دوشنبه - ۱۳۹۷/۰۷/۲۳
صفحه اصلی >> مقالات >> دین و اندیشه >> روش های عام تحقیق در علوم اسلامی

روش های عام تحقیق در علوم اسلامی

روشهای تحقیق و شیوه های بحث و استدلال در علوم اسلامی متفاوت است، علت این اختلاف روش، به اختلاف در موضوع و مسائل و اهداف و بسترهای گسترش علم و خصوصیات شخصی باز می گردد. علوم اسلامی هر یک با موضوع و هدفی خاص و مسائلی مخصوص در بسترهای مختلف تاریخ، اجتماعی و توسط استعدادها و افکار مختلف رشد کرده و به دست ما رسیده است و همین امر باعث اختلاف روش تحقیق حتی درباره هر یک از علوم اسلامی شده است. چنان که مثلاً علومی مانند: تفسیر فلسفه، فقه و اصول با انواع روشهای عجین شده اند.
ذکر این نکته حائز اهمیت است که منابع شناخت نیز در اسلام محدود به شیوه ای خاص نیست. بالاترین منبع شناخت، وحی ( به همان معنای اعم ) است، و پس از آن عقل شهودی (Intellect) و سپس عقل استدلالی (Reason) و در پایان هم تجربه می باشد. در سنت اسلامی، به خلاف رویه مدرنیسم که دو منبع اول ( که از قضا یقینی و با اهمیت ترند ) را به کناری می نهد، همه ی این منابع شناخت به رسمیت شناخته می شوند. به اعتقاد سید حسین نصر محققان و علمای اسلامی، از مشاهده ی محسوسات و تجربه و استدلال و برهان و بالاخره تعقل و ذوق و شهود عرفانی استفاده کرده و از هر طریقی به صورتی پیوستگی مراتب وجود را به یکدیگر نمایان ساخته اند. (۱)
بطور کلی می توان روش هایی را که علوم مختلف اسلامی از آنها برای تحقیقات خود و کشف نتایج این دانش ها بهره برده اند در سه دسته عمده ( روش عقلی، روش نقلی و روش شهودی ) ارزیابی کرد:

۱. روش عقلی

این روش را روش استدلالی و قیاسی و برهانی نیز می گویند و به علومی که اغلب با این روش سروکار دارند علوم عقلی گفته می شود مانند: منطق، فلسفه و ریاضیات.
اسلوب بحث در این علوم قائم بر استدلال عقلی و برهان یقین آور است که از قضایای یقینی تشکیل شده و در شکل یک قیاس منتج عمل می کند. پس دلایل علوم عقلی باید از لحاظ ماده و صورت مفید یقین باشد. (۲)
اصلی ترین کاربرد روش عقلی در علوم اسلامی در اثبات ضرورت شریعت و وحی است. به عبارت دیگر انسان با استفاده از قواعد و اصول عقلانی، ضرورت شریعت و وحی را اثبات می کند. همچنین از جهت اثبات قدسی بودن قرآن و مصون باقی ماندن آن از تحریف، عقل به عنوان مبنا و میزان ایفای نقش می کند. به عبارت دیگر اثبات الهی بودن آیات قرآن و معارف گسترده ی دینی که در آن مندرج است به واسطه ی عقل انجام می گیرد. کما اینکه دسترسی به سنت و روایت و صدور آن از معصوم (علیه السلام)، به طرق عقلی همچون تواتر، ثقه بودن راویان و عدم مغایرت با قرآن، ثابت می شود. همچنانکه در مورد اصول عقاید نیز عقل به عنوان میزان و معیار، عمل می کند.
عقلی مشربان، بر عقل و مبادی بدیهی و نظری عقلی در دین شناسی تأکید می کنند. این گروه در توصیف و تبیین و تعریف مفاهیم و اثبات گزاره های دینی از این مبادی سود جسته، و در مجموع دین شناسی خود را بر این مبانی بنیاد می گذارند. نقش مبادی عقلی در فهم دین، تنها در مقدمات و گزاره های بیرون دینی، که منطقاً بر پذیرش دین مقدم اند، خلاصه نمی شود، بلکه این مبادی در تفسیر، ارزیابی، توجیه و تأویل گزاره های درون دینی نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

۲. روش نقلی

علومی همچون تاریخ، حدیث ( علم الحدیث= درایه )، رجال، برخی از علوم قرآن، اخلاق اسلامی و … از این روش پیروی می کنند. روش اصلی این گونه از علوم سماع از گذشتگان و اعتماد بر اسناد تاریخی ( کتبی، شفاهی، اشاره ای، اثری ) با قواعد و ضوابط ویژه موجود در هر یک از این علوم می باشد این روش به نوبه خود فراز و نشیب های بسیاری در تاریخ علوم اسلامی داشته است. در اهمیت روش نقلی در مطالعات اسلامی می توان گفت: با توجه به اینکه علوم شرعی اسلامی مستند به قرآن کریم و سنت نبوی هستند، طریق رسیدن به آنها جز از طریق نقل ممکن نیست. یعنی صحت علوم نقلی نیاز به صحت نقل دارد و بنابراین برای رسیدن به گفتار پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) و معصومان (علیه السلام) لازم است که شروط صحت در احادیث نقل شده رعایت گردد تا مورد قبول واقع شوند. به همین سبب قواعد و ضوابطی لازم است تا به کمک آنها بتوان مقبول را از مردود جدا کرد. (۳)
ملاک صحت در حدیث، موثق بودن راوی در روایت است. اما درباره ی قرآن کریم نقد به تصحیح روات آن تعلق نمی گیرد، زیرا متن آن به تواتر منقول و مکتوب است.
طبق نظر همه ی علما و نقل اصحاب، قرآن در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از آمدن هر وحی نوشته می شد و به تواتر به ما رسیده است. اما حدیث و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) معصومان (علیه السلام) همه اش متواتر نیست تا حسب اجماع قطعی الصدور باشد. لذا برای تشخیص صحیح از سقیم در حدیث نیاز به بررسی بیشتر است. بدین منظور پس از شناخت مفردات و الفاظ مشکل و غریب حدیث، متن و چارچوب کلی حدیث بررسی می شود. نقد حدیث به دو طریق صورت می گیرد: نقد خارجی، نقد داخلی.
نقد خارجی به معنای نقد اسناد است و منظور از نقد داخلی نقد متن حدیث است. هدف از نقد و بررسی حدیث، خواه نقد اسناد باشد خواه نقد متن، به دست آوردن میزان اتصال حدیث و عدم اتصال آن است و اینکه حدیثی که به دست ما رسیده است درست است یا خیر؟

۳. روش شهودی

اعتماد بر شناخت شهودی و مبنا قرار دادن آن برای تفسیر عالم و شناخت نفس و شناخت خداوند روشی است که در عرفان به عنوان روش اساسی پذیرفته شده است. (۴)
شهود حالتی روحی و احساسی درونی و شخصی است که با اذکار یا افعال یا تفکر در امر خاصی در انسان به وجود می آید و در مصادیق صحیح آن، واقعیت هایی بر شخص مکشوف می گردد. مکاشفاتی که بسیاری از عرفا مدعی آن بوده اند از همین قبیل است. مدعیان کشف و شهود معتقدند که این راه، طریقه جداگانه ای است که هرگاه عقل و شرع مسدود گردد، عارف از آن راه برای رسیدن به حقایق استفاده می کند.
نگرش شهودی به معرفت دینی، ویژه عارفان است که کشف و شهود قلبی را تنها منبع موثق برای درک حقایق دینی، و راه وصول به ژرفای گفتارهای دینی می دانند. هر چند پاره ای از عرفا برای تأیید مدعیات خود به شواهد نقلی یا استدلالهای عقلی روی می آورند، اما آنرا مبنای اعتقاد و ایمان شخصی خود قرار نمی دهند. بهره گیری از عقل و نقل از سوی این گروه بیشتر به منظور دستگیری و اقناع فیلسوفان و متکلمان و رفع استبعاد و انکار آنان نسبت به دعاوی و برداشتهای عرفانی از دین، و رفع حجاب از دل و دیده ی محجوبان است. ترجیح روش سیر و سلوک و شهود قلبی بر روش عقلی و استدلالی محض، عمدتاً در اختلاف برداشتهای عارفان با فیلسوفان و متکلمان، در اصول اعتقادات، اخلاقیات و تفسیر آیات و روایات جلوه گر است. اختلاف عرفا با دیگران نه تنها سطحی نیست، که ریشه ای است، و پیش از هر چیز به اختلاف در روش و منطق و مبادی معرفت شناختی باز می گردد.
نکته قابل توجه در این روش این است که راه مکاشفه، یک منطق و طریقه احساس شخصی است و قابل انتقال به دیگری نیست. اگر برای کسی که مطلبی را از راه مکاشفه بدست آورده مانند محسوسات عینی حجت باشد، ولی برای دیگران که به آن احساس شهودی نرسیده اند نمی تواند حجت باشد.
نکته دیگر اینکه روش تفسیری مبتنی بر عرفان معمولاً به تأویل قرآن منجر می شود. علامه طباطبایی در این باره می نویسد:
« متصوفه نیز به خاطر پرداختن به سیر در باطن خلقت و اهتمام به شأن آیات انفسی به جای عالم ظاهر و آیات آفاقی، در بحث تفسیری خود صرفاً به تأویل اکتفا کردند و تنزیل را به کناری نهادند، و این امر جسور شدن مردم در تأویل و تلفیق سخنان شعری و استدلال از هر چیزی بر هر چیز را به دنبال داشت، تا آنجا که تفسیر آیات به حساب جمل و رد کلمات به زبر و بینات و حروف نورانی و ظلمانی و غیر اینها انجامید. » (۵)

پی‌نوشت‌ها:

۱- ر.ک: سید حسن نصر، نظر متفکرات اسلامی درباره طبیعت ( تهران: انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۹ ش ) ص ۱۶.
۲- محمد تقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، جلد ۱ ( تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۴ ش ) صص (۱۱۴-۱۰۶ ).
۳- ر.ک: نورالدین عتر، منهج النقد فی علوم الحدیث ( دمشق: دار الفکر، ۱۴۰۶ ق ) ص ۳۲۱.
۴- سید یحیی یثربی، عرفانی نظری ( قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۲ ش ) ص ۳۳.
۵- سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱ ( قم: انتشارات اسماعیلیان، ۱۴۱۲ ق ) ص۷.

منبع مقاله :
فتح الهی، ابراهیم؛ (۱۳۸۸)، متدولوژی علوم قرآنی، تهران: دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، چاپ اول

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: