چهارشنبه - ۱۳۹۷/۰۵/۲۴
صفحه اصلی >> بیانات >> رهنمودهای امام >> امام خمینی: هدف آمریکا از مذاکره حفظ برتری اتمی است

امام خمینی: هدف آمریکا از مذاکره حفظ برتری اتمی است

نگاهی به ابزار های استکبار در اندیشه امام (ره)

امام خمینی: هدف آمریکا از مذاکره  حفظ برتری اتمی است

دشمنان ما که دشمنان خدای بزرگ و قرآن کریم و اسلام عزیزند، درندگانی هستند که از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم خود دست نمیکشند و برای رسیدن به ریاست و مطامع پست خود دوست و دشمن نمیشناسند.

استکبار و استکبار ستیزی مفهومی  ست که از تعالیم قرآن کریم بهره می گیرد و به عبارتی دیگر واضع این واژه و تعبیردر همه عرصه های اجتماعی و سیاسی ، قرآن کریم است. این واژه که مفهوم آن اظهار علو و برتری در زمین و بر دیگران بزرگی فروختن و خود را قاهر و مسلط دانستن است در آیات مختلف قرآنی و برای نمایاندن ماهیت قدرت های استکباری در هر عصر و زمان و معرفی خصال و صفات و روحیات و عملکردهایشان مطرح می گردد.

«فی صدورهم الا کبر  :«نیست در دلهاشان مگر تکبر و احساس بزرگی » (۱ ) « فاستکبرتم » : « شما استکبار و گردن کشی کردید » (۲ ) « کذبوا بایاتنا واستکبروا عنها » : « آیات ما را دروغ شمردند و از روی تکبر از آنها رخ برتافتند » (۳ ) از جمله آیاتی است که به صراحت واژه « استکبار » را درباره جبهه کفر و شرک و نفاق به کار برده و این خصلت و صفت شیطانی و نفسانی را در همه اعصار و به تمام دشمنان و مخالفان دین مبین حق تعمیم داده است.

اما شاید بتوان گفت که ورود واژگان استکبار و استکبار ستیزی به ادبیات معاصر ما با شناساندن ابعاد این مقوله  در تحولات انقلاب اسلامی و توسط رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی (ره) بوده است. در واقع شجاعت به کاربردن این اصطلاح قرآنی برای نامیدن کشورهای غارتگر دیروز و امپریالیسم امروز از امام بود. شجاعتی که میراث اصلی امام در ادبیات سیاسی دولتمردان جمهوری اسلامی ایران و به طور خاص در ساختار سیاست خارجی ماست. ان شاالله.

امام خمینی (ره) همواره ملت های مسلمان و دول مسلمان در سرتاسر دنیا را به بیداری و آگاهی و هوشیاری از موقعیت جهان کنونی توجه میداد و بر شناخت و آگاهی از نیات شوم و برنامه های فریبکارانه و خرابکارانه استکبار در تمام دنیا توسط ایادی شان تاکید میکرد و کیست که نداند؟ امروز دنیا در شعله های سرکش آتش جور و ستم قدرت های استکباری می سوزد و ملل محروم ـ که در عین فرورفتن در فقر و تنگنا و تحمل رنج و مرارت های ناشی از آن دارای منابع غنی ثروت می باشند ـ در معرض تاخت و تازهای مکرر و ویرانگر ستمگران و متعدیان جهانی قرار می گیرند و سرمایه های بزرگ اقتصادیشان به چپاول و غارت می رود.امریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است. امریکا برای سیطره سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر جهان زیر سلطه، از هیچ جنایتی خودداری نمی نماید. امریکا مردم مظلوم جهان را با تبلیغات وسیعش که به وسیله صهیونیسم بین الملل سازماندهی می گردد، استثمار می نماید. امریکا با ایادی مرموز و خیانتکارش، چنان خون مردم بی پناه را می مکد که گویی در جهان هیچ کس جز او و اقمارش حق حیات ندارند.

«دشمنان ما که دشمنان خدای بزرگ و قرآن کریم و اسلام عزیزند، درندگانی هستند که از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم خود دست نمی کشند و برای رسیدن به ریاست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمی شناسند. و در راس آنان، امریکا این تروریست بالذات دولتی ست که سر تا سر جهان را به آتش کشیئه و هم پیمان او صهیونیست جهانی ست که برای رسیدن به مطامع خود جنایاتی مرتکب می شوند که قلم ها از نوشتن و زبان ها از گفتن آن شرم دارند. و خیال ابلهانه “اسراییل بزرگ”! آنان را به هر جنایتی می کشاند.»

اینکه استکبار و ایادی شان در جنگ نظامی در دنیا نا امید شده اند نقطه ی امید روشنی برای ملل مسلمان و و همه مستضعفان جهان است اما باید بیدار شویم و ببینیم که استکبار اکنون هم با ما می جنگد و این جنگ ، جنگ نرم است که بسیار موذیانه تر و پر هزینه تر از جنگ نظامی ست. جنگی که اولین سردمدار آن فرعون بود!

شاید بتوان گفت که ورود واژگان استکبار و استکبار ستیزی به ادبیات معاصر ما با شناساندن ابعاد این مقوله  در تحولات انقلاب اسلامی و توسط رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی (ره) بوده است. در واقع شجاعت به کاربردن این اصطلاح قرآنی برای نامیدن کشورهای غارتگر دیروز و امپریالیسم امروز از امام بود. در ادامه به ابزار های استکبار از منظر امام می پردازیم:

اما شیوه ها و ابزار های استکبار از دیدگاه امام کدامند؟

الف – شناسایی و غارت منابع

شما غافل از این شیاطین نباشید که این ها مطالعه کرده هستند، ماها تازه وارد این میدان ها شدیم ، شماها تازه وارد این میدان ها شدید و بر حسب آن حس انسانی هم که دارید آن شیطنت ها که در آن هستند کمتر وارد هستید، این ها مطالعه کردند، دولت های قدرتمند خصوص آمریکا نقشه هایشان را از سالهای بسیار طولانی کشیدند و قبل از این ها هم ، قبل از آمریکا انگلستان کسی بود که نقشه کش بود. این ها مطالعاتشان را در همه کشورهائی که در دنیا هستند خصوصا کشورهائی که مورد نظر است از حیث مخازن و از حیث محلی که ، جغرافیائی که دارد، نقشه های بسیار دقیق کشیده اند و حتی کشور ما و سایر کشورهائی که نظیر ما هستند، آنها از مخازن و از جاهائی که مورد نظرشان هست از ما بهتر مطلعند، آنها کارشناس های خودشان را آنوقتی که ماشین و اتومبیل و این ها نبود، می فرستادند و با شتر همراه کاروان ها می رفتند و همه جا را گردش می کردند و با آن ابزاری که داشتند، آنجاهائی که ما مخازن زیرزمینی از هر حیث ، چه نفت و چه طلا و چه سایر چیزها داشتیم ، شناسائی کردند. (۴)مهمترین و درد آورترین مساءله ای که ملّت های اسلامی و غیر اسلامی کشورهای تحت سلطه با آن مواجه است موضوع آمریکاست . دولت آمریکا به عنوان قدرتمندترین کشورهای جهان برای بیشتر بلعیدن ذخایر مادی کشورهای تحت سلطه ، از هیچ کوششی فروگذار نمی کند. آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است . آمریکا برای سیطره سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر جهان زیر سلطه ، از هیچ جنایتی خودداری نمی نماید. او مردم مظلوم جهان را با تبلیغات وسیعش ‍ که به وسیله صهیونیسم بین چ سازماندهی می گردد، استثمار می نماید او با ایادی مرموز و خیانتکارش ، چنان خون مردم بی پناه را می مکد که گوئی در جهان هیچ کس جز او و اقمارش حق حیات ندارند  (۵)من فکر می کردم که اگر ما بتوانیم یک دیواری مثل دیوار چین بین شرق و غرب بکشیم ، بین ممالک اسلامی و چه بکشیم ، دیوار زمینی و هوایی که مملکت ما از دست آنها نجات پیدا کند و حتی ترقیاتشان را هم ما عذرش را بخواهیم به نفع ما بیشتر است ، حتی آنهائی که به اسم ترقی به ما می دهند… شما تصور نکنید که این ها برای ما و برای صلاح ما یک قدم بردارند هر که این را تصور بکند این جاهل است ، که این ها بخواهند ممالک شرق یک قدم رو به ترقی برود این ها نمی خواهند ممالک شرق باید فکر خودشان باشند، نسیان کنند غرب را و خودشان مشغول بشوند به اصلاح حالشان اگر ما می توانستیم که بکلی منقطع بشویم از این ها، اجازه میداد این مسائل که بکلی منقطع بشویم از این ها، به صلاحمان بود.

ب – کودتا و تهاجم فرهنگی

آنچه دو ابرقدرت جهان و قدرت های تابع این قدرت ها با هم اتفاق دارند و هیچ گاه از این اتفاق دست بردار نیستند عقب نگه داشتن کشورهای جهان سوم ،خصوصا کشورهای پهناور و غنی اسلامی در ابعاد فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و نظامی است و تحمیل جهات استعماری در تمامی امور مذکوره بر جهان سوم می باشد و برای این مقصد که در نظر آنان بسیار دارای اهمیت است ، زحمت ها متحمل شدند و وقت ها و پول های بسیاری صرف نموده اند و می نمایند برای به دست آوردن سلطه استعماری نو، بهترین راه را در حمله به فرهنگ های ملّت ها دانسته و دانشگاه ها را به خدمت گرفتند و با به دست آوردن این مراکز، از ره آوردهای آنها مجلس های فرمایشی ساخته و حکومت های دلخواه به دست آوردند و نظام ها را، سر تا قدم ، غربی یا شرقی کردند و آنان که در این کشمکش ها از همه بیشتر صدمه دیدند و رنج کشیدند، کشورهای اسلامی بوده و هستند.(۶)

«از نقشه‌های شیطانی قدرتهای بزرگ استعمار و استثمارگر که سالهای طولانی در دست اجرا است ،به انزوا کشاندن روحانیت است.با تبلیغات سوء، روحانیون و مبلغان و متدینان را از دانشگاه و دانشگاهیان ترسانیده و همه را به بی‌دینی و بی‌بند و باری و مخالف با مظاهر اسلام و ادیان متهم می‌نمودند. نتیجه آن که دولتمردانْ مخالف ادیان و اسلام و روحانیون و متدینان باشند؛ و توده‌های مردم که علاقه به دین و روحانی دارند مخالف دولت و حکومت و هر چه متعلق به آن است باشند، و اختلاف عمیق بین دولت و ملت و دانشگاهی و روحانی راه را برای چپاولگران آنچنان باز کند که تمام شئون کشور در تحت قدرت آنان و تمام ذخایر ملت در جیب  آنان سرازیر شود، چنانچه دیدید به سر این ملت مظلوم چه آمد، و می‌رفت که چه‌ آید..”” از توطئه‌های بزرگ آنان، چنانچه اشاره شد و کراراً تذکر داده‌ام، به دست گرفتن مراکز تعلیم و تربیت خصوصاً دانشگاهها است که مقدرات کشورها در دست محصولات آنها است. روش آنان با روحانیون و مدارس علوم اسلامی فرق دارد با روشی که در دانشگاهها و دبیرستانها دارند. نقشه آنان برداشتن روحانیون از سر راه و منزوی کردن آنان است؛ یا با سرکوبی و خشونت و هتاکی که در زمان رضاخان عمل شد ولی نتیجه معکوس گرفته شد؛ یا با تبلیغات و تهمتها و نقشه‌های شیطانی برای جدا کردن قشر تحصیلکرده و به اصطلاح روشنفکر که این هم در زمان رضاخان عمل می‌شد و در ردیف فشار و سرکوبی بود؛ و در زمان محمدرضا ادامه یافت بدون خشونت ولی موذیانه.و اما در دانشگاه  نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهای خودی منحرف کنند و به سوی شرق یا غرب بکشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب و برسرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هرچه می‌خواهند انجام دهند. اینان کشور را به غارتزدگی و غربزدگی بکشانند و قشر روحانی با انزوا و منفوریت و شکست قادر بر جلوگیری نباشد. و این بهترین راه است برای عقب ‌نگهداشتن و غارت کردن کشورهای تحت سلطه، ‌زیرا برای ابرقدرتها بی‌زحمت و بی‌خرج و در جوامع ملی بی سر و صدا، هرچه هست به جیب آنان می‌ریزد.پس اکنون که دانشگاهها و دانشسراها در دست اصلاح و پاکسازی است، برهمه ما لازم است با متصدیان کمک کنیم و برای همیشه نگذاریم دانشگاهها به انحراف کشیده شود؛ و هرجا انحرافی به چشم خورد با اقدام سریع به رفع آن کوشیم. و این امر حیاتی باید در مرحله اول با دست پر توان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گیرد که نجات دانشگاه از انحراف، نجات کشور وملت است.»

«ازجمله نقشه‌ها که مع‌الأسف تأثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمار زده از خویش، و غربزده و شرق زده نمودن آنان است به طوریکه خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق، ‌دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله‌ گاه عالم دانستند و وابستگی به یکی از دو قطب را از فرائض غیرقابل اجتناب معرفی نمودند! و قصه این امر غم‌انگیز، طولانی و ضربه‌هایی که از آن خورده و اکنون نیز می خوریم کشنده و کوبنده است .و غم‌انگیزتر اینکه آنان ملتهای ستمدیده زیر سلطه را در همه چیز عقب نگه‌داشته و کشورهایی مصرفی بار‌ آوردند و به‌ قدری‌ما را از پیشرفتهای خود و قدرتهای شیطانی‌شان ترسانده‌اند که جرأت دست زدن به هیچ ابتکاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم آنان کرده و سرنوشت خود و کشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم. و این پوچی و تهی مغزی مصنوعی موجب شده که در هیچ امری به فکر و دانش خود اتکا نکنیم و کورکورانه از شرق و غرب تقلید نماییم بلکه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتکار اگر داشتیم، نویسندگان و گویندگان غرب و شرقزده بی‌فرهنگ، آنها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فکر و قدرت بومی ما را سرکوب و مأیوس نموده و می‌نمایند و رسوم و آداب اجنبی را هر چند مبتذل و مفتضح باشد با عمل و گفتار و نوشتار ترویج کرده و با مداحی و ثناجویی آنها را به خورد ملتها داده و می‌دهند.»

ج – ایجاد قرنطینه سیاسی

واقعیت این است که دول استکباری شرق و غرب و خصوصا آمریکا و شوروی عملا جهان را به دو بخش آزاد و قرنطینه سیاسی تقسیم کرده اند در بخش آزاد جهان ، این ابرقدرت ها هستند که هیچ مرز و حد و قانونی نمی شناسند و تجاوز به منافع دیگران و استعمار و استثمار و بردگی ملّت ها را امری ضروری و کاملا توجیه شده و منطقی و منطبق با همه اصول و موازین خودساخته و بین المللی می دانند. اما در بخش قرنطینه سیاسی که متاءسفانه اکثر ملل ضعیف عالم و خصوصا مسلمانان در آن محصور و زندانی شده اند، هیچ حق حیات و اظهارنظری وجود ندارد، همه قوانین و مقررات و فرمول ها همان قوانین دیکته شده و دلخواه نظام های دست نشاندگان و دربرگیرنده منافع مستکبران خواهد بود و متاءسفانه اکثر عوامل اجرایی این بخش همان حاکمان تحمیل شده یا پیروان خطوط کلی استکبارند که حتی فریاد زدن از درد را نیز در درون این حصارها و زنجیرها جرم و گناهی نابخشودنی می دانند، و منافع جهانخواران ایجاب می کند که هیچ کس حق گفتن کلمه ای که بوی تضعیف آنان را بدهد یا خواب راحت آنان را آشفته کند ندارد و از آن جا که مسلمانان جهان به علت فشار و حبس ‍ و اعدام ، قدرت بیان مصیبت هایی را که حاکمان کشورشان بر آنها تحمیل کرده اند را ندارند، باید بتوانند در حرم امن الهی مصایب و دردهایشان را با کمال آزادی بیان کنند تا سایر مسلمانان برای رهایی آنان چاره ای بیندیشند. (۷)

راستی چه شده است که استکبار جهانی و در راءس آن آمریکا این قدر طرفدار ملّت ها شده است و جنگ افروزان و آتش بباران معرکه ها و جلادان قرن به شرف انسانیت و همزیستی مسالمت آمیز اعتقاد پیدا کرده اند و از عطش سیراب ناشدنی و خصلت خونخواری خود که طبیعت فرهنگ سرمایه داری و کمونیزم است ، منصرف شده اند و شمشیرها و خنجرها و قداره های فرو رفته در قلب و جگر ملّت ها را به غلاف کشیده اند آیا این حقیقت است یا فریب و آیا این همان جلوه های دیگر شبیخون ها و بی انصافی هایی نیست که روزی سکوت را مصلحت خویش می دید و امروز صلح طلبی را؟ آیا به راستی از این طریق جهانخواران نمی خواهند از ضربه آخر ما جلوگیری کنند و برای حفظ منافع خویش سیاست جنگ و صلح جهانی را به تصمیمات و فکرهای پوسیده و شیطانی خود گره بزنند و عملا جان و مال و مملکت و امنیت ملل عالم را به قبضه قدرت خود درآورند که به طور قطع و یقین ، علت و فلسفه سماجت و اصرار جهانخواران در تحمیل صلح بر ملّت ایران، نشاءت گرفته از همین تفکر است (۸).

د – اغفال و حفظ برتری

جهانخواران که با نام های پرزرق و برق و شعارهای طرفداری از حقوق بشر و صلح دوستی و آرامش جهان و طرفداری از توده های کارگر و کشاورز به جان جهانیان مظلوم افتاده و فساد و ترور و قتل و غارت را در صحنه گیتی روزافزون می کنند و از بیداری مظلومان و ستمدیدگان جهان در طول تاریخ خطر را از نزدیک می بینند، به فکر اغفال آنان افتاده اند و رفت و آمدها برای برچیدن سلاح های مخرب که جهان را تهدید می کند جز شعاری بیش نتوان بود کدام عاقل است که باور کند که اینان از این گونه مسائل صرف نظر نمایند و به حال بشریت رحم کنند! بعید نیست که آمریکا از این ملاقات ها و مذاکره ها دو مقصود داشته باشد: یکی اغفال جهانیان و جلب نظر آنان و به خاموشی کشاندن شعله هایی که در دل مظلومان جهان بر ضد منافع نامشروع این ابرمتجاوز افروخته شده و رو به افزایش است و دیگر اغفال شوروی و همدستان و همداستانانش تا برتری اتمی خود را حفظ کند (۹).

اگرچه استکبارورزی مستکبران و در راس آنان امریکا و ایدای اش تنها به همین چند خط محدود و محصور نمی شود اما جای بسی شگفت از انکار دشمنی های روشن مستکبران در تمام ملت های مستضعف جهان! ملت های مسلمان را که در سر خط تمامی اهداف و انگاره های تروریستی جهان مستکبران قرار دارند، چه می شود که گهگاه فریاد “مرگ بر استکبار” و “مرگ بر امریکا” شان در حاشیه ی تمام عقده هاشان قرار میگیرد؟

این که می بینید ملت ما بعد از سال ها «مرگ بر آمریکا» را فراموش نمی کنند، به خاطر این است که غفلت از توطئه ی جهانی همان و اسیر توطئه شدن همان!!! در واقع “مرگ بر آمریکایی” که مردم ما می گویند مثل همان “اعوذ بالله من الشیطان الرجیم” است که اول هر سوره قبل از «بسم الله الرحمن الرحیم» گفته می شود… امام خامنه ای ۲۴/۱۲/۱۳۸۳

پ.ن:

غافر/ آیه ی ۵۶

جاثیه/ آیه ی ۳۱

اعراف/ آیه ی ۴۰

صحیفه نور/ ج ۱۵ ص ۱۴۲

همان/ج۱۳ ص ۱۸۳

همان/ ج۱۹ ص ۲۰۳

همان/ ج ۲۰ ص ۲۳۰

همان/ ج ۲۰ ص ۱۱۹

همان/ ج ۱۹ ص ۲۱۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: