پنجشنبه - ۱۳۹۸/۱۲/۰۸
صفحه اصلی >> مقالات >> اجتماعی >> نگاهی به معضل بیکاری

نگاهی به معضل بیکاری

کار را می توان به عنوان انجام وظایفی تعریف کرد که متضمن صرف کوشش های فکری و جسمی بوده و هدف آن تولید کالاها و خدماتی است که نیازهای انسانی را برآورده می سازد (آذربایجانی ۱۳۸۸ :۸۵). شغل نیز به مجموعه ای از موقعیت های مشابه در یک مؤسسه‌، اداره و یا کارگاه گفته می شود که افراد واجد شرایط خاص می توانند این موقعیت را احراز کنند (اکبری، ۱۳۸۵: ۳۶۴). بر این اساس، رشد نسبتاً‌ کند تقاضای نیروی انسانی، ‌به ویژه در بخش صنعتی‌، مدرن و بخش کشاورزی سنتی و از طرف دیگر،‌ رشد سریع عرضه نیروی کار که به ویژه حاصل سطح بالای مهاجرت و رشد سریع جمعیت است،‌بیکاری خوانده می شود (باقری، ۱۳۸۶: ۱۱۱). در تعریف فرد بیکار نیز باید گفت فردی بیکار نامیده می شود که شغلش را به هر علتی از دست داده و یا از ابتدا شغلی اختیار نکرده است(داویدیان و شاه محمدی‌،۱۳۸۱ :۳۶). بر اساس قانون اساسی، داشتن شغل حق مردم است و به هیچ عنوان نمی توان این حق را از هیچ فردی سلب کرد، چرا که داشتن شغل، ‌تضمین کننده حیات و حق هر فرد بوده (کریمی:۱۳۸۸ :۱۱) و سبب درگیر شدن و نقش پذیرفتن او در شبکه روابط اجتماعی می شود و باعث می شود که فرد شاغل با دیگر افراد جامعه روابط برقرار کند و در نتیجه احساس تنهایی و انزوا نکند.از طرف دیگر، نیرویی نامرئی او را کنترل و نظارت می کند که این امر، وی را از ارتکاب جرم باز می دارد. یکی از مهم ترین پی آمدهای داشتن شغل حتی اگر آن شغل رضایت بخش هم نباشد،‌ تماس و حمایت اجتماعی همراه آن است(حقیقی:۱۳۸۶ :۱۵). از دیدگاه روان شناسان، ‌یکی از بسترهای نمود و تبلور تلاش مداری، موضوع کار و شغل (JOB & OCCUPATION) است و باید پذیرفت که هدف فرد از داشتن شغل و کار، تنها کسب درآمد نیست؛ بلکه معنا دادن و تحقق بخشیدن استعدادهای خویشتن نیز در این فرآیند مد نظر است. کار و اشتغال ضمن این که نیازها و انگیزه های درونی فرد را ارضا می کند؛ در شکل بخشیدن به هویت وی نیز مؤثر است. البته هر نوع کار و حرفه ای را نمی توان معرف تلاش مداری افراد دانست. به عنوان مثال،‌افرادی که به مشاغل کاذب و غیر قانونی روی می آورند،‌ لزوماً ‌از ویژگی های افراد تلاش مدار برخوردار نیستند. چنین افرادی فاقد رضایت شغلی واقعی خواهند بود و به مرور زمان انگیزه های تلاش مداری خویش را از دست داده و دلسرد می شوند(کجباف و همکاران، ۱۳۸۶ :۱۲۶). از طرفی دیگر،‌ کار و فعالیت باعث اعتماد به نفس و تحکیم شخصیت می شود و به انسان عزت و شرف می بخشد. سعی و کوشش برای امرار معاش نشانه وظیفه شناسی اجتماعی است؛ در حالی که بیکاری و سربار جامعه بودن به منزله کشتن شخصیت و پایمال کردن شرف انسانی است(فلسفی، ۱۳۸۲ :۲۷۴). احساس نیاز به داشتن یک شغل خاص باعث می شود که آن شغل برای فرد با ارزش شود.در جوامع جهان سوم‌، وقتی پدیده های جدید با روش های مختلف از خارج کشور وارد آن کشورها می شوند یک تغییر در نظام اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی روی می دهد.با ورود این پدیده های جدید و تبدیل شدن آن ها به نیاز، ساختار تولید و نیاز داخلی دچار اختلال شده و به هم می ریزد. رفته رفته تولید کنندگان داخلی از بین می روند و بخش های واسطه ای رشد می کنند.کارکنان بخش های تولیدی سنتی از جمله کشاورزی به سوی مشاغل واسطه ای ،‌مصرفی و کاذب روی می آورند و یک تحرک شغلی و مکانی یعنی مهاجرت نیز به وجود می آید. بنابراین از آن جایی که نوجوانان وجوانان سرمایه های اصلی و آینده سازان هر جامعه ای هستند، لذا تدبیر و بررسی مسائل و امور مربوط به آن ها از اولویت خاصی برخوردار است. یکی از عوامل مخرب و بازدارنده در برنامه ریزی برای آینده، ‌نداشتن چشم اندازی روشن برای آینده جوانان است؛ در حالی که آماده سازی نسل جوان برای قبول مسئولیت ها در آینده کاری اساسی و ضروری است. به همین دلیل رسیدگی به وضعیت شغلی و زندگی جوانان‌، به امیدواری آنان و آینده و زندگی می انجامد و یکی از مهم ترین معضلات زندگی جوانان را که نداشتن شغل و درآمد است بهبود می بخشد. اما درصورت بی توجهی به این مسئله،‌ با توجه به افزایش جمعیت جوان در چند سال اخیر و مسائل مربوط به اشتغال آن ها،‌ مسائل عدیده ای گریبان گیر جامعه به خصوص جوانان خواهد شد. پس بی شک برنامه ریزی برای این قشر از جامعه بدون شناخت ارزش ها و گرایش های آن ها اگر کاری عبث نباشد، مطمئناً‌ کم اثر خواهد بود. البته باید توجه داشت که ارزش های جوانان امروزی با ارزش های جوانان گذشته تفاوت کرده است. پس برای درک بهتر جوانان،‌ شناخت گرایش ها و ارزش های آن ها لازم و ضروری است(ظهیری نیا،۱۳۸۳: ‌۵۷ و ۵۸).
جوانان به اقتضای سن و خواسته های طبیعی و اجتماعی خود توقع دارند که نیاز آنان به شغل تأمین شود. به همین خاطر‌، اگر به هر دلیلی یک جوان از حق داشتن کار و درآمد لازم برای رفع نیازهای خود محروم بماند،‌ خواه ناخواه به مسیرهای انحرافی کشیده می شود (شامبیاتی،‌۱۳۸۵: ۲۳۹). در آیین مقدس اسلام نیز تأکید بسیار شده است که انسان نباید بیکار باشد.زیرا اگر مثلاً یک جوان دارای شغل مناسب نباشد، ممکن است زمینه گرایش به جرم و خطا برایش فراهم شود(معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم،۱۳۸۳ :۵۸). این موضوع به تحقیق ثابت شده که بسیاری از موارد بزهکاری‌، ناشی از بیکاری و احساس پوچی و بیهودگی جوانان است. در اینجاست که جمله: «بیکاری عامل مهم بدبختی است» مصداق پیدا می کند. جوانان اعم از بزهکار و غیر بزهکار مایل هستند پس از پایان تحصیل و گاهی در خلال مدرسه رفتن یا تابستان ها کاری داشته باشند. شغلی که بتوانند با انجام آن ضمن صرف انرژی زیاد خویش‌، احساس ارزشمندی کنند و هویت خویش را مشخص کنند. علاوه بر آن، بسیاری از جوانان نیاز دارند به خانواده های خود کمک کنند. اما نبود امکانات برای کار کردن آن ها و صرف انرژی آنان در جهتی سازنده و در نتیجه احساس بیهودگی و پوچی از یک سو و احساس حقارت و ناکامی ناشی از وضع بد اقتصادی‌، اجتماعی‌، خانوادگی و تحصیلی از سوی دیگر می تواند به رفتار بزهکارانه آن ها منجر شود(نوابی نژاد،۱۳۸۱ :۱۲۳و ۱۲۴). البته از بعد روانی، بیکاری همیشه ناشی از کمبود کار و مشکلات اقتصادی یا بحران ها نیست. به طور مثال، وقتی اوقات فراغت جوانان خالی از هر گونه امکانات تفریحی و سرگرمی باشد، ‌طبیعی است که آن ها با اعمال متعارض با ارزش ها و هنجارهای جامعه اوقات خویش را سپری کنند(بیات و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۰۶). در کشور ما بیکاری یکی از مهم ترین مؤلفه های ناسازگاری و شاخص نمایان بزهکاری جوانان و نوجوانان است و بخش مهمی از نیروهای جوان اعم از باسواد و بی سواد‌، فاقد کار و یا حرفه مناسب می باشند. نکته قابل توجه به این است که بخش مهمی از بیکاران متأسفانه از اقشار تحصیل کرده هستند. اشتغال به کار کاذب نیز از دیگر عوامل بزهکاری است(نجفی توانا، ۱۳۸۵: ۱۳۳). تأکید بر بیکاری جوانان از آن جهت دارای اهمیت است که این گروه سنی به طور کلی آسیب پذیرتر محسوب می شوند و خطر دائمی کشیده شدن به سوی فعالیت های تبهکارانه و خشونت آمیز آن ها را تهدید می کند. هزینه گزافی را هم که بیکاری انبوه و پایدار جوانان به هر نوع نظام اقتصادی تحمیل می کند نباید نادیده گرفت. چنان که برآوردهای موجود نشان می دهد به نصف رساندن نرخ بیکاری جوانان از بیش از ۱۴ درصد فعلی به مثلاً ۷ درصد،‌ موجب تزریق ۲/۲ تا ۳/۵ تریلیون دلار به اقتصاد جهانی می شود (موفقیان،‌۱۳۸۳: ۲۵و ۲۶). نکته قابل توجه این که بیکاری معمولاً‌ به سراغ گروه هایی می رود که در جامعه دارای امکانات، تسهیلات و امتیازهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کم تری هستند. بیکاری انواع مختلفی دارد. مانند: بیکاری حاد،‌بیکاری مزمن، بیکاری ارادی، ‌بیکاری غیر ارادی، بیکاری اتفاقی، بیکاری سازمانی، بیکاری فصلی، بیکاری عمومی‌، بیکاری زیربنایی،‌ بیکاری پنهان و بیکاری تکنولوژیکی.

عوامل بیکاری
برخی از جامعه شناسان، علت اصلی بیکاری را سیستم اجتماعی می دانند؛ زیرا سیستم اجتماعی با برقراری نوعی از روابط اجتماعی، ‌نحوه برخورد با پدیده کار و بیکاری را مشخص می کند. عده ای نیز عامل اصلی بیکاری را در تنبلی و سستی افراد می دانند. هم چنین برخی از محققان نداشتن سواد و تخصص، ‌وجود فرهنگ عقیم، اعتقادات و دین گذشته گرا،‌ محیط طبیعی، ‌عوامل ارثی و نژادی‌، ساخت اجتماعی، ‌مقررات دست و پاگیر‌، تحولات اقتصادی، دگرگونی در تکنیک های مورد بهره برداری(سیف الهی، ۱۳۸۶ :۲۳۲و ۲۳۳). تمرکز بیش از حد ثروت و سرمایه های ملی نزد گروه اقلیتی که از طریق رانت جویی و زد و بندها در جهت حفظ منافع خود تلاش می کنند، وجود روحیه مصرف گرایی و مصرف زدگی، وجود برخی قوانین و مقررات بازدارنده و اخلال کنننده در سرمایه گذاری های تولیدی، دیوان سالاری نفس گیر، رخنه فساد مالی و اداری در بخش هایی از نظام اجرایی و اداری‌، ناهماهنگی بین دستگاه های سیاست گذار و مجری و شرایط نامناسب محیطی که خطر پذیری بالایی را متوجه امر سرمایه گذاری کرده است را از جمله عوامل مؤثر در بیکاری می دانند(باقری،۱۳۸۶: ۱۲۰). از طرفی، در حالی که اهداف اشتغال در سند برنامه سوم توسعه مبتنی بر ایجاد ۳/۸ میلیون فرصت شغلی جدید تعیین شده است،‌ گزارش عملکرد برنامه سوم نشان می دهد که ایجاد ۱ میلیون نفر فرصت شغلی از اهداف برنامه سوم تحقق پیدا نکرده است و با احتساب ذخیره بیکاری حدود ۲/۲ میلیون نفری قبل از آن، در مقطع پایانی یعنی ابتدای برنامه حدود ۳/۲ میلیون نفر جویای کار در اقتصاد ایران وجود داشته است. با لحاظ کردن افزایش سالیانه ۷۰۰ هزار نفری نیز به عرضه نیروی کار در برنامه چهارم، در سال ۱۳۸۸ حدود ۶/۷ میلیون فرصت شغلی لازم است ایجاد شود. ناگفته پیداست که این امر عملی نیست، به همین خاطر بیکاری در ایران به یک مسئله تبدیل شده است. علاوه بر این، انفجار جمعیت ناشی از متولدین سال های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۲ و بروز آن تحت عنوان عرضه نیروی کار در طی سال های ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۳ باعث شده تا میزان عرضه نیروی کار از فرصتهای شغلی به نحو چشمگیری پیشی گرفته و معضل بیکاری به ویژه در میان اقشار تحصیل کرده و دانشگاهی با شتاب بالایی گسترش یابد و سبب اتلاف منابع عظیم انسانی و رنج و فقر تعداد زیادی از جمعیت کشور شود(متوسلی و دهمرده،‌۱۳۸۵: ۱۰۷و ۱۰۸).

آثار و پی آمدها
بیکاری پنهان از جمله پدیده های عارضی است که در جوامع انسانی وجود دارد و موجب بروز ستیزها‌، تنش ها،‌ اختلافات و کاهش امکانات و تولید در سطح جامعه شده و مسائل و مشکلات اجتماعی و بین المللی متعددی را در عصر حاضر به وجود آورده است. البته پدیده بیکاری از بدو پیدایش اجتماعات انسانی و تقسیم کار طبیعی و اجتماعی وجود داشته است؛ اما از آن جا که جوامع غیر صنعتی در گذشته در سطح محدود و کوچک به کار و فعالیت می پرداختند و با امکانات محدود زندگی خود را می گذراندند، ‌این پدیده ها،‌ مسائل و مشکلات عمده ای را به وجود نمی آوردند. اما از بدو پیدایش سیستم اجتماعی جدید در اروپا و گسترش آن به سایر کشورهای جهان،‌ این پدیده ها ماهیت اصلی خود و عوامل آن را به خوبی نشان دادند و متفکران و مصلحان اجتماعی ـ اقتصادی و فرهنگی را به عوارض آن ها آگاه ساختند. به اعتقاد محققان،‌بیکاری یکی از ویژگی های کشورهای سرمایه داری است و با افزایش بیکاری، کسانی که از قبل پس اندازی ندارند بیشتر صدمه می بینند(سیف اللهی،۱۳۸۶ :۲۳۳-۲۳۱). بیکاری را می توان مادر تمام بیماری های اجتماعی دانست. به همین دلیل بیکاری از جنبه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دارای اهمیت است. زیرا بیکاری نه تنها روند توسعه‌، بلکه ثبات سیاسی، آرامش، امنیت و یکپارچگی کشور را می تواند به مخاطره بیاندازد. این مسئله اجتماعی به ویژه در مناطق محروم و مرزی اهمیت بیش تری دارد، زیرا می تواند منجر به داد و ستد غیر قانونی کالا شود که از آن به قاچاق تعبیر می شود. هم چنین موجب مهاجرت و تخلیه این مناطق می شود این اتفاق، زمینه را برای از بین رفتن صلح و ثبات فراهم می کند. از طرفی، هجوم بیکاران به شهرها خود موجب بروز بیماری های اجتماعی دیگر می شود. تعدادی از محققان به بررسی رابطه بین بیکاری و میزان جرائم پرداخته و مشاهده کرده اند که بین این دو عامل رابطه مستقیم وجود دارد. به اعتقاد جرم شناسان و جامعه شناسان، ‌بیکاری با توجه به تبعات مادی و روانی خاصی که در بردارد، ‌ممکن است در اغلب بیکاران در دراز مدت احساس تنفر و بیزاری نسبت به جامعه فعال به وجود آورد. افزون بر این،‌احساس بریدن از جامعه و حالات بی تفاوتی، ‌دشمنی و بالاخره انتقام جویی که در ذهن بیکاران ایجاد می شود، با گذشت زمان می تواند خطر بزرگی برای نظم اجتماعی ـ اخلاقی و فرهنگی یک کشور محسوب شود. مثلاً ممکن است قربانیان بیکاری، در یک وضعیت دشوار روانی و مادی در جست و جوی یک پناهگاه آرام بخش‌، به سوی مواد مخدر کشیده شوند. به این ترتیب، کار که خود یکی از عوامل اصلی در جهت اجتماعی شدن فرد به شمار می رود، می تواند برای فرد بیکار به یک عامل ضد اجتماعی و نابهنجار تبدیل شود(سعیدی، و همکاران،۱۳۸۷: ۶۱-۵۸). یکی دیگر از پی آمدهای بیکاری، خودکشی است. برید(BRAID -1973) با مطالعه و بررسی ۱۰۳ نفر از افراد ۲۰ تا ۶۰ ساله که قصد خودکشی داشتند مشاهده کرد که بین آن ها بیکاران یا کسانی که کار خود را از دست داده بودند و افرادی که موقعیت شغلی آن ها پایین آمده بود درصد بالایی داشته اند. تقریباً تمام تحقیقات رابطه بین نابسامانی خانوادگی و شغلی و افزایش خودکشی را گزارش می دهند(شاملو، ۱۳۸۲: ۱۹۲و ۱۹۳). به طور مثال،‌اسمیت(SMITH-1987) در بریتانیا گزارش داد که بیکاری ممکن است به طور غیر مستقیم سبب خودکشی شود،‌ به این شکل که افرادی که دچار ضعف های روانی هستند، در نهایت بیش از دیگران بیکار می مانند و بیکاران هم به میزان قابل توجهی مشکلات روانی آن ها را تشدید می کند.در صورتی که بیکاری سبب فقر هم شده باشد، احتمال دارد چنان اثر شدیدی بر سلامت روان بگذارد که فرد را به خودکشی یا حداقل اقدام به آن سوق دهد.از جنبه ای دیگر، فرایر و پین(FRYER &PAYNE-1986) پی بردند که فشار روانی،‌هیجان های منفی، ‌ناشادی، نارضایتی از زندگی و فقدان لذت و هیجان های مثبت در میان بیکاران شایع تر از افراد عادی است. هامارستروم و همکاران(HAMMARSTROM ET AL -1988) نیز نشان دادند که میان بیکاری جوانان و اختلالات خفیف روان پزشکی رابطه وجود دارد (کاسکلا و همکاران،۱۳۸۰: ۶۶). در ایران برخی مطالعات (۱۳۸۲) نشان داده اند که نداشتن شغل یا بیکاری باعث گسترش ناتوانی فرد در موقعیت های عادی زندگی شده و احساس بی ارزشی‌، عدم رضایت از خویشتن و ناامیدی را افزایش می دهد؛ ضمن آن که افراد بیکار علاوه بر اختلال در کارکرد اجتماعی،‌ افسرده تر از سایر گروه ها و افراد هستند(بیابانگرد وجوادی،۱۳۸۳). علاوه بر این،‌بیکاری در دراز مدت به ویژه برای جوانان می تواند باعث جدایی دائم نسل جوان از جامعه شود. شاید این حرف ریچارد اسمیت(RICHARD SMITH) درست باشد که گفت: «بدون کار تمام زندگی بر باد است… سلامت جسم بیکار رو به تباهی می گذارد… اما آن چه بیش ترین آسیب را از بیکاری می بیند،‌ سلامت روان است… بیکاری هم چنین انگ و تحقیر به همراه دارد و افق دید فرد را برای تصمیم گیری کوتاه می کند»(کاسکلا و همکاران، ۱۳۸۰ :۷۸).
از دیدگاه جامعه شناسان و روان شناسان نیز بیکاری یکی از ریشه های مهم بزهکاری و کجروی افراد جامعه است. بیکاری موجب می شود تا فرد بیکار جذب قهوه خانه ها و مراکز تجمع افراد بزهکار شده و به تدریج به دامان انواع کجروی های اجتماعی کشیده شود. علاوه بر این،‌ چون بیکاری زمینه ساز بسیاری از انحرافات اجتماعی است‌، افراد با زمینه قبلی و برای کسب درآمد بیشتر دست به سرقت می زنند‌؛ زیرا فرد به دلیل نداشتن شغل و درآمد ثابت برای تأمین مخارج زندگی مجبور است به هر طریق ممکن زندگی خود را تأمین کند. از نظر چنین فردی، بزهکاری به ظاهر معقول ترین و بهترین راه است(میری،‌۱۳۸۷ :۱۴۳). بیکاری هم چنین افراد را به سمت مشاغل غیر تولیدی هم چون: دست فروشی،‌دست دوم فروشی و قاچاق فروشی سوق می دهد(سیف الهی،۱۳۸۶ :۲۳۳) و باعث شیوع بیشتر اختلالات روانی در افراد بیکار نسبت به افراد شاغل می شود (ماه نامه سپیده دانایی، ۷: ۲۹). البته بر اساس تحقیقات مؤسسه نظر سنجی آلن باخ در آلمان، تنها خود بیکاران نیستند که از این پدیده اجتماعی رنج می برند‌، بلکه کودکان آن ها نیز با مشکلات بسیاری رو به رو هستند. فرزندان افراد بیکار زودتر از دیگران بیمار می شوند و بیماری های آن ها دیرتر بهبود می یابد. افسردگی و آلرژی های گوناگون نیز در میان آن ها بیش تر از کودکان دیگر قابل مشاهده است(موفقیان، ۱۳۸۳ :۲۴-۳۰). پس به طور کلی می توان گفت که افزایش جمعیت جوان کشور، کاهش نرخ اشتغال و افزایش بیکاری می تواند زمینه ساز بحران های اقتصادی ،‌گسترش بزهکاری مهاجرت نخبگان و پی آمدهای ناگوار دیگر سیاسی و اجتماعی باشد(میرمیران، ۱۳۸۵ :۱).

نگاهی به برخی آمارها و تحقیقات انجام شده
* نرخ بیکاری جوانان ۲ تا ۳ برابر نرخ بیکاری بزرگ سالان است. در کشورهایی نظیر: اتریش، کانادا، آلمان و آفریقای جنوبی نرخ بیکاری نسبتاً کم می باشد. اما در بلژیک، ‌نروژ و ایتالیا نرخ بیکاری بالاست(دفتر امور بین الملل سازمان ملی جوانان،۱۳۸۲: ۵۳).
* در هر زمان،‌ حدود۷/۲ میلیون نفر بیکار در ایالات متحده آمریکا در جست و جوی شغل هستند(برانسون،۱۳۸۷: ۲۳۳).
* در سال ۱۳۸۳ طبق اعلام رییس سازمان ملی جوانان، ۶ میلیون بیکار در ایران وجود داشته است. این رقم طبق برآورد مرکز آمار ایران۲ میلیون و ۶۰۰ هزار و بر اساس اعلام وزارت کار بیش از ۳ میلیون نفر بوده است(نجفی توانا، ۱۳۸۵: ‌۱۳۳).
* میزان بیکاری در بین اقلیت های قومی، مذهبی و فرهنگی، هم چنین در بین غیر متخصصان، زنان و کودکان بیشتر است(سیف اللهی،۱۳۸۶ :۲۳۳).
* بر اساس آخرین آمارهای جهانی، میزان بیکاری جوانان طی دهه گذشته ۲۶/۸ درصد افزایش یافته است. در این ۱۰ سال‌، سطح بیکاری در جهان از ۱۴۰ میلیون نفر تقریباً به ۱۸۵ میلیون نفر افزایش یافته است؛ که یعنی افزوده شدن ۴۵ میلیون نفر بیکار به بیکاران قبلی. از مجموع این ۱۸۵ میلیون نفر بیکار، در سال ۱۳۸۳ بالغ بر ۸۸ میلیون نفرشان را جوانان تشکیل می داده اند.یعنی معادل ۴۸ درصد کل بیکاران جهان.
* در سال ۱۳۸۲، خاورمیانه و شمال آفریقا با ۲۵/۶ درصد بیش ترین میزان بیکاری جوانان را به ثبت رسانده اند. بعد از آن،‌ مناطق زیر صحرای آفریقا با ۲۱ درصد، آمریکای لایتن و جزایر کارائیب با ۱۶/۶ درصد،‌ آسیای جنوب شرقی با ۱۶/۴ درصد، آسیای جنوبی با ۱۳/۹ درصد، کشورهای صنعتی با ۱۳/۴ درصد و آسیای شرقی با ۷ درصد در مقام های بعدی بیکاری قرار دارند.

*امروقلو، ‌مرلو و راپو (IMROHORAGLU,MERLO& RAPENT-2001) در مطالعه خود نشان دادند که بر اساس آمار سال ۱۹۸۰ در آمریکا ۷۹ درصد افرادی که مرتکب جرم شده اند شاغل بوده اند. آن ها پی بردند که تلاش ها در جهت بیکاری اثر معناداری بر کاهش جرم نخواهد داشت و برای توجیه نتیجه گیری خود مدعی شدند که اگر چه در سال ۱۹۹۶ نرخ بیکاری نسبت به سال ۱۹۸۰ کاهش داشته،‌ اما بیکاری برای گروه جوان کاهش چندانی نداشته است. به این ترتیب آن ها نتیجه گرفتند که در تحلیل اثر نیروی کار بر جرم تجزیه بازار کار بر اساس هرم سنی باید مد نظر قرار گیرد.
* وینبرگ و موستارد (WEINBERG & MUSTARD 2002) نشان دادند که مطالعات قبلی تنها به اثر نرخ بیکاری بر جرم پرداخته اند و از این رو نتایج چندان مطمئنی به دست نیاورده اند.به زعم آن ها برای بررسی دقیق تر باید نرخ دست مزد نیز در کنار نرخ بیکاری مد نظر قرار گیرد. چنین رویکردی را ویت و همکاران(WITTE &ET AL-1998) در انگلستان و ولز به کار گرفته بودند. نتایج مطالعات آن ها نیز حاکی از آن بود که کاهش مداوم دستمزد نیروی کار ساده و هم چنین افزایش بیکاری مردان تأثیر مثبتی بر افزایش جرم دارد (حسینی نژاد،‌۱۳۸۴ :۵۲).
* مطالعات(۱۳۸۵) نشان می دهد که وضعیت روانی افراد شاغل در مقایسه با سایر گروه های جامعه در سطح مطلوب تری قرار دارد. این مطالعه با نتایج تحقیقات نوربالا و همکاران(۱۳۸۰) و ساعتچی(۱۳۸۰) نیز هم سو می باشد (کجباف و همکاران، ۱۳۸۶: ۱۳۱).
* یافته های یک طرح ملی(۱۳۸۱) که توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شده است نشان می دهد که ۳۳/۲ درصد مردم تهران، ‌اهمیت معضل بیکاری را «کاملاً‌مهم و جدی» و ۳۶/۴ درصد نیز اهمیت آن را «خیلی زیاد» عنوان کرده اند (تاجیک،۱۳۸۳ :۱۶۴).

مهم ترین اقدامات و راه کارهای پیشگیرانه و درمانی:
در نظر سنجی سال ۱۳۸۷ سازمان ملی جوانان، ۴۴ درصد از جوانان بیکاری را مهم ترین مانع ازدواج(هفته نامه سلامت، ش ۱۷۳) ذکر کرده اند؛ زیرا جوانی که بیکار باشد و درآمدی نداشته باشد نمی تواند ازدواج کند و بیکاری و غلبه احساسات شهوانی، او را به سمت کارهای خلاف سوق می دهد .به همین دلیل اگر جوانان دارای شغل مناسب باشند به موقع نیز مبادرت به ازدواج می کنند و ازدواج و تشکیل زندگی یکی از عوامل مهم در پیشگیری از وقوع جرم به حساب می آید که در آیین مقدس اسلام نیز درباره آن تأکید فراوان شده است(معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم،۱۳۸۳ :۵۹). ویل دورانت در این خصوص می گوید: «ما نمی دانیم که چه قدر از مفاسد اجتماعی، معلول تأخیر در ازدواج است؛ ولی ظاهراً بیشتر این مفاسد از تأخیر امر با برکت ازدواج، ناشی می شود و حتی فساد پس از ازدواج نیز بیشتر محصول عادات پیش از ازواج است»(سهراب پور، ۱۳۸۶ :۸۹ و ۹۰). در حقیقت، پیدایش و یا کاهش بیکاری را باید در ذات هستی اجتماعی و به خصوص در ماهیت روابط اجتماعی جست و جو کرد. اگر روابط اجتماعی بر پایه عدالت اجتماعی و بر اساس خواسته های انسان استوار باشد، بیکاری به حداقل میزان در جامعه می رسد و با امکانات موجود و برنامه ریزی های علمی برطرف می شود. اما اگر چنین نباشد،‌ روابط ستیزه جویانه و تنش زا در جامعه به وجود آورده و نابهنجاری ها و ناسازگاری ها را در جامعه دامن می زند(سیف اللهی،۱۳۸۶ :۲۳۳). بنابراین باید به دنبال راه هایی برای ایجاد اشتغال و کاهش نرخ بیکاری بود. برخی از اقدامات مناسبی که در این زمینه می توان انجام داد عبارت است از:
الف ـ انجام خدمت سربازی، زیرا ضمن تأخیر در شروع بیکاری، احتمالاً راه هایی نیز برای اشتغال فراهم می سازد(ربانی،۱۳۸۳ :۱۴۲).
ب ـ توجه به کارآموزی و آموزش فنون مورد نیاز برای انجام حرفه های مشخص در حین تحصیل.
پ ـ فراهم کردن بسترهای لازم برای بروز روحیات تلاش مدارانه و توانایی جوانان برای قبول مسئولیت های شغلی و ورود به بازار کار.
ت ـ تأمین شغل مناسب و راهنمایی جوانان به مشاغلی که متناسب با استعدادها و علائق آن ها باشد.
ث ـ ایجاد و گسترش مراکز خدمات اشتغال تحت نظر سازمان های متولی نظیر وزارت کار و امور اجتماعی.
ج ـ ایجاد مراکز مشاوره شغلی و حرفه ای زیر نظر متخصصان روان شناسی و مشاوره (کجباف، و همکاران۱۳۸۶ :۱۳۱).
چ ـ مبارزه شدید و دائم با رانت جویان اقتصادی.
ح ـ تجدید نظر در قوانین و مقررات اقتصادی، به ویژه کنار زدن و حذف قوانین اختلال کننده در سرمایه گذاری و فعالیت اقتصادی (باقری، ۱۳۸۶: ۱۲۰).
خ ـ انتخاب رشته تحصیلی مناسب توسط نوجوانان با توجه به رشته ای که به آن علاقه دارند(اکبری، ۱۳۸۵: ۳۷۲).
د ـ شناخت عوامل مؤثر بر عرضه و تقاضای نیروی وارد در کشور.
ذ ـ سرمایه گذاری با رشدی بیش از گذشته به منظور تحقق رشد اقتصادی.
ر ـ جذب سرمایه های خارجی و برطرف کردن موانع موجود آن.
ز ـ جذب سرمایه های ایرانیان مقیم خارج از کشور.
ژ ـ بهبود وضعیت بازنشستگان به منظور جلوگیری از کار مجدد بعد از بازنشستگی.
س ـ اتخاذ سیاست های تشویقی و ترغیبی از سوی دولت مانند: کاهش عوارض و مالیات به بخش های تولیدی.
ش ـ افزایش اختیارات استانداران و فرمانداران برای شناسایی موقعیت ها و فرصت های شغلی با توجه به شرایط کلی حاکم بر منطقه و تمرکز زدایی(معاونت سیاست داخلی، ۱۳۸۱: ۲۸-۳۱).
منبع مقاله: کاوه، محمد، (۱۳۵۳) آسیب شناسی بیماری های اجتماعی، تهران: جامعه شناسان، چاپ اول.

نویسنده: محمد کاوه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: