پنجشنبه - ۱۳۹۷/۰۹/۲۲
صفحه اصلی >> مقالات >> دین و اندیشه >> مهم ترین ریشه های سعادت از دیدگاه اسلام

مهم ترین ریشه های سعادت از دیدگاه اسلام

سعادت واژه ای زرین ، زیبا ، دل پذیر است که در هر فرهنگ و تمدنی ، آرمانی ارزشمند محسوب شمرده می شود . نگاه افراد به آفرینش و دیدگاه انسان ها به هستی ،‌مبنای تفسیر سعادت است . و رساندن انسان به نقطه ی کمال و وصول او به بالاترین رتبه ی انسانی ، یعنی مقام قرب و عبودیت عین سعادت حقیقی است .
سعادت مفهومی است که در میان اقوام مختلف جهان ، با مراجعه به اندیشه ها و اهداف شان ، غایتی را تعیین می کنند که در صورت دستیابی به آن خود را سعادتمند می خوانند.
دین مبین اسلام که به شکلی بسیط به این مفهوم پرداخته است . اسلام در راه رسیدن به سعادت و چگونگی دستیابی به آن ،‌ مصادیق و نمونه های فراوانی را عنوان کرده است . از جمله این که اساساً سعید به چه کسی اطلاق می شود و مؤمنان در صورت بهره مندی از چه ویژگی هایی فردی سعادتمند محسوب می شوند اسلام بشر ، را از جنبه ی جسم و جان و از جهت معنوی و مادی مورد توجه قرار داده است و معتقد است که سعادت و خوشبختی در مال و ثروت و قدرت نیست زیرا ثروت و قدرت رفاه می آورد ولی آرامش بخش نیست .
عوامل بیشماری در رسیدن انسان به سعادت نقش دارد این عوامل عبارت اند از : عوامل سیاسی ، فرهنگی ، خانوادگی ، اخلاقی و عبادی که در این مقاله به مهمترین آن ها یعنی عوامل عبادی و اخلاقی پرداخته شده است.
کلید واژه :
سعادت  ،  اسلام ، خوشبختی ، کمال ، فلاح .
مقدمه
حمد و ستایش خداوندی که قرآن را توسط پیامبرش برایمان فرو فرستاد . تا به وسیله ی این معجزه جاودانی انسان به سعادت و کمال برسد و درود بر محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) که حامل این گنجینه ی سعادت است و درود و سلام بر اهل بیت (علیهم السلام) و هم چنین مهدی موعود که با ظهورش سعادت را برای جامعه بشری به ارمغان آورد .
سعادت مفهومی است نسبی و هر فرد بسته به نوع تربیت و نگرشی که به جهان هستی دارد آن را در چیزی می جوید و لذا نمی توان تعریف جامع و ثابت از آن ارائه داد.
اما در فرهنگ عامه ، سعادت با واژه هایی چون ، توفیق الهی ،‌ موفقیت و تلاش  آدمی ، خشنودی پروردگار ، سربلندی در دنیا و آخرت ، دوری از بدی و غیره تعریف شده است .
آری ، سعادت واقعی همان راه حق و اولیاء الله است . همان گونه که هدف خداوند نیز به کمال و سعادت رساندن انسان بوده است ییامبران را به همراه کتاب های آسمانی فرستاده است تا بتواند با پیروی از دستورات و تعالیم ، آن ها را به سعادت برساند .
پیروی از دین مایه ی سعادت است و تنها دینی که سعادت بشر را تأمین می کند ، دین اسلام است . اسلام و دستورات متعالی قرآن متضمن سعادت حقیقی بشر در تمامی اعصار است چرا که قرآن رنگ کهنگی به خود نمی گیرد .
اگر بخواهیم در یک کلام بگوییم که انگیزه آدمی در کوششی که دارد چه چیز است ؟ طبعاً سعادت و خوبشختی به ذهن می آید .
برای انسان سعادت و خوشبختی هدف مهم زندگی است . مردم انرژی قابل توجهی را صرف جستجوی سعادت و هم چنین در صورت به دست آوردن آن ، صرف حفظ آن می کنند . اهمیت خاصی که سعادت به عنوان یک ارزش انسانی دارد حس ما را بر می انگیزد تا برای نیل به آن ، وقت و همت گماریم .
۱-سعادت چیست ؟
سعادت عبارت از احساس شادمانی و خوشی ، بهروزی ، لقب و عنوان کارمندان و شخصیت های بزرگ از نوع سفیران و مدیران کل ، جناب  و هم چنین به معنای مبارکی  .
گاهی از مفهوم سعادت تعبیر به فلاح ، فوز ، می شود . یعنی این واژه ها با سعادت هم معنا هستند . در مفهوم فلاح و رستگاری این نکته نهفته است که انسان پیوسته در زندگی خود گرفتار است یا موانعی وی را از رسیدن به هدفش باز می دارد و این موانع را کنار بزنند به مطلوب خود برسند بر این اساس سعادت را به این دلیل فلاح گویند که لازمه ی رسیدن به آرزوهاست و نیز به معنای شکافتن و دریدن حجاب ها و موانع موجود بین انسان و آن خواسته ها می باشد.
کلمه ی فوز ، هم معنای کامیابی و رسیدن به مطلوب است اعم از مطلوب مادی و معنوی که گمشده انسان در دنیا و زندگی ابدی و جاودانی است .
۲-سعادتمند کیست
امام علی (علیه السلام) در حدیثی سعادت انسان را در نتیجه ی کسب علم و دانش و فضیلت بیان می کند و می فرماید « لاینبغی لمن لَمْ یکن عالماً ان یُعَدَّ سعیدا ؛ کسی که بهره ای از دانش ندارد معنا ندارند که دیگران او را سعادتمند بدانند .
سعادت در فرهنگ هر ملت و حتی هر انسان مفهوم ، محتوا و تعاریف مختلفی دارد . هر گروه و فرقه انسانی سعادت را طوری و با ذوق خود تعریف نموده و فهم خود را از این مفهوم ارائه نموده اما این فهم را قرآن کریم در سوره شمس با صراحت معلوم می سازد که فلاح انسان در گرو تزکیه نفس است . سعادتمند کسی است که به قرب الهی نائل شود .
۳-انواع سعادت
۳-۱-سعادت دنیوی و اخروی
سعادت دنیوی دیدگاه کسانی است که نسبت به آخرت اعتقاد چندانی ندارند و با دیدگاه لائیک و مادی به سعادت مردم می اندیشند. از نظر آن ها هر چه هست در این دنیاست و باید دنیای فرد را آباد کرد که سعادت دنیوی دو گونه می باشد :
۱-سعادت فردی : سعادت دنیوی و اخروی است و فرد باید کاری کند در دنیا و آخرت به سعادت نائل آید .
۲-سعادت اجتماعی : عمدتاً دنیوی است و باید راه های استقرار سعادت دنیوی را تحقق بخشد .
سعادت فرد و جامعه به یکدیگر مرتبط است و نمی توان سعادت فرد را از جامعه جدا دانست . گاهی برای فرد اموری سعادت بخش است که برای جامعه چنین نیست .
سعادت فرد و جامعه در سایر عواملی شکل می گیرد که بدین قرار داست : ۱-مدارا ، ۲- استقلال ، خود باوری ، عزت نفس ،۳-تلاش انسان در گسترش روزی حلال ، ۴-سعادت جامعه در گرو تربیت صحیح افراد
سعادت اخروی : کسانی که اصل سعادت را در اخوری بودن آن می دانند ، عقیده دارند که انسان ها در دنیا با ناکامی ها و رنج های فراوانی مواجه می شوند و برنامه ریزی برای سعادت دنیا کار عبثی است ، زاهدان و عابدان چنین فکر می کنند اما پیامبران سعادت دنیوی را از سعادت اخروی جدا نمی دانند جمله ی معروف الدنیا مزرعه الآخره  مؤید این دیدگاه است.

۳-۲-سعادت فلسفی و روان شناختی
فلاسفه مرزهای سعادت را تعریف و در مورد آن چه عامل خوشبختی است ، بحث می کنند . اما روان شناسان با مطالعات روان شناختی به سعادت افراد جامعه می اندیشند.
۴-تحلیل عقلی سعادت
۴-۱-رابطه سعادت و لذت
در توضیح مفهوم سعادت ، می توان گفت : سعادت و لذت به هم نزدیک و قریب الافق هستند و عمده تفاوت آن دو در این است که لذت در موارد لحظه ای کوتاه مدت به کار می رود  ولی ، سعادت صرفاً در مورد لذت پایدار کاربرد دارد.
قرآن نیز در مقایسه بین لذت های دنیوی و اخروی به منظور دعوت به سوی آخرت و تشویق ایشان به حرکت در مسیر سعادت معنوی تعبیراتی به کار برده است :
«وَاْلآخِرَهُخَیْرٌوَأَبْقی»   زندگی آخرت بهتر و با دوام تر است بر این دو ویژگی تاکید دارد و پیوسته این حقیقت را گوشزد می کند که لذت آخرت از لذت دنیا از نظر کیفی بهتر ، و به لحاظ کمی پایدارتر است .
۴-۲-رابطه سعادت و کمال
افراد دارای استعدادهای مختلفی برای رسیدن به سعادت هستند لذت و رنج هایی که برای رسیدن به سعادت وجود دارد متفاوت است . در نتیجه که افراد به آن می رسند فرق دارد مثلاً درجه رسیدن لذت یک فرد با دیگری تفاوت دارد و بعلاوه عوامل خارجی که باعث به فعلیت رسیدن سعادت انسان می شود یکسان نیست ، پس سعادت افراد هم برابر نیست .
موجودات هستی هر چقدر به سرچشمه ی لایزال هستی نزدیک تر باشند سعادتمند و در صورت دور بودن اهل شقاوتند و استعداد انسان برای رسیدن به سعادت ، همان استعداد رسیدن به قرب الهی است .
۴-۳- رابطه سعادت با آرزو
هر فردی در زندگی خود آرزوهایی دارد و تمایل فراوان به برآورده شدن آرزوهایش را دارد . اگر سؤال شود سعادت شما در چیست ؟  پاسخ خواهد داد رسیدن به آرزوهایم . عده ای بر این باورند که سعادت یعنی رسیدن به آرزوها و هر کس به برخی از آرزوهایش برسد به همان نسبت به سعادت رسیده است .
۴-۴-آیا سعادت مطلق است یا نسبی
سعادت مطلق است یعنی سعادت نسبت به افراد و اشخاص و نسبت به محیط و اقوام و ملل یکسان است و فرق نمی کند . آن چیزی که سعادت است برای همه سعادت است در همه جا سعادت است و معنی این که سعادت نسبی است که ممکن است یک چیز برای یک فرد و در یک محیط خاص سعادت باشد و برای فرد دیگر و در محیط دیگر سعادت نباشد بلکه عین بدبختی و شقاوت باشد . در مورد کمالات و خیرات مشترک سعادت مطلق است و در مورد کمالات و خیرات اختصاصی سعادت نسبی به هر حال مسأله ی نسبی بودن سعادت با مسأله ی نسبی بودن خواسته ها و آرزوها بستگی ندارد با مسأله ی نسبی بودن «خیر» و « کمال» بستگی دارد .
۴-۵-آیا سعادت متغیر است یا ثابت؟
در خود سعادت از جنبه ی ثبات و تغییر جای گفتگو نیست . زیرا چنان که خواهیم گفت : سعادت از رسیدن انسان به کمالاتی که در قوه دارد و از شکفته شدن و بارور شدن قوا و استعدادات بدنی و روحی او پیدا می شود . لذت عبارت است از انعکاس نفسانی نیل به قوه ای از قوا به کمالی که در استعداد دارد ، و چون سعادت عبارت است از لذت همه جانبه و نیل همه جانبه به همه ی کمالات به طوری که حداکثر کمالات و خطوط فطری و طبیعی استیفا گردد . پس باید دید آیا این جهت در طول زمان متفاوت می شود یا ثابت و یکنواخت است ؟
جای تردید نیست که در این جهت انسان قرون گذشته یا انسان امروز تفاوتی ندارد . چنین نیست که نوع کمالاتی که آن ها در استعداد داشته اند و کیفیت لذتی که از نیل به کمالات خود می برده اند با آن چه که امروز بشر در استعداد دارد و با آن چه که امروز احساس می کند متفاوت باشد.
اگر بخواهیم از جنبه ی ثبات و تغییر در مساله سعادت بپردازیم باید عوامل سعادت را بحث کنیم در عوامل سعادت است که می توان گفت برخی چیزها در زمانی عامل سعادت و سبب تکامل بشری می گردند و همان ها در زمان دیگر عامل سعادت و موجب تکامل نیستند.
۴-۶-ذاتی یا اکتسابی بودن سعادت
در مورد ذاتی و اکتسابی بودن سعادت دو دیدگاه مهم وجود دارد :
۱-اکتسابی بودن آن
۲- ذاتی بودن آن
دانشمندان امامیه ، با مشرب های گوناگون ( فلسفی ، کلامی و …) به طور غالب ، معتقد به دیدگاه اکتسابی بودن سعادت دارند اما برخی از بزرگان مانند آخوند خراسانی از ظاهر کلامش قائل به دیدگاه ذاتی بودن سعادت دارند .
دیدگاه درست همان دیدگاه اول یعنی اکتسابی بودن سعادت است زیرا ، مبتنی بر نظریه جبر است و جبر ، امری نامعقول و مخالف با کتاب و سنت و احادیث متواتر است .
بنابراین با توجه به ادله عقلی نمی توان گفت که سعادت و شقاوت دو صفت ذاتی برای انسان هستند و غیر قابل تغییر بلکه سعادت یک صفت اکتسابی و قابل تغییر می باشد .
۵-عوامل عبادی رسیدن به سعادت
بر اساس آیات و روایات ، فلسفه ی وجودی انسان رسیدن به سعادت و قرب الاهی است . بدین منظور دین اسلام برنامه ی جامع و کاملی در این قالب در بر دارد از جمله این برنامه ها عبادت و بندگی است . عبادت یکی از نیازهای واقعی و اساسی است که ریشه در اعماق جان و فطرت بشر دارد و اسلام آن را به منزله یک برنامه جامع برای پرورش و تکامل روح و روان انسان برنامه ریزی کرده است .
۵-۱-عبادت خداوند سبحان
عبادت یک نوع فعالیت و عمل است این فعالیت ممکن است بدنی و ظاهری باشد . مانند نماز ، حج و صدقه و .. و ممکن است قلبی و درونی باشد مثل تفکر و توکل و …
اسلام بر خلاف پاره ای از ادیان که عبادت را در اعمال و مراسم مخصوصی محدود کرده‌اند ، برای عبادت گستره ی وسیعی قائل است و آن را به تمام عرصه های زندگی فردی و اجتماعی سرایت داده می شود حتی دنیایی ترین جنبه زندگی هم چون خوردن و خوابیدن و ریاست و … می تواند برای عبادت و وسیله ی برای تکامل و تقرّب به خداوند و وسیله ی برای سعادت فرد باشد و این نشانه ی آمیختگی دین و دنیا در اسلام است.
۵-۲-یاد پروردگار
مهم ترین عامل و وسیله که موجب خوشی و آرامش روح انسان می گردد ،‌ همانا یاد پروردگار است . قرآن عظیم الشأن مهم ترین عامل و وسیله برای خوشی و آرامش روح را یاد پروردگار معرفی داشته است.
«أَلابِذِکْرِاللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»  ، تنها با یاد پروردگار است که قلب ها آرام می گیرند . البته روی گرداندن از یاد خداوند را عامل سیه روزی و بدبختی دانسته و باید گفت تنها راز خوشبختی در نور ایمان الهی نهفته است و بس . انسان هایی که در زندگی خویش خوشبخت هستند که از آرامش نفس و روح حقیقی برخوردار باشند . انسان هایی که سعادت را صرف در زر اندوزی و انباشتن مال و منال می پندارند در اشتباه اند . تجربه به اثبات رسانیده است که مال و دارایی زیاد هیچ وقت برای انسان سعادت به بار نیاروده ، در زیادی مال و ثروت است که زمینه مصیبت ها و فلاکت ها را برای انسان به وجود می آورد .
به یاد خداوند و نعمت های بی پایان او بودن موجب زیادی معرفت و محبت و سعادتمندی دو جهان می شود و در برابر آن ، فراموشی خداوند بدیختی و محرومیت و خود فراموشی را به بار می آورد و در نتیجه در مقام تحصیل سعادت خود بر نمی آید .
۵-۳-قرائت قرآن
قرآن،چیزی جز کتاب هدایت در زندگی نیست «هُدًی لِلْمُتَّقینَ»  ، قرآن کتابی است برای انتخاب بهترین زندگی که سعادت جاودانه در پرتو آن تحقق می یابد .
زندگی حقیقی و حیات طیبه در پرتو علم به دستورها و رهنمودهای قرآن شکل می گیرد . ای کسانی که ایمان آوردید ! اجابت کنید خدا و رسولش را هنگامی که شمارا به چیزی می خواند که مایه حیات شما است.
چون قرآن روش درست زیستن را به انسان می آموزد و برنامه ی که در برگیرنده تمام ابعاد زندگی انسان و تضمین کننده سعادت فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی اوست ،‌ارائه می دهد ، به میزانی که انسان آموزه ها و دستورهای قرآن را در زندگی به کار ببندد ، موفقیت کسب خواهد کرد اما هر اندازه از قرآن فاصله بگیرد ، دچار خسران و ضرر خواهد شد . زندگی قرآن بر اساس رعایت مقررات و عدالت و احسان و صفا و صمیمت است و مردمی که این گونه زندگی کنند دارای اطمینان خاطر و آسایش خواهند بود و سعادت ابدی و جاودانه را در آغوش خواهند گرفت .
۵-۴-تهجد و شب زنده داری
کسی که تهجد کند و نماز شب را به جا آورد ، به مقامات بالایی می رسد که هر خردمندی آرزوی آن را دارد . برخی از مقامات انسانی ، مقامات بلند و والایی هستندکه حتی خداوند آن را برای اشرف آفریده های خود ،‌ شرافت بزرگ بر می شمارد و از انسان ها می خواهد که هدف سیر و سلوک زندگی خویش را آن قرار دهند از جمله این مقامات انحصاری انسان مقام محمودی است که از جانب خداوند تبیین و توصیه شده است . مقام محمود همان مقام شفاعت است و این مقام در مرتبه ی نخست از آن پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیه السلام) می باشد .
۵-۵-نماز
عبادت و پرستش از امور فطری است . البته در شکل و نوع پرستش ها تفاوت های زیادی دیده می شود اما اگر بخواهیم بفهمیم چه چیزی  بیشتر موجب سعادت انسان می شود باید ببینیم خدا بیشتر به چه چیزهایی تأکید کرده است و هر مطلبی که در قرآن و روایات ، کلمات اهل بیت علیهم السلام و سیره عملی آن ها بیشتر مورد توجه بوده معلوم می شود که در تکامل انسان بیشتر مؤثر است از مهم ترین آن ها ، اهتمام به نماز ، است .
نماز معجزه ی الهی است که در هر جزئش رازی نهفته است . وسیله ارتباط با خداوند و انس با پروردگار جهان است «‌الصلاهُ عَمودُ الدینُ »  ! نماز ستون دین است .
نماز به همه وجود انسان آرامش می دهد و همین آرامش سرانجام سعادت است. نماز رمز ارتباط با خداست ، مؤمنانی که رابطه ی همیشگی و دایمی با آفریننده ی خود پیدا می کنند تنها در برابر او سر تعظیم فرو می آورند در مقابل جباران و ستمگران تسلیم نخواهند شد . این تعظیم و آن تسلیم نشدن بزرگترین عالم تربیت اوست انسانی که در شبانه رزوی پنج بار در مقایل خداوند ایستاده و او را عبادت می کند اگر عبادتش با حضور قلب و توجه واقعی انجام شود انسانی خداگونه خواهد شد .

۵-۶-زکات
زکات بهترین وسیله برای پاک سازی و پرورش جامعه اسلامی است ، موضوع زکات آن قدر اهمیت دارد که خداوند متعال به عنوان دستورالعمل کلی به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید از اموال مسلمین صدقه ،  یعنی زکات بگیر.
..این احکام آسمانی که روشنگر راه سعادت و خوشبختی اجتماع می باشد ، همان دستورات درخشان و برنامه متعالی قرآن است که آخرین پیامبر رحمت ، برای آسایش و سلامت جسم و جان بشر آورده است . دستوراتی که گاهی در قالب نماز و زکات و گاهی به شکل دیگر از سوی خداوند ، به امت اسلامی به منظور سعادتمندی آنان ابلاغ شده است.
پس باید برنامه زکات در راس همه امور قرار گیرد تا نعمتی که خداوند به صاحبان نعمت عطا کرده و از آن قدردانی و سپاسگزاری به عمل آمده و حق آن ادا گردیده باشدودر ازای آن مردم در بستر امنیت و آغوش نعمت به خوشبختی و سعادت به زندگی خود ادامه دهند .
۵-۷-امر به معروف و نهی از منکر
به کارگیری لفظ معروف و منکر مربوط به بایدها و نبایدهای دین ، بدین لحاظ است که فطرت پاک انسانی با کارهای معروف آشنا و مأنوس و با زشتی ها و امور ناپسند، بیگانه و نامأنوس است.
امر به معروف و نهی از منکر از فروع دین اسلام و اجرای آن باعث برپا شدن واجبات و از بین رفتن منکرات و برقراری امنیت و آرامش و آسایش در جامعه می شود و سعادت افراد رابه دنبال دارد. زیرا از نظر اسلام جامعه ی انسانی یک واحد به هم پیوسته است که اگر جلوی میکروب های موجود در یک عضو نگرفته نشود ، ناراحتی و مرض از یک عضو به سایر اعضا سرایت خواهد کرد . امر به معروف و نهی از منکر به منزله ی واکسیناسیون جامعه و جلوگیری از ابتلا به بیماری روحی و روانی است . بر این اساس امر به معروف و نهی از منکر برای تمام جوامع ضرورت تام دارد.
۶-عوامل اخلاقی رسیدن به سعادت
فضایل اخلاقی نه تنها سبب رستگاری در قیامت می شود بلکه وسیله ای برای سعادت دنیا محسوب می شود . این جاست که امیر المؤمنان می فرماید اگر امیدی به بهشت و ثواب و ترس از جهنم و عقاب نداریم باز هم شایسته بود که مادر پی مکارم الاخلاق باشیم زیرا خوشبختی و سعادت را از این طریق می توان بدست آورد .
۶-۱-تقوا و پرهیزگاری
تقوا در مکتب اسلام از موقعیت بسیار ممتازی برخوردار است و آن به عنوان یک ارزش اصیل اخلاقی و هدف تشریع احکام و نیز بهترین توشه آخرت و بزرگ ترین وسیله ی سعادت معرفی شده است .
قرآن مجید ملاک کرامت و ارزش انسان ها رادر تقوا می داند . هم چنین در نهج البلاغه و کتب حدیث ، تقوا به عنوان رئیس اخلاق و بزرگ ترین وسیله ی سعادت معرفی شده است . حضرت علی (علیه السلام) تقوا را در راس همه امور اخلاقی قرار دادند . در بعضی احادیث تقوا به عنوان عامل مهمی در تزکیه و تهذیب نفس و داروی شفابخش بیماری های نفس معرفی شده است.
تنها ایمان و اعتقاد به معنویات و سپس نیکوکاری بر اساس آن اعتقادات مقدس است که قلب آرام و رضایت خاطر را تأمین می کند و سعادت را میسر می کند .
۶-۲-تواضع و خشوع نسبت به خدا
تواضع و فروتنی یک حالت عالی روحی و روانی است که از برکت معرفت انسان به حق و به خود و به خلق و به دنیا به دست می آید آری وقتی با این حقیقت آشنا شدیم که وجود مقدس حضرت حق خالق کل شیء و به عالم و روزی بخش تمام موجودات و حافظ هستی و بصیر خبیر به تمام امور وسیع به تمام اصوات ، و قادر بر هر چیز است ، بدون شک در برابر عظمت و هیبت و جلال و کمال او به تواضع برخاسته و از برکت آن تواضع مطیع و فرمانبر او خواهیم شد و به دایره‌ی با عظمت بندگی و به میدان پر منفعت عبودیت قدم گذاشته و مجذوب و شیدای آن کمال مطلق خواهیم شد. که تواضع در برابر حق جز فانی شدن در برابر عظمت او و در برابر او خود را ندیدن و در تمام امور بنده و مطیع و فرمانبر او بدون معنای دیگری ندارد.
تواضع روزنه سعادت دنیا و آخرت و عامل دور شدن آتش عذاب از انسان و نزدیک کننده بهشت برین به آرامی است ومقدمه ی معرفت ، علاج کسالت ، دور کننده شقاوت آورنده سعادت ، آراسته کننده انسان بر کرامت است .
۶-۳-توبه
مهم ترین عامل در محور آثار گناهان ، توبه و بازگشت به سوی خداست . توبه ،‌انقلابی است درونی که در نتیجه ی حصول معرفت و بیداری در قلب آدمی پدیدار می شود و روی دل را به سوی درگاه الهی می گرداند . در نتیجه این انقلاب درونی ، قلب از تیرگی معاصی تصفیه می شود و از مرگ معنوی نجات می یابدو به سعادت می رسد.
کسی که به خدا بر می گردد ، خداوند با مغفرت و آمرزش خود به سوی او باز می گردد و او را در رحمت خود فرا می گیرد . اما باید شرایط توبه را به جای آورد و آن چه بر عهده او باقی مانده بود ادا کرد باید امیدوار به پذیرش توبه خود باشد و هر چه می تواند در به جای آوردن شرایط توبه ی صحیح بکوشد تا مشمول غفران الهی شود.
۶-۴-زهد
زهد یعنی از خدا گسستن و به خدا دل بستن که این مرحله ، مرتبه ی بسیار بالای است تا جایی که انسان حتی به بهشت و نعمت های آن هم توجه ندارد و فقط منعم را می خواهد و زاهد واقعی آن است با بودن توانایی و دسترسی بر امکانات دنیا آن را رها می کند نه با نبودن چیزی و زاهد شدن به آن .
زهد، نگرشی ویژه ای به زندگی مادی در پرتو جهان بینی الهی است و هر چه شناخت و بینش انسان او را به یقین نزدیک تر سازد ، زهد او حقیقی تر و خالص تر خواهد بود و نتیجه ی آن در سخن حضرت علی (علیه السلام) می فرماید :
« اَصلُ الزُهدِ الیقینُ و ثَمَرَتَهُ السَّعادَهٌ »  اساس و ریشه زهد ، یقین و اعتقادات راستین است و میوه آن سعادت است .
۶-۵-قناعت
قناعت ملکه ای است برای نفس که موجب اکتفا کردن از مال به قدر حاجت و ضرورت است بدون این که برای طلب زیادتر تلاش کند بدون این که خود را در تعب و رنج اندازد در این صفت فضیلتی است که اکتساب فضایل دیگر به آن بستگی دارد و فقدان آن انسان را به رذایل می کشاند و بزرگ ترین وسیله ای است برای تحصیل سعادت ابدی ، زیرا هر کس در خوراک و پوشاک به قدر ضرورت قناعت کرد و به نوع متوسط و معمولی آن اکتفا نمود و آرزوی خود را محدود ساخت و مشغول زیادتر از نیاز نکرد همیشه آسوده خاطر خواهد بود و اشتغال به امر دین و سلوک راه آخرت  برای او ممکن می شود و به سعادت می رسد.
صفت قناعت ، مرکبی است که آدمی را به مقصد می رساند و وسیله ای است که سعادت ابدی را به جانب آدمی می کشاند زیرا که با این صفت حواس انسان جمع و تحصیل آخرت بر او سهل وآسان می گردد.
۶-۶-صبر
در روایات اسلامی عالی ترین نوع صبر آن صبری است که انسان به هنگام فراهم آمدن وسایل عصیان و گناه از خود نشان دهد و از گناهی که به ظاهر لذت بخش است چشم بپوشد.
نوع دیگر صبر در مقابل نعمت ها و شهوات است مثل ، زیاد شدن اموال ، رسیدن به جاه و مقام و مهیا شدن وسایل خوش گذرانی ، که اگر انسان در چنین موقعیتی سرکشی نماید و عنان از کف بدهد به عذاب دچار خواهد شد .
صبر از بیهوده گویی را رستگاری و نجات می خوانند و آن را در حالت کلی همان پیروزی که انسان در تمنای آن است می دانند و هشدار می دهند که عجله و رها کردن عنان شهوت ها خطری است که باید سخت از آن هراسید در حدیثی بیان شده که « إنَّ السعید لِمَن جنب الفتن و لِمَن ابتلِیَ فَصَبَرَ »  خوشبخت آن است که از فتنه ها کناره گیرد و آن که به زحمتی مبتلا شود صبر کند .
۶-۷-راستی
صداقت و راستی از خصوصیات عالی اخلاق انسانی است که در آموزه های اساسی ارجمندی و نیک بختی انسان شناخته شده است . بنابراین اگر همه فعالیت ها و اقدامات انسان بر صدق و راستی بنا نهاده شود و از هر گونه ناراستی پیراسته باشد ، زمینه های نیک بختی و گران قدری برای او فراهم می گردد، چنان که گشوده شدن دریچه های سعادت و بهروزی به سوی جامعه ی بشری ، جز با استوار کردن پایه صداقت میسر نمی شود . پس نردبان صعود مسلمانان به بالاترین قله های سعادت و کلید دست یافتن مؤمن به گنج ایمان ، صدق و راستی با همه گسترده و دامنه اش و در همه ابعاد و مراتب آن است و نشانه اش هماهنگی میان برون و درون انسان و مطابقت اندیشه و پندار و نهان با گفتار و کردار و عیان اوست .
۶-۸جهاد در راه خدا
رستگاری تنها در سایه ایمان و جهاد است . جنگ و جهاد مایه نزول خیرات و برکات الهی رزمندگان است ، این ها همان رستگاران اند ، کسانی که استحقاق هرگونه خیر و سعادتی را دارند، همان ها که با تمام وجود و امکانات شان جهاد می کنند .
همان طور که در تعریف ایمان حضرت علی (علیه السلام) فرمودند آخرین مرحله ی تکامل ایمان عمل با اعضاء و جوارح است .
امام علی (علیه السلام) همان جهاد در راه خدا ، دری از درهای بهشت است ، که خدا آن را به روی دوستان مخصوص خود گشوده است .
۶-۹-امانت و وفای به عهد
عهد و پیمان معنای وسیعی دارد که هم شامل عهدهای خصوصی در میان افراد مسائل اقتصادی و امثال آن می شود و هم شامل عهد و پیمان هایی که در میان ملت ها و حکومت ها برقرار می شود و از آن بالاتر پیمان های الهی و رهبران آسمانی در مورد امت‌ها که سعادت ملت ها و افراد را به دنبال دارد .
بنابراین یکی از مسائلی که در سعادت و سازندگی و کمال انسان نقش بزرگی دارد امانت داری و وفای به عهد است که هم در سازندگی فرد نقش اساسی دارد و هم در ساختن اجتماع که بدون آن ، هیچ گونه همکاری اجتماعی ممکن نیست و بشر با فقدان آن زندگی اجتماعی و آثار آن را عملاً از دست خواهد داد به همین دلیل حتی افراد و ملت هایی که اعتقاد الهی و مذهبی ندارند برای مصون ماندن از هرج و مرج ناشی از این خیانت در عهد و امانت ، خود را به انجام این دو برنامه موظف می دانند .
۷-سرنوشت سعادتمندان و موهبت های آنان
«بِأَکْواب ٍوَأَباریقَ وَکَأْسٍ مِنْ مَعینٍ» ؛ این نوجوانان زیبا با قدم ها و کوزه ها و جام های پر از شراب طهور که از نهرهای جاری بهشتی برداشته شده در اطراف آن ها می گرداند و آن ها را سیراب می کنند . اما نه شرابی که عقل و هوش را ببرد و مستی آورد بلکه  هنگامی که بهشتیان آن را می نوشند .
«لایُصَدَّعُونَ عَنْهاوَلایُنْزِفُونَ» ؛ نه دردسر می گیرند و نه مست می شوند تنها یک حالت نشعه روحانی توصیف ناپذیر به آن ها دست می دهد که تمام وجودشان را در لذتی بی نظیر فرو می برد.
«وَفاکِهَه ٍمِمّایَتَخَیَّرُونَ» ؛ نوجوانان بهشتی هر نوع میوه ای که آنان مایل باشند به آن ها تقدیم می کنند .
«وَلَحْمِ طَیْرٍمِمّایَشْتَهُونَ» ؛ و گوشت پرندگان که از هر نوع که بخواهند ، مقدم داشت بر گوشت به خاطر آن است که از نظر تغذیه عالی تر و بهتر است به علاوه میوه قبل از غذا لطف دیگری دارد . البته بعضی دیگر از آیات قرآن استفاده می شود که شاخه های درختان بهشتی کاملا در دسترس بهشتیان است به طوری که به آسانی می توانند از گونه میوه ای شخصاً تناول کنند . این معنی درباره غذاهای دیگر بهشتی نیز مسلماً صادق است .
« فی سِدْرٍمَخْضُودٍ» ؛ آن ها در سایه درخت سدر بی خار قرار خواهند گرفت . در حقیقت این رساترین توصیفی است که برای درختان بهشتی در قالب الفاظ دنیوی ما امکان پذیر است . زیرا « سدر» به گفته بعضی از باب لغت درختی است تناور که بلندیش گاهی به چهل متر می رسد و می گویند تا دو هزار سال عمر می کند و مایه بسیار سنگین و لطیفی دارد .
«إِنّاأَنْشَأْنا هُنَّ إِنْشاءً» ؛ آن ها را آفرینش نوینی بخشیده ایم این جمله ممکن است اشاره به همسران مؤمنان دراین دنیا باشد که خداوند آفرینش تازه ای در قیامت به آن ها می دهد و همگی در نهایت جوانی و طراوت و جمال و کمال ظاهر و باطن وارد بهشت می شوند که طبیعت بهشت تکامل و خروج از هرگونه نقص و عیب است .
و نَمارِقُ مَصفُوفَه وَزَرابِیُ مَبثُوتَه
نمارق جمع غرقه : پشتی های مخصوص تکیه کردن ( مصفوفه ، (صف) به ردیف چیده شده این نشان می دهد که بهشتیان در کنار هم اجتماع کرده و بر این پشتی ها تکیه زده و سرگرم تفریحند « زرابی جمع زریه و زری : فرش های نفیس زربف که بعضی تفسیرها آن را به اشتباه زربیه نوشته اند . که به معنای اصطبل و بیشه شیر است که جمع آن (زراب و زرائب) است : مبثوث (بث) گسترده شده ، پهن شده زیر پا ، یعنی زیرپای آنان فرش های فاخر گسترده است .
«یَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلینَ» ؛ آن ها لباس هایی از حریر لطیف و نازک و ضخیم می پوشند و در برابر یکدیگر بر تخت ها جای دارند .
سندس به پارچه های ابریشمین نازک و ضخیم و لطیف می گویند و بعضی قید زربافت را نیز به آن ها افزوده اند استبرق به معنای پارچه های ابریشمین ضخیم است بعضی از اهل لغت آن را معرب کلمه فارسی استبر به معنی ضخیم می دانند این احتمال نیز هست که ریشه آن عربی است و از برق به معنی تلالو گرفته شده است به خاطر درخشندگی خاصی که این گونه پارچه ها دارند البته در بهشت گرما و سرمای شدیدی وجود ندارد تا به وسیله ی پوشیدن لباس دفع شود بلکه این ها اشاره به لباس های متنوع و گوناگون بهشتی ، و همان گونه که قبلاً گفتیم الفاظ و کلمات برای رفع حاجت در زندگی روزمره دنیا وضع شده قادر نیست .
مسائل آن جهان بزرگ و کامل را توصیف کند بلکه تنها می تواند اشاراتی به آن باشد . ضمناً متقابل بودن بهشتیان با یکدیگر و حذف هر گونه تفاوت و برتری جویی در میان آن ها اشاره ای است به روح انسان و اخوتی که بر جلسات آن ها حاکم است جلساتی که جز صفا و روحانیت و معنویت در فضای آن چیزی وجود ندارد .
« جَنّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَهً لَهُمُ اْلأَبْوابُ» ؛ در بهشت های جاویدان گشوده است برای ایشان ، درها (جنات ، اشاره به باغ های بهشت است و عدم به معنای استقرار و ثبات است ، و معدن را به این جهت معدن گفته‌اند که فلزات و مواد گران قیمت در آن جا مستقر است .
تعبیر مفتحه لهم الابواب اشاره به آن است که حتی زحمت گشودن درها برای بهشتیان وجود ندارد . گویی بهشت در انتظار آن هاست و هنگامی  که چشمش به آن ها می افتد آغوش باز می کند و آن ها را به درون دعوت می کند . سپس آرامش واحترام خاص بهشتیان را به این صورت بیان می کند این در حالی است که آن ها بر تخت ها در آن تکیه کرده اند و انواع میوه‌های فراوان و نوشیدنی در اختیار آن هاست هر زمان آن را می طلبند فوراً نزد آن ها حاضر می شود .
«إِنَّ هذا لَرِزْقُنا ما لَهُ مِنْ نَفادٍ »
خداوند برای تأکید بر جاودانگی موهبت های بهشتی می فرماید : این رزق ماست . عطایی که هرگز پایان نمی گیرد و فضایی که برای آن متصور نیست . بنابراین هم زوال و نابودی ،‌که هم چون سایه شومی به نعمت های این جهان افتاده در آن جا وجود ندارد و از برکت خزائن پر بار الهی پیوسته مدد می گیرند و محدودیتی برای آن نیست و حتی کاستی در آن ظاهر نمی شود چشم اراده خدا بر آن تعلق گرفته است .
۸- بررسی برخی از موانع رسیدن به سعادت
۸-۱- اغراض از یاد خدا
اصولاً تنگی زندگی بیشتر به جهت کمبود معنوی است ، زیرا خداوند طبق صریح آیات قرآن ، همه را پاک آفریده واسباب سعادت و تکامل رادر اختیار همگان قرار داده ،‌ولی با این حال ، گروهی با اعمال به دوزخ را برای خود فراهم می کنند ، و سرانجام شوم و تاریک رابرای خود تدارک می بینند و گروهی با اعمال نیک بهشت و رضایت حق تعالی را برای خود به دست می آورند و سرانجام رستگار می شوند.
راستی چرا انسان گرفتار این تنگناها می شود ، قرآن می گوید : علل اصلیش اعراض از یاد حق است .
یاد خدا مایه آرامش جان ، تقوا و شهامت است و فراموش کردن او مایه اضطراب و ترس و نگرانی است .
هنگامی که انسان مسئولیت هایش را به دنبال فراموش کردن یاد خدا به فراموشی بسپارد ‌غرق در شهوات و حرص و طمع می گردد ، پیدا است که نصیب او بدبختی و شقاوتی می شود .
۸-۲-غفلت
غفلت از خدا انسان را به اسفل السافلین می رساند. افراد غافل در بیراهه های زندگی سرگردانند و به سبب همین اعمال ،‌دنیای آن ها با سختی و مشکلات همراه است و در آخرت هم در عذابند .
قرآن کریم یکی از عوامل مهم بدبختی بسیاری از انسان ها را فراموشی و غفلت می داند ، زیرا غافلان ، چشمه ی آب حیات  ،‌کنار دست شان است ، ولی از تشنگی فریاد می کشند ، درهای سعادت به رویشان باز است ، اما حتی به آن نگاه نمی کنند و آن ها با دست خویش وسایل بدبختی خود را فراهم می سازندو نعمت های گران بهای عقل و چشم و گوش ، را به هدر می دهند.
۸-۳-بدعت در دین
نگویید : این حلال است و آن حرام … به یقین کسانی که به خدا دروغ می بندند ،رستگار نخواهند شد .
از این آیه شریفه استفاده می شود بدعت در دین و نسبت دادن احکام به خدا بدون دلیل ، موجب محرومیت  از رستگاری و سعادت ابدی است ، زیرا ریشه ی بدعت گزاری در دین ، گفته های بی اساس و دروغین است و این کار نزد خدا حرام است و باعث محرومیت فرد از رستگاری و سعادت دنیا و آخرت خواهد بود . شاهد بر این که بدعت گزاران رستگار نخواهند شد و سبب شقاوت و بدبختی و موجب عذاب الهی خواهد بود .
۸-۴- گناه و معصیت
اساساً‌ فکر گناه دل را تیره کرده ، پاکی و صفای آن را از بین می برد ، به عبارت روشن تر ، اسلام در صدد است تا سرچشمه های گناه را خشک کند و آلودگی را در نطفه خفه سازد به طور کلی ، اسلام و رهبران بزرگوار آن پایه ی اعمال را از نظر کیفر و پاداش بر اندیشه و نیت افراد بنا نهاده اند .
چه بسا فکر و اندیشه ی گناه ما را از مسیر سعادت و کمال سوق می دهد خود گناه چه عواقبی به دنبال دارد که ما از آن غافلیم تخلف از قوانین الهی و ارتکاب گناه هم موجب بدبختی و سیه روزی در دنیا می شود و هم عذاب و شکنجه آخرت را به دنبال دارد اسلام از یک طرف تمام مصائب و گرفتاری های دنیایی را معلول گناه می داند و از طرف دیگر شخص گناه کار را به عذاب های سخت و طولانی آخرت بیم می دهد.
اسلام برای جلوگیری از افراد از ابتلا به گناه از برنامه ی پیشگیری استفاده کرده از یک سو پیروان خود را به تقوا و پرهیزگاری دستور می دهد و از سوی دیگر از عوامل و موجبات آلوده شدن به گناه جلوگیری می کند.
پس اگر در دنیا و آخرت سعادت و خوشبختی و آسایش می خواهیم باید با شیطان و نفس اماره به مبارزه برخاسته و شهوت و غصب را مهار کرده وهوا و هوس ها را لجام بزنیم و با انتخاب راه صواب به تقویت روح بپردازیم تا لیاقت درک الهامات و فیوضات الهی را پیدا کرده و به سعادت برسد .

۸-۵-هواپرستی
هواپرستی عامل بیگانگی از همه اصول اخلاقی است وسرانجام هواپرستی انسان را در خویشتن فرو می برد و از همه ی حقایق و سعادت جهان دور می سازد . انسان هواپرست جز به اشباع شهوات خویش نمی اندیشد . آگاهی ، گذشت ، ایثار و معنویت برای او مفهومی ندارد . هواپرست همیشه گرفتار افراط است . شاید یک دلیلش این باشد که طبع آدمی در لذت های مادی همیشه رو به افزون طلبی می رود و غفلت از یاد خدا منشا تمام گرفتاری ها و بدبختی های بشر دردنیا و آخرت است .
انسان تا زمانی می تواند به حیات انسانی خود ادامه دهد که متصل به منبع لایزال الهی باشد . غفلت باعث قطع اتصال و به نابودی کشانده شدن جوهره انسانی او می شود و کسی که خدا را فراموش می کند زندگی سختی خواهد داشت .
هواپرستی ،‌یکی از بزرگ ترین موانع سعادت و کامیابی بشریت به شمار می آید و تمام بدبختی ها و فلاکت انسان ها به خاطر این است که آن ها مطیع هوا و هوس هستند و فقط آن چه را خدا ، توسط قرآن و پیامبر (صلی الله علیه و آله ) و ائمه (علیه السلام) می فرمایند مطیع و فرمان بر باشند و به خواسته های هوا و هوس توجه و اعتنا نکنند.
۸-۶-ظلم و بیدادگری
ظلم به معنای ستم (آزار) آمده است . اصل آن به معنای ناقص کردن و کم کردن حق و با گذاشتن شیء در غیر موضع خویشتن است بنابراین آزار رساندن به دیگران و حق دیگران را پایمال کردن از مصادیق آشکار ظلم است . علامه طباطبائی در تفسیر المیزان فرموده است .
ظلم یکی از شنیع ترین گناهان است . بلکه با کمی دقت و با تحلیل عقلی باید گفت :‌زشتی و شناعت گناهان دیگر هم به مقدار ظلمی است که از آن هاست.
اثر وضعی ظلم در دنیا این است که بالاخره انسان ستمگر، قوم ستمگر ، در دنیا به نابودی و بدبختی خواهد رسید و در آخرت هرگز روی سعادت و رستگاری را نخواهد دید بلکه او در دوزخ ابدی گرفتار خواهد شد .
۸-۷-عصیان و تمرد از احکام الهی
یکی از موانع سعادت انسان که از دایره حدود و احکام الهی خارج شود و سر عصیان و تمرد در بیاورد . باید مراقب باشیم که از حدود الهی خارج نشویم در غیر این صورت در گروه شقاوتمندان و تیره بختان قرار گرفته و از آتش دوزخ در امان نخواهیم ماند .
آری کسانی که عصیان و تمرد به احکام الهی می کنند سرانجام آن ها عذاب خوار کننده و آمیخته با توهینی دارند آن ها در حالی که در دوزخ اند آن چنان به خود مشغولند و در خویش فرو رفته اند و به دیگری نمی پردازند و عملاً تنها هستند .

نتیجه
سعادت یا نیک بختی نامی است که معمولاً‌ انسان ها به مطلوب نهایی خود می دهند . اما به رغم توافقی که در نامیدن مطلوب نهایی به سعادت دارند در تعریف آن بر یک عقیده نیستند .
دین مقدس اسلام بر این عقیده پافشاری می کند که انسان برای رسیدن به سعادت حقیقی ناگزیر است از متن دنیا و سعادت های دنیوی عبور کند . لازم است هم میان سعادت های دنیایی تعادلی ایجاد کند که به سعادت ابدی خویش دست یابد.
در آیات و روایات زیادی به این مسئله اشاره شده است که هدف از خلقت انسان سیر الی المطلوب است رسیدن به لقاء الله که خداوند متعال برای رسیدن به این هدف متعالی رسولانی برای او فرستاد تا به واسطه ی آنان سعادت دنیا و آخرتش را در دست وی قرار دهند و آنان در بهشت برای همیشه جاودان باشند و از جوار او روزی بخورند .
سعادت دارای مؤلفه ها و عوامل متفاوت و مختلفی است که دارای ارزش استقلالی می باشند به طوری که فقدان هر یک از مؤلفه ها به سعادت انسان آسیب می رساند این مؤلفه ها در اختیار خود انسان است مانند فعالیت های اخلاقی و دینی و خانوادگی و …در حوزه تصمیم فرد است اگر انسان بخواهد به سعادت ابدی برسد احتیاج دارد که از خیلی از عوامل بازدارنده دوری کند . مولای متقیان علی (علیه السلام) در این باره می فرماید : ای بندگان خدا از نافرمانی خدا بپرهیزید به خاطر هدفی که برای آن خلق و آفرینده شده اید .
نکته قابل شایان توجه ، این که باید باور کرد هر کس عامل خوشبختی و سعادت خویش است . خوشبختی و سعادت خوردنی نیست ، بلکه دریافتنی است . رسیدن به خوشبختی به قابلیت فردی بستگی دارد . هر کس می تواند از امکانات و مادی و غیر مادی خود طوری استفاده کند که زندگیش به جهنم تبدیل شود . یا طوری که زندگی اش آکنده از زیبایی ، عشق و خوشبختی ، صفات بهشتی گردد این بستگی به خود انسان دارد که چگونه و از چه منبعی معرفت کسب کند و در چه مسیری حرکت کند .
فهرست منابع و مأخذ
۱.    احمد سیاح ، فرهنگی دانشگاهی، ج ۱ ، چاپ چهارم،انتشارات فرهان ، تهران، سال ۱۳۷۹.
۲.    انصاریان،حسین،عرفان اسلامی ،ج۸ و۱۴، چاپ اول،قم،‌انتشارات پیام آزادی،سال ۱۳۶۸ .
۳.    با هنر ، محمد جواد ،‌انسان و خودسازی ، چاپ اول ، تهران ، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، سال۱۳۷۰.
۴.    بهرام پور،‌ابوالفضل،نسیم حیات،چاپ چهاردهم،‌قم ،انتشارات هجرت،تاریخ۱۳۸۱، جزء۳۰.
۵.    پاینده ، ابوالقاسم ،‌نهج الفصاحه ، مترجم : محسن غرویان ، محمدرضا طالبیان و محمد هاشم پور ، چاپ دوم ، تهران ، انتشارات انصارالمهدی ،‌سال ۱۳۸۷ .
۶.    جبران مسعود ، فرهنگ الفبایی الرائد ، ترجمه رضا ترابی نژاد ، ج ۱ ، چاپ سوم ، انتشارات قدس رضوی، مشهد ، ۱۳۸۰.
۷.    حسین بن محمدتقی نوری ، مستدرک الوسایل ، ج ۱۱ ، موسسه آل البیت علیهم السلام ، قم، ۱۴۱۴ ق .
۸.    دستغیب شیرازی ، عبدالحسین ، قلب سلیم ، چاپ پانزدهم ، تهران ، انتشارات دارالکتب الاسلامیه ، سال ۱۳۷۰.
۹.    رسائی ، حمید ، سیمای خوشبختی در احادیث معصومین ،‌ چاپ پنجم ،‌قم ، انتشارات بوستان کتاب قم ، سال ۱۳۸۸ .
۱۰.    رسولی محلاتی ، هاشم ،‌کیفر گناه آثار و عواقب خطرناک آن ، چاپیازدهم ، قم ، انتشارات بوستان کتاب ، سال ۱۳۷۳.
۱۱.    سادات ، محمد علی ، اخلاق اسلامی ، چاپ ششم ، تهران ، انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها ، سال ۱۳۶۸.
۱۲.    شبر عبدالله ، اخلاق ، مترجم : محمدرضا جباران ، چاپ هفدهم ، قم ، انتشارات هجرت،سال ۱۳۹۰.
۱۳.    طباطبائی،محمدحسین،تفسیرالمیزان،مترجم: سید محمد باقر موسوی الهمدانی، ج۱۰،چاپ ۲۸، قم ، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم،سال ۱۳۸۸.
۱۴.    غضنفری ، علی ، ره رستگاری ، چاپ اول ، قم ،‌انتشارات لاهیجی ، سال ۱۳۸۲.
۱۵.    قرائتی،محسن ،‌تفسیر نور ،ج۵،چاپ اول ،قم ،‌انتشارات موسسه در راه حق ،سال ۱۳۷۷.
۱۶.    محمدباقری مجلسی ، بحارالانوار ، ج ۸۲ ، چاپ بیروت ، انتشارات الوفاء ، سال ۱۴۰۳.
۱۷.    محمدی ری شهری ، محمد ، میزان الحکمه ، مترجم :‌حمیدرضا شیخی ، چاپ اول ، قم ، انتشارات دارالحدیث قم ، سال ۱۳۷۷ .
۱۸.    مشکینی اردبیلی ، علی ،‌درس هایی از اخلاق ، مترجم : حسین استادوی ، چاپ دوم ، تهران ، انتشارات الهادی ، سال ۱۳۸۶.
۱۹.    مصابح یزدی ، محمد تقی ، اخلاق در قرآن ، تحقیق و نگارش ، محمد حسین اسکندری ،‌ج ۱ ، چاپ اول ، قم ، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ، سال ۱۳۷۶.
۲۰.    مطهری ، مرتضی ، مجموعه آثار شهید مطهری ، ج ۷ و ۹ ، چاپ اول ، تهران ، انتشارات صدرا ، سال ۱۳۷۲.
۲۱.    مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر نمونه ،‌ج ۹ و ۱۰ ، چاپ سوم ،‌تهران ، انتشارات دارالکتب الاسلامیه ، بی تا .
۲۲.    موسوی لاری ، مجتبی ، رسالت اخلاق در تکامل انسان ، چاپ سوم ، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ،‌سال ۱۳۷۶.
۲۳.    مهدوی کنی ،‌ محمدرضا ، نقطه های آغاز در اخلاق عملی ، چاپ بیست و چهارم ، بی جا ، انتشارات فرهنگ اسلامی ، سال ۱۳۸۸ .
۲۴.    نراقی ، ملا احمد ، معراج السعاده ، چاپ اول ، قم ، انتشارات پیام ‌مقدس ، سال ۱۳۸۹.
۲۵.    نوری،محمد رحیم ، مبانی اخلاق ، چاپ اول ، تهران ، انتشارات خورشید باران ، سال ۱۳۸۳.
۲۶.    نهج البلاغه
۲۷.    وحیدی گلپایگانی ، محمد صادق ، سیمای مؤمنان ، چاپ اول، انتشارات گلستان کوثر ،‌سال ۱۳۷۷.

محدثه عجم اکرامی طلبه سطح دو حوزه علمیه امام جعفر صادق (ع) شاهرود

۲ نظرات

  1. به نام خالق بی همتا و حکیم و مقتدر.
    با سلام و احترام .
    برایمطالعه بهتر و بیشتر در این زمینه می توانید کتاب ارزشمند «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذات واقعی» را نیز تهیه و مطالعه نمایید.
    با تشکر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: