نشان می‌دهد که سکه برای نخستین بار در تاریخ اسلام در زمان خلافت حضرت علی (علیه السلام) ضرب شده است و نه در دوره حکومت عبدالملک بن مروان، چنانچه در تاریخ مشهور است. (مرتضی، دراسات ۱۳۷- ۱۲۷).

۴. سرمایه‌گذاریهای زیربنایی

همراه با تشویق فعالیتهای خصوص، رسول خدا به سرمایه‌گذاریهای زیربنایی نیز اهتمام خاصی مبذول می‌فرمودند. ضمن اجرای برنامه اِقْطاع الدُّور تقسیم زمین برای خانه سازی محلی را برای ساختن حمام اختصاص دادند (کتانی، ج ۱، ۲۸۱- ۲۸۲ ). همچنین به پیشنهاد یکی از اهالی، محل مناسبی برای ایجاد بازار در شهر مدینه انتخاب فرمودند (کتانی، ج ۲، ۱۶۳). رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به گسترش شبکه‌های ارتباطی میان مناطق مسکونی توجه خاصی داشتند. به طوری که از تنگ کردن راهها و سد معابر حتی در جبهه‌ها جلوگیری به عمل می‌آوردند (کتانی، ج۱، ۲۸۲). پیامبر، همچنین، در امر نامه‌رسانی اهتمام بسیار داشتند و دستوراتی برای حسن انجام این خدمات صادر فرمودند (کتانی، ج۱ ،۲۴۶).
عمربن الخطاب نیز توجه شایانی بر سرمایه‌گذاریهای زیربنایی داشت. دو شهر کوفه و بصره به دستور او ساخته شد. هنگام ساختمان این دو شهر به شیوه خیابان کشی، وسعت کوچه‌ها، و مرکزیت مسجد در هر دو شهر،توجه وافری ابراز داشت. پس از دریافت گزارشی از وضعیت جغرافیایی مصر، به عمروبن العاص که از طرف او والی مصر بود، نوشت که یک سوم درآمدهای عمومی مصر را صرف ساختن پل، ترعه، و ترمیم شبکه‌های آبرسانی کند. خود نیز متخصصان اهل ذمه را ملزم به مراقبت و تعمیر راهها و پلها کرد (کتانی، ج ۱، ۲۸۲-۲۸۳). مشهورترین اقدام وی در این زمینه، دادن مأموریت به عمروبن العاص برای حفر ترعه‌ای میان فسطاط پایتخت وقت مصر و بندر سوئز است که نزدیک قاهره پایتخت فعلی مصر قرار داشت. این ترعه، کشتیرانی میان حجاز و مصر را میسر ساخت و حمل آذوقه و موادغذایی را از مصر به مدینه تسهیل و سرعت بخشید. نظر به اهمیت موضوع، این مطلب عیناً از کتاب التراتیب الاداریه تألیف کتانی، جلد دوم، صفحه‌های ۵۳ و ۵۴ ترجمه می‌شود:
«حفر ترعه در خلیجی است که پس از فتح مصرف گشوده شد. این ترعه از فسطاط تا سوئز امتداد داشت و سرپرست حفر آن عمروبن العاص در زمان خلافت سرور ما عمر بود. این ترعه، خلیج امیرالمومنین خوانده شد و بزرگترین راه ارتباطی میان مصر و دریای سرخ و هند گشت. علت حفر آن، برطبق آنچه در کتاب الخُطَطْ تالیف مقریزی آمده است، بروز قحطی در مدینه می‌باشد. عمرو بن العاص نخست شروع به فرستادن آذوقه به مدینه از راه خشکی کرد و سپس عمر برای تسهیل این امر، دستور به گشودن ترعه و حمل از طریق دریا را داد. سال به پایان نرسید که ترعه تمام شد و کشتیها برای حمل آذوقه به مکه و مدینه مورد استفاده قرار گرفتند. این راه تا پایان حکومت امویان باز بود تا اینکه به تدریج با شن پر شد.»

۵. ایجاد امنیت و استحکامات دفاعی

پیامبر اسلام در طول حکومت یازده ساله خویش درگیر جنگهای بسیاری شدند. این جنگها با حمله‌ی دشمنان اسلام و به قصد براندازی این دین و رسول آن پیش می‌آمد. شمار جنگهایی که خود پیامبر اکرم در آن شرکت کردند. ۲۶ یا ۲۷ غزوه (۲) و تعداد دفعاتی را که حضرت برای جلوگیری از هجوم دشمنان اسلام سپاهی گسیل فرمودند، از ۳۶ تا ۶۶ سریه (۳) گزارش کرده‌اند. (آیتی، ۲۱۹ -۲۲۷). این حمله‌ها به نقلی چند ماه پس از هجرت پیامبر به مدینه و به نقلی از سال دوم هجرت آغاز شد.
اگر فرض کنیم تعداد این جنگها ۲۶ غزوه و ۳۶ سریه باشد- یعنی کمترین مواردی که تاریخ‌نویسان گزارش کرده‌اند- مجموع آنها ۶۲ نبرد می‌شود. بنابراین، رسول اکرم و مسلمانان به طور متوسط، هر دو ماه یکبار، به یک جنگ یا هر سال به شش جنگ کشانده می‌شدند؛ جنگهایی که در بسیاری از آنها موجودیت و سرنوشت دین اسلام و پیامبر آن در معرض خطر قرار می‌گرفت.
کثرت این جنگها، و مشکلات تأمین سلاح و آذوقه، هزینه‌های گزافی برای مسلمانان پدید می‌آورد. تأمین این مخارج، بویژه در سالهای اول هجرت که مسلمانان در فشار و مضیقه اقتصادی به سر می‌بردند، بسیار سخت و دشوار بود. مطالعه سیره رسول اکرم در غزوات، چه از نظر رهبری، اتخاذ سیاستهای نظامی و چه در نحوه تأمین و تدارک هزینه‌های جنگی، راهنمایی بزرگی در این امر است و همچنین نوع سیاستهای مالی را که در این مواقع اتخاذ می‌شد، معلوم می‌گرداند.
از آنجا که جهاد یکی از وظایف دینی مسلمانان است، در تمامی غزوات و سریه‌ها، مسلمانان داوطلبانه شرکت می‌کردند و فقط فرمانده ایشان توسط پیامبر اسلام تعیین می‌شد. مجاهدان معمولاً خود سلاح و مرکب خویش را تهیه می‌کردند. در غزوه بدر، که نخستین غزوه مسلمانان بود و حضور در آن را پیامبر واجب نفرموده بود، ۳۱۳ نفر از مسلمانان شرکت کردند و فقط دو یا سه اسب داشتند و هر دو، سه یا چهار تن از ایشان از یک شتر استفاده می‌کردند (واقدی، ج ۱، ۱۷).
یکی از منابع مهم تأمین اسلحه برای مسلمانان، سلاحهایی بود که در جنگها به غنیمت می‌گرفتند. در همین غزوه بدر «هیچ یک از مسلمانان برنگشت مگر اینکه بر پشت حیوانی سوار بود و به هر مردی شتری و یا دو شتر رسید و هر کس برهنه بود جامه پوشید و به زاد و توشه قریش دست یافتند و سیر شدند و چون فدیه اسیران را گرفتند، هر فقیری ثروتمند گردید» ( واقدی، ج۱، ۱۹). مازاد غنایم جنگ بدر که عبارت بود از شتر، چرم، پارچه و کالاهای مختلف میان مجاهدان و هشت نفر دیگر که از جانب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مأموریتهایی داشتند، به تساوی تقسیم شد. در همین نبرد، بسیاری از افراد قریش پس از شکست اقدام به فرار کردند و برای سبک شدن، زره‌های خود را به زمین می‌انداختند. سلاح اخیر نیز میان مجاهدان تقسیم شد. یکی از اسیران این نبرد نوفل است که در مقابل ۱۰۰۰ نیزه‌ای که در جده داشت آزاد شد (آیتی، ۲۵۸). یک ماه پس از بدر، غزوه مسلمانان با بنی قینقاع پیش آمد. این قبیله، یکی از ساکنان مدینه بودند که پیمان خود را با رسول خدا شکستند (ابن هشام، ۷۵). در جنگ اخیر که منجر به تبعید بنی قینقاع از مدینه شد، غنایم و اسلحه جدیدی نصیب مسلمانان شد. مسلمانان از سلاحهای به دست آمده، در غزوه احد استفاده کردند، به طوری که کلیه‌ی ۱۰۰۰تن شرکت کننده در این جنگ، مسلح بودند و حدود ۱۰۰ نفر ایشان زره پوشیده بودند (واقدی، ج۱ ،۱۵۶).
پس از جنگ بدر، آیه خمس نازل شد. از آن به بعد، پیامبر اسلام خمس غنایم هر جنگ را کنار می‌گذاشت، و از طریق تقسیم آن میان مسلمانان و با فروش بخشی از آن و خرید سلاح مورد نیاز آمادگی و تدارک برای نبرد‌های آینده را افزایش می‌بخشید. از غنایم بنی النضیر، حضرت نفقه یکساله خود را جدا ساخت و مابقی را صرف خرید اسب و اسلحه فرمود (کتانی، ج ۱، ۳۳۰و۳۴۳). پس از جنگ با بنی قریظه، پیامبر اکرم عده‌ای از اسیران را به نجد فرستاد و در مقابل برای مسلمانان اسب و اسلحه خرید (آیتی، ۳۸۶ ). متصدی این امر، سعد بن زید بود که اسب و همه‌گونه سلاحهای موجود در نجد و از جمله نُه قسم شمشیر را خریداری کرد (کتانی، ج۱، ۳۳۰ و ۳۴۳).
گاهی پیامبر اسلام، حتی از غیر مسلمانان اسلحه قرض می‌گرفتند. هنگامی که حضرت عازم جنگ با هوازن شدند، از صفوان بن امیه که در مکه امان یافته ولی هنوز مشرک بود، صد زره با دیگر وسایل آن عاریه گرفتند و ضامن شدند که پس از خاتمه جنگ آنها را سالم به وی باز دهند. حضرت همچنین شترانی برای حمل آنها از او امانت گرفتند (ابن هشام، ج ۲، ۲۹۲). همچنین در قرارداد با اهل نجران، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شرط فرمودند که اگر جنگی در یمن رخ دهد، زره‌هایی به عنوان عاریه ضمانت شده توسط اهل نجران در اختیار مسلمانان گذارده شود (یعقوبی، ج ۱ ،۴۵۲).
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) پیوسته سعی در افزایش قدرت دفاعی مسلمانان با استفاده از ابزار جدید داشتند. مسلمانان در جنگ خیبر با دو سلاح جدید منجنیق و دبابه که یهودیان مجهز به آن بودند، مواجه شدند. با سیاستی که پیامبر مسلمانان در این جنگ اعمال فرمود، زمینه تصرف این اسلحه برای ایشان فراهم شد.
شیوه دیگری که پیامبر گرامی برای تأمین هزینه‌های جنگی به کار می‌برد، استمداد از خود مردم بود. در هر غزوه‌ای که نبی اکرم قصد شرکت داشت، به مردم اعلام می‌فرمود و از ایشان می‌خواست که شرکت کنند. در جنگ تبوک که آخرین و عظیمترین غزوه رسول خدا بود، خبر رسید که هرقل قیصر روم با ۱۰۰/۰۰۰سپاهی به قصد هزیمت دولت اسلامی از روم بیرون آمده و سر راه خود در شام است، پیامبر ناگزیر به تهیه سپاه مجهزی شدند. برای تهیه سپاه و تدارکات این جنگ از مردم بارها طلب کمک شد. در نتیجه، به رغم گرمی هوا، و دوری راه، ۳۰۰/۰۰۰ نفر از مسلمانان ندای پیامبرشان را لبیک گفتند و در خدمت او عازم جهاد در راه خدا شدند. در این غزوه، مسلمانان ۱۰/۰۰۰ اسب و ۱۲/۰۰۰ شتر همراه داشتند. برخی تعداد سپاهیان اسلام را تا ۷۰/۰۰۰ تن نیز نوشته‌اند. عده‌ای هم به خاطر نداشتن مرکب نتوانستند به سپاه ملحق شوند. به علت دوری مقصد و شتاب پیامبر برای رسیدن به آن، ایشان نمی‌توانستند پیاده سپاه را همراهی کنند. این عده از رسول خدا وسیله سواری و توشه سفر خواستند تا در کار جهاد شرکت کنند، و چون رسول خدا گفت: چپزی ندارم که شما را بدان وسیله سوار کنم، گریان و اسفناک و پریشان خاطر از نزد وی بیرون رفتند. آیه ۹۲ از سوره توبه درباره ایشان نازل شد (آیتی، ۵۸۰- ۵۸۱).
برای تأمین هرینه جنگ تبوک، لازم بود توانگران کمک مالی کنند؛ این کار را با کمال شوق و اخلاص انجام دادند و حتی بسیاری از زنان مسلمان زیورهای خود را برای رسول خدا فرستادند تا در کار تجهیز سپاه اسلام به کار رود. تهیدستان نیز به حد بضاعت خود به نفقات این جنگ کمک کردند. کسی یک صاع خرما آورد و گفت:‌ ای رسول خدا در نخلستان کار کردم و دو صاع خرما اجرت گرفتم، یکی را برای خانواده خود گذاشتم و یک صاع را هم برای هزینه جنگ آوردم (آیتی، ۵۸۲).
این مطلب نشان می‌دهد که مسلمانان چون جهاد را یک وظیفه مذهبی خود می‌دانستند، با طیب‌خاطر و برای رضای خدا در جنگها شرکت می‌کردند و علاوه برآن خود سلاح و مرکب و توشه راه خویش را تدارک می‌دیدند. در عین حال، خمس غنایم جنگی، که شاید در دوره حکومت حضرت رسول مهمترین منبع درآمد بیت‌المال بود، غالباً برای تقویت بنیه نظامی مسلمانان صرف می‌شده است. بدین شکل که یا مانند بقیه غنایم میان رزم‌آوران تقسیم می‌شد و یا بخشی از آن را می‌فروختند تا سلاحهای جدید مورد نیاز خریداری شود، گاهی نیز پیامبر اسلام سلاحهای مورد نیاز مسلمانان را به قرض می‌گرفتند. شیوه اخیر یکی از سیاستهای ابداعی برای تأمین هزینه‌ها و لوازم دفاعی بوده است و باید آن را یکی از سیاستهای مالی و یژه پیامبر اسلام تلقی کرد.
علاوه بر تهیه و تدارک سلاح، پیامبر اسلام به تهیه طرحهای نظامی و ایجاد تاسیسات نظامی توجه کافی مبذول می‌فرمودند. نمونه‌ای از این طراحی و تدارک را در جنگ احزاب و نقشه دفاع از مدینه می‌توان دید. علت جنگ این بود که به رسول اکرم خبر رسید که کلیه دشمنان او، اعم از قریش و یهود، همداستان شده‌اند تا به مدینه هجوم آورده و نهضت مقدس او را ریشه کن سازد. پیامبر، نخست به منصرف کردن گروههای مهاجم پرداختند، ولی نتیجه‌ای نگرفتند. آنگاه موضوع را با صحابه خویش در میان نهادند و به پیشنهاد سلمان فارسی تصمیم به حفر خندق پیرامون مدینه گرفتند تا از هجوم دشمنان در امان مانند. برای اجرای این مهم رسول اکرم به تقسیم کار میان مسلمانان پرداختند و حفر هر ناحیه‌ای از خندق را به گروهی از مسلمانان واگذار کردند و هر ده نفر از ایشان موظف شدند که چهل ذراع بکنند (آیتی، ۳۵۲- ۳۵۳)
جزئیات تقسیم کار میان گروههای مهاجر و انصار را واقدی (۳۳۷) گزارش کرده است. هنگام کندن خندق معمولاً خاکها را به یک طرف و سنگها را به طرف دیگر می‌ریختند. سنگ رایجترین سلاحی بود که دشمن را با آن می‌زدند. (واقدی، ۳۳۴).
به استنباط برخی از نویسندگان، طول خندق بیش از پنج و نیم کیلومتر بوده و عرض آن حدود ده متر و عمق آن پنج متر حدس زده شده است (آیتی، ۲۵۳).
در جنگ بدر محل استقرار سپاهیان به نحوی انتخاب شد که نزدیک به چاههای آب بدر باشد و در جنگ احد سپاهیان اسلام در پناه کوه و پشت به آفتاب ولی سپاه دشمن رو به آفتاب قرار گیرند.
حضرت رسول پیش از عزیمت به جنگ، مقصد خود را فاش نمی‌ساختند (سنن النبی، ۱۱). سیاست نظامی و شیوه برخورد پیامبر گرامی با دشمنان در جنگهای مختلف از گزارش زیر روشن می‌گردد:
«چون رسول خدا می‌خواست لشکر بفرستد امیر را بالخصوص و همه لشکر را به طور عموم امر به تقوی و ترس از خدا می‌کرد. سپس می‌فرمود: به نام خدا و در راه خدا با کفار بجنگید. مکر نکنید، خیانت نکنید، گوش و دماغ مقتولین را نبرید، کودک و کسی که در کوه عبادت می‌کند نکشید، به درخت خرما آتش نزنید، و آن را با آب غرق نکنید، وهیچ درخت میوه داری را قطع نکنید، و زراعتی را آتش نزنید، زیرا شما نمی‌دانید ممکن است به آن نیازمند گردید. از چهارپایان حلال گوشت غیر آن را که خواستید بخورید پی نکنید و چون با دشمن روبرو شدید آنان را به یکی از سه امر مسلمان شدن، جزیه دادن و یا دست از جنگ برداشتن دعوت کنید. پس اگر یکی از سه امر را انتخاب کردند از آنان بپذیرید و دست از جنگ بردارید (سنن النبی، ۸۵- ۸۶).
در جنگ موته پیامبر به فرماندهان سفارش می‌کنند: «… هرگز زن و کودک شیرخوار و پیر فرتوت را مکشید، درخت خرما و هیچ گونه درختی را ریشه کن نسازید و هیچ خانه‌ای را خراب نکنید.» (واقدی ۵۷۷- ۵۷۸). هنگام توزیع اسیران پیامبر جدا کردن فرزندان بنی قریظه را از مادرانشان منع کردند (واقدی، ۳۹۶). همچنین به زنان مسلمانی که در این جنگ شرکت کرده بودند عطایایی بخشیدند (واقدی، ۳۹۵).

۶. تأمین رفاه اجتماعی

پیامبر اسلام بخشی از درآمد بیت‌المال را به رفع نیازمندیهای افراد کم درآمد اختصاص می‌دادند. این درآمدها شامل غنایم، خمس، زکات، خراج و جزیه بود. نبلغ پرداختی به هر فرد ‌اندازه‌ای بود که بتواند معاش سالانه‌ی خود را تأمین کند و به اصطلاح درآمدش به حد نصاب برسد، حد مزبور در مبحث درآمد برای زارعان، دامداران، بازرگانان و پیشه‌وران برآورد شده است.
هر یک از منابع درآمدهای بیت‌المال مصرف خاصی داشت. مثلاً، مصارف زکات عبارت بود از: ۱- دستگیری از فقرا و مساکین ۲- حمایت از در راه‌ماندگان ۳- پرداخت حقوق به مأموران جمع‌آوری زکات ۴- پرداخت قرض بدهکارانی که از ادای دین خود عاجز بودند ۵- جلب غیرمسلمانان به اسلام ۶- آزاد کردن بردگان ۷- فعالیتهای عام‌المنفعه. خمس نیز موارد مصرف مشخص و مشابهی با زکات دارد. پیامبر و جانشینان وی مصرف خمس را برای یتیمان و فقیران و در راه ماندگان بنی‌هاشم قرار داده بودند (واقدی، ۲۷۴). پیامبر اکرم خراج زمینهای انفال را به هر مصرفی که صلاح می‌دید می‌رساند، ولی خراج زمینهای مفتوح العنوه را که طریق جهاد به مسلمانان رسیده بود، فقط برای رفع نیازهای مسلمانان صرف می‌نمودند. رسول اکرم روزانه درآمدهای بیت‌المال را بر حسب مصارف معین آن تقسیم می‌کردند و هنگام تقسیم، سهم همه افراد مستحق را به طور مساوی می‌پرداختند. واقدی نحوه توزیع درآمدهای فیئی، خمس و صدقات را ثبت کرده است (۳۰۵). در سالهای اولیه هجرت، که هنوز مبلغ درآمدهای یاد شده معتنابه نبود، منشأ اصلی صدقات اموالی بود که پیامبر از مُخَیریق به ارث برده بودند (واقدی، ۱۹۰). وی یکی از دانشمندان و ثروتمندان یهود بود، لیکن پس از هجرت حضرت به مدینه اسلام آورد و همراه مسلمانان در جنگ شرکت کرد و پیش از شهادت حضرت را وارث اموال خود تعیین کرد (آیتی، ۲۱۷).
پیامبر اکرم در بسیاری از موارد به افرادی از وفدها که برای پذیرش اسلام خدمت ایشان می‌رسیدند، جوایزی اهدا می‌فرمودند. چند مورد از اعطای جوایز به شرح زیر است:
به هر یک از سیزده نفر اعضای وفدبنی مُره، ده اوقیه نقره بخشیدند، به جز حارث بن عوف که به او دوازده اوقیه دادند.
به هر یک از افراد وفد ثعلبه پنج اوقیه نقره بخشیدند.
به بِیْربن معاویه بن ثور از طایفه‌ی بنی یکاء چند میش اعطا کردند.
به هر یک از اعضای وفد بنی حنیفه (۱۳ تا ۱۹ نفر) پنج اوقیه نقره جایزه دادند.
به هر یک از سیزده نفر وفد تجیب جوایزی بیش از آنچه به سایر وفدها جایزه می‌دادند مرحمت کردند (آیتی۶۰۹- ۶۴۲).
بخشها و هدایای مزبور را بلال که از طرف حضرت برای این کار مأموریت داشت، اعطا می‌کرد. وی همچنین برای دستگیری از فقرا مأموریت داشت. اشخاص نیازمندی که به حضرت روی می‌آوردند، به بلال رجوع داده می‌شدند، تا لباس و غذا برای ایشان تأمین کند. بلال حتی دستور داشت که در صورت نداشتن بودجه، قرض کند و بینوایان را به نوا برساند. آورده‌اند که همین مأموریت را پس از رحلت نبی اکرم، حضرت فاطمه (علیهما السلام) به بلال عنایت فرموده و سپس امام حسن (علیه السلام) نیز چنین کردند (کتانی، ج ۱، ۴۴۱- ۴۴۲).
عمر بن الخطاب در زمان حکومتش از درآمدهای بسیار زیاد بیت‌المال که از خراج زمینهای مفتوحه گردآوری شده بود برای کلیه مهاجران، انصار، خانواده پیامبر، و سایر افراد سهمیه‌ای به شرح زیر تعیین کرد:
«برای همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و عموی وی عباس، سالانه ۱۰/۰۰۰ درهم تعیین کرد، به جز عایشه که مقرری وی ۱۲/۰۰۰ درهم (و جُوِیرِیه و صَفَیّه که هر یک ۶۰۰۰ درهم) بود. برای جنگاوران بدر و امام حسن (علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) و فرزندان حضرت علی (علیه السلام) ۵۰۰۰ درهم، برای کسانی که در اسلام تقدم داشتند، اما در بدر حاضر نبودن ۴۰۰۰ درهم، برای عبدالله بن عمر و بعضی فرزندان مهاجر و انصار ۳۰۰۰ درهم، برای دیگر فرزندان مهاجر و انصار ۲۰۰۰ درهم، برای مکیان ۸۰۰ درهم و برای مردم دیگر مبالغی از ۳۰۰ تا ۴۰۰ درهم، برای زنان مهاجر و انصار به تفاوت ۲۰۰ و ۳۰۰و ۴۰۰و ۶۰۰ (و۱۰۰۰) درهم» (حسن، ۴۷۳- ۴۷۴).
نحوه تقسیم فوق را نیز ابوعبید (۳۲۴-۳۱۸) با اندک اختلاف نقل می‌کند.
تبیض یاد شده با خلافت حضرت علی (علیه السلام) برطرف شد و تقسیم سهمیه بیت‌المال میان همه به تساوی صورت گرفت، همانند شیوه‌ای که در زمان حکومت پیامبر اکرم توزیع می‌شد. (ابوعبید، ۳۷۳- ۳۷۶) (۴). لیکن اجرای قسط و عدالت باعث مخالفتهای عده زیادی از صحابه و شکست بیت خویش با حضرت و پیوستن به معاویه شد. در پاسخ به اعتراض برخی از اینان، امیرالمومنین می‌فرماید: «آیا دستور می‌دهید مرا که یاری بطلبم به ظلم و ستم بر کسی که زمامدار او شده‌ام؟ سوگند به خدا این کار را نمی‌کنم… اگر بیت‌المال مال شخص من هم بود، آن را به تساوی میان مسلمانان تقسیم می‌نمودم… حال آنکه مال خداست… آگاه باشید که بخشیدن مال به غیر مستحق ناروا و اسراف است و دادن مال به غیر مستحق، دهنده‌اش را در دنیا بلندمرتبه می‌گرداند و در آخرت او را پایین می‌آورد و در میان مردم او را گرامی کرده و در نزد خدا خوارش می‌نماید» (نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، خطبه ۱۲۶).
قابل ذکر است حضرت علی (علیه السلام) در طول خلافتش وجهی از بیت‌المال را به خود اختصاص نداد (ابوعبید، ۳۸۳- ۳۸۵).
امیرالمومنین علی (علیه السلام) علاوه بر مسلمانان بی بضاعت، برای فقرا و از پاافتادگانی که مسلمان نبودند نیز از بیت‌المال مقرری وضع نمود. «روزی امیر المومنین علی (علیه السلام) به سائلی سالخورده و نابینا برخورد می‌نماید و از وضع او پرسش می‌کند، در پاسخ می‌گویند مردی نصرانی است. امیرالمومنین (علیه السلام) می‌گوید شما از خدمات این مرد استفاده کرده‌اید و اکنون که پیر و ناتوان شده چیزی به او نمی‌دهید. سپس دستور می‌فرماید از بیت‌المال زندگی او را تأمین نمایند» (وسائل الشیعه،کتاب الجهاد).
شرح فوق نشان می‌دهد که حدنصاب درآمد برای کلیه مسلمانان و حتی غیرمسلمانان در صدر اسلام تأمین می‌شد. این سطح درآمد، نخست، از طریق فراهم آوردن امکانات تولید و اشتغال مهیا می‌شد و در صورت عدم امکان از وجوه خمس، زکات و خراج تأمین می‌شد. هر یک از وجه یاد شده مصارف معین و مشخصی داشته و بر همان اساس خرج می‌شدند. خمس صرف تبلیغات اسلام و تدارکات غزوات، و در درجه اول صرف تأمین حد نصاب درآمد می‌شد. حقوق کارگزاران و گردآورندگان زکات از خود وجوه زکات پرداخت می‌شد، و خراج پس از تأمین مخارج بیت‌المال میان مسلمان تقسیم می‌شد. با وجود این، مصرف اصلی و عمده مالیاتهای یاد شده در جهت رفع نیاز و تأمین رفاه اجتماعی و ارائه خدمات عام‌النفعه بود.

حوزه‌ی فعالیتهای بیت‌المال

بررسی مصارف بیت‌المال نشان می‌دهد که بخش عمومی نقش فعالی در اقتصاد صدر اسلام داشته است. این فعالیتها شامل: پیشبرد فرهنگ و اخلاق، دعوت به دین اسلام و فراهم کردن زمینه‌های آشنایی مسلمانان با علوم و فنون جدید و احیاناً وارد کردن و بومی کردن فنون جدید بوده است. همچنین سرمایه‌گذاریهای زیربنایی جهت شهرسازی یا احداث ترعه و کانالهای آبیاری و نیز ایجاد بازار و مراکز بهداشتی توسط بخش عمومی صورت می‌گرفته است. علاوه بر این، سیاستهای دفاعی و ایجاد تأسیسات لازم در مواقع ضروری، تأمین اسلحه و مخارج جنگ برعهده بخش عمومی بود که در زمان حضرت رسول با استمداد از خود مردم، امانت گرفتن اسلحه از هم پیمانان، تقسیم غنایم جنگی و فروش خمس آنها و ابتیاع سلاح فراهم می‌شد. بالاخره تأمین حد نصاب درآمد و رفاه اجتماعی برای کلیه افراد مسلمان و غیرمسلمان که زیر پرچم دولت در صدر اسلام می‌زیستند، از جمله وظایف بیت‌المال بوده است.
از سوی دیگر فعالیتهای کشاورزی، بازرگانی، و پیشه‌وری نیز در صدر اسلام رواج داشت. قراردادهای مزارعه، مساقات و مضاربه که میان مسلمانان بسته می‌شد حاکی از گستردگی فعالیتهای یاد شده است که توسط بخش خصوصی انجام می‌شد. به عبارت دیگر، بخش خصوصی نیز در اقتصاد صدر اسلام نقش فعالی در افزایش اشتغال و رشد توسعه آن داشته است. ترکیب و هماهنگی فعالیتهای دو بخش خصوصی و عمومی باعث پویایی، رشد، افزایش رفاه و توزیع مطلوب درآمد در اقتصاد یاد شده گشت. به بیان دیگر، نه کلیه فعالیتهای اقتصادی توسط بخش عمومی در صدر اسلام انجام می‌گرفت و نه مجموع فعالیتهای مزبور در بخش خصوصی متمرکز بود، بلکه هم بخش عمومی و هم بخش خصوصی نقش حساسی در نظام اقتصادی صدر اسلام داشته‌اند.
بررسی وضعیت بیت‌المال نشان می‌دهد فعالیتهای که عوارض جنبی مثبت داشتند و یا به نحوی عام‌المنفعه بودند، توسط بخش عمومی عرضه و اداره می‌شدند. عدم واگذاری این فعالیتها به بخش خصوصی موجب عدم کاهش عرضه‌ی آنها به مقدار متعادل و مورد نیاز جامعه و در نتیجه سبب تضمین ایجاد رفاه لازم برای مسلمانان می‌شد. برعکس، آن دسته از فعالیتهای خصوصی که برای سایر تولیدکنندگان یا مصرف‌کنندگان عوارض مثبت و منفی در برنداشت و میزان عرضه و تقاضای آنها در بازار مسلمانان به منصه ظهور می‌رسید، به بخش خصوصی واگذار می‌شد تا براساس اطلاعات موجود در بازار مسلمانان به انجام رسد. بنابراین، حوزه فعالیتهای بخش عمومی در اقتصاد صدر اسلام به نظارت و وضع و اجرای ضوابط و مقررات محدود نمی‌شد، بلکه بخش عمده‌ی فعالیتهای عام‌المنفعه نیز بر عهده این بخش بود.

پی‌نوشت‌ها:

۱-منجنیق آلتی بوده که برای پرتاب کردن سنگ؛ یعنی همان استفاده‌ای که امروزه از توپ می‌شود. دبابه آلتی بوده است از چوب و پوشیده از چرم، شبیه به سرپوش یا سپر بزرگی که درون آن می‌رفته‌اند و آن را پای حصار می‌بردند و در پناه آن دیوار قلعه را سوراخ می‌کرده‌اند. عراده کوچکتر از منجنیق بوده است (فیاض، ۱۱۴).
۲- غزوه نبردی است که خود حضرت در آن شرکت داشتند و سریه جنگی است که رسول خدا شخصاً در آن حضور نداشتند.
۳-غزوه نبردی است که خود حضرت در آن شرکت داشتند و سریه جنگی است که رسول خدا شخصاً در آن حضور نداشتند.
۴- از علی (علیه السلام) روایت شده (بحارالانوار، غارات) دوستم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چیزی از بیت‌المال برای فردا باقی نمی‌گذاشت. (ولی) ابوبکر این کار را می‌کرد و (اما) عمربن خطاب رایش بر این شد که دفاتر حساب ترتیب داده و تا یک سال (بیت‌المال) را به تأخیر می‌انداخت. اما من همچنان که رسول خدا کرد عمل خواهم کرد. راوی – گفت علی (علیه السلام) بیت‌المال را جمعه به جمعه میان مردم تقسیم می‌کرد. (سنن النبی، ۳۸۴).

منبع مقاله :
صدر، سیدکاظم، (۱۳۸۷)، اقتصاد صدر اسلام، تهران: دانشگاه شهید بهشتی، چاپ دوم

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: