جمعه - ۱۳۹۸/۰۸/۲۴
صفحه اصلی >> خانواده >> آیین همسرداری >> علائم خطرساز و مخرب در روابط زناشویی

علائم خطرساز و مخرب در روابط زناشویی

۱- مشکلات شدید شخصیتی و روانی:
بیماری روانی که توسط متخصصان تشخیص داده شده است. در مواردی در مشاوره های قبل یا بعد از ازدواج آشکار می شود که خانم یا آقا دچار اختلالات شدید روانی است. برای مثال پارانویای بسیار قوی در یکی از زوج ها تشخیص داده می شود که عامل بسیار مهمی در اختلافات زناشویی است. این اختلال که هسته ی مرکزی آن را عدم اعتماد به دیگران و بدبینی و بددلی تشکیل می دهد از عوامل مشکل ساز جدی در روابط با دیگران و زناشویی است. این گونه افراد، جهان خارج را در جهت مقابل و متضاد به خود می بینند و احساس عدم اعتماد به دیگران را همراه خود دارند. دایم فکر می کنند دیگران در پی ضربه زدن به آنان هستند یا در حال توطئه چینی علیه آنان هستند، همسران آنان نیز از این قاعده مستثنا نیستند. بددلی نسبت به همسر از ویژگی های بارز آنان است. آنان تمایل جدی به دانستن تمام ابعاد روابط همسرشان با خانواده، دوستان و آشنایان حساسیت جدی دارند، لذا سعی دارند نهایت کنترل و نظارت را بر اعمال، رفتار و روابط همسرشان داشته باشند. این اختلال را می توان اختلال یقه سفیدان دانست زیرا افراد پارانوئید، اکثراً در اقشار تحصیل کرده و دارای بهره ی هوشی بالا یافت می شوند. اینان بعضاً از مدیران موفق جامعه هستند. شاید به خاطر خصیصه ی کنترل گری بسیار شدید بتوانند در سازمان متبوع خود منشأ اثرات خیر باشند و نظام بسیار مطلوبی بنا نهند اما اکثراً در روابط زناشویی با بحران های جدی مواجه می شوند. تصور کنید حال و روز همسری که هر روز و شب مدام باید پاسخگوی ریزترین تا درشت ترین رفتار خود در مقابل شوهر یا زن خود باشد. از رفتارهای بارز این گونه افراد، گرفتن لیست تماس های تلفنی بیرون و درون منزل از اداره ی مخابرات و بررسی و وارسی محتوای پیام های مبادله شده در مکالمات همسرشان است. چنین رفتاری هرگز متوقف نخواهد شد. به نظر نویسنده این گونه افراد بیش تر دارای سبک دلبستگی ناایمن هستند و به همین جهت نسبت به جهان خارج و ارتباط با دیگران احساس ایمنی نمی کنند. اینان ازدواج می کنند تا توسط همسرشان که مانند پدر و یا مادر برای آنان محسوب می شود، همواره در فرآیند اطمینان و ایمنی قرار گیرند. هر گونه رفتار مبهم از جانب همسر می تواند این روند را مختل کند و این گونه افراد را در احساس شدیدی از اظطراب و حتی خطر قرار دهد زیرا حس ناامنی آنان را بر می انگیزد.
یکی از عوامل بسیار مهم طلاق و جدایی در روابط زناشویی به این مسئله باز می گردد.

۲- انتقادگری شدید از همسر و دیگران:
داشتن خصوصیات وسواسی می تواند انسان را به سمت داشتن خصیصه ی عیب جویی و انتقادگری شدید سوق دهد. توجه داشته باشیم وسواس را فقط مختص دست شستن یا حمام های طولانی ندانیم، وسواس طیف وسیعی از رفتارها را دربر می گیرد که شستن دست ها در دفعات متعدد و حساسیت شدید به نجسی و پاکی یا کثیفی و تمیزی قسمتی از آن است. افراد وسواسی دارای خصوصیت جزئی نگری هستند. افراد جزئی نگر همواره در روابط زناشویی مشکل دارند. بهتر است بگوییم که افراد جزئی نگر نه تنها با همسران خود بلکه با خودشان نیز مشکل دارند.
این جهان برای جزئی نگران ساخته نشده است. دیدن امور با جزئیات می تواند باعث افسردگی شود. هر چیزی با جزئی نگری دیده شود دیگر نمی تواند زیبا تلقی شود. درک زیبایی همراه با درک و فهم کلیت است. افراد جزئی نگر هرگز زیبایی در ظاهر، اعمال و رفتار همسرشان نمی بینند. تصور کنید که اگر ما به جزئیات بینی، چشم، ابرو، گونه، لب ها، پیشانی و چانه ی فردی که زیبا و جذاب است توجه کنیم و هر کدام از این اعضا را جدا از کل در نظر بگیریم شاید هر یک بسیار زشت و حتی مشمئزکننده به نظر آید. بینی یا ابرو با توجه به کل صورت در این شخص خاص زیباست و به تنهایی نمی تواند نشانی از زیبایی و جمال باشد. در مشاوره های قبل از ازدواج یکی از مواردی که همواره سعی می شود با دقت وارسی شود میزان خصوصیت جزئی نگری است و چنان چه از حد طبیعی بالاتر باشد به زوجین تذکرات جدی داده می شود. در کل زندگی و ازدواج با فرد جزئی نگر می تواند مشکلات بسیار جدی را در پی داشته باشد.

۳- حسادت بسیار شدید:
افرادی که دارای این خصیصه اند همواره از نکات مثبت خود و زندگی زناشویی خویش چشم پوشی می کنند، دایماً در حال مقایسه ی زندگی خود با دیگران هستند و نمی توانند کسی را در موقعیت بهتر از خود ببینند. این خصیصه همواره به داخل روابط زناشویی کشیده می شود، به طوری که فرد توان دیدن پیشرفت ها و موفقیت های همسر خود را ندارد. نویسنده بارها شاهد اختلافات شدید زناشویی بوده است که منشأ آن حسادت یکی از زوج ها یا هر دو نسبت به هم یا خانواده های شان بوده است. برای درمان این پدیده ی آزاردهنده در پاسخ سؤال «چگونه می توانیم منابع شناخت خودمان را تنظیم کنیم» سخن خواهیم گفت.

۴- شخصیت سرد و غیر حساس:
این دسته، افرادی هستند که به قول عامه ی مردم اگر دنیا را آب ببرد این ها را خواب می برد. چنان چه پس از ازدواج، همسر چنین فردی، نسبت به امور حساسیت بالایی داشته باشد، رنج زیادی متحمل می شود. در زندگی با این گونه افراد تنها کسانی می توانند رضایت داشته باشند که مانند آنان خونسرد و بی خیال باشند. این ویژگی شخصیتی می تواند در روابط جنسی آشکار شود و رابطه ی جنسی را برای زوج یا زوجه بسیار غیرجذاب و کم لذت کند. این ویژگی شخصیتی در یکی از عوامل آزمون کتل اندازه گیری می شود؛ یکی از تکالیفی که زوجین در شرف ازدواج در مشاوره های قبل از ازدواج بر عهده دارند، پاسخ دادن به سؤالات این آزمون و شنیدن تفسیر آن از سوی روان شناس است.

۵- افراد غیر منعطف و دارای جمود شناختی و رفتاری:
زندگی زناشویی همواره با مسائل زیادی مواجه است که حل این مسائل مستلزم انعطاف در شناخت و رفتار است. یکی از مهارت های حل مسئله، داشتن انعطاف در شناخت و رفتار است. افراد دارای جمودشناختی نمی توانند در زندگی زناشویی جنبه های گوناگون را در نظر بگیرند، به همین جهت همواره یک راه حل را در پیش می گیرند که اغلب به بن بست می رسند. نمی توان به مشکلاتی که در زندگی زناشویی به وجود می آید، کلیشه وار و تک جنبه ای نگریست و آن را از این دید حل کرد.

۶- خلق و هیجان ناپایدار:
خلق و رفتار چنین افرادی برای همسران شان قابل پیش بینی نیست. برای داشتن حداقلی از رضامندی زناشویی لازم است خلق و رفتار زن و شوهر تا حدی برای یکدیگر قابل پیش بینی باشد. مثلاً خانمی که بر اساس تمایلات شوهرش ساعت ها به آرایش وضع ظاهر خود می پردازد و سعی دارد برای اوقات حضور همسرش در شب، لحظه های زیبایی را بیافریند ناگهان با عکس العملی غیرقابل پیش بینی از جانب شوهرش مواجه می شود (برای مثال بی اعتنایی همسر). تکرار چنین عکس العمل هایی می تواند در ذهن خانم طرح واره ای از همسر غیرقابل پیش بینی ایجاد کند؛ نتیجه ی چنین طرح واره ای می تواند کاهش تحریک و شادکامی در زندگی زناشویی و کاهش میزان تفاهم و امید به زندگی مشترک را به دنبال داشته باشد.

۷- در کل داشتن دید منفی نسبت به زندگی:
برای داشتن ازدواجی سالم و رضایتمند وجود درجه ای از خوش بینی به زندگی ضروری است.
افرادی که در کل نسبت به زندگی نگرش منفی دارند از حداقل سرزندگی دور هستند. اینان در ارتباطات زناشویی همواره موضع افراد شاکی را دارند. می توان جملاتی مانند موارد زیر را از اینان شنید:
به همسرم محبت کنم که چه شود؟
چه اتفاقی می افتد اگر انتظارات همسرم را برآورده کنم؟
خوب به تفریح و مسافرت هم برویم، بعد از آن چه؟ حالا یک غذای خوشمزه هم خوردیم خب که چه شود؟ دنیا دو روز است بالاخره آخرش مرگ است، اگر چه انتظارات همسرم را هم برآورده کنم.
محبت به همسرم به چه درد من می خورد؟
نویسنده مردی را به یاد دارد که به رغم داشتن تمکن مالی بسیار بالا، در مقابل انتظارات همسر و فرزندان برای تغییر مسکن که بسیار نامناسب بود مخالفت می کرد و اعتقاد داشت که برای دو سه روز دنیا نباید خود را به مشکل انداخت و مسکن را عوض کرد.
منبع مقاله :
یونسی، سید جلال؛ (۱۳۸۸)، مدیریت روابط زناشویی (آسیب ها و راه حل ها در روابط زناشویی)، تهران: نشر قطره، چاپ دوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: