سه شنبه - ۱۳۹۷/۰۸/۲۲
صفحه اصلی >> خانواده >> بانوان >> تحلیل نقش زن در نظام خانواده از باستان تا مدرنیته

تحلیل نقش زن در نظام خانواده از باستان تا مدرنیته

خانواده به عنوان یک نهاد فراگیر اجتماعی، هسته اولیه جامعه را سامان می دهد و از ارکان مهم جوامع بشری کانون خانواده است که هسته مرکزی و شیرازه آن جامعه محسوب می گردد. خانواده، این نهاد مقدس و جاودانه در پیشرفت و توسعه مادی و معنوی جوامع بشری سرنوشت ساز است.
خانواده یک واحد اجتماعی است که نشانه های آن اقامت مشترک در یک مکان، همکاری اقتصادی و پذیریش مسئولیت در پیدایش و تربیت فرزندان می باشد. خانواده در مفهوم کلی خود پدیده ای جهانی است. حتی هنگامی که خانواده از دو نفر یعنی مادر و فرزند تشکیل شده باشد؛ شبکه ای از روابط برقرار است.
زنان در راستای خانواده محور و مدار سامان بخشی به امور خانواده و آرمان های اصیل آن است. زنان مایه سکون، سلامتی، تعادل، تحکیم، آرامش و انس نظام خانواده هستند. از آنجا که زن موجودی لاینفک از خلقت، خانواده و جامعه هست، می توان بر این باور بود زنان در نقشهای فوق به حد کمال روحی و معنوی رسیده باشند و از آنجا که اسلام پایه اجتماع بشری را جامعه خانوادگی می داند و نطفه ی اصلی جامعه را ازدواج تشکیل می دهد از این رو این زن اساس این اجتماع کوچک محسوب می شود و زنان در این راه وظیفه بسیار مهم و خطیری پیش رو دارد.
ولی متاسفانه دیدگاه های مخرب در مورد این عنصر محوری؛ یعنی زن باعث شده است که زن در طول تاریخ از یک نوع مظلومیت توام با محرومیت رنج ببرد که نتیجه آن تاثیر برکارکردهای فطری او شده است. در جاهلیت سنتی و صنعتی نیز با احساسات و عواطف او برخوردهای جاهلانه و مغرضانه شده است به طوری که بر وقار و شان او اثر گذاشته و از حیثیت و حریم او سوء استفاده گردیده است که عمده ترین نتایج آن متزلزل شدن کانون گرم خانواده بوده است.
قابل ذکر است که بعد از انقلاب صنعتی در جهان و رشد و پیشرفتهای فوق العاده بشر در زمینه های علم و تکنولوژی و بهره برداری بیشتر از طبیعت زنان آسیب جدی دیدند و این آسیبها ناشی از تفکر مادی گرایانه سرمایه داران بود که رفته رفته آسیب آن به زندگی زن و شوهری رسید.
ویل دورانت در کتاب لذات فلسفه می گوید : “انقلاب صنعتی در درجه اول موجب شد که زن نیز صنعتی شود، آنهم تا بدان پایه که بر همه نامعلوم بود و هیج کس خواب آن هم ندیده بود. زنان کارگران ارزانتری بودند و کارفرمایان آنان را بر مردان سرکش سنگین قیمت ترجیح می دادند و..”
در حقیقت ماهیت زن برای سودآوری اقتصادی ومنفعت طلبی سرمایه داران یکسویه نگر نیست، بلکه از او برای مونس پروری، انس گیری، آرامش جویی، مودت و محبت طلبی در عرصه خانه و کاشانه است در حالی که انجام کارها و اموراتی که متناسب با شان و منزلت او است و سودآوری هم دارد مانعی در سر راه او نیست.
زن کانون خانوادگی را به وجود می آورد و انتقال دهندگان اصلی فرهنگها در طی قرون و اعصار زنان خانواده بودند. این زنان هستند که با انتقال فرهنگ و سنن اجتماعی باعث اعتلای دین و فرهنگ و هنر در جامعه شده اند. در بعضی از دیدگاه ها زن را به عنوان انسانی با خصایص کاهش، بلکه به عنوان زن و به عنوان موجودی با کارکردهای خاص این چنینی می نگرد و طبعا در این دیدگاه زن به لحاظ محدودیت های فیزیولوژیکی که دارد به عنوان جنس دوم تلقی می گردد. دورکیم با دیدی جامعه شناسنامه با مقایسه میان زن و مرد می گوید :”مرد تقریبا” بطور کامل محصول جامعه است، حال آن که زن به میزانی بیشتر، محصول طبیعت است”. بنابراین نیازهای مرد کاملا متفاوت با نیازهای زن است. همچنین ویل دورانت می گوید: در اجتماعات ابتدایی، قسمت اعظم ترقیات اقتصادی، به دست زنان اتفاق افتاده است نه به دست مردان کانوان خانوادگی نیز از زن به وجود آمده و به تدریج نام مرد را هم در فهرست حیوانات اهلی وارد کرد و به او ادب آموخت و به او معاشرت و آداب اجتماعی را که بنیان روانشناسی و مدیریت است تعلیم کرد.
در نتیجه زنان در سالهای اخیر درباره جایگاه زن در خانواده و جامعه بحث زیادی صورت گرفته است و همچنین برداشت های متفاوت و گاه متضاد هم ارائه شده ولی هدف این متن ضمن نشان دادن جایگاه والای زن نمایش او به عنوان عنصر اصلی جامعه و استحکام خانواده در جامعه گذشته و حاضر به طور مختصر بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: