صفحه اصلی / مقالات / دین و اندیشه / نزول قرآن دفعی یا تدریجی با استناد به آیات قرآن و روایات(ولی الله مصائبی)

نزول قرآن دفعی یا تدریجی با استناد به آیات قرآن و روایات(ولی الله مصائبی)

قرآن کریم، بهترین و زیباترین کلامی است که خداوند حکیم نازل کرده است. قرآن، ماندگارترین اثر وحیانی است که از ملکوتِ آسمان بر زمین فرود آمده و عظیم ترین و کامل ترین، دین را برایِ بشریّت به ارمغان آورده است. یکی از محورهای مهمِ مباحث علوم قرآنی، بحث نزول قرآن، چگونگی آن، زمان و مدّت نزول، انواع و مراتب نزول قرآن است. بعد از بیان چند بحث مقدماتی به بحث نزول قرآن، می پردازیم.
ظاهر آیات قرآنی در مسئله کیفیت نزول قرآن، متفاوت است؛ برخی از آنها بر نزول دفعی و یک باره قرآن و برخی دیگر بر نزول تدریجی و در طول زمان رسالت آن حضرت دلالت دارند. این معنا از نظر قرآن شناسی مسلّم است که هرگز اختلاف و تعارضی بین آیات کریمه قرآن وجود ندارد، چه این که خود قرآن در این باره می‏فرماید: (ولو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا) «سوره نساء، آیه ۸۲ » یعنی اگر این قرآن، از نزد غیر خدای سبحان می‏بود، به طور یقین، اختلاف فراوانی بین آیاتش راه می‏یافت ولی از آنجا که از ناحیه ذات اقدس الهی است، هیچ گونه تعارض و اختلافی در آن راه ندارد، بلکه هماهنگی و انسجام فوق‏العاده‏ای نیز در سراسر آن به چشم می‏خورد.
از سوی دیگر، تاریخ مسلّم و شأن نزول آیات، نشانگر آن است که قرآن، به صورت تدریجی و طی بیست و سه سال نازل شده است و در خود قرآن نیز آیاتی بر نزول تدریجی اجزای آن تصریح دارند. در آیه کریمه‏ای فرموده است: (وقرانا فرقناه لتقرأهُ علی الناس علی مُکثٍ ونزلناه تنزیلاً) «سوره إسراء، آیه ۱۰۶ »  یعنی، قرآن را متفرق نازل کردیم تا تو آن را به تدریج دریافت و به تدریج بر مردم تلاوت کنی و در آیه کریمه دیگری، اعتراض کافران را بیان می‏فرماید که می‏گفتند چرا قرآن بر تو، مانند تورات موسی، یک باره نازل نشده است؟ (وقال الذین کفروا لولا نزل علیه القرآن جملهً واحده) «سوره فرقان، آیه ۳۲». خدای سبحان در جواب این اعتراض، خطاب به رسول اکرم‏صلی ا… علیه و آله و سلم می‏فرماید: (کذلک لنثبت به فؤادک ورتلناه ترتیلا)« سوره فرقان، آیه ۳۲» یعنی نزول تدریجی قرآن، برای تثبیت قلب تو است.

قرآن کریم تجلّی ذات اقدس الهی
قران کریم ، بهترین گفتاری است که آیاتش متشابه و مثانی‏اند. با یکدیگر تشابه و هماهنگی و همبستگی دارند، نه تنها اختلاف ندارند، بلکه مکمّل و تمام‏کننده یکدیگرند. برای هر یک از دو دسته آیات یادشده محملی است که با محمل دیگر هماهنگ است، برای تبیین انسجام بین آیات مزبور می‏توان چنین گفت: قرآن کریم دو نزول داشته که یکی به صورت دفعی انجام گرفته است و دیگری به صورت تدریجی، و هر دسته از آیات مورد اشاره نیز دلالت بر یکی از این دو گونه نزول دارند. برخی برای جمع کردن میان این دو دسته از آیات، گفته‏اند: قرآن کریم تنها یک نزول تدریجی داشته و آیاتی که دلالت بر نزول قرآن در شب مبارک قدر دارند، مربوط به آغاز نزول قرآن است که در شب قدر صورت گرفته است؛ زیرا شروع کارهای مهم و متدرّج، مبدأ تحقق آن به حساب می‏آید، پس به لحاظ مبدأ نزول گفته شده که قرآن در شب قدر نازل شده است. این سخن با ظاهر قرآن سازگاری ندارد؛ زیرا ظاهر آنجا که فرمود (إنا أنزلناه فی لیله القدر) « سوره قدر، آیه ۱»  و نیز در سوره مبارکه «دخان»، که نخست به قرآن و کتاب مبین قسم می‏خورد و سپس می‏فرماید: ما آن را در شب مبارکی نازل کردیم، مجموع قرآن مقصود است نه بخشی از آن. علاوه بر این که خود قرآن می‏فرماید: نزول قرآن در ماه مبارک رمضان صورت گرفته است: (شهر رمضان الذی أنزل فیه القرآن)« سوره بقره » و چون شب قدر هم در ماه مبارک رمضان است پس اگر منظور، اولین نزول قرآن باشد نه همه آن، آغاز رسالت باید در ماه رمضان باشد؛ در حالی که تاریخ مسلّم امامیّه بر آن است که بعثت آن حضرت در ماه رجب واقع شده است. و اگر منظور، آغاز نزول وحی نباشد، اختصاصی برای شب مبارک و لیله القدر نیست؛ زیرا هر بخشی از قرآن در زمانی خاص نازل شده است. بنابراین، ماه مبارک و شب مبارک، ظرف نزول تمام قرآن است نه خصوص آیات آغازین آن وگرنه باید مبداء رسالت، ماه مبارک رمضان باشد نه ماه رجب و نه بخشی از مجموع قرآن؛ زیرا در آن صورت، میان ماه رمضان و غیر آن فرقی نمی‏بود.« تفسیر تسنیم، ذیل آیه ۱۸۵ سوره بقره.»
استاد علاّمه طباطبایی(قدّس سرّه) در تفسیر وزین «المیزان» فرموده‏اند: قرآن کریم در دو مرتبه نازل شده؛ مرتبه‏ای از آن بسیط و یکپارچه و مصون از تغییر است و مرتبه دیگرش به صورت تفصیلی و غیر بسیط است و صلاحیّت تغییر و تحوّل به گونه ناسخ و منسوخ و مانند آن را دارد. آنچه در شب مبارک قدر بر قلب مطهّر رسول اکرم‏صلی ا… علیه و آله و سلم نازل شده، همان مرتبه بسیط قرآن است و آنچه طی دوران رسالت بر آن حضرت‏صلی ا… علیه و آله و سلم نازل شده، همان مرتبه تفصیلی و غیر بسیط است که با ناسخ و منسوخ همراه است.« المیزان، ج ۲، ص ۱۸ ـ ۱۵» این تحقیق ایشان اگرچه با بعضی از شواهد قرآنی و روایی، قابل تطبیق‏است،لیکن باید عنایت کرد که نزول قرآن کریم در شب قدر نمی‏تواند به صورت بسیط محض باشد؛ زیرا به فرموده خود قرآن، شب قدر شبی است که هر امر حکیم و یکپارچه‏ای تفریق و تفصیل می‏یابد (فیها یفرق کل أمرٍ حکیمٍ)  «سوره دخان، آیه »۴. شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیری و گسترش است و چنین شبی با آن مرتبه از قرآن که بسیط محض است تناسبی ندارد، و قرآن، مانند امور دیگر، هم دارای مرحله «حکیم» بسیط، واحد، ثابت و مانند آن است و هم دارای مرحله «تفریق» ترکیب، تکثیر تدریج و نظیر آن. آنچه در شب مبارک قدر نازل می‏شود باید مناسب با تفریق باشد نه جمع، چون در آن شب هر چیز حکیم و جمع، به صورت تفریق ارائه می‏شود.

نوع نزول قرآن
درباره واژه نزول و مشتقات آن در قرآن، آیات مختلفی وجود دارد. در برخی از این آیات، نزول قرآن به صورت مطلق ذکر شده است: «کِتابٌ اَنزَلناهُ اِلَیکَ» در برخی دیگر، از نزول تدریجی قرآن، سخن رفته است: «کِتابٌ اُحکِمَت آیاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَت» و «وهُوَ الَّذی اَنزَلَ اِلَیکُمُ الکِتابَ مُفَصَّلاً». بنابر ادعا برخی از صاحب نظران، آیاتی از قرآن، اشاره به نزول دفعی و مجموعی قرآن دارند. «اِنّا اَنزَلناهُ فی لَیلَهِ القَدر» و «ولا تَعجَل بِالقُرءانِ مِن قَبلِ اَن یُقضی اِلَیکَ وحیُهُ»، «لا تُحَرِّک بِهِ لِسانَکَ لِتَعجَلَ بِه». دلالت این آیات بر نزول دفعی بدین قرار است:
چون آیات قرآن یک بار به صورت جمعی در شب قدر بر پیامبر نازل شده بود. لذا به هنگام نزول تدریجی آیات، پیامبر عجله می کرد و بر جبرییل پیشقدم می شد و آیات را می خواند. این نشان می دهد که آن حضرت، قبل از نزول تدریجی آیات، از قرآن اطلاع داشته است. بنابراین خداوند دستور می دهد که در این کار عجله نکن و چیزی از این قرآن را بر مردم قراءت و تلاوت نکن تا اینکه وقت مناسب ابلاغ و تبلیغ آن برسد.
با توجه به این آیات و آیات مشابه دیگر، درباره نوع نزول قرآن، دیدگاه های متفاوتی در بین صاحب نظرانِ علوم قرآنی مطرح شده است. برخی می گویند قرآن ابتدا به صورت دفعی و یکپارچه در شب قدر از لوح محفوظ بر آسمان دنیا (بیت المعمور یا بیت العزّه) و یا بر قلب پیامبر(ص) نازل شد و از آنجا در طول مدت رسالت آن حضرت، توسط جبرییل امین دوباره بر پیامبر، نازل گشته است.
امّا عده ای دیگر می گویند که قرآن فقط به صورت تدریجی و در مدّت رسالت پیامبر اسلام، به تناسب شرایط زمانی و مکانی و وقوع حوادث و رخدادهای گوناگون، در قالب آیه ها و سوره های موجود، نازل شده است. البته در کنار این دو قول مشهور، اقوال مختلف دیگری نیز وجود دارد که به برخی از آن ها اشاره ای کوتاه می شود. قرآن در بیست یا بیست و سه شب قدر هر سالِ دوران رسالت، بر آسمان دنیا نازل شده است. یعنی در شب قدر هر سالِ مدت رسالت پیامبر آن اندازه از قرآن که مورد نیاز آن سال بوده، یک جا بر آن حضرت نازل شده است. سپس همان آیات و سوره ها، به تدریج در طول آن سال، دوباره بر پیامبر توسط فرشته وحی فرود می آمد.
در کنار این اقوال، برخی دیگر، توجیهاتی درباره نزول دفعی قرآن، بیان داشته اند که در این جا به سخن    شیخ صدوق و علاّمه طباطبایی اشاره ای می شود. شیخ صدوق می گوید: منظور از نزول دفعی قرآن بر پیامبر در شب قدر، علم و آگاهی یافتنِ آن حضرت به محتوای کلی قرآن است. علامه طباطبایی می فرماید: قرآن کریم دارای دو وجود است: وجود ظاهری تفصیل یافته در قالب الفاظ و عبارات است. وجود بسیط که از هرگونه تجزیه، تفصیل و الفاظ خالی می باشد. وجود باطنی قرآن، در شب قدر بر قلب آن حضرت نازل شد، سپس به تدریج وجود ظاهری آن، در مدت رسالت پیامبر، نازل گردید.

دیدگاه نزول دفعی قرآن
برخی تصور کرده اند که واژه «انزال» از باب افعال به معنای نزول دفعی است و واژه «تنزیل» از باب تفعیل به معنای نزول تدریجی است. و هم چنین، روایاتی که در آنها به این تفصیل نزول دفعی و تدریجی آمده است، باعث پیدایش این دو دیدگاه شده است.
بررسی واژه انزال و تنزیل در لغت و قرآن: در لغت، هر دو واژه از ماده نزول به معنی فرود آمدن است. در کتبِ لغت، معنای دفعی، از معانی باب افعال ذکر نشده است. در معانی باب تفعیل، از معنای تکثیر و مبالغه، نام برده شده است. لذا، انزال و تنزیل هر دو متعدی ماده نزول هستند و فرقی باهم ندارند. استفاده معنی دفعی یا تدریجی از آن دو، نیاز به قرینه خاص در هر مورد، دارد.
در آیات قرآن کریم نیز، این دو واژه در معانی متعددی به کار رفته است: در آیات ذیل «انزال» در معنی تدریج استفاده شده است: «وکَذلِکَ اَنزَلناهُ آیاتٍ بَیِّناتٍ »(حج/۱۶)، «واَنزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً» (بقره / ۲۲) واژه «تنزیل» در معنی نزول دفعی، به کار رفته است: «لَولا نُزِّلَ عَلَیهِ القُرءانُ جُملَهً واحِدَهً» (فرقان/  ۳۲) «تَنزیلٌ مِن رَبِّ العالَمین»         (واقعه / ۸۰)، «ونَزَّلناهُ تَنزیلا» (اسراء/  ۱۰۶ )
در آیات دیگر، انزال و تنزیل، هر دو به یک معنا استعمال شده اند و آن معنی واحد، مطلق نزول، مورد نظر است: «واَنزَلنا اِلَیکَ الذِّکرَ» (نحل / ۴۴)، «وقالوا یـاَیُّهَا الَّذی نُزِّلَ عَلَیهِ الذِّکرُ» (حجر / ۶). اگر در این دو آیه، انزلنا را به معنی نزول دفعی و «نزّل» را به معنی نزول تدریجی بگیریم، ترجمه آیه چنین خواهد شد: «ما قرآن را به طور دفعی بر تو نازل کردیم، تا تو قرآن را که به طور تدریجی نازل شده است برای مردم تفسیر کنی.»؛ و حال آن که این ترجمه صحیح نمی باشد.
با توجه به موارد کاربرد مختلف این دو واژه در قرآن و نیز معانی لغوی آن دو، ادعای نزول دفعی در «انزال» بدون دلیل است و اثبات آن در تمامی مواردِ استفاده شده در قرآن، کاری بس مشکل می باشد.
لذا، در این واژه ها، معنای دفعی و تدریجی، نیاز به قرینه دارد که در هر آیه باید به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد تا روشن شود که با توجه به قرائن، دلالت بر کدام معنا دارد.
برخی از سؤالاتی که از صاحبانِ دیدگاه نزول دفعی، باید پرسیده شود این است:
۱- چه ضرورتی ایجاب می کرد که قرآن، دو نزول داشته باشد، یکی دفعی و در آسمان، دیگری       تدریجی و در زمین، با این که یک نزول، آن هم تدریجی کفایت می کرد؟
۲-مراد از بیت العزّه یا بیت المعمور چیست؟
۳-بعد از جمله «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن» می فرماید: «هدی للنّاس» این دلالت دارد که قرآنِ                نازل شده، راهنما و هدایت گر مردم است و این صفات با آن که قرآن در آسمان (بیت العزّه یا بیت المعمور) باشد، سازش ندارد. زیرا چنان قرآنی، آن هم در آسمان، چگونه هدایت گر مردم خواهد بود؟
با توجه به بیانات فوق، نمی توان نزول دفعی قرآن را پذیرفت. زیرا در آیات قرآن، افرادی مورد خطاب قرار گرفته اند، که در هنگام خطاب، حضور نداشته اند. در قرآن، آیات ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقیّد، مبهم و مبیّن، بسیار است، که مقتضای این موارد، تأخیر زمانی برخی از
آیات، از برخی دیگر است. هم چنین، در برخی از روایات، نظیر: روایات مربوط به اصحاب کهف و مسئله ظهار آمده است: گاه مردم اموری را از پیامبر سؤال می کردند و آن حضرت می فرمود: در این زمینه به من چیزی وحی نشده است، لذا در انتظار بمانید تا خداوند درباره آن به من آیاتی را وحی کند.
صریح آیه ۳۲ فرقان: «وقالَ الَّذینَ کَفَروا لَولا نُزِّلَ عَلَیهِ القُرءانُ جُملَهً واحِدَهً…» نزول دفعی آن را رد می کند. بر این اساس، روایاتی که حاکی از نزول دفعی قرآنند، بدلیلِ مخالفت با صریح این آیه، کنار گذاشته می شوند. شیخ مفید در پاسخ به ادّعای نزول دفعی قرآن می گوید: این سخن، مضمونِ خبر واحدی است که نه موجب علم و نه موجب عمل است. این که قسمتی از قرآن به دنبال اسباب نزولی که حادث می شوند، نازل گشته است برخلاف مضمون حدیث مزبور دلالت دارد. زیرا این گونه آیات، مشتمل است بر حکم آن حوادث و ذکر آنچه اتفاق افتاده است و این ممکن نیست، مگر اینکه نزولِ این آیات، بعد از تحقق اسباب نزول باشد. در بیان دیدگاه نزول تدریجی، ابتدا، ذکر یک مثال خالی از فایده نیست. اگر شخصی که مشغول حفر قناتی است، هنگامی که آب قنات بیرون      می آید، بگوید: آب قنات روز جمعه بیرون آمد، آیا معنای این سخن او این است که همه آب قنات روز جمعه بیرون آمد؟ یا اینکه در عرف زبان و محاورات عقلاً و عموم مردم می گویند: یعنی شروع خروج آب، روز جمعه بوده است. بنابراین وقتی خداوند می فرماید: «ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.» یعنی شروع نزول قرآن در شب قدر بوده است.

آیا قرآن در نزول دفعی با همین جزئیات نازل شده است یا خیر؟
اکثر قریب به اتفاق قرآن پژوهان معتقدند قرآن به همین صورت و با همین الفاظ و کلمات در شب قدر نازل شده اما دانشمند بزرگی همچون علامه طباطبایی(ره) معتقد است آنچه در شب قدر نازل شده «روح قرآن» بوده است. یعنی بسیط بوده و الفاظ و کلمات نداشته است و بعدها خداوند این روح را در قالب الفاظ و کلمات و به صورت ساده شده در طول ۲۳ سال بر مردم عرضه می کند. بزرگان دیگری نظیر شیخ مفید و آیت الله معرفت از بیان نظرات گوناگون درباره کیفیت نزول دفعی قرآن انتقاد می کنند و خود قرآن را مهم می دانند و می گویند مهم این است که مردم آن را بفهمند و از آن استفاده کنند. به نظر می رسد اگر بگوییم «شب قدر، شب تقدیر و برنامه ریزی است» .
این اشکالات برطرف می شود، چرا که قائلان به نزول دفعی، معنای اصطلاحی کلمه «نزول» را در نظر گرفته اند، در صورتی که اگر روایات را در نظر بگیریم، شب قدر را شب برنامه ریزی می یابیم. بنابراین «إنا انزلناه فی لیله.. القدر» به معنای این است که خداوند می فرماید از آنجایی که قرآن از امور مهم و لازم برای مردم است، در شب قدر نسبت به نزول آن برنامه ریزی کردیم. دلیل واضحی نیز در آیه سوره مبارکه دخان وجود دارد، آنجا که در ادامه آیه «إِنَّا اَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَه..ٍ مُّبَارَکَهٍ» آمده است: «فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ اَمْرٍ حَکِیمٍ». یعنی ما قرآن را در شب مبارکی نازل کردیم، زیرا هر امر حکیمی در این شب رقم می خورد. در واقع خداوند با این بیان می خواهد بگوید از آنجا که قرآن هم یکی از امور مهم این عالم است، در این شب قدر رقم خورده است. البته ممکن است عده ای در برگردان کلمه «انزل» در آیه «إِنَّا اَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَه..ٍ مُّبَارَکَهٍ ..» آن را «ایجاد» و نه برنامه ریزی معنی کنند، اما در پاسخ باید گفت: إنزال تنها به معنای اصطلاحی ایجاد نیست، همانطور که در آیه «…وَاَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَاْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ…» طبق قول تمام مفسران، انزل به معنای اوجد است. یعنی خدا در آیه «إنا انزلناه فی لیله..ٍ القدر» می فرماید: ما در شب قدر برای نزول قرآن تصمیم گرفتیم و همین که تصمیم گرفتیم، ایجاد شد. (بر اساس آیه «وَإِذَا قَضَی اَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ») بعدها خداوند این قرآن را در طول ۲۳ سال توسط پیامبر(ص) بر مردم عرضه فرمود.

دیدگاه نزول تدریجی
تصریح قرآن: آیه شریفه «وقالَ الَّذینَ کَفَروا لَولا نُزِّلَ عَلَیهِ القُرءانُ جُملَهً واحِدَهً…» (فرقان / ۳۲)؛ خداوند در پاسخ سؤال کافران که پرسیدند: چرا قرآن بر رسول خدا به طور یکجا نازل نشد، در مقام انکار برنیامد و نفرمود: چنین نیست و قرآن به طور یکجا نیز بر رسول خدا نازل شده است؛ بلکه در مقام اثبات برآمد و فرمود: همان طور است که می گویید؛ قرآن به طور دفعی نازل نشده است.
مضامین قرآن: از ظاهر برخی از آیات (آیه سؤال از اصحاب کهف: ۲۳ و ۲۴؛ آیه تغییر قبله: بقره / ۱۴۴؛ و آیه ظهار: مجادله / ۲) چنین حاصل می شود که پیامبر حکم برخی از امور و پاسخ بعضی از سؤالات را نمی دانستند؛ لذا منتظر نزول آیاتی درباره آن ها می شدند. بدیهی است که اگر قبلاً کل قرآن بر آن حضرت نازل شده بود، چنین انتظاری معنا نداشت.

تشریح نزول تدریجی
پیش از این گفته شد که قرآن کریم دارای سه مرحله نزول است، مرتبه عالی قرآن همان ام الکتاب و کتاب مکنونی است که در مقام لدن و نزد ذات اقدس اله می‏باشد؛ مرتبه متوسط قرآن همان است که در دست فرشتگان مقرّب است، و مرتبه نازل آن هم عین قرآنی است که لازمه‏اش الفاظ و مفاهیم است و به صورت عربی مبین تنزل یافته و جامعه انسانی در خدمت آن است.
مرتبه نازله قرآن به صورت تفصیلی و طی سالیانی نازل شده و این نزول هم نزولی تدریجی است که در این قسمت بحثی نیست. رسول اکرم‏صلی ا… علیه و آله و سلم در مرتبه عالیه، قرآن را با مرتبه عالیه قلب دریافت کرده‏اند و در مرتبه نازله، قرآن را با سمع و بصر قلب گرفته‏اند و در شب قدر، با مرتبه متوسطه قلب. مرتبه عالی قرآن که در مقام لدن جای دارد، حقیقتی بسیط و محض است که هیچ گونه کثرت و تفصیلی در آن راه ندارد و نزول آن مرتبه، بر وجود مبارک رسول گرامی اسلام‏صلی ا… علیه و آله و سلم در شب معراج و بدون واسطه فرشتگان و به صورت مستقیم رخ داده است و چنانکه پیش از این گفته شد، حضرت رسول اکرم‏صلی ا… علیه و آله و سلم در مقامی حقیقت مکنون قرآن را از ذات اقدس الهی تلقّی کردند که فرشته مقرّب و جبرئیل امین گفت: “لو دنوت أنملهً لاحترقت” « بحار، ج ۱۸، ص ۳۸۲» مقام «لدن» مقام قضای الهی است و همان مرتبه بسیطِ محضِ قرآن که حضرت رسول‏صلی ا… علیه و آله و سلم آن را در مقام رفیع و بلند و بدون واسطه دریافت کردند.
قرآن در شب قدر، که هر قضایی در آن «قَدَر» می‏شود، توسّط جبرئیل که روح امین است بر قلب مطهر پیامبرصلی ا… علیه و آله و سلم نازل شد: (نَزَل به الروح الامین* علی قلبک لتکون من المنذرین)« سوره شعراء، آیات ۱۹۳ و ۱۹۴» البته در این مرحله، مرتبه بسیط محض قرآن، از بساطت محض مقام «لدن» خارج شده است و نوعی تفصیل یافته که متناسب با شب قدری است که هر محکمی در آن تفصیل می‏یابد: (فیها یُفرق کل أمرٍ حکیمٍ)    « سوره دخان، آیه ۴ » بنابراین، آنچه در شب مبارک قدر نازل شده، مرتبه متوسّطی است بین مرتبه عالی بسیط و مرتبه نازلِ تفصیلی آن. و از این جهت، چون بسیط است با نزول دفعی در شب خدای سبحان در سوره مبارکه «قدر» می فرماید که ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم (إنا أنزلناه فی لیله القدر) «سوره قدر، آیه ۱ » و در جای دیگر نزول قرآن را در شبی مبارک می داند: (حم* والکتاب المبین* إنا أنزلناه فی لیله مبارکه إنّا کنّا منذرین)          « سوره دخان، آیات۱-۳ »جمع این دو آیه و برخی آیات دیگر، نشان می دهد که قرآن کریم به صورت دفعی در شب مبارک قدر نازل شده است.

حکمت نزول تدریجی قرآن
همچنانکه گفتیم یکی از امتیازات قرآن به سایر کتب آسمانی به این بود که علاوه بر نزول دفعی آن بر قلب پیامبر، بنا به دلایلی مانند شرافت بخشیدن به عظمت مقام پیامبر و امتش، قسمت به قسمت و به تدریج در طول بیست و سه سال بر پیامبر نازل گردیده و بدین ترتیب روش نزول قرآن کریم بر پیامبر با سایر کتب آسمانی، تغییر یافت، البته دانشمندان علتهایی را برای تغییر روش نزول قرآن (تدریجی)با سایر کتب آسمانی بر شمرده‌اند که به ترتیب زیر می‌باشد.
الف: نزول بسیاری از آیات در قرآن پیوستگی کاملی با حوادث و جریانات اتفاق افتاده در عصر نزول داشت، یعنی آیات قرآنی بعضا در جواب سوالی نازل می‌شد و بعضا در حل اختلافی و موارد گیری و طبیعی است که همه اتفاقات در یک لحظه اتفاق نیافتاده تا قرآن نیز یکجا نازل شده باشد بلکه بتدریج این اتفاقات رخ می‌داد. به بیان ساده، برخی از حوادث در زمان رسول خدا سبب نزول آیه یا آیاتی از قرآن بوده است که از آن نیز به اسباب النزول تعبیر می‌گردد .
ب: نزول تدریجی قرآن به منظور پشتگرمی و آرامش خاطر حضرت محمد صلی الله علیه و آله می‌باشد که در آیات ۳۲ و ۳۳ سوره فرقان به این عامل اشاره شده است که ما قرآن را بدین صورت بر تو نازل می‌کنیم تا قلبت استوار گردد. و به این دلیل است که ماموریتهایی که از خداوند متعالی بر پیامبر اکرم نازل می‌شد باعث خوشحالی آن حضرت می‌گردید. فلذا جالبترین وحی در ماه رمضان بود که حضرت جبرئیل، فرشته وحی را بسیار می‌دیدند. چرا که در حقیقت پیوستگی و ادامه تدریجی نزول قرآن یکی از علل ثبات و پایداری پیامبر در مقابل تهدید و آزار منافقان و مشرکان در مساله دعوتش به شمار می‌رفت.
ج: از دلایل دیگر نزول تدریجی، حفظ قرآن بود زیرا پیامبر فردی درس نخوانده و امّی بوده و علاوه بر ایشان، اکثریت مردمی نیز که به ایشان ایمان آورده بودند بیسواد بوده و خواندن و نوشتن را نمی‌دانستند و نزول تدریجی قرآن این امکان را فراهم می‌آورد که آنها قرآن را به حافظه خود بسپارند و گرنه نزول یکجای قرآن، با توجه به مردمی که به آنها نازل می‌گردید نه تنها موثر نبود بلکه احتمال از بین رفتنش نیز وجود داشته موید این مطلب روایتی است بدین مضمون که “پیامبر آیات جدیدی به ما یاد نمی‌داد مگر اینکه آیات قبلی را یاد گرفته و عمل کرده باشیم” .
چ: علاوه بر حفظ قرآن، نزول تدریجی قرآن خود فرصتی بود تا کاتبان وحی آن را بنویسند که آیه ۱۰۶ سوره اسراء به چنین دلیلی اشاره می‌کند مفهومش این است که قرآن بتدریج و پراکنده نازل گردیده تا پیغمبر با تامل و تانی، آنرا همزمان با نزولش بر مردم بخواند.
ح: عمل به احکام قرآن، زیرا در قرآن یک سلسله احکام و قوانینی وجود دارد که اگر یکباره بر تازه مسلمانان عرب نازل می‌گشت، زیرا بار وظایفی که در قرآن آمده نمی‌رفتند مانند تورات که یکجا به یهود نازل گردید و آنها از پذیرفتن دستوراتش، دوری کردند و همچنانکه روایتی از عایشه که این مطلب را بیان می‌کند که بدین جهت اولین سوره از مفصلات از بهشت و دوزخ حرف می‌زند که اگر اولین آیاتی که بر آنها نازل می‌گردید حرف از حلال و حرام می‌زد و می‌گفت شراب نخورید، زنا نکنید، آنها می‌گفتند ابدا شرابخواری را ترک نمی‌کنیم و ابدا زنا را رها نمی‌کنیم.
پذیرفتن احکام و قوانین قرآن مستلزم تدریجی بودن آنهاست یعنی بهترین روش بر قبول احکام و عامل واجبات، این است که تدریجا چیزی واجب گردد تا اساس عمل ما، یا ترک ما گردد چون پذیرفتنش موثرتر است؛ بر خلاف اینکه اگر یکجا نازل می‌شد بسیاری از مردم به علت واجبات و محرمات آن (حرام هایش) ممکن بود اصلا اظهار تمایلی به اسلام و قرآن نکنند. مانند حرام نمودن شراب که در چهار مرحله طی آیات ۶۲ سوره نحل و ۲۱۹ سوره بقره و ۴۳ سوره نساء و ۹۰ و ۹۱ سوره مائده به صورت تدریجی، حکم به تحریفش نموده است.
خ: از دیگر حکمتهای نزول تدریجی قرآن، اینکه قرآن دارای مفاهیم و مطالب زیادی می‌باشد و آیات مختلف و متعددی انسانها و مومنین و مشرکین را دعوت به تفکر می‌نماید که این تدریجی بودن نزولش بهترین فرصت بر تفکر در آیات نازل شده را فراهم می‌آورد تا مردم با فرصتی که بین یک نزول و نزول دیگر یعنی نزول قبلی و نزول بعدی است از این فرصت پیش آمده در جهت تفکر و بررسی آیات قبلی استفاده نمایند یعنی ایجاد فرصت برای تفکر.
د) و آخر اینکه در قرآن عده‌ای از آیات هستند که با نزولشان، حکم آیه قبلی را تعطیل نموده و حکم دیگری آورده که باید به این حکم جدید عمل نموده و حکم قبلی را ترک بگوئیم که به اصطلاح، ناسخ و منسوخ می‌گویند و همچنین پاره ای از آیات نیز در جواب سوالاتی است که از پیامبر اکرم می‌پرسیدند که اینها نیز یکی از عوامل تدریجی بودن نزول قرآن می‌باشد. که ترتیب قرآن به همین صورتی که در اختیار ما قرار دارد تائید کننده این دلیل ما می‌باشد چرا که قرآن بر اساس نزولش، ترتیب نیافته بلکه پس از اینکه آیه یا آیاتی نازل می‌گردید پیامبر دستور می‌داد که فلان آیه را در فلان سوره پس از فلان آیه قرار دهید و آیه دیگری را نیز در کنار سوره فلان و آیه فلان قرار دهید.
و از منظری دیگرمی توان گفت این روش نزول :
الف: قوّت قلب پیامبر: تجدید وحی بر پیامبر موجب دل گرمی آن حضرت می شد و از عوامل ثبات و پایداری ایشان در دعوت و مبارزه به شمار می رفت.
ب: تأکید بر حقانیّت دعوت و پشتیبانی مداوم از پیامبر: ارتباط مستمر به واسطه نزول تدریجی آیات تأیید و تأکید بر دعوت رسالت و موجب آسان شدن تحمّل مشکلات و پایداری در دین می شد.
ج: مصالح مرتبط با مردم: در مقاطع زمانی و مکانی و متناسب با شرایط فردی، اجتماعی، سیاسی و رویدادهای تاریخی وجود شبهات و پرسش های مخالفان و موافقان و تغییر تدریجی آداب و رسوم و خرافات جاهلی، اقتضا می کرد که آیات قرآن به مرور نازل شود. و اجرای همزمان احکام و قوانین شرعی برای افرادی که تازه اسلام را پذیرفته اند، سخت و دشوار بود. لذا با نزول تدریجی آن موارد، احکام و قوانین به صورت گام به گام و مرحله ای به اجرا درآمد. فایده دیگر آن امکان حفظ و صیانت از آیات قرآن توسط مردم بود.
د: مصالح مرتبط با قرآن: انسجام و پیوستگی میان آیات قرآن و نبود اختلاف و تعارض به رغمِ نزول تدریجی آن، کلام الهی و وحیانی بودن آیات و در نهایت، معجزه بودن قرآن را به اثبات می رساند

زمان و چگونگی نزول
درباره نزول قرآن در شب قدر چند قول وجود دارد:
۱ـ این‏که آغاز نزول قرآن شب قدر بوده است.
۲ـ این‏که تمام قرآن در شب قدر به آسمان دنیا نازل شده و سپس به تدریج در طى ۲۳ سال بر پیامبر(ص) نازل شده است.
۳ـ این‏که نزول واقعى تمام قرآن بر پیامبر(ص) در شب قدر بوده و سپس در طى بیست و سه سال نزول تدریجى داشته است.
درباره این‏که نزول قرآن قبل یا بعد از بعثت بوده است، آنچه به طور مسلم مى‏توان گفت این است که اولین نزول تدریجى قرآن با انگیزش و بعثت پیامبر(ص) قرین بوده است و با نزول نخستین آیات سوره «علق» آن حضرت به رسالت مبعوث گردیده‏اند و سپس دیگر آیات نازل شده است. امّا درباره نزول دفعى آن به طور قاطع نمى‏توان سخنى گفت.لکن از آنجا که وحی رسالی بعد از بعثت مفهوم دارد,می توان گفت که بعد از بعثت بوده است.
درباره کیفیت نزول قرآن، دو گونه آیات را مى‏توان دسته‏بندى کرد:
۱-آیاتى که بر نزول قرآن در شب قدر و ماه رمضان دلالت دارد؛مانند آیه ۱۸۵ سوره «بقره»، آیه ۳سوره«دخان»وآیه۱سوره«قدر».
۲-آیاتى که بر نزول تدریجى قرآن در طول ۲۰ تا ۲۳ سال دلالت دارد؛ مانند آیه ۱۰۶ سوره «اسراء» و آیه ۳۲ سوره «فرقان».
در اینجا ممکن است سؤال شود: چگونه بین این دو طایفه از آیات را جمع کنیم و زمان بعثت با قول نزول قرآن درشب قدرچگونه قابل است؟
پاسخ‏هایى که از جانب علماى اهل سنت و شیعه داده شده، به شرح ذیل است.
۱-    بیشتر اهل سنت و برخى از علماى شیعه (مانند شیخ مفید، سید مرتضى و ابن شهر آشوب) پاسخ داده‏اند: منظور از نزول قرآن در شب قدر، آغاز و شروع نزول است که در ماه رمضان بوده است؛ زیرا هر حادثه‏اى را مى‏توان به زمان شروع آن نسبت داد۱۱۳.. از این رو به نظر این گروه، طایفه اول آیات، در مقابل مفاد طایفه دوم قرار نمى‏گیرد.
۲- برخى گفته‏اند: مقصود از «رمضان»، رمضان سال خاص نیست؛ بلکه نوع آن است؛ یعنى، در هر شب قدر از هر سال، به اندازه نیاز مردم قرآن بر پیامبر-صلى الله علیه وآله- نازل مى‏شد و جبرئیل آن را در موارد نیاز، به دستور خدا بر پیامبرش-‏صلى الله علیه وآله- مى‏خواند. فخر رازى این احتمال را داده است .. بدیهى است با این فرض، قرار گرفتن طایفه اول، در برابر طایفه دوم منتفى مى‏گردد.
۳- به نظر برخى: معناى طایفه اول این است که آیات قرآن در ماه‏هاى رمضان نازل شده و به لحاظ آن، انتساب نزول قرآن به ماه‏هاى رمضان، صحیح است.
۴- برخى  از جمله شیخ صدوق معتقدند: قرآن به صورت مجموع در یک شب قدر – در بیت العزّه یا بیت المعمور نازل گردید. سپس در طول ۲۰ یا ۲۳ سال به صورت تدریجى، بر پیامبرصلى الله علیه وآله نازل شده است. این دیدگاه برگرفته از برخى شواهد روایى است. براى نمونه امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: «قرآن یک جا بر بیت المعمور نازل شد. آن گاه در طول بیست سال بر پیامبرصلى الله علیه وآله نازل مى‏گردیده است. گفته‏اند: منظور از نزول قرآن، فرود آمدن الفاظ آن نیست؛ بلکه منظور حقایق و مفاهیم آن است و نیز مراد فرود آمدن قرآن بر قلب رسول خدا است که در روایات، تعبیر به «بیت المعمور» شده است.
۵- علامه طباطبایى‏رحمه الله با فرق گذاشتن میان نزول دفعى و تدریجى معتقد است: «انزال» همان نزول دفعى است که مرحله مفاهیم و حقایق و مقام احکام است و «تنزیل» همان نزول تدریجى است که مرحله قطعه قطعه و مقام تفصیل قرآن را شامل مى‏گردد. این دیدگاه برگرفته از برخى شواهد قرآنى است؛ از جمله:  «کِتابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ» «هود  آیه۱»
علامه طباطبایى‏رحمه الله علت نیاز به نزول دفعى را این گونه بیان کرده است: «قرآن کریم، داراى یک حقیقت والا، روح باطنى و وجود بسیط است؛ همان گونه که واجد یک حقیقت تفصیل یافته و تجزیه شده در قالب الفاظ و کلمات است. یک بار همان حقیقت بسیط و روح کلى، سر بسته و متعالى قرآن، از لوح محفوظ که مرتبه‏اى از علم الهى است به صورت دفعى، بر جان و روان پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله تجلّى کرد؛ زیرا کسى که معلم، مربى، بشیر، نذیر و رحمت براى عالمیان است، باید سرفصل‏ها، اغراض و اهداف اساسى دعوت و پیام آسمانى و کتاب خویش را به صورت کلى و اجمالى بداند و بر معارف عظیم الهى و آیین هدایت و حقایق عالى خلقت و اسرار وجود آگاهى یابد.
نابراین علت نزول دفعى قرآن، آگاهى یافتن از اهداف، برنامه‏ها، هدایت‏ها و حقایق، به صورت اجمالى و کلى است. بایسته است که پیامبرصلى الله علیه وآله از این علم و فیض غیبى بهره‏مند شد؛ اگر چه نزول تدریجى و متناسب با حوادث و نیازها، براى تثبیت قلب پیامبرصلى الله علیه وآله تأثیر فراوانى دارد و ترتیب نزول آیات الهى، براى راهنمایى بشر و ارائه الگو جهت شکل‏گیرى یک تمدن اسلامى، بسیار راه گشا و کارساز است.از میان گفته‏هاى پیش، دیدگاه علامه طباطبایى مؤیدات کلامى دارد؛ اما برخى‏از محققان علوم قرآنى، دلایل مرحوم علامه را کامل ندانسته و معتقدند: آنچه به طور مسلم مى‏توان پذیرفت، تنها همان نزول تدریجى است .

دلالت نزول در شب قدر
آنچه از آیات قرآن به دست می آید، بیانگر نزول قرآن در شبی از شب های ماه مبارک رمضان است:
۱. «شَهرُ رَمَضانَ الَّذِی اُنزِلَ فیهِ القُرءانُ» (بقره / ۱۸۵)
۲. «اِنّا اَنزَلنـهُ فی لَیلَهٍ مُبـرَکَهٍ» (دخان / ۳)
۳. «اِنّا اَنزَلنـهُ فی لَیلَهِ القَدر» (قدر / ۱)
از آیه اول بدست می آید که قرآن در ماه رمضان نازل شده است. از آیه دوم می توان دریافت که این نزول، دریک شب مبارکی انجام گرفته است. با توجه به این دو آیه، روشن می شود که این شب مبارک، یکی از شب های ماه رمضان است. در آیه سوم، خداوند می فرماید: «ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.» از ضمیمه این سه آیه، می توان چنین نتیجه گرفت: در ماه رمضان، شب بابرکتی به نام شب قدر، وجود دارد که قرآن در آن شب، نازل شده است. در ضمن روشن است که آن شب عظیم، یک شب است و نه چند شب. بنابراین، زمان نزول قرآن، در یک شبِ قدر از شب های ماه رمضان می باشد.
سؤالی که در این جا، قابل طرح است، اینکه: شب قدر، کدام یک از شب های این ماه مبارک رمضان است؟
در این زمینه، آیات قرآن، بیانی ندارند. در روایات نیز، شب های مختلفی، به عنوان شب قدر، معرّفی شده است. از جمله: شب نیمه شعبان، شب اول، هفدهم، نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم، بیست و چهارم، بیست و پنجم و بیست و هفتم ماه رمضان. با توجه به روایات این باب، شب های بیست و یک و بیست و سه، از تأکید بیشتری برخوردار می باشد. از امام صادق(ع) سؤال شد، شب قدر کدام شب است؟ فرمودند: «آن را در یکی از دو شب بیست و یک و بیست و سه، جستجو کن»
زراره از امام صادق(ع) روایت کرده است که حضرت فرمود: «شب نوزدهم، شب تقدیر، شب بیست و یکم شب تعیین و شب بیست و سوم، شب ختم و امضای امر است»
بنابراین در نزد شیعه، شب قدر در میان یکی از دو شب بیست و یک و بیست و سه، مورد تردید است. هرچند با توجه به برخی از روایات دیگر، شب بیست و سوم، دارای قوّت بیشتری است. شیخ صدوق می گوید: «مشایخ ما اتفاق نظر دارند که شب قدر، شب ۲۳ ماه رمضان است.» با توجه به این سخن، نزول قرآن در یکی از دو شب بیست و یک یا بیست و سه ماه رمضان، واقع شده است.

اولین آیات
درباره این که، کدام آیه یا سوره، برای اولین بار بر پیامبر(ص) نازل شده در میان صاحب نظران، اختلاف نظر وجود دارد. در این زمینه چهار نظر بیان شده است:
الف: آیات سه یا پنج ابتدای سوره علق؛
ب: آیه اول سوره مدّثر؛
ج: آیه بسم اللّه الرحمن الرحیم؛
د: سوره حمد.

آخرین آیات
در بسیاری از روایات آمده است: آخرین آیه ای که بر پیامبر نازل شد، آیه ۲۸۱ سوره بقره بود. برخی دیگر گفته اند: آخرین آیه، آیه اکمال دین (مائده / ۳) می باشد.
درباره آخرین سوره نیز بین دو سوره نصر و برائت، اختلاف نظر هست، هر چند سوره نصر، که در سال فتح مکه (هشتم هجری) نازل شده است، از قوّت بیشتری برخوردار است. زیرا فقط آیات نخستین سوره برائت، پس از فتح مکه (سال نهم) نازل شده است.
بعثت پیامبر(ص) و نزول قرآن
سؤالی که قابل طرح است، اینکه: چگونه قرآن در شب قدرِ ماه رمضان، نازل شده است. در حالی که بعثت پیامبر، بنابر قول مشهور، در بیست و هفت رجب بوده است؟ به عبارت دیگر: آیا بعثت پیامبر همزمان با نزول قرآن در ماه رمضان بوده است؟ ابتدا باید روشن شود که پیامبر در هنگام بعثت، چند سال داشته اند. دیدگاه های مختلفی در این باره، وجود دارد. در بسیاری از روایات، سنّ شریف آن حضرت، ۴۰ سال، و در برخی دیگر از روایات، ۴۳ سال ذکر شده است. البته با توجه به دلایل، قرائن و شواهد مختلف، قول چهل سالگی ترجیح دارد.
هم چنین درباره زمان بعثت، سه احتمال داده شده است: الف: یازدهم و دوازدهم ربیع الاول سال چهلم عام الفیل. ب: بیست و هفتم رجب. ج: ماه مبارک رمضان.
از میان روایاتی که بیانگر این سه دیدگاه است، روایاتی که ماه رجب را ماه بعثت آن حضرت می دانند، بر دیگر روایات ترجیح داده می شود: این ترجیح به دلیل زیر می باشد: ۱ـ درباره ماه رجب، سیزده روایت وجود دارد؛ در حالی که درباره ربیع الاول بیش از سه روایت و درباره بعثت آن حضرت در ماه رمضان، بیش از دو روایت به دست نیامده است. ۲ـ روایات مربوط به ربیع الاول و ماه رمضان، در مورد تاریخ روز بعثت اختلاف دارند؛ در حالی که روایات مربوط به ماه رجب، به اتفاق، روز مبعث را بیست و هفتم رجب می دانند.
به طور کلی درباره همزمانی یا عدم همزمانی آغاز نزول قرآن با شروع بعثت پیامبر(ص) دو دیدگاه در بین صاحب نظران وجود دارد:
الف: برخی معتقدند که بعثت پیامبر با نزول پنج آیه نخست سوره علق، آغاز شده است. لذا، زمان بعثت در ماه رمضان خواهد بود.
ب: در مقابل عدّه ای می گویند که، ابتدا، آن حضرت، در ماه رجب به پیامبری انتخاب شدند، سپس در ماه رمضان، همان سال یا سال بعد، قرآن بر ایشان نازل شد. بنابراین بعثت پیامبر، همزمان با نزول قرآن نبوده است.
یک شبهه
شاید این سوال پیش آید که مگر قرآن برای هدایت بشر نازل نشده است، پس زمانی می‌تواند بشر را هدایت کند که در دسترس بشر باشد اما نزول قرآن از لوح محفوظ به آسمان دنیا که نمی‌تواند این هدف را تامین کند؟
•    سیوطی پاسخ می‌دهد که رمز نزول قرآن بر آسمان دنیا به دلیل اهمیت دادن به شأن و منزلت و عظمت قرآن و همچنین نشان دادن عظمت پیامبر اکرم است به عنوان کسی که قرآن بر وی نازل گردیده است به این دلیل که به فرشتگان و ساکنان آسمانها اعلام دارد: این آخرین کتاب آسمانی است که به آخرین پیامبر و شریفترین امتها نازل می‌گردد و ما آنرا که به آاسمان دنیا نازل کرده‌ایم به خاطر آنست که بر آنها نازل کنیم و اگر حکمت الهی نبود که بتدریج نازل گردد، مانند سایر کتابهای آسمانی یکجا نازل می‌شد؛ ولی خداوند میان این کتاب با سایر کتابهای آسمانی در نوع نزولش فرق گذاشت.
پس هر دو جهت را در مورد قرآن قرار داد. هم یکجا نازل کرد و هم متفرق و جدا جدا و آیه آیه، به جهت شرافت بخشیدن به کسی که قرآن بروی نازل گردید. و در روایتی دیگر بیان می‌کند که خداوند با نزول یکجای قرآن بر آسمان هفتم حضرت محمد را با حضرت موسی از اینکه تورات بر وی یکجا نازل شده بود مساوی نمود و حضرت محمد را مقامش را با تدریجی نازل کردن آن، فزونی بخشید.
•    وجه دیگری نیز در نزول دفعی قرآن بر پیامبر بیان گردیده که بنظر صحیح می‌رسد و آن اینکه روح و مقاصد و اهداف قرآن بصورت یکباره و جمعی بر قلب، پیامبر اکرم نازل شد و سپس بر اساس مقتضیات و احوال خاصی به عالم لفظ و عبارت از طریق وحی بر پیامبر اکرم نازل گردید. که آیه ۱۹۴ سوره شعراء تائید کننده این مطلب می‌باشد به این مفهوم که جبرئیل قرآن را بر قلب تو نازل نمود؛ یعنی مقاصد و محتوای قرآن، یکجا بر قلب پیامبر افکنده شد. به عبارت ساده‌تر قرآن تا آنجا که مربوط به شخص پیامبر می‌شد، یکجا نازل گردیده و قلبش را از نورانیت قرآن، روشن گردیده است. ولی از آنجا که قرآن باید به مردم نیز ابلاغ گردد باید بتندریج نازل گردیده و به ابلاغ مردم بشود که آیه ۱۰۷ سوره شعرا در این زمینه چنین بیان می‌دارد که خداوند آنرا جدا جدا بر پیغمبرش نازل کرد تا آنرا با درنگ و تانی بر مردم بخواند، البته شاید اینجا سوالی پیش آید که حکمت نزول تدریجی قرآن چیست؟

مطالبی پیرامون چینش قرآن

چینش فعلی سوره های قرآن اجتهادی است اما شکل گیری سوره ها قطعاً توقیفی است. این کار به دو شکل صورت می گرفته است. در اکثر قریب به اتفاق آیات اینگونه بود که پیامبر به کاتبان وحی می فرمودند تا وقتی «بسم الله الرحمن الرحیم» جدید نازل نشده است، آیه ای را که بیان می شود در ادامه آیات قبلی بنویسند. به همین دلیل، کسانی که چینش را توقیفی می دانند، ترتیب طبیعی را در تدوین قرآن در نظر دارند. البته در چینش آیات قرآن موارد استثنا نیز وجود دارد، مثلاً گاهی با اینکه «بسم الله…» جدید نازل نشده و سوره هنوز تمام نشده بود، یک یا چند آیه نازل می شد و پیامبر مستقیماً جای این آیات را تعیین می کردند. در جمع بندی کلی می توان گفت ترتیب چینش آیات توقیفی است، اما این توقیف در برخی موارد استثنایی به صورت دستوری بوده است. یعنی بیش از ۹۵ درصد چینش آیات به صورت طبیعی است و کمتر از ۵ درصد آیات با توصیه و تاکید شخص پیامبراعظم(ص) به ترتیب نزول در جای خود قرار نگرفته اند.
شما به «بسم الله الرحمن الرحیم » اشاره کردید، درباره این آیه شریفه نیز اختلاف وجود دارد. عده ای آن را نخستین آیه نازل شده بر پیامبر می دانند و عده دیگری «إقرا باسم ربک الذی خلق» را. دیدگاه صحیح کدام است؟
درباره اینکه «بسم الله الرحمن الرحیم» جزئی از قرآن است، شبهه ای وجود ندارد. اختلاف نظر موجود در این باره است که آیا بسم الله به تعداد سوره های قرآن و به صورت جداگانه نازل شده است یا خیر؟ اهل سنت معتقدند بسم الله فقط یک بار نازل شده و جزو یک سوره است، اما ما شیعیان معتقدیم بسم الله جزو تمام سوره هاست. بنابراین، اولین آیه نازل شده بر پیامبر(ص)، «بسم الله الرحمن الرحیم» است و به دنبال آن ۵ آیه اول سوره مبارکه «علق» نازل شدند و این مورد که اتفاق همه دانشمندان شیعه و سنی است، این است که آغاز نزول قرآن در مبعث و با ۵ آیه ابتدایی سوره «علق» به همراه «بسم الله الرحمن الرحیم» بوده است.
ظاهراً عده ای هم سوره حمد را اولین آیات نازله می دانند…  بله! غیر از نظر مشهور، ۲ نظر دیگر هم درباره «اول ما نُزل» وجود دارد که سوره حمد و سوره مدثر را اولین آیات نازل شده مطرح می کنند. این دو دسته از روایات نیز صحیح و قابل قبول هستند، چرا که مراد از اولین بودن سوره حمد این است که حمد اولین سوره ای است که به صورت یکجا و کامل نازل شده؛ همچنین مدثر نیز اولین سوره ای است که پس از دوران فترت (قطع موقت وحی) نازل شده است.
درباره نزول خود قرآن کریم نیز ۲ دیدگاه نزول دفعی و نزول تدریجی بیان شده است. درباره این موضوع نیز توضیح دهید.
قبل از توضیح باید روی این نکته تاکید کنم که اعتقاد به هر یک از این دو موضوع خللی در قرآن کریم وارد نمی کند و اما درباره نزول تدریجی که دیدگاه بزرگانی نظیر شیخ مفید و آیت الله معرفت است باید بگویم بنده نیز طرفدار این نظریه هستم و معتقدم قرآن فقط به صورت تدریجی نازل شده است و مدافعان نزول دفعی قرآن باید به این سوال پاسخ دهند که نزول یکباره قرآن کی و به چه صورت بوده است؟ چرا که خود قرآن یکجا «لیله.. القدر» را مطرح می کند، در جای دیگر «فی لیله.. مبارکه» را و در سوره ای دیگر «شهر رمضان الذی اُنزل فیه القرآن» را! قائلان به نظریه نزول دفعی قرآن از جمع این آیات نتیجه می گیرند که قرآن در شب قدر به صورت کامل نازل شده است، اما در اینکه قرآن به صورت یکدفعه کجا نازل شده است، اختلاف فراوانی وجود دارد. برخی می گویند بر قلب پیامبر(ص) نازل شده است. برخی «بیت المعمور» را عنوان می کنند. برخی دیگر، آسمان های اول یا چهارم را محل نزول دفعی قرآن می دانند و عده ای نیز «لوح محفوظ» را ظرف نزول دفعی قرآن بیان می کنند.
به هر حال اگر بپذیریم قرآن به صورت دفعی نازل شده، به مشکل می خوریم. چون اگر بپذیریم نزول دفعی قرآن در شب قدر بوده است، این شب قبل از مبعوث شدن پیامبر بوده است یا پس از آن؟ اگر گفته شود قبل از بعثت بوده است که امکان ندارد، زیرا مگر ممکن است حضرت هنوز پیامبر نشده، همه قرآن بر او نازل شود؟ اگر هم شب قدر بعد از بعثت باشد، پس در مبعث چه اتفاقی افتاده است؟ آیا قرآن نازل نشده است؟! البته برخی برای جلوگیری از این تناقض، نظراتی را عنوان می کنند، از جمله اینکه مراد از «إنا انزلناه فی لیله.. القدر» این است که اکثریت قرآن و نه همه آن، در شب قدر نازل شده است یا اینکه شب قدر همان شب مبعث است.

نتیجه

الف: پیش از نزول: بررسی آیات آغازین سوره های قرآن ـ که ناظر به چگونگی اوصاف قرآن باشد ـ نشان می دهد که قرآن پیش از نزول آن، نزد خداوند، در «امّ الکتاب» که همان لوح محفوظ و کتاب مکنون است، دارای اوصافی مانند: علیٌّ، مبینٌ و حکیمٌ بوده است.
ب: مرحله نزول: قرآن کریم در این مرحله، تفصیل یافته و اوصاف جدیدی به خود گرفته است: «کِتابٌ اُحکِمَت ءایـاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَت»، «وقُرءانـًا فَرَقنـاهُ» و «لِسانٌ عَرَبیٌّ مُبین». در این مرحله، هدف از نزول قرآن، قراءت، تلاوت، ابلاغ، هدایت، تعقل، تذکّر، شفا، رحمت، تعلّم، اتّباع و… می باشد.
این مراحلِ نزول قرآن، نشانگر ذومراتب بودن آن است. قرآن، کتابی الهی و دارای مراتب مختلف است. مرتبه والای آن، همان امّ الکتاب است که حقیقتی نزد خدای حکیم دارد. مرحله دیگر آن در دست فرشتگان و مرتبه نازلِ آن در دست مردم و به زبان عربی فصیح و آشکار است.

منابع

۱.    قرآن کریم
۲.    محمد باقر حجتی، پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی چاپ چهاردهم ــ ۱۳۷۸
۳.    سیوطی، الاتقان،‌ ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم ــ ۱۳۸۱
۴.    سایت پژوهشکده تحقیقات اسلامی، علوم و معارف قرآن
۵.    محمد هادى، معرفت، التمهید، ج ۱
۶.    تفسیر تسنیم
۷.    تقسیر المیزان
۸.    صدوق، الاعتقادات،
۹.     بحارالانوار،
۱۰.    تفسیر صافى، ج ۱
۱۱.     ابو عبداللَّه زنجانى تاریخ قرآن
۱۲.    سید قطب، فى ظلال القرآن، ج ۲،
۱۳.    التفسیر الکبیر، ج ۵
دانشجو : ولی ا… مصائبی رشته الهیات – علوم قرآن و حدیث

استاد : جناب آقای دکتر سید محمد موسوی مقدم

معاون اسبق فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی استان سمنان

موراد زیر پیشنهاد میگردد

مفهوم خدا در بزرگسالان دارای ناتوانی‌های هوشی

اثر بهره‌ی هوشی، و آموزش رسمی دینی در مدارس سازمان استثنایی … خدا توی هوا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *