صفحه اصلی / خدمات / سرگرمی / ضرب المثل

ضرب المثل

هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی

می‌گویند: درویشی بود که در کوچه و محله راه می‌رفت و می‌خواند: “هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی” اتفاقاً زنی مکاره این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه می‌گوید وقتی شعرش را شنید گفت: “من پدر این درویش را در می‌آورم”. زن به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک …

مشاهده

عجب سر گذشتی داشتی کل علی؟

چون یک نفر به دقت تمام برای دیگری حرف بزند اما آخر کار ببیند که حرفش در او اثر نکرده، این مثل را به زبان می‌آورد. یک بابایی مستطیع شده بود و به مکه رفته بود و برگشته بود و شده بود حاجی و همه به او می‌گفتند: حاجلی (حاج علی) اما یک دوست قدیمی داشت که مثل قدیم باز …

مشاهده

حلاج گرگ بوده!

هرکس دنبال کار و معامله‌ای برود و سودی نبرد می‌گویند فلانی حلاج گرگ بوده! در دهی حلاجی بود که با کمان حلاجیش پنبه می‌زد و معاش می‌کرد تا اینکه در ده خودش کار و بار کساد شد. به ده دیگری که در یک فرسخی ده خودشان بود می‌رفت و پنبه می‌زد و عصر به ده خودشان برمی‌‌گشت. یک روز زمستان …

مشاهده

هر که چاهی بکنه بهر کسی اول خودش دوم کسی

چون کسی به دیگری بدی کند یا در مجلسی یک نفر از بدی‌هایی که با او شده صحبت کند مردم می‌گویند آنکه برای تو چاه می‌کند اول خودش در چاه می‌افتد. در زمان حضرت محمد(ص) شخصی که دشمن این خانواده بود هر وقت که می‌دید مسلمانان پیشرفت می‌کنند و کفار به پیغمبر ایمان می‌آورند خیلی رنج می‌‌کشید. عاقبت نقشه کشید …

مشاهده

نه می‌خواهم خدا گوساله را به همسایه‌ام بدهد و نه ماده گاو را به من

این مثل را برای مردم حسود می‌آورند و می‌گویند: زنی که همیشه به همسایه‌ها و دیگران حسودی می‌کرد و از این بابت خیلی هم عذاب می‌کشید، روزی به درگاه خداوند متعال نالید و از او یک ماده گاو درخواست کرد. همسایه‌ای که شاهد تقاضای او بود، گفت: “چون تو خیلی حسودی، خدا به تو گاو نمی‌دهد، مگر از خدا بخواهی …

مشاهده

دره، آی ملا! دوباره بسم‌الله

ملایی با درویشی همکار و شریک بود به هر منزلی که می‌رفتند موقع ناهار یا شام ملا کمی که می‌خورد دست از غذا می‌کشید و می‌گفت: “الحمدلله” درویش بیچاره هم که هنوز نصف شکمش خالی بود و مجبور می‌شد دست از غذا بکشد و گرسنه بماند. چند بار درویش به ملا گفت که: “رفیق این کار خوبی نیست، تو زود …

مشاهده

روی یخ گرد و خاک بلند نکن

وقتی کسی بیخود و بی‌جهت بهانه بگیرد این مثل را می‌گویند. روزهای آخر زمستان بود و هنوز کوه‌‌ها برف داشت و یخبندان بود، چوپانی بز لاغر و لنگی را که نمی‌توانست از کوره ‌راه‌های یخ بسته کوه بگذرد در سر “چفت”(آغل) گذاشت تا حیوان در همان اطراف چفت و خانه بچرد. عصر که می‌شد و چوپان گله را از صحرا …

مشاهده

نازشست

این اصطلاح یا ترکیب اضافی در افواه عامه به معنی پاداش یا مشتلق یا انعامی است که در مقابل هنر نمایی یا انجام کاری مهم و یادآوردن خبر خوش به اشخاص و افراد داده می شود. ناز شست دادن یا ناز شست گرفتن که هر دو از مصطلحات و امثلۀ سائره است به آن گونه پاداش و انعامی اطلاق می …

مشاهده

دو قرص کردن

دو قرص کردن عبارت از خرده کاریهایی است که برای پیش بردن مقصود معمول دارند. یک مورد استعمال دیگر این عبارت مثلی هم موردی است که قرار داد قبلی را به خاطر بیاورند مانند: در میان دعوا نرخ تعیین کردن. به طوری که ملاحظه شد اصطلاح دو قرص کردن در واقع پس از اقدامات اولیه به منظور تأیید به عمل …

مشاهده

دوغ و دوشاب یکی است

وقتی که به زحمات و فداکاریهای افراد توجه نشود و خوب و بد و زشت و زیبا در یک کفه قرار گیرد به ضرب المثل بالا استشهاد و تمثیل می کنند و یا به عبارت دیگر می گویند: “دوغ و دوشاب پیشش یکی است.” چون اساس کار در این کتاب بر این است که ریشه های واقعی امثال و حکم …

مشاهده