یکشنبه - ۱۳۹۷/۰۲/۳۰

سیاسی

مارکسیسم

Marxism مجموعه‎ای مرکب از نظریه‌ی اجتماعی و آموزه‎های سیاسی مأخوذ از آثار کارل مارکس و همکار نزدیک او فردریش انگلس. پس از مرگ مارکس بود که مارکسیسم به صورت یک «جهان بینی» فراگیر و آموزه‌ی سیاسی برای بسیاری از احزاب سوسیالیستی رشد و گسترش یافت. این رشد و گسترش ابتدا با تلاش‎های انگلس آغاز شد که «جهان بینی مارکسیستی» را …

مشاهده

مائوئیسم

Maoism این اصطلاح به اندیشه و عمل انقلابی مائو تسه تونگ (۱۹۷۶-۱۸۹۳) اطلاق می‎شود که در ۱۹۴۹ پیروزی انقلاب کمونیستی دهقانان چین را رهبری کرد که به ایجاد جمهوری خلق چین منجر شد، و سپس در ۲۵ سال نخست موجودیت جمهوری خلق چین هدایت رشد و توسعه‌ی این دولت جدید را بر عهده داشت. بنابراین، مائوئیسم دو جنبه دارد: نخست، …

مشاهده

مارکسیسم اتریشی

Austro-Marxism یکی از قدیمی‎ترین مکاتب تفکر مارکسیستی که بر مبنای آثار گروهی از متفکران در اواخر قرن نوزدهم در وین پا گرفت و برجسته‌ترین شخصیت‌هایش ماکس آدلر، اوتو بوئر، رودولف هیلفردینگ و کارل رنر بودند. این مارکسیسم نوین، به گفته‌ی بوئر (۱۹۲۷)، پاسخی بود به آموزه‎های نوین فلسفی (مکتب نوکانتی و پوزیتیویسم)، و تحولات نظریه‎ی اقتصادی (مارژینالیسم اتریشی) و مباحثی …

مشاهده

لیبرالیسم

Liberalism لیبرالیسم آموزه‎ای سیاسی است که بر طبق آن هدف و مقصود از دولت به منزله‎ی مجمعی از افراد مستقل، تسهیل برنامه‎ها (یا «سعادت») اعضای خود است. دولت‎ها نباید برنامه‎های خاصی خویش را تحمیل کنند. لیبرالیسم، مانند شریک اعتقادی خود یعنی محافظه کاری شاخه‎ای از سنت سیاسی مغرب زمین است؛ این دو اصطلاح، با قدری ابهام و اختلاط، هم به …

مشاهده

مارکسیسم غربی

Western Marxism این شکل از نظریه‌ی مارکسیستی عموماً دربرگیرنده‌ی صاحب نظران گوناگونی همچون گئورگ لوکاچ، ارنست بلوخ، کارل کورش، آنتونیو گرامشی، اعضای مکتب فرانکفورت، متفکران فرانسوی از ژان پل سارتر- خصوصاً آثار آخر او- تا لویی آلتوسر و بخش‎های نخست آثار یورگن هابرماس، دانسته می‌شود. به این معنا، مارکسیسم غربی شامل پیکره‎ای از نظریه پردازی‎هایی است که تقریباً از ۱۹۲۰ …

مشاهده

محافظه کاری

Conservatism محافظه کاری دیدگاهی سیاسی است با چنان عمومیت و جهانشمولی‎ای که ایدئولوژی‌های بزرگ مدرن مثل لیبرالیسم و سوسیالیسم و فاشیسم فاقد آن عمومیت هستند. بیزاری غریزی از تغییر و دلبستگی به وضعیت فعلی امور، عواطفی است که کمتر بنی بشری کاملاً از قید آن‎ها آزاد است و عواطف و احساسات همان چیزی است که در اکثر دوره‌های تاریخ بشر …

مشاهده

دگراندیشی

 Dissent فعل “to dissent” برای توصیف فعالیت‎هایی به کار می‎رود که با عقاید و افکار اکثریت تفاوت یا مخالفت دارد. اسم”dissenter” به کسی اطلاق می‎شود که چنین رفتاری دارد و معتقد به دیدگاه‌های مخالف اکثریت است. این فعل و این اسم ابتدا برای اشاره به آن دسته از سازمان‌های دینی و پیروان آن‎ها به کار می‌رفت که با اصول و …

مشاهده

مدرنیته

 Modernity مدرنیته «مفهومی تقابلی» است. معنای این اصطلاح همان‌قدر که از آن‌چه اثبات می‎کند گرفته می‎شود از آن‌چه انکار می‎کند نیز می‎آید. پس این اصطلاح می‎تواند در زمان‌های مختلف با معناهای بسیار متفاوتی به کار رود، بسته به این که چه چیزی را انکار، و در مقابل، چه چیزی را اثبات می‎کند. در نظر قدیس آگوستین در قرن پنجم میلادی، …

مشاهده

مشارکت

Participation مشارکت که یکی از مفاهیم مبهم در علوم اجتماعی است می‌تواند معنای اکید یا معنای خفیف داشته باشد. به معنای اکید، مشارکت به این معناست که با توجه به حجم و پیچیدگی جوامع توده‎ای معاصر، تمرکز قدرت سیاسی، رشد بوروکراسی، و تجمع قدرت اقتصادی، ضمانت‎های سنتی دموکراسی باید تقویت و حفاظت شود و گسترش یابد تا بتواند با این …

مشاهده

ملی‌گرایی

 Nationalism طبق این آموزه، واحد سیاسی و واحد قومی باید هم ارز یکدیگر باشند. به بیان مشخص‎تر و ملموستر، ملی‌گرایان معتقدند که دولت ملی که معادل با فرهنگ ملی‎ای است که متعهد به حفاظت از آن است، طبیعی‎ترین واحد سیاسی است؛ و عجیب خواهد بود اگر تعداد زیادی از اعضای اجتماعی ملی مجبور به زندگی کردن در بیرون از مرزهای …

مشاهده