چگونگی رویش اشرافیت از نگاه قرآن

پیامبران، اصلاح گران دائمی

اسلام از زمان آدم(ع) تا خاتم(ص) به عنوان راهنمای زندگی از سوی خداوند، بر آن است تا آدمی در مسیر درست گام بردارد و از تمامی ظرفیت ها و توانمندی های درونی و بیرونی به درستی بهره گیرد تا به حکم فعلیت اسمایی و تقرب الهی در مقام عبودیت ربوبی، خلافت الهی را عهده دار شود.
از آن جایی که هر دوره زمانی، مقتضیاتی دارد، تغییرات و اصلاحاتی نیز در آن انجام می شود از این رو هر پیامبری افزون بر نقش روشنگری، در مقام اصلاح گری می نشست تا به نام شرایع و مذاهب، این معنا را کمالی بخشد.
هر یک از شرایع الهی در طول تاریخ بشریت، گامی اصلاحی در مسیری بوده که به عنوان فلسفه آفرینش و هدف خلقت معرفی و تبیین شده است. پیامبران در مسیر تزکیه و تعلیم مردم، آنان را به مرحله ای از کمال رساندند تا خود به عنوان انسانیت، برای عدالت قسطی با تمام توان خویش قیام نمایند.
اصلاحات دایمی به عنوان یک ضرورت و نیاز بنا به علل درونی و بیرونی، نیازمند رهبرانی اصلاحی است. بدین ترتیب در استمرار و تداوم پیامبری، نقش امامت به عنوان مدیریت و رهبری سربر آورد و دانشمندان و عالمان دین را به خدمت گرفت تا نگذارد کسانی به نام دین و اصلاح، مسیر را دگرگون سازند و با ادعای پیامبری و روشنگری و رهبری مردم به سوی کمال، آنان را به سوی هبوط و سقوط رهنمون شوند.
این گونه است که نقش امامت و عالمان دین، به عنوان نمایندگان و راهنمایان خداوند در زمان کمال و اتمام دین مطرح می شود و امیرمؤمنان علی(ع) به عنوان نخستین انسان کامل پس از عصر نبوت و خاتمیت یابی آن، مدیریت جامعه را از سوی خداوند به عهده می گیرد و به عنوان امام باطن و ظاهر و خلیفه الهی معرفی می شود.
در اثبات ضرورت و اهمیت و نقش امامت، سخنان زیادی گفته و کتب بسیاری نوشته شده است؛ اما نمی توان از نقش اصلاح گری آن هرگز چشم فرو بست؛ زیرا یکی از نقش های اساسی و بنیادین پیامبران همین نقش اصلاح گری بوده است. از این رو امامان(ع) نیز در همین مسیر، به عنوان مصلحان وارد عمل شدند.
شرایط اجتماعی گاه موجب می شود تا افرادی که در مسیر هستند، نقش و جایگاه خویش را فراموش کنند و در شرایط آسایش و آرامش، در دام اشرافیت و اتراف بیفتند و به جای آن که قدرت و ثروت خویش را در خدمت به مردم بگذارند به عنوان ملأ و زورمندان جامعه و مترفان و اشراف ظاهر شوند و طبقه ای را در برابر مردم تشکیل دهند.

رویش اشرافیت

خداوند در آیاتی چون ۲۴۶و ۲۴۷ سوره بقره از رویش اشرافیت در میان بنی اسرائیل و یهودیان سخن به میان می آورد. در این گزارش و گزارش های دیگر قرآن، این معنا تبیین می شود که چگونه انقلابیون دیروز خود در مقام ثروت و قدرت به عنوان ملأ و طبقه ای درمی آیند که در مسیر رشد و کمال جامعه و راه راست اسلام قرار می گیرند. اینان به علل درونی و بیرونی، دارای فرهنگی خاص می شوند که روحیه و رویه ای خاص نیز برای آنان پدید می آورد. بدین ترتیب به سادگی انقلاب و نهضت را به نام خود مصادره می کنند و در تعیین رهبران سیاسی و اجتماعی و اقتصادی دخالت می کنند.
اینان به سبب نفوذ و پیشگامی در عرصه های نهضت و حرکت و انقلاب، به خود حق می دهند تا با روحیه اشرافی گری همه انقلاب را مصادره کنند و خود و طبقه خویشی خود را با انقلاب چنان گره بزنند که در صورت هرگونه اصلاحی، جامعه تهدید به زوال و نیستی شود.

روش اشراف در برابر مردم

از شیوه های آنان در برابر مردم این است که بهانه جویی کرده و از پذیرش افرادی از جنس مردم سرباز می زنند و خواهان رهبرانی از جنس اشراف و هم طبقه و مسلک خویش می شوند و دیگران را نااهل نسبت به نهضت و اسلام برمی شمارند ؛ زیرا ازنظر ایشان ملاک و معیار شایستگی مدیریت کشور و جامعه تنها ثروت و قدرتی است که از اشرافیت پدید آمده باشد.
استهزا و تحقیر (انعام آیه۵۳) و تمسخر دیگران(انبیا آیه ۱۱تا۱۳) و تهدید و شکنجه(یونس آیه۸۳) ویژه خواهی و امتیازطلبی و رانت خواهی (زخرف آیه۳۱) از جمله ویژگی های اینان است.
در انقلاب اسلامی پیامبر(ص) کسانی چون زبیر سیف الاسلام و طلحه و کسانی از همین جنس پدید می آیند که در نهایت شمشیر در برابر دولت علوی برمی گیرند و می کوشند آن را از درون ساقط کنند و با دعوت به شورش و ایجاد شعله های قهر و آتشفشان، فضای انقلاب نوپای پیامبر(ص) را چنان دودآلوده کنند که حق دیده نشود. بی گمان هر زمانی چنان که قرآن می فرماید آزمونی بزرگ برای هر یک از انسان هاست. در این آزمون است که ریزش ها و رویش ها رخ می دهد و کسانی از آزمون شکست خورده بیرون می آیند و کسانی دیگر از درون این دگرگونی ها و آزمون ها می رویند که از جنس مردم می باشند و با فرهنگ اشرافی و طبقات اشرافیت انقلابی هیچ ارتباطی ندارند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: