پنجشنبه - ۱۳۹۷/۰۹/۲۲

اخلاق خانواده

بنیاد مقدس خانواده بر عشق و محبت و روابط عاطفی و صمیمانه، پی ریزی شده است و بهترین راه تحکیم اساس خانواده و صیانت آن، رعایت اخلاق انسانی از سوی زن و شوهر است و خانواده ی نمونه و شایسته در اسلام، خانواده ای است که دستورهای دین و عقل را در همه ی زمینه ها، از جمله مسائل اخلاقی، اجرا کند. رسول گرامی صلی الله علیه و آله می فرماید:
«خیرکم خیرکم لاهله و انا خیرکم لاهلی»(۱)
بهترین شما، بهترین تان نسبت به خانواده ی خویش است و من نسبت به خانواده ام بهترینم.
بیان همه ی خصوصیات و وظایف اخلاقی زن و شوهر، نسبت به یکدیگر، نسبت به فرزندان و نسبت به افراد خارج از خانواده، کتاب مستقلی می طلبد، آنچه در این جا به آن می پردازیم، بخشی از امور اخلاقی مربوط به همسران نسبت به یکدیگر است.

۱- احترام متقابل
پیمان های زناشویی براساس علاقه و محبت قلبی منعقد می گردد و زن و شوهر با این امید کنار سفره ی عقد می نشینند که هیچ گاه از یکدیگر جدا نشوند. چنین آرزویی، دست یافتنی است به شرط آن که موجبات آن فراهم گردد و یکی ازآن ها حفظ حرمت زوجین از سوی یکدیگر است؛ رعایت ادب و احترام، نسبت به دیگران، علاوه ارزش ذاتی، ادب و احترام آنان را نیز برمی انگیزد، چنان که عکس آن نیز صادق است و هر کس نسبت به دیگران، بی ادبی کند. قهرا نسبت به او بی ادبی خواهد شد.
امام صادق علیه السلام در مورد احترام به زن می فرماید:
«من اتخذ امرأه فلیکرمها فانما امرأه احدکم لعبه فمن اتخذها فلا یضیعها»(۲)
هر کس زن بگیرد باید به او احترام گذارد؛ چرا که همسر هر یک از شما دلبر شماست و هر کس او را برمی گزیند نباید تباهش سازد.
و درباره ی احترام به شوهر نیز می فرماید:
«…. سعیده سعیده امراه تکرم زوجها و لا تؤذیه و تطیعه فی جمیع احواله»(۳)
چه سعادتمند است زنی که شوهرش را گرامی بدارد و او را نیازارد و او را در هر حال اطاعت کند.
از سوی دیگر، حرام بودن اهانت به مؤمن حکمی عام است و شامل همسر، فرزند و خویشان نیز می شود و مسلمان حق ندارد در خلوت یا نزد دیگران به همسر خود اهانت کند.

۲- عفو و گذشت
هیچ کس، جز معصوم، مصون از خطا و اشتباه نیست؛ و هرگاه دو انسان، دست به کاری مشترک بزنند، لغزش های هر یک در برابر دید دیگری قرار می گیرد و نمود بیشتری می یابد و زن و مردی که زندگی مشترک را شروع می کنند، به ویژه در ابتدای راه، ممکن است، برخی گفتار و رفتار یکدیگر را ناصواب بدانند، در این گونه موارد باید با سعه ی صدر، رفتار کنند. برخی لغزش ها را بر یکدیگر ببخشند، برخی را با تصریح و کنایه اصلاح کنند و با تدبیر و درایت از وقوع برخی دیگر پیشگیری نمایند.
«اسحاق بن عمار» گوید؛
از امام صادق علیه السلام پرسیدم: زن چه حقی بر عهده ی همسر خویش دارد که اگر آن ها را برآورده سازد، نیکوکار خواهد بود؟ امام در پاسخ فرمود: «خوراک و پوشاک او را تأمین کند و نادانی او را ببخشد» . سپس فرمود: « پدرم- امام باقر علیه السلام- همسری داشت وکه او را اذیت می کرد، ولی پدرم او را می بخشید.»(۴)
هر کس با سلاح عفو و اغماض به جنگ لغزش ها برود، بدون تردید پیروز باز خواهد گشت و اثر تربیتی عفو و بخشش به مراتب از پرخاش و انتقام خرده گیری بیشتر است. امام علی علیه السلام پیرامون کم گذشتی می فرماید:
«شر الناس من لا یعفو عن الزله و لا یستر العوره»(۵)
بدترین مردم کسی است که از لغزش دیگران نمی گذرد و عیبشان را نمی پوشاند.
و رسول اکرم صلی الله علیه و اله از تاثیر عفو و اغماض چنین خبر می دهد:
«تعافوا تسقط الضغائن بینکم»(۶)
از یکدیگر درگذرید، تا کینه ها از میانتان رخت بربندد.

۳- خوش خلقی
خوش اخلاقی در همه جا و از همه کس پسندیده است. ولی از زن و شوهر، در محیط خانه پسندیده تر است. خوش اخلاقی، نشانه ی کرامت نفس، نجابت خانوادگی و صداقت و ایمان فرد است و زن و شوهر اگر به طور طبیعی خوش اخلاق نیستند، باید با تمرین و کنترل نفس خویش با یکدیگر و با فرزندانشان، خوش اخلاقی کنند تا محیط خانواده از صفا و صمیمیت برخوردار گردد، امام صادق علیه السلام می فرماید:
«ان المرء یحتاج فی منزله و عیاله الی ثلاث خصال یتکلفها و ان لم یکن فی طبعه ذلک؛ معاشره جمیله و سعه بتقدیر و غیره بتحصن»(۷)
هر شخصی در میان خانه و خانواده ی خویش به سه خصلت نیازمند است و اگر در سرشتش هم نباشد باید خود را بدان مکلف سازد؛ معاشرت نیکو، گشاده دستی حساب شده و غیرت ورزی در حفظ ناموس.
خوش اخلاقی افراد خانواده نسبت به یکدیگر و جملگی نسبت به دیگران، زندگی را برایشان شیرین می کند، سبب محبوبیت می گردد، دوستان را بیشتر می کند، از دشمنان می کاهد و به تعبیر امام علی علیه السلام:
«بحسن الخلق یطیب العیش»(۸)
باخوش خلقی، زندگی، خوش و نیکو می گردد.
از سوی دیگر، زن و شوهر موظفند در برابر بدخلقی دیگری، خویشتن دار باشند، صبر پیشه کنند و پاسخ بدخلقی همسر را با بدخلقی ندهند، چنین واکنشی سبب فروکش کردن خشم طرف مقابل و تنبه و سازندگی او می گردد و پاداش معنوی را نیز در پی دارد. پیامبر والا مقام صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید:
«من صبر علی خلق امرأه سیئه الخلق و احتسب فی ذلک الاجر اعطاه الله ثواب الشاکرین»(۹)
هر کس بر رفتار زن بداخلاق، صبوری کند و در این کار، امید پاداش داشته باشد، خداوند ثواب شاکرین را به او عطا می فرماید.

۴- خوش زبانی
زبان، کوچک ترین عضو فعال بدن است که اگر در اختیار عقل نباشد و تربیت نشود امکان دارد بزرگ ترین گناه را همچون دروغ، تهمت، شهادت دروغ، زخم زبان، فحش سرزنش بی جا، عیب جویی، تحقیر دیگران و .. مرتکب شود. از آن جا که زن و شوهر، بیشتر وقت خود را در کنار یکدیگر می گذرانند، باید به طور جدی مراقب زبان خویش باشند و نه تنها با بدزبانی سبب رنجش دیگری نشوند، بلکه همواره با سخنان حکمت آمیز، منطقی و شیرین، دل یکدیگر را به دست آورند و سبب انبساط خاطر همسر خود گردند و چه نیکوست زن و شوهرها بسان نخستین روزهای زندگی با یکدیگر سخن بگویند و با هر کلمه ای لبخند و امید را بر لب ودل یکدیگر بنشانند، رهبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید:
«قول الرجل للمرأه انی احبک لا یذهب من قلبها ابدا»(۱۰)
این سخن که مرد به همسرش بگوید : «دوستت دارم» هیچ گاه از یاد زن نمی رود.
امام علی علیه السلام نیز می فرماید:
« … داروهن علی کل حال و احسنوا لهن المقال لعلهن یحسن المقال»(۱۱)
همواره با زنان مدارا کنید و با آنان به نیکی سخن گویید؛ تا آنان نیز سخن نیکو بگویند.
بنابراین شایسته است که زن و شوهر؛
۱- یکدیگر را با احترام صدا بزنند و از به کار بردن کلمه ی « آقا یا خانم» به خصوص در میان جمع، نسبت به همدیگر دریغ نورزند.
۲- هرگز، حتی در خلوت، سخن زشت و ناسزا به یکدیگر نگویند؛ کمترین پیامد شوم ناسزاگویی، بی حرمت شدن در برابر دیگران است. امیر مؤمنان علیه السلام می فرماید:
«احذر فحش القول و الکذب فانهما یزریان بالقائل»(۱۲)
از فحاشی و دروغ بپرهیز که این دو، گوینده ی خود را کوچک می کنند.
۳- هیچ گاه به یکدیگر دروغ نگویند.
۴- نام زشت بر یکدیگر ننهند قرآن مجید می فرماید:
«و لا تتابزوا بالالقاب»(۱۳)
با القاب زشت، یکدیگر را نخوانید.
۵- عیب ها ، اشتباه های یکدیگر را به رخ نکشند و سخن نفرت انگیز نگویند.
۶- از دوستان و آشنایان به ویژه از خانواده ی همسر به احترام یاد کنند و بد آنان را نگویند.

۵- خوش بینی
زناشویی، همدلی، یکرنگی، صداقت و صمیمیت را در پی دارد و زن و مرد پس از ازدواج، با هم یکی می شوند و هر یک، دیگری را خود می انگارد و در هنگام خطر حاضرند جانشان را فدای یکدیگر کنند. رمز پیدایش و پویش چنین فضای ارزشمندی، اعتماد و خوش بینی همسران نسبت به یکدیگر است که باید همواره پاس داشته شود و از آسیب ها مصون بماند.
همسران علاوه بر خوش بینی نسبت به یکدیگر باید زمینه های بدبینی طرف مقابل را ایجاد نکنند؛ رفتارهای مشکوک و نسنجیده، پنهان کاری سخت گیری بی جا، بی دقتی در رفتارهای اجتماعی ، از مواردی است که زمینه ی بدبینی همسر را فراهم می سازد.
بدبینی، بیماری خطرناکی است که اگر سایه ی شوم آن بر خانواده گسترده گردد، اساس آن را سست می کند و پیامدهای ناگواری را بر جای می نهد. امیر مؤمنان علیه السلام در این باره می فرماید:
«سوء الظن یفسد الامور و یبحث علی الشرور»(۱۴)
بدگمانی، کارها را تباه می سازد و بدی ها را برمی انگیزد.

هدایت و حمایت
با اندک تأملی در ساختار روحی و جسمی زن و مرد، به خوبی مشاهده می شود میان این قشر، وجوه مشترک و امتیازاتی وجود دارد که از سویی سبب پیوند و ارتباط ناگسستنی میان آن ها شده و از سوی دیگر آنان را از یکدیگر ممتاز ساخته است. شریعت مقدس اسلام نیز با توجه به وجوه مشترک و امتیازات، وظایف مشترک و خاصی را برعهده ی زن و مرد گذارده است، از جمله، سرپرستی خانواده را به مرد سپرده است.
سپردن چنین مسئولیتی به مرد، در واقع، وظایف او را نسبت به خانواده افزایش داده است و باید گفت؛ این حکم اسلامی ضمن این که واقع گرایانه و حکیمانه است به اصطلاح، کار را به کاردان سپرده است، عادلانه و بر حق نیز هست و نه تنها حقی را از زن پایمال نکرده، بلکه بر کرامت و امنیت و آرامش او نیز افزوده است. دراین جا بخشی از این مسؤولیت را با عنوان هدایت و حمایت، به اختصار بیان می کنیم.

الف- هدایت
از نظر اسلام، همه ی مسلمانان نسبت به یکدیگر مسؤول هستند. هر کس باید در حد توان خویش در بهبود وضع جامعه ی اسلامی بکوشد؛ هیچ گونه علم و آگاهی و طرح و پیشنهادی را از دیگران دریغ نورزد و همگان یکدیگر را در راه خیر و صلاح و به تعبیر قرآن بر « بر و تقوا» کمک نمایند. این مطلب در خانواده و به ویژه نسبت به سرپرست خانواده، نمود بیشتری می یابد و او باید با تمام توان بکوشد تا خانواده را از جنبه های گوناگون فکری، عقیدتی اقتصادی، اجتماعی، عبادی، اخلاقی و .. با شریعت مقدس اسلام هماهنگ سازد تا خود و اعضای خانواده به سعادت زندگی نایل آیند. اگر مردی به این وظیفه ی خطیر اقدام کند، به خوشبختی دنیا وآخرت دست خواهد یافت؛ چنان که امام صادق علیه السلام فرمود:
«من سعاده الرجل ان یکون القیم علی عیاله»(۱۵)
این از خوشبختی مرد است که سرپرست خانواده اش باشد.
برای تحقق این موضوع باید دو اقدام اساسی انجام گیرد؛
۱- توجیه و ارشاد؛ سرپرست خانواده باید باتدبیر و اندیشه، برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت زندگی را در راستای خوشبختی اعضای آن طراحی کند و ضمن راهنمایی های دقیق و حساب شده با کردار خود نیز نقش الگوی دلسوز و صادق را ایفا نماید. تعبیر عمیق و همه جانبه ی قرآن مجید در این راستا چنین است؛
«و أمر اهلک بالصلوه و اصطبر علیها لا نسألک رزقا نحن نرزقک و العاقبه للتقوی»(۱۶)
خانواده ی خود را به نماز فرمان بده و بر انجام آن شکیبا باش، از توروزی نمی خواهیم (بلکه) ما به تو روزی می دهیم و عاقبت نیک برای تقواست!
نظر به این که نماز، نماد تدین و عبودیت در برابر خدا و پیام آور وارستگی و اخلاص و توحید است، مفهوم آیه این است که مرد به عنوان سرپرست خانواده باید تمام تلاش خویش را به کار گیرد تا اعضای خانواده اهل نماز شوند؛ یعنی در صراط مستقیم الهی قرار گیرند، تنها خدا را بپرستند و از او کمک بخواهند تا در مسیر نعمت یافتگان الهی قرار گیرند و از هرگونه ضلالت و شقاوت مبرا شوند. چنان که به گفته ی امیر مؤمنان علیه السلام، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نخستین کسی بود که به این آیه، جامه ی عمل پوشاند؛ خود بهترین نمازگزار بود و خاندانش را نیز به آن فرا می خواند.(۱۷)
۲- امر به معروف و نهی از منکر؛ فریضه ی مهم امر به معروف و نهی از منکر با شرایط خاص خود بر هر فرد مسلمان و در هر شرایطی واجب و ضروری است ولی می توان گفت بر سرپرست خانواده – به دلیل مسؤولیت، شناخت، دلسوزی و صداقت که نسبت به افراد تحت تکلف خود دارد- ضروری تر می نماید و او با داشتن امتیازات یاد شده، بهتر می تواند امر به معروف و نهی از منکر کند. قرآن مجید نیز وظیفه ی خاصی را برعهده ی سرپرست خانواده گذاشته، می فرماید:
« یا ایها الذین امنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا و قودها الناس و الحجاره…»(۱۸)
ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانواده ی خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ هاست، نگه دارید.
از روایات معصومین علیهم السلام برمی آید که منظور از این آیه، فراخوانی خانواده به سوی نیکی که و بازداشتن آن از زشتی هاست. امام صادق علیه السلام می فرماید:
وقتی این آیه نازل شد یکی از مسلمانان در گوشه ای نشست و گریست و گفت؛ من ازحفظ خویشتن نیز ناتوانم، اینک مسؤولیت حفظ خاندانم نیز بر دوش من قرار گرفت! رسول اکرم (ص) به او فرمود:
«حسبک ان تأمرهم بماتأمر به نفسک و تنهاهم عما تنهی عنه نفسک»(۱۹)
همین قدر که آن ها را به آنچه خود را امر می کنی، فرمان دهی و از آنچه خود را باز می داری، بازداری کافی است.
ابوبصیر نیز می گوید:
از امام صادق علیه السلام پرسیدم: چگونه خانواده ام را از ورود به دوزخ مصون بدارم؟ امام در پاسخ فرمود:
«تأمرهم بما امر الله و تنهاهم عما نهاهم فان اطاعوک کنت قد وقیتهم و ان عصوک قد قضیت ما علیک»(۲۰)
به آنچه خدا فرمانشان داده فرمانشان دهی و از آنچه خدا منعشان کرده، بازشان داری؛ اگر آنان تو را اطاعت کردند، از دوزخ مصونشان داشته ای و اگر نافرمانی ات کردند،تو وظیفه ی خویش را انجام داده ای.
دو استفتا از امام خمینی (ره) را در این باره می خوانیم:
۱- اگر زنی در زندگی اولا اطاعت از شوهر نکرد، ثانیا برای شوهرش ارزش قائل نبود، ثالثا اسرار زندگی را در همه جا فاش نمود، رابعا مرتب دروغ گفت؛ تکلیف مرد از نظر شرعی با چنین زنی چیست؟
ج- باید او را امر به معروف و نهی از منکر نمایید.(۲۱)
۲- زنی که به مسائل شرعی مثل نماز و دیگر مسائل بی اهمیت باشد، به خصوص نماز صبح را هیچ گاه به پا نمی دارد، وظیفه ی شرعی شوهر او چیست؟
ج- باید او را امر به معروف نمایید و به خواندن نماز، وادارش کنید.(۲۲)

ب- حمایت
با توجه به برخی از ویژگی های جسمی و روحی مرد، و نیز سرپرستی او در خانواده، به طور طبیعی دفاع از کیان خانواده در برابر آسیب های گوناگون نیز بر عهده ی او قرار می گیرد و او موظف است تهاجمات فرهنگی، فیزیکی، ناموسی و مالی را از خانواده ی خویش دفع کند؛
۱- تهاجم فرهنگی؛ آنچه در بخش پیش آوردیم تا حدودی این موضوع را روشن ساخت و رسول گرامی اسلام، کسانی را که زیر بار مسؤولیت تربیتی و فرهنگی خانواده ی خویش شانه خالی می کنند، نفرین کرده، فرموده است:
«… ملعون ملعون من ضیع من یعول»(۲۳)
کسی که افراد تحت تکفل خود را تربیت نکند و فاسد سازد، از رحمت خدا بسیار دور است.
۲- تهاجم فیزیکی؛ اگر کسی به منسوبین انسان از قبیل، پسر، دختر، پدر، برادر یا سایر بستگان او حتی به نوکر و خدمتکارش حمله کند که او را به ناحق بکشد، جایز بلکه واجب است که دفاع کند حتی اگر به کشته شدن مهاجم بینجامد.(۲۴)
اگر کسی به قصد کشتن به انسان یا به حریم او حمله کند، واجب است به دفاع برخیزد؛ گر چه بداند در این راه کشته می شود.(۲۵)
اگر کسی به قصد کشتن به انسان، یا حریم او حمله کند، واجب است که با مهاجم بجنگد؛ اگرچه بداند جنگیدنش سودی ندارد و جایز نیست زیر بار ستم برود.(۲۶)
۳- تهاجم ناموسی؛ اگر کسی با قصد تجاوز به حریم انسان، همسر یا غیر او، هجوم آورد، دفع او به هر وسیله ی ممکن واجب است؛ گر چه به کشته شدن مهاجم بینجامد. همین طور اگر مهاجم قصد هتک حرمت کمتر از تجاوز را داشته باشد.(۲۷)
اگر انسان کسی را در حال فحشا با همسر یا یکی از نزدیکانش از قبیل پسر، دختر یا دیگر بستگانش ببیند، گر چه کمتر از آمیزش باشد، حق دارد در صورت امکان از آسان ترین راه مهاجم را دفع کند و اگر به کشتن مهاجم نیز بینجامد، خونش هدر است، بلکه مسلمان حق دارد همان گونه که از ناموس خود دفاع می کند از ناموس مسلمان دیگر نیز دفاع کند، در این صورت نیز اگر زیانی به مهاجم برسد مانعی ندارد.(۲۸)
اگر (خدای نخواسته) ببیند مردی با همسرش زنا می کند و بداند که زن با رضایت به چنین ننگی تن داده، حق دارد هر دو را بکشد. در این صورت گناهی مرتکب نشده و قصاص هم نمی شود، خواه آن زن همسر دائمی اش باشد یا موقت.(۲۹)
اگر کسی به ناموس و حریم عده ای سرک می کشد به قصد نگاه حرام، حق دارند بلکه واجب است که او را بیازارند و برانند و اگر دست برنداشت می توانند او را کتک بزنند. در مرحله ی بعد می توانند به او سنگ پرتاب کنند، حتی می توانند آلت قتاله به سویش پرتاب کنند وهرگونه خسارتی به او وارد شود ایرادی ندارد اگرچه به کشتنش بینجامد.(۳۰)
اگر از فاصله ی دور ، با دوربین، چشم چرانی کند، حکمش مانند آن است که که از نزدیک چنین کند و دفعش جایز بلکه واجب است و اگر صدمه ای بر او وارد آید، هدر است و مانعی ندارد.(۳۱)
۴- غارت اموال؛ اگر کسی ثروت انسان یا ثروت خانواده ی او را مورد تعرض قرار دهد، جایز است با هر وسیله ی ممن او را از چنین کاری بازدارد، اگر چه به کشتن مهاجم بینجامد. (۳۲)

احکام دفاع
– احتیاط واجب آن است که در همه ی مراحل دفاع، به آسان ترین راه، متوسل شود؛ به این معنی که نخست با اخطار و آگاه ساختن مهاجم همانند سرفه کردن، او را وادار به فرار نماید، سپس با داد و فریاد و تهدید، در مرحله ی سوم با دست و چوب دستی به او حمله ور شود، اگر باز دست از حمله برنداشت . با اسلحه او را مجروح کند و در مرحله ی پنجم مجاز است او را با هر وسیله ای به قتل برساند. در ضمن، مراعات ترتیب یاد شده، هنگامی واجب است که انسان، فرصت و امکان اجرای آن ها را داشته باشد.(۳۳)
– اگر دفاع از جان و ناموس، جز با یاری جستن از دیگران امکان ندارد، واجب است از دیگران کمک بخواهد، گرچه ستمگر و کافر باشند و کمک گرفتن برای حفظ مال هم جایز است.(۳۴)

پی نوشت:

۱- وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۷۱.
۲- بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۸۵، ایران.
۳- مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۴۷.
۴- وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۶۹.
۵- شرح غرر الحکم، ج ۴، ص ۱۷۵.
۶- کنز العمال، ج ۳، ص ۳۷۳.
۷- بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۲۳۶.
۸- شرح غرر الحکم ، ج ۳، ص ۲۱۸.
۹- وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۷۴.
۱۰- وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۳.
۱۱- بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۳.
۱۲- شرح غرر الحکم، ج ۲، ص ۳۷۹.
۱۳- حجرات ( ۴۹) ، آیه ی ۱۱.
۱۴- شرح غرر الحکم، ج ۴، ص ۱۳۲.
۱۵- وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۵۴۳.
۱۶- طه (۲۰)، آیه ی ۱۳۲.
۱۷- ر.ک: وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۳۰.
۱۸- تحریم (۶۶)، آیه ی ۶.
۱۹- وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۴۸.
۲۰-وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۴۸.
۲۱- استفتائات از محضر امام خمینی، ج ۱، ص ۴۸۶.
۲۲- همان، ص ۴۸۷.
۲۳- وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۵۴۳.
۲۴- تحریر الوسیله، ج ۱،ص ۴۸۷، مسأله ی ۳.
۲۵- همان، ص ۴۸۸، مسأله ی ۱۰.
۲۶- همان، ص ۴۸۹، مسأله ی ۱۲.
۲۷- همان، ص ۴۸۷، مسأله ی ۴.
۲۸- همان، ص ۴۹۱، مسأله ی ۲۷.
۲۹-تحریر الوسیله ، ج ۱، ص ۴۹۱، مسأله ی ۲۸. (عکس العمل های یاد شده یک وظیفه ی شرعی بین خود و خداست که دفاع کننده پاداش الهی را دریافت می کند ولی در ظاهر و در دادگاه اگر نتواند ادعای خویش را ثابت کند، ممکن است قاضی او را به قصاص محکوم کند. مسأله ی ۲۹.)
۳۰- همان، مسأله ی ۳۰.
۳۱- همان، ص ۴۹۲، مسأله ی ۳۸.
۳۲- همان، ص ۴۸۸، مسأله ی ۵.
۳۳- تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۸۸، مسأله ی ۶.
۳۴- همان، ص ۴۹۰، مسأله ی ۲۳.
منبع: فقه خانواده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: