یکشنبه - ۱۳۹۷/۰۴/۳۱
صفحه اصلی >> گوناگون >> شعر و ادب (page 27)

شعر و ادب

دانای کل

 داستان نویسی با نگرش هنری زاویه دید از نظر فقهی و فلسفی می دانیم که «دانای کل» فقط خداوند متعال است و بس. این خداوند است که عالِم بر اسرار و نهان است و از ذهنیات من و تو و او، بهتر از خودِ ما آگاهی دارد. اوست که سرنوشت مخلوقات را هر طور که خواست رقم می زند و …

مشاهده

زوایه دید نمایشی

 داستان نویسی با نگرش هنری زاویه دید نمایشی- با تفاوت‌هایی – همان دیدگاه سوم شخص با دانایی کل است. از این رو شیوه‌ی نمایشی را «زاویه دید بیرونی» از گویش دانای آگاه نامیده‌اند. در این قبیل قصه‌ها، راوی با اینکه نسبت به همه چیز آگاهی دارد، ولی به رغم ویژگی‌های دانای کل، در داستان وارد نمی‌شود. و از اظهار نظر …

مشاهده

گویش مکاتبه ای

داستان نویسی با نگرش هنری به نظر نمی‌رسد که امروزه دیگر کسی داستانی را از طریق درج نامه‌های کاراکترها بیان کند. اما در بُرهه ای، نویسندگان انگشت شماری دست به محکِ این شیوه زدند. امروزه اغلب مردم آن قدر گرفتارند که حوصله‌ی جوابگویی به نامه‌ی دوستشان- که مدت‌ها پیش دریافت کرده‌اند- را ندارند، دیگر چه رسد به اینکه داستانی را …

مشاهده

درونمایه

داستان نویسی با نگرش هنری اگر به یاد داشته باشید، در مقالات پیش در راسخون گفتیم که یک داستان دارای چهار رکن اصلی است: «پی رنگ»، «شخصیت پردازی»، «زاویه دید» و «پیام». از این چهار مقوله سه تای آغازین را به اختصار بیان کردیم و اکنون واپسین عنصر اصلی ساختاری یک داستان، یعنی «پیام» را به یاری حق به تصویر …

مشاهده

عوامل جذّابیّت داستان

داستان نویسی با نگرش هنری عده ای “سوژه” را با «پیام» اشتباهاً به معنای واحد می انگارند، اما همانگونه که در پیش نقل شد، «پیام» درونمایه و مضمون اصلی داستان است که فی الواقع روح حاکم بر آن می باشد. ولی «سوژه» موضوع و مطلبی است که نویسنده برای بیان آن رنجها می برد و خود را بر آب و …

مشاهده

واقع گرایی در ادبیات داستانی معاصر ایران

زمان به سرعت می گذرد و متحول می شود و در پی خود همه چیز را دگرگون می سازد. دریافت ها، ادراکات، اخلاقیات، سنّت ها و آیین ها، همگی در حال دگرگونی اند؛ ادبیات نیز چنین است. ادبیات همواره بازتابی از انسان و شرایط وی بوده است. ادبیات امروز، متعلق به امروز است. البته این سخن بدان معنا نیست که …

مشاهده

جستاری در پیدایش داستان کوتاه در جهان

تا اواخر قرون وسطا، در جهان غرب خصوصاً اروپا « داستان کوتاه » به حکایت ها و افسانه هایی اطلاق می شد که بیشتر جنبه طنز و شوخی و مطایبه داشت و درونمایه اغلب آنها مسایل عشقی – خصوصاً عشق های ممنوع – بود. در واقع نوعی از هزلیات و لطیفه های عوامانه که مورد توجه مردم عامی بود. مانند: …

مشاهده

کَمَکی!

اصفهانی هستم اهلِ شعر و قصه کارمند دولت با دلی پُر غصه! … *** اصفهانی هستم مثلاً اهل قلم قلمی صدتایه غاز که به جز درد سر و رنج و تَعَب بهرِ من هیچ نمی آرد باز! … *** اصفهانی هستم شهر آرامش جان که بُوَد نصف جهان همچو زاینده ترین رود روان جهت دور نماندن ز زمان دائماً در …

مشاهده

مسافر

غزل رفتم سُراغش، اُفتادن و خیزان… وامانده از ره، غمگین و نالان گفتا: «که هستی، ای مردِ عابر؟» … گفتم: «غریبم. دورم زیاران» گفتا: «چه خواهی در این دلِ شب؟!» … گفتم که: «هستم، مایل بخوبان» گفتا که: «خوبان؟ راهت خطایست!» … گفتم: «بعید است، از ما و رویان خوبی نکردن، با مردِ عاشق! … حرفِ نبایست، از یک سخندان؟» …

مشاهده