دوشنبه - ۱۳۹۷/۰۲/۳۱

نقش زن در ایجاد روابط سالم در خانواده از بعد عاطفی وروانی ۱

انسان موجودی اجتماعی است وبرای نیازهای خود احتیاج به خانواده دارد.خانواده یک اجتماع کوچک است که دو رکن اصلی آن زن ومرد هستند که ابتداءً با ازدواج محقق شده وسپس با تولد فرزند به تکامل می رسد. زندگی فردی برای انسان طاقت فرسا است. اگر انسان بخواهد همیشه تنها زندگی کند کم کم امیدوار در زندگی ناامید می شود وهدف وانگیزه ای ندارد.
خداوند متعال قرار دادن زن ومرد در کنار یکدیگر را سایه آرامش می داند واز آن جا که زن مرکز عاطفه واحساس است می تواند باعاطفه واحساساتی که در وجود او نهاده است ب قلب مرد حکومت کند وبه او آرامش ببخشد وزندگی را برایش هدفمند نماید. فرزندان نیز اگر از محبت مادر، وجودشان اشباع شود فردی سالم وبا نشاط وبا شخصیت در خانواده واجتماع به دیگران خدمت خواهند نمود.
زن به عنوان عنصر اصلی درخانواده وظیفه بزرگی در تربیت نسل به عهده دارد که تربیت صحیح او یک جامعه را سالم می کند.

شخصیت زن از نظر اسلام اهمیت فوق العاده ای دارد ودر دین مقدس اسلام هیچ برتری مرد بر زن ندارد مگر تقوا. زن می تواند مثل مرد با تلاش ومجاهدت هم به مدارج علمی نائل گردد وهم به درجات ملکوتی ومعنوی برسد واجر عظیم آخرتی را کسب کند.
تفاوت عمده مرد وزن این است که از نظر جسمی، جسم زن ضعیف تر از مرد است واز نظر روحی، زن دارای احساسات وعواطف ورقّت قلب بیشتری نسبت به مرد است. به دلیل همین تفاوت از نظر اسلام وظائف زن ومرد تقسیم شده است، آن چه به اندیشه بیشتر مرتبط است مثل ولایت، قضاوت وجنگ مختص مردان شده است وآن چه با احساس مرتبط است ویژه زنان شده است مثل پرورش فرزند وتربیت او وتدبیر منزل وامثال آن.
روابط سالم در خانواده ویژگی هایی دارد: مانند
۱-احترام زن وشوهر به یکدیگر ۲- ایثار وفداکاری   ۳-چشم پوشی ازخطاهای یکدیگر وعذرخواهی وپوزش عذریکدیگر ۴-رعایت عفاف در روابط خانوادگی
برای ایجاد روابط سالم زن باید حقوقی که شوهرش به گردنش دارد به بهترین نحو ادا نماید مثل حق تمکین- حفظ عفت خود وهمسر- اطاعت از شوهر مخصوصاً در بیرون رفتن از منزل- خدمت به همسر وخانواده
زن نقش مهمی در برآوردن نیازهای عاطفی واخلاقی همسر دارد مثل: ۱-اعتماد زن بر مرد    ۲-مقبولیت مرد نزد همسر  ۳-تشویق مرد وقدرشناسی از زحمات وتلاش های او  ۴-اظهار محبت زن به شوهرش   ۵-احترام همسر ودر مجموع داشتن اخلاق خوش ونیکو.
اما نقش مادر که اهمیت بیشتری دارد چون زن می تواند با عاطفه ومحبت به فرزندان، افرادی سالم وبا شخصیت به اجتماع تحویل دهد وهمچنین اخلاق ورفتار ومحبت زن به همسرش باعث شخصیت سالم همسرش در اجتماع می شود .اما بر عکس، بی محبتی یا کم محبتی به همسر وفرزندان، شخصیت اجتماعی آنها را مختل ومانع پیشرفت آنها در جامعه می شود.
وظایف اخلاقی زن به عنوان همسر
هویت زن
اسلام می گوید:زن مانند مرد، انسان است وهیچ یک از این دو بر دیگری برتری ندارد مگر به تقوا. وخداوند متعال در قرآن کریم به این امر اشاره فرموده است.« یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ ؛ اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و تیره‏ها و قبیله‏ها قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، ولى گرامى‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست، خداوند دانا و خبیر است»(حجرات:۱۳).
پس در واقع مرد وزن، هر دو از یک نوع هستند ودر اصل خلقت وبنیاد هیچ تفاوتی وجود ندارد همین طور عمل هیچ یک از زن ومرد در نزد خدا ضایع وباطل نمی گردد وعمل کسی به دیگری داده نمی شود همان طور که خداوند متعال می فرماید:« کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهِینَهٌ ؛ هرکسی در گرو دستاورد خویش است».(مدثر:۳۸)
نه مانند پیشینیان که می گفتند :گناه زنان به عهده خود آنان وعمل نیک شان وسود وبهره شان مال مردان است.
مرد وزن در خلقت ظاهری وباطنی خود تجلّی رحمانیت ورحیمیت وربوبیت حضرت حقند .زن انسان است، زن دارای استعداد وقوای معنوی است، زن در منظق وحی هویت وجوهری یکسان با مرد دارد. تحقیر او، حمله به او، پایمال کردن حقوق او وضعیف شمردن او آثار شوم مدعیان مالکیت بر بشر وفرهنگهای سلطه گر وظالم است.
در ایتالیا وقتی مرد خانه دختردار می شد از خوشحالی در پوست خود نمی گنجید زیرا شیئی به اشیاء قیمتیش اضافه می شد وپس از سیزده یا چهارده سال او را به بازار برده و        می فروخت وقیمتش را مصرف مخارج روزانه می کرد.(انصاریان،(۱۳۷۷)، ص۱۲۱).
از زن به عنوان خدمتکار، کلفت، کنیز، کالای شهوت استفاده می کردند وهنوز هم در فرهنگ بشری از بسیاری از حقوق حقه اش محروم است. ولی در آیین حق ودر منطق وحی، زن موجودی والا ، منبعی از مایه های معنوی، جهانی از استعدادها ونیروهای الهی است.(همان)
در تفسیرمجمع البیان آمده است(طبرسی،ج۸،ص۳۵۸) :زمانی که اسماء بنت عمیس همراه شوهر بزرگوارش جعفربن ابیطالب از مهاجرت حبشه که هجرتی الهی ومحض حفظ دین بود بازگشت، به دیدار زنان پیامبر آمد وبه آنان گفت: آیا در قرآن در رابطه با ما زنان چیزی هست؟ گفتند:نه.
به محضر رسول خدا شتافت وعرضه داشت یا رسول الله زنان در ناامیدی وخسارتند، پیامبر فرمود از چه نظر؟ عرضه داشت: چنان که از مردان ذکر خیر شده از زنان نشده، در این هنگام خداوند متعال آیه زیر را بر پیامبر نازل فرمودند:« إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِینَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَ الذَّاکِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظِیماً ؛ مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنانى که از فرمان خدا اطاعت مى‏کنند، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق‏گر و زنان انفاق کننده، مردان روزه‏دار و زنانى که روزه مى‏دارند، مردانى که دامان خود را از آلودگى به بى‏عفتى حفظ مى‏کنند و زنانى که پاکدامنند، و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند و زنانى که بسیار یاد خدا مى‏کنند، خداوند براى همه آنها مغفرت و پاداش عظیمى فراهم ساخته است»(احزاب:۳۵).
قرآن صریحاً می فرماید: که زنان نیز مانند مردان می توانند به ده مقام عالی ملکوتی ومعنوی برسند واز این طریق مغفرت حق واجر عظیم آخرتی کسب کنند، مقامات عبارتند از :
۱-مقام اسلام ۲-مقام ایمان ۳-مقام طاعت وفرمانبرداری ۴-مقام صدق  ۵-مقام صبر وپایداری در برابر تمام حوادث ۶-مقام فروتنی وخوف از عظمت وعقاب حق ۷-مقام کرم وجود که ثمره آن صدقه است ۸-مقام روزه وصوم  ۹-مقام ضبط نفس ومالکیت بر شهوات ۱۰-مقام یاد وذکر حق.
۲-۲.تفاوتهای زن ومرد در بعد عاطفی
آنچه فطرت اقتضا دارد این است که باید حقوق ووظایف انسان ها مساوی باشد یعنی روا نیست که گروهی، از حقوق بیشتری برخوردار وطایفه ای دیگر از حقوق اولیه محروم باشند .پس آن چه عدالت اجتماعی اقتضا دارد ومعنای تساوی را تفسیر می کند این است که در اجتماع هر صاحب حقی به حق خود برسد بدون این که حقی مزاحم حق دیگری شود ودر این مورد زن با مرد برابر است. اما تفاوتهای زن ومرد از جهت جسمی وروحی قابل بررسی است.
از نظر جسمی، جسم زن لطیف تر ونرم تر وجسم مرد خشن تر ومحکم تر است.
واز نظر روحی ، احساسات لطیف از قبیل دوستی ورقت قلب ومیل به زیبایی وزینت در زن غالب وبیشتر از مرد است در برابر، نیروی اندیشه مرد، بیشتر از زن است.
پس حیات زن، احساسی است همچنانکه حیات مرد تعقلی است.
در واقع زنان به داشتن احساسات وعواطف بیشتر از عقل ، برتر از مردانند، همان طور که مردان به داشتن عقل نیرومندتر وضعف عواطف، برتر از زنان هستند. به جهت همین اختلافی که میان زن ومرد هست اسلام در وظایف وتکالیف عمومی واجتماعی که قوامش با یکی از این دو چیز یعنی اندیشه واحساس است میان زن ومرد تفاوت گذاشته است. آن چه به اندیشه بیشتر از احساس ارتباط دارد، از قبیل ولایت وقضا وجنگ، مختص به مردان شده ووظایفی که بیشتر با احساس مرتبط است ویژه زنان شده است. مانند پرورش فرزند وتربیت او وتدبیر منزل وامثال آن. مهارتهای حسیّ زنان بسیار ظریف تر ودقیق تر از زنان مردان است. زن به عنوان مادر، به توانایی تشخیص تغییر حال ورفتار در کودکان ودیگران نیازمند بود تا بتواند به نشانه های درد، گرسنگی، صدمه ، خشم وناراحتی آنها پی ببرد. این توانایی را عموماً حسّ زنانه می گویند.(پایدار،(۱۳۸۳،ص۱۶)) که همه اینها از مقتضیات حکمت الهی است که دو جنس مخالف را در کنار یکدیگر مکمل قرار داده است.
زن عواطف ا از لحن صدا درک می کند. او به تغییرات صدا، بم وزیر بودن وبالا وپایین بودن آن بسیار حساس است. این باعث می شود که او تغییرات عاطفی در کودکان وبزرگسالان را خوب درک کند. این توانایی تا جایی پیش می رود که زن در حین مشاجره با همسر می گوید: با این لحن با من صحبت نکن. ومرد اصلاً نمی فهمد منظور او چیست.(همان،ص۲۴).
خداوند زن رابرای ایفای نقش مادری مهیا ساخته وملاک حفظ حیات زوجیت وزناشویی او ا درمؤنث بودنش قرار داده است .همین امر سبب شده است که جنبه عاطفی وی از مرد بیشتر باشد زیرا طبیعت نقش وی در زندگی، چنین چیزی را ایجاب می کند.
به خاطر همین تفاوت مرد وزن است که خداوند قیمومیت وسرپرستی زنان را بر عهده مردان قرارداده است.
«الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِم؛ مردان سرپرست و خدمتگزار زنانند بخاطر برتریهایى که (از نظر نظام اجتماع) خداوند براى بعضى نسبت به بعضى دیگر قرار داده است و به خاطر انفاقهایى که از اموالشان (در مورد زنان) مى‏کنند،»(نساء:۳۴)
علامه در تفسیر المیزان ذیل این آیه واژه قیم را به معنای کسی که عهده دار امور دیگری است تفسیر نموده اند. ومراد از جمله«بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ» مزیت های طبیعی وذاتی که خداوند متعال به مردان داده وآنها عبارتند از نیروی خرد ورزی ونتیجه آن صلابت وقدرتمندی وتحمل سختی ها است. چون حیات زنان احساسی وعاطفی است که براساس آن رفتار آنها رقت با ولطافت آمیز می شود ومراد از جمله« بِما أَنْفَقُوا»مهریه ونفقه ای است که مردان به زنان می پردازند.(طباطبایی، ۱۳۷۴،ج۴،ص۳۴۳).
به همین علت سهم ارث مرد دو برابر زن است.لذا خرج خانه هم از گردن زن ساقط شده است.پس نه مرد باید آزو کند که کاش خرج خانه به عهده اش نبود ونه زن آرزو کند که کاش سهم ارث او برابر با برادرش بود.
پس همان گونه که اسلام تکالیفی برعهده مردان قرار می دهد که بر عهده زنان نیست مانند نفقه، مهریه، دیه عاقله جهاد، سربازی و… تکالیفی هم بر عهده زنان قرار یم دهد که بر عهده مردان نیست.چون خداوند متعال قدرت انجام این اموررا در آنها بر اساس مصلحت حکیمانه قرار نداده همچون بارداری، شیردهی و…
پس باید این دو قسم اختلاف را در مجموع سنجید وقضاوت کرد!
۳-۲.ویژگی های روابط سالم در خانواده از بعد عاطفی
۱-۳-۲.احترام وتکریم زوجین
تکریم همدیگر، طرفین را به همدیگر علاقمند می کند، هر مرد وزن باید نکـــات مثبت
همسر خود را بیابد واو رابرای آن نکات مثبت تکریم کند.چنانچه کرامت انسانی حفظ نشود، سوء ظنّ ها وبدبینی ها سراسر وجود او را فرامی گیرد ودر پی انتقام جویی برخواهد آمد.
امام صادق(علیه السلام) می فرماید:«ما من رجلٍ تکبر الاّ لذلّه وجدها فی نفسه؛ هیچ کس تکبر وطغیان نمی کند مگر در اثر ذلتی که در نفس خویش احساس می کند»(کلینی، بی تا، ج۲،ص۳۱۲).
۲-۳-۲.چشم پوشی از خطاها
گذشت بی گمان کانون خانواده را با حرارت نگاه می دارد، عشق ومحبت را افزایش می دهد واختلاف ومشاجره را پایان می بخشد.
زن وشوهر باید توجه کنند که انسان به آسانی وبه سرعت نمی تواند به خطاها واشتباهای خود پی ببرد بلکه باید با روشی بسیار دقیق وملایم باید این آگاهی حاصل شود.
خداوند متعال می فرماید:« وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ؛  آنها باید عفو کنند و صرفنظر نمایند، آیا دوست نمى‏دارید خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند غفور و رحیم است»(نور:۲۲)
عجب اینکه خداوند متعال از یک سو با آن همه آیات کوبنده،” اصحاب افک” را شدیداً محکوم مى‏کند، اما براى اینکه افراد افراطى از حد تجاوز نکنند با سه جمله که هر یک از دیگرى گیراتر و جذابتر است احساساتشان را کنترل مى‏نماید:
نخست امر به عفو و گذشت مى‏کند.
سپس مى‏گوید آیا دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟ پس شما هم ببخشید.
و سر انجام دو صفت از صفات خدا که” غفور” و” رحیم” است به عنوان تاکید ذکر مى‏کند، اشاره به اینکه شما نمى‏توانید داغتر از فرمان پروردگار باشید خداوند که صاحب اصلى این حکم است غفور و رحیم است، او دستور مى‏دهد کمکها را قطع نکنید، دیگر شما چه مى‏گوئید؟! بدون شک همه مسلمانانى که در ماجراى افک درگیر شدند با توطئه قبلى نبود، بعضى از منافقین مسلمان‏نما پایه‏گذار بودند، و گروهى مسلمان فریب خورده دنباله رو، بدون شک همه آنها مقصر و گناهکار بودند، اما میان این دو گروه فرق بسیار بود، و نمى‏بایست با همه یکسان معامله کنند.
به هر حال آیات فوق درس بسیار بزرگى است براى امروز و فرداى مسلمانان و همه آیندگان که به هنگام آلودگى بعضى از افراد به گناه و لغزشى، نباید در کیفر از حد اعتدال تجاوز کرد، نباید آنها را از جامعه اسلامى طرد نمود، و نباید درهاى کمکهاى را به روى آنها بست تا یکباره در دامن دشمنان سقوط کنند و در صف آنها قرار گیرند.
آیات فوق در حقیقت ترسیمى از تعادل” جاذبه” و” دافعه” اسلامى است:
آیات افک و مجازات شدید تهمت‏زنندگان به نوامیس مردم نیروى عظیم دافعه را تشکیل مى‏دهد، و آیه مورد بحث که سخن از عفو و گذشت و غفور و رحیم بودن خدا مى‏گوید بیانگر جاذبه است!(مکارم شیرازی، ۱۳۷۴،ج۱۴، ص۴۱۶).
۳-۳-۲.عذرخواهی هنگام اشتباه
انسان های غیر معصوم، حتی پاکترین آنها در برخی موارد دچار لغزش وخطا می شوندکه البته درجه آن در افراد متفاوت خواهد بود.عذرخواهی به دلیل اشتباهی که از انسان سرزده است محبت، مودّت وصمیمیت را پدید می آورد.با گفتن کوتاهترین جمله«معذرت می خواهم»کدورت ها ونفرت ها از بین می رود.
۴-۳-۳.رعایت عفاف وحدود الهی در روابط خانوادگی
بسیاری از اختلافات بدان دلیل است که طرفین به اصول وارز شهای دینی واخلاقی خود وهمسرشان پای بند نیستند، حفظ عفت وتقوا برای ادامه زندگی سالم، ضروری است. زن ومرد با رعایت تقوا وحفظ عفاف می توانند همسر خویش را از آسیب پذیری حفظ کنند. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ؛ زنان لباس شما هستند وشما مردان لباس آنانید»(بقره:۱۸۷).
مرد حق ندارد با هر زنی سخن بگوید وبخندد بدان حساب که چشم ودلش پاک است وزن هم حق ندارد با هر اجنبی مشاوره یا گفت وگو داشته باشد بدان حساب که قصد سوئی ندارد، معاشرت ها وسخن گفتن ها نباید چنان باشد که غیرت ها وحسادت ها را برانگیزد.خداوند متعال خطاب به زنان می فرماید:« فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً؛  بنا بر این به گونه‏اى هوس‏انگیز سخن نگوئید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگوئید»(احزاب:۳۲).
خداوند به زنان امر می کند که به هنگام سخن گفتن، جدى و خشک و بطور معمولى سخن بگوئید، نه همچون زنان کم شخصیت که سعى دارند با تعبیرات تحریک کننده که گاه توام با ادا و اطوار مخصوصى است که افراد شهوت ران را به فکر گناه مى‏افکند سخن بگوئید.
ومحتوای کلام ایشان سخن حق وهمراه با عدالت باشد که این گونه سخن هر گونه گفتار باطل و بیهوده و گناه‏آلود و مخالف حق را نفى مى‏کند.(مکارم شیرازی،۱۳۷۴،ج۱۷، ص۲۸۹).
۵-۳-۳.ایثار وفداکاری
محیط خانه را نمی توان با توجه به وظایف مخصوص زن ومرد، یک محیط نظامــی دانست
ویا قوانین اداری را د خانه اجرا کرد. در روابط همسران، هرچه هست صفا وگذشت ، صمیمیت واخلاص است.
یکی از جنبه های ایثار وفداکاری، همکاری مرد با زن در کارهای خانه است. اگر مرد می خواهد در دل همسر خود محبت به وجود آورد، باید در خانه همکار او باشد.
روزی حضرت رسول(صلی الله علیه وآله)به خانه حضرت علی(علیه السلام)وارد شد. علی(علیه السلام) وفاطمه(سلام الله علیها)رادید که به کمک یکدیگر با آسیاب دستی آرد می کنند. پیامبر فرمود: کدام یک خسته ترید؟ علی(علیه السلام) عرض کردند:فاطمه خسته تر است.پیامبر به او فرمود:برخیز دخترم. فاطمه برخاست وپیامبر به جای او نشست وعلی را در آرد کردن کمک کرد.(مجلسی،ج۴۳،ص۵۰).
۴-۲.حقوق شوهر بر زن
آدمی تا موقعی که تن به ازدواج نداده است از آزادی واستقلالی نسبی برخوردار است ولی هنگامی که تن به ازدواج داد، ناگزیر است بخشی از آزادی های خود را به خاطر زندگی مشترک نادیده بگیرد ودر قبال همسر تعهداتی را متعهد گردد که دارای آثاری می باشد که در هر قسمت به طور جداگانه بیان می شود. مطالباتی که شوهر از زن دارد وزن موظف به ادا وانجام آن است وسیع می باشد که به طور اجمال به مواردی پرداخته می شود.
۱-۴-۲.تمکین
یکی از مهم ترین موارد اطاعت از شوهر نمکین است. معنی تمکین این است که زن پاسخ مثبت و مناسب به درخواست آمیزش از سوى شوهر البته چنانچه مانع شرعى و عقلى وجود نداشته باشد و در مقابل، شوهر نیز مى بایست نیازمندى هاى جنسى همسر خود را برآورده سازد. همانطور که مى دانید تمکین زن یکى از وظایف شرعى زن نسبت به همسر خود است و تا وقتى که ضررى برایش نداشته باشد و به عسر وحرج نیافتد اجابت خواسته ایشان واجب است. با این¬حال براى اینکه این کار براى زن حالت اجبار نداشته باشد: –اولاً :زن باید سعى کند موضوع را از منظر تعبدى وشرعى و عمل به وظایف دینى ببیند دراین صورت چون رضایت خداوند نیز ضمیمه کشش روانى مى شود، انگیزه زن در پذیرش این خواسته بیشتر مى شود.
-ثانیاً :زن باید با خود تصور کند که اگر خواسته همسر خود را اجابت نکند ممکن است اوچون فرد گرسنه اى که چشمش به دنبال دست دیگران است به سمت گناه متمایل شود و در این صورت زندگى مشترک بخطر بیفتد.
البته اسلام به زن در مواردی اجازه تمکین نداده است:
الف)هنگامی که زن در روزه واجب باشد.
ب)در زمان قاعدگی وعادت ماهیانه باشد.
ج)زن در حال احرام عمره وحج باشد.
د)مرد دارای امراض سرایت کننده باشد و مجامعت برای زن خطر آفرین باشد.
البته ضرورت دارد به مسأله روابط زناشویی تنها از دید ارضای غریزه جنسی نظر نکنیم بلکه هم بعد حفظ عفت رادر آن بگنجانیم وهم خواست ورضایت الهی را مدّ نظر قرا دهیم.
در رابطه با میل مرد به زن وتمکین زن نسبت به شوهر ، رسول خدا دستور عجیبی دارند .در پاسخ به زنی که از حق شوهر از رسول خدا پرسیده فرمودند:«ولا تَمنَعهُ نفسَها وإن کانت علی ظَهرِ قَتَب؛ اورااز کام گیری منع نکند هرچند بالای شتر باشد»(حرعاملی، ج۱۴،ص۱۶۳).
کنایه از این که مسأله مهم است وعامل پابرجایی محبت شوهر است.(انصاریان،۱۳۷۷،ص۳۷۸).
همانطور که در سوال قبلى اشاره شد زن در رابطه با همسرش وظایفى بر عهده دارد که التزام به آنها آثار فراوانى در زندگى دارد که به نمونه هایى اشاره مى گردد:
۱-۱-۴-۲.آثار تربیتى و روان شناختى تمکین
اطاعت و فرمانبردارى از شوهر علاوه بر اینکه باعث مى شود زن مالک مهریه و نفقه شود، باعث مى گردد تا زندگى زناشویى از استحکام کافى برخوردار شود و بر پایه توافق، همدلى، مسئولیت پذیرى و ایفاى نقش هاى مربوطه، استوار گردد. خانمى که وظایف همسرى را به نحو خوب انجام مى دهد و در مسائل جنسى و عاطفى، نیازهاى شوهر را برآورده مى سازد، در دل شوهر جاى گرفته و محبوب شوهر مى شود. چنانچه زنى محبوب شوهر گردد، علاوه بر اینکه از پاداش معنوى به دلیل انجام وظایف همسرى برخوردار مى شود، مشمول محبت، تکریم و علاقه مندى شوهر شده و از امکانات مادى شوهر نیز بهره مند مى گردد. همسرى که ملتزم به مسائل همسردارى در مسائل جنسى باشد و خود را به صورت آراسته و معطر و با عشوه و ناز به شوهر عرضه کند و زمینه کامجویى شوهر را آماده سازد، این شوهر از نظر عاطفى و جنسى کاملاً ارضا خواهد شد و قهراً تمایلى به زنان بیگانه پیدا نخواهد کرد و در نتیجه دلبسته همسر خود بوده و او را عزیز و گرامى خواهد داشت.
همسرى که نسبت به مردان نامحرم حساس باشد و حریم عفت و پاکدامنى را رعایت کند، نگهبان اموال و ناموس شوهر باشد، بدون اذن شوهر از منزل خارج نشود، کارى که منافات با حقوق شوهر دارد (مثل روزه مستحبى) انجام ندهد، هیچ گونه ارتباط عاطفى غیراخلاقى با مردان نداشته باشد و حریم ادب و احترام شوهر را رعایت کند، هرگز مورد آزار و اذیت شوهر قرار نخواهد گرفت و این چنین همسرى معشوق و محبوب مرد خواهد بود و این مرد از هیچ فداکارى و خدمتى دریغ نخواهد کرد. همه این نتایجى که به دنبال التزام زن به وظایف دینى و اخلاقى و انسانى اش، به وجود مى اید در بالندگى، استحکام و شادابى خانواده تأثیر دارد.
همچنین وقتى زن به نقش هاى خود به صورت درست ملتزم باشد، جایگاه افراد و سلسله مراتب در خانواده رعایت خواهد شد و فرزندان نیز ملتزم به حفظ حدود پدر و مادر خواهند گردید و این خانواده به طرف تعالى پیش خواهد رفت. علاوه بر اینها وقتى والدین در ایفاى نقش هاى خود موفق باشند و محیطى آرام و صمیمى و دوستانه فراهم کنند و علاوه بر اینکه خودشان در آرامش و راحتى خواهند بود کودکان نیز در محیطى سالم و بدون استرس و درگیرى بزرگ خواهند شد.
آلبرت بندورا که تأثیر الگوها و سرمشق ها را در افراد بررسى کرده معتقد است والدین نقش تعیین کننده اى در ویژگى هاى شخصیتى کودک، سازگارى او، رشد عواطف و کسب مهارت هاى لازم او، خواهد داشت و کودکان از طریق الگوگیرى خیلى از ویژگى ها را از والدین کسب مى کنند.( دوان شولتز، نظریه‏هاى شخصیت، ص. ۴۶۰)
زن و مردى که در پى تحصیل سعادت و خوشبختى تن به زندگى مشترک مى دهند و هر یک به نوبه خود هزاران مسئولیت را در این راستا مى پذیرند، باید بدانند که تحصیل سعادت و خوشبختى صرفاً با احقاق حقوق میسر نیست، بلکه آنچه در زندگى زناشویى نقش اساسى را بازى مى کند ابراز محبت و تکریم یکدیگر است، که اگر این زیربنا و شالوده اصلى در زندگى وجود داشته باشد احقاق حقوق خود به خود میسر بوده و نیاز به مطالبه آن نخواهد بود.
قرآن کریم پیوند و ارتباط زناشویى را از آیات و نشانه هاى الهى و از شاهکارهاى خلقت معرفى مى کند.
«وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیهَا وَجَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً؛  و از نشانه هاى الهى اینکه براى شما از خودتان همسرانى آفرید تا بدان ها آرامش یابید، و در میان شما مودت و رحمت قرار داد». (روم: ۲۲).
آرى هر یک از زن و مرد از نظر جهاز تناسلى دستگاهى دارند، که این دستگاه به کار نمى افتد، مگر وقتى که با دستگاه طرف مقابل جمع شود و از مجموع آن دو مسئله توالد و تناسل صورت گیرد، پس هر یک از آن دو در حد خود و فى نفسه ناقص، و محتاج به طرف دیگر است، و از مجموع آن دو، واحدى تام و تمام درست مى شود، و به خاطر همین نقص و احتیاج است، که هر یک به سوى دیگرى حرکت مى کند، و چون بدان رسید آرامش و سکونت مى یابد، چون هر ناقصى مشتاق به کمال است، و هر محتاجى مایل به زوال حاجت و فقر خویش است، و این حالت همان شبقى است که در هر یک از این دو طرف به ودیعت نهاده شده.
«وَجَعَلَ بَیْنَکمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً» کلمه مودت تقریباً به معناى محبتى است که اثرش هویدا شود، به خلاف خشوع که به معناى نوعى تأثر نفسانى است، که از مشاهده عظمت و کبریایى در دل پدید مى اید. و اما رحمت، این کلمه به معناى نوعى تأثیر نفسانى است که از مشاهده محرومیت محرومى که کمالى را ندارد، و یا احتیاج به رفع نقیصه خود دارد، در دل پدید مى اید، و صاحبدل را وادار مى کند به اینکه در مقام برآید او را از محرومیت نجات داده، نقیصه اش را رفع کند. (طباطبایی، ج ۱۶، ص ۲۶۴ و۲۶۳)
فرق میان «مودت» و «رحمت» ممکن است از جهات مختلفى باشد:
۱ .«مودت» انگیزه ارتباط در آغاز کار است. اما در پایان که یکى از دو همسر ممکن است ضعیف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتى نباشد «رحمت» جاى آن را مى گیرد.
۲. «مودت» در مورد بزرگ ترها است که مى توانند نسبت به هم خدمت کنند اما کودکان و فرزندان کوچک در سایه «رحمت» پرورش مى یابند.
۳. «مودت» غالباً جنبه متقابل دارد، اما رحمت یک جانبه و ایثارگرانه است، زیرا براى بقاى یک جامعه گاه خدمات متقابل لازم است که سرچشمه آن مودت است و گاه خدمات بلاعوض که نیاز به ایثار و رحمت دارد. (مکارم شیرازى، ج ۱۶، ص ۳۹۲- ۳۹۱)
تا اینجا از مجموعه این مباحث به این نتیجه رسیدیم که حُسن معاشرت در زندگى زناشویى همان چیزى است که مطابق با قانون خلقت و موافق طبع سالم هر زن و شوهر زوجین را تشکیل مى دهد آن همان چیزى است که قرآن کریم از آن به نام هاى «مودت و رحمت» یاد کرده است، و مى فرماید: «وَ مِن آیاتِهِ…». (مطهرى،۱۳۸۲، ص ۲۱۲- ۲۱۱)
زن و شوهر با عقد ازدواج پیوندى بس عمیق تر از مشروعیت کامجویى جنسى از یکدیگر را امضا مى کنند، پیوندى که تا اعماق روح و جانشان نفوذ مى کند و آنان را به صورت روحى واحد در دو کالبد متفاوت در مى اورد.
بنابراین عقد ازدواج صرفاً یک قرارداد براى قانونى کردن کامجویى جنسى نیست، بلکه قرارداد پیوند همه جانبه اى میان دو همسر است که همه وجود آنها را به هم پیوند مى دهد، به زندگى آنها رنگ و آهنگ تازه مى بخشد و آنها را از تنهایى در مى اورد.
و این حقیقت یعنى ایجاد کانون آرامش براى دو همسر، صریح آیه قرآن است که مى فرماید: ««وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیهَا وَجَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً؛  از نشانه هاى او اینکه از خود شما برایتان همسرانى آفرید تا در کنار آنها آرام گیرید و میان شما، دوستى و دلسوزى به وجود آورد».(روم: ۲۲)
زناشویى تجویز و قانونى ساختن عشقبازى نیست بلکه براى این است که زن و مردى را به طور دائم به هم بپیوندد تا از فرزندانشان پرستارى کنند.
هر یک از زن و شوهر به منظور توفیق در انجام وظیفه حُسن معاشرت و رعایت حقوق همسر خویش باید بکوشد روحیات همسر خویش را درک کند و آن گونه که شایسته و متناسب روحیه همسرش مى باشد او را مورد نوازش و تکریم قرار دهد.
همان طورى که «دل» و عواطف زودرنج و احساسات پرغلیان زن همواره نیازمند «مهر و نوازش» شوهر و «تحسین» او از ظرافت ها و هنرنمایى هاى زن و نظافت هاى خانه زن است. و در این باب سفارش اسلام را به مردان، در خصوص اظهار مهر، نسبت به زن، دانستید، همچنین لازم است زنان به این نکته توجه کنند که مرد، به مناسبت واجد بودن نیروى عقلانى و جسمانى بیشترى نسبت به زن، غرورى خاص در خود احساس مى کند که زن نیز به لحاظ تفوّق، او را «ملجاء» و تکیه گاه خود احساس مى نماید، این احساس خاص مرد را باید زن به وسیله «احترام و تکریم» و «بزرگ شمردن» شوهر تصدیق و تأیید نماید، و در حقیقت به جاى «نوازش و مهر و تحسین» که از شوهر مى گیرد، به او «تکریم» و «حرمت» پس دهد.
شاید سرّ اینکه بهترین جمله اى که یک مرد مى تواند به زنى بگوید، اصطلاح «عزیزم تو را دوست دارم» و بهترین جمله اى که یک زن به مرد مورد علاقه اش مى گوید جمله «من به تو افتخار مى کنم» همین دریافت محبت از مرد و پس دادن تکریم به او باشد.
۲-۴-۲.اطاعت وفرمانبرداری
دومین حقی که شوهر بر گردن زن دارد ، اطاعت وفرمانبرداری از شوهر است. البته در جایی که معصیت ونافرمانی الهی در آن مطرح نباشد . ممکن است شوهر از زن تقاضای نامشروعی داشته باشد، مثلاً مهمانی به خانه آورد واز زن بخواهد که او را در گناه وشراب پذیرایی کند. اطاعات از چنین خواسته ای مورد تأیید اسلام نیست. همیشه حکم خدا مقدم بر  حکم همسر است وگرنه د رامور دیگر اطاعت لازم است .مثل کسب اجازه براى خروج  از منزل.
در امور مستحبى اگر حقوق شوهر با هر عمل مستحبى تزاحم پیدا کند، بایستى آن عمل ترک و حقوق شوهر رعایت گردد. البته در مورد حقوق زن نیز مسئله به همین صورت است یعنى، اگر حقوق زن با هر عمل مستحبى شوهر تزاحم پیدا کند، بایستى آن عمل ترک و حقوق زن رعایت گردد. به طور کلى هرگاه امر مستحبى با یکى از حقوق و وظایف تزاحم پیدا کند، باید حق و وظیفه را مقدم داشت چرا که در روابط خانوادگى آنچه که داراى اهمیت بوده و اصل اولى مى باشد، رعایت مصلحت و استوار ساختن مبانى خانواده است. در آنجایى که اساس خانواده در معرض تهدید قرار مى گیرد اسلام، زن و مرد را به گذشت از حق خویش فراخوانده مى فرماید: «وَ الصُّلْحُ خَیْرٌ؛ صلح بهتر است»(نساء:۱۲۸). و این مى رساند که نظام اسلامى على رغم عنایتى که به حقوق دارد، سعى نموده بر این امر تأکید نماید که افراد در روابط اجتماعى و به ویژه روابط خانوادگى، اخلاق را که موجب تلطیف روابط و پویایى کانون خانواده مى شود، بر حقوق مقدم بدارند، نیازها و مصالح خانواده را نسبت به منافع و حقوق خود در اولویت قرار دهند و لذا خداوند خطاب به مردان مى فرماید: «…وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْراً کَثِیراً حتى اگر مردى از زن خویش کراهت داشته باشد، باز هم باید با همسر خود خوش رفتار باشد».(همان:۱۹)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)می فرماید:«نهی رسول الله أن تخرجَ المرأهُ مِن بیتِها بغیرِ إذنِ زوجِها فإن خَرَجَت لَعَنها کلُّ مَلَکٍ فِی السماءِ وکلُّ شیءٍ تَمُرُّ علیهِ مِن الجنِّ والانسِ حتی تَرجِعَ الی بیتِها؛ رسول خدا از بیرون رفتن زنان از خانه بدون اجازه شوهر نهی کردند، اگر زن بدون اجازه ورضایت شوهر خارج شود تمام ملائکه آسمان وهر جن وانسی که بر او می گذرد لعنتش می کنند تا به خانه بازگردد».(انصاریان،۱۳۷۷، ۳۷۹).
امام صادق(علیه السلام)می فرماید: مردی از انصار به مسافرت رفت وبه همسرش تأکید کرد تا من بر نگردم از خانه بیرون نرو. پدر آن زن در ایام سفر شوهرش بیمار شد. زن کسی را نزد رسول خدا فرستاد واجازه عیادت خواست .حضرت فرمود: از شوهرت اطاعت کن ودر خانه بنشین . حال بیمار سنگین شد باز پیام داد ولی رسول اسلام همان جواب راداد .پدر ازدنیا رفت ، زن قاصدی نزد پیامبر فرستاد که برای نماز به جنازه پدر بروم. حضرت همان جواب را داد، پدر را به خاک سپردند. وزن در خانه ماند. پیامبر پیام داد: ای زن خداوند به پاس این فرمانبداری از شوهرت ، پدرت وتورا آمرزید.
اثری که این گونه اطاعت تام زن از همسر دارد ایجاد صمیمت و آرامش روانی که زوجین نسبت به همدیگر دارند واعتماد واطمینان خاطری که هر کدام از زوجین در نبود دیگری ، ایجاد می شود.
۳-۴-۲.حفظ عفت خود
حفظ عفاف وپاکدامنی زن حقی است که شوهر بر زن دارد که به جاست عفاف وتقوی داشته باشد. البته زوجین هر دو موظف به رعایت تقوی هستند ولی اگر خدای نخواسته یکی از آن دو مراعات نکرد، آن دیگری حق مقابله به مثل ندارد. او همچنان موظف به رعایت عفاف وتقوی است.
رعایت تقوی منحصر در امر ازدواج نیست بلکه افراد مجرد واصولاً هر انسانی موظف به آن است البته این امر بر زن ضروری است زیرا که او مادر است وشرافت نسل در گرو او می باشد.
امام محمد باقر(علیه السلام) فرمودند:«ما مِن عبادهٍ أفضلَ عند اللهِ مِن عفتِهِ بَطنٍ وفَرجٍ؛ هیچ عبادتی نزد خداوند سبحان، بالاتر از پاکدامنی وحلال خوری نیست»(امینی،ص۲۲۸).
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمودن:«خشم خداوند سبحان نسبت به آن زن وشوهری که دیده اش را به غیر همسرش به نامحرمی بدوزد ، شدید می شود زیرا اگر چنین کند خداوند همه اعمالش را بی نتیجه خواهد گذاشت اگر بیگانه ای را به بستر شوهرش راه دهد، برخداوند حق است که او را بعد از این که در قبرش دچار عذاب کرد به آتش بسوزاند».(همان،ص۲۲۹)
اثر روحی وروانی که زن خود را حفظ کند برای همسرش این است که محبتش نسبت به همسر اضافه شده ونسبت به خانواده وزندگی خود دلگرم شده وبا اطمینان خاطر زندگی وفرزندان خود را به زن سپرده وبا اشتیاق بیشتری تلاش وکوشش برای راحتی خانواده خود می کند تا آنها در راحتی بدون سختی ودر آسایش وآرامش زندگی کنند.
وهم چنین مردان در اضافه کردن نسل خود مشکلی ندارند چون به زن خود در عفافش وتربیت فرزندان اطمینان خاطر دارند.
۴-۴-۲.حفظ عفت شوهر
زن باید با حفظ عفت خود وهم با در پیش گرفتن روش های خاص، عفت وتقوای شوهر را حفظ کند. مرد به دلیل اقتضای شغل در جامعه رفت وآمد دارد وبا افراد مختلف از زن ومرد برخورد می کند این وظیفه زن است که در خانه محیطی اشباع شده برای مرد آماده کند به آراستن وآرایش خود رسیدگی کرده در حالی که اسلام تأکید فراوان به این امر دارد وزمانی که زن به نیت وقصد آرامش واسکان مردش به زینت می پردازد را عبادت و عمل او را عمل مستحب به حساب می آورد. و زن خود را برای عرضه بر مرد آماده نماید تا مردش دنبال انگل های جامعه که باعث بر هم ریختن آرامش خانواده ها وهمچنین باعث خشکاندن ریشه های زندگی افراد می شود ، نباشد.
این اقتضای زیرکی زنان است که چگونه مرد خسته خود را آرامش دهند و دل شوهر را به سوی خود جلب کند .
۵-۴-۲.خدمت در خانه وتهیه غذا
زن با طبخ غذاهای مناسب وخوشمزه، حسن همسرداری خود را اعلام نموده وبذر الفت ومحبت را در دل مرد می کارد. د حقیقت یک زن کد بانو با زیرکی وذوق خود در تهیه بهترین غذاها با هزینه کم می تواند دل همسر وفرزندان را جلب کند وخود را جزء مجاهدین در راه خدا قلمداد نماید.
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به حولاء فرمود: «زنی که غذای خوشگوار برای شوهر آماده کند، خداوند خوراکی های گوناگون در بهشت برایش مهیا می کند ومی گوید: بخور وبنوش به پاداش زحماتی که در دنیا  کشیدی».(انصاریان،۱۳۷۷،ص۳۸۲).
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:«خیرُ نساء کم الطیبه الریح الطیبه ُ الطبیخُ التی اذا أنفقت بمعروفٍ و إن أمسَکَت أمسَکَت بِمعروفٍ فَتلکَ عاملٌ مِن عمالِ اللهِ وعاملُ اللهِ لایخیبُ ولایَندم؛ بهترین زنان شما زنانی است که دارای بویی خوش ودست پختی خوب باشند .هنگامی که خرج می کند به جا خرج کند وهنگامی که خرج نمی کند بجا از خرج کردن خودداری ورزد. چنین زنی کارگزاری است از کارگزاران خدا وکارگزار خدا نه ناامید می شود ونه پشیمان».(کلینی، بی تا، ج۵، ص۳۲۶).
اگر زنان ما حضرت فاطمه(سلام الله علیها)را الگوی خود قرار دهند ایشان کاهای داخلی منزل وخمیر کردن و نان پختن را به عهده گرفت وامیر مؤمنان کارهای خارج منزل مانند هیزم آوردن وخرید مایحتاج منزل را به عهده گرفتند.
با توجه به این که زن به عنوان خدمتکار وارد خانه مرد نمی شود یعنی زن می تواند در قبال کارهایی مثل رُفت وروب منزل وتربیت فرزندان از همسرخود حقوقی دریافت کند. ولی این حسّ وعاطفه زن ومادر در خانه است که با سلیقه خود به چینش منزل می پردازد و زندگی را محیط امن وآرامی برای خود وفرزندان وهمسر آماده می کند.
۶-۴-۲.تصرف نکردن در اموال شوهر بدون اجازه او
زن از حیث شرعی به عنوان امین وودیعه دار مرد خود است و حقی که در اموال همسر بدون اجازه او تصرف کند ندارد.
امام صادق(علیه السلام)می فرمایند:«لیسَ لِلمرأه أمرٍ مَعَ زوجِها فِی عتقٍ وَ لا صدقهٍ وَلا تدبیرٍ ولاهبهٍ وَلا نذرٍ فی مالها  الاّ بِإذنِ زوجها الاّ فی زکاهٍ أو برٍّ أو صلهِ قرابتها؛ زن مجاز نیست بدون اذن شوهر برده آزاد کند یا صدقه دهد یا چیزی ببخشد یا نذر مالی کند اما زکات واجب وصله رحم واحسان نیاز به اجازه ندارد».(حرعاملی، ج۹، ۱۲۵)
در مجموع رعایت حقوق شوهر اهمیت زیادی دارد .رسول خدا فرمودند:«لَو تَعلَمُ المَرأهُ حقَّ الزوجِ لَم تقعُد ما حضرَ غداوهُ وعیشاؤهُ حتی یفرغَ منه؛ اگر زن حق شوهر را بداند، هنگام ناهار وشام آرام نگیرد تا وظیفه اش را انجام دهد »(امینی،ص۱۷۱). وهمچنین می فرماید: بهترین زنان، زنانی اند که اگر خشمگین شدند یا شوهرشان عصبانی شد، پایان شب به شوهرش می گوید: دستان من در دست تو، خواب نمی روم تا تو از دست من راضی شوی.
واما پاداش زنی که وظیفه خود را به خوبی انجام دهد: حضرت علی (علیه السلام)می فرماید:«جِهادُ المرأه حُسنُ التبعل؛ جهاد زن خوب شوهر داری نمودن است».
۵-۲.نیازهای عاطفی زن
زن به خاطر وجودعواطف واحساسات درون خود به راحتی می تواند نیازهای عاطفی همسر را برآورد ودر راستای ایجاد روابط سالم با همسر خود نقش مهمی راایفا کند لذا شناخت نیازهای عاطفی مدان اهمیت زیادی دارد. مهمترین آنها به شرح زیر می باشد.
۱-۵-۲.مقبولیت
از مهمترین نیازهای عاطفی مردان مقبول بودن ومورد پذیرش قرار گرفتن است.مردان نیازمند آن هستند تا به آنها ثابت شود همسرانشان فقط آنها را به خاطر خودشان دوست دارند نه به خاطر شغل ومقام وموقعیت اجتماعی. زن برای اثبات آن به همسرش نیاز است اولاً: نباید نسبت به مرد نامحرم ابراز علاقه کند واز او تعریف وتمجید نماید.زیرا مرد دوست دارد زن تمام وجودش عشق وعلاقه به او باشد واز طرف دیگر با غیرت مرد نیز تناسب ندارد.
ثانیاً: از مقایسه کردن شوهرش با دیگران بپرهیزد .زیرا برشمردن امتیازات دیگران نسبت به همسر باعث سرد شدن شوهر نسبت به زن می شود.
حضرت رسول(صلی الله علیه وآله)می فرماید:«إذ قالت المرأهُ لِزوجِها ما رأیتُ مِنکَ خیراً قَطُّ فقد حَبِطَ عَمَلُها؛ هنگامی که زنی به شوهرش بگوید من از تو چیزی ندیدم، تمام اعمالش را باطل کرده است».(نهج الفصاحه، ح۷۱).
۲-۵-۲.اعتماد
از دیگر نیازهای اساسی مردان، مورد اعتماد بودن است.اگر مردی در محیـط خانواده با این
احساس ناخوشایند روبرو شود که همسر نسبت به او اعتماد واطمینان کافی را ندارد، احساس بی کفایتی وعدم اعتماد به نفس بر وجودش مستولی شده ، احساس می کند حامی خوبی برای خانواده اش نیست. حتی تصور این که زن، شوهرش را بی لیاقت وبی کفایت بداند ودر موقعیت های دشوار ویا حتی معمول زندگی آن طور که باید او را تکیه گاه قرار ندهد برای مرد به منزله مرگ عاطفی است.
اگر برداشت زن از مرد با توانایی¬ها وامکانات واستعدادهای او واقع بینانه باشد وانتظارات خود را بر مبنای واقعیت تنظیم کند، احساس عدم امنیت واطمینان ویا بی لیاقتی را به شوهر ومحیط خانواده خود منتقل نمی کند.
مردان چون در اجتماع زندگی می کنند اگر در زمانی که بیرون از منزل هستند وسوسه های شیطانی باعث بی اعتمادی ایشان گردد دچار استرس های فراوان در محیط کار می گردند و با آرامش پا به محیط خانه نمی گذارند وبرسر رفتارهای کوچک دغدغه ودعوا درست می کنند. همچنین در محیط کار نمی توانند افرادی کارآمد باشند و مسئولیت پذیر نیستند چون تمام حواس ایشان به خانه وهمسر وفرزندان است.
اگر مرد بی اعتماد باشد کم حرف می شود وخیلی چیزها را از خانواده خود پنهان می کند.
یکی از دلیل های بوجود آمدن حسّ بی اعتمادی در مرد، توقعات وانتظارات بیش از حدّ زن است که متأسفانه در جامعه امروز این انتظارات خیلی زیاد شده ودر بعضی مواقع به فرهنگ تبدیل شده است. دلیل آن می تواند این موارد باشد:
۱-۲-۵-۲. چشم وهم چشمی
اگر زن مرتباً زندگی خود را با دیگران اعم از دوستان ، همسایه ها ویا اقوام خـــود مقایسه
کند وبه کمبودهای زندگی خود توجه نماید مرتباً همسر خود را تحقیر کرده وبا سخنان ناراحت کننده خود، موجبات اذیت همسر را فراهم می آود در حالی که اگر زن در مشکلات زندگی وکمبودها صبور باشد اجر بزرگی نزد خداوند خواهد داشت.
رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمودند:«فَمَن صَبَرَت مِنهُنَّ واحتسبت أعطاها اللهُ اجرَ شهید؛ هرزنی که در برابر مشکلات زندگی صبر وتحمل داشته باشد، خداوند بزرگ اجر وپاداش شهید را به او عطا می نماید».(نوری، بی تا،ج۱۱، ص۲۵۱).
همچنین رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود:«إذا نظر احدکم الی مَن فُصِّلَ علیه فی الحال والخلق فَلینظُر الی مَن هو أسفلُ منه؛ هنگامی که یکی از شما نگاه کردید به فردی که در جامعه از جهت مال وزیبایی به او برتری داده شده، باید به کسی که از نظر ثروت وزیبایی پائین تر است نگاه کنید(تا آرامش روانی یابید)».(پاینده،۱۳۸۲، ح۲۴۳).
اگر هر فرد اعم از زن ومرد به مقداری که دارد اکتفا کند وقانع باشد وتلاش نماید روز به روز زندگی خود را از نظر مادی ومعنوی بالا ببرد وکاری به زندگی دیگران نداشته باشد از اختلافات کاسته می شود.
حضرت علی(علیه السلام) فرمودند:«الحریصُ فقیرٌ وإن مَلِکَ الدنیا بحذافیرها؛ آدم حریص فقیر است اگر چه تمام دنیا مال او باشد».(محمدی ری شهری، ج۲، ص۷۷۶).
۲-۲-۵-۲.الگو پذیری نادرست
الگو پذیری در زندگی اهمیت زیادی دارد وهر انسانی به آن نیاز دارد تادر سیر کمال راه را به شایستگی طی کند ومأیوس نشود. اگر زن مسلمان زندگی ائمه اطهار به ویژه سبک زندگی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را الگوی خود قراردهد هیچ وقت از شوهرش تقاضایی که مورد توانش نباشد نمی کند. زیرا چه بسا درخواست بیش از حدّزن از شوهرباعث می شود او از هر راهی اعم از حلال وحرام مالی را به دست آورد تا سروصدای همسرش کم شده واین درآمد معمولاً آثار بدی در اخلاق زن وفرزندان می گذارد. بالاتر این که حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای آن که همسرش را خجالت زده نکند هیچ وقت از او درخواست نمی کرد. امام باقر(علیه السلام) می فرماید: روزی حضرت علی(علیه السلام) به منزل آمد وگفت:«یا فاطمه  هل عِندَکَ شیء ٌ؟ قالت والذی عظَّمَ حَقَّکَ ما کان. عندنا منذُ ثلاثه ایامٍ شیءٌ نقریکَ به . قال: أفلاأخبرتَنی؟ قالت: کان رسول الله نهانی أن أسألک شیئاً .فقال : لاتسألینَ إبن عمّکَ شیئاً إن جاءکَ بشیءٍ عفواً والاّ فلاتشأ الیه؛ حضرت علی (علیه السلام) به حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: فاطمه جان آیا نزد شما ودر منزل غذایی موجود است؟
حضرت فرمودند: سوگند به خداوندی که حق و قدر تو رابزرگ شمرد، سه روز است که غذای کافی در منزل نداریم تا بوسیله آن از شما پذیرایی نمایم.
حضرت علی فرمود: پس چرا مرا خبر نکردی؟
حضرت فرمودند: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مرا نهی فرمود که چیزی از شما درخواست نمایم وبه من سفارش نمود: دخترم از پسر عمویت(شوهرت)چیزی درخواست نکن، اگر چیزی برایت آورد بپذیر والاّ تو درخواست چیزی نداشته باش».(مجلسی، ج۴۳،ص۳۲)
ودر حدیث دیگر حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: «یا أبا الحسن، إنی لأَستحیی مِن الهی أن أُکَلِفُّ نفسکَ ما لاتقدرُ علیه؛ علی جان من از پروردگارم شرم وحیا می کنم از این که شما را به درد سر وسختی بیندازم وآن چیزی که قدرتش را نداری وباعث خجالت شما می گردد درخواست کنم»(همان، ص۵۹)
ونیز رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در جواب زنی بنام حولاءفرمود: «یا حولاء! لا تَحِلُّ لِلمرأه أن تُکلّفَ زوجَها فوق طاقته ولاتسکوهُ الی أحدٍ مِن خلقِ الله عزوجل لاقریبٍ ولابعیدٍ؛ ای حولاء! برای زن روا نیست که از شوهرش چیزهایی بیش از حدّ توان او بخواهد ونباید شکایتش را به مردم، چه آشنا وچه بیگانه بنماید».
پس الگوی صحیح برای زن مسلمان زندگی ساده ائمه اطهار وسخنان گرانقدر آنان است، امّا اگر بجای آن با دیدن بعضی فیلم ها وسریال ها ، فرهنگ غربی ویا زندگی مرّفه دیگران را الگوی خود قرار دهد همسر خود را تحقیر کرده وحسّ بی اعتمادی را در او بوجود خواهد آورد.
چه خوب است به جای تنزّل وشخصیت کوبیدن جایگاه مرد در خانواده به منزلت اصلی وواقعی او بیندیشیم واحترام گذاریم تا با احساس امنیت بیشتر بر تلاش خود برای درک خانواده وارتقاء کیفیت وکمیت ارتباطات وبهبود وضعیت رفتاری واخلاقی خود بیفزاید.
فرزندان نیز با اطمینان به قدرت فکری وتوانایی های پدر ، خود را در جامعه تنها وبی یاور وبدون پشتیبان تصور نمی کنند. احساس بی پشتوانگی فرزندان سبب می شود تادیدگاهی منفی از دنیا، افراد وموقعیت ها در ذهن آنان شکل گیرد . برای فرزند مهم است پدرش را مظهر قدرت وقهرمان تصور کند. علاوه بر این هر مردی در اعماق وجود خود می خواهد در نظر خانواده اش قهرمانی ارزشمند باشد.
پهلوانی که در شرایطی مورد اطمینان خانواده قرار داشته، به عنوان الگویی از دانش وچاره اندیش، حلال مشکلات خانواده واطرافیان است.
۳-۲-۵-۲.تشویق
تشویق یکی دیگر از نیازهای مردان است.هر مــردی برای امیـــد وار بــودن به زندگی، به
تشویق همسر خود نیازمند است. تشویق وقدر شناسی از زحمات وتلاش های مرد، احساس ارزشمندی ورضایت را به او هدیه می کند. تحسین ویژگی های منحصر به فرد، استعدادها، خلق وخو، توانایی ومقاومت مرد، احساس امنیت را به او هدیه می کند. همه ما قبول داریم رفتاری که مورد تشویق قرا گیرد تکرار خواهد شد.
اگرزن  مرتب عیوب شوهرش را به رخ او بکشد ودائماً از نقطه ضعفهایش سخن بگوید باعث دلسردی مرد می شود وموجب آثار منفی روحی وروانی مثل لجبازی و پرخاشگری وی می شود وکم کم کانون گرم خانواده به سردی گرایش می یابد.پس بیایید به جای آن که عیوب طرف مقابل را به رخ او بکشیم ویا نقصاان وناتوانایی های او را به طور مداوم به خودش ویا درجمع یادآور شویم ، اعمال نیکو، نقاط قوت وتوانایی های او را این بار نه فقط در خلوت ، که در جمع نیز متذکر شویم تا رفتار نامناسب به شیوه های ضمنی وغیر مستقیم کاهش یابد.
۴-۲-۵-۲.اظهار محبت
شکیّ نیست محبت ودوستی، گوهر گرانبهایی است که خداوند در نهاد مرد وزن قرار داده است. تنها می بایست دو همسر این امر فطری را ابراز نمایند تا رابطه دوستانه وصمیمانه آنان بیش از پیش برقرار گردد.
مرد در عرصه اجتماع با افراد گوناگون وسلایق مختلف مواجه می شود وبسا اوقات مورد اهانت قرار می گیرد. زن می تواند با خوش رویی واظهار محبت به شوهر، از غم واندوهش بکاهد، وبا چهره ای دل انگیز او را مسرور نماید.
امام رضا(علیه السلام)می فرماید:«أعلم أنّ النساءَ شتی فمِنهُنَّ الغنیمه والغرامه وهی المتحببهُ لِزوجها والعاشقهُ لَهُ؛ بدان که زنان گوناگون هستند، بعضی دستاوردی گرانبها وتاوان رنج های آدمی هستند واین زن کسی است که به شوهرش محبت کند وعاشق اوست».(نوری،بی تا، ج۱۴، ص۱۶۱).
امام علی(علیه السلام) دباره رفتار حضرت زهرا(سلام الله علیها) چنین می فرماید:«هرگاه به رخسارش نگاه می کردم تمام غصه هایم برطرف می شد ودردهایم ا فراموش می کردم»(مجلسی، ج۴۳،ص۱۲۳).
باید دانست که همه چیز در زیبایی زن خلاصه نمی شود. زن هر چقدر هم زیبا باشد ولی اگر رفتارش با شوهر نامناسب وخشن باشد نمی تواند دل او را به دست آورد در حالی که یک نگاه لبریز از عشق ویک رفتار محبت آمیز از سوی زن می تواند قلب مرد را تسخیر نماید. اگر چه از نظر زیبایی در رتبه¬¬ای کمتر باشد. مرد هنگامی که با کوله باری از سختی ها به منزل می آید دادن یک لیوان آب یا شربت به او از سوی همسرش می تواند بسیار آرامش بخش ولذت بخش باشد.
امام صادق(علیه السلام) می فرماید:«ما مِن إمرأهٍ تسقی زوجَها شربهً مِن ماءٍ الاّ کان خیراً لَها مِن عبادهِ سنهِ صیامٍ نهارِها وقیامِ لَیلِها؛ هیچ زنی نیست که آب به همسرش بنوشاند در حالی که این کار از عبادت  یکسال که روزهایش روزه باشد وشبهایش به عبادت بایستد بهتر است»(حرعاملی، ج۱۴، ص۱۲۳).
ودر روایات آمده است هنگامی که مرد به منزل وارد می شود بر زن لازم است به گرمی از او استقبال کند وبا محبت ومهربانی با او سخن بگوید ووقتی هم که شوهر از خانه بیرون می رود او را تا دم درب بدرقه نماید .این امر به قدری در روحیه شوهر مؤثر است که او را دلگرم کار وتلاش می کند واز محل کار با دلگرمی به محیط خانه برمی گرداند.
امام صادق(علیه السلام) می فرماید:«العبدُ کُلُّما ازداد لِلنساءِ حُباً ازدادَ فی الایمانِ فضلاً؛ هر چه محبت همسر در قلب شوهرش زیادتر شود ایمانش زیادتر می شود»(حرعاملی، ج۲۰، ص۲۴).
ارضای عاطفی از نخستین نیازهای ما برای دستیابی به تعادل روانی است. وقتی می گویند مرد یا زنی خوشبخت است به ندرت منظورشان آن است که آنها چون ثروتمند یا عاقلانه رفتار می کنند خوشبخت هستند، بلکه بیشتر مقصود آن است که آن دو از ارضای عاطفی برتری برخوردارند واین خود در تأمین تقوا و پاکدامنی اثر مطلوب دارد وبهتر می توانند خود را با وجود دیگری ارضا کنند. وهمچنین در اجتماع از سلامت روحی وروانی برخوردارند.
روحیه مردان به گونه ای است که در برابر محبت، نرم ودلبسته می شود وهر چه در توان دارد وبه دست می آورد را به پای محبوب خود می ریزد وکانون گرم خانواده با محبت هرچه بیشتر شکل می گیرد.
۵-۲-۵-۲.نظافت وآرایش
نظافت، نظم، آراستن خانه وآرایش وآماده کردن خود برای شوهر یکی از مسئولیتهای اخلاقی زن دربرابر اوست وهم چنین رعایت این امر نیز، باعث ایجاد روابط عاشقانه وصمیمانه وجلب خاطرو رضایت شوهر می گردد، چه بسا زن با این کار نقش مهمی در حفظ عفت شوهر خود وسلامت جامعه ایفا می کند. از طرفی با آماده کردن خود برای همسرش، با پوشیدن لباس های مناسب ونظافت وآرایش اندام، توجه او را جلب نموده وخواسته های او رااز طریق مشروع تأمین می کند وباعث محبت وعلاقه بیشتر شوهر شده وموجب می شود که شوهرش از نامحرمان وبیگانگان چشم بپوشد وتنها به او عشق بوزد لذا رعایت این اصل به عنوان یک مسئولیت تأکید شده است.
امام صادق(علیه السلام)فرمودند: «لا غنی بالزوجهِ فیما بینها وبین زوجها الموافقِ لها عن ثلاث خصالٍ وهنّ صیانه  نفسها عن کلّ دَنَسٍ حتّی یطمئنَّ قلبُهُ الی الثقهِ بِها فی حال المحبوبِ والمکروهِ وحیاطتُهُ لِیکونَ ذلکَ عاطفاً علیها عندَ زلّهٍ تَکونَ منها، اظهارُ العشقِ لهُ بالخلابهِ والهیئه الحسنهِ لها فی عینه؛  هر زنی برای ایجاد محبت وتفاهم بین خود وشوهرش از سه موضوع بی نیاز نیست وآن سه مسأله عبارتند از :۱-زن باید خودش را از هر پلیدی وگناه وآلودگی (چه در حالی که خوب زندگی می کنند ویا با مشکلات روبروهستند) حفظ کند تا دل مرد به همسرش در اثر عفت وپاکدامنی او مطمئن شود واین عفاف ووقار زن سبب می شود که اگر زن لغزش واشتباهی داشت مرد با او با عاطفه ومحبت برخورد نماید».(امینی، ص۱۷۱)
۲ .زن باید با الفاظ زیبا وزبان جذاب اظهار عشق وعلاقه به شوهرش نماید.
۳. زن وظیفه دارد در منزل در برابر شوهرش با ظاهر وقیافه زیبا ظاهر شود.
از ژولیدگی ، بی نظمی ، بی توجهی به آرایش ولباس دوری کند.
در روایات آمده است بر زن لازم است که خود را با خوش بوترین عطرها خوشبو نماید وبه بهترین وجه آرایش کند(البته فقط برای همسر خود). هنگام ازدواج حضرت فاطمه(سلام الله علیها) پدر بزرگوارشان مقداری از پولی که از فروش زره حضرت علی(علیه السلام) به ایشان داده بودند برای خرید عطر برای حضرت زهرا اختصاص دادند. اما زن حق ندارد برای غیر شوهرش خود را بیاراید.
حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) از وظایف زن در قبال همسر به حولاء فرمودند:«زیور خود را در منظر ودیدگاه غیر شوهر مگذار، در غیاب شوهر خود را خوشبو مکن… اگر چنین کنید دینتان را تباه وخدا را به خشم آورده اید».(انصاریان، ص۳۸۴).
حدیثی بسیار مهم از رسول خدا روایت شده که باید به نحو فوق العاده ای مورد توجه مردم مسلمان قرار گیرد: مردی که در برابر دیدگانش وبا رضایت واجازه او زنش آرایش کند واز خانه بیرون رود، به صورتی که در معرض دید همگان قرار گیرد دیّوث است، هر که آن مرد را دیوث بنامد گناهی نکرده است.
زنی که بدین صورت بیرون می رود وهمسرش راضی باشد به هر قدمی که آن زن برمی دارد خانه ای از آتش برای شوهرش بنا می شود، بال وپر زنان خود در این زمینه بچینید، نگذارید در این امور پر بگیرند که بی بال وپر بودنشان در این مسائل موجب خوشنودی وسرور برای شما وکل خانواده است.(مجلسی، ج۱۰۳، ص۲۴۹)
۶-۲. نیازهای اخلاقی همسر
۱-۶-۲.اخلاق خوب ونیکو
خلق خوش ونیکوی خانم منزل یکی از پایه های نگهدارنده وحتی شاید بتوان ادعا کرد اصلی ترین ستون زندگی مشترک محسوب می شود. زنانی که ناخواسته در محیط منزل ودر مقابل شوهرانشان پرخاشگری می کنند خوب است متوجه این نکته باشند که اگر گلایه ای از شوهران خود دارند با لحنی آرام وبا کلماتی مناسب وبدون توهین به شخصیت شوهر آن را مطرح کنند. ازطرفی مردان نیز از این زاویه به قضیه بنگرند که پرخاشگری در زن ، نتیجه احساس عدم امنیت عاطفی وروانی در اوست. وبه جاست علت رفتار پرخاشگرانه را جویا باشد .

بهتر است زن در مقابل شوهر هر چند حق با او باشد لجبازی واصرار نکند وبرای انجام درخواست های خود با شوهرش با خشونت وآمرانه بر خورد ننماید.
مکارم اخلاق وحسن خلق آن چنان با ارزش و والاست که رسول با کرامت اسلام آن را علت بعثت خود اعلام فرموده است. «إنّما بُعثتُ لأتم مکارمَ الاخلاق؛ جز این نیست که مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را کامل کنم».(محمدی ری شهری، ج۳، ص۱۴۹)
مکارم وحسنات اخلاقی حالات انبیاء وامامان معصوم وموجب خیر وبرکت برای دارنده آن است. سیئات اخلاقی، حالاتی شیطانی وعلت تلخی زندگی وبهم خوردن عیش وعشرت وباعث ناامنی وتفرقه وجدایی مردم از یک دیگر و خرابی دنیا وآخرت است.
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در سخنرانی در جمع زنان فرمودند:«ای زنان در راه خدا صدقه دهید گرچه از زیور وزینت خود، گرچه یک دانه خرما، چه این که بیشتر شما هیزم جهنم هستید، لعنت می کنید ونسبت به خدمات شوهر سپاسگزار نیستید.
زنی عرضه داشت : مگر ما نیستیم که مادری می کنیم، کودک را ماهها در شکم می پرورانیم، به او شیر می دهیم، مگر این دختران سرپرست خانه ها واین خواهران دلسوز از جنس ما نیستند؟
فرمود: چرا بادار هستید، فرزند می آورید، شیر می دهید، مهربان وبا عاطفه اید، اگر ناسازگاری با شوهر وآزار دادن  به او نبود هیچ زن نمازگزاری به آتش قیامت نمی سوخت».(انصاریان، ص۳۸۰)
ونیز ازعلی بن جعفر از برادرش امام کاظم (علیه السلام) پرسید:«المرأهُ المغاضبهُ زوجَها هل لَها صلاهٌ؟ قال: لاتزالُ عاصیهً حتی یرضی عنها؛ زنی که با سوء خلق،بد زبانی ودرشت گویی مردش را خشمگین کند نماز وحالش نزد خدا چگونه است؟ فرمود: در معصیت به سر می برد تا وقتی که شوهر راضی شود.(همان، ص۳۸۱).
۲-۶-۲.احترام به شوهر
مردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آمد وعرض کرد: همسری دارم که هرگاه وارد خانه می شوم به استقبال من می آید وچون از خانه بیرون می روم بدرقه ام می کند وزمانی که مرا اندوهگین می بیند می گوید: اگر برای رزق وروزی (مخارج زندگی)غصه می خوری، بدان که خداوند آن را عهده گرفته است واگر برای آخرت خود غصه می خوری خدا اندوهت را زیاد کند.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «إنّ اللهَ عمالاً وهذه من عمالهِ لها نصفُ أجرَ الشهید؛ برای خدا کارگزارانی است واین زن یکی از کارگزاران خداست که پاداش او برابر با نیمی از پاداش شهید است»(حرعاملی، ج۱۴، ص۱۷).
احترام واقعی زن به شوهر به او نیرو وتوانایی می دهد وبرای تلاش وکوشش آماده اش می گرداند.
سلام ابتدایی به او، جلو پایش ایستادن، با ادب حرف زدن ، گوش دادن به سخنان او وقطع نکردن کلامش و… از جمله این امور است.
امام صادق(علیه السلام)می فرماید:«سعیدهٌ سعیدهٌ إمرأهٌ تکرمُ زوجَها ولاتؤذیه وتطیعُهُ فی جمیع احواله؛ خوشا به سعادت آن زنی که شوهرش را بزرگ شمارد وبه او آزار نرساند وهمیشه مطیع همسرش باشد»(مجلسی، ج۱۰۳، ص۲۵۲).
ونیز فرمودند:«ملعونهٌ ملعونهٌ إمرأهٌ تؤذی زوجَها وتَغُمُّهُ؛ ملعون است، ملعون زنی که همسرش را بیازارد ووی را غمگین وغصه دار کند».
گروهی خدمت رسول اسلام آمدند عرضه داشتند مردمی را دیدیم که برای بزرگانشان سجده می کردند شما هم به ما چنین اجازه می دهید .فرمود: نه. اگ بنا بود چنین دستوری بدهم می گفتم زن برای شوهر سجده کند.
یکی از موارد احترام  به همسر صدازدن او با نامی که بیشتر دوست دارد. چه اسم کوچک ویا نام خانوادگی یا القاب مذهبی وعناوین اجتماعی. بهتر است اگر همسر را با اسم کوچک صدا می زند چاشنی محبتی بر آن بیفزاید مثل حسین جان، علی جان، یا بگوید حسین آقا ، علی آقا.
صدا زدن به اسم تنها توهین آمیز است. ممکن است کسی بگویداگر میان زن وشوهر خلوص وصفا باشد این نام ها توهین به حساب نمی آید ومانعی ندارد. جواب این است که درست است که درآن نوهین نیست ولی مثل اسمی که چیزی به آن اضافه شده مثل علی جان، ایجاد  محبت نمی کند وچون اسلام به همه مسلمین مخصوصاً به زن وشوهر درس محبت می دهد سفارش می کند: مخاطب را به نامی بخوان و با کلمه ای صدا بزن که او را خوشتر ودوست ترآید. هر چندبه ظرفیت افراد نیز بستگی دارد یعنی زن به مرحله ای برسد که اینها را ارزش تلقی کند.
البته نام ها وعناوین در خلوت یا پیش مردم فرق می کند، در شهر یا روستا فرق می کند ودر لغت وزبان های مختلف فرق می کند.
پیغمبر اسلام یکی از همسرانش را که جوان تر بود «حمیراء»(گل سرخ)می نامید.
در حدیثی از امام معصوم آمده است: «ثلاثٌ یَصفین وُدَّ المرءِ لِأخیه المسلم: یَلقاهُ بالبُشر إذا لفیه وَ یُوَسِّعُ له فی المجلسِ وَ یَدعوه بأحبّ الاسماء الیه؛ سه چیز است که دوستی مسلمان را با مسلمان دیگر صافی وخالص کند: ۱-هنگامی که او را ملاقات می کند با خوشرویی با وی برخورد نماید. ۲-زمانی که خواست کنار او بنشیند برایش جا باز کند. ۳-به بهترین نامی که دوست دارد او را صدا بزند»(مصطفوی، ۱۳۸۷، ص۱۷).
یکی از اهداف این حدیث ایجاد محبت بین مسلمین است .روشن است که ایجاد محبت بین زن وشوهر لازم تر وضروری تر است.
۳-۶-۲.تأمین نیاز جنسی
یکی از انگیزه های مهم در ازدواج نیاز جنسی است. تمامی مکتب ها ونظریاتی که در مسائل جنسی به افراط وتفریط پیشتاز ی کرده اند، بر خلاف آموزه های دین به ارائه نظر پرداخته اند. پرهیز از زندگی زناشوئی ، سرکوب میل جنسی ودوری از تولید مثل، سفارش هیچ دینی نیست.
شاید یکی از مهم ترین سبب های پدید آمدن افکار وعقاید افراطی در زمینه میل جنسی، برداشت نادرست از آموزه های ادیان باشد. در همه ادیان می توان سفارشهای زیادی یافت که میل جنسی رایکی ازخطرآفرترین امیال معرفی کرده است اماآن همه سفارشها هیچ یک راه سیر وسلوک معنوی ومصونیت از آفات دنیوی را زهد افراطی یاد نمی کند. میل جنسی را تنها با پذیش آن می توان هدایت کرد نه با سرکوب.
هنگامی که غرایز را از نفس آدمی حذف کنیم آدمی مثل پسر بچه ای می ماند که از دبستان بیرونش کرده اند می کوشد مرتب به سوی این وآن سنگ پرتاب کند وتنها امید برای خلاصی از شرّ او قبول مجددش به دبستان است آرامش روان با دور انداختن وفراموش کردن عواطف سرکش امکان پذیر نیست بلکه با شناختن وقبول آنها میسر است.(غلامی، ۱۳۸۹، ص۲۴).
همان گونه که جسم به تغذیه نیازمند است، روح به ارضای میل جنسی نیاز دارد وارضای میل جنسی با سرشت آدمی آمیخته است. در اسلام کوچکترین اشاره ای به پلیدی علاقه جنسی نشده است ونظر به آن است که علاقه جنسی با معنویت جمع شود.
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:« قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا خالِصَهً یَوْمَ الْقِیامَهِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ؛  بگو چه کسى زینتهاى الهى را که براى بندگان خود آفریده و روزیهاى پاکیزه را حرام کرده است؟ بگو اینها در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آورده‏اند (اگر چه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند ولى) در قیامت خالص (براى مؤمنان) خواهد بود اینچنین آیات (خود) را براى کسانى که آگاهند شرح مى‏دهیم.»(اعراف:۳۲)
لذت جنسی همان است که امام صادق(علیه السلام) فرموده است: مردم در دنیا وآخرت به لذتی بالاتر از آن بهره مند نمی شوند.(حرعاملی، ج۱۴، ص۱۰)
وهمچنین خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:«… وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً؛ از نشانه های اوست که از نوع خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید ومیانتان دوستی ورحمت برقرار ساخت»(روم:۲۱).
بدیهی است مهرورزی ورابطه جنسی میان زن وشوهر یکی از عوامل نشاط واستحکام بنیان خانواده است. هم چنین تحلیل در آمارها نشان می دهد ،بیش ترین عامل افزایش طلاق در میان خانواده ها رعایت نکردن قناعت و مهارت ابراز محبت است. زن در خلوت خود با همسرش باید با ظرافت های خاص، آمادگی جنسی خود را نشان دهد. از این رو در اسلام پیش قدمی زن در مسائل جنسی را امری مستحب بر شمرده است. به طوری که برای زن، علاوه بر آثار دنیوی، پاداش اخروی نیز در بر دارد وعلاوه بر یک رفتار وهنجار نیک، به عنوان یک عمل دینی وحکم شرعی مورد تأکید قرار گرفته است.
پیامبر اسلام در بیان ضرورت اعلام آمادگی جنسی زن می فرماید: «وعلیها أن تتطیَّبَ بأطیبِ وتَلبِسَ أحسنَ ثیابها وتزیَّنَ بِأحسَنِ زینَتها وتعرضَ نفسَها علیه غُدوُهً وعشیهً؛بر زن لازم است از خوشبوترین عطرها استفاده کند وزیباترین لباس¬ها را بپوشد وخود را به نیکوترین وجه بیاراید وبامدادان وشامگاهان خود را برشوهر عرضه کند واعلام آمادگی نماید»(حرعاملی، ج۱۴،ص۲۱۱).
از روایات استفاده می شود که وظیفه اخلاقی زن است که تا شوهرش به بستر نیامده نخوابد.
حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) می فرماید: «لَعَنَ اللهُ المُسوماتِ التی یَدعوها زوجُها الی فراشِهٍ فَتَقولُ سوفَ حتی تَغلِبَهُ عیناه؛ خداوند زنی که شوهش را چشم انتظار می گذارد لعنت می کند وآن وقتی است که شوهر اورا دعوت به بستر می کند واو می گوید: کمی صبر کن. آنقدرمعطل می کند تا او خوابش می برد».(کلینی، ج۵، ص۵۰۸)
امام محمد باقر(علیه السلام) هم می فرماید:«قال رسول الله للنساءِ .لا تَطُولَنَّ صَلاتَکنَّ لِتَمنَعنَ أزواجکنَّ؛ رسول خدا به زنان فرمود: شما زنان اگر شوهرتان تقاضای همبستر شدن را نمود وشما در حال نماز بودید نمازتان را طول ندهید تا مبادا آنها را محروم سازید واذیت شوند»(حرعاملی، ج۱۴، ص۱۱۷)
بر زن لازم است که همیشه آمادگی جنسی خود را اعلام کند وهیچ وقت دور از بستر شوهر نخوابد حتی اگر در روز ناراحتی وکدورتی بین او وهمسرش ایجاد شده باشد که منجر به قهر گردیده باشد . چون زنی که شب دور از بستر شوهر بخوابد ملائکه تا صبح او را لعنت می کنند.
آمادگی زن، شوهر رااز هر گونه ارضای غریزه جنسی در بیرون از خانه وخانواده دور نگه می دارد وکانون گرم خانواده بیش از پیش تداوم پیدا می کند. اگر تمایلات جنسی در خانه وبه شکل صحیح ومحبت آمیز تأمین نشود به اشکال مختلف در جامعه خود را نشان می دهد وفساد  وتباهی اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.
۷-۲. نقش عاطفی زن در شخصیت اجتماعی همسر
نقش وارزش زن در جامعه تا حدی است که به فرموده رهبر فقید انقلاب از دامان زن، مرد به معراج می رود، زن یکتا موجودی است که می تواند از دامن خود، افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتشان یک جامعه، بلکه جامعه ها به استقامت وارزش های والای انسانی کشیده شوند.
با نگاهی به آیات وروایات در می یابیم جایگاه ومقام زن در خانواده از دیدگاه اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است تا آن جا که جهاد زن در میدان زندگی ، نیکو همسرداری کردن معرفی می شود. همسرداری نیکو توسط زن  تنها یک نقش نیست بلکه هنر است. هنری که اگر زن آن را هنرمندانه در صحنه زندگی به اجرا بگذارد به ایفای بهتر نقش مرد در جامعه کمک می کند.
۷-۲.نقش عاطفی زن درشخصت اجتماعی همسر
نقش وارزش زن درجامعه تاحدی است که به فرموده ی رهبر فقید انقلاب «ازدامان زن ،مرد به معراج می رود »زن یکتا موجودی است که می تواند ازدامن خود ،افرادی به جامعه تحویل دهد که ازبرکاتشان یک جامعه ،بلکه جامعه ها به استقامت وارزش ها ی والای انسانی کشیده شوند
با نگاهی به آیات وروایات درمی یابیم جایگاه ومقام زن درخانواده ازدیدگاه اسلام ازاهمیت خاصی برخوردار است تاآنجا که جهادزن درمیدان زندگی ،نیکو همسرداری کردن معرفی می شود .همسرداری نیکو توسط زن تنها یک نقش نیست بلکه یک هنر است .هنری که اگر زن آن را هنرمندانه درصحنه زندگی به اجرا بگذارد به ایفای بهتر نقش مرد درجامعه کمک می کند .
اگرزنان جامعه بدانند که پایگاه اصلی خدمت وانجام وظیفه شان خانه است ودیگر وظایف درراستای این مسئولیت مهم وخطیر تعریف شده است محیط خانه های گرم ،روشن وپرمهر خواهد شد وروشنی وگرمای هرخانه پیشرفت جامعه راتضمین خواهد کرد .متاسفانه درجامعه بجای تجلیل اززنان موفق درخانه وخانواده به نقش وجایگاه زنان درجامعه وموفقیت شان درمشاغل اجتماعی بیشتر اهمیت داده می شود .
واگر این موضوع به کم اهمیت جلوه دادن خانه وخانواده بیانجامد ، جامعه بیشترین صدمه وخسارت راخواهد دید  زن به عنوان نگهبانی امین ،حافظ زندگی درطوفان های حوادث سخت ودشوار است .اورازدار شوهر وامانت دار اموال اوست .احترام اوبه همسرش نه ازروی ضعف وذلت بلکه ازروی عقل ومحبت است .اوهرروز میزبان مردی است که پس ازتحمل اوقاتی سخت به محیط امن وآرام زندگی باز می گردد وتا جایی که توان دارد ازبهترین مهمان خانه اش پذیرایی می کند .
یک زن مسلمان به همسرش بعنوان یک دوست نگاه می کند وخود او اولین کسی است که شرایط یک زندگی اداری وخشک راتغییر داده وصمییت ومحبت راجایگزین آن می سازد .اوبا حفظ موقعیت وجایگاه خود درخانه خوب می داند هرچه راکه باعث کوچکترین خدشه وتزلزل دراین بنیان مقدس خواهد شد کنر بگذارد وبرای سازندگی هرچه بیشتر درزندگی اش، ایثار کند ،ایثار وگذشتی که به رشد وترقی جایگاه مرد می انجامد ونهایتأ به ارتقاء جامعه منجر خواهد شد.
زنان قابلیت های بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری درشوهرشان دارند .تقریبأ همه مردان می توانند یک شخصیت مثبت درخانواده واجتماع داشته باشند واین بستگی به شیوه رفتاری همسرشان دارد .بعبارتی می توان گفت : مردها دوبار تربیت می شوند ،یکبار توسط والدین شان بطوری که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند وبار دوم توسط همسرانشان به نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشا ن باشند اما اگر دراین راستا قدمی برداشته نشود تحولی صورت نخواهد گرفت .این زنان هستند که اقتدار وغرور مردانه یک مرد راشکل می دهند وبهبود می بخشند .زن می تواند با عوطف وظرایف اخلاقی شخصیت شوهر خودرادرجامعه بیشتر حفظ کند .در این راستا به نکاتی باید توجه داشت مانند:
الف)ازمخالفت ومشاجره با شوهر خود بپرهیزد
ب)شوهر خود رادرحضوردیگران مخصوصأ بستگانش تحقیر نکند وعیبهای اورابرزبان نیاورد
ج)هیچگاه درحضورجمع به شوهر خود دستور ندهد
د)شوهر خود رادرمعاشرت با اقوامش محدود نکند
و)به بستگان نزدیک شوهر خود بیش ازخویشاوندان دیگر احترام بگذارد
ه)درگفتار خود دقت کند ازمردان دیگر نزد شوهرش تمجید نکند.
ی)درمقابل شوهر خود با حالت افسرده حاضر نشود بلکه همیشه درحضور اوبا نشاط  وگرم باشد.

طاهره حاجی قاسمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: