دوشنبه - ۱۳۹۷/۰۲/۰۳

۱۱ نکته‌ برای تربیت یک فرزند شاد

معمولا در میان پنج اولویت والدین برای فرزندانشان، خوشحالی و خوشبختی فرزند اولین اولویت آن‌ها به شمار می‌رود. و اکنون، با وجود اذیت‌ها و آشفتگی‌ها و افسردگی‌ها چه طور می‌توانیم فرهنگ تربیت بر اساس ترس را تغییر دهیم تا فرزندانمان واقعا شاد و خوشحال باشند؟ در ادامه چند نکته از متخصصان روانشناسی مثبت را ارائه می‌دهیم که می‌تواند در تربیت فرزندان و شادی آن‌ها نقش موثری داشته باشد.

گوش دهید

گوش دادن فعال به حرف‌های فرزندتان به معنای برقراری ارتباط چشمی است نه پریدن وسط حرف او یا نظر دادن. اگر از شما مشورت و نصیحت نمی‌خواهند پس نصیحتشان نکنید. در عوض، از آن‌ها سوالاتی بپرسید: “فکر می‌کنی در مورد این موضوع چه کاری می‌توانی بکنی؟” یا “راجع به این موضوع چه احساسی داشتی؟”. گوش دادن دقیق به حرف‌های فرزندتان، او را تشویق به برقراری ارتباط خواهد کرد. تبدیل کردن گفت‌وگو به یک درس زندگی (از جانب شما) به آن‌ها حس تحقیر و ناتوانی می‌دهد. از فرصت‌های با هم بودن (مثلا در راه مدرسه و خانه یا در هنگام خوردن غذا) استفاده کنید و با ذهنی باز به حرف‌ها و نظرهای آن‌ها گوش دهید.

وقتی بچه‌ها حواسشان هست اشتباه کنید

خصوصیت انعطاف‌پذیری این امکان را به ما می‌دهد که از لیمو، لیموناد درست کنیم یا اگر ۱۰ باز از دوچرخه افتادیم باز هم سوار آن شویم و امتحان کنیم. بچه‌ها بیشتر از آن که از حرف‌های شما چیزی یاد بگیرند از رفتار شما می‌آموزند. اگر می‌خواهید باور داشته باشند که اشتباه کردن هم بخشی از بزرگ شدن است، باید ببینند که شما هم غذا را می‌سوزانید یا گاهی زمین می‌خورید. یکی از فرصت‌های مناسب برای نشان دادن این مسئله به بچه‌ها زمانی است که در تربیت خود اشتباهی می‌کنید. مثلا آرامش خود را از دست می‌دهید و فریاد می‌زنید. به جای این که بنشینید و دعا کنید که او عصبانیت شما را فراموش کند می‌توانید بگویید ” نمی‌خواهم وقتی عصبی و کلافه هستم سر تو داد بزنم. متاسفم. حتی مادرها هم گاهی اشتباه می‌کنند.”

اجازه دهید اشتباه کنند

بچه‌های شاد می‌دانند که می‌توانند با مسائل کنار بیایند. آن‌ها از پیاده شدن در ایستگاه اتوبوس اشتباه یا سریع ریختن شیر در لیوان که باعث شده نیمی از شیر روی میز بریزد، درس می‌گیرند. به نظر جوآن دیک، روانشناس کودکان، وقتی که بچه‌ها کاری را برای اولین بار درست انجام نمی‌دهند احساس حمایت شخصی می‌کنند و به احتمال زیاد برای درست انجام دادن آن دوباره تلاش خواهند کرد. این امر منجر می‌شود که مهارت حل مسئله در بچه‌ها به بزرگسالان شباهت پیدا کند. توانایی تفکر از بیرون، بیشتر به تربیت بستگی دارد و تا حدودی امری طبیعی و غریزی نیست. وقتی که بچه‌ها در همان دوران کودکی این نوع تفکر را می‌آموزند، در سنین بزرگسالی به موفقیت دست می‌یابند.

با هم بیرون بروید

هر کجا که زندگی کنید، می‌توانید طبیعت را بیابید. طبق پژوهش انجام شده از سوی ریچارد رایان در مجله‌ی روانشناسی محیطی، بیرون رفتن احوال آدم را خوب می‌کند و برای شما زمانی را برای تمرکز بر فعالیت‌ها فراهم می‌نماید. پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری، شنا، قایق‌سواری یا هر کار دیگری در طبیعت، استرس‌های شما را از بین خواهد برد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که سپری کردن زمان در طبیعت و خارج از خانه کمک می‌کند که بچه‌ها قوی بار بیایند، قوه‌ی تخیل و تمرکز آن‌ها تقویت شود، آشفتگی‌شان کاهش یابد و عملکردشان در کلاس درس بهتر شود.

به بچه‌ها قدردانی را بیاموزید

قدردانی یکی از سریع‌ترین و کوتاه‌ترین راه‌ها به سوی شادی است. مطالعات انجام شده در برکلی، قدردانی را با افزایش سلامت فردی مرتبط دانسته است. اگر بچه‌ها برای آنچه که در زندگی دارند قدردان و سپاسگزار باشند شادتر خواهند بود. بهترین لحظه‌های روز خود را با هم به اشتراک بگذارید و سر میز شام برای یکی از چیزهایی که دارید شکرگزار باشید. خانواده‌هایی که هنگام خوردن غذا کنار هم جمع می‌شوند بچه‌های سالم‌تر و شاداب‌تری دارند.

آن‌ها را برای آن چه که انجام می‌دهند تحسین کنید نه برای آن چه که هستند

انسان‌ها دارای نوعی تعصب منفی هستند. ما معمولا مسائل بد را بیشتر از مسائل خوبی که در روز برایمان اتفاق می‌افتند به یاد می‌آوریم. مواد شیمیایی که توسط احساسات منفی مانند عصبانیت و ترس آزاد می‌شوند قوی‌تر از احساسات مثبتی مثل امید و لذت هستند. پژوهش کارول دوئک نشان می‌دهد که برای مبارزه با این امر باید هر بار که بچه‌ها با مسئله‌ای منفی روبه‌رو می‌شوند هفت بار آن‌ها را تحسین کنیم. به روشی خاص آن‌ها را تشویق و تحسین کنید و انرژی مثبت به آن‌ها بدهید. وقتی که فرزندتان برای باهوش و زرنگ بودنش تحسین می‌شود شادی‌اش تقویت خواهد شد. البته باهوش و زرنگ بودن مسئله‌ای است که باید برای آن تلاش کرد. حتی بهترین دانش‌آموزان هم باید در مورد برخی مباحث بیشتر تلاش کنند تا در آن موفق شوند. اگر فرزند شما در مورد مسائل ساده باهوش است اما در مورد مسائلی که نیاز به تلاش دارند حس زرنگ و باهوش بودن نمی‌کند، احتمالا شما آن‌ها را از تلاش در موارد سخت باز داشته‌اید. در عوض، فرزندتان را برای برنامه‌ریزی‌هایش، تلاش‌هایش و روش‌هایش تحسین نمایید. در این صورت، در هنگام مواجهه با مسائل دشوار می‌توانند به خوبی عمل کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: