دوشنبه - ۱۳۹۷/۰۲/۳۱

راست می‌گویم

۳ تا ۶ سالگی
«کی گلدان را شکست؟» «من نبودم» «کی شیر شکلات روی زمین ریخت؟» «من نبودم». وای، که چگونه آن بچه با «من نبودم» از تنبیه شدن فرار می‌کند. اغلب کودکان، به خصوص کودکان خردسال، از ترس تنبیه شدن، دروغ می‌گویند. بنابراین، چگونه می‌توانید مطمئن شوید کودک واقعیت را از دروغ تشخیص می‌دهد – این مسأله چه اهمیتی دارد؟ و چگونه می‌توانید آنها را به گفتن حقیقت وادار کنید – حتی وقتی کار بدی انجام داده‌اند؟ کار مشکلی است. ولی تأکید دایمی بر ناپسند و زشت بودن دروغگویی، روش خوبی برای عادت دادن کودک به راستگویی است.

تخیل در برابر واقعیت

راهی برای نوشتن یا قصه‌گویی خلّاق که بر تفاوت بین حقیقت و تخیل تأکید داشته باشد و استفاده بجا از تخیل، ابداع کنید. برای کودک بزرگتری که دروغهای خلاقی سر هم کرده است، برنامه (طرح) خوبی است. درک و تشخیص خلاقیت فرزندتان، با تأکید بر اینکه زمان ارائه کارنامه‌اش زمان تعریف قصه هری‌پاتر مانندی نیست، می‌تواند بسیار مفید باشد. من معمولاً می‌گویم «به من بگو واقعاً چه اتفاقی افتاده و آن داستانت را بنویس و پس از شام برایم بخوان».

پیشتاز صداقت باشید

داستانهایی از زندگی خودتان برای کودک تعریف کنید و یا داستانهایی مثل «لباس جدید پادشاه»، «چوپان دروغگو» و «پینوکیو» را برای او بخوانید. برای کودک مثالهایی از زمانهایی که فکر می‌کرده‌اید دروغ گفتن بهتر است -ولی در حقیقت بهتر نبوده است، بیاورید -به این ترتیب او درک خواهد کرد که ما همه این مراحل را طی کرده و به این نتیجه رسیده‌ایم که در ابتدای کار، بهترین کار راستگویی و بیان حقیقت است.

خودتان هم دروغ مصلحت‌آمیز نگویید

بعضی از والدین ناخواسته و نادانسته کودک را به گفتن دروغ مصلحت‌آمیز -به منظور راحتی و آسایش خود – ترغیب می‌کنند. وب سایت «پرورش عملی کودک» (۱)، مثال دکتر اسمیت را به عنوان نمونه ذکر می‌کند. آقای اسمیت (وکیل دادگستری) روزی به منظور اجتناب از رو به رو شدن با موکلش، تصمیم گرفت تعارض نماید و در منزل بماند. به این لحاظ، از همسرش خواست در تماس با محل کار، بیمار بودن او را گزارش کند. و البته دختر کوچولوی آقای اسمیت که در صحنه حضور داشت، در سکوت شاهد این داستان بود. با به صدا در آمدن زنگ تلفن، کار از این هم بدتر شد و آقای اسمیت از دخترش خواست به تلفن پاسخ دهد و اظهار کند پدرش خوابیده است. چنین کودکی می‌آموزد که صداقت و راستگویی امری الزامی و دائمی نیست و دروغ گاهی می‌تواند کاملاً بی‌ضرر و بی‌خطر باشد.

کودک را بی‌گناه فرض کنید

کودک پدر یا مادر بسیار سختگیر، برای جلب رضایت آنان، ممکن است تحت فشار زیادی باشد. من همیشه قسمتی از داستان «آن در زیر شیروانی سبز» اثر «ال. ام. مونتگمری» (۲) را به خاطر می‌آورم. در این قسمت از داستان «آن» به دزدیدن یک سنجاق سینه متهم شده است. مادر خوانده او به هیچ عنوان مسأله‌ای کمتر از اعتراف به دزدی را نمی پذیرد. بدین ترتیب، او در نهایت وادار می‌شود اعتراف کند در حالی که بعداً سنجاق سینه، در لا به لای شال مادر خوانده یافت می‌شود.
با پیدا شدن سنجاق سینه، مادر خوانده متعجب از آن می‌پرسد: «چرا اعتراف کردی؟» و آن جواب می‌دهد: «چون شما به واقعیت گوش نمی‌دادید». برای شنیدن وقت صرف کنید. به کودک برای راستگو بودنش اعتماد کنید -حداقل تا زمانی که دروغگو بودنش به شما ثابت شود.

طبق نیاز زمان عمل کنید

در مقابله با درغگویی کودک هیچ راه «درست» و صحیحی وجود ندارد. واکنش شما، به کیفیت آن دروغ و تعداد دفعات تکرار آن بستگی دارد. مادری می‌گوید: «کلاه خود را قاضی کنید، اگر تنها یک بار و اتفاقی بوده است، ممکن است با نادیده گرفتن دروغ، از آن چشم‌پوشی کنید. ولی در صورت تکرار و تداوم دروغگویی، باید با کودک صحبت کنید.» مسأله تنها تطبیق دادن پاسخ خود، با شرایط است.

کودک را به کسب اعتماد خودتان تشویق کنید

حق مسئوولیت، لازم و ملزوم یکدیگرند، وقتی کودکی دروغ می‌گوید، امتیاز مورد اعتماد و باور شدن از او سلب می‌شود – و تا مدتی گفته‌های او مورد شک و تردید واقع می‌شوند؛ حتی در مواردی ممکن است مورد پرسش قرار گیرد که بعداً معلوم شود کودک راست گفته است. باور شدن، حق و امتیازی است که کودکان در برابر مسئولیت بیان حقیقت، از آن برخوردار می‌شوند. باور نکردن گفته‌های کودک ممکن است ناخوشایند و سختگیرانه به نظر برسد، ولی او باید بیاموزد که مردم به کسانی که واقعیت را نمی‌گویند، اعتماد نمی‌کنند. به کودک بگویید میل دارید او را باور کنید، اما تا زمانی که این امتیاز را کسب کند – نمی‌توانید.

علت را ریشه‌یابی کنید

اگر دروغگویی یک مشکل جدی (و دایم) است، برای یافتن علت تلاش کنید. با سایر بزرگسالانی که در مراقبت از فرزند شما دخالت دارند، صحبت کنید: آیا کودک ناراحت به نظر می‌رسد؟ آیا کسی او را آزار می‌دهد؟ آیا به دنبال جلب توجه است؟ گفتگوی آرامی با فرزندتان (نه در لحظه وقوع دروغگویی) نیز می‌تواند به درک نکات مهمی به شما کمک کند.

راه حل جایگزین موقت

به مدت کوتاهی و به منظور تشویق فرزندتان به راستگویی، چنانچه او پاسخهای مثبتی در جهت تصحیح رفتارش ابراز کند، می‌توانید قوانین انضباطی را نادیده بگیرد. «اگر بتوانی اعتراف کنی آن حرفت دروغ بود و اشتباه کرده بودی، تو را برای آن دروغ تنبیه نخواهیم کرد.»
گاهی کودکان به علت ترس، در اوج عمل و لحظه، دروغ می‌گویند ولی ممکن است بلافاصله به اشتباه خود پی ببرند.

اوضاع را آشفته نسازید

والدین گاهی ممکن است احساس کنند در مخمصه‌ای گرفتار شده‌اند، زیرا با وجود غیر ممکن بودن اثبات مسأله، این احساس را دارند که کودک راست نمی‌گوید، ولی برای اثبات، شواهد و دلایل کافی در دست ندارند. در چنین وضعیتی، کودک را خیلی تحت فشار قرار ندهید. قضیه بسار حساسیت‌برانگیز و پیچیده و بغرنج است و شما بدون شک بعدها موقعیت‌های شفاف‌تری برای آموزش راستگویی و ارزش آن به دست خواهید آورد. کودکانی که مکرراً دروغ می‌گویند، معمولاً این حالت را نشان می‌دهند. مقابله‌ای را که از آن با دلایل کافی اطمینان دارید شروع نمایید و از آن موقعیتها برای تنبیه تربیت متهم استفاده کنید.

اعتراف کردن

اعتراف به دروغهای «از روی شیطنت» را برای کودک آسان کنید. مثلاً، بگویید: «می بینم عروسکت شکسته – نمی‌دانم چه شده است؟» آشکار شدن واقعیت را بسیار آسان‌تر از گفتن «دختر شیطان! صبر کن تا به پدرت بگویم!» می‌نماید. در صورت اعتراف به حقیقت، بیش از حد عصبانی نشوید و گرنه، در موارد دیگر کودک از اعتراف به حقیقت می‌ترسد و طفره می‌رود.

واقعیت را سر نخ قرار دهید

درباره حقیقت و واقعیت و تفاوت آنها با تخیل، آرزو، احتمال، وانمود کردن و تصنع و تظاهر، با فرزندان خود صحبت کنید. دکتر «اسکات ترانسکی» (۳)، نویسنده کتاب هشت راز کاملاً مؤثر پرورش فرزند، استفاده کودکان از سرنخهای برای تشخیص موارد غیر واقعی را توصیه می‌کند. در زیر چند مورد آورده شده است:
* احتمال: «فکر می‌کنم این طور اتفاق افتاد که…»؛ «فکر می‌کنم پاسخ این باشد که…»؛ «مطمئن نیستم که…؛» «شاید…»
* آرزو: «ای کاش این حرف حقیقت داشت…»؛ «خوشحال می‌شدم اگر…»
*تخیل: «می‌خواهم برایت داستانی تعریف کنم…»؛ «می‌توانم تصور کنم که این کار می‌توانست شبیه به…».

پی‌نوشت‌ها:

۱. Practical Parenting. Org. UK
۲.L. M. Montgomery
۳. Dr.Scott Turansky.

منبع مقاله:
کندی، میشل؛ (۱۳۹۲)، آداب‌دانی و نزاکت، برگردان: زهرا جعفری، مشهد: به نشر (انتشارات آستان قدس رضوی)، چاپ دوم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: