پنجشنبه - ۱۳۹۷/۰۱/۳۰

بابِل در قرآن و روایات

نام بابل یکبار در قرآن کریم (بقره : ۱۰۲) آمده است : «واتَّبَعُوا مَا تَتْلواْالشّیاطینُ عَلی ” مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ ماکَفَرَ سُلَیْمانُ و لکِنَّ الشّیاطینَ کَفَروا یُعَلِّمُونَ النّاسَ السِحْرَو مَآاُنْزِلَ عَلَی الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هاروُتَ و ماروتَ..». درباره محل بابل ، میان مفسّران اختلاف وجود دارد. طبری (ج ۱، ص ۳۶۵) در این باره دو روایت آورده است ، یکی آنکه برخی بابل را بابِل دُنْباوند (دماوند)، و بعضی آن را بابل عراق می دانند که قول مشهور و درست همین است زیرا در بقره آیه ۱۰۲، از روزگار پادشاهی سلیمان علیه السلام سخن رفته که کسانی در آن هنگام در بابل به مردم جادوگری می آموختند. روشن است که حوزه حکومت سلیمان علیه السلام و اطراف آن ، با بابلِ دماوند در شمال ایران ، مناسبتی نداشته و به شهر قدیمی بابل ـ در کنار فرات ـ نزدیکتر بوده است .

درباره معنی واژه بابل ، طبرسی آن را با «تَبَلْبَلَتِ الاَلْسُنُ» پیوند داده (ج ۱، جزء ۱، ص ۳۹۵) می گوید که چون در آنجا برای نخستین بار، زبان یکسان مردم به پراکندگی دچار شد، شهر مزبور را بابل نام نهادند. اما این سخن به آیه یا حدیثی مستند نیست و ظاهراً از سِفْرِ اوّل تورات (۱۱:۹) گرفته شده که می گوید: «از آن سبب آنجا را بابل نامیدند زیرا که خداوند لغت تمامی اهل جهان را مشوّش ساخت …» اما آلوسی بغدادی رأی مفسّران گذشته را نپسندیده است و بابل را چنانکه ابوحیّان به تصریح آورده ، نامی غیرعربی می داند. اخفش ، بابل را نام رود بزرگی در یکی از زبانهای باستانی عجمی دانسته که به سبب نزدیکی فرات با آن ناحیه ، نام بابل را برآن سرزمین نهاده اند (ج ۱، ص ۳۴۲؛
برای ریشه شناسی بابل رجوع کنید به آمریکانا ، ذیل «بابل »). مفسّران قرآن به مناسبت آیه ۲۶ از سوره نحل نیز نامی از «بابل » آورده اند و می گویند بنیانی که در آیه شریفه ذکر شده «برج بابل » است که نمرود پسر کنعان آن را بناکرد (زمخشری ، ج ۲، ص ۶۰۲).
هرتسفلد ( دایره المعارف الاسلامیه ، ذیل «بابل »)، با استشهاد به آیه ۱۰۳ از سوره بقره ، به چاهی در بابل اشاره می کند که دو فرشته هاروت و ماروت تا روز رستخیز در آنجا زندانی شده اند؛ در حالیکه در این آیه کمترین اشاره ای براین معنا نشده است و به گفته قزوینی (ص ۳۰۴)، این شهرت عامیانه ای در میان مردم است (نه حقیقت قرآنی ).

درحدیث نبوی نیز از بابل یادشده است و به گفته محدّثان اسلام ، هنگامی که امام علی علیه السلام به جنگ صفّین می رفت ، در وقت نمازعصر به سرزمین بابل رسید ولی در آنجا نماز نگزارد و گفت : «إِنَّ حبیبی صلّی اللّه علیه وآله و سلّم نَهانی أَنْ اُصَلِّیَ بِأَرضِ الْمَقبَرهِ و نَهانی أَنْ اُصَلّیَ بِبابِلَ فَإنَّها مَلْعُونَهٌ» (دوستم رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم مرا از اینکه در گورستان نمازگزارم نهی کرد و همچنین از نمازگزاردن در بابل بازداشت زیرا که سرزمینی نفرین شده است ؛ ابن کثیر، ج ۱، ص ۱۳۶). خطابی در اسناد این حدیث و حرام شمردن نمازگزاردن در بابل تردید کرده است (آلوسی ، ج ۱، ص ۳۴۲). با وجود این ، آثاری را که در این باره رسیده نمی توان بکلّی نادیده گرفت ؛ از جمله قول محدثان امامیه با روایتی از جُوَیْریه بن مسهر را که براساس آن ، امام علی علیه السلام در بازگشت از پیکار با خوارج بابل را سرزمینی نفرین شده نامید، زیرا سه بار در آن عذاب فرود آمده است و نخستین جایی است که در آن ، به بت پرستی پرداخته اند و برای هیچ پیامبر و وصیّ پیامبری روانیست که در آنجا نمازگزارد (حرّعاملی ، ج ۳، ص ۴۶۸ـ۴۶۹). فقهای امامیّه هم نمازگزاردن در بابل را باطل نشمرده اند و آثار وارد شده را بر کراهت حمل کرده اند (نجفی ، ج ۳، ص ۴۴۲). نصربن مُزاحم در کتاب وقعه صفّین (ص ۱۳۵) گزارش دیگری آورده که با روایت نخستین موافقت دارد و نشان می دهد که در خبر جویریه بن مسهر اشتباهی رخ داده است . هرتسفلد از این گونه روایات بدین نتیجه شگفت رسیده است که امام علی علیه السلام بابل را نفرین کرده است ( دائره المعارف الاسلامیه ، ذیل «بابل »).
منابع تحقیق:
(۲۳) علاوه بر قرآن و کتاب مقدس (عهد عتیق )؛
(۲۴) محمودبن عبدالله آلوسی ، روح المعانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(۲۵) ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم ، بیروت ۱۴۱۲؛
(۲۶) محمدبن حسن حرّعاملی ، وسائل الشیعه ، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی ، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
(۲۷) دائره المعارف الاسلامیه ، قاهره ( تاریخ مقدمه ۱۹۶۹ ) ، ذیل «بابل » (نوشته هرتسفلد)؛
(۲۸) محمودبن عمر زمخشری ، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(۲۹) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ، بیروت ۱۳۸۰؛
(۳۰) محمدبن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیرالقرآن ، بیروت ۱۴۰۰ـ۱۴۰۳/۱۹۸۰ـ ۱۹۸۳؛
(۳۱) زکریابن محمد قزوینی ، آ ثارالبلاد و اخبارالعباد ، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛
(۳۲) محمدحسن بن باقر نجفی ، جواهرالکلام ، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛
(۳۳) نصربن مزاحم ، وقعه صفّین ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴؛
(۳۴) The Encyclopedia Americana , Danbury 1984.

منبع مقاله :
دانشنامه ی جهان اسلام، زیر نظر سید مصطفی میرسلیم، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامی، نشر کتاب مرجع، چاپ سوم، ۱۳۸۶

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: