سه شنبه - ۱۳۹۸/۰۱/۰۷
صفحه اصلی >> گوناگون >> شعر و ادب (page 20)

شعر و ادب

رخی که برکف پای تو سیم تن مالم(دهلوی)

رخی که برکف پای تو سیم تن مالم شاعر : امیر خسرو دهلوی دریغم آید اگر برگل و سمن مالم رخی که برکف پای تو سیم تن مالم دو دیده را به کف پای خویشتن مالم دران شبی که کنم گشت کوی تو همه روز عبیر رحمت جاوید برکفن مالم غبار کوی تو با خویشتن برم در خاک هنوز داغ …

مشاهده

ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا(انوری)

ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا شاعر : انوری وی کرده دست عشق تو زیر و زبر مرا ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا در زیر پای عشق تو گم گشت سر مرا از پای تا به سر همه عشقت شدم چنانک خود بی‌تو در چه خور بود خواب و خور مرا گر بی‌تو خواب و …

مشاهده

این زاغوشان بسی پریدند بلند( ابوالخیر )

این زاغوشان بسی پریدند بلند شاعر : ابوسعید ابوالخیر سنگی چوبی گزی خدنگی تیری این زاغوشان بسی پریدند بلند کز کبر به جایی نرسیدست کسی از کبر مدار هیچ در دل هوسی تا صید کنی هزار دل در نفسی چون زلف بتان شکستگی عادت کن بی یاد تو برنیاید از من نفسی ای در سر هر کس از خیالت هوسی …

مشاهده

بیخوابیم بکشت و ه از من که هرشبی(دهلوی)

بیخوابیم بکشت و ه از من که هرشبی شاعر : امیر خسرو دهلوی بنشینم و فسانه‌ی آن ماه بشنوم بیخوابیم بکشت و ه از من که هرشبی کاوازپای اسب و تو ناگاه بشنوم آواز ارغنون ندهد ذوقم آنچنان چون بوی تو زباد سحرگاه بشنوم دل پاره‌های خون فگند همچو برگ گل از عاشقان چو پردر تو آه بشنوم خود را …

مشاهده

بمو واجی صبوری کن صبوری(بابا طاهر)

بمو واجی صبوری کن صبوری شاعر : بابا طاهر صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد بمو واجی صبوری کن صبوری غریبی و اسیری و غم یار سه درد آمو بجانم هر سه یکبار غم یار و غم یار و غم یار غریبی و اسیری چاره دیره منم آن آتشین دل دیدگان تر تویی آن شکرین لب یاسمین بر گدازد آتشت …

مشاهده

نگاهی به واقع گرایی در ادبیات داستانی معاصر ایران

زمان به سرعت می گذرد و متحول می شود و در پی خود همه چیز را دگرگون می سازد. دریافت ها، ادراکات، اخلاقیات، سنّت ها و آیین ها، همگی در حال دگرگونی اند؛ ادبیات نیز چنین است. ادبیات همواره بازتابی از انسان و شرایط وی بوده است. ادبیات امروز، متعلق به امروز است. البته این سخن بدان معنا نیست که …

مشاهده

از یک نظرش جمله وجودم همه جان کرد

استاد کریم زمانی ، قرآن پژوه ، مولوی شناس و شارح بزرگ عصر ما در کنگره بین المللی مولانا که آذرماه در تهران برگزار شد مقاله ای فراهم آورده بود که به دلیل ضیق وقت کنگره ، تنها بریده ای از آن ارائه شد و متن کامل آن را که از سوی استاد در اختیار روزنامه قرار گرفته است ، …

مشاهده

فصلى از شعر آوازخوان خون شکفته

از “ایمن” برایتان خواهم گفت از شادى سحر‌‌آمیز جنگل چشمانش از اعجاز دستانش جویبار هراسان مى‌گریخت و میان انگشتانش پناه مى‌گرفت از ایمن برایتان خواهم گفت از ماه که درختان بر خون فراموش شده‌اش مى‌تنیدند از کودکی که سرود پى پروانه‌اش مى‌نهاد گفتند که “عزیه” قریه نبود خرزهره بود هر بامداد دریچه گل‌ها را مى‌گشود و پیش از طلوع درختان …

مشاهده

سنگ‌ها پرواز مى‌کنند

چند سنگ که شاید بگیرد به پر هلیکوپتری، لوله تانکی، فرق کلاهخودى یا بند پوتینی: (۱) هیچ سنگى پرواز نمى‌داند هیچ سنگى عاشق نیست هیچ سنگى شهید نمى‌شود اینجا اما سنگ‌ها پرواز مى‌دانند، عاشقند، شهید مى‌شوند… چه پرندگانى باید باشند چه عاشقانی چه شهیدانی مردمان این سرزمین که سنگ‌هایش این چنین چه مردمانى باید باشند که دست‌هایشان از سنگ‌ها پرندگانى …

مشاهده

لسان الغیب در متن عرفان

از دیدگاه عارفان ، جهان از عشق بوجود آمده و با نیروی عشق بازمی گردد. در عرفان تقابل میان عشق و عقل را به هنگام سخن گفتن از عشق زمینی و آسمانی می بینیم. حافظ نیز در میان این سنت دیرینه گام می نهد. حافظ بارها به عاشق بودنش صراحت دارد. تقابل عشق و عقل در ابیاتی که خواجه عشق …

مشاهده