یکشنبه - ۱۳۹۷/۰۴/۳۱

مرگ جاهلی

بسیاری از ما، این حدیث معروف را شنیده یا خوانده ایم:
« مَن ماتَ وَ لَمْ یَعرِفُ إمامَ زَمانَه ماتَ مَیتَتَهُ جاهِلیَه؛
هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی از دنیا رفته است. »
شیعه و سنی این حدیث را به طرق معتبر از پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند. (۱) در این حدیث، دو مفهوم محوری وجود دارد که نیازمند بررسی و تبیین است؛ نخست، معرفت امام و دیگری، مرگ جاهلی. درباره ی موضوع هایی از قبیل اینکه مراد از معرفت امام چیست؛ چرا ما نیازمند معرفت امامیم و چگونه می توان به معرفت امام رسید، به تفصیل سخن گفته شده است، ولی در مورد مفهوم مرگ جاهلی تاکنون کمتر سخن به میان آمده است. از این رو، در این مقاله می کوشیم شاخصه های مرگ جاهلی را در ساحت های مختلف اعتقادی، اخلاقی و فرهنگی، اجتماعی تبیین و بررسی کنیم.

۱. مفهوم جاهلیت

« جاهلیت » در لغت، مصدر جعلی یا اسم مصدر به معنای حالت نادانی است (۲) و در اصطلاح به زمان فترت پیش از اسلام گفته می شود (۳). مؤلف « مجمع البحرین » در این زمینه می نویسد:
مراد از جاهلیت، حالتی است که عرب پیش از اسلام در آن به سر می برد؛ یعنی حالت نادانی نسبت به خدا و پیامبر، شرایع دین و فخرفروشی به پدران، نسب ها، غرور و خودپسندی و مانند آنها (۴).
در « لغت نامه ی دهخدا » نیز در توضیح این واژه چنین آمده است:
زمان پیش از اسلام که نادانان در آن دوره بسیار بودند. بعضی گفته اند: جاهلیّت زمان فترت یعنی عصر بین دو پیغامبر است و گاهی دوران کفر را جاهلیت گویند و به زمان پیش از فتح و عصر بین ولادت و بعثت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز اطلاق شود…
مردم پیش از بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در جاهلیت جهلاء ( نادانی سخت ) به سر می بردند؛ زیرا کردار و گفتاری که بر آن می بودند، تنها جاهلان برای آنان به وجود آورده بودند و این جهالت و نادانی کلی و عمومی بود. (۵)
در چهار آیه ی « قرآن کریم » جاهلیت به معنای یاد شده آمده است. (۶)
در روایتی که حارث بن مغیره از امام صادق (علیه السّلام) نقل کرده، مفهوم جاهلیت در حدیث نبوی روشن شده است. او می گوید:
به ابوعبدالله [ امام صادق (علیه السّلام) ] عرض کردم: آیا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
« کسی که بمیرد و امامش را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است؟ »
فرمود: « آری » گفتم: جاهلیت سخت یا جاهلیتی که امامش را نشناسد؟ فرمود: « جاهلیت کفر و نفاق و گمراهی. » (۷)
چنان که ملاحظه می شود، امام صادق (علیه السّلام) در این روایت، دوران جاهلیت را با سه ویژگی کفر، نفاق و گمراهی معرفی و تبیین کرده است. این سه ویژگی افزون بر روشن کردن مفهوم جاهلیت در حدیث یاد شده، مهم ترین شاخصه های دوران جاهلیت را نیز بیان می کنند و می توانند ما را در تبیین دقیق تر شاخصه های این دوران یاری دهند.

۲. شمای کلی دوران جاهلیت

در برخی آیات « قرآن کریم » و سخنان معصومان (علیه السّلام)، به شمای کلّی دوران جاهلیت و وضعیت جامعه ی عرب در این دوران اشاره شده است که در اینجا به اجمال به بررسی آنها می پردازیم.
در یکی از آیات قرآن کریم، با دعوت مسلمانان به وحدت و دوری از پراکندگی، وضعیت آنان قبل از اسلام گوشزد شده است:
« وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لاَ تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَ کُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ (۸)؛
و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آنگاه که دشمنان [ یکدیگر ] بودید. پس میان دل های شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید و برکنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید. این گونه، خداوند نشانه های خود را برای شما روشن می کند. »
در این آیه، وجود کینه و دشمنی، اختلاف و پراکندگی و رواج فساد و تباهی که مردم را به سوی پرتگاه آتش می کشاند. (۹) از مهم ترین ویژگی های دوران پیش از اسلام بیان شده است.
علامه طباطبایی در تفسیر آیه ی یاد شده می نویسد:
اجتماعی که اساسش بر پایه ی اختلاف و عقاید متشتّت نهاده شود، به ناچار، میل های نفسانی و زورگویی های فردی، در آن حکومت کرده، به پست ترین زندگی ها، آنان را سوق می دهد؛ در چنین اجتماعی، همیشه جنگ و جدال حکومت داشته و راه فنا و نیستی به روی افرادش باز است؛ زیرا اجتماعی که هدف واحد و روشنی نداشت، به ناچار در آتش جهالت و نادانی به سر می برد و از چاهی که در آن سقوط کرده، راه نجاتی نخواهد داشت. (۱۰)
امیرمؤمنان علی (علیه السّلام) در مواضع متعددی از « نهج البلاغه » به تبیین و توصیف دوران جاهلیت پیش از اسلام می پردازد و از آن جمله می فرماید:
« پیامبر را هنگامی فرستاد که رشته ی رسالت، منقطع، زمانی طولانی مردم به خواب غفلت رفته، فتنه ها سر برداشته و کارها نابسامان بود. آتش جنگ ها زبانه می کشید، روشنایی از جهان رخت بربسته و چهره ی فریبنده ی دنیا آشکار گردیده بود. برگ های درخت زندگی، زرد [ بود ] و کسی از شجره ی حیات ثمری نداشت. آب زندگی فروکش کرده بود. نشانه های هدایت، کهنه و علائم گمراهی، پدیدار بود. دنیا بر مردمش چهره، دژم کرده و بر خواستاران خود عبوس بود. میوه اش، فتنه و طعامش، مردار، در درون، وحشت نهفته داشته و از برون، ‌شمشیر ستم، آخته. » (۱۱)
آن حضرت، در خطبه ای دیگر، وضعیت اعراب جاهلی پیش از بعثت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) را این گونه توصیف می کند:
« خداوند، محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را برانگیخت که بیم دهنده ی جهانیان باشد و امین وحی او و شما ملت عرب پیش از آن، در بدترین خانه ها به سر می بردید و در زمین های سنگلاخ و ناهموار می زیستید و با مارهای زهردار هم خانه بودید. آبی تیره و ناگوار می نوشیدید و خوراکی درشت و خشن می خوردید و خون یکدیگر را می ریختید و از خویشاوندان خود بریده بودید. بتان در میان شما برپا بودند و خود غرق در گناه بودید » (۱۲).
با توجه به سخنان یاد شده، مهم ترین ویژگی های دوران جاهلیت را این گونه می توان برشمرد:
محرومیت از وجود پیامبران الهی؛ غفلت و بی خبری؛ سر برافراشتن فتنه ها؛ نابسامانی امور؛ جنگ و خونریزی؛ ناامیدی؛ گمراهی؛ تاریکی؛ غرور و نخوت؛ حاکمیت هوا و هوس؛ تزلزل و حیرت؛ شرایط ناگوار زندگی؛ قطع ارتباط های خویشاوندی؛ بت پرستی؛ رواج گناهان و… .
حضرت فاطمه زهرا(علیها السّلام) نیز در بخشی از خطبه ی تاریخی خود، در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)، به بیان وضعیت اجتماعی مردم « جزیره العرب » در پیش از اسلام و در دوران جاهلی می پردازد و می فرماید:
« در آن هنگام، شما مردم بر کنار مغاکی از آتش بودید، خوار و در دیده ی همگان، بی مقدار. لقمه ی هر خورنده و شکار هر درّنده و لگدکوب هر رونده. نوشیدنیتان، آب گندیده و ناگوار. خوردنیتان پوست جانور و مردار. پست و ناچیز و ترسان از هجوم همسایه و هم جوار. تا آنکه خدا با فرستادن پیغمبر خود، شما را از خاک مذلت برداشت و سرتان را به اوج رفعت افراشت. » (۱۳)

۳. شاخصه های دوران جاهلی

با روشن شدن اجمالی چهره ی « جزیره العرب » در دوران جاهلی، به بررسی تفصیلی ویژگی های این دوران می پردازیم. در آیات متعددی از « قرآن کریم »، شاخصه های اعتقادی، اخلاقی و فرهنگی، اجتماعی دوران جاهلی بیان شده است. از این رو، توجه به این آیات، می تواند ما را در رسیدن به تصویری جامع از این دوران یاری دهد.

الف) شاخصه های اعتقادی، اخلاقی

با توجه به آیات « قرآن کریم » و روایات معصومان (علیه السّلام) می توان موضوعات متعددی را به عنوان شاخصه های اعتقادی- اخلاقی دوران جاهلیت مطرح کرد که به اختصار می توان آنها را در سه زمینه، شناسایی و دسته بندی کرد:

۱. حق گریزی و حق ستیزی

مهم ترین شاخصه ی اعتقادی، اخلاقی دوران جاهلیت، حق گریزی، حق ستیزی، سرکشی در برابر حق، سرسختی و لجاجت در پذیرش سخن خدای یگانه بود. در قرآن کریم و روایات معصومان (علیه السّلام) از این ویژگی با عنوان حمیّت و عصبیّت یاد شده است.
در یکی از آیات قرآن کریم در این زمینه چنین آمده است:
« إِذْ جَعَلَ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّهَ حَمِیَّهَ الْجَاهِلِیَّهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ أَلْزَمَهُمْ کَلِمَهَ التَّقْوَى (۱۴)؛
آنگاه که کافران در دل های خود، تعصب [ آن هم ] تعصب جاهلیت ورزیدند، پس خدا آرامش خود را بر فرستاده ی خویش و مؤمنان فرو فرستاد و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت. »
در تفسیر « مجمع البیان » واژه ی « حمیّت » این گونه معنا شده است:
این واژه به مفهوم انکار و حق ناپذیری آمده است؛ برای نمونه هنگامی که گفته می شود:« فلان ذو حمیّه منکره » منظور این است که او دارای خشم و سرسختی و لجاجت است. (۱۵)
چنان که از تفاسیر برمی آید، آیه ی یاد شده به هنگام صلح حدیبیّه و پس از مخالفت کفار قریش با آوردن عبارت بسم الله الرحمن الرحیم و رسول الله در این صلح نامه، نازل شده است. در « تفسیر البرهان » به نقل از علی بن ابراهیم قمی، در این زمینه، چنین آمده است:
[ مراد از کافران در این آیه ی ] قریش و سهیل بن عمرو هستند که به پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتند: ما [ خدای ] رحمان و رحیم را نمی شناسیم و همچنین گفتند: اگر تو را پیامبر خدا می دانستیم، با تو نمی جنگیدیم. پس بنویس: « محمد بن عبدالله ». (۱۶)
امام علی (علیه السّلام) در خطبه ی « قاصعه » به تفصیل، ویژگی های حمیّت و عصبیّت مردمان عصر خود را که به پیروی از مردم عصر جاهلیت با عناد و سرکشی در برابر خلیفه به حقّ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ایستاده بودند و با آن حضرت مخالفت می کردند، بررسی کرده و ابلیس را به عنوان نخستین کسی معرفی می کند که عصبیت و سرکشی در برابر حق را آشکار ساخت و از حمیت و خودپسندی پیروی کرد:
« ابلیس دشمن خدا و پیشوای متعصبان و پیشرو گردن کشان است که بنیاد عصبیت را پایه نهاد و بر سر لباس عزت و جبروت با خدا به منازعه برخاست و لباس عزت را بر خود پوشید و جامه ی خواری و فروتنی از تن به در نمود. » (۱۷)
امیرمؤمنان علی (علیه السّلام) در بخشی دیگر از سخنان خود، مردمان را از پیروی طریق حمیّت و عصبیّت برحذر می دارد و می فرماید:
« پس بندگان خدا، بترسید از دشمن خدا، مبادا شیطان شما را به بیماری خود [ تکبر و خودپسندی ] دچار گرداند و با ندای خود، شما را از جای برانگیزد و سواران و پیادگان خود را بر سر شما فرو ریزد. » (۱۸)
آن حضرت، در ادامه ی خطبه، تهدید شیطان برای گمراه ساختن همه ی اهل زمین را یادآوری و تأکید می کند که زادگان حمیّت و برادران عصبیّت در حقیقت، سخن شیطان را تصدیق کردند:
« به جان خودم سوگند که او تیر تهدید در کمان نهاده و کمانش را سخت کشیده و از محلی نزدیک، بر شما تیر می بارد و گفته است: « پروردگارا، به سبب آنکه مرا گمراه ساختی، من [ هم گناهانشان را ] در زمین برایشان می آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت. » (۱۹)
با این سخن، تیر به تاریکی و هدفی دور انداخت و گمانی خطا بر زبان راند، ولی زادگان حمیّت و برادران عصبیّت و سواران خودبزرگ بینی و نادانی سخنش را تصدیق کرده و راست پنداشتند. » (۲۰)
با دقت در سخنان امیرمؤمنان، مولای متقیان، علی (علیه السّلام) به خوبی می توان دریافت که حمیت و عصبیّت، اختصاص به دوران جاهلیت اول ندارد و در هر زمان که گروهی با پیروی از پیشوای متعصبان و پیشرو گردن کشان به جای فروتنی در برابر خدای تعالی به منازعه با او برخیزند و خود را برتر بدانند، می توان نشانه های دوران جاهلیت را مشاهده کرد.
به راستی میان اعراب متعصّب عصر جاهلی که با تکبر و خودپسندی تمام، از پذیرش خدای رحمان و رحیم و رسالت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) سر باز می زدند و مردمان به ظاهر متمدن عصر جدید که با شعار اومانیسم ( اصالت انسان ) انسان را محور همه ی هستی و صاحب اختیار تامّ و تمام خود معرفی می کنند و با تکیه بر راسیونالیسم ( اصالت عقل ) عقل خودبنیاد بشری را مبنای سامان دهی همه ی مناسبات فردی و اجتماعی انسان می دانند، چه تفاوتی وجود دارد؟ آیا نمی توان گفت دوران مدرنیته که بر مبنای سکولاریسم ( دنیاگرایی ) به قطع کامل رابطه ی زمین و آسمان و بی نیازی بشر از هدایت های الهی در زندگی اجتماعی فتوا می دهد، استمرار همان دوران جاهلیت اول است؟

۲. پیروی از حکم غیرالهی

مردم عصر جاهلیت بر مبنای حق گریزی و حق ستیزی ذاتی خود، از پذیرش حکم خدا سر باز می زدند و در زندگی اجتماعی خود تنها احکام جاهلانه ای را پیروی می کردند که بیشتر آنها غیرانسانی، ناعادلانه، به دور از خردورزی و بر پایه ی هوا و هوس و تعصبات قبیله ای بودند.
« قرآن کریم » در یکی از آیات خود، به پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور می دهد که در میان مردم بر اساس حکم خدا داوری کند و از تسلیم شدن در برابر هوا و هوس آنان که خواستار اجرای احکام جاهلی هستند، خودداری کند:
« وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ یَفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکَ (۲۱)؛
و میان آنان به موجب آنچه خدا نازل کرده، داوری کن و از هواهایشان پیروی مکن و از آنان برحذر باش؛ مبادا تو را در بخشی از آنچه خدا بر تو نازل کرده به فتنه دراندازند. »
خداوند متعال، پس از این آیه، مردم را از پیروی حکم جاهلی در برابر حکم خدا بر حذر داشته و حکم خدا را برترین احکام می داند:
« أَ فَحُکْمَ الْجَاهِلِیَّهِ یَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ‌ (۲۲)؛
آیا خواستار حکم جاهلیتند؟ و برای مردمی که یقین دارند، داوری چه کسی از خدا بهتر است؟ »
در فرهنگ اهل بیت (علیه السّلام)، هر آنچه غیر حکم خداست، حکم جاهلیت تلقی شده و مردم از پیروی آن برحذر داشته شده اند.
در روایتی که از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده است، در این زمینه چنین می خوانیم:
« حکم دوگونه است: حکم خدا و حکم جاهلی. پس هر کسی در [ تشخیص ] حکم خدا اشتباه کند، به حکم جاهلی داوری کرده است. » (۲۳)
موضوع عمل به حکم خدا در همه ی زمینه های اجتماعی، از چنان اهمیتی در آموزه های اسلامی برخوردار است که حکم خلاف آنچه خداوند نازل کرده، برابر با کفر و ظلم دانسته شده است. در « قرآن کریم » در این باره چنین آمده است:
« … وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ‌ (۲۴)؛
… و کسانی که به موجب آنچه خدا نازل کرده، داوری نکرده اند، آنان خود کافرانند. »
« … وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ‌ (۲۵)؛
… و کسانی که به موجب آنچه خدا نازل کرده، داوری نکرده اند، آنان خود ستمگرانند ».
در این زمینه از امام باقر (علیه السّلام) و امام صادق (علیه السّلام) چنین روایت شده است:
« هر کس در دو درهم خلاف آنچه خدای عزّوجلّ فرو فرستاده، داوری کند… پس او به آنچه خداوند عزّوجل بر محمد که درود خدا بر او و خاندانش باد، نازل کرده، کافر شده است. » (۲۶)
شایان ذکر است در این زمینه روایات فراوانی نقل شده که در همه ی آنها از قضاوت، حکم، فتوا و عمل بر اساس رأی و نظر خود، نهی و بر پیروی از کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در همه ی زمینه ها تأکید شده است. (۲۷)
از آنچه گفته شد، به خوبی درمی یابیم هر جامعه ای که مناسبات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود را بر مبنای مقررات غیرالهی سامان دهد و در برنامه ریزی، قانون گذاری و اجرا به جای مراجعه به آموزه های وحیانی، به تعالیم بشری مراجعه کند، در واقع طریق جاهلیت را در پیش گرفته است و با جامعه ی جاهلی عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که از پذیرش حکم خدا سر باز می زد و تنها هوا و هوس خود را بر مبنای عمل اجتماعی قرار می داد، هیچ تفاوتی ندارد. حتی اگر در ظاهر، جامعه ای مدرن و پیشرفته باشد.

۳. غرق شدن در گناه و تباهی

نتیجه ی طبیعی حق گریزی و حق ستیزی مردم عصر جاهلیت و پافشاری آنها بر حکم غیرخدا، پذیرش ولایت شیطان در همه ی زمینه ها و غرق شدن در گناه و تباهی بود. این موضوع را به خوبی می توان از سخنان امیرمؤمنان، علی (علیه السّلام) دریافت:
« به رسالتش فرستاد، در حالی که مردم، گمراهانی حیرت زده و در فتنه فرو افتاده بودند. هوا و هوس، آنان را بر خود غوطه ور و کبر و نخوت از طریق صوابشان منحرف ساخته؛ جاهلیت تاریک، آنان را سبک سر و در کارها متزلزل و حیران نموده بود. » (۲۸)
گفتنی است بر اساس فرهنگ « قرآن کریم » مردم یا سر در گرو ولایت الله دارند و در نتیجه در نور و روشنایی به سر می برند، یا پیرو ولایت شیطان و طاغوتند و یکسره غرق در تاریکی و ضلالت (۲۹). بنابراین، به طور طبیعی، مردمی که به مخالفت با ولایت حق می پردازند و از فرامین الهی سر می پیچند، در دایره ی ولایت شیطان وارد می شوند و همه ی مناسبات فردی و اجتماعی آنها رنگ و بوی شیطانی پیدا می کند.
این، سرنوشت محتوم همه ی جوامعی است که در برابر ولایت خدا سر تسلیم فرود نمی آورند. چه جامعه جاهلی دوران رسالت نبیّ مکرّم (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد و چه جوامع به اصطلاح مدرن عصر حاضر.
با توجه به مطالب یاد شده، می توان گفت آنچه در روایات اسلامی از آن به عنوان مرگ جاهلی یا حیات بدون امام یاد شده است، شاخصه های متفاوتی دارد که مهم ترین آنها عبارتند از: ۱. حق گریزی و حق ستیزی، ۲. پیروی از حکم غیر الهی؛ ۳. غرق شدن در گناه و تباهی؛ ۴. انحطاط اخلاقی؛ ۵. ظلم و بی عدالتی و نادیده گرفتن حقوق دیگران.
این شاخصه ها، اختصاص به جامعه ی جاهلی عصر رسالت حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) نداشته و در هر جامعه ای که امام عصر خود را نشناسد و سر در گرو اطاعت او نگذارد، این شاخصه ها بروز و ظهور می یابد.

ب) شاخصه های فرهنگی، اجتماعی

شناخت وضعیت زنان یک جامعه، شاخصی مهم برای درک وضعیت فرهنگی و اجتماعی آن جامعه و ملاک خوبی برای قضاوت درباره ی سمت و سوی حرکت آن تعالی یا افول به شمار می آید. به همین دلیل، در اینجا به بررسی وضعیت زنان عصر جاهلی با بهره گیری از آیات « قرآن » می پردازیم.

۱. نگاه اعراب جاهلی به زن

عرب جاهلی برای جنس مؤنث هیچ ارزشی قائل نبود و فرزند دختر را نشانه ی نگون بختی خود می دانست. از این رو، تولد هر دختر، رویدادی ناگوار در زندگی او به شمار می آمد؛ رویداد ناگواری که تنها با زنده به گور کردن نوزاد دختر، سرانجام خوشی می یافت. قرآن کریم در این باره می فرماید:
« وَ إِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَ هُوَ کَظِیمٌ ‌- یَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرَابِ أَلاَ سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ‌ (۳۰)
و هرگاه یکی از آنان را به دختر مژده آورند، چهره اش سیاه می گردد، در حالی که خشم [ و اندوه ] خود را فرو می خورد. از بدی آنچه بدون بشارت داده شده است، از قبیله ی [ خود ] روی می پوشاند. آیا او را با خواری نگاه دارد یا در خاک پنهانش کند؛ وه چه بد داوری می کنند. »
در آیات دیگری از « قرآن کریم » نیز به این موضوع اشاره شده است (۳۱)، ولی به دلیل رعایت اختصار به همین مورد، بسنده می کنیم.

۲. وضعیت اخلاقی زنان

نگاه عرب جاهلی به فرزند دختر، زاییده ی وضعیت اسف بار زنان در جامعه ی سراسر ظلم و فساد و تبعیض عربستان در آستانه ی بعثت پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. جامعه ای که در آن، زنان هیچ حقوق فردی و اجتماعی نداشتند و تنها به عنوان کالای جنسی به آنها نگاه می شد. (۳۲)
با نگاهی به مفادّ شرط های بیعت زنان با رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) به عمق فساد و تباهی حاکم بر زنان عصر جاهلی می توان پی برد. قرآن کریم در این باره چنین می فرماید:
« یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَنْ لاَ یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئاً وَ لاَ یَسْرِقْنَ وَ لاَ یَزْنِینَ وَ لاَ یَقْتُلْنَ أَوْلاَدَهُنَّ وَ لاَ یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لاَ یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ‌ (۳۳)؛
ای پیامبر! چون زنان با ایمان، نزد تو آیند که [ با این شرط ] با تو بیعت کنند که چیزی را با خدا شریک نسازند و دزدی نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و بچه های حرام زاده ای را که پس انداخته اند، با بهتان [ و حیله ] به شوهر نبندند و در [ کار ] نیک از تو نافرمانی نکنند، با آنان بیعت کن و از خدا برای آنان آمرزش بخواه؛ زیرا خداوند، آمرزنده مهربان است ».
با نگاهی به مطالبی که مفسّران در تفسیر آیه ی یاد شده مطرح کرده اند، می توان گفت اعمالی که ترک آنها شرط بیعت با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان شده است، به نوعی در آن عصر، میان بیشتر زنان رواج داشته (۳۴) و خداوند به این وسیله خواسته است آنها را از انجام این اعمال باز دارد.
یکی دیگر از ویژگی های نکوهیده ی زنان عصر جاهلی، خودآرایی، خودنمایی و عرضه ی زیورآلات و جاذبه های جنسی خود، در مجامع عمومی بود. « قرآن کریم » از این ویژگی با عنوان تبرّج یاد می کند و در یکی از آیات خود، خطاب به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آنها را از اینکه مانند زنان عصر جاهلیت در برابر مردان بیگانه خودآرایی کرده و زینت های خود را آشکار کنند، برحذر می دارد:
« وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَ لاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَى (۳۵)؛
« و در خانه هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم، زینت های خود را آشکار مکنید. »

۳. حقوق فردی و اجتماعی زنان

زنان دوران جاهلی از همه ی حقوق فردی و اجتماعی، حتی حقّ ارث و مالکیت محروم بودند و مانند کالایی خرید و فروش می شدند. (۳۶) « قرآن کریم » برای نخستین بار، حقّ مالکیت و ارث زنان را به رسمیت شناخت و آنها را چون مردان از حقوق اجتماعی بهره مند ساخت.
خداوند در « قرآن کریم » درباره ی حقّ مالکیت زنان می فرماید:
« لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ (۳۷)؛
برای مردان از آنچه [ به اختیار ] کسب کرده اند، بهره ای است و برای زنان [ نیز ] از آنچه [ به اختیار ] کسب کرده اند، بهره ای است. »
درباره ی حقّ ارث زنان نیز در این کتاب مقدس چنین آمده است:
« لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ نَصِیباً مَفْرُوضاً (۳۸)؛
برای مردان از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان [ آنان ] بر جای گذاشته اند، سهمی است و برای زنان [ نیز ] از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان [ آنان ] بر جای گذاشته اند، سهمی [ خواهد بود ]. خواه آن [ مال ] کم باشد یا زیاد. نصیب هر کس مفروض شده است. »
با آمدن اسلام، زنان از بسیاری حقوق دیگر که در دوران جاهلی از آنها محروم بودند، بهره مند شدند و مردان موظف شدند، حقوق آنها را پاس دارند. پیامبرگرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) در این زمینه می فرماید:
« ای مردم! شما بر زنان خود حقّی دارید، آنها هم بر شما حقی دارند… درباره ی آنها به نیکی رفتار کنید؛ زیرا آنها یاور شما هستند… از آنچه خود می خورید، به آنها بدهید و از آنچه خود می پوشید، بر آنها بپوشانید. » (۳۹)
در پایان بررسی وضعیت زنان در دوران جاهلیت اول، یادآوری چند نکته ضروری است:
۱. دلیل اصلی گسترش فساد و تباهی و رشد ناهنجاری های اخلاقی و اجتماعی در این دوران، این بود که مردم از رهبر و پیشوایی الهی که در پرتو هدایتش، راه را از چاه، معروف را از منکر و راه مستقیم را از کژراهه باز شناسند، بی بهره بودند. طبیعی است در چنین شرایطی، زمام امور جامعه به دست پیشوایان گمراه و اعوان و انصار شیطان می افتد و آنها جامعه را تا نهایت سقوط و تباهی پیش می برند؛
۲. شرایط یاد شده به دوران جاهلیت اول اختصاص ندارد و در هر جامعه ای که رهبر و پیشوایی الهی وجود نداشته باشد، رشد و گسترش فساد و تباهی و گمراهی، گریزناپذیر خواهد بود. امروزه این شرایط به روشنی در جوامع غربی دیده می شود و همه ی مظاهر جاهلیت اول در این جوامع به اصطلاح مدرن خودنمایی می کند. این همان پدیده ای است که از آن به جاهلیت مدرن تعبیر می شود.
اگر دیروز در جاهلیت اول، فرزند دختر، نشانه ی نگون بختی به شمار می آمد و تنها جنس مذکر دارای ارزش و جایگاه اجتماعی بود، امروز در جاهلیت مدرن نیز ویژگی های طبیعی جنس مؤنث و دو نقش اصلی زنان؛ یعنی مادری و همسری به عنوان نقش های کلیشه ای و عامل فرودستی آنان شناخته شده است. زنان تنها زمانی در جامعه به رسمیت شناخته می شوند که از نقش های سنتی خود دست بشویند، همه ی ویژگی های جنس مذکر را دارا شوند و مانند مردان به صحنه های مختلف کار، اشتغال و فعالیت اجتماعی وارد شوند.
اگر دیروز زن تنها کالای جنسی و وسیله ی کام روایی بیشتر مردان تلقی می شد، امروز نیز زن تنها کالای جنسی و موضوع سودآورترین تجارت جهانی ( تجارت سکس ) (۴۰)؛ مشتری تولیدات رنگارنگ صنایع بهداشتی، آرایشی و پوشاک و… جهان سرمایه داری و ابزاری برای عرضه و فروش هرچه بیشتر کالاهای تولیدی شرکت های بزرگ از مسواک و خمیردندان و شامپو گرفته تا تلویزیون و ماشین لباس شویی و خودرو شناخته می شود. (۴۱)
اگر در جاهلیت پیش از اسلام، زنان با خودآرایی و عرضه ی زینت و زیور خود در مجامع عمومی به خودنمایی می پرداختند، در جاهلیت عصر جدید نیز زنان، بازیگران مسابقه ای پایان ناپذیر برای عرضه ی هرچه زیباتر، جذاب تر و تحریک کننده تر خود در کوچه و خیابان و رسانه های تصویری هستند، تا آنجا که امروز، زنان، سالانه میلیاردها دلار برای زیباتر نمایاندن خود هزینه می کنند. (۴۲)
اگر اعراب جاهلی با خشونت تمام با دختران و زنان برخورد و آنها را زنده به گور می کردند، بشر متمدن عصر جدید نیز خشونت نسبت به زنان را به اوج خود رسانده است. برای نمونه، در ایالات متحده آمریکا، در هر ۸ ثانیه، با یک زن بدرفتاری می شود و هر ۱۰ ثانیه به یک زن تجاوز می شود. در مجموع ۵۱ درصد زنان بزرگسال، قربانی خشونت و تجاوز می شوند. (۴۳)

پی نوشت ها :

۱. الکافی، ج۱، ص ۳۷۶، ح۲، ص ۳۷۷، ح۳ و ج۲، ص ۲۱، ح۹.
۲. ر. ک: علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ج۵، ص ۷۴۶۰، ماده ی « جاهلیت ».
۳. ر. ک: ابن منظور، لسان العرب، ج۲، ص ۴۰۲.
۴. فخرالدین الطریحی، مجمع البحرین، ج۵، ص ۳۶۴؛ همچنین ر. ک: سیدعلی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج۲، ص ۸۳.
۵. لغت نامه ی دهخدا، ج۵، ص ۷۴۶۱.
۶. ر. ک: سوره ی آل عمران (۳)، آیه ی ۱۵۴؛ سوره ی مائده (۵)، آیه ی ۵۰؛ سوره ی احزاب (۳۳)، آیه ی ۳۳؛ سوره ی فتح (۴۸)، آیه ی ۲۶.
۷. الکافی، ج۱، ص ۳۷۷، ح۳.
۸. سوره ی آل عمران (۳)، آیه ی ۱۰۳.
۹. گفتنی است در تفسیرالمیزان، دو احتمال برای این کلام خدای متعال که می فرماید: « و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید. » ذکر شده است. نخست اینکه مراد از آتش، آتش آخرت باشد. در این صورت، « برکنار پرتگاه آتش بودن » به معنای به سر بردن در حالت کفر است که ثمره ی آن، جز در افتادن در آتش دوزخ نخواهد بود. دوم اینکه مراد از آتش، جنگ ها و درگیری هایی باشد که در آن دوران بین اعراب رواج داشت. در این فرض، جمله ی یاد شده به معنای رفتن به سوی فنا و نیستی به دلیل جنگ و جدال های همیشگی خواهد بود. (ر. ک: سید محمدحسین طباطبایی، تفسیرالمیزان، ترجمه عبدالکریم نیّری بروجردی، ج۳، ص ۵۰۶).
۱۰. همان.
۱۱. نهج البلاغه، ترجمه: محمدمهدی فولادوند، خ۸۸، ص ۱۰۲.
۱۲. همان، خ۲۶، ص ۴۷.
۱۳. سیدجعفر شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (علیها السّلام)، ص ۱۳۰.
۱۴. سوره ی فتح (۴۸)، آیه ی ۲۶.
۱۵. تفسیر مجمع البیان، ترجمه: علی کرمی، ج۲۵ و ۲۶، صص ۷۵۴ و ۷۵۵.
۱۶. سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص ۲۴۲.
۱۷. نهج البلاغه، ترجمه ی محمدمهدی فولادوند، خ۲۳۴ (قاصعه)، ص ۳۰۴.
۱۸. همان.
۱۹. سوره ی حجر (۱۵)، آیه ی ۳۹.
۲۰. نهج البلاغه، خ۲۳۴، ص ۳۰۵.
۲۱. سوره ی مائده (۵)، آیه ی ۴۹.
۲۲. همان، آیه ی ۵۰.
۲۳. الکافی، ج۷، ص۴۰۷، باب اصناف القضا، ح۱.
۲۴. سوره ی مائده (۵)، آیه ی ۴۴.
۲۵. همان، آیه ی ۴۵.
۲۶. الکافی، ج۷، ص ۴۰۷، باب من حکم بغیر ما انزل الله عزوجل، ح۱.
۲۷. وسائل الشیعه، ج۱۸، صص ۹-۵۲.
۲۸. نهج البلاغه، ترجمه ی محمدمهدی فولادوند، خ۹۴، ص ۱۱۹.
۲۹. ر. ک: سوره ی بقره (۲)، آیه ی ۲۵۷؛ سوره ی جاثیه (۴۵)، آیه ی ۱۹.
۳۰. سوره ی نحل (۱۶)، آیات ۵۸ و ۵۹.
۳۱. ر. ک: سوره ی زخرف (۴۳)، آیه ی ۱۷؛ سوره ی اسرا (۱۷)، آیه ی ۳۱، سوره ی تکویر (۸۱)، آیه ی ۸.
۳۲. سوره ی نحل (۱۶)آیات ۵۸ و ۵۹؛ برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر. ک: فروغ ابدیت، ج۱، صص ۴۸-۵۱.
۳۳. سوره ی ممتحنه (۶۰)، آیه ی ۱۲.
۳۴. ر. ک: تفسیرالمیزان، ترجمه: محمدباقر موسوی همدانی، ج۱۹، صص ۴۹۱، ۴۹۳، ۴۹۹ و ۵۰۰؛ مجمع البیان، ج۵، صص ۲۷۵ و ۲۷۶.
۳۵. سوره ی احزاب (۳۳)، آیه ی ۳۳.
۳۶. ر. ک: فروغ ابدیت، ج۱، ص ۵۰.
۳۷. سوره ی نساء (۴)، آیه ی ۳۲.
۳۸. همان، آیه ی ۷.
۳۹. تحف العقول، صص ۳۳ و ۳۴.
۴۰. تنها در آمریکا سالانه سیزده هزار فیلم پورنو ( هرزه نگاری ) تولید می شود. بر پایه ی گزارش internet filter review درآمد جهانی پورنو شامل پخش فیلم در هتل ها، کلوپ های سکس و صنعت، رو به گسترش سکس الکترونیک، نود و هفت میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶م. بوده است. این درآمد با درآمد شرکت های پیشرو در امر فناوری مثل « مایکروسافت »، « گوگل »، « آمازون »، « ای بی »، « یاهو »، « اپل »، « نت فلیکس » و « ارث لینک » برابری می کند. فروش سالانه در آمریکا، حدود ده میلیارد دلار یا حتی بالاتر تخمین زده می شود. ( کریس هجز، « پورنوگرافی غیرعادی، آخرین نشانه های آخرالزمان فرهنگی آمریکا »، سیاحت غرب، سال پنجم، ش۷۵، مهر ۱۳۸۸؛ فمینیسم؛ شکست افسانه ی آزادی زن در غرب، ج۲، صص ۲۶۹-۲۷۴. ( برای مطالعه ی بیشتر در این زمینه ر. ک: آدریان فرانکلین « سکس و توریسم »، سیاحت غرب، سال پنجم، ش۶۱، مرداد ۱۳۸۷).
۴۱. برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر. ک: نورمن سولومون، « زنان و صنعت تبلیغات تجاری »، سیاحت غرب، سال چهارم، ش۴۲، اسفند ۱۳۸۵.
۴۲. برای مطالعه ی بیشتر در این زمینه ر. ک: کریک چامبرلاین، « صنعت مد و زیبایی در برابر فمینیسم »، سیاحت غرب، سال ششم، ش۶۷، بهمن ۱۳۸۷؛ جولی کایت، « زیبایی به چه قیمتی؟ » سیاحت غرب، ‌سال ششم، ش۶۶، دی ۱۳۸۷؛ فمینیسم؛ شکست افسانه ی آزادی زن در غرب، ج۲، صص ۲۱۷-۲۲۳.
۴۳. برای مطالعه ی بیشتر در این زمینه ر. ک: « خشونت علیه زنان؛ گزارشی از چهارمین کنفرانس جهانی زن »، سیاحت غرب، سال سوم، ش۳۵، خرداد ۱۳۸۵؛ فمینیسم؛ شکست افسانه ی آزادی زن در غرب، ج۲، صص ۱۷۷-۱۹۰، پاتریکیا و اسکوئز، « زندگی پردرد و سخت زنان در دنیای امروز »، سیاحت غرب، سال پنجم، ش۶۰، تیر۱۳۸۷.

منبع مقاله :
شفیعی سروستانی، اسماعیل، (۱۳۸۹)، جاهلیت مدرن در رویارویی با امام زمان (علیه السّلام)، تهران: نشر موعود عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، چاپ سوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: