دوشنبه - ۱۳۹۷/۰۲/۳۱

امنیت پیرامونی ایران در سند چشم انداز بیست ساله

سند چشم‌انداز بیست‌ساله ایران براساس منطق آیـنـده‌شـنـاسـی و برنامه‌ریزی راهبردی گامی اساسی در توسعه پایدار و درونزای ایران متناسب با آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی محسوب می‌شود. بر اساس منطق راهبردی حاکم بر این سند و ابعاد راهبردی تحقق کامل و بهینه آن، موقعیت ایران از یک قدرت منطقه‌ای نسبی به قدرت بزرگ منطقه‌ای محور ارتقاءیافته و درنتیجه، کسب امنیت و ثبات پایدار از طـریق تعامل دووجهی راهبرد توسعه و راهبرد امنیت ملی، زمینه پرداختن جدی و مطمئن به آرمان‌های اسـلامـی و انـقـلابـی در ورای مرزهای جغرافیایی انقلاب را به‌خوبی فراهم خواهد کرد.


سند چشم‌انداز بیست‌ساله ایران براساس منطق آیـنـده‌شـنـاسـی و برنامه‌ریزی راهبردی گامی اساسی در توسعه پایدار و درونزای ایران متناسب با آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی محسوب می‌شود. بر اساس منطق راهبردی حاکم بر این سند و ابعاد راهبردی تحقق کامل و بهینه آن، موقعیت ایران از یک قدرت منطقه‌ای نسبی به قدرت بزرگ منطقه‌ای محور ارتقاءیافته و درنتیجه، کسب امنیت و ثبات پایدار از طـریق تعامل دووجهی راهبرد توسعه و راهبرد امنیت ملی، زمینه پرداختن جدی و مطمئن به آرمان‌های اسـلامـی و انـقـلابـی در ورای مرزهای جغرافیایی انقلاب را به‌خوبی فراهم خواهد کرد.
این سند، با پذیرش مدل تحلیلی و آینده‌شناختی منظومه‌ای‌، کد راهبردی اصلی نظام را کـد منطقه‌ای در نظر گرفته و ایران را در افق ۱۴۰۴ خورشیدی یک قدرت برتر و منطقه‌ای محور در حوزه جنوب غربی آسیا شامل خاورمیانه‌، قفقاز و آسیای مرکزی تصویر کرده است. در چنین شرایطی موقعیت ایران به وضعیت شبه مرکز برای منطقه جنوب غربی آسیا و سپس برای جهان اسلامی تبدیل خواهد شد.
راهبرد امنیت پیرامونی ایران
منطق راهبردی سند چشم‌انداز به‌تناسب شرایط فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی ایران در حد جهان اسلام تعریف و تحدید شده است. تصریح سند چشم‌انداز در ارتباط با این سطح آن است که «ایران کشوری است … الهام‌بخش در جهان اسلام» بر این اساس جمهوری اسلامی ایران در سطح جهان اسلام از میان شش گزینه ممکن در شناسه‌های راهبردی (انزوا، معامله‌گری سلبی و ایجابی ، سلطه اقناعی، اقتداری و یا اجباری)، راهبرد اقتداری (برگرفته از الهام‌بخشی) را برگزیده است. این انتخاب وجوه مثبتی را داراست که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره داشت:
اولاً، از آن حیث که جمهوری اسلامی ایران خواهان محوریت بلامنازع در گستره جهان اسلام، یعنی سلطه اجباری نشده، به تنش‌زدایی در سطح بین‌المللی و حتی منطقه‌ای کمک نموده و به الگوی مادر، یعنی معامله‌گری ایجابی نزدیک است. از این منظر الهام‌بخشی واژه‌ای دقیق ارزیابی می‌شود که به دلیل نفی سلطه، مطابق با الگوی اصلی ویژه کشورهایی چون ایران است. ثانیاً، سند از کاربرد اصطلاح تعامل مثبت و سازنده در سطح جهان اسلام خودداری ورزیده و واژه الهام‌بخشی را به‌کاربرده که می‌تواند تفسیری نوین و مناسب از صدور انقلاب برای شرایط جهان معاصر باشد. این کاربرد از آن حیث که آرمان انقلاب اسلامی را در چشم‌انداز جهانی همچنان حفظ می‌نماید، یعنی نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران نسبت به جایگاه ویژه دنیای اسلام در وحدت و احیای تمدن اسلامی حساس است، واژه‌ای دقیق بوده و به انسجام منطقی سند کمکی دو‌چندان می‌نماید.
موضوع دیگری که درباره رویکرد حساسیت‌برانگیز سند در محیط پیرامونی ایران مطرح می‌شود، تصریح به این‌که ایران در افق ۱۴۰۴ «کشوری است توسعه‌یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه.» نظر به این‌که در منطقه موردنظر ایران (شامل آسیای‌میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) هرگونه تلاشی برای رسیدن به موقعیت اول می‌تواند به چالشی امنیتی ـ اقتصادی برای دیگر بازیگران تبدیل شود، برخی از تحلیل‌گران بر این اعتقادند گزینه انتخابی ایران در بهترین حالت معرف سلطه اجباری است تا از این طریق محوریت ایران استقرار یابد که این امر می‌تواند نوعی آسیب منطقی را متوجه سند سازد. به‌عنوان مثال جرولد گرین از استراتژیست‌های معروف غربی تصریح دارد: «حساسیت‌های امنیتی نسبت به پیشرفت ایران در منطقه هم از ناحیه قدرت‌های حاضر در منطقه و هم قدرت‌های خارج از منطقه، بسیار زیاد است و این امر می‌تواند حساسیت امنیتی استراتژی توسعه ایران در سطح منطقه را افزایش دهد.» ادعای فوق‌الذکر اگرچه از حیث تحلیلی صحیح است، اما چنین به نظر می‌رسد که سند چشم‌انداز نسبت به آن غافل نبوده است، چراکه اولاً، سند سه حوزه علمی، فناوری و اقتصادی را به‌عنوان محورهای ارتقای جایگاه ایران برشمرده است که تماماً هویتی شبکه‌ای دارند و لذا در تعامل بازیگران منطقه‌ای و حتی جهانی و نه رقابت و یا تعارض آن‌ها، رشد می‌یابند. به‌عبارت‌دیگر، چنان‌که در نظریه‌های نوین مدیریت اطلاعات ذکر می‌شود، تلاش بازیگران برای ارتقای وضعیت اقتصادی، علمی و یا دسترسی‌شان به فناوری، نه‌تنها چالش ایجاد نمی‌کند، بلکه انسجام و وحدت را موجب می‌شود. ثانیاً، تصریح جمهوری اسلامی ایران در خصوص استراتژی نظامی ـ امنیتی کشور و تأیید الگوی بازدارندگی همه‌جانبه که عاری از حساسیت‌های الگوی تهاجمی است، معنادار بوده و دلالت بر آن دارد که الگوی امنیتی ایران در منطقه نه الگوی تهاجمی، بلکه مبتنی بر الگوی مشارکتی است. در الگوی مشارکتی امنیت به‌طور فزاینده‌ای به منزله ملک مشاعی تعریف می‌شود که قابل تقسیم نیست. این رویکرد کشورها را به دوست، متحد و دشمن تقسیم نمی‌کند، اما تهدیدات علیه همه بازیگران مساوی است و همه شرکا خواستار امنیت متقابل هستند. در رویکرد امنیتی مبتنی بر مشارکت و همکاری، توسعه درک منطقه‌ای از متقابل‌بودن امنیت موردتوجه قرار می‌گیرد و بیش از بازدارندگی، مفهوم اطمینان‌بخشی متقابل مورد تأکید قرار می‌گیرد. نتیجه آن‌که، سند چشم‌انداز از حیث امنیت پیرامونی دارای انسجام منطقی می‌باشد که در پیوستی معنا‌دار با گزاره‌هایی چون توسعه، وابستگی متقابل و ارزش‌های مشترک تعریف‌شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: