پنجشنبه - ۱۳۹۷/۰۱/۳۰

ضرب المثل

دست و پای کسی را توی پوست گردو گذاشتن

(هنگامی که شخص زودباوری را به انجام کاری تشویق کنند و او بدون دوراندیشی و بررسی به آن اقدام کند و بدین ترتیب در بن بستی گرفتار آید، درباره ی او می گویند که: « دست و پایش را در پوست گردو گذاشتند» یعنی کاری دستش داده اند که نمی داند چه بکند.) ضرب المثل “دست و پای کسی را …

مشاهده

دست کسی را توی حنا گذاشتن

( این ضرب المثل را در باره ی کسی به کار می برند که وسط کاری تنها گذاشته شده باشد یا در وضعیتی قرار گرفته باشد که هیچ کاری از او بر نیاید). “حنا” گیاهی است از رده ی دولپه ای های جدا گلبرگ که به صورت درختچه در شمال و مشرق افریقا، عربستان سعودی و ایران ( در نواحی …

مشاهده

دست شستن از کاری

( این اصطلاح که به معنی کناره گیری کردن از کاری، استعفا دادن و از خود سلب مسئولیت کردن است اصطلاحی فارسی نیست و از تاریخ مسیحیت و ماجرای به صلیب کشاندن مسیح وارد زبان های جهان، از جمله زبان فارسی شده است) در تاریخ مسیحیت آمده است که ملایان یهودی (فریسیان) چون از هیچ راهی نتوانسنتند زبان عیسای مسیح …

مشاهده

دری وری

 ( به طور کلی جملات نامفهوم و بی معنی و خارج از موضوع را در میان عوام دری وری می گویند) نخست باید دانست که در زبان فارسی این رسم وجود دارد که مردم بسیاری از واژه ها را به صورت جفتی و دو تایی به کار می برند که واژه ی نخست آن را که معنی دار است مستعمل و …

مشاهده

میرزا میرزا رفتن

آهسته و با تأنی راه رفتن یا غذا خوردن را اصطلاحاً در دهات و روستاها میرزا میرزا رفتن و میرزا میرزا خوردن گویند که پیداست به جهت وجود کلمۀ میرزا باید علت تسمیه و ریشۀ تاریخی داشته باشد.واژۀ میرزا ملخص کلمۀ امیرزاده است که تا چندی قبل به شاهزادگان و فرزندان امراء و حکام درجۀ اول ایران اطلاق می شد. …

مشاهده

ترانه های محلی۲

-۱ دیگه صبر وقناعت وسه پی با          دیگر صبر و قناعت ، بسه برخیزدیگه ظلم و شقاوت وسه پی با          دیگر ظلم و شقاوت بسه بر خیزته توور وباله ورگی جلو شه                                  تبر با بیل خود برگیر و پیش آیدیگه فقر ومذلت وسه پی با           دیگر فقر ومذلت بسه برخیز -۲ تو کو عمری به ذلت کاری ماکه              تو که عمری …

مشاهده

ترانه های محلی ۱

یکتو با ، موجی همه دریا پی ویرون                       تو بگو ، موج ها را ، به تمامی ، از دریا برگیرمیا کوئی بیستونی ، جایی ویرون                          یا کوه بیستون را از جای برآرمنوایا عاشقی پی ، دست بنجی          مگو از عاشقی دست بکشچطو ادست ازان سودایی ویرون                     چگونه دست از این سودا بر گیرم  دوموگل پیبشی و دل پی منشه                 …

مشاهده