دوشنبه - ۱۳۹۷/۰۷/۲۳
صفحه اصلی >> گوناگون >> شعر و ادب (page 27)

شعر و ادب

اسم دلم

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شودباید بگویم اسم دلم، دل نمی‌شود دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورنددیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ایاز آسمان فاصله نازل نمی‌شود خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرمآیا کسی ز پنجره داخل نمی‌شود؟ می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌هادیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود تا نیستی تمام غزل‌ها معلق‌انداین …

مشاهده

تقدیر من طلسم تو بود و عذاب و شعر

هر شب به ذهن خسته من میکنی خطور بانـــــــــــــو، شبیه خودت؛ ساده – پر غرور من خواب دیده ام که شبی با ستاره ها از کوچـــــــه های شهر دلم میکنی عبور یا خواب من مثال معجزه تعبیر میشود یا اینکه آرزوی تو را میبرم به گــــــــــور بی تو، خراب، گنگ، زمینگیر میشوم مانند شعرهای خودم؛ شکل بوف کور کِی میشود میان کوچه… نه، صبر …

مشاهده

درد بی درمان

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلمهرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟ مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش استهرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند اشک …

مشاهده

خوب‌ترین حادثه

با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام باز به دنبال پریشانی‌ام طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی‌ام آمده‌ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه‌ی طوفانی‌ام دلخوش گرمای کسی نیستم آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام آمده‌ام با عطش سال‌ها تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام ماهی برگشته ز دریا شدم تا تو بگیری و بمیرانی‌ام خوب‌ترین حادثه می‌دانمت خوب‌ترین حادثه می‌دانی‌ام؟ …

مشاهده

امروز که محتاج توام، جای تو خالی است

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست این قافله از قافله سالار خراب است اینجا خبر از پیش‌رو و باز پسی نیست تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش دیدم که در آن …

مشاهده

ساده از «من بی تو می میرم» گذشتی خوب من!

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم حال اگر چه هیچ نذری عهده دار وصل نیست یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم ماجراهایی که با من زیر باران داشتی شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود من چه چیزی کمتر …

مشاهده

گاه در عشق نیــاز است به تلقین کردن

لذت مرگ نگاهی ست به پایین کردن  بیـن روح و بدن ات فاصله تعیین کردن نقشه می ریخت مرا از تو جدا سازد “شک” نتوانست،  بنا  کـــرد  بــــه  توهیـــن کردن زیـــر بار غم تـو داشت کسـی له می شد عشق بین همه برخاست به تحسین کردن آن قدر اشک به مظلومیتم ریخته ام که نمانده است توانایی نفرین کردن “با …

مشاهده

چشم تو

کاش می‌دیدم چیستآنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری استآه وقتی که تو لبخند نگاهت رامی‌تابانی بال مژگان بلندت رامی‌خوابانیآه وقتی که  توچشمانتآن جام لبالب از جان‌دارو راسوی این تشنه جان سوخته می‌گردانیموج موسیقی عشقاز دلم می‌گذردروح گل‌رنگ شرابدر تنم می‌گردددست ویرانگر شوقپرپرم می‌کند ای غنچه رنگین، پرپر من در آن لحظه که چشم تو به من می‌نگردبرگ خشکیده …

مشاهده

محض رضای عشق

تاریک کوچه‌های مرا آفتاب کن با داغ‌های تازه، دلم را مجاب کن ابری غریب در دل من رخنه کرده است بر من بتاب، چشم مرا غرق آب کن ای عشق ای تبلور آن آرزوی سبز برخیز و چون سکوت، دلم را خطاب کن ای تیغ سرخ زخم، کجا می‌روی چنین محض رضای عشق، مرا انتخاب کن ای عشق، زیر تیغ …

مشاهده

داستان هایی از عشق دلدادگان

هدف از بیان این حکایات آن است که خواننده محترم با مطالعه و تفکر پیرامون آنها؛ لطف خدا و به دنبال آن عشق به ذات حضرت احدیت را -که پایه و اساس دین و سرچشمه ناب عرفان الهی است-دروجود خویش کشف کرده و تقویت نماید. از این رهگذر خوانندگان جوان نیز می توانند جنبه های اعتقادی و معنوی خویش را …

مشاهده