یکشنبه - ۱۳۹۷/۰۴/۳۱
صفحه اصلی >> خانواده >> سبک زندگی اسلامی >> خداشناسی در سبک زندگی رضوی (ع)

خداشناسی در سبک زندگی رضوی (ع)

اهمیت خداشناسی را می‌توان از جهت آثار آن در زندگی فردی، جمعی و معنوی انسان مورد توجه قرار داد. تردیدی نیست که زندگی انسان خداشناس با حیات ملحدانه ی فردی که خدا را باور ندارد تفاوت بنیادینی دارد. باورِ آدمی به خدا و برداشتی که از اوصاف او دارد، در جنبه‌های مختلف زندگی وی و در انگیزه ها، نیّت ها، داوری ها و کردارهای او نقش اساسی ایفا می‌کند. در یک کلام، معنا و مفهوم خاصی به زندگی او می‌بخشد و شخصیت و هویت ویژه‌ای برای او به ارمغان می‌آورد. امام رضا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اولین عبادت خدا، معرفت و شناخت اوست. (۱)

۱) چرا باید خدا را شناخت؟

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
عبادت به زیادی نماز و روزه نیست بلکه همانا عبادت تفکّر در امر خداوند بلندمرتبه است. (۲)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ایمان اعتراف به زبان و معرفت به دل و عمل با اعضا است. (۳)
یکی از منکران وجود خدا نزد امام رضا (علیه السلام) آمد، در حالی که گروهی در محضر آن حضرت بودند، امام به او فرمود:
اگر حقّ با شما باشد – که نیست – و خدایی وجود نداشته باشد، در این صورت ما و شما برابریم و نماز و روزه و زکات و ایمان ما به ما زیان نخواهد رساند ولی اگر حقّ با ما باشد – که هست – در این صورت ما رستگار و شما زیان کار و در هلاکت و خسران خواهید بود. (۴)

۲) چیستی ایمان

از امام رضا (علیه السلام) درباره اولین واجبی که خداوند بر گردن بندگان نهاده است، سؤال شد. حضرت فرمود:
اقرار و ایمان به خدا و به پیامبر خدا و به حجّت خدا و هر چه از نزد خدای بزرگ آمده است. (۵)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
بنده به حقیقت ایمان دست نمی‌یابد مگر هنگامی که از سه خصلت برخوردار باشد؛ تفقّه در دین، اندازه نگه داشتن نیکو در معیشت و صبر بر بلاها. (۶)

یک) ایمان و تعقّل

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
کسی که به خدای بزرگ، ایمان نداشته باشد از معصیت ها اجتناب نمی‌کند، از ارتکاب گناهان بزرگ دست برنمی‌دارد، به هر فساد و ستمی که دلش بخواهد دست می‌یازد. اگر چنین شد و هر کس هر چه دلش خواست، کرد و از احدی هراسی نداشت، زندگی خلق، سراسر تباه می‌شود و هر کس بر دوش دیگری سوار می‌شود و اموال و نوامیس، مورد تجاوز قرار می‌گیرد و خون ها ریخته و حرمت ها دریده می‌شود و هر کس دیگری را بدون حقّی یا جرمی می‌کشد واین چگونگی، سبب ویرانی جهان و از بین رفتن مردمان و نابودی آبادی ها و نسل ها خواهد شد. (۷)

دو) ایمان و عمل

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ایمان گفتاری است که بر زبان رانده شود، شناختی است که با قلب صورت پذیرد و عملی است که با اعضا و جوارح صورت بندد. (۸)

سه) آثار ایمان

از امام رضا (علیه السلام) درباره ی حدّ توکّل سؤال شد حضرت فرمود:
با وجود خدا از هیچ کس هراس به دل راه ندهی. (۹)

الف) آرامش

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
موسی (علیه السلام) در یکی از مناجات‌هایش به خدا می‌گوید:‌ای پروردگارم! آیا از من دوری که تو را با صدای بلند بخوانم یا نزدیکی که با تو نجوا کنم؟ خداوند اینگونه وحی فرستاد: من همنشین کسی هستم که مرا یاد می‌کند. (۱۰)
شخصی به محضر امام رضا (علیه السلام) شرفیاب شد و از شک خود در انتخاب مسیر سفر گفت که راه خشکی در پیش گیرد یا از دریا عبور کند؛ چرا که هر دو بسیار ترسناک و پرمخاطره است. حضرت رضا (علیه السلام) برای رفع ترس و دودلی مرد، نسخه‌ای پیچید که در آن، دو داروی اصلی وجود داشت: اول اینکه دو رکعت نماز در مسجد رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) به جای آورد و خداوند را طرف مشورت خود قرار دهد و استخاره کند و دوم اینکه وقتی بر کشتی سوار شد، این گونه با خدای خویش نجوا کند:
وَ قَالَ ارکَبُوا فِیهَا بِسمِ اللهِ مَجراهَا وش مُرسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَّحیم؛ و [نوح] گفت: در آن سوار شوید. به نام خداست روان شدنش و لنگر انداختنش، بی گمان پروردگار من آمرزنده مهربان است. (۱۱)
پس حضرت، احتمال دیگری نیز بیان می‌کند که اگر بازهم دریا خروشان شد، به سمت راست کشتی تکیه کن و این دعا را بخوان:
بِسمِ اللهِ اسکُن بِسَکینَ^ِ اللهِ و قِربِوَقَارِ اللهِ وَ اهدَأ بِإِذنِ اللهِ وَ لَآ حَولَ وَ لَا قُوَّ^َ إِلَّا بِاللهِ؛ با نام خدا با سکینه الهی آرام گیر و با وقار خداوند قرار گیر، به اذن و اراده الهی هدایت شو؛ چرا که هیچ نیرویی و توانی نیست؛ مگر از جانب خداوند. (۱۲)

ب) سامان دهی زندگی اجتماعی

از امام رضا (علیه السلام) سؤال شد چرا مردم مأمور شدند به وجود خدا اعتراف کنند؟ حضرت در پاسخ چند دلیل را بیان فرمود:
اول اینکه هر کس به خدای بزرگ معترف نباشد، از گناهان دوری نمی‌ کند و از ارتکاب گناهان بزرگ پرهیز نخواهد کرد. کسی که خدا را نشناسد در ستم کردن و تباهی ورزیدنی که دلخواهش باشد و از آن لذّت ببرد، پروایی ندارد و اگر مردمان چنین باشند و هر کس هر آن چه دلخواهش باشد عمل کند، همگان تباه می‌شوند، ناموس ها و اموال غصب می‌شود، خون ها و زن ها از حرمت می‌افتد. پس منع از فساد و تباهی و امر به صلاح و نیکی و بازداشتن از کارهای زشت و ناپسند تنها از رهگذر اعتراف به خدای بزرگ ممکن خواهد بود؛ چرا که اگر مردمان بدون اعتراف به خدای بزرگ رها شوند، امر به معروف و نهی از منکر پا نخواهد گرفت؛ زیرا که امر کننده و نهی کننده‌ای وجود ندارد.
دوم اینکه ممکن است مردم به سبب انجام دادن کارهایی در خفا و پوشیده از چشم مردم فاسد گردند. پس اگر اعتراف به خدا و ترس درونی از او نباشد، کسانی که می‌بینند در خلوت می‌توانند به خواست و شهوت خود برسند دیگر پروا نمی‌ کنند و از انجام دادن حرام و پرداختن به گناه دوری نمی‌ گزینند؛ چرا که می‌بینند کارشان از دیده ها پوشیده است و هیچ کس ناظر کردار آنان نیست و این عنان رهایی می‌تواند تباهی و هلاکت همگان را در پی داشته باشد. بنابراین استقامت خلق و صلاح جان آنان بسته به اعتقاد به خدایی است دانا و آگاه که از پنهان و آشکار با خبر است و به صلاح و درستی فرمان می‌دهد و از بدی و زشتی نهی می‌کند، هیچ چیز بر او پوشیده و پنهان نمی‌ ماند و این اعتراف و اعتقاد خود سبب دوری جستن مردمان از انواع گوناگون فساد خواهد بود.
بنابراین باور به خدا نه تنها ظاهر زندگی اجتماعی انسان ها را اصلاح می‌کند بلکه باطن و درون آن را نیز پاک و پاکیزه می‌گرداند، اعتقاد به وجود مدبّری که تمام ساحت‌های زندگی انسان را می‌بیند. پنهان ها هم برای او پیدا بوده و هیچ چیز از نگاه تیزبین او به دور نیست، عامل مهمی برای اصلاح زندگی فردی و اجتماعی بشر به شمار می‌آید. (۱۳)

ج) وحدت و همدلی

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
اگر گوینده بگوید: پس چرا اولی الامر قرار داده شده و به اطاعت ایشان فرمان رفته است؟ در جواب او گفته می‌شود: به سبب‌های فراوان: از جمله این که چون آفریدگان بر حدّ محدودی قرار گرفته و فرمان یافته اند که از این حدّ در نگذرند تا کارشان تباه نشود، این کار جز به آن میسر نمی‌ شود که برایشان امینی بگمارند تا آنان را از تجاوز از حدب و درآمدن به ناحیه‌ای که برای ایشان ایجاد خطر می‌کند بازدارد، چه اگر چنین نمی‌ بود، هیچ کس لذّت جویی و سودمندی خود را به خاطر جلوگیری از تباه شدن دیگران فرونمی گذاشت، پس برای مردمان سرپرستی قرار داده شد تا از فساد و تباهی بازشان دارد، و حدود و احکام را در میان ایشان اقامه کند. دیگر اینکه هیچ فرقه‌ای از فرقه ها و هیچ ملّتی از ملّت ها را نمی‌ یابیم که جز با داشتن سرپرست و رئیسی، که به امر دین و دنیای ایشان رسیدگی کند، باقی مانده باشد. پس در حکمت حکیم جایز نیست که خلق را از داشتن چیزی که ناگزیر باید داشته باشند و دوام و قوام ایشان جز به آن میسر نیست محروم سازد، کسی که به راهنمایی او با دشمنان خود می‌جنگند، و غنایم را تقسیم می‌کنند، و او نماز جمعه و جماعت آنان را برپا می‌دارد، و از تعدّی ستمگران بر دیگران جلوگیری می‌کند. (۱۴)

۳) مراتب شناخت خدا

یک) شناخت ذات الهی

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
خداوند بزرگوارتر از آن است که دیده‌ای او را دریابد یا خیال به او احاطه نماید و یا عقلی او را ضبط کند. (۱۵)

دو) شناخت هستی خداوند

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
کمترین مراتب معرفت، اقرار به این است که خدایی غیر از پروردگار بی نیاز نیست و شبیه و نظیر ندارد و ایجاد کننده و قدیم و موجود است که فقدان و نابودی از برای او نیست و مثل او چیزی نیست. (۱۶)

سه) شناخت اوصاف و افعال الهی

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ای خدایی که مرا به سوی خود رهنمون گشتی و با معرفت خود دلم را نرم کردی. (۱۷)
خدایا! من از توأم و وابسته به توأم و روانه به سوی توأم و از توأم. برای خود زیان و سودی به دست ندارم. (۱۸)

۴) چگونه خدا را بشناسیم؟

یک) عقل

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
دوست هر کس عقل و دانایی اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی او است. (۱۹)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
عبادت به نماز و روزه بسیار نیست، همانا عبادت اندیشیدن در امر خدای عز وجل است. (۲۰)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
علم و دانش حیات قلب ها و روشنی دیدگان از غبار ظلمت را در پی دارد، علم و دانش مایه نیرومندی جان ها در برابر سستی است و بندگان خدا به واسطه ی آن به درجات رفیعی در دنیا و آخرت دست می‌یابند.
عقل تابع علم است و علم ابزاری است که بنده با مدد آن به مقام بندگی و اطاعت دست می‌یابد و می‌تواند آنچه را موجب سعادت اوست به انجام رساند. (۲۱)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
همانا عقل است که معیار صدق هر صادق و کذب هر کاذب است. (۲۲)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
از دانایان باشید نه از راویان، اگر حدیثی را از روی فقه و بصیرت و دانایی درک کنید و معنای آن را دریابید بهتر است از این که هزار حدیث را بدون درک معنای آن روایت نمایید. (۲۳)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
خدایا عقل من موهبت و رحمتی از جانب تو است. همان گونه که هدایت من از تفضّل و قدرت تو ناشی می‌شود و نیز حیات قلب و مرکز ادراکات من از امید به تو سرچشمه می‌گیرد. تو تأثیر نیرنگ‌های دشمنان را بر قلب و فهم من رفع نموده و زمینه تأمّل و دقّت را در اندیشه و تفکراتم فراهم ساختی و امید به یاری خودت را افزون نمودی. (۲۴)
امام رضا (علیه السلام) در پاسخ به سؤال عمران که خدا در چیست؟ آیا شیئی بر او احاطه دارد و دچار تحوّل و دگرگونی می‌شود و نیز آیا به چیزی محتاج است؟ فرمود:
ای عمران پس خوب در جواب من دقّت کن و آن را بفهم. این از پیچیده ترین نکاتی است که مورد پرسش همه مردم است و افرادی که دچار کاستی در عقل و فهم هستند آن را نمی‌ فهمند و در مقابل، عقلای منصف از درک آن عاجز نیستند. (۲۵)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
با کمک عقل و تفکّر توفیق معرفت پیدا می‌کنیم و از راه تدبّر، حجّت و برهان وجود او ثابت می‌شود. (۲۶)

دو) قلب و شهود

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ایمان، معرفت به قلب، اقرار به زبان و عمل به ارکانو جوارح است. (۲۷)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
هیچ بنده‌ای چهل روز برای خداوند خالص نشد، جز اینکه چشمه‌های حکمت از دانش بر زبانش جاری شد. (۲۸)

۵) توحید

امام رضا (علیه السلام) فلسفه فرمان الهی بر لزوم اقرار به خداوند متعال را این گونه بیان می‌کند:
پرهیز از گناهان، اصلاح امور و رفتار بندگان، نهادینه شدن فرهنگ امر به نیکی و پرهیز از زشتی و آلایش درون آدمیان از عیب‌های باطنی. (۲۹)

یک) اقسام توحید

الف) توحید ذاتی

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
درباره توحید باید همانگونه که خداوند فرموده قُل هُوَ اللهُ أَحَدٌ * اللهُ الصَّمَدُ* لَم یَلِد وَ لَم یُولَد * وَ لَم یَکُن لَّهُ کُفُواً أَحَدُ معتقد بود. (۳۰)

ب) توحید احدی (درون ذاتی)

امام رضا (علیه السلام) در توصیف خداوند فرمود:
شنوا و بینا است متفرّد به ذات و متفرّد به معنا است. بزرگ منتهی به اوست. فرزند نمی‌ آورد و کسی از او متولد نمی‌ شود و احدی نظیر و مساوی با او نیست. (۳۱)

ج) توحید واحدی (برون ذاتی)

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
من خدا را توصیف می‌کنم به همان نحوی که خود را توصیف نموده است؛ توصیف می‌کنم بی آنکه او را در اندیشه خود تصوّر کنم، او را توصیف می‌کنم بی آنکه با حواس برایش صورتی قائل شوم، به وسیله آیات و نشانه‌های خلقت شناخته می‌شود… استدلال بر وجودش می‌شود بدون آنکه مثالی برایش معیّن شود و به یگانگی او اعتراف می‌شود بی آنکه تجزیه پذیر باشد. با نشانه ها شناخته می‌شود و با علامت ها اثبات می‌گردد. جز او خدایی نیست بزرگ و بلندمرتبه است. (۳۲)

د) توحید صفاتی

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
نام‌های او، محض عبارت و تعبیرات و افعال و کردار او مجرّد تفهیم است. ذات او حقیقت است و کنهش، جدایی او از خلق. بقای او حدّ و مرز سایر پدیده ها است. (۳۳)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
اگر کسی در مورد خداوند به صفاتی زائد بر ذات قائل شود، تشبیه را نفی نکرده بلکه در واقع قائل به تشبیه شده است هر چیزی که در مخلوقین یافت شود، در خالقش وجود نخواهد داشت. (۳۴)

هـ) توحید افعالی

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
هر کس به یگانگی خداوند اقرار کند و خدا را به چیزی تشبیه نکند، و او را از هر آلودگی منزّه بداند، و معتقد شود که هر نیرو و قوه و حرکتی از طرف خداوند است و اراده و مشیت او بر همه جا حکومت می‌کند. جسم و جان مردم در اختیار اوست، عالم امر و خلق در دست اوست، به قضا و قدر خداوند اعتقاد پیدا کند و افعال بندگان را مخلوق بداند به خلقت تقدیری نه تکوینی… از شیعیان ما اهل بیت به حساب می‌آید. (۳۵)

و) توحید در عبادت

امام رضا (علیه السلام) برای اثبات توحید در عبودیت برای عالمی مسیحی به نام جاثلیق این گونه استدلال کرد:‌ای مسیحی! قسم به خدا ما به عیسایی که به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مؤمن بود، ایمان داریم و نسبت به عیسای شما ایرادی نداریم جز ضعف و ناتوانی و کمی نماز و روزه او!… جاثلیق گفت: شما معتقدی که عیسی (علیه السلام) ضعیف بود و کم روزه می‌گرفت و کم نماز می‌خواند؟ و حال آنکه حضرت حتّی یک روز هم بدون روزه سپری نساخته و یک شب نیز به خواب نرفت و همیشه روزها روزه بود و شب ها شب زنده دار! امام (علیه السلام) فرمود: برای نزدیکی و تقرّب به چه کسی روزه می‌گرفت و نماز می‌خواند؟! جاثلیق نتوانست جوابی دهد و ساکت ماند. (۳۶)

دو) اسما و صفات الهی

امام رضا (علیه السلام) در روایتی، معنای «بسم الله الرّحمن الرّحیم» را این گونه بیان فرمود:
نفس خود را به علامتی از علامت‌های خدای تعالی، یعنی عبادت، علامت گذاری می‌کنم، راوی می‌گوید به آن حضرت گفتم: «سمه» یعنی چه؟ حضرت فرمود: علامت. (۳۷)
محمدبن مؤید گوید: خدمت امام رضا (علیه السلام) رسیدم تا درباره توحید سؤالی مطرح کنم، ایشان این مطلب را برایم دیکته کرد:
حمد از آن خداست که همه چیز را پدیده هستی داده و ابتکاری به جا نموده است. نه چیزی پیش از آفرینش او بوده تا اختراع صدق نکند و نه علّت و سببی در میان بوده که ابتکار درست نیاید، هر چه را چنانچه خواست آفرید و در این آفرینش برای اظهار حکمت و حقیقت ربوبیت خود تنهایی گزید، خردها او را در چنگ نیارند و اوهام به او نرسند، دیده ها او را درک نکنند و در اندازه نگنجد، زبان تعبیر در برابر آستان او درمانده و دیده ها در فرود هستی او خود را ببازند، صفات گوناگون در حضرت او گم و سرنگونند، بی پرده در نهانی عمیق نهفته است و بی پوشش، کلانی خود را در پرده گرفته، نادیده شناخته شده و بی تصویر ستوده گردیده و بی جسمی نشانه گذاری شده، نیست شایسته پرستشی جز خدای بزرگ و برتر. (۳۸)
خزاز و محمدبن حسین گویند: خدمت حضرت رضا (علیه السلام) شرفیاب شدیم و برای آن حضرت روایتی را نقل کردیم که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پروردگارش را به صورت جوانی آراسته دیده است. حضرت با شنیدن این سخن به سجده افتاد و چنین فرمود:
منزّهی تو، تو را نشناختند و یگانه ات ندانستند. از این رو برایت صفت تراشیدند، منزّهی تو، اگر تو را می‌شناختند به آنچه خود را توصیف کرده‌ای می‌کردند. منزّهی تو… بارخدایا! من تو را جز به آنچه خود ستوده‌ای نستایم و به مخلوقات مانند نسازم. (۳۹)

۶) ارتباط با خدا

یک) ارتباط مستقیم

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
موسی (علیه السلام) روزی در نجوای خود با خداوند گفت: پروردگارا! آیا از من دوری تا تو را با صدای بلند بخوانم یا نزدیک منی تا با تو نجوا کنم؟ خدای متعال به موسی (علیه السلام) این گونه خطاب کرد: من همنشین کسی هستم که مرا یاد می‌کند. (۴۰)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
دعای هیچ کس را کوچک نشمارید؛ چرا که دعای یهودی و نصرانی در حقّ شما مستجاب می‌شود؛ در حالی [که ممکن است] دعاهای خودتان مستجاب نشود. (۴۱)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
[دعا] نور آسمان و زمین، ستون دین و اسلحه پیامبران و مؤمنان. (۴۲)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
دعا سلاح مؤمن و ستون دین و نور آسمانها و زمین است. (۴۳)
علی بن اسباط می‌گوید به امام رضا (علیه السلام) گفتم: فدایت شوم! نمی‌ دانم برای سفر، راه دریا را پیشه گیرم یا خشکی؛ چرا که راه، بسیار مخاطره آمیز و ترسناک است. حضرت برای این که آرامش پیدا کند دعایی را به او تعلیم داد که اگر راه خشکی در پیش گیرد آن را بخواند و برای مسیر دریا نیز دعای ویژه‌ای را بیان فرمود. سپس حضرت (علیه السلام) درباره آرامش فرمود:
آرامش، نسیمی است که از بهشت وزیدن می‌گیرد و صورتی همانند صورت انسان دارد. (۴۴)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
به خدا خوش گمان باشید؛ چرا که جدم امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که به خدا نیک اندیش باشد، خدا نزد گمان نیک به خودش قرار دارد. (۴۵)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
کسی از مخلوقات من نیست که به من پناه آورد و به من چنگ زند؛ مگر این که زمین و آسمان را برای رزق و روزی او ضمانت می‌کنم. پس اگر طلبی کند، به وی عطا می‌کنم و اگر بخواند، وی را اجابت می‌کنم و اگر بخشش کند، به وی عطا می‌کنم و اگر بخواند، وی را اجابت می‌کنم و اگر بخشش بطلبد، او را می‌آمرزم. (۴۶)
حسن بن جهم از امام رضا (علیه السلام) پرسید: آیا جایز است برای تغییر جنسیت جنین دعا کنیم؟ حضرت (علیه السلام) فرمود:
خداوند هر چه بخواهد انجام می‌دهد. (۴۷)
زکریابن آدم می‌گوید امام رضا (علیه السلام) به من فرمود: این دعا را برای درمان تمام دردها بخوان؛ چرا که به اذن خدا سلامتی اش را به دست می‌آورد:
ای کسی که شفا را نازل می‌کنی و دردها را از بین می‌بری بر من شفای کاملت را نازل کن. (۴۸)
امام رضا (علیه السلام) فرمود: هنگامی که چیزی را گم کردی، آیه شش تا پنجاه و نه سوره انعام را تلاوت کن سپس این گونه دعا کن:
اللهُمَّ إِنَّکَ تَهدِی مِنَ الضَّلَالَ^ِ وَ تُنجِی مِنَ العَمَی وَ تَرُدُّ الضَّالَّ^َ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغفِرلی وَ رُدَّ ضَالَّتِی وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلِّم؛ خدایا همانا تو از گمراهی هدایتم می‌کنی و از کوری و نابینایی نجاتم می‌دهی و گم گشته را بازمی گردانی پس بر محمد و خاندان او درود فرست و مرا بیامرز و گمشده ی مرا بازگردان، و بر محمد و خاندانش سلام و درود فرست. (۴۹)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
مؤمنی نیست که برای برادران و خواهران مؤمن یا زنان و مردمان مسلمان چه مرده و چه زنده آنان دعا کند، مگر این که خداوند به ازای هر زن و مرد مؤمن برای او تا دامنه قیامت، حسنه‌ای ثبت می‌کند. (۵۰)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
هر کس در غیاب برادر مؤمن خویش برایش دعا کند، از کناره‌های آسمان ندا می‌شود:‌ای فلانی! برای توست مانند آن چه که برای برادرت درخواست کردی و برای توست صدهزار برابر آن. (۵۱)

دو) ارتباط غیر مستقیم

حضرت رضا (علیه السلام) به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
کسی که ایمان نیاورده و شفاعت مرا قبول نکرده است هرگز خدا او را به شفاعت من نرساند پس از آن فرمود شفاعت مخصوص کسانی از امت من است که گناهان کبیره کرده باشند. (۵۲)

پی‌نوشت‌ها:

۱. مفید، الأمالی، ص ۲۵۳.
۲. کلینی، الکافی، ج۲، ص ۵۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۳۲۲.
۳. صدوق، الأمالی، ص ۲۶۸.
۴. کلینی، الکافی، ج۱، ص ۷۸.
۵. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۲، ص۹۹.
۶. حرّانی، تحف العقول، ص۴۴۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵؛ ص۳۳۹.
۷. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۲، ص۹۹.
۸. مفید، الأمالی، ص۲۷۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۶۶، ص ۶۸.
۹. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۲، ص۴۹.
۱۰. همان، ص ۱۲۷.
۱۱. هود/۴۱.
۱۲. کلینی، الکافی، ج۳، ص ۴۷۱.
۱۳. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۲، ص ۹۹؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۶، ص ۵۸.
۱۴. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۲، ص ۱۰۰.
۱۵. همو، التوحید، ص۲۵۲.
۱۶. کلینی، الکافی، ج۱، ص۸۶؛ صدوق، التوحید، ص ۲۸۳؛ همو، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص۱۳۳.
۱۷. کلینی، الکافی، ج۲، ص ۵۷۹.
۱۸. مجلسی، بحارالانوار، ج۷۳، ص۱۷۴.
۱۹. کلینی، الکافی، ج۱، ص ۱۱؛ همو، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۲، ص ۲۵۸؛ صدوق، علل الشرائع، ج۱، ص ۱۰۱.
۲۰. کلینی، الکافی، ج۲، ص ۵۵.
۲۱. عطاردی، مسند الامام الرضا (علیه السلام)، ج۱، ص ۷.
۲۲. صدوق، علل الشرائع، ج۱، ص ۱۲۲؛ همو، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۲، ص ۸۰.
۲۳. عطاردی، مسند الامام الرضا (علیه السلام)، ج۱، ص ۸.
۲۴. موحد ابطحی، الصحیف^ الرضوی^، ص ۴۲.
۲۵. صدوق، التوحید، ص ۴۳۹؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص ۴۲۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰، ص۳۱۷.
۲۶. صدوق، التوحید، ص ۳۵؛ همو، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص ۱۵۱.
۲۷. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص۲۲۶.
۲۸. همان، ج۲، ص۶۹.
۲۹. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۲، ۹۹؛ همو، علل الشرائع، ج۱، ص ۲۵۲.
۳۰. صدوق، التوحید، ص ۹۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲، ص ۶۹.
۳۱. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص ۱۲۷.
۳۲. مجلسی، بحارالانوار، ج۲۵، ص۲۷۵.
۳۳. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص۱۵۱.
۳۴. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص ۱۵۳؛ همو، التوحید، ص ۴۰.
۳۵. مجلسی، بحارالانوار، ج۶۶، ص ۹.
۳۶. طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص ۴۱۸.
۳۷. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص ۲۶۱.
۳۸. کلینی، الکافی، ج۱، ص ۱۰۵.
۳۹. همان، ص۱۰۱.
۴۰. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص ۱۲۷.
۴۱. کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۷؛ حرّعاملی، وسائل الشیعه، ج۷، ص۱۲۹.
۴۲. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۲، ص۳۷.
۴۳. همان.
۴۴. کلینی، الکافی، ج۳، ص۴۷۱.
۴۵. همان، ج۸، ص۲۸۶.
۴۶. مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۴۳.
۴۷. حرّعاملی، وسائل الشیعه، ج۷، ص ۱۴۲.
۴۸. مجلسی، بحارالانوار، ج۹۲، ص۵۵؛ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص ۴۲۴.
۴۹. طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۳۷۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۹۲، ص۱۲۳؛ نوری، مستدرک الوسائل، ج۸، ص ۲۱۵.
۵۰. صدوق، ثواب الاعمال، ص ۱۹۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۹۰، ص ۳۸۶؛ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج۷، ص ۱۱۶.
۵۱. کشّی، رجال الکشّی، ص ۵۸۶؛ ابن طاووس، فلاح السائل، ص ۴۴.
۵۲. صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۱، ص ۱۳۶.

منبع مقاله :
فعالی، محمد تقی، (۱۳۹۴) سبک زندگی رضوی (۸)، مشهد: بنیاد فرهنگی هنری امام رضا (ع)، چاپ اول.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: