پنجشنبه - ۱۳۹۷/۰۳/۰۳

تأثیر شرایط اجتماعی ـ اقتصادی بر مشارکت سیاسی زنان در ایران (۲)

۲. تحصیلات
افرادی که از سطح تحصیلات بالایی برخوردارند به مشارکت در سطح بالایی گرایش دارند. این فرضیه درمورد افرادی با تحصیلات پایین برعکس است. هر چند تحصیلات به طور نزدیکی با وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی ارتباط می یابد، لکن تأثیر تحصیلات در همه شرایط و مشاغل دیده می شود. به علاوه، رابطه ای بین درآمد و فرهنگ و ملیت در کشورهای صنعتی و در حال توسعه وجود دارد.
فهم رابطه میان تحصیل و مشارکت سیاسی نیاز به یک پیش شرط مهم دارد. اثر تحصیل بر همه اشکال مشارکت یکسان نیست، بلکه بیشتر با مبارزات سیاسی، مشارکت جمعی و فعالیت های ارتباطی، پیوند می خورد. نیز ارتباط کمی در جهت مثبت با فعالیت های اعتراضی برقرار می کند. برخی مطالعات نشان می دهند که معترضان اغلب به تحصیلات بهتر ودست یابی به موقعیت شهروندی بالاتر گرایش دارند.

۳. محل اقامت
حدود و اندازه های محل اقامت افراد، در مشارکت سیاسی آنها مؤثراست. مطالعات رفتاری معمولاً این بحث را به عنوان یکی از موارد مهم مورد بحث در بر می گیرد. با وجود هزاران هزار مطالعه تطبیقی بین اقامت شهری و روستایی، هیچ اجماعی در مورد چگونگی و میزان
توسعه و اندازه تأثیر جامعه بر روی فعالیت سیاسی وجود ندارد. به خصوص در برخورد با فرهنگ ها و تنوعات ملی، در نهایت دو گرایش دراین مجموعه قابل تشخیص است : گرایش اول که زندگی شهری را با زندگی روستایی مقایسه می کند که نتیجه آن شرکت بیشتر شهرنشینان در سیاست است و گرایش دوم، الگوی مرکزـ پیرامون است که در آغاز مباحث مطرح شد. درمیان شهرنشینان عموماً مشاهده شده که در بیشتر جوامع به مرکز نزدیک ترند و نسبت به روستانشینان به طور گسترده ای از فرصت های با ارزش که باعث تعامل درونی و ارتباطی شهرنشینان می شود برخوردارند.

۴. شرایط خانوادگی
تفاوت و تنوعات مشارکت در متغیر سن در چرخه زندگی، بیشترقابل توضیح است. بسیاری از گروهای بی تفاوت شامل گروه های جوان و مجرد می شود که تنها به طور حاشیه ای درمیان یک جمع پذیرفته می شود. برخی مطالعات نشان می دهد که افراد متأهل بیشتر علاقه دارند در سیاست دخالت کنند. این درحالی است که تحقیقات دیگری خلاف این نظریه را ثابت کرده اند. در واقع، می توان گفت : این شرایط مربوط به زمانی است که زن و شوهری با وجود داشتن فرزندان کوچک مجالی برای فکر کردن در مورد سیاست نمی یابند. این عامل بیشتر در تعیین فعالان سیاسی (گلادیاتورها) اهمیت دارد. مطالعات نشان می دهد که خانواده های بدون فرزند با فرزندان بزرگ تر بیشتر در سیاست دخالت می کنند تا خانواده هایی که فرزندان کوچک دارند. سه عامل در رابطه با سن و مشارکت مطرح هستند: کامل شدن در جامعه، اوقات فراغت برای توجه به سیاست و تندرستی.
کامل شدن در جامعه با ازدواج و تشکیل خانواده و دسترسی به شغل توسعه می یابد. غیر از اینها، جوان ترها و محدوده های سنی دیگر فرصتی کامل برای مشارکت دارند، به خصوص در مورد مادران جوان. البته ناتوانی های جسمی درافراد باعث کاهش سطح مشارکت سیاسی می شود.
مشارکت در اعتراضات، تظاهرات و آشوب ها معمولاً با سنین جوان در ارتباط است. مطالعات انجام شده درایالات متحده نشان می دهد مبارزه، به خصوص آشوب، بیشتر توسط مردان جوان صورت می گیرد. از جمله دلایلی که برای این مسئله بیان شده، می توان به داشتن اوقات فراغت بخصوص برای دانشجویان و بیکاران، فقدان حس جمعی یا طرد اجتماعی (به علت بیکاری یا اهانت به خطر عدم تأیید و اطمینان همسایه ها) و تمایل به تغییرنظامی که او را در این موقعیت قرار داده است اشاره نمود.

۵. تفاوت های جنسیتی
تقسیم سنتی، کارامور سیاسی را به مردان واگذار می کند، لکن این تصور در عصر حاضر از بین رفته است، هر چند مطالعات نشان می دهد که بقایای این دیدگاه به طور معنی داری هنوز باقی مانده است. یکی از دلایل ذکرشده این است که شوهر خانواده بیشتر فراغت دارد تا به مسائل سیاسی بپردازد، و یا بیشتر در معرض مسائل سیاسی قرار می گیرد. یافته ها نشان می دهد مردان بیشتر مایلند مشارکت کنند تا زنان و این یافته ها ازآن دسته یافته هایی است که در علوم اجتماعی کاملاً اثبات شده است. این مطالعات در بیش از ده کشور انجام شده که تنها دریک مورد (کشور آرژانتین) نتایج عکس به دست آمده است، درایالات متحده جمعیت رأی دهنده زن ده درصد کمتر از مردان است، اگرچه این شکاف در حال از بین
رفتن است. این وضعیت در میان افراد طبقه پایین وسیع تر و در میان افراد طبقه بالا کمتر است. درمیان طبقات پایین تعداد کمی از زنان عمل مشارکت سیاسی را انجام می دهند. مشارکت سیاسی زنان طبقات بالا که تحصیلات عالیه دارند، تفاوت کمی با نرخ مشارکت سیاسی مردان تحصیل کرده دارد. در ایالات متحده تفاوت کمی میان زن و مرد در احساس وظیفه شهروندی وجود دارد. مردان به احتمال زیاد نسبت به زنان بیشتر احساس می کنند که واجد شرایط هستند تا به پیچیدگی های سیاست بپردازند. این احساس در میان زنان تحصیل کرده طبقه ضعیف خیلی کمتراست.
نوسازی اجتماعی و اقتصادی به تدریج این تفاوت ها را از بین می برد. طبق مطالعات آلموند ووربادر ۵۰ کشور، شکاف میان مشارکت سیاسی زنان و مردان در آمریکا کمترین و درهند بیشترین نرخ را دارد. ژاپن، استرالیا و نیجریه در میانه این بررسی قرار دارند. این مسئله نشان می دهد نقش های سیاسی زنانه در اغلب کشورهای دنیا در حال تعریف شدن است.(۱)

پی نوشت :

۱ـ مطالب ارائه شده از میلبراث به صورت ترجمه و تلخیص از کتاب مشارکت سیاسی وی می باشد.
منبع مقاله :
نشریه بانوان شیعه، شماره ۲۰

نویسندگان:دکتر سید محمد تقی آل غفور/ فاطمه کاشف الغطاء
استادیار دانشگاه باقرالعلوم / کارشناسی ارشد علوم سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: