شیوه‌های مؤثر در توانمندسازی زنان (۲)

عوامل تأثیرگذار بر توانمندسازی زنان

عوامل تأثیرگذار بر­توانمندسازی زنان

مؤلفه

شاخص

راهبردی

تدوین استرتژی­های راهبردی هماهنگ برای توانمندسازی زنان از منظر فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فناوری

تدوین قوانین و سیاست­های مناسب و جامع جهت تثبیت جایگاه زنان و نقش آفرینی آنان در عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی

‌تغییر نگرش و باورهای اجتماعی

عملیاتی

بازنگری قوانین و نهادهای مرتبط با مشارکت زنان

بازنگری در قوانین مدنی

بازنگری قوانین مرتبط به آموزش و اشتغال بانوان

بازنگری سیستمی قوانین و سیاست­های ارتقاء شغلی و حرفه ای زنان

بازنگری قوانین و سیاست­های مرتبط با کسب منابع مالی

تدوین الگوهای شایستگی زنان جهت کسب مهارت­های مورد نیاز بازار کار

تغییر نگرش زنان نسبت به شایستگی ها و توانمندی ها

توانمندسازی زنان در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی

اصلاح نظام های مالکیتی

آموزش های مهارتی برای فعالیت در بخش های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی

ایجاد حق کنترل برای زنان

از نظر بسیاری از صاحبنظران فقهی، اندیشه اسلامی به انسان بودن زن و مرد در نظام آفرینش از دیدگاه واحدی می نگرد و فقط نقش ها و مسئولیت ها بین آن دو تقسیم می شود و آیات متعددی در قرآن برعدم برتری جنسیتی در آفرینش نوع انسان تأکید کرده است. از جمله در سوره نساء آیات ۱۷۳ و۲۱۹ و سوره روم آیه ۲۱ و سوره اعراف آیه ۱۸۹ و سوره احزاب آیه ۳۵ می توان ذکر کرد.
آیت الله خامنه ای در این خصوص می گوید: «زن را از سه دیدگاه می شود مورد ملاحظه قرار داد تا بینش اسلامی به زن آشکار شود:
دیدگاه اول، نقش زن به عنوان انسان در راه تکامل معنوی و انسانی است. در این دیدگاه زن ومرد هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند.
دیدگاه دوم، در زمینه فعالیت های اجتماعی و سیاسی و علمی و اقتصادی است.از نظر اسلام میدان فعالیت و تلاش علمی و اقتصادی و سیاسی برای زنان کاملاً باز است. اگر کسی به استناد بینش اسلامی بخواهد زن را از کار علمی و تلاش اقتصادی محروم کند، برخلاف حکم خدا حرفی زده است. فعالیت هابه قدری است که توان جسمی و نیازها و ضرورت هایشان اجازه می دهد مانعی ندارد. زنان هرچه می توانند تلاش اقتصادی و اجتماعی وسیاسی کنند، شرع مقدس مانع نیست.
دیدگاه سوم، نگاه زن به عنوان یک عضو خانواده است. این از همه مهم تر است، دراسلام به مرد اجازه داده نشده است که به زن زور بگوید وچیزی را بر زن تحمیل کند. برای مرد، حقوق محدودی در خانواده قرار داده شده است که از روی کمال مصلحت و حکمت است.»
بنابراین به طور کلی توانمندسازی زنان از دو طریق میسر می شود:
الف) حذف عواملی که مانع از فعالیت زنان می شود.
ب) افزایش توانایی و قابلیت آنان.
در خصوص موانعی که باید با توجه به قوانین اسلام و سنت و عرف جامعه ایرانی به آن ها توجه کرد، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
الف) عدم حضور فعال زنان در سیاست گذاری مستقیم دولتی و غیردولتی اداری و غیر اداری: در اکثرقوانین ازجمله قانون کار، اساسی، مدنی، جزایی … این نقصان وجود دارد و اصلاح هر کدام از این موارد مستلزم وجود افراد متخصص فقهی و حقوقی می باشد که البته داشتن نگاه جنسیتی در این موارد از اهمیت بسزایی برخوردار است.
ب) حذف باورهای سنتی یا به اصطلاح فرهنگ سازی جنسیتی در توانمندسازی زنان: باورهای مربوط به نقش های جنسیتی که از زمان دور در فرهنگ ریشه دوانده است و با توسعه تغییر بخصوصی نکرده است. تلاش در جهت معرفی برابری جنسیتی در فرایند توسعه در جهت فرهنگ سازی از اقدامات مؤثر است و همچنین با اصلاح قوانینی که موجبات فرهنگ غیر جنسیتی را محکم تر می کنند، می توان توانمند سازی زنان را توسعه بخشید.
ج) حذف خشونت علیه زنان: شاید به جرأت بتوان گفت که امحای خشونت علیه زنان ضرورتی برای توانمند سازی و سلامت زنان است. خشونت در مورد زنان به معنای هر رفتار خشن وابسته به جنسیتی است که موجب آسیب شود یا با احتمال آسیب جسمی- روانی و رنج زنان همراه گردد و عوامل ایجاد کننده آن خانواده، جوامع عمومی و یا دولت ها می باشد.
د) کاهش تبعیض جنسیتی: براساس آخرین گزارش مجمع جهانی اقتصاد درباره کاهش تبعیض جنسیتی در کشورهای در حال توسعه مشخص شده که مسئله اقتصاد نقش بسیار مهمی در امر کاهش تبعیض جنسیتی در کشورها دارد که البته این کشورها در این بخش نیز باید از تمامی امکانات برای تحقق این امر استفاده کنند.
امابه موازات شناخت موانع و حذف آن ها، می توان به راهکارهایی جهت توانمند سازی زنان، به شرح ذیل اشاره کرد:
الف) آگاهی و آموزش زنان: بالا بردن سطح آموزش و نیز افزایش بینش زنان در مورد اهمیت مشارکت آنان در فعالیت های آموزشی- ترویجی و ارائه خدمات فرهنگی به آنان؛ فراهم نمودن امکانات آموزشی لازم در ابعاد اقتصادی، آموزشی، سیاسی و فرهنگی برای زنان در راستای دستیابی به توسعه پایدار ؛ آموزش در جهت رفع تبعیض جنسیتی در خانه و فعالیت های اجتماعی.
شاید به توان گفت که آموزش اصلی ترین مؤلفه ای است که باید در زمینه توانمندسازی زنان مورد توجه قرارگیرد. در زمینه آموزش راه حل های جدیدی به وسیله متفکران و برنامه ریزان تحت عنوان سیستم های آموزش آزاد برای سوادآموزی بزرگسالان وفعالیت های غیررسمی باملاحظه نیازهای آموزشی طولانی زنان در نظر گرفته شده است. در توانمندسازی زنان یکی از راه کارهای جدید، آموزش ویادگیری در طول عمراست که بسیارمؤثرمی باشد؛ بنابراین بیشترمؤسسات بر این موضوع تأکید دارندکه زنان باید متفکر باشند تا قادربه تغییر توانائی خود،خانواده وجامعه شان به واسطه هوشیاریشان باشند.
پس اهمیت آموزش به عنوان مهم ترین استراتژی توانمند سازی زنان در میان مجامع علمی و بین المللی بسیار مطرح و مورد توجه قرار گرفته است. مطـابق بـا نظـر دریـزی و سـن (۲۰۰۰) آموزش دارای پنج ارزش حقیقی برای بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی به ویژه در جهان سوم است.که این ارزش هـا در سـه زمینـه فـردی، اجتمـاعی و اقتـصادی و ارتباطی قابل بحث است:
۱- آموزش دارای منافع مادی در جهت خود اتکایی زنان اسـت کـه موجـب افـزایش تحرک در جامعه می .شود
۲- آموزش دست یابی به فرصت های شغلی را آسان می سازد و زنان از منابع اقتصادی بهره مند می شوند.
۳- آموزش و افزایش سطح تحـصیلات، تقاضـا بـرای ارائه خـدمات بهداشـتی و پزشکی، حفظ امنیت اجتماعی، حضور در مجامع سیاسی و سایر نیازها را افزایش می دهد.
۴- آموزش از کار کردن کودکان در سن طفولیت جلوگیری کرده و انـرژی آن هـا را به سمت علم و دانش رهنمون می سازد.
۵- آموزش و افزایش سطح تحصیلات، افراد را قادر می سازد که از طریـق مـشارکت درگروه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، بیشتر در جوامـع و عرصـه هـای یـاد شده حضور یابند.
ب) قرارداد توانمندسازی زنان در راس امور و مسائل کشور و علی الاخصوص در قانونگذاری کشور( بر اساس اصل ۲۱ قانون اساسی، که قانون مادر کشور ما محسوب می شود. بر اساس این اصل دولت موظف است که حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین کند و برای ایجاد زمینه مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او تدابیر لازم را اتخاذ نماید.)
جهت نیل به توسعه پایدار کشور، لازم است تمامی افراد در تمام صحنه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نقش آفرین باشند. شرایط جامعه امروزی، درگیر شدن همه را در اداره امور کشور ضروری ساخته و دولت ها را وادار نموده برای سازگاری با محیط به سازوکارهای مدیریتی مختلفی از جمله توانمندسازی، روی بیاورند.
پ) ایجاد تسهیلات لازم جهت گسترش سازمان های دولتی و غیر دولتی برای مشارکت زنان در کلیه سطوح مدیریتی؛ بسترسازی جهت شکل گیری تشکل های زنان؛ تأمین مالی زنان در قالب اعتبارات خرد و کلان در راستای توسعه پایدار .
ت) جنسیت: اکثراوقات هنگامیکه در موردمفهوم جنسیت بحث می شودبا چشم اندازی که بادیدگاه دوگانه زنان ومردان که کارهای مربوط به آن ها را مدنظر قرار می دهد آغاز می گردد.با یک دیدگاه دوگانه جنسیتی به موضوع نگاه کردن باعث می شود که به طور کلی تفاوت های فیزیکی مدنظر قرار داده شود. با این دیدگاه زن ومرد به دوطبقه زن ومرد تقسیم می شوند. باید رهیافت تفهیم جنسی وجنسیت را به جای رهیافت سنتی بالا و پائین که به طور رایج شایع گردیده مدنظر قرار داد.
برابری جنسیتی: به معنای ساختن فرصت ها، موقعیت ها در شرایط عادلانه ومساوی برای هردو جنس بدون توجه به قدرت فیزیکی وذهنی معنوی و یا جایگاه اقتصادی و اجتماعی آنان می باشد.
هدف از برابری جنسیتی:درواقع بازگشت به طبیعت اولیه انسان، رشد وتعالی انسان، و رهائی از قید و بندهای بازدارنده تکامل انسانی است که جدائی وتسلط جنسیتی را در بردارد.
زمینه های برابری جنسیتی:
الف:آموزش، بی سوادی، عدم آگاهی وزندگی در شرایط جهل وارتباط نهادی(ارگانیک) این شرایط با فقر و فرودستی زنان باسایرجنبه های تسلط گرائی جنسی به صورت پدیده ای جاودان جلوه می کند. عدم برخورداری از تحصیل وتحصیلات کم و منقطع، لطمات زیان آوری برای دختران و زنان وخانواده های آنان بوجود می آورد وآسیب پذیری آن هادرمقابل شرایط اقتصادی، اجتماعی وحتی خانگی باتوجه به قوانین، برنامه ها وخط مشی هائی که هر دو جنس را با تناسب خانواده ومسئولیت های کاری آن هارا قادرخواهد ساخت، ارائه می شود.
ب: اهدافی به منظور حذف شکاف ها در رابطه با تبعیض علیه دختربچه هاوجود دارد؛ با حذف علل ریشه ای ترجیح پسران، با افزایش آگاهی های عمومی از ارزش دختر بچه ها و تقویت خود اعتمادی آن ها، اطلاعاتی عمومی وتلاش های آموزشی خاص برای تبلیغ رفتار تلقی برای دختران و پسران باملاحظه امورتغذیه، مراقبت بهداشتی،آموزش، فعالیت های سیاسی واقتصادی وجود دارد. دولت ها باید یک رهیافت یک پارچه را به منظور نیازهای آموزشی اجتماعی، سلامت بهداشتی خاص دختران وزنان جوان توسعه دهند ومطرح سازند.
پ: مسئولیت های زنان و مشارکت آن ها: زنان نقش اساسی در ایجاد تساوی جنسیتی ایفا می کنند. در بیشتر جوامع آن ها عهده دارقدرت برتر در حوزه قلمروزندگی می باشند. هدف از ترویج برابری جنسیتی، تشویق وتوانا ساختن مردان به گرفتن مسئولیت تولید و برعهده گرفتن نقش های خانوادگی واجتماعی است.
ت: تغییر ذهنیت و اعتقادات و باورهای سنتی نسبت به زنان و افزایش و تقویت اعتماد به نفس، خود ابرازی و خود اتکایی جهت شکوفاسازی امکانات و استعدادهای نهفته زنان.
البته امروزه اتخاذ سیاست های دیگری نیز می تواند در توانمندسازی زنان مؤثر باشد. مسائلی از قبیل رفع تبعیض در بازار کار، دسترسی یکسان به منابع مالی، برخورداری از حق مالکیت قانونی، مشارکت احتمالی نهادهای دیگر در نگهداری کودکان و تقسیم کار در منزل می تواند امنیت مالی و پویایی اجتماعی زنان را افزایش دهد. علاوه بر توانمندی و پویایی اجتماعی، سلامت زنان برای ایفای نقش خویش در مقام مادر و مدیر خانه، یکی دیگر از عواملی است که در توانمندسازی زنان مؤثر است. بنابراین، اتخاذ راهبردهایی برای حفظ سلامت زنان به ویژه در دوران پس از بلوغ، ضروری است. در عین حال، باید به نیازهای فرهنگی زنان توجه کرد.
دلیل اصلی پایین بودن سهم درآمدی زنان در ایران، پایین بودن نرخ مشارکت آنان است که پایین ترین نرخ های مشرکت زنان را در سطح دنیا دارا می باشند. البته عوامل چون قوانین ارث، تبعیض در دستیابی به مناصب بالاتر شغلی و درآمدی، حجم زیاد زنان کارکن فامیلی بدون مزد و دسترسی کمتر به انواع سرمایه و اعتبارت، در پایین بودن سهم درآمدی، بدون تأثیر نبوده است.
مطابق با نظر باتا (۲۰۰۵)، توانمند سازی اقتصادی دلالت بر کیفیت زندگی مادی بهتر از طریق حفظ زندگی خود و مدیریت از این زندگی توسط زن دارد. مشارکت اقتـصادی زنان نقش آن ها را در تصمیم گیری در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتمـاعی افزایش می دهد. مهمترین مزیت این نوع توانمند سازی، بهبود وضعیت اقتصادی خانواده و رهایی از فقر می باشد. بنابراین در زمینه توانمند سازی زنان، یکی از مسائل مهمی که همواره اذهان نویسندگان و محققان را به خود مشغول کرده است، اشتغال و تأثیرات آن بر زندگی فردی و خانوادگی زنان است.
شاخص های توسعه ابعاد توانمندسازی اقتصادی
در سطح فردی: خودکفایی، دسترسی به درآمد فردی، افزایش عزت نفس، کاهش فشارهای روحی و روانی، بهبود رفاه فردی، مالکیت منابع مادی
در سطح خانواده: نظارت بر منابع اقتصادی خانواده، نظارت بر دخل و خرج امور خانواده، افزایش سطح درآمد و بهبود وضعیت اقتصادی خانواده،تصمیم گیری در مورد دخل و خرج خانواده
در سطح جامعه : ورود به بازار کار، تجارت و اشتغال، کسب اعتبار مالی و اجتماعی، حضور فعال در در تصمیم گیری های اقتصادی در سطح جامعهپس در آخر باید گفت،جهت نیل به توسعه پایدار کشور، لازم است تمامی افراد در تمام صحنه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نقش آفرین باشند. شرایط جامعه امروزی، درگیر شدن همه را در اداره امور کشور ضروری ساخته و دولت ها را وادار نموده برای سازگاری با محیط به سازوکارهای مدیریتی مختلفی از جمله توانمندسازی، روی بیاورند. بنابراین، توانمندسازی، کانون‌ و مرکز ثقل‌ توسعه‌ مشارکتی‌ در عصر مدرن‌ تلقی‌ می‌شود. کشورها بدون‌ توجه‌ کافی‌ به‌ این‌ مقوله، نمی‌توانند به‌ شاخص‌های‌ رشد و توسعه‌ دست‌ یابند. لذا برای‌ توسعه‌ و پیشرفت‌ مناطق‌ باید به‌ توانمندی ها، استعدادها و قابلیت‌های‌ این‌ جوامع، در بهره‌گیری‌ از منابع‌ طبیعی، اجتماعی‌ و تکنولوژی‌ پیشرفته، اهتمام‌ ویژه‌ای‌ شود تا در جهت‌ رشد و پرورش‌ خودباوری، اعتماد به‌ نفس‌ و شکوفایی‌ جامعه‌ گام‌ برداریم‌ که‌ در این‌ راستا، توانمندسازی‌ جوامع‌، اصلی‌ اساسی‌ و از پیش ‌شرط‌ های‌ توسعه‌ پایدار است. با توجه به آنکه امروز بخش عظیمی از نیروی جامعه را زنان به خود اختصاص داده و قابلیت های فنی و مدیریتی خود را در صحنه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور به اثبات رسانده و ضمانت های قانونی و نهادی مورد نیاز برای مشارکت این قشر در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور تا حدودی فراهم گردیده لازم است که با رویکردی استراتژیک، ضمن بررسی سیستمی توانمندسازی و اشتغال زنان، سیاست ها و برنامه های راهبردی و عملیاتی مناسب از سوی تصمیم گیران و سیاستمدران اتخاذ گردد. بنابراین تواناسازی زنان یک مسئله توسعه ای است و زنانی که توانا می شوند قادر به عمل در جنبه های گسترده تری بوده و ایفای نقش فعال تری در تمامی جنبه ها برای تغییر در راه های گوناگون خواهند بود.
در مجموع می توان گفت که مشارکت زنان در فعالیت های گوناگون در توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و … جامعه نقش کلیدی دارد. در این راستا، توانمندسازی زنان بسیار اهمیت دارد. از این رو، ایجاد فضای مناسب برای توسعه مشارکت زنان، از طریق اجرای طرح هایی در رابطه با آموزش، حمایت و سازمان دهی فعالیت ها می تواند در راستای توسعه فعالیت های گوناگون و توانمندسازی و نیز ارتقای زنان جامعه و کشور مؤثر واقع شود.
پس تحولات چشمگیر در دو دهه اخیر در جهان باعث گردیده که کاهش نابرابری های جنسیتی جزء جدایی ناپذیر فرایند توسعه گردد و یکی از مهمترین این تحولات، ضرورت و اهمیت حضور زنان در جامعه می باشد. مشارکت و نقش زنان در توسعه کشور، نه تنها در جامعه ما، بلکه در سطح جهان، مسئله مهم و قابل توجهی است. به عبارت دیگر مشارکت زنان در تمامی زمینه های زندگی اقتصادی و اجتماعی یکی از مهم ترین عوامل دست یابی به توسعه پایدار بوده، و ضرورتی بنیادین دارد. از این رو برنامه ریزان توسعه در سال های اخیر به نقش زنان در توسعه و به خصوص توسعه پایدار توجهی فراوان مبذول داشته اند.
با توجه به آنچه که در بالا مطرح شد، از آنجا که زنان بخش قابل ملاحظه ای از نیروی کار جامعه را تأمین می کنند، اشتغال آنان در جهت رشد تولید، افزایش سرمایه و قدرت رقابت صادرات به توسعه اقتصادی کمک می کند. علاوه بر این جامعه ای که خواهان توسعه همه جانبه است باید امکان رشد و شکوفایی استعدادها را برای همه اعضای خود از جمله زنان فراهم سازد.
منابع مقاله :
ساعی ارسی، ایرج، ولی پور، شهربانو، شناسایی عوامل مؤثر بر توانمندسازی زنان جهت مشارکت در توسعه اجتماعی (مطالعه موردی استان لرستان)، فصلنامه علوم رفتاری.
کتابی، محمود، یزدخواستی، بهجت و زهرا فرخی راستابی (۱۳۸۲)، توانمند سازی زنان برای مشارکت در توسعه ، فصلنامه پژوهش زنان، دوره ۱، سال ۳، شماره ۷، پاییز، ۵-۳۰.
میشل، آندره (۱۳۷۶) پیکار با تبعیض جنسیتی، ترجمه محمدجعفر پوینده، تهران: انتشارات نگاه.
ناجی راد، محمد علی (۱۳۸۲)، موانع مشارکت زنان در فعالیت های سیاسی اقتصادی ایران پس از انقلاب، تهران، کویر.
محمدی، زهرا(۱۳۸۵)، زنان سرپرست خانوار، تهران، روابط عمومی شورای فرهنگی اجتماعی زنان.
شاهنده خندان، محمد بیگی زهره و جمشیدی انسیه (۱۳۸۴)، تشکیل گروه های خودیار زنان سرپرست خانوار در منطقه ۱۷ شهرداری تهران گامی در جهت توانمندی زنان، دانشکده علوم پزشکی شهرکرد، ویژه نامه تحقیقات جمعیتی، ص ۳۲-۳۱.
شفغی ، مریم (۱۳۸۰)، برای استفاده بهینه از توانایی های زنان باید برنامه ریزی های همه جانبه صورت بگیرد، ایران دخت، شهریور.
لانگه، سارا (۱۳۷۲)، معیارهایی برای تواناسازی زنان، نقش زنان در توسعه، تهران، روشنگران، ص ۱۸-۳۲.
فرخی ، طاهره (۱۳۸۰)، توانا سازی زنان، مجله تعاون، شماره ۱۱۹ .
مافی، فرزانه، موسوی، فروغ السادات (۱۳۸۳)، روزنه ای به تلاشی سبز، دفتر امور زنان جهاد کشاورزی.
زایری، ادریس(۱۳۷۶)، نقش زنان در توسعه ترجمه ناهید ساریخانی، تهران مؤسسه پژوهش های برنامه ریزی و اقتصاد کشاورزی
شکوری، علی، رفعت جاه، مریم و جعفری، معصومه (۱۳۸۶)، مؤلفه های توانمندی زنان و تبیین عوامل مؤثر بر آن ها، پژوهش زنان، دوره ۵، شماره ۱، بهار و تابستان.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: