یکشنبه - ۱۳۹۷/۰۲/۳۰

شعر و ادب

گاه در عشق نیــاز است به تلقین کردن

لذت مرگ نگاهی ست به پایین کردن  بیـن روح و بدن ات فاصله تعیین کردن نقشه می ریخت مرا از تو جدا سازد “شک” نتوانست،  بنا  کـــرد  بــــه  توهیـــن کردن زیـــر بار غم تـو داشت کسـی له می شد عشق بین همه برخاست به تحسین کردن آن قدر اشک به مظلومیتم ریخته ام که نمانده است توانایی نفرین کردن “با …

مشاهده

چشم تو

کاش می‌دیدم چیستآنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری استآه وقتی که تو لبخند نگاهت رامی‌تابانی بال مژگان بلندت رامی‌خوابانیآه وقتی که  توچشمانتآن جام لبالب از جان‌دارو راسوی این تشنه جان سوخته می‌گردانیموج موسیقی عشقاز دلم می‌گذردروح گل‌رنگ شرابدر تنم می‌گردددست ویرانگر شوقپرپرم می‌کند ای غنچه رنگین، پرپر من در آن لحظه که چشم تو به من می‌نگردبرگ خشکیده …

مشاهده

محض رضای عشق

تاریک کوچه‌های مرا آفتاب کن با داغ‌های تازه، دلم را مجاب کن ابری غریب در دل من رخنه کرده است بر من بتاب، چشم مرا غرق آب کن ای عشق ای تبلور آن آرزوی سبز برخیز و چون سکوت، دلم را خطاب کن ای تیغ سرخ زخم، کجا می‌روی چنین محض رضای عشق، مرا انتخاب کن ای عشق، زیر تیغ …

مشاهده

داستان هایی از عشق دلدادگان

هدف از بیان این حکایات آن است که خواننده محترم با مطالعه و تفکر پیرامون آنها؛ لطف خدا و به دنبال آن عشق به ذات حضرت احدیت را -که پایه و اساس دین و سرچشمه ناب عرفان الهی است-دروجود خویش کشف کرده و تقویت نماید. از این رهگذر خوانندگان جوان نیز می توانند جنبه های اعتقادی و معنوی خویش را …

مشاهده

پِیرنگ در داستان

طرح پیرنگ در واقع استخوانبندی و هسته‌ی اولیه‌ی بوجود آمدن داستان است. در یک طرح آنچه مدّ نظر قرار می‌گیرد اصول ثابتی است که نویسنده برای وصول به آن‌ها از اتفاقات و ماجراهای مختلف در سطح داستان بهره می‌گیرد. در رابطه با تعریف ساده‌ی طرح (قالب) می‌توان گفت: کلیه‌ی وقایع و حوادثی که در داستان رخ می‌دهد، طرح یا پیرنگ …

مشاهده

شخصیت پردازی در داستان

تعریف کاراکتر یا شخصیت‌های داستان: «اشخاص و افرادی را که در یک داستان یا نمایشنامه یا… حضور مستمر یا متناوب دارند [کاراکتر] یا شخصیت گویند. » هر داستان دست کم دارای یک کاراکتر اصلی، و یک یا چند کاراکتر فرعی (جانبی) می‌باشد که هر یک نقشی به عهده دارند و سلسله وقایع و حوادث داستان منبعث از اعمال و رفتار …

مشاهده

دیدگاه‌های تکمیلی

 داستان نویسی با نگرش هنری با اینکه فقط سه زاویه دید ذکر شده جامع بوده و کُلیّت دارد؛ ولی بعضاً داستان‌هایی دیده می‌شود که تمام یا بعضی از ضوابط ساختاری این دیدگاه‌ها را رعایت نکرده‌اند، و نویسنده تا حدودی ضوابط را نقض کرده و نگرش جدیدی ارائه نموده است. همین جا بایستی اشاره کرد که: هر یک از این گویش‌های …

مشاهده

زاویه‌ی دید در داستان

داستان نویسی با نگرشی هنری به لحاظ اهمیت وافری که این مقوله دارد، بهتر است ابتدا به معانی چند واژه، دقت کنیم: ۱. راوی: راوی کسی است که داستان از زبان او نقل (روایت) می‌شود. در بعضی از داستان‌ها نویسنده نقش راوی (روایتگر) را به عهده دارد. ۲. دیدگاه: دیدگاه در واقع همان «زاویه ی دید» است که متعاقباً به …

مشاهده

دانای کل

 داستان نویسی با نگرش هنری زاویه دید از نظر فقهی و فلسفی می دانیم که «دانای کل» فقط خداوند متعال است و بس. این خداوند است که عالِم بر اسرار و نهان است و از ذهنیات من و تو و او، بهتر از خودِ ما آگاهی دارد. اوست که سرنوشت مخلوقات را هر طور که خواست رقم می زند و …

مشاهده

زوایه دید نمایشی

 داستان نویسی با نگرش هنری زاویه دید نمایشی- با تفاوت‌هایی – همان دیدگاه سوم شخص با دانایی کل است. از این رو شیوه‌ی نمایشی را «زاویه دید بیرونی» از گویش دانای آگاه نامیده‌اند. در این قبیل قصه‌ها، راوی با اینکه نسبت به همه چیز آگاهی دارد، ولی به رغم ویژگی‌های دانای کل، در داستان وارد نمی‌شود. و از اظهار نظر …

مشاهده