پنجشنبه - ۱۳۹۷/۰۳/۰۳

مسئولیت اجتماعی شرکت ها

شرکت ها در سال های آغازین سده بیست و یکم درگیر جدی ناشی از تحولات نظری و رقابت های سخت بر سر استفاده از کمیاب شده اند ( یاریف، ۲۰۰۵، ۲۳۰) . در این شرایط بر سر مسئولیت های اجتماعی آنها چه می آید؟ آیا در این شرایط رقابتی که ممکن است از دست دادن فرصت های سودآوری، به شکست منجر شود، به میان کشیدن موضوع مسئولیت اجتماعی منطقی به نظر می رسد؟ مقاله ی حاضر، با مراجعه به جدیدترین منابع در دسترس، می کوشد این موضوع را به طور کلی مورد بررسی تحلیلی قرار دهد و فرصتی برای مطالعه و پژوهش بیشتر کسانی که به جنبه های اخلاقی سازمان ها اهمیت می دهند فراهم کند.

مقدمه

۲۵۰۰ سال پیش، اولین مسؤولیت یک حرفه ای به روشنی در سوگندنامه بقراط، پزشک یونانی، اینگونه بیان شده است: “بالاترین اصل اخلاق آن است که آگاهانه به کسی آسیب نرسانی.”
دراکر به استناد همین پند است که می گوید: “آگاهانه به کسی ضرر نزدن، قاعده ی اصلی اخلاق حرفه ای و قاعده ی اصلی اصول اخلاق در مسئولیت های عمومی است… ( دراکر ۱۴۹: ۱۳۸۵، a ). جالب است که توجه به مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکت ها به عنوان یک قاعده ی اخلاقی، هم محور مباحث متخصصان و هم عموم مردم است. امروزه عوامل چندی در توجیه اهمیت این مسئله، نشانه های زیر قابل تأمل اند؛
– نتایج حاصل از توسعه فناوری و رشد قارچ گونه بعد مادی آن (۲)
– اختلاف و گاه تضاد فرهنگ ها
– دردسرهای ناشی از اختلاف بر سر منافع
– رسوایی های پی در پی اخلاقی، اقتصادی و سیاسی که بسیاری از آنها به سادگی و تحت هر شرایطی مهار شدنی نیستند.(استیونس، ۲۰۰۵).
گسترش دامنه نفوذ ماشینیسم و حرکت به سوی سازوکارگرایی که تداعی کننده جنبه های سخت رفتار شرکت ها است، مکاتب فکری اجتماعی و مدیریتی را از باز اندیشی بر سر وجوه اخلاقی رفتار سازمان ها و پرورش آن باز نداشته است. به همین دلیل مسؤولیت اجتماعی یکی از ده اصل تربیتی اجتناب ناپذیر برای این قرن در نظر گرفته می شود.(۳)این اصول زمینه های شکوفایی فردی و جمعی را در شرایط حاد، پیچیده و بحرانی قرن بیست و یک فراهم آورده و منجر به نوعی بینش اجتماعی به عنوان تلفیقی از علم گرایی و معنویت می شود که مقصد بشر در قرن جدید است ( سریع القلم، ۱۳۷۶: ۱۴۵-۱۲۹).
در نظر سنجی هزاره درباره مسوولیت اجتماعی شرکت ها که در سپتامبر سال ۱۹۹۹ انجام شده آمده است، از هر سه شهروند دو نفر مایل بوده اند شرکت ها از نقش تاریخی خود که همان کسب سود و پرداخت مالیات، استخدام کارکنان و تبعیت از تمام قوانین است فراتر روند؛ یعنی میل دارند سازمان ها در تحقق هدف های اجتماعی گسترده تر نقش بسزایی داشته باشند ( تدبیر، ۱۴۴).
برای کمک به این فراروندگی، تغییر در نقش مدیران الزامی به نظر می رسد. فراتر رفتن شرکت ها از توجه به سود، مستلزم ارتقای نقش های اخلاقی و اجتماعی مدیران است. بنابراین لازم است که آنان ضمن آموزش وظایف سنتی، به ایجاد نوعی ارزش پایدار، همراه با تعادل میان بخش های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی بپردازند. از همین زاویه است که می توان مسئولیت اجتماعی را به رغم سابقه کهن، نگرشی تازه در پارادایم های نوین مدیریتی دانست.

۱- مسئولیت اجتماعی چیست؟

فرنچ و ساورد (۴) در کتاب فرهنگ مدیریت در خصوص مسؤولیت اجتماعی می نویسند: «مسئوولیت اجتماعی، وظیفه ای است بر عهده مؤسسات خصوصی، به این معنا که تأثیر سوئی بر زندگی اجتماعی که در آن کار می کنند، نگذارند. میزان این وظیفه عموماً مشتمل است بر وظایفی چون آلوده نکردن، تبعیض قائل نشدن در استخدام، نپرداختن به فعالیت های غیراخلاقی و مطلع کردن مصرف کننده از کیفیت محصولات. همچنین مسئولیت اجتماعی وظیفه ای است مبتنی بر مشارکت مثبت در زندگی افراد جامعه»( فرنچ و ساورد).
به طور کلی با مراجعه به دیدگاه های موجود، متغیرهای زیر برای روشن ساختن مفهوم مسئولیت اجتماعی اهمیت دارد:
مسئولیت اجتماعی، نوعی تعهد نسبت به جامعه است؛
مسئولیت اجتماعی، یک اقدام بهداشتی برای سلامت زندگی اجتماعی است؛
مسئولیت اجتماعی، به تعالی سودآفرینی شرکت از تأکید به سود مادی بر انتفاع جامعه کمک می کند؛
مسئولیت اجتماعی، شرکت ها را در کنار کسب سود، به ارتقای سطح رفاه عمومی نیز فرا می خواند.
آیا مسئولیت اجتماعی به یک نوع سازمان خاص مربوط می شود یا دامنه آن شمول وسیع تری دارد؟
به نظر اندیشمندان مدیریت، مسؤولیت اجتماعی تنها مختص سازمان های اقتصادی نیست، بلکه کلیه سطوح جامعه را در بر می گیرد. بر این اساس چهار سطح جامعه یعنی حکومت ( به منزله قلب جامعه و مرکز سیاستگذاری های کلان)، گروه های ذی نفوذ ( شامل احزاب و تشکل های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی)، سازمان ها ( به طور اعم به عنوان نهادهای اجتماعی ) و افراد به عنوان اعضای جامعه هر یک به نوبه خود از مسؤولیت اجتماعی برخوردار هستند. (استونر، ۱۳۷۹: ۱۷۱-۴).
در نگاهی دیگر، اگر هر یک از عرصه های زندگی جمعی به صورت یک نظام در نظر گرفته شوند، می توان با توجه به چهار خرده نظام مکمل در متن نظام های اجتماعی، وضعیت هر یک از خرده نظام ها و وضعیت کل نظام را از حیث مسؤولیت اجتماعی بررسی کرد.
شکل (۱)- خرده نظام های اصلی جامعه

اجتماعی – سازمانی- ارتباطی

فرهنگی-هنجاری- نگرشی

سیاسی – مدیریتی

اقتصادی – مالی

بر این اساس مسؤولیت اجتماعی سازمان ها را می توان به چهار بعد اقتصادی، حقوقی، اخلاقی و ملی تقسیم نمود.
شکل (۲)- مسئولیت های اصلی شرکت ها

مسئولیت های ملی

مسئولیت های حقوقی

مسئولیت های اخلاقی

مسئولیت های اقتصادی

مهمترین بعد مسئوولیت اجتماعی سازمان ها، بعد اقتصادی است که در آن فعالیت ها و اقدامات آن مد نظر قرار می گیرد. در این رابطه کسب سود، حفظ منافع صاحبان و مالکان ارائه کالا و خدمات با کیفیت و قیمت های مناسب و ایجاد بازار کار برای نیروی انسانی جامعه مورد توجه می باشد. دومین بعد، بعد حقوقی ( قانونی) التزام سازمان ها به انجام قانون و رعایت مقررات را شامل می شود. سومین بعد مسوولیت اجتماعی سازمان ها بعد اخلاقی است که متأثر از موازین و ضوابط اخلاقی حاکم بر کل جامعه است. از این رو از سازمان ها انتظار می رود که همچون سایر اعضاء جامعه به ارزش ها، هنجارها و اعتقادات و باورهای مردم احترام گذاشته و شئونات اخلاقی را در کارها و فعالیت های خود مورد توجه قرار دهند. سرانجام، آخرین بعد مسئولیت اجتماعی سازمان ها، بعد ملی است که شامل انتظارات، خواسته ها و سیاست های مدیریت عالی کشور است. ( الوانی، ۱۳۷۷، ۸۳-۴ ).

۲- مرور پیشینه

طرح بحث مسؤولیت اجتماعی به طور ملموس به زمان آدام اسمیت یعنی اواخر قرن هجدهم بر می گردد. وی به موضوع ارتقای رفاه عمومی پرداخت و معتقد بود کوشش کارآفرینان رقیب طبعاً در جهت حمایت از منافع عموم خواهد بود. ( نجف بیگی، ۱۳۸۳؛ ۲۶۴ ).
در سال ۱۸۹۹ آندریو کارنگی (۵) در کتاب انجیل ثروت (۶) مسؤولیت اجتماعی شرکت ها را مشخص نمود. دیدگاه کارنگی بر پایه دو اصل گذارده شده بود: اصل خیرخواهی (۷) و اصل قیمومیت (۸) (سرپرستی). اصل خیرخواهی یکی از مسؤولیت های افراد به حساب می آید و نه مسؤولیت یک سازمان و اصل قیمومیت یا سرپرستی بر پایه ی متن انجیل قرار دارد و به موجب آن سازمان ها و افراد ثروتمند باید خود را قیم و سرپرست افراد فقیر بدانند و با سرمایه گذاری در سازمان های بزرگ و سازمان ها، به چند برابر کردن ثروت جامعه بپردازند.
نظرات کارنگی در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ تا حد زیادی مورد قبول سازمان های آمریکایی بوده و در زمان کنونی نیز در مورد رعایت این اصول نمونه های زیادی وجود دارد. منتهی مسأله ی اصلی در دیدگاه کارنگی عدم توجه به عمق عبارت و یا مفهوم مسؤولیت اجتماعی و نیز عدم توجه به اهرم های فشار برای اعمال آن در شرکت ها بوده است به گونه ای که از این دیدگاه مسؤولیت اجتماعی، پوششی است که سازمان یا فرد می تواند بدان وسیله ارزش های شخصی خویش را به نمایش بگذارد.
در مقابل این دیدگاه، در دهه ۱۹۷۰ و ۸۰ میلادی مجموعه مسایل محیطی منجر به طرح مجدد موضوع مسؤولیت اجتماعی شد. میلتون فریدمن (۹)، اقتصاددان مشهور، از پیشگامانی است که نخستین مسئولیت سازمان های تجاری را به حداکثر رساندن سود در محدوده قانون بدون هر گونه دسیسه یا نیرنگی عنوان می کند و معتقد است مسأله های اجتماعی را باید به افراد و نهادهای دولتی واگذار کرد، چرا که تعیین نیازهای نسبی و میزان آنها، در حد مدیران شرکت ها نبوده و در صورت انجام بر درآمد شرکت ها تأثیرگذار است. در این حالت عرضه کنندگان، سهامداران، کارکنان و مشتریان ناچار به پرداخت غرامتی سنگین برای جبران این افت درآمد خواهد بود که غیر منطقی است ( استونر، ۱۳۷۹، ۶۲-۱۵۹ ).
نظرات کارنگی و فریدمن در دو قطب مخالف از یک طیف مسوولیت اجتماعی قرار دارد، یکی نگاه درونی به سازمان نموده و دیگری نگاهی بیرونی دارد… گذشت زمان دو دیدگاه اقتصادی صرف و دیدگاه اجتماعی را به یکدیگر پیوند زده و دیدگاه اقتصادی – اجتماعی را پدید آورده است. این دیدگاه به تعامل سازمان و جامعه توجه دارد. (الوانی، ۱۰، ۱۳۷۷-۳).

۳- پاسخگویی اجتماعی و مسوولیت اجتماعی در برابر پیام های اجتماعی

استیفن رابینز (۱۰) در این باره می نویسد: « اگر مفهوم مسئولیت اجتماعی را با مفاهیم تعهد اجتماعی و پاسخگویی اجتماعی مقایسه نماییم، متوجه می شویم که مسؤولیت اجتماعی در میانه سیر تکامل مشارکت اجتماعی می باشد. » (رابینز، ۱۹۸۹، ۶۱۸). پاسخگویی اجتماعی سازمان حالتی ماندگار است. واقعیت این است که سازمان با پاسخگویی هایش معنا و مفهوم می یابد، پاسخگویی تلاشی است در راه برآورده ساختن نیازها و توقعات مستمر ذی نفعان.
تساهل در برآورده سازی توقعات اجتماعی می تواند همان قدر خطرناک باشد که سهل انگاری در ارضای توقعات سهامداران و مشتریان. یکی از مصادیق این نکته شرکت انگلیسی بادی شاپ (۱۱) است که در کار لوازم آرایشی است و در حرفه خود به عنوان نمونه و سرمشق مسؤولیت پذیری اجتماعی شناخته شده بود. خانم آنیتا رادک (۱۲) بنیانگذار شرکت، از همان آغاز کار در ذهن مشتریان و مردم تصویری حک کرد که شرکت وی بر اساس طرز فکر روشنفکرانه هر کاری را که لازم باشد انجام خواهد داد تا جامعه از محیط زیست بهتر حفاظت کند، از قربانی کردن جانوران در آزمایشگاه ها جلوگیری شود و اخلاق کسب و کار گسترش یابد. البته او در این راه موفق بود. اما در سال ۱۹۹۴ در اثر یک رشته گزارش های خصمانه تعهد و صداقت شرکت مورد تردید قرار گرفت و ذهنیت مردم نسبت به آن لطمه دید. در نتیجه بازار بادی شاپ به شدت آسیب دید و این در شرایطی بود که نه در کم و کیف فرآورده ها تغییری ایجاد شده بود و نه در قیمت های آن. (هسلبین و همکاران، ۱۳۸۰، ۲۳۱).

۴- دگرگونی باورها و دگرگونی های مسئولیت اجتماعی سازمان ها

در نگرش سنتی، مسؤولیت و سنجش حاصل کار محدود به علائق و منافع مالکان بوده است. دنیای کسب و کار موفقیت سازمان ها و مدیران را عمدتاً بر اساس سود می سنجیده است. در دوران معاصر، تحلیل ها آکنده از ارجاعاتی است که به منافع سهامداران داده می شود… پاسخ گویی در برابر سهامداران و منافع ایشان، عامل و انگیزه اصلی عملکرد، طراحی و رفتار سازمان است. مدیریت عملکرد، مهندسی مجدد فرایند کسب و کار و مزیت رقابتی همگی در خدمت سازمان ها هستند تا آنها را در جهان فردا به سازمان هایی با سودآوری بیشتر متحول کنند. اما باید توجه داشت که پاسخ گویی در برابر منافع سهامدارن، یگانه مسؤولیت سازمان ها نیست، زیرا مشتریان نیز همواره در این مسؤولیت سهم و نقش داشته اند. بر اساس چنین نگرشی سازمان راه درازی را از مدل خط تولید هنری فورد (۱۳) تا دنیای دیسنی (۱۴) طی کرده است (کاپودالگی، ۱۳۸۰). تا اینکه پاسخ گویی در برابر مشتریان شکل سازمان ها را عوض کرد و قدرت و مسؤولیت را به کسانی سپرد که در خط مقدم تماس با مشتریان قرار دارند و به بهترین وجه می توانند نیاز آنها را تأمین کنند. مدیران شیوه طراحی فرایند و ساختار سازمان را برای برآوردن این انتظار یاد گرفته اند.
به تدریج این توقع ایجاد شده است که شرکت ها به مسائلی فراتر از سود بیندیشند و مسؤولیت عملکردی را بر عهده گیرند که فراتر از ایجاد ارزش برای سهامداران و فراتر از ارائه خدمت به مشتریان و کارکنان باشد. آنها انتظار دارند که شرکت ها در امور اجتماعی نیز قبول مسؤولیت کنند. ( هسلبین، ۱۳۸۰، ۲۲۸-۲۳۰) گرگ پارستن (۱۵) معتقد است مسئولیت های جدیدی که مطالبه می شود تا حدودی ناشی از رشد ثروت در جوامع غربی است.
اینگلهارت (۱۶) با انتشار تحقیقی به نام انقلاب آرام در سال ۱۹۷۰ خبر از نوعی دگرگونی فرهنگی در غرب داد که طی آن ارزش های فرا مادی جایگزین ارزش های مادی شده اند. این تحقیق به شکل ادواری تکرار شده و همچنان مورد تأیید است. وی ریشه این تغییرات را انقلاب و اصلاحات پروتستان می یابد که منجر به رشد سریع سرمایه داری، رونق اقتصادی و نمود یافتن ارزش های فرا مادی شده است.
اینگلهارت با توجه به فرضیه کمیابی (۱۷) و فرضیه اجتماعی شدن (۱۸) نظریه دگرگونی ارزش ها را ارایه نموده است. طبق فرضیه کمیابی، اولویت های فرد، بازتابی از محیط اجتماعی- اقتصادی است و بیشترین ارزش ذهنی به چیزهایی داده می شود که عرضه ی آن کم است. نظریه مطلوبیت نهایی توجیه کننده این فرضیه است.
فرضیه ی اجتماعی شدن بیان می کند که ارزش های اصلی شخص تا حد زیادی بازتاب اوضاع حاکم بر سال های قبل از بلوغ است. سلسله مراتب نیازهای مازلو دلیلی بر این جا به جایی است. تغییر نسلی زمینه ساز این پدیده ها است. پدیده ای که یک شبه اتفاق نیفتاده و مستلزم طی زمان است ( ارمکی، ۱۳۸۳: ۲۲-۲۳).

۵-مسؤولیت اجتماعی در دیدگاه پیتر دراکر

پیتر دراکر معتقد است سازمان پیش از آنکه پدیده ای اقتصادی باشد اجتماعی است و کار پیوند دهنده این اجتماع انسانی، از این رو است که مدیریت همیشه با طبیعت انسان، خوب و بد و نیک و زشت سر و کار دارد. ( دراکر ۱۳۸۵:۲۲، a ). وی افزودن بر بهره وری کار خدماتی را نخستین مسؤولیت اجتماعی مدیریت می داند. به اعتقاد وی وظیفه مدیریت تولید نتیجه ی مطلوب است.
البته از آنجا که دگرگونی انتظارات و خواست ذی نفعان از سازمان منجر به توقعات جدیدی از سازمان شده است، بنابراین در استنباط از نتیجه مطلوب نیز دگرگونی دیده می شود. با این حال دراکر هشدار می دهد که پذیرش هر نوع مسؤولیت اجتماعی در حالی که کار، کاری غیر اقتصادی است عین مسؤولیت ناشناسی است. پذیرش مسؤولیت در این شرایط، کاری رمانتیک است و نتیجه ی آن جز افزایش خطر نخواهد بود. نمونه آن یونیون کارباید (۱۹) است که صرفاً برای کاهش بیکاری در دهه ی ۱۹۴۰ کارخانه ای کهنه را در ویرجینیای غربی به راه انداخت در حالی که به سختی می توانست امور دخل و خرج خود را تنظیم کند. (دراکر، ۴۰۶: ۱۳۸۵، a).
دراکر مسؤولیت های اجتماعی را چه در رابطه با یک سازمان بازرگانی، چه یک بیمارستان یا یک دانشگاه، در دو زمینه متفاوت بررسی می کند. هر دو زمینه، دغدغه های مدیریت به شمار می روند:
۱- یک نهاد برای یک جامعه چه کاری انجام می دهد؟
۲- یک نهاد برای جامعه چه کاری می تواند انجام دهد؟ (دراکر، ۶۵: ۱۳۸۵، b ).
هر نهادی به عنوان جزئی از جامعه و گروه های مردم با خدمتی خاصی در یک فضا و موقعیت اجتماعی حاضر است اما آثار اجتماعی هر نهادی بدون شک فراتر از کمک و نقشی است که علت وجودی آن ایفا می کند… به عنوان مثال هدف بیمارستان استخدام آشپز و پزشک نیست اما با استخدام این کارکنان، خدمت درمانی و بهداشتی را به جامعه ارائه می دهد همان گونه که هدف یک کارخانه آلیاژ آهن ایجاد سرو صدا و انتشار گازهای سمی و خطرناک نیست بلکه ساخت فلزات با عملکرد و کیفیت بالا برای عرضه به مشتری است. اما در معیار وسیع پیامدهای جانبی اجتناب ناپذیر به شمار می روند و این چیزی است که بخشی از نابسامانی های جامعه از آن نشأت می گیرد.
از سویی دیگر هر نهادی به دلیل حضور در محیط اجتماعی به عنوان جزئی از تشکیلات و ابزار جامعه، متأثر از مشکلات اجتماعی است. مشکلاتی از این دست به طور طبیعی دغدغه آن نهاده اند حتی اگر جامعه و مردم این حس را نداشته باشند. کسب و کار سالم یا دانشگاه سالم و یا بیمارستان سالم نمی تواند در یک جامعه بیمار حضور داشته باشد. ( دراکر، b 66، ۱۳۸۵ ).
بنابراین در آنچه که یک نهاد در جامعه به انجام آن مشغول است پیامدهای جانبی اجتناب ناپذیر مستتر بوده و متقابلاً سازمان نیز از پیامدهای جانبی دیگران خواسته یا ناخواسته برخوردار است. مسؤولیت انسانی هر کس در برابر اثرات و تبعات رفتار و کردارش، اولین قانون حیات اجتماعی است، اقدامات ناخوشایند و مردم ناپسند و حرکاتی که منجر به مسأله یا مشکلی خاص می شوند دیر یا زود توسط جامعه به عنوان یک تخطی به شخصیت و موجودیت جامعه تلقی شده و پرداخت بهایی سنگین به عنوان غرامت توسط مقصرین اجتناب ناپذیر است. در بیان این نکته پیتر دراکر مثالی را بیان می کند: « در اواخر دهه ۱۹۴۰ و اوایل دهه ۵۰ شرکت اتومبیل سازی فورد در آمریکا سعی کرد تا توجه مردم را به رعایت ایمنی جلب کند. شرکت فورد کمربند ایمنی را در اتومبیل های خود عرضه کرد اما میزان فروش شرکت به شدت کاهش یافت. شرکت به ناچار اتومبیل های مجهز به کمربند ایمنی را از بازار جمع آوری کرده و از این ایده منصرف شد. اما پانزده سال بعد رانندگان در آمریکا به موضوع ایمنی پی بردند، تولید کنندگان اتومبیل به خاطر بی توجهی شان نسبت به ایمنی و تجارت مرگ مورد حملات شدید قرار گرفتند. متعاقباً قوانین و مقرراتی به همان شدت تدوین گردید تا شرکت ها را وادار کند به فکر حفاظت از جان مردم باشند. بدین ترتیب اولین وظیفه مدیریت شناسایی و پیش بینی به موقع آثار و تبعات اجتماعی به صورت واقع بینانه و بدون احساساتی شدن است. پرسش این نیست که آیا آنچه که انجام می شود صحیح است یا خیر؟ بلکه پرسش این است که : « آیا آنچه که انجام می گیرد همان چیزی است که جامعه و مشتریان می خواهند؟ » ( دراکر، ۱۳۸۵: ۶، b -65).
دراکر اولین گام را در برخورد با آثار و تبعات اجتماعی، شناسایی آن آثار و تبعات می داند. در ادامه به حداقل رساندن و ترجیحاً از بین بردن آثار و تبعات تحمیل شده بر جامعه، اقتصاد، گروه های مردم و افراد را توصیه می کند. اگر امکان حذف نبود برای برطرف ساختن و یا به حداقل رساندن آن، مدیر باید کار منظم و حساب شده ای را انجام داده و در عین حال فعالیت اصلی را نیز حفظ نماید. ( دراکر، ۱۳۸۵،۶۷، b).
رویکرد مطلوب در اینجا تبدیل آن آثار منفی به یک فرصت کاری سودمند است، در این زمینه، نمونه های زیر قابل توجه اند:
مثال ۱) شرکت دو کمیکال (۲۰) از شرکت های شیمیایی پیشگام در آمریکا است، که ۲۰ سال آلوده کننده آب و هوا بوده است. این شرکت کمی بعد از جنگ جهانی دوم و مدت ها قبل از اعتراض مردم به آلودگی محیط زیست، سیاست آلودگی صفر را در پیش گرفت. دو کمیکال به طور نظام مندی مواد آلاینده ای را که از گازهای متصاعد شده از دودکش و فاضلاب آنها ایجاد می گردید جدا ساخته و به محصولات قابل فروش تبدیل نمود و بازاریابی موفقی را هم به انجام رسانید.
مثال ۲) آزمایشگاه مواد سمی صنعتی دوپون (۲۱) به آثار حادث شده سمی بسیاری از فرآورده های صنعتی خود واقف گردید و آزمایشگاهی را برای تست سموم تأسیس، و فرایندهایی را برای برطرف ساختن اثرات منفی سموم به کار گرفت. شرکت دوپون آثار و تبعاتی را از بین برد که تمامی تولید کنندگان مواد شیمیایی دیگر در آن زمان اهمیتی برای آن قائل نبودند اما بعد از این مرحله دوپون تصمیم گرفت ضمن کنترل آثار مسموم فراورده های صنعتی آن را به یک کسب و کار جداگانه تبدیل نماید. این آزمایشگاه مواد عرضه می کند هم چنین محصولات را از نظر میزان سم و سایر مواد مشابه مورد آزمایش قرار می دهد. می بینیم که یک اثر تخریبی نه تنها از بین رفته بلکه به یک فرصت، محصول و درآمد جدید تبدیل شده است. ( دراکر، ۶۸، ۱۳۸۵، b ).
در بسیاری از موارد از میان بردن یک اثر تخریبی به معنی افزایش هزینه ها است. مثل آنچه که به عنوان تبعات ثانویه و ناخواسته تولید دانش را عموم مردم می پردازند چرا که به هزینه تولید تبدیل شده است. بنابراین موضوع به صورت یک اشکال و نقطه ضعف رقابتی ظاهر می گردد مگر آنکه کلیه دست اندرکاران هر صنعت آن را به عنوان قانون واحد بپذیرند و مقررات الزام آوری به این منظور تصویب نمایند.
اگر چه در نگرش سنتی، « عدم وجود مقررات بهترین مقررات است » اما هنگامی که برطرف ساختن یک اثر، مستلزم یک محدودیت باشد آنگاه مقررات به نفع سازمان به ویژه سازمان پاسخگو است. البته طرح ریزی مقررات با ایجاد تعادلی بهینه در شکل یک سازش و تبادل دو طرفه یعنی تبادل نظر عموم در مورد مسأله و معرفی بهترین راهکار بر اساس مقررات و مسؤولیت های جدید اجتماعی، صرف نظر از منشاء آنها، بایدهای جدیدی را بر سازمان تحمیل می کنند که از آن جمله می توان به شیوه ساماندهی کسب و کار، گسترش سازمان و نحوه اداره ( رهبری) سازمان اشاره کرد. در این مورد دراکر خاطر نشان می سازد، مدیری که فقط از مقام و سمت خود در رأس یک نهاد برای تبدیل شدن به یک چهره مردمی و ایفای نقش رهبری اجتماعی استفاده می کند و غفلت و بی توجهی او به مجموعه، موجب زوال و نابودی آن می شود نه تنها یک دولت مرد نمی باشد، بلکه فاقد هر گونه حس مسؤولیت بوده و فریبکاری در لباس مُصلح اجتماعی است.
در مورد نهادهای غیراقتصادی و غیرانتفاعی هم دراکر معتقد است این نهادها سرمایه های اجتماعی محسوب می شوند که جامعه متکی به عملکرد آنهاست. خیلی خوشایندتر زمانی است که مترقی و پیشرو باشند چرا که مدیران به خاطر قهرمان شدن در رسانه حقوق نمی گیرند. بلکه این پرداخت به خاطر عملکرد و ایفای مسؤولیت آنها است. ( دراکر، ۷۴-۵، ۱۳۸۵، a ).
دراکر رفتار عاری از مسؤولیت اجتماعی را نه تنها غیر مسؤولانه، بلکه ظالمانه می پندارد و عاقبت آن را یأس، سرخوردگی و ناامیدی پیش بینی می کند. دراکر با یک آسیب شناسی ۲ نگاه را ترسیم می کند:
-ریاست مدیران، پایان انسانیت و تسلیم به وسوسه است، رهبران، پادشاهان، شاهزادگان، کشیشان، فرماندهان، روشنفکران حتی ادبای سنتی چین معتقد بودند که نمی توان با اخلاقیات کار انجام داد.
– فرد مؤمن به اصول اخلاقی، فردی است اهل تهذیب که به علت پرهیز از آلودگی خود را از فعالیت های اجتماعی دور نگه می دارد. در نتیجه کمتر می توان فعال اجتماعی با اخلاق یافت. ( دراکر ۸۱، ۱۳۸۵، a ).
به نظر دراکر در اینجا است که تفاوت مدیر و رهبر پدیدار می شود، مدیران اغلب متخصصان حرفه ای اند و شاید میلیونها نفر از آنها در دنیا قابل شناسایی باشند در حالیکه رهبران، موجوداتی استثنایی و کمیاب اند؛ با این نگاه رهبران، فعالان اجتماعی متصف به اخلاق و گاه متخصص اند که حضورشان تداوم بخش اندیشه ی پاس داشت مسؤولیت اجتماعی است.
وارن بنیس صاحب کتاب پر فروش رهبری: راهبردهایی برای مسؤولیت پذیری سازمان های اجتماعی نیز در این باره معتقد است: (پاریزی، ۱۳۸۴: ۹۶ ) مدیران کارها را درست انجام می دهند، در حالی که رهبران کارهای درست را انجام می دهند. (۲۲)

۶- رهبری سازمان های جدید

رویکرد سنتی به مقوله مدیریت و سازمان، اجازه نمی دهد که رهبران بین منافع سهامداران و منافع جامعه، موازنه ای مقبول ایجاد کنند. رهبرانِ سازمان های آینده تلاش می کنند تا نسبت به فشارهای فزاینده ای که در جهت پذیرش مسؤولیت های اجتماعی بیشتر به آنها وارد می شود، واکنشی صریح و روشن نشان دهند چرا که جایگاه جدید کسب و کار، مرزهای سنتی را به مبارزه می طلبد. رهبران مسؤول در برابر مسائل اجتماعی باید آینده ای را ترسیم کنند که مرزهای عینی و قانونی سازمان را در هم نوردیده و به حوزه هایی فراخ تر برسد. این کار نه تنها سبب پیدایش نوعی تفکر جدید در سرتاسر سازمان می شود بلکه ماهیت نقش رهبران در سازمان ها را نیز دگرگون می کند.
رهبران سازمانهای آینده خود را متعهد به مسؤولیت های اجتماعی می دانند، برای نیل به دستاوردهای بزرگ اجتماعی، به تعلیم، هدایت و آموزش دیگران می پردازند و کار آنها را در این مسیر آسان می کنند. این رهبران می کوشند جوامع پیرامون را شناخته و برای ارتقای قابلیت ها و کسب مهارت های جدید که لازمه پاسخ گویی به آن مسؤولیت ها است نیز تلاش کنند. این رهبران با استفاده از کمک های افراد بیرون از سازمان و ایجاد مشارکت های جدید، به امور اجتماعی می پردازند. از این زاویه، رهبران سازمان های آینده باید فعالان امور اجتماعی باشند موفقیت در مسائل اجتماعی منوط به تجزیه و تحلیل معرفتی شناخت این مقولات توسط سازمان است.
متقاعد کردن سهام داران، مشتریان و کارکنان به ضرورت دستیابی به دستاوردهای اجتماعی، مستلزم تلاش بزرگ است. پس از این مرحله رهبران باید کارهای انجام شده را به اطلاع عموم برسانند و فعالیت های سازمان در زمینه امور اجتماعی را به مردم یادآوری کنند.
سازمان های آینده علاوه بر سودآوری، سهمی در دستاوردهای اجتماعی خواهند داشت. کار رهبران این سازمان ها دشوار است و سنجش و ارزیابی کامیابی آنها، نسخه ها و ملاک های نو می طلبد. رهبران سازمان های آینده فقط به رهبری سازمان های آینده نمی پردازند، بلکه در بهتر کردن حیات جامعه بشری، سهم و نقش خواهند داشت.

۱-۶. تفکر استراتژیک و ابعاد اخلاقی

پژوهش های اخیر نشان می دهد که بحث درباره ی تفکر استراتژیک بدون توجه به اخلاق معنا نخواهد داشت. کمپل (۲۳) معتقد است انسان غربی در دنیای ماشین گرفتار شده است و برای رهایی چاره ای جز روی آوردن به اخلاق و معنویت ندارد… ایجاد چنین احساسی در سازمان ها برای کسب موفقیت در اجرای استراتژی لازم است ( استیسی، ۱۳۸۴، ۱۳۹ )
واژه ی مأموریت در دهه ۷۰ پا به دنیای کسب و کار گذاشت. مأموریت در واقع برای تعیین اهداف به کار می رفت… ( امروزه ) بیانیه ی مأموریت در بستر استراتژی فرهنگ سازمانی و اصول رهبری نگارش می شود. بهره گیری از آموزه های نظریه پردازان رهبری چون چستر بارنارد (۲۴) به عنوان فردی که به فلسفه سازمان و اخلاقیات پرداخته و کتاب های او اولین مکتوبات تحلیلی جنبه های غیراقتصادی مدیریت و سازمان است ( پاریزی، ۱۳۸۴، ۷۵ ) و فرهنگ پردازانی مانند ویلیام اوچی (۲۵) و نظریاتی چون مدل ۷s مک کینزی (۲۶) و آرای فریمن (۲۷) و گیلبرت (۲۸) منتهی به طرح تعریف جدیدی از مأموریت می شود.

۷- مفهوم جدید مأموریت در شرکت ها با اهدافی متفاوت

لوزی مأموریت اشریج (۲۹) حاوی چهار عنصر است: ارزش، فلسفه، استراتژی، رفتار، این چهار عنصر در هر سازمان با یکدیگر در ارتباطند و یکدیگر را تجهیز می کنند و به سازمان یکپارچگی و صحت عملکرد می بخشند.
**توضیح تصویر
شکل (۳)- مدل مأموریت اشریج
بر این اساس بر حسب هدف سه نوع شرکت قابل شناسایی است:
شرکت های نوع اول: برای کسب منفعت توسط سهامداران پدید آمده اند. چنین شرکت هایی، تمام تلاش خود را برای افزایش ثروت سهامداران و منافع آنها اتخاذ می کنند. به اعتقاد هنسون (۳۰) سرمایه دار معروف آمریکایی، سهامداران سلطان سازمان هستند. در سازمان هایی که سهامداران و منافع آنها در اولویت باشد، رقم سود، مهمترین عدد در میان مستندات است.
اگر چه بسیاری از مدیران با هنسون موافق نیستند. آنان عنصر دیگری همچون مشتریان، تأمین کنندگان، کارمندان و اتحادیه ها را به میان می آورند.
شرکت نوع دوم: هدف اصلی، صرفاً راضی نگهداشتن همه ی سهامداران است. چنین شرکت هایی در برنامه ریزی خود، نسبت به سهامداران بیش از هر کس دیگری احساس تعهد می کنند. موتورولا (۳۱) هدف کلی خود را این گونه بیان می دارد:
” هدف کلی ما در این سازمان، برآورده ساختن نیازهای جامعه، از طریق ارایه ی محصولات و خدمات در بالاترین کیفیت و با قیمتی مناسب به مشتریانمان می باشد: ما در این راه تلاش خود را برای رشد سازمان و ایجاد فرصت های رشد برای سهامداران و کارمندانمان انجام می دهیم. ”
رویال داچ شل (۳۲) که یک شرکت بین المللی انرژی می باشد، بیانیه خود درباره ی اصول اولیه ی کسب و کار را این گونه ارایه می کند:
” ما، در قبال چهار حوزه مسؤولیت داریم؛ سهامداران، کارمندان، مشتریان، جامعه. این چهار حوزه در کل از هم تفکیک ناپذیرند. ”
در نوع سوم از سازمان ها مدیران از این که هدف کلی صرفاً در جهت ارضای نیازهای سهامداران تدوین شود راضی نمی باشند. آنان به هدف کلی والاتر می اندیشند، هدف کلی ما نیازهای سهامداران را نیز در بر گیرد. چنین سازمان هایی تفکرات ایده آلیستی دارند. یکی از مدیران یک شرکت که در جنوب انگلستان واقع است این گونه توضیح می دهد:
” پول سازی آن هم برای سهامداران مرا ارضا نمی کند. من دوست دارم به موفقیت در کل حوزه ی کسب و کار، کل جامعه انگلستان فکر کنم. این چیزی است که مرا به وجد می آورد. فکر می کنم آینده ی ما به همین مسئله ربط دارد، نه تنها شرکتمان بلکه ملتمان، حتی کل دنیا ” ( استیسی، ۱۳۸۴، ۱۴۴-۵)

فرجام

نگاهی به مباحث نظری مرتبط به علاوه برخی شواهد از عملکرد پاره ای از شرکت ها، این امید را زنده نگه می دارد که شرکت ها، مأموریت اصلی خود را فقط دسترسی به سود بیشتر تعریف نمی کنند، بلکه آنها به رسالت های اجتماعی و حفظ و گسترش مبانی اخلاقی کار و تولید نیز توجه دارند. این مقاله کوشید تا با مرور مفهوم مسئولیت اجتماعی، چند دیدگاه مرتبط با آن را معرفی کند و امکان مقایسه میان آنها را در اختیار خواننده قرار دهد. در میان این دیدگاه ها، نظرات پیتر دراکر با برجستگی بیشتری نشان داده شد. دلیل اصلی این اقدام، سهم نسبتاً بزرگی است که وی در طرح و گسترش مباحث مرتبط با اخلاق شرکت ها و مسئولیت اجتماعی آنها دارد. مقاله با طرح مختصر رویکرد اخلاق چون استراتژی شرکت و معرفی مدل مأموریت اشریج که بر اساس آن ۳ نوع شرکت قابل شناسایی است به پایان رسید.

پی نوشت ها :

۱. عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و معاونت فرهنگی.
۲. این رشد اغلب بدون توجه به زیرساخت های فلسفی صورت می گیرد.
۳. این ده اصل عبارتند از: نگرش کلان بین المللی ( تنوع در تفکر و عمل )، هنر معاشرت میان ملتی (آگاهی به مزایا و معایب تلاقی و تناقض آراء)، محاسبه گرایی ( نهایت علم اما تک بعدی )، هنر ترکیب و تبدیل ( نظریه ابداع )، خودیابی ( مهمترین سرمایه یک جامعه )، تربیت اخلاقی ( نیازی فطری )، توسعه فرهنگی ( فرهنگ به عنوان دیررس ترین درخت میوه خلقت – تربیت برای تعقل و تفکر )، وطن دوستی ( به عنوان عاملی برای انگیزه )، توجه به بهداشت و محیط زیست ( کنش صنعتی شدن و واکنش آلودگی آن در محیط، فکر و روح )، مسئولیت اجتماعی ( تربیت برای یک نگرش و وجدان جامعه شناسی )، ( سریع القلم، ۱۳۷۶)
۴. D. French and H. Soward
۵. A. Carengy
۶. The Gospel of Wealth
۷. Stewardshiple
۸. chairty principle
۹. M. Friedman
۱۰. S. Robins
۱۱. Body Shop
۱۲. A. Rudeck
۱۳. H. Ford
۱۴. Disney Word
۱۵. G. Paursten
۱۶. Inglhaurt
۱۷. scarity hypotesis
۱۸. socialization hypothesis
۱۹. Union Carbide
۲۰. Dow chemical
۲۱. Du Pont Industrial toxcity laboratory
۲۲. Mangers do thing right * Leaders do right thing
۲۳. Andrew Cambell
۲۴. C. Barnard
۲۵. W. Ouchi
۲۶. Mc Kinsy
۲۷. Freeman
۲۸. F. Gilbert
۲۹. Ashridge mission diamond
۳۰. Hason
۳۱. Motorola
۳۲. Royal Doth Schell

منابع :
آزاد ارمکی، تقی، قیاسوند، احمد (۱۳۸۳) جامعه شناسی تغییرات فرهنگی؛ نشر آگه.
استونر، جیمز ای.اف. فریمن، آر، ادوارد و گیلبرت، دانیل، آر. (۱۳۷۹)؛ مدیریت؛ ترجمه علی پارساییان و سید محمد اعرابی، ج۱، دفتر پژوهش های فرهنگی.
استیسی، رالف ( ۱۳۸۴) تفکر استراتژیک مدیریت تحول ( دیدگاه های بین المللی درباره پویایی سازمانی)؛ ترجمه مصطفی جعفری و مهزیار کاظمی موحد، نشر رسا.
الوانی، مهدی و قاسمی، احمدرضا (۱۳۷۷) مدیریت و مسئولیت اجتماعی سازمان؛ مرکز آموزش مدیریت دولتی.
توسلی، غلامعباس (۱۳۷۰) نظریه های جامعه شناسی؛ تهران، انتشارات سمت.
چلبی، مسعود ( ۱۳۷۴) جامعه شناسی نظم- تشریح و تحلیل نظری نظم اجتماعی، نشر نی.
دراکر، پیتر (a) به کوشش جوزف ماچاریللو، ( ۱۳۸۵) روز نوشت پیتر دراکر؛ ترجمه فضل الله امینی، نشر فرا.
دراکر، پیتر (۱۳۸۵) (b) نظریه های نوین سازمان مدیریت؛ ترجمه محسن قدمی و مسعود نیازمند، توسعه فرهنگی پیام فردا.
ریترز، جرج (۱۳۷۴) نظریه ی جامعه شناسی در دنیای معاصر؛ ترجمه ی محسن ثلاثی، تهران: انتشارات علمی.
کاپو داگلی، بیل و جکسون، لین (۱۳۸۰) ؛ دیسنی در اوج؛ ترجمه غلامرضا صالحی معوا، ج۲، نشر رسا.
کندی، کارول ( ۱۳۸۴) نخبگان مدیریت، ترجمه مهدی ایران نژاد پاریزی، ج۲، مؤسسه تحقیقات و آموزش مدیریت.
نجف بیگی، رضا ( ۱۳۸۳)؛ سازمان و مدیریت؛ مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی.
تدبیر، ( ۱۳) سایه روشنهایی از مسئولیت پذیری ( مسئولیت اجتماعی شرکتها)، فصلنامه تدبیر سازمان مدیریت صنعتی، شماره ۱۴۴.
هسل بین، فرانسس و گلد اسمیت، مارشال و بکهارد، ریچارد ( ۱۳۸۰)؛ سازمان فردا ( مجموعه مقالات ۲ جلد)؛ ترجمه فضل الله امینی، ج۲، نشر فرا.
هیکس، هربرت، جی و گولت، سی.ری. (۱۳۷۷) تئوریهای سازمان و مدیریت؛ ج۲، ترجمه گویل کهن، ج۲، نشر دوران.
J.M Stevens,H.K.Steensma,D. A.Harrison and P.L.Cochran (2005), ” Symbolic or substantive Document? The influence of ethis codes on finacal executives decision ” , strategic Management Journal,181-195
Stephen P.Robbins (1989),Management prentice inc.
Yariv,E, (2005) Scarcity and new paradigms in bussiness,Internatinal Journal of Buissiness and Economics,vol.9.No.3.
Social responsibility of the corporations Abstract at the first years of the 21st century, the corporations have had challenges caused by the theoretical evolutions and the stiff competitions over the scarce resources. in these circumstances, what will happen to their social responsibilites? Does it seem reasonable, with these competitive conditions – in which losing the opportunities of profitmaking by corporations may lead to their complete failure – to talk about social responsibilities? This article, referring to the newest available references,will attempt to study this subject analytically and to provide an occasion of further studies and researches for those who believe in the ethical aspect of the organizations.

منبع مقاله :
فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز پیاپی ۳۴، بهار ۱۳۸۹

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: