دوشنبه - ۱۳۹۸/۰۷/۰۱
صفحه اصلی >> خانواده >> سبک زندگی اسلامی >> راهنماشناسی در سبک زندگی رضوی (ع)

راهنماشناسی در سبک زندگی رضوی (ع)

هر یک از پدیده‌های جهان از آغازین لحظه پیدایش، برای بقا و تکامل خود شروع به فعالیت می‌کنند و نقص‌ها و نیازمندی‌های خود را یکی پس از دیگری مرتفع می‌سازند. موجودات در این سیر بقا و تکامل از برنامه خاصی که آفریدگار جهانیان تنظیم کرده پیروی می‌کنند. این نظم و قانون الهی تمام جنبه هستی و پدیده‌های آن را در برمی گیرد. مهم‌ترین پدیده این جهان نزد انسان، پدیده‌ی اختیار است. انسان موجودی مختار و دارای هدف است. روشن است، موجودی که مختار آفریده شد، هدایت عمومی خداوند در حقّ او، اجباری نخواهد بود؛ بنابراین پیامبران، راه خیر و شر را از جانب خداوند به مردم ابلاغ می‌کنند و پیروان دین را مژده ثواب داده آنان را به رحمت پروردگار امیدوار می‌سازند و گردن کشان را از عذاب خداوند می‌ترسانند و آدمیان در برگزیدن هر یک از آنها آزاد و مختار خواهند بود.

۱) چیستی و جایگاه

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
اگر بپرسید از چه رو معرفت و شناخت پیغمبران و اقرار به اطاعت ایشان و سر نهادن به فرمان آنان واجب شده است؟ پاسخ گفته می‌شود: برای آنکه در ساختمان وجود بشر و قوای عقلی آنها آنچه را که بدان همه مصالح خود را بفهمد نهاده نشده است و از جانب دیگر، خالق شان منزّه و مبرّا است از اینکه با چشم دیده شود و مخلوقات عاجزند از اینکه او را به ظاهر درک کنند. ناچار باید فرستاده ای معصوم میان ایشان و خداوند باشد تا اوامر و نواهی او را به ایشان برساند و از دستورات او واقفشان نماید تا نفع و ضرر خود را بشناسند و چنان که واجب نبود برای ایشان که خدای را بشناسند و طاعت او را گردن نهند در بعثت و آمدن پیغمبران فایده ای نبود و حاجتی را برنمی آورد و نیازی را برطرف نمی‌کرد. بلکه آمدن ایشان بیهوده و بدون سود و صلاح بود و این از صفات حکیمی که همه چیز را در کمال اتقان و نظم آفریده است به دور است. (۱)
امام رضا (علیه السلام) در بیان تفاوت نبی و رسول فرمود:
فرق نبی و رسول و امام آن است که رسول شخصی است که جبرئیل بر او نازل می‌شود و رسول او را می‌بیند و کلامش را می‌شنود و وحی بر او نازل می‌شود و بسیار در خواب هم می‌بیند مانند خواب ابراهیم (علیه السلام). نبی بسا سخن را بشنود و بسا شخص را ببیند و چیزی نشنود. (۲)
امام رضا (علیه السلام) علت نام گذاری برخی از پیامبران را به اولواالعزم این گونه بیان می‌فرماید:
اولو العزم را ولو العزم نامیدند زیرا که ایشان صاحبان عزائم و شرایع باشند و این از آن جهت است که هر پیغمبری بعد از نوح (علیه السلام) بر شریعت و طریقت او و تابع کتاب او بود تا زمان ابراهیم خلیل و هر پیغمبری در زمان ابراهیم و بعد از او بر شریعت و طریقت او و تابع کتاب او بود تا زمان موسی (علیه السلام) و هر پیغمبری که در زمان موسی و بعد از زمان او بود بر شریعت و طریقت او و تابع کتاب او بود تا زمان عیسی (علیه السلام) و هر پیغمبری که در زمان عیسی و بعد از زمان او بود بر طریقه عیسی و شریعت او و تابع کتاب او بود تا زمان پیغمبر ما محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پس این پنج نفر اولوالعزم می‌باشند و ایشان باشند افضل پیغمبران و فرستادگان و شریعت پیغمبر ما محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نسخ نشود تا روز قیامت و پیغمبری بعد از او تا روز قیامت نیست پس هر کسی ادعا کند پیغمبری بعد از او تا روز قیامت نیست پس هر کسی ادعا کند پیغمبری را بعد از حضرت ختمی مرتبت یا کتابی بعد از قرآن بیاورد خون او مباح باشد از برای کسی که بشنود این ادعا را. (۳)

۲) ویژگی پیامبران

یک) عصمت

علی بن جهم از حضرت رضا (علیه السلام) پرسید: آیا قائلید که انبیا عصمت داشته و هیچ معصیتی از آن‌ها صادر نمی‌شد؟ حضرت در پاسخ فرمود: آری. آن گاه علی بن جهم براساس آیات قرآن چندین شبهه وارد کرد. حضرت با شنیدن این شبهات، علی بن جهم را این گونه مورد خطاب قرار داد:
از خدا بترس و زشتی‌ها را به انبیای خدا نسبت نده و کتاب خدا را با رأی خود تأویل و تفسیر نکن. (۴)
سپس حضرت در دفاع از مقام عصمت انبیا تمام شبهات او را پاسخ گفت. یکی از شبهات در ارتباط با این آیه بود:«حضرت آدم (علیه السلام) معصیت کرد. سپس گمراه شد»؛ (۵) حضرت این شبهه را این گونه پاسخ گفت:
خداوند آدم (علیه السلام) را به عنوان حجّت خود بر روی زمین و جانشین در شهرها آفرید و او را برای بهشت نیافریده بود و این عمل در بهشت واقع شد، نه در روی زمین. و عصمت در زمین لازم است تا تقدیرات امر خدا به اتمام برسد و آن گاه که به زمین آورده شد و حجّت و خلیفه گردید، معصوم شد. (۶)
شبهه دیگر مربوط به یونس (علیه السلام) بود که با خشم قوم خود را ترک کرد و مطمئن بود که خداوند بر او سخت نخواهد گرفت. (۷) حضرت در پاسخ این شبهه فرمود:
«ظنّ» در این آیه به معنای یقین است، نه صرف گمان، یعنی یونس (علیه السلام) یقین پیدا کرد که خدا رزق او را برایش تنگ نگیرد. بنابراین لن نقدر به معنای لن نضیق است… و اگر یونس (علیه السلام) چنین گمان کرده بود که خدا قدرت ندارد البته کافر می‌شد. (۸)
شبهه‌ی دیگر علی بن جهم مربوط به ماجرای یوسف (علیه السلام) و زلیخا بود و این آیه که «لَقَد هَمَّت بِهِ وَ هَمَّ بِها». (۹) امام در پاسخ این شبهه فرمود:
زلیخا قصد گناه کرد و یوسف (علیه السلام) از ناراحتی تصمیمی گرفت که اگر زلیخا او را مجبور کند او را بکشد، این بود که خداوند او را از ارتکاب قتل و عمل منافی عفت دور کرد. (۱۰)
شبهه دیگر درباره داوود (علیه السلام)بود و این آیه که خداوند فرمود: «داوود فهمید که ما او را آزمایش کرده ایم». (۱۱) حضرت برای پاسخ به این شبهه ابتدا از علی بن جهم پرسید: کسانی که طرف شما هستند، در این باره چه می‌گویند؟ علی بن جهم گفت: می‌گویند: داوود (علیه السلام) در محرابش مشغول نماز بود که ابلیس به شکل پرنده ای زیبا در مقابلش ظاهر شد. داوود (علیه السلام) نماز خود را شکست و برخاست تا پرنده را بگیرد، پرنده به حیاط رفت، داوود (علیه السلام) هم دنبالش از اطاق خارج شد، پرنده به پشت بام پرید داوود (علیه السلام) هم در طلب پرنده به پشت بام رفت، پرنده از آنجا به داخل حیاط اوریا بن حنّان پرید. داوود (علیه السلام) با نگاه خود پرنده را دنبال کرد و دراین حال چشمش به همسر اوریا که مشغول غسل بود، افتاد و به او علاقمند شد. از طرفی پیش از آن، اوریا را به جنگ فرستاده بود. داوود (علیه السلام) به فرمانده لشکر نامه ای نوشت که اوریا را جلوتر از تابوت عهد بفرست. فرمانده نیز چنین کرد. اوریا بر مشرکین پیروز شد و ای مطلب بر داوود (علیه السلام) گران آمد. پس مجدداً نامه ای نوشت و دستور داد تا اوریا را جلوتر از تابوت بفرستد. فرمانده نیز این بار اوریا را جلوتر فرستاد و اوریا کشته شد و داوود با همسر او ازدواج کرد.
راوی می‌گوید: حضرت رضا (علیه السلام) با دست خود پریشانی خویش زد و فرمود: «إِنَّا لِلهِ و إِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ» سپس فرمود:
شما پیامبری از پیامبران خدا را به سستی و سبک شمردن درباره نماز نسبت دادید به گونه ای که می‌گویید نماز را رها کرده به دنبال پرنده ای رفت. سپس او را به فحشا و قتل نسبت دادید.
آن مرد به امام (علیه السلام) گفت: پس خطای داوود چه بوده است؟ امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ای بینوا داوود (علیه السلام) گمان کرد که خداوند کسی را داناتر از او خلق نکرده است؛ بنابراین خداوند دو فرشته را به سوی او فرستاد و آنان از دیوار محراب بالا رفته و در مقابل داوود (علیه السلام) حاضر شدند و گفتند: ما دو نفر با هم اختلاف داریم و یکی از ما بر دیگری ظلم کرده است، به حقّ بین ما حکم کن و خلاف حقّ نگو و ما را به راه راست هدایت کن… داوود (علیه السلام) شتاب کرد و بر علیه «مدعی علیه» حکم داد و از مدعی شاهدی درخواست نکرد. این خطا، خطای راه و رسم داوری بود، نه آن خطایی که شما معتقد هستید. (۱۲)
سپس علی بن جهم از حضرت پرسید پس ماجرای او با اوریا چه بوده است؟ حضرت فرمود:
در دوران حضرت داوود (علیه السلام) حکم خدا چنین بود که هرگاه زنی شوهرش می‌مرد یا کشته می‌شد، بعد از او هرگز ازدواج نمی‌کرد و اولین کسی که خداوند برایش مباح کرد با زنی که شوهرش کشته شده ازدوج کند، داوود (علیه السلام) بود. آن حضرت هم پس از کشته شدن اوریا و تمام شدن عدّه همسرش با او ازدواج کرد و این همان چیزی است که در مورد اوریا بر مردم گران آمد. (۱۳)
علی بن جهم شبهه ای درباره حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز مطرح کرده و آن این که چرا خداوند درباره ایشان می‌فرماید: در خود چیزی پنهان می‌کنی که خدا آن را آشکار خواهد کرد. (۱۴) حضرت در پاسخ فرمود:
خداوند اسامی همسران آن حضرت را در دنیا و آخرت به آن حضرت اطلاع داد و نیز اعلام کرد که آنان «امّ المؤمنین» هستند. یکی از آنان زینب دختر جحش بود که در آن ایام همسر زید بن حارثه بود. حضرت نام او را در دل نهان فرمود و آشکار نکرد تا مبادا منافقین بگویند او زن شوهرداری را یکی از همسران خود می‌داند و حضرت از این گفته‌ی احتمالی ترسید. پس خداوند فرمود: «وَ تَخشیَ النَّاسَ وَ اللهُ أَحَقُّ أن تَخشَاهُ» یعنی در دل از این گفته بیم داری و خداوند بلندمرتبه هیچ زوجی را خود عقد نکرده است؛ جز آدم (علیه السلام) و حوّا و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و زینب را که این آیه قرآن هم به همین عقد اشاره دارد: فَلَمَّا قَضَی زَیدٌ مِّنهَا وَ طَرًا زَوَّجنَاکَها. (۱۵)
راوی گوید: علی بن جهم گریست و گفت ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) من توبه می‌کنم از این که بعد از این درباره پیامبران خدا به غیر از آن چه شما گفتید سخنی بگویم. (۱۶)

دو) آراستگی ظاهر

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
عطر زدن از اخلاق پیامبران است. (۱۷)
حسن بن جهم می‌گوید: امام رضا (علیه السلام) را دیدم که مشغول حنا کردن است به حضرت گفتم: فدایت شوم آیا خضاب می‌کنی؟ حضرت فرمود:
نظافت، عطر زدن و کوتاه کردن مو از اخلاق پیامبران است. (۱۸)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
خداوند هیچ پیامبری را نفرستاد جز این که دارای عقل و مزاجی خالص و صافی بود. (۱۹)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
عیسی (علیه السلام) هم می‌خندید و هم می‌گریست و حضرت یحیی (علیه السلام)می گریست و نمی‌خندید و آنچه عیسی (علیه السلام) می‌کرد بهتر بود. (۲۰)

سه) معجزه

این سکّیت به امام رضا (علیه السلام) گفت برای چه خداوند عزّ و جلّ موسی بن عمران (علیه السلام) را با معجزه عصا و ید بیضا و ابطال سحر فرستاد، ولی عیسی (علیه السلام) را با معجزه طبّ و شفای امراض و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را با کلام و خطبه‌ها (یعنی فصاحت و بلاغت که مراد قرآن است)؟ حضرت در پاسخش فرمود:
خداوند تبارک و تعالی وقتی موسی (علیه السلام) را مبعوث فرمود، آن عملی که در آن عصر رواج داشت و مهمّ تلقّی می‌شد سحر بود و لذا موسی (علیه السلام) از جانب خداوند با معجزه‌ی ابطال سحر (که در قدرت اهل آن زمان عملی مانند آن نبود) حجّت آورد، و خدای تعالی عیسی (علیه السلام) را هنگامی فرستاد که دردهای مزمن و بی درمان شیوع داشت، و مردم نیاز شدیدی به طبّ و طبیب داشتند، پس عیسی از جانب حق تعالی با معجزه ای آمد که در وسع آنان همانندش نبود و آن زنده کردن مردگان و شفای کور مادرزاد و مبتلا به مرض پیسی به اذن خدا بود. و حجّت را بر آنان تمام کرد. و نیز خداوند تبارک و تعالی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را زمانی مبعوث فرمود که سخنرانی و کلام رایج می‌بود – فکر می‌کنم شعر را هم اضافه فرمود – (یعنی بلاغت)، پس آن حضرت با کتاب خداوند که حاوی مواعظ و احکام و ابطال مطالب مشرکین و اثبات و صحّت موضوعات خود و اتمام حجّت بر آنها بود آمد. (۲۱)

پی‌نوشت‌ها:

۱. همان، ج۲، ص ۱۰۰.
۲. همان.
۳. همان، ص ۸۰.
۴. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص ۱۹۲.
۵. طه/۱۲۱.
۶. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص۱۹۳-۱۹۲.
۷. انبیاء/۸۷.
۸. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص ۱۹۳.
۹. یوسف/۲۴.
۱۰. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص ۱۹۳.
۱۱. ص/۲۴.
۱۲. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص ۱۹۴-۱۹۳.
۱۳. همان، ص۱۹۴.
۱۴. احزاب/۳۷.
۱۵. همان.
۱۶. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص ۱۹۴.
۱۷. کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۱۰؛ حرّعاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص ۱۴۲.
۱۸. کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۷.
۱۹. مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص ۶۴.
۲۰. همان، ج۷۳، ص۶۰.
۲۱. کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۵؛ صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۲، ص۷۹.

منبع مقاله :
فعالی، محمد تقی، (۱۳۹۴) سبک زندگی رضوی (۸)، مشهد: بنیاد فرهنگی هنری امام رضا (ع)، چاپ اول.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: