پنجشنبه - ۱۳۹۷/۰۱/۳۰

مقاله بررسی علل مهجور ماندن امر به معروف و نهی از منکر(نوشته: سیده مونا حسینی، طلبه سطح ۲)

به راستی این سوال برای هر مسلمانی که دغدغه ی دین مداری و پایبندی به قوانین الهی را دارد پیش می آید :     )چرا امر به معروف و نهی منکر در جامعه ما مهجور مانده است ؟ ) و نیز چرا مردم جامعه ما در حال حاضر که سه دهه از انقلاب گذشته است نسبت به این دو واجب مهم که سایر واجبات به واسطه ی آن دو اقامه می شوند آن قدر بی تفاوت شده اند به طوری که بی حجابی به عنوان نمادی پر رنگ و کاملا مشهود ، بیانگر مهجور ماندن این دو فریضه است علاوه بر آن گسترش استفاده ی نامطلوب از اینترنت ، ماهواره و سرگرمی های حرام مثل رقص و آواز و موسیقی های حرام و قمار و مجالس مختلط زن و مرد و نیز رشد و گسترش روز به روز فساد و نا به سامانی های اجتماعی و فردی که شاهد آن هستیم ، همگی بیانگر این است که تمام مشکلات جامعه ی اسلامی ما ریشه در ترک این دو فریضه دارند. ما برای حل مشکلات فردی و اجتماعی خود باید عوامل مهجور ماندن این دو فریضه را بررسی کنیم. در این مقاله سعی شده است علتهایی که از زبان خود مردم در این زمینه بیان شده است را بررسی کنیم ازجمله عدم آگاهی نسبت به روشها و مراتب امر به معروف و نهی از منکر ، ترس ، خجالت ، تنبلی ، بی تفاوتی ، و… .

کلید واژه : مهجور امر نهی – معروف منکر بی تفاوتی

مقدمه

امر به معروف ، یعنی سفارش به خوبی ها و نهی از منکر، یعنی بازداشتن از بدی ها. انجام این دو امر مهم نیاز به سن خاصی ندارد ، زیرا لقمان به فرزندش می گوید : :یا بنی اقم الصلاه و امر بالمعروف…» امر به معروف ، نشانه ی عشق به مکتب ، عشق به مردم ، علاقه به سلامتی جامعه و نشانه ی آزادی بیان ، غیرت دینی ، ارتباط دوستانه بین مردم و نشانه ی فطرت بیدار و نظارت عمومی و حضور در صحنه است. امر به معروف و نهی از منکر، سبب تشویق نیکوکاران ، آگاه کردن افراد جاهل ، هشدار برای جلوگیری از خلاف و ایجاد نوعی انضباط اجتماعی است . قرآن می فرماید : « شما مسلمانان بهترین امت هستید ، زیرا امر به معروف و نهی از منکر می کنید [۱]» .

حضرت علی (ع) می فرماید : امر به معروف و نهی از منکر ، مصلحت عامه است. [۲] چنانکه در حدیثی دیگر می خوانیم : کسی که جلوی منکر را نگیرد مانند کسی است که مجروحی را در جاده رها کند تا بمیرد.[۳] پیامبرانی همچون حضرت داوود ، حضرت عیسی (ع) به کسانی که نهی از منکر نمی کنند ، لعنت فرستاده اند. [۴] قیام امام حسین (ع) برای امر به معروف و نهی از منکر بود .[۵] در حدیث می خوانیم : به واسطه ی امر به معروف و نهی از منکر ، تمام واجبات به پا داشته می شود.[۶] قرآن می فرماید : « اگر در مجلسی به آیات الهی توهین می شود ، جلسه را به عنوان اعتراض ترک کنید تا مسیر بحث عوض شود.[۷] انسان باید از انجام گناه هم در دل ناراحت باشد ، هم با زبان ، نهی کند و هم با اعمال قدرت و قانون مانع انجام آن شود. اگر کسی را به کار خوبی دعوت کردیم ، در پاداش کارهای خوب او نیز شریک هستیم، ولی اگر در برابر فساد، انحراف و گناه ساکت مشستیم ، به تدریج فساد رشد می کند و افراد فاسد و مفسد بر مردم حاکم خواهند شد. در این مقاله علت های مهجور ماندن امر به معروف و نهی از منکر را بررسی می کنیم و می فهمیم که چرا این دو واجب مهم به فراموشی سپرده شده اند و مردم در مقابل خوبی ها و بدی ها در جامعه دچار سکوت شده اند.

از یک طرف خالی شدن مساجد و حسینیه ها و نماز جمعه و جماعت از جوانان و نوجوانان و بی علاقگی آنان به حضور در این مکان های مذهبی و رغبت نداشتن برای گوش دادن  به سخنرانیهای مذهبی در اعیاد و جشن های اسلامی و از طرف دیگر بی تفاوتی مردم و مسؤلیین نسبت به این امر مساله ی مهمی است که باید به آن توجه کافی داشت ودیگر اینکه چرا قشر روحانی و طلبه ی ما این قدر در این زمینه ضعیف عمل می کنند با تحقیقات کوتاهی که انجام شد به این نکته پی بردیم که عواملی چند در این امر دخیل هستند که این عوامل را در دو بعد فردی و اجتماعی بیان خواهیم کرد. در بعد فردی به عوامل روان شناختی از جمله ترس ، خجالت، بی تفاوتی و عدم علم و آگاهی نسبت به مراتب و شرایط امر به معروف و نهی از منکر و جهل به آثار و پیامدهای انجام و ترک این دو فریضه می پردازیم و در بعد اجتماعی به عدم حمایت جمعی که ریشه در ابعاد فردی نیز دارد توجه شده است إن شاء الله با برطرف کردن این عوامل قدمی در گسترش و ترویج این دو فریضه ی مهم برداشته باشیم.

الف) ابعاد فردی

ما در بررسی ابعاد فردی و شخصیتی مهجور ماندن امر به معروف و نهی از منکر ابتدا به تعریف واژه های بی تفاوتی ، خجالت و تنبلی و ترس می پردازیم و بعد از آن به ارایه راهکارهایی در این زمینه بسنده می کنیم  و نیز باید این نکته را مدنظر قرار داد که ما نمی خواهیم راهکارهایی که در زمینه این موارد ارایه می دهیم فقط ما را در انجام امر به معروف و نهی از منکر یاری کند بلکه با برطرف شدن هر یک از این علت ها ما موفق  به رشد و پیشرفت در تمام زمینه های زندگی اعم از  فردی و اجتماعی خواهیم شد.

۱-۱ بی تفاوتی

سکوت و بی تفاوتی در مقابل گناه ، سبب می شود که گناه کردن عادی شود ، گناهکار جرأت پیدا کند ، ما سنگدل شویم ، شیطان راضی گردد و خدا بر ما غضب نماید. امر به معروف و نهی از منکر دو وظیفهی الهی است و توهماتی از این قبیل که گناه دیگران کار به ما ندارد ، آزادی مردم را سلب نکنیم . من اهل ترس و خجالت هستم ، با یک گل که بهار نمی شود ، عیسی به دین خود به دین موسی دین خود ما را در یک قبر قرار نمی دهند ، دیگران هستند ، من چرا امر به معروف کنم ؟ با نهی از منکر دوستان و مشتریان خود را از دست می دهیم و امثال آن ، نمی توانند این تکلیف را از دوش ما بردارند . برای اینکه بی تفاوتی را درمان کنیم اول باید بدانیم بی تفاوتی چیست و بعد راههای درمان آن را بیان کنیم.

تعریف بی تفاوتی : بی تفاوتی کمبود احساسات، انگیزه یا اشتیاق است. بی تفاوتی یک اصطلاح روانشناختی برای حالت بی اعتنایی است که فرد به جنبه های احساسی، اجتماعی و یا فیزیکی زندگی بی توجه یا ” بی اعتنا” است .[۸]

روزنامه آرمان در این زمینه می نویسد : بسیاری از ما تا به حال، شاهد ویدئوهای وحشت‌آوری از حمله به افراد در مکان‌های عمومی، تجاوز، نزاع و درگیری بوده‌ایم که نشان‌دهنده این موضوع است که فردی شاهد این وقایع بوده و بی‌توجه به دعوا، جنایت  یا به دردسرافتادن یکی از هموطنانمان مشغول فیلمبرداری بوده است؛این موضوع نمونه بارز بی‌مسئولیتی اجتماعی در بین افراد جامعه است. حتما بارها و بارها برای همه ما اتفاق افتاده که در حال گذر از خیابان با صحنه دعوا و درگیری بین دو نفر از هموطنانمان مواجه شده‌ایم. موضوع درگیری هر چه که باشد اغلب صحنه مشابهی را در سطح شهر به وجود می‌آورد: دو یا چند مرد که با هم دعوا و بگو مگو می‌کنند و بعد از بالاگرفتن درگیری‌های لفظی با هم گلاویز شده و گاهی پای چاقو به میان آمده و فاجعه‌ای را به بار می‌آورد. صدای جیغ‌های زنانه‌ای که از مردم تقاضای کمک می‌کنند و عربده‌های مردانه‌ای که سعی در اثبات حق خود دارند، صحنه آشنای شهرهای بزرگ کشورمان است. شاید بد نباشد از خودمان بپرسیم هنگام مواجهه با چنین صحنه‌هایی چه عکس‌العملی نشان می‌دهیم؟ با بی‌تفاوتی از کنار ماجرا می‌گذریم یا سعی در مداخله مثبت برای جلوگیری از دعوا می‌کنیم؟ شاید هم به تماشا می‌ایستیم گویا که معرکه‌ای است برای سرگرمی رهگذران؛ بدتر از آن ممکن است گوشی‌های موبایلمان را درآورده و مشغول فیلمبرداری شویم تا بعدها به دوستان و اطرافیانمان نشان داده و وقتمان را بگذرانیم. همه شهروندان در قبال شهر و همشهری‌های خود مسئولند. این مسئولیت از نشان‌دادن عکس‌العمل به انداختن زباله در سطح شهر و اعتراض شهروندی به تخریب اموال عمومی توسط شهروندی دیگر شروع شده و در مراحل بعدی به مداخله مثبت در دعواهای خیابانی و دخالت در صحنه‌های دزدی و زورگیری در سطح شهرها و حتی اعتراض به عملکرد برخی مسئولان کشور می‌انجامد. شکی نیست که ما ایرانی‌ها نوع دوست هستیم و این فرهنگ در میان ما وجود دارد که در درگیری‌های خیابانی مداخله صلح‌آمیز می‌کنیم، برای اهدای خون همدیگر را دعوت می‌کنیم، به فردی که به دنبال آدرسی می‌گردد، کمک می‌کنیم و پای ثابت مشارکت در جنبش‌های اجتماعی هستیم اما، شواهد نشان‌دهنده شیوع سندرم بی‌تفاوتی در میان اعضای جامعه است و این موضوع در کلانشهر‌ها بیشتر خودش را نشان می‌دهد.

 بر اساس یک نظرسنجی تلفنی و تصادفی که از ۶۰۰ نفر صورت گرفته است، ۵۹ درصد از شرکت‌کنندگان علت اصلی کمک‌ نکردن به مصدومان سوانح رانندگی را ترس از گرفتاری‌های بعدی آن می‌دانند و معتقدند از آنجا که قانون مدونی درباره حمایت از ناجیان مردمی وجود ندارد بنابراین، درگیرشدن در کاری که معلوم نیست چه عاقبتی برایشان رقم خواهد زد، ریسکی بزرگ و غیرعقلانی است. این گونه می‌شود که جمعی در این قبیل مسائل به قول خودشان برای اینکه شرش آنان را نگیرد، نادیده‌گرفتن را بر نیکی به همنوعان ترجیح می‌دهند و از کنار آن عبور می‌کنند یا در کسوت تماشاچی به نظاره می‌نشینند.

 بی‌تفاوتی اجتماعی و حریم خصوصی

 در جامعه امروز بیشتر افراد می‌خواهند به دور از دخالت و مزاحمت دیگران زندگی کنند. بر اساس اصول پذیرفته‌شده رفتار در مکان‌های عمومی باید تلاش کرد تا وارد حریم شخصی افراد نشویم اما به راستی تشخیص حد ورود به حریم شخصی با کیست؟ آیا حمله یک فرد به یکی از اعضای خانواده‌اش با اسلحه سرد در مکان عمومی، جزو آن دسته مشاهداتی است که باید نادیده گرفته شود چون بخشی از حریم شخصی افراد است؟

 بی‌تفاوتی اجتماعی ناشی از عدم تعلق است

یک جامعه‌شناس در گفت‌وگو با آرمان می‌گوید: بی‌تفاوتی اجتماعی ناشی از عدم تعلق است. وقتی افراد یک جامعه وابستگی به کشور و محیط پیرامون خود نداشته و بین منافع خودشان با منافع اجتماعی فاصله‌ای احساس کنند، طبیعتا دچار بی‌تفاوتی می‌شوند. قمر فلاح می‌افزاید: به بیان دیگر اگر افراد جامعه به مشارکت گرفته شوند و در فرآیندها و تصمیم‌سازی‌های کشور دخالت کنند در نتیجه، احساس می‌کنند خودشان دارند برای زندگیشان تصمیم می‌گیرند و در چنین شرایطی از حالت بی‌تفاوتی خارج شده و نسبت به اتفاقاتی که در سطح خرد و کلان در جامعه در حال وقوع است واکنش نشان می‌دهند.

 دلایل شیوع بی‌تفاوتی اجتماعی

یک عصب‌شناس نیز می‌گوید: در وهله اول باید نگاه تاریخی به این موضوع داشته باشیم به این معنی که ما از آموزه‌های شهروندی بهره چندانی نبرده‌ایم. تجربه نسل‌های قدیم تحت عنوان «سرتو بینداز پایین و زندگی خودتو بکن» که تجربه غلطی است وارد نسل ما شده است. حسن عشایری ادامه می‌دهد: دومین موضوع، قانونمداری است. زمانی که افراد جامعه احساس کنند برخی دولتمردان و مسئولان کشور قانون و عدالت اجتماعی را رعایت نمی‌کنند، احساس ناکامی کرده و بی‌تفاوتی نسبت به وقایع و اتفاقات جامعه در رفتار آنها نمود پیدا می‌کند. او تصریح می‌کند: نکته دیگر این است که مردم اغلب گرفتار روزمرگی هستند و به همین دلیل فرصت نمی‌کنند تا نقش فعالانه در جامعه بازی کنند. این استاد دانشگاه می‌افزاید: آخرین دلیل برای افزایش بی‌تفاوتی اجتماعی هم این است که فرد گمان می‌کند اگر موضع‌گیری، مداخله یا اعتراضی کند با مشکل و گرفتاری مواجه می‌شود از این رو، خودش را درگیر وقایع نمی‌کند. این در حالیست که انسان آگاه اجتماعی باید جرات داشته باشد. [۹]

این روزها ، بی تفاوتی ، تقریبا مد روز شده است . بی تفاوت بودن یعنی سرد شدن ، مستقل از آنچه که اتفاق می افتد و حقیقتا بی نیاز بودن است .

 منشاء بی تفاوتی ما چیست ؟ بیشتر اوقات ، یک ترس ، ترس از درد ، ترس از صدمه دیدن و ترس از احساساتی شدن زیاد می باشد . بی تفاوتی برایمان زرهی است که به تن می کنیم ، به امید اینکه از درد عشقی که به ما بر نمی گردد یا شکست در یکی از اهدافمان یا اجبار در روبرو شدن با انتقاد و تایید نشدن از جانب دیگران اجتناب کنیم .

 اما نگذارید که بی تفاوتی شما را فریب دهد . هرگز ، هرگز بی تفاوتی به شما قدرت نمی دهد ، هرگز از شما حمایت نمی کند . به جای آن ، بی تفاوتی دیواری از بهت زدگی و غرور بین شما و آنچه که آرزومند آنید ، مانند صمیمیت ، عشق و رضایت از اهداف و رویاهایتان ، می سازد . در نهایت ، بی تفاوتی بزرگ ترین قدرت ، محافظ و موهبت شما ، عشق بی کران و عشقی که در قلب شما جای دارد را از شما می دزدد .

 وقتی با بی تفاوتی روبرو می شوید ، بزرگ ترین شجاعت و تواضع خود را از دست می دهید . از خودتان بپرسید : “آیا جایی در زندگی من وجود داشته است که خودم را به خاطر ترس یا درد ، پشت بی تفاوتی پنهان کرده باشم ؟ چقدر خودم را در برابر مردم یا چیزهای مختلف بی احساس کردم که باید واقعا توجه می کردم ؟ در کدام قسمت از زندگی خود نیاز به بازبینی بیشتری دارم ؟

راه مقابله با بی تفاوتی

تنها راه مقابله با بی تفاوتی صادق بودن با خود است که بدین وسیله خود واقعی شما با محبت و عشق بیدار می شود و دیوارهایی که قلبتان را احاطه کرده اند با عشق جوشان شما فرو می ریزند .[۱۰] انسان هایی که بی تفاوت هستند به اهداف و انگیزه های خود دست پیدا نمی کنند زیرا خیلی از اهداف و آرزوهای ما در بستر اجتماع بر آورده می شود و این بی تفاوت بودن بودن نسبت به مردم ، یعنی کسانی که جامعه را تشکیل می دهند ما را از رسیدن به رشد و توسعه در بعد فردی روح و شخصیتمان باز می دارند و همچنین جامعه ما برای اینکه در دنیای امروز پیشرفت اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و مخصوصاً اجتماعی داشته باشد نیاز دارد که مردمش نسبت به هم توجه داشته باشند . علاوه بر این هر یک از ما به عنوان یک مسلمان امر به معروف و نهی از منکر را یک وظیف الهی می دانیم که با بی تفاوتی منافات دارد پس بهتر است با توکل به خداوند این دو واجب مهم را انجام دهیم تا دیگران هم از بی تفاوتی دست بردارند و شروع به انجام این کار در هر نهاد و موسسه و یا هر جمعی چه شخصی چه خانوادگی و اجتماعی اقدام کنند تا رضایت خداوند را بدین وسیله بدست آوردند و خداوند نیز درهای نعمت و برکت خود را به روی ما باز کند . عامل دومی که به عنوان علت از سوی مردم بیان شده است ترس نام دارد.

۲-۱ ترس

بارها و به دفعات متعدد برای بنده پیش آمده است که خواسته ام معروفی را امر و یا از منکری  نهی کنم ولی ترس مانع انجام این کار شده است . ترس از اینکه مبادا طرف مقابل این کار را نوعی دخالت در مسائل شخصی و فردی اوکه هیچ ربطی به دیگران ندارد ، بداند و در نتیجه سرانجام به مشاجره و بحث و دعوا کشیده شود و یا عوامل دیگری که باعث ترس می شوند از جمله مورد خطر واقع شدن موقعیت فرد از لحاظ برآورد یا از جهت ضرر مالی یا جانی  و … ترس در افراد مختلف ، دلایل متفاوتی دارد که هر فردی باید آن را در درون خود جستجو کند . برای پیشگیری از بروز این نوع ترس ها که باعث می شود ما به انجام این دو واجب اقدام نکنیم ، ابتدا باید بدانیم ترس چیست و چه راهکارهایی برای جلوگیری از آن وجود دارد در اینجا لازم دیدم بحث را از جهت اخلاقی در کتابهای اخلاقی جستجو کنم .

ملا احمد نراقی در کتاب معراج السعاده می فرمایند : ترس یا بیم و هراس که عالمان اخلاق در گذشته به آن خوف می گفتند عبارت است : از چیزی که نباید دوری کرد ، احتراز و دوری نماید . داشتن این صفت موجب نابودی  و هلاکت فرد است و انسان به واسطه ی آن ذلیل و خوار می شود و زندگی بر او تلخ و ناگوار و نیز باعث تسلط اشرار بر فرد ترسو می شود و صاحب آن علاوه بر اضطراب ، دچار بی ثباتی ، کسالت و راحت طلبی می شود و به همین جهت از تمام سعادت (خوبی ها) باز می ماند و انواع فضایح و رسوایی را متحمل می شود. از این جهت پیامبر اکرم (ص) فرمودند : سزاوار نیست که مومن بخیل یا جبان باشد .[۱۱] و نیز در حدیث دیگری فرمودند : پروردگارا از بخل و جبن (ترس) به تو پناه می برم [۱۲]. و بدان که ترس دو نوع است یا ممدوح که آن خوف از خدا و عظمت اوست و یا مذموم که ترس از غیر خداست و از جمله مهلکات است. خوف مذموم به سه دسته تقسیم می شود :

۱-خوف از امری که البته اتفاق خواد افتاد و دفع آن در توان بشر نیست که ترس از چنین چیزی از روی جهل و نادانی است و فایده ای نیز در این ترس وجود ندارد و انسان عاقل مثل این ترس را به دل خود راه نمی دهد و خود را به قضای الهی و مقدرات سبحانی راضی می سازد تا راحتی و آسایش را برای او حاصل گردد.

۲- ترس از امری محتمل که وجود آن احتمال دارد اتفاق نیافتد و شدن و نشدن آن در دست شخص نیست. این ترس نیز مانند اولی مقتضای عقل نیست و از جهل انسان ناشی می شود. و راه درمان آن همان واگذاری و توکل به خداست.

۳- ترس از امری که سبب آن در دست شخص باشد اما هنوز سبب آن یافت نشده باشد ( یعنی عمل فرد باعث به وجود آمدن محرومیت یا مصیبتی شود ) و از این بترسد که مبادا فلان اثر بر آن مترتب شود و راه درمانش این است که شخص مراقب احوال خود باشد که این کار از او صادر نشود و مرتکب عملی که از عاقبت آن می ترسد نگردد و در هر کاری ابتدا عاقبت آن را در نظر بگیرد و جنبه های مختلف آن را بررسی کند و بعد از انجام دادن آن کار نترسد ،  با در نظر گرفتن عاقبت آن و گرنه نوع ترسش از نوع دوم خواهد بود.

۴- ترس از چیزهایی که طبع انسان از آن بدون سبب و جهت وحشت می کند مثل جن و میت که منشأ این ترس غلبه ی قوه ی واهمه و قصور( ناتوانی و ضعف) عقل و درک است و دلالت بر ضعف نفس می کند. [۱۳]

با کمی دقت و تامل می توان متوجه شد که غالب افراد در امر به معروف و نهی از منکر به موارد دوم و سوم دچار می شوند و همانگونه که این عالم ربانی فرمودند ترس ریشه دارد در ضعف نفس که همان کمبود اعتماد به نفس است و علاج تمام صفات ناپسند در علم اخلاق ، به وسیله ی ایمان و علم و تقوا حاصل می شود ، هر فردی ابتدا باید بداند که ترس اش در انجام یک کار کدام یک از موارد بالا است و حال که فهمید ترس اش از کدام نوع است و ریشه ی آن چیست  ، باید به درمان آن بپردازد وما باید بدانیم که اگر ترس ما از خدا و عظمت اوست که این ترس ممدوح است ولی اگر ترس ما از بنده های خدا و یا از دست دادن موقعیت های دنیوی است که این ترس نه تنها مال و جان و آبروی ما را حفظ نمی کند بلکه دنیا و آخرت ما را نیز نابود می سازد چرا که اطاعت خدا از همه ی این موارد بزرگتر و مهمتر است و ترس غالب مردم ریشه در امور دنیایی دارد که باید حتما این صفت ناپسند با داروی علم و تقوا معالجه شود تا به قول عالم ربانی ملا احمد نراقی موجب نشود که تمام سعادت را از خود دور کند چه دنیوی و چه اخروی. و با توکل به خداوند سبحان و با انجام درست کار و در نظر گرفتن جوانب و عواقب آن خود را از خطرات سوء احتمالی مصون نگه داریم و در نهایت به انجام این دو فریضه مهم اقدام کنیم. علت سوم که به بیان آن می پردازیم خجالت نام دارد .

۳-۱ خجالت

از علت های خیلی شایع در موفق نبودن در کارهای اجتماعی کم رویی و خجالت است ، خجالت به عنوان یکی از دلایل مهجور ماندن امر به معروف و نهی از منکر باید شناخته شود و راه درمانش نیز بیان شود. در این زمینه ترجیح دادیم تا از بعد روان شناختی به این مساله بپردازیم زیرا این صفت به کمبود اعتماد به نفس باز می گردد. ابتدا لازم است بدانیم خجالت چیست ؟

آدمی، موجودی اجتماعی و نیازمند ارتباط با دیگران است. خجالت و کم‏رویی، آفتی است که آدمی را از کاروان رو به تعالی و ترقّی باز می‏دارد و به قابلیت‏های نهفته، فرصت بروز نمی‏دهد و توان‏ها و استعدادها را سرکوب و نابود می‏سازد. خجالت افزون بر اینکه انسان را از فعالیت های فردی باز می دارد و زندگی شخصی را فلج می کند ، زمینه فعالیت های اجتماعی را نیز نابود می سازد و اندک اندک سلامت جسم و بهداشت روان را در معرض تهدید قرار می دهد . [۱۴] تعریف خجالت از دیدگاه روان‌شناختی : خجالت و کم‏رویی، توجهی غیرعادی و اضطراب‌آلود به خویشتن است که در یک یا چند موقعیت اجتماعی، تجلّی می‏کند و فرد را در انواع تنش‏های روانی، شرایط نامناسب عاطفی و شناختی و نابسامانی‏های جسمی و زیستی، فرو می‏برد و موجب بروز رفتارهای خام و نسنجیده و واکنش‏های نامناسب می‏گردد.

همان گونه که می‏دانید و گاهی تجربه کرده‏اید، خجالت و کم‌رویی، هرگز با ناتوانی برابر نیست و خجالتی بودن، به معنای ناتوان شمردن خویش است و نه ناتوان بودن.

از سوی دیگر، بیشتر صاحب‌نظران معتقدند که خجالت، خصلتی ژنتیکی نیست؛ تا خود را مقهور آن بدانید و در برابرش، تسلیم شوید! این پدیده، محصول شناخت نادرست خود و دیگران و سازش نایافتگی‏های اجتماعی و حتّی رفتارهای غلط آموخته شده است. بی‏گمان با شناخت توانمندی‏های خود، برخی عوامل مؤثر در بروز آنها و رعایت دقیق و مستمر و کامل راهکارهای ارائه شده، می‏توان به مطلوب‏ترین سطح سازش یافتگی اجتماعی و مؤثرترین شکل ارتباط با دیگران دست یافت. فقط کافی است به توانایی‏تان ایمان داشته باشید و توانایی‏های خود را در فعالیت‏های گذشته، مرور کنید و موفقیت‏های هر چند ساده خویش را برشمرید. از آن جا که عوامل بروز خجالت و کم‏رویی، در نوعی شناخت غلط از خویشتن ریشه دارد، کافی است به شناختی صحیح و واقع‏بینانه از خود دست یابید؛ تا این سدّ تعالی و ترقّی را پشت سر گذارید و به عبارت دیگر، باید خودپنداره‏ای را که از خود دارید، اصلاح کنید. همان‏گونه که به درستی تشخیص داده و اقدام کرده‏اید، با تصمیمی جدّی و همتی بلند، به مبارزه با خجالت و کم‌رویی بپردازید؛ تصمیمی جدی بگیرید و با تکیه بر توانمندی واقعی خود، توان خدادادی و استعداد نهفته وجودتان را هر چه زودتر، از چنگال غول خیالی عجز و بی‏کفایتی رهایی بخشید.

 بر این اساس، به عنوان یک راهکار کلی، خوب است از بعضی عوامل مؤثر در بروز خجالت آگاه شوید؛ تا با حذف آنها، به مطلوب دست یابید. تربیت غلط خانوادگی، آلوده ساختن محیط خانه و فضای ذهن خویش به حالت‏های رعب، وحشت، تهدید، ترس، دلواپسی، مراقبت‏های شدید و افراطی از رفتارها و اعمال خود، مقایسه خود با دیگران، خود بزرگ‏بینی و خود کوچک‏بینی افراط گونه و عدم آگاهی از مهارت‏های اجتماعی، احساس تنهایی و ترس از مسخره شدن و مقبول واقع نشدن، احساس حقارت ، عزت نفس پایین ، عدم انطباق خود با محیط ، احساس نا امنی و عدم اعتماد ، احساس خود کم بینی ، دلایل ژنتیکی و ارثی بخشی از عوامل کم‌رویی می‌باشند.

 هر کس در فضایی آلوده بدین عوامل، به سر برد، با نوعی احساس شرم، ترس، دلهره، گنه‏کاری، بی‏عرضگی و حقارت، رشد می‏کند و در نتیجه، همیشه خود را فردی ضعیف می‏بیند و جرأت هیچ اقدامی را ‏در خویش نمی‏یابد! این فرد، حتّی از قضاوت دیگران درباره اعمال و رفتارش می‏پرهیزد؛ خود را از دید دیگران مخفی نگه می‏دارد و از انجام دادن عملی که مورد مشاهده و ارزیابی دیگران باشد، اجتناب می‏ورزد.[۱۵]

خجالت و دیدگاه‌های فرهنگی

خجالتی بودن نزد افراد، خانواده‌ها، جوامع و فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارد. به عبارتی، بعضی‌ها فرد کم‌رو را فردی ساکت، مؤدب و محترم، مطیع و حرف‌گوش‌کن می‌دانند. در برخی فرهنگ‌ها، خجالتی بودن را برای دختران امری عادی و صفتی مثبت به حساب می‌آورند؛ در حالی که ممکن است این ویژگی را برای پسرها ناپسند بدانند. اما واقعیت این است که خجالتی بودن، یک معلولیت اجتماعی است.

این ویژگی می‌تواند مانع رشد مطلوب شخصیت افراد شود و برای هر دو جنس – پسر و دختر – نامطلوب است و باعث ایجاد مشکلات زیادی به‌خصوص در بزرگسالی و زندگی‌های مشترک می‌شود.

درصد فراوانی افراد خجالتی

تحقیقات نشان می‌دهد اکثر افراد در موقعیت‌های مختلف، کمی ‌خجالتی می‌شوند. مثلا ۷۵ درصد از مردم، هنگام مواجهه با یک جمع غریبه و مقتدر که ملزم به پاسخگویی به سؤالات آنها نیز باشند، احساس خجالت می‌کنند. ۷۰ درصد از افراد هنگام حضور در جمع بزرگی از افراد غریبه، خجالتی برخورد می‌کنند. ۶۴ درصد افراد نیز هنگامی‌که با جنس مخالف روبه‌رو یا هم صحبت می‌شوند، دچار احساس خجالت می‌شوند. همچنین حس خجالت در ۵۸ درصد از افرادی که با جمعی دارای موقعیت اجتماعی یا تحصیلات بالاتر مواجه می‌شوند، به وجود می‌آید . می‌بینید؟ اگر شما هم خجالتی هستید، امیدوار باشید! چندان تنها نیستن . بی‏تردید با شناخت عوامل مؤثر در بروز خجالت و حذف آنها از صحنه زندگی و فضای ذهن خویش، می‌توانید گام‏های مؤثری برای درمان آن بردارید؛ سپس به راهکارهای زیر عمل کنید؛ تا هر چه زودتر از چنگال مخوف کم‌رویی نجات پیدا کنید.

مؤثرترین روش‌های درمان کمرویی و خجالتی بودن عبارتند از:

۱. تقویت خودپنداری مثبت و خودباوری؛ یعنی سعی کنید نگرش و دید مثبت نسبت به خود داشته باشید. جنبه‌های مثبت خود را بیشتر در نظر بگیرید. اگر فکر می‌کنید که در روابط اجتماعی و صمیمی شدن با دیگران ناتوان هستید، مطمئناً در قبال آن نقاط قوّتی نیز دارید، فهرستی از نقاط قوت خود تهیه نمایید و همیشه به دفعات به آنها توجه کرده و آرام‌آرام سعی در تقویت آن داشته باشید.

۲. واژه‌ها و جملات منفی ؛ نظیر «من فرد ناتوانی هستم»، «نمی‌توانم با دیگران رابطه صمیمی برقرار کنم» و… را هرگز بر زبان نیاورید. بعد از این سعی کنید این جملات را تکرار کنید. «من می‌توانم فرد موّفقی باشم»، «من می‌توانم دوستان خوبی داشته باشم و رابطه صمیمانه با آنها برقرار کنم. این جملات را دایم تکرار کنید، حتی در مواقعی که در جمع دوستان هستید. این جملات در ذهن خود مرور کنید.

۳. همیشه و به خصوص در مواقعی که در جمع دوستان هستید؛ تبسمی بر لب داشته باشید! لبخند زدن و متبسم بودن باعث آرامش درونی و بهبود روابط اجتماعی شما می‌شود.

۴. سعی کنید در برقراری ارتباط با دیگران ابتکار عمل را به دست بگیرید. هنگامی که در جمع دوستان هستید، سؤالی بپرسید، نظر خود را راجع به موضوعی ابراز نمایید، احوال آنها را جویا شوید و…

۵. کوشش کنید که بیش از حدّ گرفتار آداب و رسوم و تعارف و تکلّف نباشید و این البته به تمرین‌های اولیه نیازمند است. قدم ابتدائی را بردارید. آداب و رسومی که به روشنی بی‌محتوی بوده و دست و پاگیر هستند را کنار بگذارید و آرام‌آرام به سراغ بقیه این نوع آداب بروید. بسیار راحت و ساده و بی‌تکلف با دیگران ارتباط برقرار کنید. از کلمات و جملات ویژه که از گفتن آنها احساس خجالت می‌کنید، جداً پرهیز کنید.

۶. اگر در برخوردهای مستقیم و رو در رو با دیگران احساس خجالت می‌کنید و نمی‌توانید نظرات خود را به خوبی بیان کنید، با دوستان‌تان تلفنی صحبت کنید.

۷. سعی کنید همیشه ظاهر ساده و آراسته داشته، در سلام کردن به دیگران پیشقدم باشید. با افراد غریبه در مغازه، اتوبوس، کتابخانه، پارک و… صحبت کنید. و شما خود در برقراری ارتباط و شروع صحبت با دیگران، با رعایت ادب و کلمات و رفتار مطلوب اجتماعی پیشگام باشید.

۸. با اشخاص مختلف، اعم از کوچک و بزرگسال وقت ملاقات بگذارید، سعی کنید برای هر ملاقات چیزی برای گفتن یا نشان داشته باشید. مثلاً می‌توانید برای این کار کتاب و مجله‌ای جدیدی را بخوانید و اطلاعات خودتان را بیشتر کنید. در امور سیاسی و اقتصادی جامعه، معلومات بیشتری کسب کنید، خاطرات و تجارب جالب خود را مرور کنید و برای بازگویی آنها در جمع دوستان‌تان آمادگی داشته باشید. در این صورت هم دوستان تازه‌ای پیدا می‌کنید و هم احساس خجالت و کمرویی شما از بین می‌رود.

۹. همیشه با مقدمه‌ای کوتاه و جالب صحبت خویش را آغاز کنید، و ارتباط چشمی‌تان را حین سخن گفتن به‌طور کاملاً واقعی با دوستان خود، حفظ کنید.

۱۰. به هنگام گوش دادن به سخنان طرف مقابل، سعی کنید همواره شنونده فعالی باشید و با دقت کامل به صحبت‌های وی گوش دهید. به هنگام لزوم سؤالاتی مطرح کنید، و درباره دیدگاه‌های گوینده اظهار نظر کنید و توضیح بیشتری بخواهید.

۱۱ – قبل از وارد شدن به یک جمع، اطلاعاتی در مورد آن جمع به دست آورید و درباره چیزهایی که می‌خواهید یا می‌شود در آنجا مطرح کرد، فکر کنید.

۱۲- معاشرت خود را با دیگران بیشتر کنید؛ از جمع‌های دوستانه کوچک شروع کنید، به سؤالات‌شان جواب دهید و از آنها درباره خودشان، آرزوهایشان، اهداف‌شان یا موضوعات دیگر سؤال کنید.

۱۳- اگر خجالتی بودن، خیلی شما را آزار می‌دهد، به یک مشاور یا روان‌شناس مراجعه کنید.

۱۴- تا حد ممکن از انزوا و گوشه‌گیری دوری کنید. اگر چند نفری دوروبرتان هستند، کتاب خواندن را کنار بگذارید و سر صحبت را با آنها باز کنید.

۱۵- اگر به خاطر لهجه، صدا، بوی دهان یا نوع دندان‌هایتان از جمع گریزان هستید، چرا فکری به حال اصلاح اینها نمی‌کنید؟

۱۶- در جمع‌ها کاری کنید که کسل، خسته و بی‌حوصله به نظر نیایید.به یاد داشته باشید راه مقابله با خجالت این است که به چیزهای دیگری تمرکز کنید؛ مانند فکر کردن و تصور اینکه چطور می‌شود از اتفاقات اجتماعی لذت برد.

۱۷- از طرد شدن یا شکست خوردن، نترسید. قهرمانان ورزشی نیز با وجود احتمال شکست، باز هم به مبارزه و رقابت می‌پردازند؛ اما تقریبا همه آنها برای برد به میدان می‌روند و هیچ‌گاه از شکست حرف نمی‌زنند.

۱۸- کم‌رویی، تـردید و دودلی هنگامی ‌رخ می‌دهد که شما به عیوب و نقایص خود فکر می‌کنید. افکـارتـان را متوجه شخصی کنید که در حال گفت‌وگو با او هستید. در این حالت، هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهید برد و هم طرف مقابل از توجه شما خوشحال خواهد شد.

۱۹- همه‌چیز را به خودتان نگیرید. نباید هر چیزی مانند شوخی و طعنه را به عنوان توهین تلقی کنید. مردم اغلب چیزهایی را می‌گویند که هیچ مقصود و منظوری از آن ندارند؛ هر چند گاهی اوقات مردم نـظـرات نابجا و بی‌موردی می‌دهند؛ در این صورت، قاطعانه از خودتان دفاع کنید.

۲۰- توقعتان را کم کنید. بنا نیست در پایان یک گفت‌و‌گو، شما افراد را کاملا مجذوب خود کرده باشید. همین که همه از هم‌صحبتی یکدیگر لذت برده باشید، کافی است. باور کنید!

۲۱- هول نکنید. آدم‌های روبه‌روی شما هر چقدر هم که مهم باشند، آدم هستند؛ آنها هم معایب و مشکلات و ضعف‌های خودشان را دارند؛ عین شما! شاید هم مثل خود شما دارند سعی می‌کنند کسی متوجه نشود چقدر خجالتی هستند.[۱۶]

در پایان خاطر نشان شود که اگر کمرویی توسط خود فرد قابل رفع نباشد حتما باید با رواندرمانی و مشاوره روی آن کار شود.زیرا کمرویی ریشه در عوامل دیگر شخصیتی مثل عزت نفس ضعیف دارد.تا عزت نفس یا همان حرمت ذات تغییر نکند در کمرویی شما تغییری ایجاد نخواهد شد. علت چهارمی که به بررسی آن می پردادیم تنبلی است .

۴-۱ تنبلی

امام باقر (ع) می فرماید : تنبلی برای دین و دنیا زیانبار است.[۱۷] امام صادق (ع) به برخی از فرزندانش می فرماید : از دو خصلت تنبلی و بی حوصلگی (بیقراری) بپرهیز که این دو مانع بهره گیری تو از دنیا و آخرت می شوند [۱۸] و نیز می فرماید : سست نباش تا آن که تو را می شناسند تحقیرت نکند. [۱۹]

با توجه به احادیثی که در مذمت تنبلی بیان شد می توان نتیجه گرفت که این صفت ناپسند مایه ی تحقیر خود فرد و بی بهره بودن از نعمت های دنیا و اخرت است اگر مسلمانی به جهت تنبلی اقدام به امر به معروف و نهی از منکر نکند خود را نه تنها از مواهب خداوند محروم کرده است بلکه عذاب و عقوبت خدا را نصیب خود کرده است . زیرا این دو کار فریضه و واجب هستند و شارع مقدس به کسی که عمداً واجبی را ترک کند و عده ی عقاب داده است.

تعریف تنبلی از نظر روانشناسی : اهمالکاری یا تنبلی یعنی به آینده محول کردن کاری که تصمیم به اجرای آن گرفته ایم. به طور کلی، به تعویق انداختن کار، رفتاری ناپسند و ناراحت کننده است که پیامدهای ناخوشایندی در بر دارد و هرگز نمیتوان از تاخیر در انجام کارها، به تصور و گمان بهتر ارائه کردن آنها دفاع کرد. اهمالکاری به هر شکلی که باشد، رفتاری نامطلوب و نکوهیده است که بتدریج در وجود انسان به صورت عادت درمی آید. پس با آن مبارزه کنید، زیرا پیامدهای تاخیر در کار، برای خود شخص نیزرنج آور است و احساسی که از این تأخیر در او ایجاد می شود، علاوه بر زیانهای پیش بینی شده و نشده، شرمساری و بیزاری از خویشتن را نیز در بر دارد.

از نظر آماری، این عادت نزد بیشتر مردم رایج است و بسیار نادرند کسانی که دچار این بیماری نباشند. عادت به تعویق انداختن کار در انسان، نظیر بسیاری از عادتهای دیگر همچون پرخوری و سیگار کشیدن ، جنبه فراگیر دارد و مردم با این که از زیان آنها آگاه هستند، با وجود این از کنارش بی توجه می گذرند.

ما عادت داریم برای خطاهای خود ازجمله تاخیر در کارها، به عذر و بهانه و منطقی جلوه دادن آن رو آوریم، در نتیجه با این کار خود، به تجدید و تقویت آنها کمک می کنیم. وقتی برای به تعویق انداختن کارهای خود عذر و بهانه می آورید، درحقیقت آن را موجه جلوه می دهید و عواقبش را از یاد می برید.

وجود نشانه های افسردگی ، خستگی ، سردردهای شدید، بی خوابی ، فشارخون و زخم معده در وجود فرد اهمالکار ، گواه بر آن است که او می خواهد خود را از رنج اهمالکاری نجات دهد. اما تنها میل به ترک عادت و سرزنش کردن خود برای رهایی از چنگال آن کافی نیست .

علل تنبلی

به طور کلی، به تاخیر انداختن کارها از ۳ ناراحتی منشأ می گیرد:

الف ) احساس خود کم بینی

به طور نسبی هر کس در مواقعی احساس خود کم بینی می کند. یعنی شخصیت خود را در جایگاهی پایینتر از آنچه هست می بیند و از این نظر دچار ناراحتی می شود یا اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و احساس بی ارزشی می کند. گاهی به دلایل مختلف موفق نمی شوید که کارتان را به موقع انجام دهید و در نتیجه احساس شرمندگی می کنید. احیاناً به خودتان می گویید :(( من آدم بدی هستم ، چون کارم را به موقع انجام نداده ام )). خوب کسی که در ارزش وجود خود شک می کند طبیعی است که آمادگی انجام کار خوب را ندارد.

از کار کردن نهراسید و تنها به خوب ارائه کردن آن توجه نداشته باشید، چون همیشه قضاوت درباره کار انجام نشده، پوچ و بی حاصل است. اگر شما به ایده آل می اندیشید، یعنی می خواهید هر کاری را به بهترین شکل انجام دهید ولی نمی توانید ، طبعا ناراضی می شوید.

نارضایتی عاملی است که شما را از فعالیت بعدی بازمی دارد و دیگرحاضر نخواهید بود آن کار را ادامه دهید و این وضع در شما ابتدا به صورت بهانه جویی و سرانجام عادت ظهور خواهد کرد. شما باید بدانید مقصود از کار، انجام آن به نحو احسن نیست. هر کار خوب و ظاهراً بی ایراد، خالی از نقص نخواهد بود.

پس سختگیر نباشید و به خود اعتماد داشته باشید. یکی از دلایل بی علاقگی، عدم اعتماد به نفس است، پس خود را باور کنید.

ب ) پایین بودن سطح تحمل (سرخوردگی)

یکی از علل سرخوردگی یا پایین بودن سطح تحمل ، به ((خود رسیدن)) وافراط است؛ مثلا افراط در خوردن، افراط در خوشی، زیاده روی در مصرف مواد مخدر وغیره. عوامل یاد شده موجب ((سرخوردگی)) نمی شوند، ولی بتدریج زمینه را برای آن مهیامی کنند. پرتوقعی در حقیقت عامل مستقیم سرخوردگی است. دوست دارید درآزمون ادبیات انگلیسی حتما نمره ۲۰ بگیرید یا لااقل نمره ۱۸ و ۱۹، در غیر این صورت ترجیح می دهید به تحصیلتان ادامه ندهید. این همان پرتوقعی است که از آن یاد کردیم و طرز فکری است که شما را به تنبلی سوق می دهد، زیرا ترس دارید که توقع شما در حد انتظارتان نباشد و به این دلیل کوشش و سعی لازم را به کار نمی برید، در نتیجه نسبت به کار بی علاقه می شوید.

در حقیقت ، توقع بیش از حد برای کسب موفقیت هرچه بیشتر ، شما را دچار ترس و فرار از کار کرده است..

هرگاه در کاری به نتیجه بالاتر از میزان استعداد و توانایی خودفکر کنید، باید بدانید به جای این که به ادامه آن تشویق شوید، به بیزاری و انزجار از آن سوق داده خواهید شد؛ چراکه توانایی شما نمی تواند بیش از حد کارآیی تان در آن باشد. بدون واهمه درباره نتیجه کار به فعالیتهای خود بپردازید. وقتی میزان توقع شما بیش از حد تواناییتان است ، کار برای شما کسل کننده خواهد بود. تنها اشتغال به کار، شما را از اندیشه های مزاحم نجات خواهد داد و بتدریج درمی یابید که به سوی موفقیت گام برمی دارید و در کارتان احساس بهروزی می کنید. شما در هر کاری که شروع می کنید، باید از پیش خودرا برای مواجهه با برخی مشکلات آماده کنید. این احتمال کاملا طبیعی و منطقی است. نباید با خود بگویید: «به علت مشکلاتی که وجود دارد آن کار را دوست ندارم.» پس در مواجهه با مشکلات شکیبا باشید. به خود تلقین کنید که می توانید آن را به شکلی دلخواه انجام دهید. خود این فکر به شما نیرو می دهد که در جهت مقصود پیش بروید.

ج ) خشم

بسیاری از تنبلی ها نتیجه خشم و پرتوقعی است؛ مثلا شاگردی از ترس مردود شدن، انجام تکالیف درسی خود را عقب می اندازد و از آن نظر که نمی تواند آن رابه طور کامل انجام دهد، بهانه تراشی می کند. مثلا تقصیر را به گردن هم اتاقی خود می اندازد، استادش را مقصر می داند که تکلیف مشکل برای او تعیین کرده است. والدینش را مقصر می داند که او را به مدرسه برده اند و نسبت به معلمان و والدین خود احساس دشمنی می کند. به جای این که از دست خود عصبانی باشد و خود را مقصر بداند، همه تقصیرها را به گردن دیگران می اندازد!

در بررسی آماری که در این مورد به عمل آمده، معلوم شده علت عمده تنبلی در افراد، پرتوقعی و پایین بودن سطح تحمل آنهاست که به خصومت و تنفر آنها از اشخاص می انجامد.

چاره تنبلی چیست؟

در پاسخ باید بگوییم کار و کوشش. اگر منطقی فکر کنید ، تنبلی را کنار خواهید گذاشت. رفتار افراد در مورد شخص تنبل و قضاوت جامعه در مورد او از جمله نگرانیها و ناراحتیهایی است که معمولا افراد تنبل با آن مواجه هستند. انجام کار به موقع هم آسانتر است و هم مزایایی در بر دارد. در صورتی که گذشت زمان، هم کار را مشکلتر می سازد و هم مزایای انجام به موقع آن را از بین می برد. رفتار مسامحه کارانه ناشی از اندیشه شماست. تفکر منطقی می تواند در رفتار شما نقش فعالی داشته باشد. مسامحه کاری از عدم تحرک ناشی می شود. یعنی فرد مسامحه کار کسی است که در کارهایش به سعی و کوشش توجه ندارد.پس منطق و استدلال حکم می کند که هر کس رنج حال را به خاطر راحتی آینده تحمل کند.

با روش منطقی به باورهای غیرواقعی خود فکر کنید و آنها را در کارتان تأثیر دهید. بدین ترتیب شما به رفتاری منطقی و دور از احساس و هیجان دست خواهید یافت و دیری نخواهد گذشت که برای مبارزه با تنبلی در خود احساس آمادگی خواهید کرد.[۲۰]

به هر روی، عوامل تنبلی وبه تعویق انداختن کارها هر چه باشد، گر چه عامل اصلی آن را «ضعف نفس» دانسته اند؛ اما موضوع مهم تر، راه علاج ودرمان آن است که به آن اشاره می کنیم.

درمان تنبلی

۱. با یک یا چند شکست خود را حقیر ندانید و در انجام کار همت به خرج دهید. با توجه به فواید کوشش و مبادرت در انجام کارها، می توان با بی حالی و تنبلی به مبارزه برخاست. امام علی علیه السلام در نامه ای به برخی از یاران خود این گونه نگاشته اند: «فتدارک ما بقی من عمرک، و لا تقل غدا و بعد غد …» پس باقی مانده عمرت را قدر بشناس، و [در مبادرت به انجام کار] فردا، پس فردا مکن.

۲. عزم را جزم کنید تا بی حالی و سستی را در خود بشکنید. امام علی علیه السلام در این باره فرموده اند: «تداو من داء الفتره فی قلبک بعزیمه»؛ درد سستی را با داروی عزم و اراده ای جازم درمان کن.

۳. درک خطرات بی حالی و تنبلی: توجه به خطرات زیان بار تنبلی، موجب عبرت برای خردمندان است. امام امیرالمؤمنین علیه السلام به دنبال همان نامه مرقوم فرموده اند: «… فانما هلک من کان قبلک باقامتهم علی الامانی والتسوی…» البته، کسانی پیش از شما بوده اند که به خاطر افتادن در آرزوها و اهمال کاری ها، به هلاکت افتاده اند.

۴. توجه به نتایج وحشتناک اهمال کاری: نکته ای که می تواند انسان را در فرار از تنبلی کمک کند، نگریستن به نتایج اهمال، تنبلی و بی حالی است. امام علیه السلام مطلب را این گونه به اتمام رسانیده اند: «… حتی اتاهم امر الله بغته و هم غافلون»؛ تا این که ناگهان حکم خداوند فرا رسیده، در حالی که آنان در غفلت به سر می برده اند.

۵. پرهیز از غفلت: اگر قدری دقت شود، شخص تنبل در غفلت و بی خبری به سر می برد تا به هلاکت رسد. امام علیه السلام در بیان خود توجه داده اند که «و هم غافلون.» نابودشوندگان در ورطه اهمال کاری، در حالت غفلت و بی خبری، همه چیز خود را می بازند. قدری بیندیشید، آیا این گونه نیست؟ اگر چنین است، پس چرا به خویشتن توجه نمی کنید؟ بی شک دانستن علل تنبلی، بی حالی و بی حوصلگی در اصلاح خویشتن مؤثر است.

۶. شکستن بستر اهمال کاری: بی شک توجیه حفظ موقعیت شخصی، بستر اهمال کاری است. اهمال کار هر چند بخواهد برای اهمال خود دلیل و برهان اقامه کند ولی خودش می داند که دلایلش قانع کننده نیست، بلکه برای فرار از مسؤولیت، آن براهین ساختگی را عنوان می کند. در ابتدای امر، استفاده از این روش برای فرد اهمال کار قدری شرم آور است ولی به تدریج، با گذشت زمان اقامه این گونه دلایل بی اساس بر او عادی شده و بدتر از آن، درک زشتی توجیه نابجا از بین می رود. از این بدتر، شخص با عذر و بهانه تراشی، رفتار خود را منطقی جلوه داده، در نتیجه با این رفتار، اهمال کاری را در خود تقویت کرده و هر بار که عذری می تراشد، یک گام از اصلاح خود دورتر می شود. انسان هرقدر با سوادتر باشد، از توجیهات دقیق تری برای اغفال خود و دیگران سوء استفاده می کند.

اهمال کار برای درمان خویش پیش از هر چیز باید از عامل تقویت و ماندگار شدن اهمال کاری بپرهیزد؛ یعنی از توجیه کارهای خویش اجتناب کند و توجه داشته باشد که خود را گول نزند. امیر بیان علی علیه السلام در این رابطه می فرمایند: «فإن أجله مستور عنه و أمله خادع له، و الشیطان موکل به، یزین له المعصیه لیرکبها،…»؛ البته، پایان کارش بر او پوشیده و آرزویش او را گول می زند، شیطان نیز موکل اوست تا گناه و عصیان را برای او زینت دهد. توصیه دیگر از آن بزرگوار این است که، شخص اهمال کار راه بازگشت مناسب را به هیچ قیمتی از دست ندهد: «… و یمنّیه التوبه لیسوفها إذا هجمت منیّته علیه أغفل ما یکون عنه…»؛ انسان را در انتظار توبه نگه می دارد تا آن را به تأخیر اندازد و تا هنگام فرارسیدن مرگ، از هر زمان دیگر نسبت به بازگشت و رجوع غافل تر باشد. بنابراین، امام علیه السلام سرعت به خرج دادن، اهمال نکردن در توبه و بازگشت را دستورالعملی جدی می بینند.

برای پرهیز از افتادن در ورطه توجیه گرایی، اموری را باید مورد توجه قرار داد:

۱. برای موجّه جلوه دادن تأخیر در انجام کار، دلایل گوناگون را دستاویز برای دفاع از خود قرار ندهد.

۲. از دیگران هم توجیه برای فرار از وظیفه را نپذیرد، تا اهمال در آن ها تقویت نشود.

۳. از کسی که مسؤولیت کاری را داشته، تنها نتیجه کار سؤال شود؛ چرا که برنامه ریزی و مدیریت از وظایف اوست و به ما ربطی ندارد.

۴. به فرد توجه داده شود که ما نسبت به سوء برنامه ریزی شخص، هیچ مسؤولیتی نداشته و حتی تمایل به شنیدن توجیهات او نداریم.

۵. توجه داشتن و بیدار باش دادن به این که توجیه کردن اشتباه، خود اشتباهی دیگراست.

۶. توجه به عواقب توجیه گرایی، که اهمال کاری را به شکل اعتیادی بی درمان در می آورد. هنگامی که توجیه عادت شد، به گفته امام علی علیه السلام ، ناگزیر نابهنجاری بر انسان حکومت خواهد کرد: «العاده عدو متملک»؛ عادت ، دشمن حکومت کننده و سلطه گر است.

۷. تلقین درمانی: اکثر روان شناسان بر این باورند که روان درمانی عقلانی هیجانی، سه جنبه شناختی، انگیزشی و رفتاری دارد. این بنیان فکری به فعالیت و کار اهمیت می دهد؛ زیرا کار کردن رفتار منطقی انسان است. اگر رفتار انسان به روشی هدف دار انجام گیرد، جایی برای اهمال کاری نخواهد بود؛ چرا که تنها انجام کار، انسان را از تردید، بی تکلیفی و ترس نجات می دهد. به طور مثال، آن که از سخنرانی در برابر جمع هراس دارد، هر چه آمادگی او برای سخن گفتن کم تر باشد، ترس او بیش تر تقویت می شود؛ چرا که ترس نتیجه ضعف روحی شخص است. در نتیجه، او باید تلاش کند تا با جرأت و بدون واهمه سخنرانی کند. از امام موسی ابن جعفر علیه السلام نقل شده است: «اذا هبت امرا فقع فیه»؛ هرگاه از انجام کاری هراس داشتی، خود را به ناگاه در آن موقعیت قرار ده. وقتی در برابر انجام کاری پاداش دریافت می کنید، در حقیقت بر انجام آن کار تشویق شده اید و آن را در دفعات بعدی با رغبت بیش تری انجام می دهید. ولی هرگاه در برابر کاری که انجام داده اید پاداش دریافت نکنید، در فرصت های بعدی چندان رغبتی برای انجام آن نخواهید داشت. پرمک و هلم به این نظریه، نکته ای را اضافه کرده اند: دو کار کنار هم را در نظر بگیرید، اگر بر یکی از آن ها پاداش بگیرید و دیگری را پاداش کم تر دریافت کنید، تقویت اولی بر کار دومی تأثیر گذاشته و آن کار نیز تقویت می شود.

۸. تنبیه و شرطی شدن اجتنابی: گو این که امروزه بسیاری از روان شناسان، تربیت از طریق تنبیه را چندان ارج نمی نهند، اما با تکیه بر قرآن، که کلامی وحیانی و خالی از هر اشتباه است، می توان دریافت که راه تربیت برخی از انسان ها، با شیوه تنبیه هموار می گردد. علاوه بر این، مناجات ها و دعاهای معتبری، همچون دعاهای موجود در صحیفه سجادیه و نیز تجارب فراوان، جملگی دلیل بر مفید بودن تنبیه بجا و مناسب برای درمان اهمال کاری است.

شخصی می گفت: هرگاه به موقع کارم را انجام ندهم، تنها تأسف نمی خورم، بلکه برای خود تنبیهی درخور و مناسب در نظر می گیرم. نوع تنبیهات بستگی به میل و سلیقه افراد دارد، که می تواند میهمان کردن افراد، کمک به مستمندان، تمیز کردن اتاق، کمک بیش از اندازه معمول به دیگران، پرداخت صدقه، کمک به همسر در امر خانه و بالاخره، هر کار خیر دیگری که انجامش چندان مورد رغبت نیست، باشد. اگر شخص در پرداخت و یا انجام این گونه تنبیه ها به خود اعتماد ندارد، می تواند دیگری را در جریان امر قرار دارد و یا پول خود را نزد او به امانت بسپارد تا هنگام تخطی از قرار و تعهد خویش، وی آن را به حساب اعانات واریز کند. البته، یادآوری میزان جریمه به صاحب امانت و پول لازم است و گرنه اگر شخص اهمال کار بی خبر بماند، تأثیر اصلاحی در رفتار وی نخواهد داشت.

۹. تغییر محیط: شرایط و محیط می تواند در وضع اهمال کاری فرد، تأثیر داشته باشد. بسیاری از شاگردان در اطاق بسته ای، که کتاب های متنوع و وسایل سرگرم کننده دیگر در آن جا نهاده شده است، نمی توانند برای مطالعه یک موضوع خاص تمرکز داشته باشند؛ چون وقت خود را با مطالعه موضوعات گوناگون کتاب ها و یا گوش دادن به رادیو و ضبط صوت و دیدن تلویزیون و یا لم دادن و آرام آرام به خواب رفتن، از دست می دهند. همه این ها دست به دست هم می دهند تا شخص اهمال کار به دنبال فرصتی برای طفره رفتن باشد. در این صورت، به این اشخاص پیشنهاد می شود که به خواسته خود یا در فضای باز به مطالعه بپردازند و یا اگر مکان خلوتی مانند کتابخانه را مناسب تر دیدند، برای مطالعه به آن جا بروند.

۱۰. بازی با احتمالات : بیش تر اهمال کاران منتظر فرصت مناسبی هستند تا حوصله و حال کار پیدا شود، غافل از این که این روش خود بهانه ای برای به تأخیرانداختن فرصت های مناسب است. سؤال این است که چرا از نظریه احتمالات بهره نبریم؟ وقتی کار را با تأخیر انجام دهیم، بی شک شانس بهتر انجام دادن آن را از دست داده ایم. پس چرا با شروع کار، خود را یک گام به بهتر سازی آن نزدیک نکنیم؟ در حالی که، مکرر تجربه کرده ایم، تا شروع نکنیم حال عبادت نیز خود به خود حادث نمی شود، و کارها بی دلیل به انجام نمی رسد.

۱۱. خودتنظیمی و یادآورنده ها: هرگاه کاری را به تعویق انداختیم، آن را در تقویم خود (و یا دفتری که بدین منظور در نظر گرفته شده) یادداشت کنیم. هر روز که به آن نظر می افکنیم، احساس نفرت از اهمال کاری در ما شکل می گیرد. از این رو در صدد درمان برمی آییم. در این روش، هم تنبیه وجود دارد و هم تشویق؛ تشویق از کاهش دفعات اهمال کاری و تنبیه از زیاد شدن دفعات آن. این، همان محاسبه است که دقت در به حساب آوردن می تواند مراقبت انسان را دقیق تر، عمیق تر و جدی تر سازد. در بیان اهل بیت علیهم السلام در این زمینه فراوان توجه داده شده است. امام موسی بن جعفر علیه السلام می فرمایند: «حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا»؛ پیش از آن که از شما حساب گیرند، به حساب خود برسید. امام علی علیه السلام ، خودتنظیمی و خویش حسابرسی را عامل امنیت از سستی در کارها دانسته و می فرماید: «من تعاهد نفسه بالمحاسبه امن فیها المداهنه»؛ کسی که با خود پیمان ببندد که از خود حسابرسی کند، از مداهنه (به بیان عامیانه، ماست مالی کردن) در امان است. فرد زمانی کارها را به اتقان خواهد رسانید که به حساب خویش رسیدگی کند.

۱۲. استفاده از هم پیمانی : شخص با خود عهد ببندد که اهمال نکند و اگر با خود قراری گذاشت، تلاش کند تا در انجام آن کوشا باشد. در این گونه موارد می تواند با خدای خود، و یا با پیامبر و امام، استاد، همسر و یا دوست خود، عهد خود را در بیش تر اهمال کاران منتظر فرصت مناسبی هستند تا حوصله و حال کار پیدا شود، غافل از این که این روش خود بهانه ای برای به تأخیرانداختن فرصت های مناسب است. سؤال این است که چرا از نظریه احتمالات بهره نبریم؟ وقتی کار را با تأخیر انجام دهیم، بی شک شانس بهتر انجام دادن آن را از دست داده ایم.

میان بگذارد و از آنان همکاری بطلبد. توجه به الزام آور بودن عهد و میثاق نکته ای غیر قابل انکار و انسانی است. در قرآن کریم، سنت نبوی و اهل بیت علیهم السلام و در فقه شیعه به قانون عقلی مشهور «وفای به عهد» بارها توجه شده است.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در ارتباط با پای بندی به عهد و پیمان می فرمایند: «اعتصموا بالذّمم فی أوتادها» عهد و پیمان را پاس دارید بخصوص با وفاداران. در اهمیت این امر همین بس که خداوند در قرآن عهدشکنان را در ردیف مفسدان در زمین قرار داده است و در روایات نیز به صراحت بیان شده است که سلامت دین انسان در گرو وفای به عهد او می باشد که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند: «لا دین لمن لا عهد له». در علم اخلاق این شیوه را “مشارطه” گویند که شخصی برای اصلاح نفس خویش هر سحرگاه با خود شرط و قراردادی مجدد می بندد تا که به سوی کمال سیر کند. در گفتاری حکیمانه از امام متقین علیه السلام در آثار پیمان به وفا آمده است: «تعاهدوا امر الصلاه، حافظوا علیها»؛ با نماز پیمان وفا بند، تا این که بر آن مواظبت کنی. خداوند متعال به مؤمنان دستور می دهد که در پیمان خود، حتی با مشرکان، تا زمان مقرر به آن پایبند باشید: «فاتموا الیهم عهدهم الی مدتهم» (توبه: ۴)؛ پس عهد و پیمان با آن ها را تا مدت مورد قرار به سر رسانید.

۱۳. عدم انتظار پیشرفت سریع : پیش از این یادآور شدیم که اهمال کاری در بلندمدت به حالت اعتیاد درمی آید. درمان آن نیز حوصله لازم را می طلبد که بیان آن در این نوشتار نمی گنجد. در اجرای درمان نباید خود را باخت، بلکه باید با امید و تلاش خود را برای درمان آماده کرد. توجه داشته باشید که کارها همیشه در گرو وقت خودش می باشد، تا آن جا که گفته اند: «ان الامور مرهونه باوقاتها»؛ البته هر کاری در گرو وقت خویش می باشد.

۱۴. روش هیجانی غلبه بر اهمال کاری : این شیوه، همان روش رفتار شناختی است که از روش عقلانی درمانی کارل راجرز وام گرفته ایم. چون در این روش مراجعان اعتماد به نفس دارند و تأکید بیش تر بر باقی ماندن آن حالت و به تحرک آمدن است، به برخی از فنون عقلانی هیجانی اشاره خواهیم کرد.

۱۵. وادار کردن فرد به انجام کار : به طور طبیعی، حالت شخص از زمانی که خود را باور دارد متفاوت از زمانی خواهد بود که به خود اعتماد ندارد. از این رو، بازخورد او با دیگران در هرکدام از این حالات یکسان نخواهد بود. برای مثال جمله «من مطالعه را دوست ندارم» با عبارت «به طور قطع از مطالعه بی زارم» یکسان نیست. در عبارت دوم، در واقع شما از مطالعه نفرت دارید. در چنین حالتی چه باید کرد؟ تنها راه مبارزه با آفت این بینش است که اگر بنا را بر ادامه تحصیل گذاشته اید، ناگزیر باید وقت بیش تر، تلاش بیش تر، و زمان بیش تری را برای مطالعه صرف کنید. شک نباید کرد که در ما استعداد فراگیری وجود دارد و تنها در ایجاد انگیزه باید تلاش کرد. باید تلقین کنید که کار مشکلی نیست و این مقدار فعالیت از ما ساخته است. آری، تلاش در انجام، تلاش در انجام. امیرمؤمنان علیه السلام می فرمایند: «…متی تکثر قرع الباب یفتح لک»؛ هرگاه بر کوبیدن دری اصرار ورزی، سرانجام به رویت باز خواهد شد. و نیز از پیامبرگرامی صلی الله علیه و آله نقل است که فرموده اند: «من قرع بابا و لجّ ولج»؛ هر که دری را کوبید و بر آن اصرار ورزید، ناگزیر آن در باز خواهد شد.[۲۱] عامل پنجم آگاه نبودن بسیاری از مردم به مراتب و شرلیط امربه معروف و نهی از منکر است که به آن می پردازیم .

۵-۱ عدم اگاهی نسبت به مراتب و شرایط امر به معروف و نهی از منکر

از عللی که مردم نسبت به این دو فریضه اقدام نمی کنند نبود آگاهی و شناخت نسبت به مراتب و شرایط است. زیرا این دو فریضه اگر به جای خود و با شرایط آن انجام نگیرد تاثیرات خوبی بر جای نخواهد گذاشت . بنابراین شناخت معروف و منکر اولین اقدام است و نیز باید بدانیم که امر به معروف و نهی از منکر چه جایگاه و اهمیتی در قرآن و روایات اهل بیت دارد.

هر کاری را که دین و عقل نیکو بشناسند ، معروف است. منکر نیز چیزی است که بر پایه نقل و عقل زشت و ناشناخته باشد ، بنابراین همه ی واجبات و مستحبات معروف اند و امر به معروف ، فرمان دادن به دیگران در محور واجبات و مستحبات است و نهی از منکر ، بازداشتن دیگران از کارهایی است که نزد نقل و عقل ناپسند باشد و آنها محرمات و مکروهات اند.

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

امر به معروف و نهی از منکر از اصلی ترین ارزش های دینی است . به نقل از قرآن کریم حضرت ختمی نبوت (ص) در کتاب های تورات و انجیل به امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر معرفی شد. [۲۲] و نیز لقمان به پسرش فرمود : ای پسرک من ! نماز را به پا دار و به کار شایسته – که دین و خرد آن را به نیکی می شناسند –  فرمان ده و از کار ناشایست نهی کن و بر مصیبت و رنجی که به تو رسیده شکیبا باشد (و بدان) که صبر و شکیبایی برخاسته از اراده ی جدی و تصمیم قاطع در کارهاست .[۲۳]  این دو از مهمترین وظایف مومنان و بارزترین ویژگی جامعه ی اسلامی است ، زیرا خدای متعال می فرماید : و باید از میان شما گروهی باشند که مردمی را به نیکی فرا می خوانند و آنان را به کار پسندیده وادارند و از کار زشت و نکوهیده نهی کنند [۲۴] شما بهترین امتید که به سود مردم در آمدید ، امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید ….[۲۵]

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در حدیث

حجت خدا بر مردم : رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : جبرئیل نزد من آمد و گفت : ای احمد! اسلام ده بخش است و کسی که از این امور سهمی نداشته باشد زیان دیده است …. ششمین آنها جهاد است که عزت می آورد و هفتمین آنها امر به معروف است که نوعی وفاداری شمرده می شود و هشتمین آنها نهی از منکر است که حجت خدا بر مردم به شمار می آید. [۲۶]

روش صالحان : امام باقر علیه السلام می فرماید : امر به معروف و نهی از منکر راه انبیاء و روش صالحان و فریضه ای بزرگ است که سایر واجبات به آن قوام می یابند راه ها امن می شوند ، کسب و کارها حلال می گردند و حقوق مردم به آنها بازگردانده می شود و زمین آباد می شود.[۲۷]

نشان شیعیان : امام موسی کاظم علیه السلام فرمود : رسول خدا صلی الله علیه و آله انگشتر را به انگشت دست راست خود می کرد و این نشان شیعیان ماست و با آن شناخته می شوند (و از دیگر نشانه های شیعیان ما) مراقبت بر اوقات نماز، دادن زکات ، یاری برادران و امر به معروف و نهی از منکر است. [۲۸]

مراتب امر به معروف و نهی از منکر

این فریضه مراحل گوناگونی دارد که به تناسب مخاطب و مقتضای زمان و مکان تغییر می یابد و در احادیث معصومان به این مراحل عملی ، زبانی و قلبی اشاره شده است . رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : هر کس از شما منکری دید پس باید با دستش جلوی آن را بگیرد ، پس اگر نمی تواند با زبانش و اگر آن را هم نمی تواند با قلبش (از آن بیزار باشد)[۲۹].

کمترین حد نهی از منکر : امیر مومنان علیه السلام فرمود : کمترین حد نهی از منکر آن است که با مردم گناهکار با چهره ای در هم کشیده و ترشروییبرخورد کنید. [۳۰] ابو بصیر می گوید درباره ی آیه ی مبارکه  : « قوا انفسکم و اهلیکم » (تحریم /۶) یعنی خود و خانواده ی خود را از آتش جهنم نگهدارید ، از امام صادق علیه السلام پرسیدم : چگونه آنان را نگهدارم ؟  آن حضرت فرمود : آنها را به آنچه خدا به آن فرمان داده فرمان بده و از آنچه باز داشته باز نشان دار. اگر اطاعت کردند ، آنان را نگه داشتی و اگر نافرمانی کردند به وظیفه ی خود عمل کرده ای[۳۱] !

امر به معروف و نهی از منکر در اماکن : رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : حق مجالس ( حضور در اماکن عمومی) را به جای آورید. عرض شد : حق مجالس چیست ؟ فرمود : چشم هایتان را از نامحرمان بپوشانید ، پاسخ سلام را بدهید ، نابینایان را هدایت و امر به معروف و نهی از منکر کنید. [۳۲] عامل آخری که در این قسمت به بیان آن می پردازیم آگاه نبودن نسبت به اثرات انجام دادن و ندادن این دو فریضه در دنیا و آخرت است .

۶-۱ عدم آگاهی نسبت به آثار و پیامدهای انجام و ترک امربه معروف و نهی از منکر

علم و آگاهی نسبت به آثار و پاداش امر به معروف و نهی از منکر و نیز پیامدهای ترک این دو تاثیر خیلی زیادی در انجام این دو فریضه ی  بزرگ از طرف مردم دارد در این قسمت لازم است به آثار و پاداش انجام امر به معروف و نهی از منکر آن در قرآن و روایات اشاره ای کوتاه داشته باشیم تا اهمیت و حساسیت این دو فریضه آشکار شود.

آثار و پاداش امر به معروف و نهی از منکر در قرآن :

آیات زیادی در قرآن درباره امر به معروف و نهی از منکر دارد که به روشنی اهمیت اآن را آشکار می سازد از ویژگی هایی که قرآن برای آمر به معروف و ناهی از منکر برشمرده است می توان به موارد زیر اشاره کرد  :

از زمره ی صالحان و مومنان بودن : به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند و به کار پسندیده فرمان می دهند و از کار ناپسند باز می دارند و در انجام کارهای نیک شتاب می کنند و آنان از شایستگان اند. [۳۳] به راستی خدا از مومنان ، جان و مالشان را در برابر اینکه بهشت برای آنان باشد خریده است … مومنان … مردم را به کار پسندیده فرا می خوانند و از کار ناپسند باز می دارند و در هر حال پاسدار مقررات الهی اند ، اینان را – ی پیامبر ، به بهشت و سعادتی بزرگ نوید ده .[۳۴]

برخورداری از یاری خدا : قطعا خدا کسانی را که او را یاری می دهند یاری خواهد کرد … همانان که اگر در زمین به ایشان قدرت دهیم (تا بتوانند روش زندگی اجتماعی خود را برگزینند … و) به آنچه شایسته است فرمان می دهند و….[۳۵]

برخورداری از رحمت الهی : مردان و زنان با ایمان بر یکدیگر ولایت دارند، از این رو یکدیگر را به کار شایسته فرمان می دهند و از کار ناپسند نهی می کنند و نماز را بر پا می دارند و زکات می پردازند و از خدا و پیامبرش اطاعت می کنند اینانند که به زودی خدا رحمت خود را شامل حالشان می کند و هیچ کس نمی تواند مانع آن شود چرا که خدا مقتدری شکست ناپذیر و کارهایش همه از روی حکمت است.[۳۶]

رستگاری : و باید از میان شما گروهی باشند که مردم را به نیکی فراخوانند و آنان را به کار پسندیده وادارند و از کار زشت و نکوهیده نهی کنند اینان اند که نیک بخت خواهند بود.[۳۷]

آثار امر به معروف و نهی از منکر در روایات :

آثار امر به معروف ونهی از منکر در روایت این گونه بیان شده است :

داشتن دنیا و آخرت : امیر مومنان (علیه اسلام) فرمود: هر کس در او سه ویژگی باشد دنیا و آخرتش سامان است: کسی که امر به معروف کند و خود نیز به آن معروف عمل کند، نهی از منکر کند و خود نیز از آن نهی دوری جوید و از حدود الهی نگهبانی کند. [۳۸]

آرامش و امنیت اجتماعی : امام باقر (ع) : به راستی که با امر به معروف و نهی از منکر راه ها امنیت می یابند ، کسب ها حلال می شوند ، حقوق غضب شده باز گردانده می شود و زمین آباد می گردد و از دشمنان دادخواهی می شود و امور سامان می یابند.[۳۹]

عزتمندی : امام صادق (ع) : در وصیتی به فرزندش محمد حنیفه فرمود : فرزندم …. امر به معروف کن تا از اهل معروف باشی و با صالحان مشهور شوی ، زیرا تمامیت امور نزد خدای متعال به امر به معروف و نهی از منکر است. [۴۰]

ورود به بهشت : بادیه نشینی نزد رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد : به کاری راهنماییم کن که ب آن داخل بهشت شوم. حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود : گرسنه را غذا بده ، تشنه را سیراب کن و امر به معروف و نهی از منکر انجام بده. [۴۱]

پیامدهای ترک امر به معروف و نهی از منکر

ترک این مسئولیت دینی – اجتماعی پیامدهای زیانباری در پی دارد که فرد و جامعه از آنها در امان نخواهند ماند. برخی از آنها به قرار زیر است :

۱-زوال برکات : رسولخدا (ص) فرمود : مردم تا هنگامی که امر به معروف و نهی از منکر می کنند و همدیگر را احسان و نیکوکاری و تقوا یاری می کنند ، پیوسته در خیر و خوبی اند ، پس هرگاه چنین نباشند ، خیر و برکت از آنها برداشته می شود.[۴۲]

۲- سلطه ی نا اهلان و نداشتن دادرس : رسول خدا در بخش دیگر این حدیث فرمود : اگر مردم امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند بعضی از آنها (نا اهلان ستمگر) بر بعضی دیگر سلطه می یابند و یاوری در زمین و در آسمان ندارند. [۴۳]

۳- عدم قبولی دعا : امام کاظم (ع) فرمود : یا امر به معروف و نهی از منکر می کنید یا خدای متعال بدانتان را برشی مسلط می کند ، آنگاه صالحانتان دعا می کنند مستجاب نمی شود . [۴۴] به همین مضمون از امام باقر (ع) نیز نقل شده است . [۴۵]

۴- مرده در میان زندگان : امیر مومنان (ع) فرمود : هر کس با قلب ، زبان و دست خود نهی از منکر را ترک کند، مرده ای در میان زنده هاست. [۴۶]

۵- دشمنی با خدا : امام صادق (ع) فرمود : اگر کسی کار ناپسندی  را ببیند  و با داشتن توانایی از آن مانع نشود ، دوست داشته که خدا را نافرمانی شود و هر کسی دوست داشته باشد که (از فرمان) خدا سر پیچی  شود به یقین دشمنی با خدا را آشکار ساخته است. [۴۷]

۶- روا شمردن گناه : رسول خدا (ص) فرمود : هر گاه امر به معروف اندک باشد به حریم تجاوز شود. [۴۸]

۷-شریک شدن در گناه گناهکاران : سکوت و بی تفاوتی در برابر ارتکاب گناه و ترک واجبات ، در منطق دین به معنای رضایت به این رفتار زشت تلقی موجب سهیم شدن در کیفر گناه آن می شود. امام صادق (ع) می فرماید : هر کس همسایه اهل معصیتی دارد و او را نهی نمی کند . در گناه او شریک است .[۴۹]

در قصه «اصحاب بست» قرآن ماجرای قومی از یهود را یادآور می شود که حرمت روز شنبه را رعایت نکردند . مومنانی که در این طغیان شرکت نکردند ، دو گروه بودند : گروهی ضمن دوری از ارتکاب گناه حرکت شکنی ، دیگران را نیز نهی می کردند ، و گروه دیگری که فقط خود مرتکب گناه نمی شوند ودر مقابل عمل طغیانگرانه دیگران سکوت پیشه ساختند . وقتی عذاب نازل شد ، گروه تارک نهی از منکر را نیز فرا گرفت : « پس هنگامی که اندرزی که به آنان داده شده بود فراموش کردند ، کسانی را که از بدی باز می داشتند نجات دادیم و ستمگران را به خاطر نافرمانی و گناهی که مرتکب شدند به عذابی سخت گرفتیم .» (اعراف /۱۶۵).

از امام باقر (ع) نیز نقل شده است که خداوند به حضرا شعیب (ع) وحی فرمود : یکصد هزار نفر از قوم تو را عذاب می کنم که چهل هزار نفر آنان معصیت کار و شصت هزار نفر بقیه نیکوکارند. شعیب (ع) عرض کرد :  خدایا ، این عده (چهل هزار نفر ) از اشرارند و (مستحق عقوبت) اما گناه نیکان چیست ؟ خداوند فرمود : آنان با اهل معصیت سازشکاری کردند و به خاطر غضب من ، غضب نکردند [۵۰]!

۸- محروم شدن از درجات عالی اخروی : مومنانی که از انجام این دو وظیفه ی در شرایط مقتضی شانه خالی می کنند ، روز قیامت به کیفر ترک این وظیفه از رسیدن به درجات عالی محروم می مانند . امام علی (ع) می فرماید : « فساد ظاهر شده است ، اما انکار کننده و تغییر دهنده گناه و منع کننده ای برای آن نیست . آیا این گونه می خواهید در بهشت قدس الهی مسکن گزیدند و مجاور باشید. و از عزیزترین اولیای او گردید ؟ بسیار دور است ! خداوند در وارد کردن افراد به بهشت فریب نمی خورد و بدون طاعت نمی توان به رضای خدا دست یافت .[۵۱]

۹- تسلط اشرار : امام رضا (ع) می فرماید : باید امر به معروف و نهی از منکر داشته باشید وگرنه اشرار شما بر شما مسلط می شوند و پس از آن نیکان دعا می کنند ، اما دعای آنها مستحاب نمی شود . در این روایت  برای ترک امر به معروف و نهی از منکر دو اثر مذکر شده است :

۱-باگذشت زمان ، افراد شرور و فاسد زمام امور را به دست می گیرند پس عاملی که می تواند از تسلط و حاکمیت افراد تبهکار جلوگیری کند امر به معروف و نهی از منکر است .

۲- با حاکمیت اشرار ، دعای خوبان نیز اثری نخواهد داشت البته برخی معنای لطیف تری برای قسمت آخر ذکر کرده اند و آن اینکه وقتی مردم امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند آن قدر پست می شوند و هیبت و عزت و کرامتشان از بین می رود که وقتی به درگاه ظالمان می روند ، هر چه ندا می کنند به آنها اعتنایی نمی شود و کسی برای حرف آنها ارزشی قائل نیست [۵۲]

بنابراین امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ی عموم مسلمانان و به ویژه کسانی است که دغدغه دین دارند و می خواهند فضای حاکم بر جامعه ، همواره فضایی دینی و اسلامی باشد . آنان باید با شناخت درست معروف ها و منکر ها و دیگر افراد را به انجام معروفها و ترک منکرات فراخوانند و مبادا با اهمال و سستی از این دو جواب دینی دست بردارند ! شرط « احتمال تاثیر » نیز که از شرایط وجوب آن به شمار می رود مربوط به امر و نهی در امور جزئی و کوچک است و گرنه درباره ی کارهای اساسی و مهم جامعه که اساس اسلام بر آنها متوقف است ، جای هیچ گونه ملاحظه ای نیست و باید حتی با بذل جان و مال در راه انجام آنها اصرار ورزید . اما خمینی (ره) درباره ی اهتمام به این دو واجب می فرماید : « این دو از والاترین و شریف ترین واجبات می باشند و به وسیله ی اینها واجبات بر پا می شود و وجوب اینها از ضروریات دین است و منکر آن در صورت توجه به لازمه و ملزم شدن به آن از کفار می باشد … و از حضرت رضا (ع) نقل شده است که رسول خدا (بارها) می فرمود : وقتی امت من امر به معروف و نهی از منکر را واگذارند ، پس باید با خدا اعلان جنگ نمایند. [۵۳]

ب) بعد اجتماعی

۱-۲ نبود حمایت جمعی

جامعه از گروهی از مردم تشکیل شده است که با یکدیگر تعامل دارند و یک جامعه با توجه به تعداد افرادی که در آن وجود دارد می تواند کوچک یا بزرگ باشد و هرچه جامعه بزرگتر باشد افراد بیشتری در آن حضور دارند در نتیجه افراد دارای شخصیت های متفاوت و با انگیزه ها و اهداف مختلف بیشتراز یک جامعه کوچک وجود دارند که این ویژگی باعث می شود که توجه به انگیزه های آنان برای حمایت نکردن از یک کار تا حدی مشکل به نظر برسد ولی با در نظر گرفتن این تفاوت ها که در طرز فکر و رفتار هر فردی مشخص است می توان اینگونه نتیجه گرفت که اکثر این تفاوت ها در افراد مختلف مشترک هستند ونیز می توان این گونه به این سوال که چرا یک جمعی از امر به معروف و نهی از منکر حمایت نمی کنند و به جای حمایت کردن ترجیح می دهند سکوت کنند، پاسخ داد : بعضاً در بسیاری از شرکت ها و موسسات چه دولتی و چه خصوصی این امر مشاهده شده است و هرجا که یک جمع و گروهی هستند خیلی به ندرت پیش می آید که همه هماهنگ با هم از کاری حمایت کنند زیرا هدف ها یکی نیستند و هر فردی جذب گروه و اجتماعی می شود که با آنها هم فکر و هم عقیده و هم جهت باشد. این یکرنگی در جامعه ی ما که اکثریت آنان مسلمان هستند روز به روز در حال کمرنگ شدن است از جمله علت هایی که می شود بیان کرد این است که پایبندی به تقوا و دستوارات دینی در جامعه ی ما کم شده است و مردم کمتر به قوانین دینی چه در حوزه ی فردی و اجتماعی مقید هستند . و حفظ کردن منافع شخصی از جمله حفظ مقام و موقعیت و جایگاه فرد که ممکن است با نهی از منکر دچار تزلل شود و یا از دست دادن وجه و آبروی و دیگر نزد دیگران عزیز و محبوب نبودن و نیز خسارات مادی و معنوی بسیاری که امر یا نهی ما می تواند به ما وارد سازد ولی با تمام این حرف ها باید گفت اگر این کار از روی دلسوزی و آگاه بودن با تکنیک های روانشناسی و حفظ عزت و شخصیت طرف مقابل انجام بگیرد ، خطرات احتمالی آن بسیار کاهش پیدا می کند و اگر اتفاق ناخوشایندی هم پیش بیاید با توکل به خداوند قابل رفع است و خداند کسی را که برای اطاعت فرمان خویش قیام کند یاری می کند و لزوماً نباید از خود توقع داشته باشیم که هر کاری را بدون عیب و نقص انجام دهیم و به این خاطر دو امر واجب را ترک کنیم و از هرکس به قدر توانایی او انتظار می رود نه بیشتر .

نتیجه گیری :

در کنار همه عوامل فردی و اجتمتعی که در زمینه مهجور ماندن امربه معروف و نهی از منکر بیان کردیم لازم است به این نکته نیز اشاره کنیم که از عواملی که می تواند ما را یاری کند یک جمع یا گروه زیادی را در جهت خاصی هدایت کنیم رسانه ها هستند زیرا این رسانه ها وسایل ارتباط اجتماعی هستند که می شود با استفاده درست آگاهانه از آنها یک عده کثیری از افراد را تحت یک بینش و طرز فکر واحد درآورد و تلویزیون به عنوان یک رسانه ی پر بیننده که در دسترس همه ی مردم قرار دارد نقش خیلی مهمی را در این زمینه ایفا می کند. و مسؤلیین می توانند از آن برای رسیدن به اهداف فرهنگی از جمله ترویج امر به معروف ونهی از منکر استفاده کنند. ما برای اینکه امر به معروف و نهی از منکر را ترویج کنیم و از حمایت اکثر مردم در این باره بهره ببریم نیاز داریم که مردم را در این کار با خود همراه کنیم زیرا وقتی که مردم از کاری حمایت کنند این حمایت یک قدرت بسیار زیادی ایجاد می کند و خیلی راحت تر می توان با این قدرت به اهداف اسلامی در یک جامعه ی دینی دست یافت. برای این کار لازم است اول به مردم آگاهی داد و همانطور که در قسمت های قبل بیان شد از آثار و پیامدهای اجرا شدن و اجرا نشدن این دو فریضه مهم اجتماعی یاد کرد و در گام بعدی برنامه هایی ساخته شود در قالب (سریال ، فیلم، نماهنگ ، سخنرانی، مسابقه و…) با مضمون معروف ها و منکرها و شناسایی آنها و شناساندن آنها به مردم از جمله نکاتی که باید در این راه در نظر گرفت . استفاده از واقعیت های تاریخی از جمله نهضت عاشورا است که به عنوان مهمترین منبع برای الهام گیری در ساخت برنامه هایی با مضمون امر به معروف ونهی از منکر یکی دیگر از راهههایی است که می توان از آن برای ترویج این دو فریضه استفاده کرد . ان شاء الله مسئولین در این زمینه اقدامات و توجهات لازم را بفرمایند. در انتهای این مقاله باید بگوییم که ما تا خودمان نخواهیم تغییر نمی کنیم و اگر می خواهیم در زمینه امر به معروف و نهی از منکر موفق عمل کنیم باید ابتدا از تغییر خودمان شروع کنیم و راهکارهایی که در این نوشته ارایه شده تنها با عمل کردن تأثیر خود را شان خواهد داد . إن شاءالله که با توکل بر خداوند و همت بالا به این مهم دست خواهیم یافت .

سخن پایانی :

خداوندا ! آیینه دل را به نور اخلاص روشنی بخش ؛ و زنگار شرک و دوبینی را از لوح دل ما پاک گردان و  شاه راه سعادت و نجات را به این بیچارگان بیابان حیرت و ضلالت بنمایان و ما را به اخلاق کریمانه آراسته گردان ، لشکر شیطان و جهل را از مملکت قلوب ما خارج کن و سپاه علم و حکمت و رحمان را به جای آن ها جاگزین ساز ، ما را با محبت خود و خاصان درگاهت از این سرای درگذران و عاقبت کار ما را قرین سعادت بگردان . [۵۴]

منابع :

  1. قرآن مجید
  2. نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی
  3. عالم ربانی ملا احمد نراقی ، معراج السعاده ، ص ۱۶۱،، ناشر: انتشارات هاتف مشهد ، ۱۳۸۷
  4. آیه الله جوادی آملی ، مفاتیح الحیاه ، ص ۵۰۴الی ۵۱۰، ناشر : مرکز نشر اسراء،۱۳۹۲
  5. محسن قراءتی ، دقایقی با قرآن ، ص ۶۳ ، ناشر : مرکز درسهایی از قرآن ، ۱۳۹۰
  6. پژوهشکده تحقیقات اسلامی، انسان مطلوب ،  ص ۶۰۸، ناشر: زمزم هدایت ، ۱۳۸۹
  7. جواد محدثی ، بر کرانه شرح چهل حدیث امام خمینی ، ص ۱ ، ناشر : نشر هاجر ، ۱۳۹۳
  8. ابوالقاسم بشیری ، پرسشها و پاسخهای دانشجویی ،ص ۳۹ ، ناشر : نشر معارف ، ۱۳۹۰
  9. سایت تربیت ماندگار
  10. سایت عصر ایران ۲
  11. سایت نیک صالحی
  12. سایت ویستا نیوز
  13. سایت لحظه نما
  14. سایت پرشین بلوک
  15. سایت آفتاب

[۱] آل عمران۱۱۰

[۲] نهج البلاغه ، حکمت ۲۵۲

[۳] کنز العمال ، ج ۳ ، ص ۱۷۰

[۴] مائده ، ۷۸

[۵]  بحار الانوار ، ج ۴۴ ، ص ۳۲۸

[۶] کافی ، ج ۵ ، ص ۵۵

[۷]  نساء ، ۱۴۰ و انعام ۶۷

.[۸] به نقل از مقالات سایت آفتاب

[۹] . به نقل از سایت لحظه نما « مجله خبری سبک زندگی »

[۱۰] . به نقل از سایت : Vista News

[۱۱] کنز العمال ، ج ۳ ، ص ۴۵۳ ح ۷۴۱۵ ، به نقل از معراج السعاده ، ص ۱۶۰

[۱۲] کنز العنال ، ج۲ ، ص ۲۰۰ ، ح ۳۷۴۸ به نقل از معراج السعاده ، ص ۱۶۰

[۱۳] معراج السعاده ، ص ۱۶۲-۱۶۳

۱۵.کتاب پرسشها پاسخ های دانشجویی ، ابوالقاسم بشیری ، ص ۳۹

[۱۵] . سایت پرشین بلوک

 [۱۶]. به نقل از سایت نیک صالحی

[۱۷] الارشاد ،ج ۱ ، ص ۲۹۸ ، به نقل از کتاب مفاتیح الحیاه ، ص ۸۹

[۱۸] تحف العقول ، ص ۳۰۰ به نقل از کتاب مفاتیح الحیاه ، ص ۸۹

[۱۹]  تحت العقول ، ص ۳۰۴ به نقل از کتاب مفاتیح الحیاه ، ص ۸۹

[۲۰] منبع: انجمن روانشناسی اجتماعی ایران  به نقل از سایت عصر ایران ۲

[۲۱] . روانشناسی تربیت به نقل از سایت تربیت ماندگار

[۲۲] اعراف / ۱۵۷

[۲۳] لقمان /۱۷

[۲۴] آل عمران / ۱۰۴

[۲۵] آل عمران / ۱۱۰

[۲۶]  علل شرایع ، ص ۲۴۹ به نقل از کتاب مفاتیح الحیاه ، ص ۵۰۵

[۲۷] الکافی ، ج ۵ ،ص ۵۵ به نقل از کتاب مفاتیح الحیاه ، ص ۵۰۶

[۲۸] علل الشرایع ، ص ۱۵۸ به نقل از کتاب مفاتیح الحیاه ، ص ۵۰۶

[۲۹] مستدرک الوسائل ، ج ۱۲ ، ص ۱۹۲ به نقل از کتاب مفاتیح الحیاه ، ص ۵۰۷

[۳۰] عوالی اللئالی ، ج ۳ ، ص ۱۹۰ به نقل از کتاب مفاتیح الحیاه ، ص ۵۰۷

[۳۱] عوالی اللئالی ، ج۳ ، ص ۱۹۱ ، به نقل از کتاب مفاتیح الحیاه ، ص ۵۰۷

[۳۲] مکارم الاخلاق ، ص ۲۶ ، به نقل از کتاب مفاتیح الحیاه ، ص ۵۰۷

[۳۳] آل عمران /۱۱۴

[۳۴] توبه /۱۱۱-۱۱۲

[۳۵] حج/ ۴۰-۴۱

[۳۶] توبه /۷۱

[۳۷] آل عمران / ۱۰۴

[۳۸] مستدرک الوسایل ، ج ۱۲ ، ص ۲۰۶ به نقل از مفاتیح الحیاه ، ص ۵۰۹

[۳۹]  الکافی ، ج ۵ ، صص ۵۵-۵۶ به نقل از مفاتیح الحیاه ، ص ۵۰۹

[۴۰] تهذیب الاحکام ، ج ۶ ، ص ۱۷۷ به نقل از مفاتیح الحیاه ، ص ۵۱۰

[۴۱] الفقیه ، ج ۴ ، ص ۳۸۷ به نقل از مفاتیح الحیاه ، ص ۵۱۰

[۴۲] تنبیه و نزهه النظر ،ج ۱ ، ص ۱۰۵ به نقل از مفاتیح الحیاه ، ص۵۱۰

[۴۳] تهذیب الاحکام ، ج ۶ ، ص ۱۸۱ به نقل از مفاتیح الحیاه ، ص۵۱۰

[۴۴] تهذیب الاحکام ، ج ۶ ، ص ۱۸۱ به نقل از مفاتیح الحیاه ، ص۵۱۰

[۴۵] عوالی الئالی ، ج ۳ ، ص ۱۹ به نقل از مفاتیح الحیاه ، ص۵۱۰

[۴۶] الکافی ، ج ۲ ، ص ۳۷۴ به نقل از مفاتیح الحیاه ، ص۵۱۰

[۴۷] تهذیب الحکام ، ج ۶ ، ص ۱۸۱ به نقل از مفاتیح الحیاه ، ص۵۱۰

[۴۸] الکافی ، ج ۵ ، ص ۱۰۸ به نقل از مفاتیح الحیاه ، ص۵۱۰

[۴۹] ارشاد القلوب ، ص ۳۹ به نقل از مفاتیح الحیاه ، ص۵۱۰

[۵۰] تفسیر صافی ، فیض کاشانی ، ج۱ ، ص ۲۸۷ به نقل از انسان مطلوب ، ص ۶۱۰

[۵۱] نهج البلاغه ، خطبه ی ۱۲۹ به نقل از انسان مطلوب ، ص ۶۱۰

[۵۲]  حماسه حسینی ، مرتضی مطهری ، ج ۲ ، ص ۴۵ به نقل از انسان مطلوب ، ص ۶۱۱

[۵۳] تحریر الوسیله ، ج ۱ ، ص ۴۲۴. به نقل از انسان مطلوب ، ص ۶۱۱

[۵۴]  سخن امام خمینی ، کتاب برکرانه شرح چهل حدیث امام خمینی «ره» ،جواد محدثی ، ص ۱

 

 

نوشته: سیده مونا حسینی، طلبه سطح ۲، حوزه علمیه امام جعفر صادق (ع) شاهرود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: