ضرب المثل

گرگ باران دیده

این ترکیب وصفی که اکنون به صورت ضرب المثل درآمده کنایه از افراد مجرب و آزموده است که گرم و سرد روزگار را چشیده ، نشیب و فراز زندگی را در نور دیده ، در بوته سختیها و دشواریها آبدیده شده باشند . مثل بالا بیشتر درمحل ذم و کمتر به منظور مدح و ستایش به کار می رود . …

مشاهده

گرز رستم گرو است

عبارت مثلی بالا از نظر معنی و مفهوم واقعی ناظر بر عظمت شهر تهران است که از عصر قاجاریه و پایتخت شدن آن که رو به گسترش و بزرگ شدن گذاشت به کار می رفت ولی از نظر مجازی و استعاره ای هنگامی مورد استعمال و استناد قرار می گیرد که مشکلات بزرگی در امر زندگی یا سایر امور مهمه …

مشاهده

گربه عابد

گربه عابد به کسانی اطلاق می شود که در لباس زهد و تقوی اعمال ریاکارانه از آنان سربزند و در کسوت خدمتگزاری و نوع دوستی مردم را فریب دهند ، خود را امین و صادق و منزه و متقی جلوه دهند ولی از هر عمل و حقه بازی که متضمن منافع و مصالح شخصی باشد خودداری نورزند . این گونه …

مشاهده

هم چوب را خورد و هم پیاز را و هم پول را داد

در زمان قدیم شخص خطاکاری بود که حاکم دستور داد برای جریمه خطایش باید یکی از این سه راه را انتخاب کند یا صد ضربه چوب بخورد یا یک من پیاز بخورد یا اینکه صد تومان پول بدهد. مرد گفت: “پیاز را می‌خورم” یک من پیاز برای او آوردند. مقداری از آن را که خورد دید دیگر نمی‌تواند بخورد گفت: …

مشاهده

هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی

می‌گویند: درویشی بود که در کوچه و محله راه می‌رفت و می‌خواند: “هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی” اتفاقاً زنی مکاره این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه می‌گوید وقتی شعرش را شنید گفت: “من پدر این درویش را در می‌آورم”. زن به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک …

مشاهده

عجب سر گذشتی داشتی کل علی؟

چون یک نفر به دقت تمام برای دیگری حرف بزند اما آخر کار ببیند که حرفش در او اثر نکرده، این مثل را به زبان می‌آورد. یک بابایی مستطیع شده بود و به مکه رفته بود و برگشته بود و شده بود حاجی و همه به او می‌گفتند: حاجلی (حاج علی) اما یک دوست قدیمی داشت که مثل قدیم باز …

مشاهده

حلاج گرگ بوده!

هرکس دنبال کار و معامله‌ای برود و سودی نبرد می‌گویند فلانی حلاج گرگ بوده! در دهی حلاجی بود که با کمان حلاجیش پنبه می‌زد و معاش می‌کرد تا اینکه در ده خودش کار و بار کساد شد. به ده دیگری که در یک فرسخی ده خودشان بود می‌رفت و پنبه می‌زد و عصر به ده خودشان برمی‌‌گشت. یک روز زمستان …

مشاهده

هر که چاهی بکنه بهر کسی اول خودش دوم کسی

چون کسی به دیگری بدی کند یا در مجلسی یک نفر از بدی‌هایی که با او شده صحبت کند مردم می‌گویند آنکه برای تو چاه می‌کند اول خودش در چاه می‌افتد. در زمان حضرت محمد(ص) شخصی که دشمن این خانواده بود هر وقت که می‌دید مسلمانان پیشرفت می‌کنند و کفار به پیغمبر ایمان می‌آورند خیلی رنج می‌‌کشید. عاقبت نقشه کشید …

مشاهده

نه می‌خواهم خدا گوساله را به همسایه‌ام بدهد و نه ماده گاو را به من

این مثل را برای مردم حسود می‌آورند و می‌گویند: زنی که همیشه به همسایه‌ها و دیگران حسودی می‌کرد و از این بابت خیلی هم عذاب می‌کشید، روزی به درگاه خداوند متعال نالید و از او یک ماده گاو درخواست کرد. همسایه‌ای که شاهد تقاضای او بود، گفت: “چون تو خیلی حسودی، خدا به تو گاو نمی‌دهد، مگر از خدا بخواهی …

مشاهده

دره، آی ملا! دوباره بسم‌الله

ملایی با درویشی همکار و شریک بود به هر منزلی که می‌رفتند موقع ناهار یا شام ملا کمی که می‌خورد دست از غذا می‌کشید و می‌گفت: “الحمدلله” درویش بیچاره هم که هنوز نصف شکمش خالی بود و مجبور می‌شد دست از غذا بکشد و گرسنه بماند. چند بار درویش به ملا گفت که: “رفیق این کار خوبی نیست، تو زود …

مشاهده