یکشنبه - ۱۳۹۷/۰۴/۳۱
صفحه اصلی >> خدمات >> سرگرمی >> ضرب المثل (page 7)

ضرب المثل

من و گرز و میدان افراسیاب

این ضرب المثل که از حکیم فرزانه فردوسی طوسی است در موردی به کار می رود که پهلوانی را از حریف و هماوردش بترسانند و او را به انصراف و امتناع از مقابله و محاربه با حریف و دشمن توصیه نمایند. پهلوان موصوف چون به نیروی قدرت و توانایی خود اطمینان دارد پوزخندی زده مصلحین خیراندیش را با این نیم …

مشاهده

می آیند و می روند و با کسی کاری ندارند

عبارت بالا که از جوانترین و تازه ترین امثلۀ سائره می باشد در موارد رعایت اصول خونسردی و بی اعتنایی در برخورد با ناملایمات زندگی به کار می رود و اجمالاً می خواهد بگوید سخت نگیر، خونسرد باش، این هم می گذرد و یا به قول شاعر معاصر، شادروان عباس فرات:     هم موسم بهار طرب خیز بگذرد    هم فصل …

مشاهده

زیر پای کسی را جارو کردن

(هنگامی که کسی را از شغل و کاری که داشته است اخراج کنند، به صورت کنایه درباره ی او می گویند: «زیر پایش را جارو کردند». ) در گذشته که میز و صندلی و مبل و از این قبیل وجود نداشت، ساکنان خانه اغلب بر روی فرش اتاق می نشستند. فرش اتاق ها در خانه ی ثروتمندان از جنس قالی …

مشاهده

زندگی سگی

(زندگی توام با درد و رنج و فقر و تنگدستی را در اصطلاح عامیانه زندگی سگی می نامند) دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی برای این نام گذاری بر زندگی پر رنج و درد و بدبختی و بی چارگی انسان ها حکایت شیرین و طنر آمیزی دارد که می تواند ریشه ی این اصطلاح را به دست دهد. وی می نویسد: …

مشاهده

دست و پای کسی را توی پوست گردو گذاشتن

(هنگامی که شخص زودباوری را به انجام کاری تشویق کنند و او بدون دوراندیشی و بررسی به آن اقدام کند و بدین ترتیب در بن بستی گرفتار آید، درباره ی او می گویند که: « دست و پایش را در پوست گردو گذاشتند» یعنی کاری دستش داده اند که نمی داند چه بکند.) ضرب المثل “دست و پای کسی را …

مشاهده

ترانه های محلی۲

-۱ دیگه صبر وقناعت وسه پی با          دیگر صبر و قناعت ، بسه برخیزدیگه ظلم و شقاوت وسه پی با          دیگر ظلم و شقاوت بسه بر خیزته توور وباله ورگی جلو شه                                  تبر با بیل خود برگیر و پیش آیدیگه فقر ومذلت وسه پی با           دیگر فقر ومذلت بسه برخیز -۲ تو کو عمری به ذلت کاری ماکه              تو که عمری …

مشاهده

ترانه های محلی ۱

یکتو با ، موجی همه دریا پی ویرون                       تو بگو ، موج ها را ، به تمامی ، از دریا برگیرمیا کوئی بیستونی ، جایی ویرون                          یا کوه بیستون را از جای برآرمنوایا عاشقی پی ، دست بنجی          مگو از عاشقی دست بکشچطو ادست ازان سودایی ویرون                     چگونه دست از این سودا بر گیرم  دوموگل پیبشی و دل پی منشه                 …

مشاهده