چهارشنبه - ۱۳۹۹/۰۸/۰۷
صفحه اصلی >> خانواده >> سبک زندگی اسلامی >> تجمل گرایی و رفاه طلبی در زندگی اسلامی – ایرانی( نویسندگان:قمی، اسماعیلی، حقوقی)

تجمل گرایی و رفاه طلبی در زندگی اسلامی – ایرانی( نویسندگان:قمی، اسماعیلی، حقوقی)

مفهوم سبک زندگی

سبک زندگی ناظر به مسائلی است که مت زندگی انسان را در دنیا شکل می دهد به عبارتی ، وقتی از چگونگی زیستم مؤمنانه سخن می گویند ، تمام مسائلی را که آدمی در متن زندگی با آن مواجه است باید مد نظر قرار داد و از این رو گستره سبک زندگی عرصه ی وسیعی از رفتار و گفتار آدمی با خدا ، خود ، خانواده ، جامعه و نحوه زندگی ، نگرش و تفکرات افراد را در بر می گیرد .

سبک زندگی با مفهوم عقل معاش ۱ که همان « شیوه زیستن » است ، یکسان است ؛ یعنی عقلی که به انسان می گوید چطور باید زندگی کرد . کار کرد این عقل در راستای چگونگی تدبیر زندگی ، چاره اندیشی درباره ی معضلات و مشکلات زندگی ، تلاش برای هماهنگی با قوانین شرعی و سازگاری باآنها در سامان دهی زندگی مناسب و مطلوب قرار دارد تا انسان را به حیات مؤمنانه رهنمون کند .

بنا به فرمایش مقام معظم رهبری (مدظله العالی) بهبود و اصلاح سبک زندگی از جدی ترین کارهایی است که باید صورت پذیرد ؛ و برای انجام این وظیفه باید به بررسی شاخص های رشد اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی می شود در واقع تمامی عناصر جامعه باید در شرایطی رو به بهبود قرار گیرند تا اصلاح سبک زندگی صورت گیرد ۱. با این وجود در این مقاله به بررسی شاخص های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و نقش منحصر به فرد آنها در نحوه تغییرات سبک زندگی می پردازیم . البته در موضع سبک زندگی نیز کثرت عوال مؤثر و دخیل آنقدر زیاد است که اگر عمری در بررسی آن صرف کنیم باز عواملی از قلم خواهد افتاد .

 

 

کلید واژه: تجمل گرایی ،رفاه طلبی ، زندگی اسلامی، جامعه تولیدی ، اخلاق مصرفی ، بازار.

 

۱-قدرت برنامه ریزی و تشمیت امور برای رسیدن به هدف مطلوب را عقل ابزاری یا عقل معاش گفته اند.

تجمل گرایی آفت زندگی

تجمل گرایی ،اصطلاحی است مرکب از دو واژه ی «تجمل»و «گرایی» ؛ تجمل به معنای «خود را زینت دادن و آراسته شدن » و گرایی به معنای «آهنگ ، میل و رغبت کردن » با توجه به این تعبیر ها ، تجمل گرایی به معنای رغبت کردن به تجملات و توجه به ظواهر زندگی است . از میل به زیبایی و تجمل ، در آیه ها و در روایت ها بسیار یاد شده است از جمله خداوند در قرآن کریم می فرماید : « قُل مَن حَرَّمَ زِینَهَ اللهِ اخرَجَ لِعبادِه و الطیّبات مِن الرزق ۱» «بگو چه کسی زینتهای الهی را برای بندگان خود آفریده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است ؟ » البته امامان معصوم (ع) به هر تجمل و زیبایی در حد معمول اهمیت می دادند . امام صادق (ع) می فرماید : « انَّ اللهَ عَزَوَجَلَّ یُحِبُّ التجالَو التّجَلَ و یُبَعِضُ ۲» «همانا خداوند زیبایی و تجمل را دوست دارد و از فقر نمایی بدش می آید . »

از پیامبر اکرم (ص) نقل است . که فرمود : « انَّ اللهَ تُحِبُّ اذا انعَمَ عَلَی عبدَان یَری اثر نعمه علیه »

«همانا خداوند نعمتی به بنده ای داده ، دوست دارد اثر نعمتش را بر او ببیند » این جنبه ی مثبت و معمول تجمل گرایی است که خداوند و ائمه ی اطهار (ع) بر آن تاکید کرده اند و باید به کنترل و مراقبت آدمی در آید زیرا اگر از حد معمول فراتر رود و به افراط کشیده شود به امری نا پسند و نا معقول تبدیل خواهد شد تجمل گرایی در دیدگاه عرف ، به معنای روی آوردن بیش از حد به مادیات و گرد آوری اشیاء و لوازم غیر ضروری و دل بستن به آنها به گونه ای که این عمل برای انسانها به هدف تبدیل شود این نوع تجمل گرایی نه تنها سفارش نشده است : بلکه به دلیل گرفتار شدن مسلمانان در دام اسراف ، نکوهش نیز شده است .

یکی از بزرگترین آفت های زندگی انسان دنیا گرایی و تجمل گرایی است که این رذیله اخلاقی باعث انحراف انسان از صراط مستقیم می شود و درهای گمراهی و بدبختی را بر او می گشاید . زندگی پرهزینه و آکنده از تبذیر و اسراف که در جهت رفاه طلبی باشد ، آفتی بزرگ برای افراد و جامعه است . رفا گرایی باعث می شود فرد خدا و آخرت را فراموش کرده و با سنگدلی لذت جویی و عیاشی که ثمره رفاه زیاد می باشد از خدا و زندگی اخروی غافل باشد . مال پرستی یکی از جلوه های دنیا پرستی است و تجمل گرایی

۱-اعراف ۳۲

۲- اصول کافی/ شیخ کلینی ،مکتب علیه اسلامیه تهران. بی جا ،ج۶ ، ص۴۴۰

نماد بارز مال دوستی است . دنیا دوستی سر آغاز همه ی زشتی هاست . وقتی مال دوستی به اوج رسید و مال پرستی گرایید عامل بسیاری از لغزش ها می شود و انسانها را از راه کمال باز می دارد .

نگاهی به مخالفان انبیاء ما را به این باور می رساند که آنان به بهانه به رخ کشیدن ثروت خود هوادارانشان را برتر می شمردند غافل از اینکه تنها ملاک برتری در اسلام تقوا و ساده زیستی و همانا روش و منش پارسایان است همان راهی که امامان معصوم (ع) در صحیفه تاریخ اسلام ترسیم کرده اند آنان در برابر وسوسه های دنیوی مردانه ایستادند و هیچ گاه تسلیم زر دنیا نشدند آنانکه با اینکه می توانستند همچون دیگران از مواهب دنیا بهرهمند شودن ولی چون در جایگاه رهبری و ولایت بودند حتی از ضروریات زندگی گذشتند تا سرمشقی برای دیگران باشند .

جایگاه تجمل گرایی و رفاه طلبی در اسلام

واژه تجمل در لغت نامه دهخدا به معنای زیر است :

خود را زینت دادن و آراسته شدن ، جمال و نیکو رویی را بر خود بستن ، خود را زیبا نمایان ساختن و آراستن و تکلف در آرایش کهن .

هیچکس در اصل زیبا دوستی و زیبا خواهی شک ندارد این روزها بسیاری سعی می کنند با درست کردن گل و گیاه مصنوعی ، رنگهای موجود در طبیعت و ایجاد فضای مشابه آکواریوم زیبایی طبیعت را به خانه بیاورند. دین اسلام هم سفارش های زیادی در مورد آراستگی دارد اما گاهی به بهانه زیبایی و زیبا دوستی خدا با مناظری رو به رو می شویم که همه کس نمی تواند آن را زیبا بداند اسم این مناظر را «تجملاتی » می گذاریم . اسلام در عین حال که بر زندگی دنیایی انسان توجه دارد . و خداوند متعال وسایل رفاه و آسایش او را در دنیا فراهم آورده است ، مسلمانان را به عدم افراط و تفریط در این زمینه فرا خوانده و به زندگی معتدل و قناعت دعوت می کند .

بر انسان لازم است حقوق انسانی خود را بشناسد و از زیبایی های زندگی که خداوند برای او حلال کرده بهره گیرد . اسلام میل بر ترقی را که در طبیعت انسان ریشه دارد با بهره گیری از نعمت های الهی معارض نمی داند . متاسفانه در طول تاریخ برخی که باید چشم بیدار اسلام و پاسدار ارزشهای اخلاقی باشند و سیره ی معصومین (ع) را در پیش گیرند ، نابخردانه به ثروت اندوزی و تجمل گرایی روی آورده ، راه را از بیراهه باز نشناختند تا بدانجا که به تدریج ، مال دوستی در آنان به دنیا گرایی ، شهوت رانی ،

 

سود جویی و در نهایت ،به علت شدن ارزش ها انجامیده است . از این رو ، همواره اهل بیت (ع) خطر وابستگی و دلبستن به مادیات را گوش زد کرده و راهکارهای خروج از این تعلق را نیز بر شمرده اند .

در عصر حاضر وسایل رفاهی گسترش پیدا کرده و زمینه استفاده از امکانات جدید و تجملی روندی روز افزون یافته است . این امر باعث شده در محیط خانواده ها نیز تفاوت های بسیاری در امکانات زندگی مشاهده می شود و از سویی امکان زندگی مادی بهتر برای همگان نیست و در این رقابت بسیاری عقب می مانند و ممکن است این مسئله باعث بروز نارضایتی و تعارض در خانواده شود .

رواج تجمل گرایی و رفاه طلبی در خانواده

از جمله مزیت های انسان بر سایر موجودات قدرت تفکر و تعقل اوست و این نیرو انسان را به استفاده از امکانات در تامین نیاز های خویش هدایت می کند . حیوانات نیز نیرو هایی دارند و برای رفع آنها کوشش می کنند اما راهای برآوردن احتیاجاتشان محدود است و برای تامین آنها روش های محدودی دارند . انسان نیز نیاز هایی دارد که با توجه به امکانات موجود به رفع آنها می پردازد و برای نیل به مقصود خود در سایه فکر و تدبیر روش های بیشماری به کار می گیرد .

بنابراین ، مبداء حرکت احساس نیاز است . والا انسان بدون نیاز از کنج غارها به کنار رودخانه ها نمی آمد . و زندگی اجتماعی را تشکیل نمی داد ، روستاها شکل نمی گرفت و تمدن امروزی پدید نمی آمد . بنابراین ، احساس نیاز باعث ارتقای انسان به سوی تعالی ، ترقی و پیشرفت است .

از دیدگاه قرآن انسان موجودی نیازمند است که خداوند برای رفع نیاز هایش زمین را رام او کرده و امکانات و منابع آن را در اختیار وی قرار داده تا مصرف کند .

با این همه، نقش مصرف کننده در اقتصاد تامل بر انگیز است . چون نیازهای آدمی نسبت به سایر موجودات زنده دو ویژگی دارد . که از نیروی تعقل وی سرچشمه می گیرد :

۱-علاوه بر نیاز های طبیعی نیاز های روانی نیز دارد و به عبارت دیگر نیاز هایش متنوع است .

۲-نیاز های جوامع انسانی پویا و تجدید پذیر است یعنی با برآوردن یک نیاز ، نیاز جدید و یا نیاز های جدیدی بروز خواهد کرد . مثلاً هرگاه نیاز به پوشاک ، خوراک ، مسکن تامین گردد، نیاز به سرگرمی ، تفریح و … پدیدار می شود .

علاوه بر این ، انسان همواره تنوع طلب بوده و امکانات ، لوازم و سرگرمی های جدیدی را می طلبد . و این چنین است که تنوع رنگ و شکل و در یک کلام مد، انسان امروز را به خود مشغول کرده و انسان از آن هم لذت می برد . در انسان گرایش ها و تمایلات فراوانی وجود دارد که پس از برآورده شدن نیاز های اولیه و اساسی ظهور می کند مانند گرایش و غلبه و تفوق طلبی ، فخر فروشی ، زیبایی و آراستگی ، احترام و بزرگواری ، تنوع و تجدد . پس از این کشش ها وجوددارد و انکار آناها ممکن نیست و قرآن نیز وجود آنها را تایید می کند . قرآن در جایی دیگر زمین را قرار گاه یعنی متاع انسان تا روز قیامت می شمرد. پس نتیجه می گیریم که محبت به دنیا و متاع آن ودیعه الهی بوده و در جان آدمی ریشه دارد که برای سامان یافتن زندگی این جهان انسانی است و آنچه در آیه نکوهش شده فرو رفتن در محبت دنیا است .

رواج تجمل گرایی و اشرافی گری ب هعنوان یک فرهنگ عمومی عمداً ناشی از رفتار گروه های مرجع و نیز نوع تبلیغات و فرهنگ سازی رسانه هاست و چند نتیجه مهم دارد :

۱-مهمترین اثر رواج فرهنگ تجمل گرایی و اشرافی گری ، احساس حسرت و کمبود در میان افراد و طبقات فرو دست جامعه است . احساسی که سرمایه اجتماعی را به شدت کاهش می دهد و می تواند سرچشمه انواع انحرافات و ناهنجاری های فردی و اجتکاعی باشد .

علاوه بر این ، گسترش روحیه چشم و هم چشمی و رفتار تجملاتی ، آن هم در مسائلی نظیر ازدواج ، شرایط و امکان ازدواج را سخت تر کرده ، باعث افزایش سن متوسط ازدواج می شود و خود یکسری آلودگی ها و نابهنجاری ها ی روانی –اخلاقی را در جامعه گسترش می دهد .

علاوه بر همه اینها رواج اشرافی گری و اسراف و تبذیر آن هم در جوامعی که از نظر اقتصادی دچار تنگنا ها و مشکلات جدی است و اقتصاد آن بر پایه کار و تولید نمی چرخد ، فقر عمومی را تشدید می کند .

۲-در نگاه دینی به موضوع تجمل گرایی و اسراف باید یادآوری کرد که اولاً: اسراف و تجاوز از اعتدال در مصرف برای همه گناهی بزرگ محسوب می شود چه مسئول و چه شهروند عادی . ثانیاً : در مکتب سیاسی اسلام ، اشرافی گری و زندگی پر زرق و برق برای مسئولان و سیاستمداران شدیداً نکوهش شده است .

در الگوی سیاسی –حکومتی اسلام مقامات و مسئولان ارشد مملکتی باید سطح زندگی خود را در سطح طبقات محروم جامعه تنظیم کنند و از همنشینی با ثروتمندان و اشراف بپرهیزند . جالب اینکه هر چقدر مقام و مسئولیت بالاتر باشد زندگی مقام مسئول نظام اسلامی باید زاهدانه تر و ساده تر باشد . کسیکه در جامعه اسلامی مسئولیت ارشد حکومتی را بر عهده می گیرد نه تنها باید سطح زندگی شخصی و برخوردهای خود از مواهب دنیوی را به سطح اقشار محروم تنزل دهد . چرا که نظام اسلامی ، برای خانواده مسئول ارشد حکومتی هم وظایف و محدودیت هایی قائل است .

دنیا طلبی ، اشرافی گری ، اسراف و برگزاری مراسم و جشن های پر زرق و برق و تجملاتی در الگوی رفتار مسئولان نظام اسلامی جایی ندارد و هر کس بخواهد اشرافی زندگی کند و مراسم پر زرق و برق برای عروسی فرزندانش ، بگیرد باید حداقل مسئولیت کلان حکومتی را رها کرده و به کسب و کار شخصی و یا به مسئولیتی جز حکومتی بپردازد .

ویژگی انسان این است که از ظواهر و متامع دنیا سیر نمی شود و به تعبیر بزرگان مال دنیا مانند آب دریا شور است و هر چه انسان بخورد بیشتر تشنه می شود .

۳-از دیگر خصوصیات تجمل گرایی این است که به همراه خود جلب نظر و شهره شدن را به همراه دارد . اما آراستگی با وجود زیبایی شاخص نیست . دین اسلام چنین لباسی را لباس شهرت نامیده است . امام حسین (ع) می فرمایند: آن لباسی بپوشید که وی را انگشت نما و مشهور سازد خداوند روز قیامت لباسی از آتش بر او خواهد پوشاند . یا پیامبر اکرم (ص) می فرماید : همین که مردم با انگشت به فردی اشاره کنند (انگشت نما گردد) کافی است که برای او گناهی بنویسند .

۴-تجمل گرایی چون با اسراف عموماً همراه است نشانه اقتصاد بالا است و ایجاد شکاف طبقاتی می کند اما آراستگی ، سادگی و ساده زیستی به همراه دارد . مقام معظم رهبری می فرمایند: مصرف گرایی برای جامعه بلایی بزرگ است . اسراف روز به روز شکاف های طبقاتی و شکاف بین فقیر و غنی را بیشتر و عمیق تر می کند . یکی از چیز هایی که لازم است مردم برای خود وظیفه بدانند ، اجتناب از اسراف است .

دستگاه های مسئول ، بخش های مختلف دولتی ، به خصوص دستگاه های تبلیغاتی و فرهنگی – به ویژه صدا و سیما – باید وظیفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف گرایی و تجمل گرایی سوق ندهند ، بلکه در جهت عکس مردم را به سمت قناعت ، اکتفا و به اندازه لازم مصرف کردن و اجتناب از زیاده روی و اسراف دعوت کنند و سوق بدهند .

۵-آخرین و مهمترین تفاوت تجمل گرایی و آراستگی این است که تجمل باعث تحریک شهوت و حرص به دنیا می شود اما آراستگی زهد و قناعت را در انسان پرورش می دهد . وابستگی شدید به زرق و برق دنیا انسان را برده و مطیع خود می سازد زیرا انسان برای اینکه به زندگی خود رونق و صفا بخشد به تنعم و تجمل روی می آورد و به تدریج به امور و اشیایی که وسیله تنعم و تجمل و یا ابزار قوت و قدرت خویش قرار داد خو گرفته و شیفته آن می شود و رشته های نامرئی او را خوار و ذلیل نموده و به زانو در می آورد و در نتیجه خدا و آخرت را به کلی از یاد می برد .

ملاکهای تشخیص آراستگی و تجمل گرایی

۱-هدف از آراستگی ، به دست آوردن زیبایی و نظم است که در بسیاری از موارد نیاز به هزینه بالا و مدل های گوناگون ندارد اما یکی از خصوصیات مهم تجمل گرایی تنوع است . معمولاً افراد تجمل گرا را بعد از چند بار تغییر بی دلیل پوشاک ، وسایل منزل و حتی علایق و روش های زندگی می شناسیم . این تنوع وقتی به عرصه رقابت و چشم و هم چشمی برسد با سرعت بیشتری خودش را آشکار می کند و تغییرات پی در پی به همراه دارد . به عنوان مثال اینکه بعضی بانوان در مراسم ها از لباس هایی که قبلاً می پوشیدند، استفاده نمی کنند ، یا به عبارتی پوشاکشان یکبار مصرف است ، یا تعویض زود به زود مبلمان منازل بدون اینکه آسیبی دیده باشد از مصادیق تنوع در تجمل گرایی است این تنوع به علت احساس نیاز کاذب است .

۲-تجمل به دلیل تنوع باید با مد همراه باشد و الگو بگیرد . افراد به بهانه مد احساس نیاز دروغین می کنند ، هر چه بیشتر در تنوع لباس می کوشند و از این طریق راه نفوذ اقتصادی و فرهنگی را بر خود باز می گذارند . این درست در جهت خواسته های استعمارگرایان است که کشور ها را بطور مد پرستی سوق دهند . رواج مد پرستی از طرف بخش های مطرح جهان است . امروزه سرمایه و تکنولوژی حرف اول را می زند و قدرت های سرمایه دار توان تسلط فرهنگی حتی بر لباسهای ما دارند . هیچ وقت لباس عشایر نمی

 

تواند به مد لباس تبدیل شود ، چون نفوذ لازم را ندارد . بنابراین مد سازی داخلی در صورت نبود نهاد های قدرتمند کاری بی نتیجه است . قرآن در آیه شریفه «نفی سبیل » می فرماید: « ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلاً» مومنان نباید اجازه دهند که کافران بر آنها مسلط شوند . این تسلط و استعمار چه در بعد مرزهای کشورها و چه در زمینه ی پوشش از دیدگاه اسلام ناپسند است .

حضرت امام علی (ع) می فرمایند : حال این امت همواره نیکو خواهد بود تا زمانی که لباس بیگانگان را نپوشند و غذاهای آنان را نخورند اما آن زمان که به غذا و لباس بیگانگان روی آورند خداوند آنها را ذلیل (زیر دست ) خواهد کرد .

پیامد های تجمل گرایی

همه می دانیم که پدیده ی اجتماعی آثار و نتایجی را به دنبال خود می آورد و در بعضی موارد بر کنش ها و واکنش های نسل آینده ی جامعه تاثیر می گذارد .

زیانهای تجمل گرایی که به صورت مستقیم و کوتاه مدت در جامعه بر جای خواهد ماند ، بسیار است اینک با در نظر گرفتن آیات قرآن کریم ، سخنان امامان معصوم (ع) و اشاره به برخی رخدادهای تاریخی در این زمینه مهمترین آفت ها و پیامدهای منفی این پدیده را یاد آور می شویم .

     ۱-تباهی سرمایه های مادی :

تجمل گرایی سبب می شود فرد بیشتر از آنچه تولید می کند ، مصرف نماید . بدین ترتیب ، در سطح وسیع تر جامعه ای که در راه تجمل طلبی گام نهاده است ، جامعه ای مصرف زده خواهد شد ؛ یعنی با مصرف شدن بیشتر منابع و امکانات آن ، دیگر در تولید و سرمایه گذاری قدرت کافی نخواهد داشت . اسلام از گرایش فطری بشر به زیبایی ها آگاه است .

به همین دلیل برآوردن این نیاز طبیعی و فطری را در محدوده ی شریعت و عقل مورد تاثیر قرار می دهد : ولی فراتر از آن را نمی کرده است . مصرف بیش از اندازه ، پرداختن به تجملات ، نبود تخصص و مهارت در مدیریت مالی بی توجهی به مسائل زندگی و سهل انگاری و به کار گیری اموال را مثال آن به تباهی سرمایه های زندگی منجر می گردد و در نتیجه اختلال در انجام دادن مسئولیت های خانوادگی و اجتماعی و

 

تزلزل در حرکت معنوی را در پی دارد . در حدیث مشهور نبوی (ص) آمده است :« فَلَو لَا الخُبز مَا صَلَّینا وَ لا صُمنا… ۱ اگر نان نباشد نه می توانیم نماز بخوانیم و نه روزه بگیریم .»

قرآن کریم نیز درباره ی حفظ اموال و تباه نکردن آن می فرماید :« و لا تَؤتو السُفَها، اَموَالکُم الَِفی جَعَلَ اللهُ لَکُم قیامآ۲ . اموال خود را که خدا مایه پایداری و بر پا بودن شما قرار داده است ، به دست سفیهان نسپارید !» خداوند در جمله الَِفی جَعَلَ اللهُ لَکُم قیامآ می خواهد بفرماید که قوام زندگی و اجتماعی به سرمایه های شما است و بدو نآن نمی توانید کمر راست کنید پس آن را به دست سفیهان نسپارید . از این تعبیر ، اهمیتی که اسلام برای مال و حفظ آن قائل است ، به خوبی روشن می شود .

۲-تبدیل ارزش به ضد ارزش ها

تبدیل باورها و ارزش های دینی و مذهبی به ضد ارزش ها ، یکی دیگر از پیامدهای تجمل گرایی است . با گسترش تجمل گرایی ، ارزش هایی که دین بر آن تاکید کرده و هر انسان عاقلی آن را می پذیرد و حتی تجربه پیشینیان آن را به اثبات رسانده و در تار و پود جامعه ی دینی و مذهبی ریشه دوانده است . دستخوش نابودی شده ، به عنوان ضد ارزش قلمداد می گردد . در جامعه ای که تمام ارزش اعضای آن ، دست یابی به تجملات بی حد و حصر باشد ، دیگر مفاهیمی چون : زهد ، قناعت ، انفاق و ایثار هیچ جایگاهی نخواهد داشت ؛ زیرا تمام این ارزش ها مخالف خداست و میل آنان است و هیچ کدام برای آنها ارزشی ندارد . تجمل پرستی در میل درونی انسان به اندوختن مال و زینتهای مادی ریشه دارد .

 

 

 

۱-اصول کافی ، شیخ کلینی ،ج۵، ص۷۳.

۲-سوره نساء ،آیه ۸۸.

خداوند در قرآن کریم می فرماید :«و قالَ مَوسی رَبَّنا انَّکَ آتَیتَ فِرعَونَ و هَلاهُ زیَنَهً و اهوالاً فی الحیاهِ الدّنیا ربَّنا لیَضُّلِلواعَن سَبیلِکَرَبَّنا اطمِس علی اموالهِمِ۱ » «موسی گفت : پروردگارا ! تو فرعون و اشراف وابسته ی او را در زندگی دنیا زیور و دارایی داده ای که با آن ، قوم ما را از راه تو گمراه کنند . خدایا ! دارایی های آنان را نابود ساز ! »

امام رضا (ع) درباره ی این گونه افراد فرموده است « لا یَجتَمِعُ المَالُ الاّ بخصالٍ خَمسٍ ببُخلٍ شدیدٍ و اَهَلٍ طَویلٍ و حِرصٍ غالبٍ وَقَطیعهِ الَّرحمِ و ایثارِ الدُنیا عَلَی الآخِرَه . مال دنیا جم, نمی شود مگر با پنج خصلت ؛بخل بسیار ، آرزوهای دراز،چیرگی آزمندی (برای انسان) ترک صله رحم (رسیدگی به بستگان تنگ است )دنیا پرستی و فراموش کردن آخرت »

۳-کاهش معنویت در جامعه

انسان در جهان مادی از آغاز آفرینش تا زمان مرگ ، با طبیعت و بسیاری از عناصر مادی ، ارتباط مستقیم دارد . از این رو ، نسبت به جهان مادی به گونه ای انس و الفت پیدا می کند و این ارتباط نزدیک ، از لذت های مادی و طبیعی این جهان بهره مند می شود . تا جایی که به این حیات مادی و طبیعی ، عشق می ورزد . بسیاری از تجمل گرایانی که فریفته تجمل شده اند و از امور معنوی فاصله گرفته اند بر اثر شدت این علاقه ، هدف اصلی از آفرینش این جهان و خویشتن را به فراموشی می سپارند و به هیچ قیمتی حاضر نیستند ذره ای از این لذت های مادی از دست بردارنده حال هر قدر افراد بیش تری در یک جامعه چنین بینشی داشته باشند ، به همان نسبت افول معنوی در معنوی در سطح وسیعی از جامعه گسترش می یابد ، این موضوع از نظر تاریخی نیز قابل بررسی است . پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) خلافت و رهبری جامعه ی اسلامی از سیره و سنت پیامبر اکرم (ص) فاصله گرفتند . و دلباخته تجملات شدند هین امر سبب شد معنویت در جامعه ی اسلامی رنگ ببازد و آثار سود آن که دامنگیر جامعه ی اسلامی شده تاکنون نیز جوامع اسلامی را رها نکند . خداوند درباره ی این تجمل پرستان و دوستداذان زیباییهای دنیوی می فرماید :

 

۱-سوره یونس ،آیه ۸۸

 

 

« اَلَذیّنَ یَستحبّوُنَ الحَیاهَ الدّنیا عَلَی الآخِرَهِ و یَعیدوّنَ عَن سَبیل اللهِ و یَنعَونَها عِوَجاً اولئِکَ فی ضلالٍ بَعید. ۱. »

«کسانی که [فریفته ی زخارف و زینت های دنیوی شده اند ] زندگی این دنیا را به آخرت ترجیح می دهند [ و نفس خود را از پیروی سنت خدا و تدین به دین او باز می دارند ] و مردم را نیز از راه خدا منصرف می کنند و در پی آن هستند که برای سنت و دین خدا ، کجی پیدا کنند [ تا دشمنی خود را موجه جلوه دهند و مردم را راضی کنند تا به هر سنتی از سنت های اجتماعی بشری ، هر قدر هم خرافی باشد ، عمل کنند ، به این وسیله ] ضلالت برای آنان مسجل و حتمی می گردد » .

۴-از بین رفتن آرامش واقعی

از بین رفتن آرامش حقیقی افراد ، دیگر پیامد تجمل گرایی است که خسارتهای بسیاری همچون تزلزل در نظام خانوادگی و روابط اجتماعی را به همراه دارد . فرد تجمل گرا همیشه در پی مد و تهیه امکانات و وسایلی است که از تازگی برخوردار باشند از این رو ، در جریان تغییر مد و تکاپو برای تغییر دادن وسایل زندگی و لوازم زندگی همراه در تنش و اضطراب روحی به سر می برد . افزون بر آن ، حرص دست یابی به چنین امور تجملی و آمال و آرزو های طولانی تمام وجود او را فرا می گیرد و سبب می شود غمی جان کاه او را به شدت بیازارت . حضرت علی (ع) می فرماید : « المالُ یَفسِرُ الَهآلَ وَ یُوَسّعُ الآمالَ ؛ ۲ . « مال [ دوستی ] اهداف عالی انسانی را فاسد و آرزوهای طولانی را زیاد می کند ». این سخن عام است ؛ ولی نظر به اینکه تجمل گرایان در شمار مال دوستان اند ، مضمون این حدیث تجمل پرستان را نیز در بر می گیرد

. ایشان در جای دیگر فرموده است : در کسی که قلبش از محبت دنیا پر شود ، سه چیز با قلب او آمیخته

می گردد ؛ رنجی که رهایش نمی کند ، حرمتی که ترکش نمی نماید و آرزویی که به آن نمی رسد . ۳

 

۱-سوره ابراهیم ، آیه ۳.

۲-المیزان ، علامه طباطبایی،ج۱۲،ص۱۴.

۳-غررالحکم ، ج۱،ص ۳۷۴.

 

انسان آگاه و هوشمند از فرجام چنین افرادی عبرت می گیرند و زندگی خود را بر اساس آموزه های دین مبین اسلام طرح ریزی می کند و این سخن امیر المومنین علی (ع) را با تمام وجودمی پذیرد که فرمودند : « اگر اصلاح در نفس را می خواهی ، بر تو لازم است که به مبانی روی ، قناعت و ساده زیستی رفتار کنی . » ۱ همچنین از نظر اجتماعی تجمل گرا افزون بر مشکلات روحی و روانی که خود بدان گرفتار است . دیگران را نیز به میزان رقابت بیهوده برای افزایش مصرف گرایی می کشاند و جامعه را دچار کشمکشهاو تضادّ درونی را اخلاقی می کند . و روابط خانوادگی و اجتماعی آنان را به پرخاشگری ، آشوب و اختلاف تبدیل می سازد .

۵ -ناتوانی در انجام وظیفه

در جامعه ی اسلامی هر کس دربرابر خود و اجتماعی که در آن زندگی می کند، وظایفی بر عهده دارد . اگر شماری از اعضای این جامعه به تجملات سرگرم شوند ف خواه و ناخواه از وظایف خود در بعضی موارد باز می مانند و به خود و دیگران آسیب می رسانند . تجمل پرستانی که اسیر زنجیرهای مادیات گشته اند . در انجام وظایف الهی و اجتماعی خود دچار کوتاهی می شوند ؛ زیرا پرداختن انسان به این امور ، او را از توجه به امور مهم و صحیح زندگی فردی و اجتماعی باز می دارد . در حقیقت ، سمتی فرد تجمل پرست در انجام وظایف و از دست دادن بصیرت الهی ریشه دارد که آن نیز پیامد طبیعی علاقه مندی کورکورانه مادیات است . پیامبر اکرم (ص) فرموده است :

« مَن یَرغَب فیِ الدُّنیا فَقالَ فیها امَلُهُ اعمَی اللهُ قَلبَهَ عَلَی قَدرِ رَغبَتِهِ فیها»۲

« کسی که به دنیا عشق و علاقه بورزد و آرزوهای طولانی برای خود بپردازند ، خدا قلب او را به هر اندازه ای که نسبت به دنیا علاقه بورزد ، کور می کند » .

 

 

۱-غرر الحکم، ج۳ ،ص ۱۹۲.

۲-همان ، ج۳. ص۱۹۳

 

 

۶-فراموشی یاد خدا و قیامت

مسلماً تمایل به مادیات باعث دور شدن فضای معنویات است . شخص تجمل   هرگز نمی تواند خدا و دین را محور افکار و اعمال خود قرار دهد . این روحیه انسان را سرگرم زخارف و زیبایی های ظاهری دنیایی می کند و به جای این که زینت های دنیا را وسیله ای جهت رسیدن به اهداف اصلی پیش روی خود بداند آن ها را به عنوان هدف تلقی کند . غفلت یکی دیگر از پیامدهای تجمل گرایی است که انسان را از هستی بخش خود جدا و به امور پست و حقیر سرگرم و وابسته می کند . انسان با جامعه ی تجمل گرا به دلیل دل سپردن به سرگرمی های ساختگی و روزانه ی زندگی مادی ، از مبدا و مقصد خود غافل

می شود و خدا و آخرت را فراموش می کند . خداوند در قرآن می فرماید : « یَعمَلونَ ظاهِراً مَنَّ الحیاًه الدُّنیا وَ هُم عَن الآخِرَهِ هُم غافِلونَ » ۱

« در آنان تنها ظاهری از زندگی دنیا را می دانند و از آخرت بی خبرند » .

مجموعه ای از سرگرمی ها و لذت های زود گذر و خوابهاو خیالها تمام برداشت آنان را از زندگی دنیایی تشکیل می دهد و همین سطحی نگری ، باطن زندگی دنیا و زرق و برق های آنان را می دانستند،می توانستند به راحتی آخرت را بشناسند، زیرا اندکی دقت در این زندگی زود گذر شان می دهد که این دوره حتماً مرحله ای از یک مسیر بزرگ است همان گونه که دقت در زندگی دوران جنینی نشان می دهد که در این دوره ، هدف نهایی ای زندگی نیست، بلکه مرحله ای مقدماتی برای ورود به زندگی پیش رو است . در روایتی از امام صادق (ع) آمده است :

« بزرگترین مفاد این است که انسان به غفلت از خدا راضی شود این فساد از طولانی بودن آرزو ، حرص و

 

 

۱-تحف العقول ، ۶۴۳

 

کبر پدید می آید . همچنان که خداوند عزوجل در داستان قارون خبر داده است . آنجا که فرمودند: « آرزوی فساد در زمین نکن ! همانا خداوند مفسدان را دوست ندارد » این خصلت ها در وجود و اعتقاد قارون بود و اصل این است که خصلت ها (ناشی ) از دوستی (زیاد) دنساست و جمع آنها…۱.

۷-ورشکستگی و بدهکاری :

بیشتر ورشکستگی ها و بدهکاری های اقتصادی به دلیل رعایت نکردن میانه روی در دخل و خرج است . تجمل پرستانی که دل در گرو هوی و هوس دنیایی دارند ، زمانی به خود می آیند که کار از کار گذشته و دیگر راهی برای بازگشت شان باقی نمانده است . کم نیستند کسانی که با دست دراز کردن به طرف مردم و قرض گرفتن از دیگران زندگی ساده و معمولی خود را به زندگی اشراف و اعیان برسانند . به همین دلیل ، ناچار می شوند سرمایه های خود را در این دنیا به بهای ناچیز قربانی تجمل پرستی کنند . امام کاظم (ع) می فرماید: ن کسی که میانه وی داشته باشد و قناعت کند ، نعمت ها و اموال خود را از دست

نخواهد داد . در مقابل ، کسی که اسراف و تبذیر کند ، نعمت ها را از دست می دهد و مهتاج دیگران می شود ». ۲

۸-از بین رفتن استعداد ها :

تجمل پرستی با عث می شود استعداد ما را از بین می برد . میل به مادیات و تجلات بدان معناست که جسم و بدن اصالت دارد . نه روح این روحیه به جای خدا پرستی ، بت پرستی به جای کار، مصرف گرایی به جای توجه به باطن توجه به ظاهر به جای مقاومت وابستگی و به جای تقلب در علم و هنر را به همراه دارد . امید آن است که با توجه به دستورات انسان ساز اسلامی کسب زندگی صحیح حقیقی خود را رقم بزنیم و خود را از سقوط به ورطه تجمل و بیهودگی نجات دهیم . ۳

 

۱-سوره روم ، ایه ۷.

۲- سفینه البهار ، ج۲، ص ۳۸۱.

۳-تحف العقول ،ص ۶۴۳

 

 

۹-رویارویی با حق و حقیقت

انسانی که به دنیا وابسته است و از ساده زیستی به تجملات روی می آورد حقوق اجتماعی را در نظر نمی گیرد و از عدالت می گریزد . و چنان روحیه خود خواهی و غرور بر او چیره می شود که جز خود نمی تواند کس و چیز دیگری را قبول داشته باشد و با قدرت تمام با او می ستیزد . خداوند متعال در قرآن می فرماید : « و اما ارسَلنا فی قَریَهٍ مِن نَذیرٍ اِلّا مَالَ مُترَفُرها اِنّا بِما ارسِلتُم بِهِ کافِرون»۱

«ما در هیچ شهر و دیاری پیامبری انذار کننده نفرستادیم . مگر اینکه مترفین آنان ( همان کسی که هست ناز و نعمت بودند ) گفتند : ما به آنچه بر شمافرستاده شده که مافر هستیم »

مترفون در این آیه ، جمع مترف از ماده «ترف» به معنی تنعم است مترف به کسی می گویند که فزونی نعمت و زندگی سرشار لز رفاه او را مست و مغرور و غافل کرده و به طغیان گری واداشته است ۲.

مترفان طغیان گر و غافل معولاً در صف نخست مخالفان پیامبران بودند ، زیرا آموزه های پیامبران الهی ، مزاحم کام جوییها و هوس رانیهای آنان بود . همچنین پیامبران از حقوقو محرومانی دفاع می کردند که مترفان با غضب حقوق آنان توانسته بودند این زندگی پر زرق و برق و تجملاتی برسند . افزون بر آن ، این گروه همیشه برای پاسداری از مال و ثروتشان ، قدرت حکومت را به ناروا در اختیار می گیرند .

۱۰-عذاب الهی

یکی دیگر از پیامدهای سوءتجمل گرایی ، عذاب دردناک خداوند در فردای قیامت است که دامنگیر تجمل پرستان خواهد شد ؛ زیرا قیامت ،سرای حسابرسی به تک تک اعمال بندگان خدا خواهد بود و در برابر هر عملی که بندگان انجام داده باشند ، ثواب یا عقابی داده خواهد شد . از همین رو بزرگان و اولیای دین همواره مسلمانان را نسبت به در اختیار داشتن مالی بیش از اندازه نیاز ، برخورد داشته اند ؛ زیرا ممکن است نتوانند آن گونه که شایسته است ، حق آنرا به جا آورند . امام صادق می فرماید : « هر ساختمانی که بیش از احتیاج باشد در روز قیامت بر دوش صاحبش خواهد بود . ۳»

 

۱-ترجمه مکارم الخلاق، ج۲،ص ۲۲۴.

۲-سوره سباء،آیه ۳۴.

۳-لسان العرب ، ج۹،ص ۱۷

در روایتی از امام کاظم (ع) از پدرانش و آنان از پیامبر (ص) نقل کرده اند، چنین می خوانیم [ هر چه بنده ای خود را به مسلمانان ستمکار نزدیک تر کنداز خدا دورتر شده است ، و هر چه مال و ثروتش بیشتر شود حساب و کتابش نزد خداوند سخت تر می شود ]۱ پیامبر اکرم (ص) نیز به ابن مسعود می فرماید :[ای ابن مسعود ؛ پس از من اقوامی می آیند که طعام های پاکیزه و رنگارنگ را می خورند و خانه هاا و کاخ هایی بنا می کنند و مساجد را به زیور آلات تزیین می کنند . تمام همت آنان برای دنیا است که به آن دلبسته و اعتماد کرده اند شرف آنان به درهم ها و دینارهاست و تلاششان برای شکم است آنان بدترین بدها هستند که فتنه از آنها بر می خیزد و به خودشان بر می گردد ] .۲

زمینه سازی برای گناهان

تجمل گرایی زمینه را برای انجام بسیاری از گناهان مانند «غرور ، حسد ، طمع ، شهوت پرستی ، کینه توزی و برتری جوییی آماده می سازد خدای متعال می فرماید : « همانا بدانید که زندگانی دنیا بازیچه و سرگرمی کودکانه است و آرایش و تفاخر و خودستایی با یکدیگر و حرص افزودن بر مال و فرزندان است دنیا به جز متاع فریب و غرور چیزی نیست ۲. » اسلام ، مصرف هر کالایی را به انگیزه های فخر فروشی و خود نمایی به دیگران یا برای رقابت و چشم و هم چشمی ناپسند می داند . داشتن چنین انگیزه هایی در مصرف تا آنجا محکوم است که پیشوایان الهی مردک را از مصداق های پیش پا افتاده و ساده ی آن نیز نهی کرده اند . امیر مومنین (ع) در تفسیر سوره قصص آیه ۸۳ « آن خانه آخرت را برای کسانی قرار دهیم که نمی خواهند در زمین برتری جویی و تبه کاری کنند » . و حضرت فرمودند : «اگر کسی از اینکه بند کفش او بهتر از بند کفش دوستش باشد خرسند شود ، داخل در عنوان این آیه می شود . او از کسانی به شمار می رود که خواهان برتری اند۳ ».

انسانهایی هستند که برای رسیدن به سرمایه و امکانات فروان به شهوت رانی پرداخته ، به خاطر اینکه در بازار تجمل گرایی و رقابت از قافله رفاه طلبی عقب نماند شرف و حیثیت خویش را حراج نموده و به خود فروشی روی می آورند .

  • مکارم الخلاق ،ص۱۲۷
  • منتهی الآمال ، ص ۳۴۷
  • سوره حدید ، آیه ۲۰

 

انسانهایی هستند که برای رسیدن به سرمایه و امکانات فروان به شهوت رانی پرداخته ، به خاطر اینکه در بازار تجمل گرایی و رقابت از قافله رفاه طلبی عقب نماند شرف و حیثیت خویش را حراج نموده و به خود فروشی روی می آورند .

کم نیستند انسانهایی که در این بازار از غرور و نیرنگ در دام وسوسه های شیطانی افتاده ارزش و هویت انسانی خود را از دست می دهند لذا حکیمان گفته اند «فساد با تجمل مقرون است و اغلب دنبال آن می آید و تجمل هم دنبال فساد می آید » اگر حرکات قلب را آزاد بگذارید یعنی جلوی هوا و هوس را رها کنید چگونه می تواند از ضعف روحی جلوگیری کرد . ۱ زمانی آثار تجمل گرایی در نفس آدمی تاثیر دارد و بر آن مستولی می شود و او را از مسیر معتدل صحیح گمراه می کند. آراسته شدن کارهای زشت توسط نفس ، نتیجه انحرافی است که در فطرت و هویت آدمی به وجود آمده است و در نتیجه امیال و آرزوهای نفسانی منفی افزایش می یابد و مقیاس های ارزشی در نظر شخص دگرگون می شود و چشم بصیرت او از دیدن حقایق باز می ماند و از اینجا معلوم می شود که اسراف چگونه بدگمانی یا گمراهی را بوجود می آورد و شخص مسرف چگونه گرفتار گردن کشی و خود بزرگ بینی می شود زیرا همواره خواستار بیشتر و بیشتر می گردد ۲ . و دیگر جمله آثار شوم تجمل گرایی پشت کردن به ارزش ها و امور معنوی و اخلاقی است . افراد و اشخاصی که شیفته و مجذوب ثروت و سرمایه می شوند ، تمام توان و همت خود را صرف جمع آوری زرق و برق دنیا می کنند در قاموس آنها ، مفاهیم ارزشی « زهد ، تقوا ، ساده زیستی ، انفاق ، ایثار، … » هیچ جایگاهی نخواهد داشت وابستگی شدید به زرق و برق دنیا انسان را برده و مطیع خود می سازد زیرا انسان برای اینکه به زندگی خود رونق و صفا بخشد ، به تنعم و تجمل روی می آورد و به تدریج به امور و اشیائی که وسیله تنعم و تجمل یا ابزار قوت و قدرت خویش قرار داده خو گرفته و شیفته آن می شود و رشته های نامرئی او را خوار و ذلیل نموده و به زانو در می آورد و در نتیجه خدا و آخرت را به کلی از یاد می برد .

 

  • نهج البلاغه ، خطبه ۴۵ و ۸۲

۲-روح القوانین، علی اکبر مهتدی ،ص۲۳۲.

 

 

 

پیامبر اکرم (ص) به ابن مسعود فرموده اند : « ای ابن مسعود ؛ پس از من اقوامی می آیند که طعام های پاکیزه و رنگارنگ را می خورند و خانه ها و کاخ هایی بنا می کنند و مساجد را به زیور آلات تزیین می کنند . تمام همت آنان برای دنیا است که به آن دلبسته و اعتماد کرده اند شرف آنان به درهم ها ودینارهاست و تلاششان برای شکم است آنان بدترین بدها هستند که فتنه از آنها بر می خیزد و به خودشان بر می گردد. ۱ .»

«وَاصحابُ الشِمال ما اصحابُ الشِمال فِی سَموم و حمیمٍ ، وَ ظِل من یَحمم ، لاباردٍ وَلا کریم ، انَهم کانوا قبل ذلک مُترفینَ ، و کانوا یُصرونَ علی الحنثِ العظیم»

دست چپی ها در روز قیامت چقدر شومند رسوایی و نامه عملشان به دست چپشان و بالاخره در صف کفار و منافقین و فجار هستند . به واسطه تجمل گرایی در دنیا که منجر به گناهان بزرگ شده است ، زیر دود و هرم جهنم ، به سر می برند .

قرآن شریف ، راجع به آن ملتی که تجمل گرا باشد ، می فرمایند : وقتی که تجمل گرایی در میان مردم زیاد شد ، استحقاق عقوبت پیدا می کنند و بالاخره نابود می شوند . در آیه ای دیگر می فرماید :« وَاِذا ارَدنا ان نُهلِکَ قریه امَرنا مترفیها ففسقُوا فیها فَحقَ عَلیها القولُ فَدمرناها تَدمیرا»

لازمه تجمل گرایی ، گناهانی نظیر حق الناس است . زیرا انسان تجمل گرا ، به حق خود قانع نیست و سعی می کند از هر راهی که می تواند ، زندگی تجملی را ادامه دهد . مجالس تشریفاتی توام با گناهان بزرگ ، اختلات بین زن و مرد ، بد حجابی و فساد اخلاقی ، ناشی از تجمل گرایی است . ملت تجمل گرا مستحق عذاب می شوند و این ملت نابود است . ملتی که نگرامی ، افسردگی و شعف عصب داشته باشد و نیز ملتی که مبتلا به گناه است ، نابود شده است .

 

۱– احمدآرام ،ترجمه الحیاه ، ج۴ ،ص۲۳۴.

 

گسترش فقر در جامعه

بی توجهی و زیاده خواهی در مصرف فقر و محرومیت می آورد و انسان را به هلاکت می رساند امام صادق (ع) می فرمایند: « همانا اسراف فقر می آورد و میانه روی بی نیازی را به همراه دارد. »

۱..پرداختن به تجملات زمبنه های پیدایش فقر را فراهم می کند . در یک زندگی اقتصادی و سالم درآمد شخص یا جامعه از هزینه آن کمتر نیست یا دست کم با آن برابر است که امام علی (ع) درباره مخارج زندگی و زیاده خواهی می فرماید. : « الفقر لاسراف » .

۲.زیاده روی در معیشت سبب فقر و نیازمندی انسان می شود.

چه بسیاراند افرادی که با رنج و زحمت اشرافی گری پیشه می کنند و به زیاده روی در مصرف روی می آورند چنین افرادی پس از مدتی به سبب زیاده روی و ترک اندازه در معیشت مهتاج دیگران گشته و به فقر مبتلا می شوند.

اموالی که خداوند در اختیار ما قرار داده است نعمت به حساب می آیند. و خداوند نعمات را در دست ما    قرار داده و ما انسانها اجازه نداریم اموال خود را نابود کنیم و یا چیزهای مفید را به غیر مفید تبدیل کنیم

زیرا زائل کردن اموال باعث گسترش فقر می شود . دین مبین اسلام در عین حال که به زندگی دنیایی انسان توجه دارد و خداوند متعال وسایل رفاه و آسایش او را در دنیا فراهم آورده است مسلمانان را به عدم افراط و تفریط در این زمینه فرا می خواند و به یک زندگی معتدل و خوب دعوت می کند.

با توجه به توصیه قرآن کریم در زمینه اسراف باید دقت کنیم که مبادا اسراف در مال داشته باشیم چون اسراف در مال ، انسان را به فقر می کشاند و فقر هم معمولا کفران نعمت را به دنبال دارد. و ممکن است با کفران کردن نعمت از رحمت الهی دور شویم و یا ما را به مسیر امرار معاش از راه حذام وادار نماید . که این مصیبتی عظیم می باشد ک همسلمانی از راه حرام اموالی را جمع آوری کند و آن موقع دیگر نه لذت سیر شدن را می فهمیم و نه لذت استراحت و عبادت را درک می کنیم و برکت و آرامش از ما گرفته می شود .

 

مانع سیر و سلوک و تعالی انسان

یکی از موانعی که برای کمال انسانی بسیار خطرناک است دنیا طلبی و دنیا دوستی می باشد . اگر این حالت بر روح انسان حاکم شود او را در مسیر کمال به چالش های سختی می کشاند و رسیدن کمال اصلی که هدف انسان را رو کرده اگر از هوی و هوس انسان را از حق باز می دارد و آرزوهای طولانی آخرت را به دست فراموشی می سپارد . آگاه باشید

انسان در زندگی اش نیاز حقیقی و واقعی خویش رانشناسد و به اندازه کفاف بسنده کند فرصتی برای دست یافتن به امور معنوی می یابد و می تواند به تربیت و تزکیه نفس بپردازد ۱ . پیامبر اکرم (ص) می فرماید :«آگاه باشید ! بهترین مردم بنده است که در دنیا به اندازه کفاف اکتفا کند ۲». به همان نسبتی که تجمل در جامعه برقرار می شود به همان اندازه همه ذهن مردم را متوجه منافع خصوصی می گردد . زمانی همه مسلمین در صدر اسلام به پیشرفت اسلام فکر می کردند و در سایه ی برادری و برابری متحد بودند . در مقابل دشمنان اسلام سر خم نمی کردند قدرت مسلمین نفوذ نا پذیر بود و در راه رسیدن به هدف های نهایی که گسترش و پیروزی اسلام بود از هیچ ایثار و گذشتی دریغ نمی کردند اما از وقتی که گرایش به تجملات و دنیا پرستی در میان آنها رواج پیدا کرد این غفلت رو به تنزل گذاشت بنابراین سرگذشت مسلمانان صدر اسلام باید روح عبرت برای مسلمانان عصر حاضر و آینده باشد انقلاب ما هم وقتی پایدار خواهد شد که همه امور زندگی ما انقلاب باشد ولی تجمل مانع این امر است .

تجمل گرایی شاهان سه عصر اخیر باعث سقوط کشور ایران شد و به طوری که به خاطر تجمل و خوش گذرانی هر روز امتیازی به اجانب می دادند و با آبرو و حیثیت مردم ایران بازی می کردند و باعث دور شدن خود و مردم از یاد خدا می شدند مسیر و راه خدا و ائمه را که به ساده زیستی و غیر تجمل سفارش کرده بودند دور می ساختند.

 

۱-ر. ک . حدیث پایداری و سیره اخلاقی –تربیتی امام خمینی (ره)

۲-الحیاه ، ج۴، ص۲۷۲

خسارت ناشی از تجمل گرایی و رفاه طلبی

بیماری های روحی و روانی که امروزه بسیاری به آن مبتلا شده اند : ناشی از تجمل گرایی است . بخشی از افسردگی ها و بیماری ها مربوط می شود به حسادت ها و چشم و هم چشمی ها که متاسفانه در اغلب خانواده ها کم و بیش دیده می شود . اختلافات خانوادگی و افزایش طلاق و نیز مرگ های ناگهانی از همین ناحیه سرچشمه می گیرد . زندگی های امروزه نشاط و شادابی ندارند و لذا نمی توان نام این نوع حیات را زندگی نامید بلکه مرگ تدریجی است .

رواج فساد اخلاقی و کردار زشت در برخی جوانان در مد گرایی که مبالغ فراوانی برای آن هدر می رود ، در اثر تجمل گرایی است . تجمل گرایی ، مانع ازدواج شده است . قضیه عزوبت و تجرد که خیلی مصیبت درست کرده ، ناشی از این است که وقتی جوان به خواستگاری می رود ، خانواده عروس ، سوال های نامربوطی را از او می پرسند که اگر نتواند نظر آنان را در تجهیز تجملات تامین کند ، به او جواب رد می دهند . به همین جهت سن دختر ها و پسر ها بالا رفته و نتوانسته اند ازدواج کنند . ما یک درصد هم خیال نمی کردیم که جمهوری اسلامی که پیروز شد ، این مسائل پدید آید ، بلکه تصور می کردیم پس از پیروزی انقلاب ، مردم ، به آیه « وَالَذین َ اِذ انفقوا لم یُسرِفوا وَلم یقتُروا و کان بَین ذلکَ قواماً» عمل کنند .

با کمال تاسف باید گفت که امروزه غربی ها ساده زیست تر از ما هستند . آنها ساده زیستی را از اسلام گرفتند و در حالی که از نظر پایه و ریشه و ارز و پشتوانه ، بسیار عالی و از نظر صنعت ، بسیار مقتدر و پیشرفته هستند ، اما زندگی آنان بسیار ساده است . یعنی به آنچه اسلام می گوید ، عمل می کنند وقتی انقلاب پیروز شد دلار هفت تومان بود ؛ یعنی پول ما ارزش داشت الان کار به جایی رسیده که دلار بیش از هزار تومان و ریال صعودی ، بیش از دویست و پنجاه تومان است و اسلام می گوید : « اعِدوالَهُم مَا استطَعتُم مِن قُوه » می فرماید شما باید هم از نظر اسلحه و هم از نظر مال ، در مقابل دشمن ،قدرتمند باشید به جای اینکه ما به این آیه عمل کنیم ، غربی ها عمل کرده اند و ما اینگونه دستورات اسلام را فراموش کرده ایم .

ده سال ، پیامبر اکرم (ص) و پنج سال ، امیر مومنان حکومت کردند و اقتصاد حکومت آنان سالم و عاری از کمبود و نارسایی بوده است . زیرا هم مردم و هم حکومت ، تجمل ، اسراف و تبذیر و حیف و میل نداشته اند . داستان خاموش کردن شمع بیت المال توسط امیر المومنین ، هنگامی که طلحه و زبیر کار

سر چهار راه چشم به راه کسب باشد ( و آن هم یک خط در میان مصداق بارز اسراف و تبذیر می باشد خصوصی داشتند ، خود شاهد این ادعا است . تعاون آن حضرت نیز به گونه ای بود که طی بیست و پنج سال خانه نشینی ، بیست و شش مزرعه برای فقرا و تقویت اسلام ، آباد و وقف کردند .

خریدن یک دست لباس گران قیمت از سوی فردی که درآمد آن متوسط است ، مصداق اسراف است ؛ جمع آوری پول با مشقت فراوان و ترتیب دادن یک مسافرت خارج از کشور برای کارمندی که درآمد او در حد حقوق کارمندی است اسراف و تبذیر محسوب می شود خرید یک دستگاه کامپیوتر پیشرفته برای کارگری که هر صبح بایستی و هر گاه نیاز ضروری انسان با خرید یک دستگاه پیکان برآورده می شود و به آب و آتش زدن و جور کردن وام بانکی با اقساط بالا ( به اسم جعاله و مضاربه و … ) و خرید یک دستگاه پژو یا سمند و … بدون تردید اسراف قلمداد می گردد . خرید مبلمان راحتی برای منزل برای به رخ کشیدن و چشم و هم چشمی اسراف خواهد بود .

اختصاص دو و نیم میلیون تومان برای خرید لوازم چوبی منزل – از سوی عروس ( به عنوان جهیزیه ) و یا از سوی داماد ( در قالب شیر بها ) در حالی که داماد بی کار است و این مبلغ می تواند سرمایه اولیه یک تولیدی کوچک را برایش را فراهم آورد ، بدون تردید اسراف است خرید یک دستگاه تلویزیون رنگی دویست و پنجاه هزار تومانی برای یک کارگر که کل درآمد او یکصدو بیست هزار تومان در ماه می باشد و معمولاً نیمی از این مبلغ از دائم القسط است ، اسراف و تبذیر است .

       عوامل تشدید کننده ی تجمل گرایی و رفاه طلبی ، در جامعه :

در ریشه یابی بروز و گسترش فرهنگ مصرف زدگی در یک جامعه ، عوامل درون فردی و برون فردی گوناگونی می توانند دخیل باشند ؛ که با شناخت آنها می توان به راهکار های مناسب ، جهت اصلاح الگوی مصرف یک جامعه ، دست یازد . برخی از این عوامل ، که لازم است در نهادینه کردن الگوی صحیح مصرف مورد توجه قرار داد ، عبارتند از :

۱- عقده های روانی افراد ؛

از جمله عوامل درون فردی ، که می تواند در حدوث مصرف گرایی در میان افراد یک جامعه نقش داشته باشد ، وجود برخی عقده های روانی در افراد است . یکی از این عقده های روانی ، عقده ای است که بر اثر تنگدستی ها و محرومیت هایی که فرد در طول زندگی با آن دست به گریبان بوده ، بوجود می آید و

در شخصیت فرد ، لیجاد اختلال می کند . در این صورت ، شخص سرخورده ، برای حفظ شخصیت خود ، به ابزار هایی متوسل می شود که در روانشناسی از آن به « مکانسیم های روانی » یا « واکنش های دفاعی » یاد می شود . از جمله آنها «تصعید» و «جبران» است . در این واکنش روانی ، فرد دچار اختلال ، سعی می کند برای سرپوش گذاردن بر ناکامی ها و عقده های متراکم خود ، به عملی دست بزند که او را در اجتماع مطرح نماید . یکی از این اعمال ، اسراف کاری و زیاده روی در مصرف است .

۲-فرهنگ منزلت سازی با مصرف ؛

در دنیای جدید ، کالاها و اشیا از شکل سنتی خود ( که به عنوان ابزاری برای رفع نیاز ها به کار می رفتند ) ، خارج شده اند و مصرف کالا و خدمات ، دیگر تنها ارضای یکدسته از نیاز های زیستی نیستند ؛ بلکه کالاهاا و مصرف آنها به عنوان نماد و نشانه ای بر منزلت و شخصیت اجتماعی و به مثابه ابزاری

جهت نشان دادن منزلت اجتماعی مورد توجه مصرف کنند ه قرار می گیرند . در جهان امروز ، مصرف ، به عنوان یک وسیله هویت ساز معرفی شده و مصرف کننده با مصرف و نمایش دادن کالاهای تحت تملکش ، در صدد خلق و حفظ هویت خویش است . او در واقع به سمت الگوی مصرف هویت بخش و مصرف متظاهرانه روی آورده است . این فرهنگ دنیای جدید ، که مصرف را معیار و ملاک شخصیت و کالا را وسیله هویت بخشی در نظر گرفته ، خود ، موجب افزایش مصرف و پدید آمدن نوعی مسابقه مصرف در میان افراد جوامع شده است .

۳-تبلیغات تجاری ؛

بی شک تبلیغات تجاری با هدف معرفی کالا وخدمات از ضرورت های عصر حاضر به شمار می روند ؛اما متاسفانه اینگونه از تبلیغات با بهره گیری از برخی شگرد ها و پاره ای از مضامین و محتواها ،موجبات گسترش مصرف گرایی را در جامعه بوجود آورده اند . برخی از مشکلات تبلیغات بازرگانی که در حدوث مصرف زدگی تاثیر دارند ، عبارتند از :

الف)ایجاد احساس نیاز :پیام های بازرگانی ضمن فاصله گرفتن از کارکرد اصلی و فلسفه وجود خود که معرفی کالا ها و خدمات بوده است به وسیله ایجاد احساس نیاز در مخاطب تبدیل شده اند و از این طریق به افزایش مصرف گرایی که تامین کننده منافع سرمایه داری است ، دامن می زنند .

رسانه ها و تبلیغات بازرگانی و همچنین ابزار های بازار یابی در مردم احساس نیاز کاذب به کالاهایی که واقعاًبه آنها نیازی ندارند ایجاد کرده و مردم را به سمت خرید آن کالاها سوق می دهند .

«دونا ولفولک کراس » در کتاب خود به نام « سخن رسانه چگونه مغز شما را می سازد »، در این باره می نویسد : « وظیفه تبلیغات تلویزیونی تبلیغ کیفیت های خاصی است ، که یک محصول ، فاقد آنهاست و اگر واقعا هیچ نیازی به یک محصول وجود نداشته باشد ، تبلیغات چی باید آن را ایجاد کند . او باید به شما ثابت کند که اگر این کالاها را نخرید ، سلامتی و شادی شما به خطر خواهد افتاد .» باید دانست رسانه ها و تبلیغاتچی ها ، برای ایجاد این احساس نیاز کاذب ، از عناصری همچون ایجاد ترس ، دروغ و … بهره می گیرند .

ب)مصرفی کردن کالاها به عنوان یک ابزار هویتی ؛ گاهی پیام های بازرگانی با به کار بردن مضامین محتواهای خاصی در ضمن تبلیغ یک کالاا ، برای کالا در ذهن مخاطب ، کارکرد هویتی به وجود می آورند و در نتیجه ، مخاطب را به سمت خرید آن شی ء ، به عنوان عنصری هویت ساز تحریص می کنند . به طور مثال ، در تبلیغ یک کالا از عباراتی نظیر « می خرم چون فکر می کنم » ، « می خواهم بخرم چون هستم » یا « آهنگ زندگی با … » ، استفاده می کنند ؛ که همه ی این پیامها برای کالای مورد تبلیغ ، نقشی هویت بخش نسبت به خود فرد یا زندگی او و حالتی زندگی بخش قائل می شوند ؛ به گونه ای که مخاطب ، گمان می کند ، اگر آن کالا را نداشته باشد ، هویت خویش یا حقیقت زندگی را از دست داده است .

ج)ارائه آگاهی در غالب تصویر زندگی افراد ثروتمند ؛ آگهی های تبلیغاتی تصویری ، با نشان دادن تصاویری از الگو های زندگی افراد ثروتمند را به همه خانواده ها با هر سطح اجتمای وارد کرده و از این طریق سایر مخاطبین را به سمت داشتن سبک زندگی افراد ثروتمند ، که نوعی زندگی تجملاتی همراه با مصرف کالاهای لوکس و غیر ضروری است ، ترغیب می کند .

د) همراه کردن تبلیغ کالاهای مصرفی با نمادهای مذهبی ؛ گاهی تبلیغات بازرگانی با همراه کردن تبلیغات کالاهای مصرفی غیر ضروری با عبادت و نماد های مذهبی ، مصرف گرایی را به نوعی موجه جلوه می داده و از قبح اسراف و یا تبذیر در مصرف ، می کاهند و از این طریق ، به گسترش مصرف گرایی کمک می کنند .

۴-انقلاب ارزش ها ؛

نظام سرمایه داری کنونی غرب ، با توجه به تولیدات انبوهی که در پرتو پیشرفت صنعتی بدست آورده ، اکنون نیازمند بازار مصرف بوده و حیات خود را در گرو مصرف انبوه می بیند و همواره می کوشد برای رسیدن به مقاصد خود ، الگوی مصرف انبوه را در سطح جهان پیاده نماید . امپریالیزم غرب برای نهادینه کردن این الگو و کشاندن جوامع مختلف به سمت و سوی مصرف زدگی ، خود را نیازمند ایجاد احساس نیاز و ضرورت در جوامع مختلف نسبت به مصرف بیشتر و مصرف کالاهای تجملی و بی فایده می بیند ؛ از این رو ، سعی می کند با دگرگون کردن و از میان بردن ارزش های مخالف مصرف گرایی و جایگزین کردن ارزش های مصرف گرایانه ، این احساس نیاز را بوجود بیاورد . غرب ، سعی می کند با تضعیف و تخریب ارزش هایی نظیر قناعت ، زهد و ساده زیستی ، ترجیح آخرت بر دنیا و … ، ارزش های مورد نظر خود ، مانند دنیا طلبی ، تکاثر و تفاخر ، لذت طلبی ، ظاهر گرایی و … که همگی تامین کننده اهداف اویند ، را نهادینه کند . نظام مغرب زمین ، بر نهادینه کردن این ارزش ها از شیو ه های مختلفی مانند : تبلیغ و اشاعه مد گرایی ، بزرگ و موفق جلوه دادن اشراف و ثروتمندان و … ، بهره می گیرد . البته گاهی خود جوامع هدف نیز در این مسیر ، امپریالیسم جهانی را همراهی کرده و این شیوه ها و تخریب ارزشهای حقیقی را آگاهانه و ناآگاهانه ، دنبال می کنند .

علاوه بر آنچه گذشت عوامل دیگری مانند توزیع نا متوازن ثروت و درآمد در جامعه و انباشت سرمایه در دست گروهی خاص ، تقلید ، تجمل گرایی خواص و حاکمان و … نیز می توانند در حدوث یاگسترش مصرف گرایی در جامعه نقش موثری داشته باشند .

۵- عدم بصیرت کافی در دنیا

دنیا خانه است که فنا بر پیشانیش نوشته شده و جلای وطن برای اهل آن حتمی است . این جهان شیرین ، دل انگیز و سر سبز و به سرعت به سوی خواهانش می رود و با قلب و روح آن کس که در آن نظر افکند می آمیزد .

 

سعی کنید با بهترین زاد و توشه که در اختیار شماست از آن کوچ نمایید و بیش از کفاف و نیاز خود از آن نخواهید و بیشتر از آنچه نیاز دارید از آن مطلبید زیرا آنکس که چشمش به دنبال آن باشد و فریفته آن گردد از دیدن حقایق نابینا می شود ۱.

به خدا سوگند دنیا به زودی ساکنان خود را از میان می برد و هوسبازانی که به آن اطمینان دارند به مصیبت می کشاند .

زیباییهای فراوانش شما را مغرور نسازد زیرا مدت کمی بیش باقی نخواهد ماند. به زودی خواهید دانست که گویا آنچه هم اکنون از دنیا موجود است اصلاً نبوده و آنچه از آخرت است همواره خواهد بود هر چند که به شمارش آید همچون ساعات عمر سرانجام پایان گیرد و هر چه انتظارش را دارید خواهد آمد و هر آینده ای در دنیا قریب و نزدیک است زیرا دنیا آنقدر زمانش کوتاه است که به هر آینده ای فکر می کند به زودی می رسد و این خصلت فنا پذیری و کوچکی دنیا است و در دنیا چیزی نیست مگر اینکه صاحبش به زودی از آن سیر و ملول می شود . اگر انسان عدم بصیرت نسبت به دنیا داشته باشد گرفتار حرص به دنیا و تعلقات به دنیا می شود ، که حالت و صفتی است نفسانی که آدمی را بر گردآوری آنچه به آن نیاز نیست بر می انگیزد بدون اینکه به حد و مقدار معینی اکتفا کند و از نیرومندترین شاخه های دنیا دوستی و مشهورترین انواع آن است و هر که در این رفاه ناشی از حرص گرفتار شد هلاکش حتمی است . امام باقر (ع) می فرماید : حریص بر دنیا مانند کرم ابریشم است هر چه بیشتر بر گرد خود می پیچد راه بیرون شدنش دورتر و بسته تر می شود تا از غصه بمیرد .۲

چه زیان و خسرانی بالاتر از این که انسان در طلب چیزی باشد و هلاکتش در آن باشد و اموال دنیا همین خصوصیات را دارد و عواقب خسارت باری را برای انسان مهیا می سازد اگر انسان به دنبال لذت های

 

 

 

۱-نهج البلاغه ،خطبه ۴۵و۸۲.

۲- نهج البلاغه ،خطبه۱۰۳

 

 

 

ظاهری و رفاه طلبی امروزی باشد و امکانات این دنیا را جهت رسیدن به اهداف آخرت استفاده نکند مذموم است و این جهان باید به عنوان ابزار باشد برای سازندگی وجود نفس و رشد متعالی آن نه برای سرگرمی و دل خوش داری نفس که عواقب بسیار خطر ناکی را برای انسان به وجود خواهد آورد .در آیه ای از قرآن کریم داریم که می فرماید : «بدانید که زندگی دنیا بازیچه و سرگرمی و زینت و فخر فروشی بین خودتان و فزونی اموال و فرزندان است ۱ » قران کریم درباره نکوهش دنیا و تجمل و دوستی آن سخن بسیار گفته است سعی بر این است که مردم را از رفاه طلبی زیاد و تعلقات به دنیا باز دارد و به آخرت و حیات ابدی دعوت کند یکی از اهداف از بعثت پیامبران هم همین بوده است تا مردم را از تعقل به دنیا نهی کند .

۶-چیرگی هوی و هوس بر عقل

تبعیت از هوی و هوس انسان را از راه حق باز می دارد و آرزوهای طولانی آخرت را به دست فراموشی می سپارد آگاه باشید دنیا به سرعت پشت می کند . افرادی راه تجمل گرایی .و اسراف را پیش می گیرند و برای رفاه حال خودشان را در دنیا حق دیگران را پایمال می کنند و از حق مسلم مردم برای رسیدن به آرزوها و هوس ها ی خود استفاده می کنند آفت زندگی او می شود بر این هر چیز از دنیا را به خاطر دنیا به دست می آورند از کفشان می رود و جواب آن را باید پس بدهند .

در هر صبح و شام به یاد خدا باشید از خدا بترسید از دنیای فریب دهنده و زرق و برق آن بر خویشتن خائف باشید اگر خویشتن را از بسیاری از چیزها که در دست می دارید به خاطر ترس از ناراحتی های آن باز ندارید هوی و هوس شما را به زیان های فراوانی خواهد رساند بنابراین به هنگام خشم و غضب بر نفس خویش ، شکننده و غالب باش . امام باقر (ع) می فرماید : « سه چیز انسان را به دست هلاکت می سپرد ؛ تجمل و هوا پرستی » خود بینی ، امتناع روحیه آزمندی و طمع ، تلاش و کوشش بسیاری می طلبد هر چه این حرص و تلاش بیشتر

 

 

۱-اصول کافی ،ج۲،ص ۱۳۴،و ج۳، ص ۲۰۲.

 

شود مستوجب رنج و سختی بیشتری است وقتی زندگی هزینه و خرج زیادی داشته باشد فکر و آرامش آدمی را به تحصیل ابزار و مخارج آن مشغول می کند و باعث گرفتاری روحی انسان می شود اما اگر این نیازها به اندازه باشد جسم و روح و اندیشه آدمی نیز آرامش و آسایش می یابد . در سخنی از پیامبر اکرم (ص) آمده است : « وارستگی از دنیا ، قلب و تن را راحت می سازد .۱»

ای مردم ! ترسناکترین چیزی که از آن بر شما بیمناکم ، دو چیز است :

۱-پیروی از هوی و هوس

۲-آرزوهای طولانی ۲

اما تبعیت دنیا به سرعت پشت می کند . و به هوش باشید آخرت رو به مامی آید ، دنیا منزلگاهی است که جز در خودش ( و به وسیله بهره برداری صحیح از آن) سالم نتوان ماند و با کارهایی که مخصوص دنیاست از آن نجات نتوان یافت ، مردم بوسیله دنیا آزمایش می شوند و اگر اسراف و تجمل گرایی را پیش بگیرند و برای رفاه حال خودشان در دنیا حق دیگران را پایمال کنند و از حق مسلم مردم برای رسیدن به آرزوها و هوس ها ی خود استفاده می کنند آفت زندگی او می شود بر این هر چیز از دنیا را به خاطر دنیا به دست می آورند از کفشان می رود و حساب آن را باید پس بدهند

۷-رسانه ملی و تبلیغات خصوصاً صدا و سیما

تجمل گرایی و مصرف گرایی از مشخصه های بارز مدرنیته می باشد موج عظیم تمایل به مصرف گرایی در دنیای پر شتاب ارتباطات رو به افزایش است رسانه ها به این سرعت دامن می زنند . بوجود آمدن نیازهای کاذب ، توجه به ظاهر ، نوع پوشش ، رواج مد گرایی باعث تمایل افراد به معضل تجمل گرایی شده است در دنیای مدرن نیاز افراد بر اساس رسانه شکل می گیرد و افراد بدون آن نمی توانند زندگی کنند . فرد مصرف کننده عاشق خرید و مصرف است و نه به خاطر رفع

 

۱-بحار الانوار، ج۳ ، ص ۴۵۰.

۲-ماهنامه دینی و علمی درس هایی از مکتب اسلام.

نیازهایش بلکه چنین فردی هویت خود را در دنیای مصرف پیدا می کند و شخصیت خود را بیشتر در مصرف کردن معنا می کند . مثلاً تبلیغات تجاری تلویزیون باعث بوجود آمدن نیازهای کاذب در افراد می شود و پدر و مادرها برای بر طرف کردن این نیازها مجبورهستند ساعاتی از روز را در خارج از منزل کارکنند و این دوری از فرزندان باعث کمتر شدن نظارت والدین بر رفتار ها و گفت و گو با فرزندان شود .

رسانه به منظور فرهنگ سازی در جامعه و به خصوص نهاد خانواده سعی در نفوذ در ابعاد فرهنگ کرده و بدین طریق با تولیدهای خود همچون خبر و تبلیغات تغییراتی را در سطح باورهای بنیادین ایجاد کرده است . نخست در ادامه در سطح ارزش ها و هنجارها به وجود خواهند آورد که در این امر در نهایت باعث تغییر تدریجی آداب و رسوم و در نهایت سبک زندگی مردمان در سطح جامعه خواهد شد ۱. تغییر سبک زندگی که به دنبال مصرف گرایی و تجمل گرایی پیش می آید از پیامدهای منفی جعبه جادویی است که ن.ع غذای مصرفی ، مبلمان منزل ، نوع منزل ، ظاهر ، پوشش، نحوه ی گذراندن اوقات فراغت را تحت تاثیر قرار داده است وجود حداکثر امکانات نوع نیازهاو خواسته های افراد را تغییر داده است موسیقی سنتی جای خود را به موسیقی پاپ داده است و تکیه کلام های خاص جای ضرب المثل ها و اشعار شاعران را گرفته ایت استفاده از رایانه اینترنت ، ماهواره ، و نحوه گذراندن اوقات فراغت نسل جدید را تغییر داده است .

هر نسل مسئول نسل بعدی خود است که دین خدا و مکتب الهی را که از نسل های گذشته به دست آنها رسیده است را حفظ کنند و به نسل های آینده برسانند باید دانست هدایت یک فرد یا یک نسل در همه ی احوال و شرایط یکسان نیست بلکه شکل ها و شرایط گوناگون دارد . یعنی درباره ی همه ی افراد   و همه ی نسل ها و در همه ی زمانها یک نسخه مشخص ندارد از این رو در هر زمان و شرایطی باید در روش هدایت فرد یا جامعه به دقت اندیشید .۲ وماهواره که حاصل پیام فرهنگ مبتذل غرب است ، اثر ویران کننده ای بر رفتار و پرورش کودکان و نوجوانان دارد و بر خانواده هاست که خود را از آثار ویرانگر این پدیده شوم در امان نگه دارند . رسانه ها به دلیل ارتباط نزدیکی که با مخاطب دارند از توانایی های فوق العاده ای برای القای یک موضوع برخوردارهستند رسانه های داخلی خصوصاً رسانه های تصویری گاهی به دلیل برخی منافع مادی و گاهی به دلیل برنامه های کارشناسی نشده به سمت ترویج مسائلی می روند که حاصل جز تزریق تجملات به بدنه جامعه ندارد و دراین صورت چگونه می توان شهروندی که یک رسانه را به عنوان منبع معتبر فکری محسوب می کند . انتطار داشت تا اسیر تجملات نشود .

۸-مسئولان و افراد خاص که جامعه از آنان خط فکری می گیرد .

آداب و رسوم غلط حاکم بر جامعه عامل مهمی است که در ترویج تجمل گرایی نقش دارد توقعاتی که اطرافیان دارند. به مرور تبدیل به یک پذیرش اجتماعی شده و زمانه ما هم مثل گذشته یک شخص برای تشکیل زندگی و ازدواج با کمترین هزینه ممکن نسبت به آن اقدام کند اما این توقعات افراد خانواده ، فامیل ، دوست و همسایه هاست که او را اینچنین گرفتار می کند که در عین تنگدستی خود را به صورت یک انسان مرفه و گشاده دست بنماید تا جشن عروسی را آبرومند برگذار کند متاسفانه به چنین افکار و اعمال نادرستی گره خورده است که قرآن کریم آمده است «گرامی ترین افراد با تقواترین آنان معرفی کرده است .»۱

و ما باید از افرادی در زندگی خط بگیریم که راه سعادت را برای ما باز کرده از جمله امام راحل آرامش و آسایش آدمی را در گرو زهد می دانست تا با رها کردن خود از بند تعلقات مادی ، دنیوی ، تجمل ، و تجمل پرستی خود را به آرامش و آسایش برساند و به امتناع نیازهای معنوی و روحی انسانی بپردازد . حجت الاسلام ناصری می گوید « حضرت امام به نوع غذا اهمیت نمی داد . ایشان به نان و پنیر و چای علاقه داشت که اغلب نیز خود سماور را روشن می کرد سحری می خورد آن شبی که ما را از کویت برگردانندما به هتلی رفتیم ؛ در آنجا به امام اصرار کردیم که اجازه بدهد برایشان غذا بیاوریم ، اما ایشان قبول نکرد . ۲

یکی از یاران امام (قدس سره) نیز می گوید : « حضرت امام زمانی که در بیمارستان قلب بستری بودند… منزلی برایشان تهیه شده بود که بسیار معمولی بود مدتی گذشت امام فرمود: این منزل مناسب من نیست من باید از اینجا بروم . بروید منزلی مثل خانه پدر(خشت و گل) برایم پیدا کنید والا به قم می روم . تنها اشکال آن منزل این بود که ظاهرش سنگ شده بود .»۳ بنابراین ما باید از زندگی این چنین افراد الگو گرفته آنها را سرمشق خود قرار داده و به جای تجمل و تعلقات مادی به ساده زیستی و قناعت روی آورد .

 

۱-سوره حجرات ، آیه ۱۳.

۲سرگذشت های ویژه ، ج۴ ، ص ۱۳۲

۳- .همان ،ج۲ ، ص۸۴ و ۸۵

 

 

 

تاثیر تجمل روی زنان به عنوان هسته خانواده

در دهه های اخیر زنان که هم حضور بیشتری در عرصه های شغلی و تحصیلی یافته اند و هم در اثر تغییر سبک زندگی غالباً مسئولیت خرید و تهیه اقلام مصرفی خانواده ها را بر عهده گرفته اند بیشتر مخاطب تبلیغات مصرفی شده و نحوه حضور و الگوهای ارزشی و نگرشی در رفتار آناه تاثیرات فردی و اجتماعی مهمتری برجای گذارده اند. ۱.«وبلن» از جمله جامعه شناسانی بودند که به موضوع و نقش زنان در این مورد توجه نموده است به عقیده وبلن در طبقه مرفه جدید ، نوعاً زنان هستند که زندگی اجتماعی را سازماندهی می کنند آنها ابزارهایی هستند برای مردان تا از طریق «مصرف نیابتی . ثروت خود را به نمایش بگذارند ۲. یعنی از طریق کالایی مانند زیور آلات یا لباسهای گران قیمت یا اعمالی مثل مسافرت به اروپا ، آموزش زبان یا اسب سواری بنابراین در شهر نمایش ثروت از طریق تزئینات و تفریحات به آگاهی فزاینده از سبک زندگی می انجامد بدین ترتیب بورژواری جدید می کوشند با نمایش ثروت جدایی خود را از طبقه ی کارگر مشروعیت بخشند و سلسله مراتب اجتماعی را طبیعی جلوه دهند . و مقابله با این جریان نیازمند کار فرهنگی گسترده و سیاست گذاری هایی است که از تحقیقات جامعه شناختی نشات گرفته باشد . در این راه برای شناخت عوامل و ریشه های تغییرات نگرشی در رفتاری زنان در زمینه الگوی مصرف و نیز در خصوص چالش های هویتی آناه ، نیاز به پژوهش های گسترده با نگاه جامعه شناختی است «سیاست گذاری فرهنگ» ، امری حساس ، دشوار و پیچیده است و اثر گذاری فرهنگی بر نحوه مصرف ، صرفً از طریق پرداختن صوری و سطحی به ارزش ها در سطح نهادهای رسمی امکان پذیرش نیست و برنامه ریزی فرهنگی همچون هر برنامه ریزی دیگر نیازمند شناخت محیط عمل است ؛ لیکن تفاوت برجسته ی آن در این است که هدفش انسانها هستند از این رو به سبب برخورداری از توان ذهنی ، ارزش ها و نگرش های خود ، اقدام به تغییر برنامه ها می کنند و واکنش ها نشان می دهند بدین ترتیب پیش شرط هر گونه برنامه ریزی فرهنگی ، شناخت جامعه مورد نظر جهت پیش بینی تفاسیر و واکنش های احتمالی است مسئله مهمی که کشورهای غربی بر روی تغییر سبک زندگی در کشورهای اسلامی ایرانی انجام داده اند . تغییر سبک ساده زیستی است که تا همین چند سال اخیر بر خانواده های ایرانی حاکم بوده و روی آوردن به زندگی تجملاتی و ایجاد مصرف زدگی در بین خانواده ها ست که بیشترین تلاش دشمن در تغییر روحیه ی زنان بوده است زیرا آنان هسته اصلی خانواده را تشکیل می دهند و بر نوع نگرش همسر و فرزندان بسیار تاثیر گذار می باشند ؛ همچنین همین مسئله خود از دلایل اصلی روی آوردن به اشتغال بیرون از منزل است .

 

 

۱-رفعت جاه ، ۱۳۸۶، ص ۸ و ۱۳۷

۲- به نقل از فاصل ۱۳۸۲، ص۲۲.

 

به هر حال این مسئله به خودی خود سبب بوجود آمدن انحراف های فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی افراد می شود که متاسفانه طلاق یکی از اصلی ترین آسیب های آن است.

-مادران ی توانند در اقتصاد خانواده در سطح اقتصاد مکان جامعه نقش اساسی و محوری داشته باشند .

-زنان جامعه امروز با الگو گرفتن از حضرت فاطمه زهرا (س) نقش کارآمدی در رشد و بالندگی سرمایه های انسانی دارند

-زن می تواند با سازماندهی و مدیریت صحیح بین درآمد و مصرف توازن برقرار سازد .

-زنان با تاسی به سیره عملی حضرت زهرا (س) نقش موثر و کلیدی در سلامت جامعه و پرورش نیروهای فعال و مولد ، در رشد و توسعه ی اقتصادی جامعه سهم عمده ای دارند . زنان و مادران نقش بسیار مهمی در تجمل و چشم و هم چشمی دارد و ما باید از زندگی ائمه و خانم فاطمه زهرا(س) الگو برداری کرده و آن سرمشق خود قرار دهیم . یکی از دلایلی که سبب تغییر در سبک زندگی اسلامی ایرانی است عملکرد کشورهای غربی و الگو پذیری از آنها است . تبدیل سبک ساده زیستی که تا چند سال اخیر بر خانواده های لیرانی حاکم بوده است و روی آوردن به زندگی تجملاتی و ایجاد مصرف زدگی در بین خانواده .

زندگی مورد پسند قرآن کریم

قرآن کریم ، زندگی مومن را ساده و به دور از اسراف می داند . مومن آن است که زندگی تجملی و مسرفانه ندارد و البته بخیل هم نیست که زن و بچه هایش در مضیقه باشند .

روش زندگی از نظر اقتصادی به سه قسم تقسیم می شوند : قسم اول : زندگی ضروری ؛ یعنی در این حد است که گذران زندگی کند و در مضیقه نباشد ، قسم دوم : زندگی رفاهی ؛ یعنی زندگی متوسط ، یعنی برخورداری رفاهی از خوراک ، پوشاک ، مسکن و ازدواج ، همراه با ساده زیستی و بدون تجمل ، اسراف و تبذیر ، قرآن کریم این زندگی را برای مومنین می پسندد . قسم سوم : زندگی تجملی ؛ همین زندگی که امروزه در بین اقشار مردم رایج است که به داشته های خود راضی نیستند و مدام درحال ریخت و پاش و اسراف و تبذیر هستند و این نوع زندگی مورد مذمت قران و عترت می باشد . مجالس عقد و عروسی تشریفاتی ، جهیزیه های ناروا و مهریه های سنگین ، از مصادیق بارز تجمل گرایی است و بلای بزرگس محسوب می شود که به قول قرآن کریم ، ملت را نابود می کند . بسیاری از لوازم جهیزیه ها اضافی است و هیچ گاه استفاده نمی شود ، این کار نوعی احتکار است و گناه بزرگی دارد . مردم باید دست از این کارهای زشت بردارند والا دردسرهایی که اکنون وجود دارد ،بیشتر می شود . « اِنَ الله هُوَ ارزاقُ ذُو القوهِ المَتین»خداوند تعالی قدرت دارد بر این که روزی انسان را برساند و روزی یعنی مخارج یک زندگی در حدمتوسط . اماهزینه های زندگی برجی و تجملی را نمی رساند. کسی که طالب زندگی تشریفاتی و مصرفی است ، مجبور است با قرض و وام و حتی با مال مردم خوری و ربا دادن و با اقسام گناهان اقتصادی دیگر ، مخارج زندگی را تهیه کند . بنا بر نظر اسلام ، زندگی انسان باید در حد متوسط و به صورت رفاهی اداره شود و باقیمانده در آمد ، صرف رسیدگی به دیگران و دستگیری به نیازمندان شود . تعاون و قانون مواسات ، واجب است و هر کسی به اندازه وسعش باید به آن عمل کند . پایه اقتصاد اسلام تعاون است و باید جایگزین اسراف و تبذیر و خود خوری شود تا به اقتصاد اسلام عملگردد .

راهکارهای مقابله با تجمل گرایی و رفاه طلبی

راهکار پیشگیری از این سقوط نیز بازگشت به قناعت و ساده زیستی است سرمشق گرفتن از سیره اهل بیت (ع) ، مانع سقوط است . البته انتظار نیست که همه مثل آن بزرگواران باشند ، زیرا نمی شود به اندازه ایشان قناعت و ساده زیستی داشته باشیم ، بلکه باید از آن ذوات مقدس ها سرمشق بگیریم .

در آیه ای از قرآن کریم درباره الگو گیری افراد شایسته و بزرگ این چنین می فرماید : « و لَکم فِی رَسول الله اُسوه حَسَنه لمن کن یرجو الله بل یوم الاخر»

هر که آرزوی رسیدن به خداوند را دارد و هر که طالب بهشت و بر خورداری از نعمت های اخروی است ، باید اهل بیت (ع) را اسوه قرار دهد و در حد توان سعی نملید شیوه زندگی خویش را به سیره آنان شبیه سازد . اگر دولت و ملت ، اراده کنند ، می توانند در مدت کمی وضعیت را تغییر دهند و قناعت و ساده زیستی را در جامعه حاکم سازند تا از نابودی بیشتر و خسارات بالاتر ، پیشگیری شود .

قناعت از صفات مهمی است که در انسان سازی و کمال پروری نقش مهمی در خانواده ها دارد. و برای از بین بردن تجمل یکی از بهترین راههایی است که باید در خود پرورش دهیم در تعالیم اسلام برای پیشگیری و کاهش اختلاف افراد را به قناعت دوری از تجمل توصیه میکردند و کسی که از صفت قناعت برخوردار است به اندازه ای از مواهب مادی که نیازهای او را کفایت می کند رضایت می دهد و خود را برای کسب درآمد بیشتر به زحمت و فشار شدید نمی اندازد

برای ایجاد حالت قناعت در خود باید به خانواده هایی که از سطح مواهب مادی پایین تری برخوردارند توجه نمایند و روابط خود را بیشتر با این خانواده ها تنظیم نمایند نه اینکه همواره به بالاتر از خود نگاه کرده و خویش را گرفتار حسرت و اندوه نمایند همچنین روحیه حرص و طمع که در بیشتر افراد موجود است به جهات دیگری مانند رشد و تکامل معنوی و علمی سوق دهند اعضای خانواده در صورتی که به کسب صفت قناعت موفق شوند و چشم از نگاه به زندگی مادی و تجملی دیگران فرو بندند . در مرحله اول از حسرت و غم نجات می یابند و به عزت نفس می رسند که در عین کمبود احساس بی نیازی می کنند این خجالت ، زندگی را در تلقی فرد گواراتر و لذت او را بیشتر خواهد کرد .

بی نیازی از عوامل مادی ابزاری است در جهت سیر و سلوک معنوی و رسیدن به قرب پروردگار انسان باید همواره از فزون طلبی ، تکاثر و زیاده خواهی در کمتر تا به عالی ترین درجات زهد دست یابد .

آمار و ارقام نگران کننده ای وجود دارد که نشان دهنده ی افراط و تفریط های مردم کشور ماست . اگر رقم سرسام آوری را که صرف «مد پرستی » (تجملات بی حساب ) مخصوصاً در مورد زنان که آنها نیز قطعاً ریشه در استعمار اقتصادی بین المللی دارد را کمتر کنیم و درهای کشور خود را به روی این فراورده های استعمار ببندیم و سادگی را در زندگی در همه چیز اصل اساسی کار خود قرار دهیم و مبالغ عظیمی را که از این راه صرفه جویی خواهد شد . می توانیم در مسیر عمران به کار بگیریم و به جای نابود کردن نیروهای انسانی خود ، آنها را در مسیر آبادی کشورمان بسیج کنیم و به کار بگیریم و از سود جویی های ظالمانه جدا شویم و به تامین حداقل زندگی برای عموم طبقات مردم بپردازیم . و برای جدا شدن از این سود جویی ها و دور شدن از جلوه های فریبنده زندگی مادی راهی بهتر و مهمتر از زهد و ساده زیستی نیست .

انسان زاهد با بی رغبتی به دنیا مانند آزاده ای است که بی تکلیف زندگی می کند بدون تعلق راه زندگی را می یابد و برای رسیدن به کمال آزاد و منقطع از زنجیرهای نفسانی در این مسیر گام بر می دارد ؛ بر بلندای معرفت دست می یابد و با اندیشه باز و فکری صحیح زندگی را از زاویه اصلی و مهم آن می نگرد . آیا موقع جاروب کردن زباله های استعمار از محیط کشورمان فرا نرسیده ؟ آیا وقت آن نیست که با یک سلسله تبلیغات موثر و پی گیری و ارائه مدارک و آمار و ارقام زنده نتیجه و پایان این راه خطر ناک را به همه مردم نشان دهیم تا این چنین تیشه به ریشه های اقتصاد و اخلاق و پیوند های اجتماعی خود نزنیم

 

راهکار :

یکی از مهمترین عوامل اقتصادی برای بهبود سبک زندگی ، اصلاح الگوی مصرف به معنای کاهش اسراف و اتلاف و همراه با اندیشه بهتر مصرف کردن است . اصلاح الگوی مصرف هنگامی که با بهبود سبک زندگی همراه می شود به هیچ عنوان به معنای کمتر بهره گرفتن از منابع دارایی نیست بلکه به معنای بهترین استفاده از منابع موجود است .

شرایط اقتصادی ، درآمد های متناسب با مخارج ، بهداشت محیط و هوای پاک و در واقع رسیدن به توسعه پایدار از عوامل تاثیر گذار در سبک زندگی افراد است . مسلماً هر چه سبک زندگی افراد بهبود یابد امید به زندگی هم در آنان افزایش می یابد . بنابراین برای اصلاح سبک زندگی افراد ابتدا باید فقر و نابرابری را در جامعه کاهش داد تا زمانی که خانواده ها در شرایط سخت اقتصادی زندگی می کنند مجالی برای بهبود سبک زندگی خود پیدا نمی کنند و تلاششان برای بهبود و امرار و معاش و ماندن در شرایط موجود است نه تفکر برای اصلاح سبک زندگی . باید الگوی مصرفی را اصلاح کرد ، با افزایش تولید ملی و افزایش اشتغال ، درآمدافراد را بالا برد . با تولید کالاهای با کیفیت مصرف کنندگان را به مصرف کالاهای داخلی ترغیب کرد و این اندیشه را بین آحاد جامعه تقویت کرد . بنابراین از این پاراگراف نتیجه می گیریم که یکی از مهمترین تغییر سبک زندگی باید همواره با افزایش مسئولیت شناسی و تلاش و کوشش برای کاهش فقر باشد . و برای زنان احیای ارزش مادری و اهمیت تربیت فرزند ، تقسیم کار میان اعضای خانواده ، پرهیز از تجمل گرایی و رعایت اعتدال و قناعت در هزینه ها و مخارج زندگی و به نوعی بازگشت به سبک زندگی ایرانی و اسلامی سبب کاهش چشمگیر نیازهای مادی خانواده می شود. به طور کلی برگشتن به آموزه های اسلام و برگرداندن آرامش به کانون خانواده بهترین راهکار حل این مشکلات می باشد .

تجمل گرایی و رفاه طلبی ، کم یا زیاد؟

گرایش به تجمل گرایی نوعی زیبا پسندی است و انسان ذاتا زیبایی را دوست دارد و تز زشتی کراهت دارد . اصل جمال یازیبایی از ذات مقدس باری تعالی ریشه گرفته که سر منشا همه خوبی ها و زیبایی هاست باید دید ورود تجملات در زندگی تا چه اندازه نیک و پسندیده و خدایی است و موارد نا پسند کدامند . وقتی همه مردم در یک شهر یا روستا زندگی معمولی دارند و از فقر شکایتی ندارند ، اگر دسته ای به زندگی مطلوبتری روی بیاورند ، به گونه ای که از منایع مالی موجود ، امکانات مناسبی برای پیشرفت خود و فرزندانشان فراهم کنند ، تجمل گرا نامیده نمی شوند . این گونه خانواده ها باید توجه داشته باشند که بنا بر آموزه های اسلام ، باید از تجمل گرایی بیهوده و زیان رسان بپرهیزند . حال اگر درآمدشان رو به فزونی است ، مقدار افزوده شده را صرف کارهای خیر کنند و از این راه آخرت خود را نیز زیبا سازند ، ائمه اطهار (ع) همواره در زندگی سراسر افتخار آمیزشان ، به این مسئله توجه داشتند . آنان همیشه زندگیشان هم سطح زندگی مردم عادی و حتی گاهی پایین تر از آنها بود . از این رو ، وقتی شرایط کامرانی ، رفاه و خوشبختی برای مردم فراهم می شد و همه آنها از رفاه نسبی برخوردار می شدند ، آن بزرگواران نیز اندکی از روزنه های آسایش و توسعه را در زندگی خود می گشودند .

اسراف و تجمل گرایی ، دوستی با شیطان !

از نظر شرع مقدس سلام ، خسیس بودن ، نکوهیده است و هم نشینی با خسیسان منع شده است ، چنان که دین اسلام ، مسلکانان را از اسلام و تبذیر و ریخت و پاش های بی مورد بر حذر داشته است . خداوند در قرآن کریم در این باره می فرماید : ولا تجعل مغلوله الی عنقک و لا تبسطها کل البسط فتعقد ملوما محصورا. نه خسیس باش نه ولخرجی کن ، به گونه ای که همه آنچه در بساط داری تمام شود که سرزنش شوی و از اینکه چیزی در بساطت نمانده است ، غمگین شوی همین آیه به خوبی راه چگونه مصرف کردن را به انسانها می آموزد .

امام علی (ع) نیز می فرماید : « الحزم من تجنب التبذیر و عاف السرف ؛ دور اندیش کسی است که از زیاده روی دوری کند و اسراف را کنار گذارد . »

و در حالی دیگر می فرماید : « الاسراف مذموم فی کل شی ء الا فی افعال البر ؛ اسراف در هر چیزی نکوهیده است مگر در کارهای نیکو . » یکی از چیزهایی که موجب شادی می شود و خشم خدا را پدید می آورد ، تجمل گرایی و در کنار آن اسراف آدمیان است ؛ زیرا همانگونه که گفته شد ، تجمل گرایی ، انسان را از یاد خدا و آخرت غافل می سازد و راه را برای وارد شدن به بسیاری از گناهان برای آدمی باز می کند . در دنیای کنونی که فقر یکی از عوامل مهم مرگ و میر انسان هاست ، گاه برخی افرادی که ایمان کافی ندارند ، برای عبور از این تنگنا و بحران ، دست به برخی اقدام های غیر انسانی می زنند و مال اندوزی و در پی آن اسراف و تبذیر کردن نیز رایج است در این صفت نا پسند ، خبری از انسان دوستی نیست و این جز دوستی با شیطان نیست که نعمت های خدا را با تلاش و زحمت فراوان تولید شده اند ، با خیال آسوده و بدون دور اندیشی روانه سطل های زباله می کنیم .

ابر و باد و مه و خورشید و ملک در کارند                            تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

آیا قناعت راه حل است ؟

آنچه می تواند اسراف و تبذیر و تجمل گرایی را را ابتدا از قلب افراد و سپس از دیواره فرهنگ اجتماع بزداید ، ترویج روحیه «قناعت» است و «زندگی در مسیر اقتصاد و میانه روی » است این مهم می طلبد که از یک سو متاع ارزشمند قناعت در بازار دل ها رونق بگیرد و سپس در قالب یک فرهنگ اجتماعی به عنوان دارویی که رسول اکرم (ص) فرمودند : « قناعت مالی است که تمام نمی شود . » همچنین از آن بزرگوار وارد شده است : « به آنچه خداوند به تو داده است قناعت کن ، تا حسابت در روز قیامت آسان گردد»

نیز امام صادق (ع) فرمودند : « در توانمندی به آن کسی بنگر که از تو پایین تر است ، نه به آن کس که ازتو برتر است ؛ چرا که این کار بیشتر تو را به قناعت وا می دارد .»همچنین ازآن حضرت روایت شده است : « کسی که در معیشت خود میانه روی کند ، من ضمانت می کنم هرگز تهیدست نگردد. »

در این میان نمی توان نقش حاکمیت را به عنوان قوه و قدرتی که بار اصلی فرهنگ سازی بر عهده اوست ، نادیده گرفت ؛ عملکرد و شیوه زندگی مسئولان و فرهنگی که از این آبشخور ترویج می گردد، در گرایش مردم به اسراف و تبذیر و یا بر عکس به قناعت و میانه روی در زندگی نقش اساسی دارد و از مهم ترین کانال هایی که این فرهنگ را در جامعه ترویج می دهد ، رسانه عمومی خصوصاً نقش صدا و سیما است .

 

 

 

 

نتیجه گیری :

پس از انقلاب صنعتی بازار ها از کالاها پر شدند و مردم با آنها محاصره شدند . با بالا رفتن وضعیت مالی جمعیت انسانها به سمت بازار ها هجوم بردند و هر روز کالاهای جدید تر آمدند و سرعت این روند بالاتر و بالاتر رفت و اینگونه مصرف گرایی شکل گرفت . در این میان سریال های تلویزیونی هم نقش کمی نداشتند . برای مثال فردی که اجاره ی خانه اش عقب افتاده در خانه ای زندگی می کند که هر دیوار آن یک رنگ است و مبلی که روی آن می نشیند دست کم ۴-۵ میلیون قیمت دارد . افراد با دیدن چنین سریالی به سمت تجملی زندگی کردن می روند . این موضوع در نوجوانان هم پدیدار شده است . دختران و پسران هر روز با گوشی های جدید و کیف و کفش های مارکدار در جامعه ظاهر می شوند و علاوه بر اینکه خودشان تجملی زندگی می کنند دیگر نوجوانان را هم به اینگونه زندگی کردن ترغیب می کنند . مطالعه سبک زندگی به ما یاری می دهد واقعیت زندگی اجتماعی مردم را دریابیم و اشکالات آن را بفهمیم و سبک صحیح زندگی را به دست آورده و آن را ترویج دهیم . آنچه مشخص است اینکه ما گرفتار سبک ناقص و نادرستی در زندگی هستیم که باید آن را ریشه یابی کرده و با ترسیم سبک زندگی صحیح و ارائه روش های درست ترویج آن ، کمک کنیم که سبک زندگی صحیح ، فراگیر شود .

شایسته است تا به دنبال زمینه سازی و تلاش برای تحقیق و مبنا سازی سبک زندگی مسلمانی یا مؤمنانه باشیم . باری چنین است که با مراجعه به قرآن کریم می توان ابعاد سبک زندگی شایسته را یافت و ارائه کرد هر چند این اقدام تخصص خویش را می طلبد . مهم این است که نسبت به دستیابی به همان تعبیری باشیم که در کتاب آسمانی ما به آن اشاره شده ، بی تردید این بهترین سبک زندگی است . سبکی که با تعبیر «حیات طیبه » از آن نام برده شده ؛ یعنی زندگی پاکیزه !

 

 

 

 

 

 

منابع :

قرآن کریم

نهج البلاغه

صحیفه نور

مفردات راغب

ایروانی ، جواد ، اصلاح الگوی مصرف ، مشهد رضوی ،۱۳۸۸

بهار ، مهری ، مطالعات فرهنگی ، تهران ، ۱۳۸۶

رازقی ، ابراهیم ، تهاجم فرهنگی ، تهران ، ۱۳۷۷

خامنه ای ، علی ، رفتار علوی ، تهران ،صدرا ، ۱۳۸۰

حکیمی ، محمد مهدی ،گستره مباحث منتهی قرآن ، تهران ، چاپ دوم

آیت الله دستغیب ، گناهان کبیره ، تهران ، ۱۳۸۳

میمنه جهرمی ، حیدر علی ، حکومت علوی اگوی حکومت مهدی ، تهران ، چاپ اول

مطهری ، مرتضی ، صد گفتار ، صدرا

نراقی ، ملا احمد ، معراج العیاد

الهامی ، علی اصغر ، آیین زندگی ، قم ، ۱۳۸۸

قمی ، شیخ عباس ، منتهی الآمال ، قم ، هجرت ، ۱۴۱۰قمری

طبرسی ، مکارم الاخلاق ، ۱۴۱۶ق

لسان العرب ، ابن منظور ، دارلصادر، بیروت ، ۱۹۹۷

خرانی ، ابن شعبه ، تحف العقول ، تهران ، موسسه امیر کبی ، چاپ اول ، ۱۳۸۲ق

قمی ، شیخ عباس ، سفینه السحار ، مشهد آستان قدس رضوی

آمدی ، ابن محمد ، غررالحکم ، قم ، دارالحدیث ، ۱۳۸۳ق

علامه طباطبایی ، تفسیر المیزان ، الا علمی للمطبوعات ، بیروت ، ۱۳۹۳ق

شیخ صدوق ، عیون اخبار الرضا (ع) ، تحقیق مستفید ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۸۹ش

پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، قم ، زمزمه هدایت ،۱۳۸۹

پورامینی ، محمد باقر ، منشور زندگی در منظر امام رضا (ع) ، مشهد ، انتشارات قدس رضوی ، چاپ دوم ، ۱۳۹۲

وسائل الشیعه ، قم ، موسسه آل البیت ، چاپ دوم

 

 

 

 

مبینا قمی ، مرضیه اسماعیلی ، نجیبه حقوقی طلاب سطح دو حوزه علمیه امام جعفر صادق (ع)

۲ نظرات

  1. اقا لینک مطلبو من پیدا نکردم.میشه راهنماییم کنید؟

    • سلام این مطلب لینک نداره اگر میخواهید به اصل مقاله دسترسی پیدا کنید تنها راه مراجعه حضوری به حوزه علمیه امام جعفر صادق علیه السلام شهرستان شاهرود می باشد در غیر اینصورت می توانید با تماس تلفنی با این مرکز با معاونت محترم پژوهش این حوزه ارتباط گرفته و سوالات مد نظرتان را بپرسید …. سپاسگزار از همراهی شما دوست عزیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: