چهارشنبه - ۱۳۹۷/۰۵/۲۴
صفحه اصلی >> استان ما >> آداب و رسوم >> مراسم و سنت های معروف شهمیرزاد

مراسم و سنت های معروف شهمیرزاد

مراسم عروسی :

شامل خواستگاری ، مراسم اره گیرون ، شیرینی خورون ، عقد ، حنابندون

شب یلدا :

این شب ، بلندترین شب سال و شب اول چله بزرگ است . در این شب همه افراد فامیل در منزل بزرگ فامیل جمع شده و با انواع خوراکیها ، میوه جات و تنقلات سفره رنگینی ترتیب می دهند و با بگو و بخند و دست زدن و خواندن ، ساعات و اوقات خوشی را برای خود و دیگران فراهم می سازند . این شب پرخاطره و پرنشاطی برای همه است
در شب یلدا فال گرفتن از دیوان حافظ سنتی ارزنده و عزیز است که هرساله در این شب انجام می شود . مردم شهمیرزاد اعتقاد بر این دارند که در این شب باید چهل خوراکی بخورند ، در غیر این صورت مریض خواهند شد ! خربزه و هندوانه باید در این شب باشد ! بنابراین خربزه ای را که مدتها قبل خریداری و در داخل کاه یا کاهدانی جهت جلوگیری از یخ زدگی نگه می دارند سربریده و می خورند !

◄ پلادارک :

بر اساس اعتقاد مردم شهمیرزاد شوسیزده (شب سیزده) بر اساس تقویم و گاهشماری مرسوم در گذشته برابر است با روز دوازدهم آبان ماه ، در غروب این روز و بعد از اذان و هنگامی که هوا تقریبا تاریک شده جوانان و نوجوانان و گاه بزرگترها ، با استفاده از وسایل ، سر و صورت خود را پوشانده و به صورت ناشناخته به خانه ها رفته و به در می کوبند و به همراه کوبیدن در می گویند : ” تیک تیک پلادارکمه ” و چند بار تکرار می کنند صاحبخانه مقداری ازخوراکیها را که قبلا آماده کرده است را به آنها می دهد ، به این ترتیب هرکس مقداری خوراکی جمع آوری کرده و به خانه بر می گردد .این مراسم همان قاشق زنی است که با آداب و رسوم مختلف در نقاط دیگر کشور مرسوم است .

◄ لال چو :

لال چو (چوب لال) مراسمی است که در صبح روزی که غروب آن شوسیزده بوده و پلادارک انجام می شود به اجرا در می آید ، در این روز جوانان و نوجوانان اغلب به منزل بزرگتر فامیل و خانواده و همسایه ها رفته و با چوبی که در دست دارند به دست و پا و بدن آنان به آرامی می زنند بدون آنکه حتی کلمه ای صحبت کنند به این کار ادامه می دهند و به خانه های دیگر می روند و به این ترتیب مراسم یاد لال چو شده را انجام می دهند ، همانگونه که یادآور شدیم از شرایط و ویژگیهای این مراسم آن است که زننده چوب به هیچ وجه نباید صحبت کند به همین دلیل به آن لال چو می گویند .

مردم شهمیرزاد معتقدند به این ترتیب رنج و بیماری از بدن به در رفته و فرد سلامت خود را باز می یابد .

◄ چهارشنبه سوری :

مراسم جالب دیگری در شهمیرزاد که روز چهارشنبه آخر سال ( آخرین چهارشنبه سال ) و قبل از فرا رسیدن عید نوروز برگزار می شود ، چهارشنبه سوری است . این مراسم از بسیاری جهات شبیه مراسمی است که اکنون نیز در سایر نقاط کشور برگزار می شود و با جمع آوری هیزم یا گون و آتش زدن آنها در غروب آخرین چهارشنبه همه از روی آن می پرند و می گویند : ” زردی من از تو ، سرخی تو از من ” . زنان خانواده از قبل آجیل و تنقلات مختلف را که آماده کرده اند حاضر می کنند و در هر کوی و برزن همسایه ها با همکاری یکدیگر جشن کوچکی برپا می کنند و به این ترتیب همه آماده می شوند تا به استقبال عید نوروز رفته و سال نو و آغاز بهار را جشن بگیرند .

بخشی دیگر از مراسم چهارشنبه سوری تا حدی با نقاط دیگر فرق دارد ، مادران خانواده با آماده کردن ته چین ( ته چین غذای مورد علاقه شهمیرزادی ها بوده و زنان و دختران شهمیرزادی تبحر فراوانی در پختن آن دارند .) مراسم چهارشنبه سوری را رونق بیشتر می دهند و در صبح روز چهارشنبه مادران در حیاط خانه مقداری باروت قرار داده آن را آتش می زنند و همه افراد خانواده از روی آن می پرند و صبح زود در حالی که هوا کاملا روشن نشده ، زنان با ظرفهای آب به اسّیوچل می روند .

◄ اسّیوچل :

اسیو به معنای آسیاب و چل به چوبی گفته می شود که میان دو سنگ آسیاب قرار دارد و باعث به حرکت درآمدن سنگ ها می شود ، اسیوچل مراسم جالب آخرین چهارشنبه سال ، به این صورت است . زنان با ظرفهای پر از آب به طرف آسیابها می روند و آبی را که از آسیاب عبور می کند به اندازه کافی برمی دارند زیرا معتقدند که این آب شفابخش می باشد و موقع انتقال آب به منزل سعی می کنند آب تهیه شده را به طریقی زیر چادرهای خود پنهان کنند تا ماه نیز آن را نبیند ! چون معتقدند اگر ماه آب را ببیند ، آب خاصیت شفابخشی خود را از دست می دهد . مقداری از این آب را زن خانواده به در و دیوار خانه ریخته می گوید : ( اوّل باهار ، شو ورمز ، امار ، موارک ) اول بهار ، شب ورمز ، مارا مبارک و بقیه آب را نیز داخل سماور می ریزد و به این ترتیب همه افراد خانواده موقع صرف صبحانه و چای ، این آب شفابخش را می خورند !

در گذشته سعی می شد آب مورد بحث را از آسیابی که در ابتدای کوچه دروازه ( شهید طاهرزاده فعلی ) اسیوسر واقع بود تهیه کنند ، این آسیاب به آسیاب آقا سید هادی معروف است و آبی که به این آسیاب می رسید از هفت آسیاب بالاتر نیز عبور می کرد . مردم شهمیرزاد معتقدند آبی که از هفت آسیاب عبور کند شفابخش و متبرک است . این محله ( اطراف آسیاب آقا سید هادی ) نیز به اسّیوسر شهرت دارد و این شهرت تاکنون باقی مانده است .

◄ حسن کولشک :

یکی دیگر از سنتها که جهت توقف باران در شهمیرزاد رایج است به حسن کولشک معروف است . به این ترتیب که شخصی را انتخاب کرده ، به او لباس چوپانها ( چوقا ، و کولک ) پوشانده و آبکشی را بر سرش گذاشته و چوبی به دست او می دادند و از این فرد می خواستند در زیر باران حرکت کند ، سپس عده ای در اطراف او حرکت می کردند و می گفتند : ” حسن کولشک کجه شونی ؟ ” در واو جواب می گفت : ” شوم ، شوم از دست وارش ” دوباره می گفتند : ” نشا ، نشا وارش اسنه ! ” ( حسن کولشک کجا می روی ؟ می روم ، می روم از دست باران . نرو ، نرو باران می ایستد ! )

◄ لباس های مرسوم در شهمیرزاد :

در گذشته های نه چندان دور حالت خودگردانی و خودکفایی در اغلب روستاهای کشور در زمینه های مختلف برقرار بود ، با تغییراتی که در دهه ۱۳۴۰ بوجود آمد ، این وضعیت تغییر یافت . شهمیرزاد نیز چنین وضعیتی را دارا بوده و خودکفایی در زمینه های گوناگون از جمله مواد غذایی ، دامی و تهیه البسه و پوشاک و بافتن پارچه های مورد احتیاج از ویژگی های این شهر بود را از دست داد .

وقتی که هنوز پارچه های ارزان قیمت کارخانه ای و بازار وجود نداشت ، شهمیرزادیها خودشان پارچه می بافتند و در خیلی از خانه ها دستگاه های پارچه بافی و از جمله کرباس بافی داشتند . در آن زمان نخ ابریشمی بازرگانان از مازندران و پارچه های ابریشمی می بافتند . بعضی از این کارگاه ها از ۳۰ الی ۳۵ سال پیش دایر بوده است . به تدریج و با هجوم محصولات متنوع کارخانجات نساجی جدید که هم آسانتر و هم ارزانتر بدست می آمد ، پارچه های دست باف شهمیرزاد جای خود را برای رقیب نیرومند تازه وارد خالی کردند ، گاه و به ندرت در بعضی خانه ها پیرزنانی که کار دیگری از دستشان بر نمی آمد ، دستگاهی را نفس نفس زنان می چرخاندند تا این که رفته رفته این پیرزنان نیز از نفس افتادند کارگاهشان نیز از چرخش ایستاد .

در گذشته بافندگی بر عهده زنان و دختران بوده است و این بافته ها هیچ وقت جنبه کالای تجارتی نداشت ، به ندرت برای فروش به بازار عرضه می شد و تنها جهت رفع نیاز خانواده تهیه می گردید .

تعدادی از لباس های مرسوم در شهمیرزاد به شرح زیر بوده اند :

الجه

قرقری شلوار ( شلیته )

مخمل کت

کلاه تیرمه یراق

کجین چارقت

حری و زری

تافته

تومّون سیاه حاج علی اکبری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: