یکشنبه - ۱۳۹۷/۰۷/۰۱
صفحه اصلی >> خدمات >> سرگرمی >> ضرب المثل (page 5)

ضرب المثل

ننین سرکوفتی به لهجه محلی

  -۱ بشه وشکا تو الا خیر نبینا          بو پس ، الهی خیر نه بینی بشهکورنگینونی سیر نیبا                           برو که رنگ نان را سیر نه بینی   -۲ بشه کو اییه عمری هر چی دردن               برو که یک عمر هرچه داشتم بتتونی ، بیاردن ،خرج کردن          دویدم ،آوردم ، خرج کردم -۳ به امیدیکو آرو …

مشاهده

قالب مثنوی شعر زندگی امروزی به لهجه سمنانی

اکوبس فکرو خیالی دارو                     از بسکه من فکر و خیال دارم همه شو تا سحری بیدارون                همه شب تا به سحر بیدارم منزون چه بسازون چه کرون                   نمیدونم چه کنم و چه بسازم آنهمه فکرو خیالی کوبرون                      اینهمه فکرو خیال را چه کنم آن هکاتی اوشونه خشتون گل           …

مشاهده

اسامی و اعداد در لهجه سمنانی

اسامی مذکر حقیقی شامل انسان و برخی جانوران پی یه(پدر)  ، پیر(پسر)  ، بری(برادر)  ، اسبه(سگ )  ، هریسه(خروس) اسامی مونث حقیقی می(مادر)  ، دته(دختر)  ، عما(عمه)  ، گرگه(مرغ)  ،خره(خر ماده) صرف اسم در گویش سمنانی اسم نیز مانند فعل صرف می شود.صرف اسامی در گویش سمنانی از همان قاعده کلی تغییر در جزء پایانی اسم و یا افزوده شدن …

مشاهده

گوش خواباندن

عبارت بالا مجازاً به معنی و مفهوم منتهز و مترصد فرصت بودن است تا افراد دوراندیش و مال اندیش با استفاده از موقع و فرصت به منظور دست یابند و مقصد و مقصود حاصل آید. آنچه نگارنده را به تأمل واداشت که عبارت بالا باید ریشه تاریخی داشته باشد واژه گوش و خوابانیدن گوش است که ظاهراً هیچ گونه مناسبت …

مشاهده

کن فیکون شد

هرگاه امری بزرگ واقع شود و یا تغییر و تحولی عظیم روی دهد به عبارت مثلی بالا تمثل جسته اصطلاحاً می گویند : کن فیکون شده است . بعضیها از این جمله صرفاً در رابطه با خرابی و ویرانی استفاده کرده فی المثل هرجابر اثر زلزله یا سیل یا حادثه دیگرخراب شده است می گویند: آنجا کن فیکون شده است …

مشاهده

دختر سعدی

کسی که بیشتر ساعات شبانه روز را در خارج از خانه به سر ببرد دوستان و بستگان کنایتاً او را دختر سعدی می نامند و در لفافۀ طنز و هزل می گویند “فلانی دختر سعدی است. همه جا هست جز خانه اش.” باید دید شیخ اجل دختری داشت یا نه، اصولاً چه عاملی موجب گردیده که چنین شوخی طنزآمیز و …

مشاهده

دست کسی را توی حنا گذاشتن

این ضرب المثل ناظر بر رفیق نیمه راه است که از وسط راه باز می گردد و دوست را تنها می گذارد. یا به گفتۀ عبدالله مستوفی:”در وسط کار، کار را سر دادن است.” عامل عمل در چنین موارد نه می تواند پیش برود و نه راه بازگشت دارد. در واقع مانند کسی است که دستش را توی حنا گذاشته …

مشاهده

روی یخ گرد و خاک بلند نکن

وقتی کسی بیخود و بی‌جهت بهانه بگیرد این مثل را می‌گویند. روزهای آخر زمستان بود و هنوز کوه‌‌ها برف داشت و یخبندان بود، چوپانی بز لاغر و لنگی را که نمی‌توانست از کوره ‌راه‌های یخ بسته کوه بگذرد در سر “چفت”(آغل) گذاشت تا حیوان در همان اطراف چفت و خانه بچرد. عصر که می‌شد و چوپان گله را از صحرا …

مشاهده

صد رحمت به کفن دزد اولی

مردی بود که از راه دزدیدن کفن مردگان و فروختن آنها امرار معاش می‌کرد و هرکس که می‌مرد او شبش می‌رفت قبرش را می‌شکافت و کفنش را می‌دزدید. این مرد روزی حس کرد که تمام عمرش گذشته و پایش لب گور است. پسرش را که تنها فرزندش بود صدا زد و گفت: “پسرجان من در تمام عمرم کاری کردم که …

مشاهده

ضمایر در گویش سمنانی

ضمایر ضمیر در گویش سمنانی به جای اسم می نشیند و اشکال آن ، همان سه نوعی است که در فارسی معمول است ، یعنی : [شخصی: اشاره ای  و مشترک] ضمیر، هنگام ترکیب با فعل ، همانند فارسی ، درجای اول است ، ولی در ترکیب با اسم وصفی متفاوت می یابد که اشکال آن در حالات صرفی نشان …

مشاهده