دوشنبه - ۱۳۹۷/۰۷/۰۲
صفحه اصلی >> آموزش >> احکام >> احکام مکلّف

احکام مکلّف

تکلیف و مکلّف
کسى که بالغ و عاقل باشد به حدّ <تکلیف > رسیده است , یعنى از سوى خداى بزرگ شایستگى و لیاقت انجام تکالیف الهى و دستورهاى دینى را دارد. بدین جهت برخى عالِمان اسلامى روزِ به تکلیف رسیدن خود را جشن مى گرفتند. پس هر کسى که به حدّتکلیف رسید, باید تکالیف و دستورهاى خدا را که همان برنامه هاى عملى و وظایف فردى و اجتماعى اوست انجام دهد. به چنین کسى مُکَلَّف >(1) مى گویند.

نشانه هاى بلوغ
نشانهء بالغ شدن سه چیز است . برخى از آنها عبارتند از: اول : روییدن موى درشت زیر شکم (و) بالاى عَورَت (۲); دوم : تمام شدن پانزده سال قَمَرى در مرد و تمام شدن نُه سال قمرى در زن (۳) (م ۲۳۱۴. براى دانستن مورد سوم از نشانه هاى بلوغ به رسالهء توضیح المسائل مرجع تقلید خود مراجعه کنید. توجه
روییدن موى درشت در صورت و پشت لب و در سینه و زیر بغل و درشت شدن صدا و مانند اینها(۴) نشانه ءبالغ شدن نیست , مگر (اینکه ) انسان به واسطهء اینها به بالغ شدن یقین کند(۵) (م ۲۳۱۵. چون هر سال قمرى ۳۵۴روز و ۶ساعت است , بنابراین به مقدار ۱۰روز و ۱۸ساعت از سال شمسى کمتراست . پس با کم کردن ۹۶روز و ۱۸ساعت از نُه سال شمسى , نُه سال قمرى به دست مى آید که تقریباً برابر با ۸سال و ۸ماه و ۲۳روز سال شمسى خواهد شد; و دختران باید در سن مذکور تکالیف الهى و دستورهاى دینى راانجام دهند. و با کم کردن ۱۶۱روز و ۶ساعت از پانزده سال شمسى , پانزده سال قمرى به دست مى آید که تقریباً);برابر با ۱۴سال و ۶ماه و ۱۸روز سال شمسى خواهد شد; و پسران باید در سن مذکور تکالیف الهى و دستورهاى دینى را انجام دهند.
۱ـ مکلّف = به تکلیف رسیده .
۲ـ عورت = آنچه از بدن که انسان از روى شرم و حیا مى پوشاند; شرمگاه .
۳ـ بهجت (م ۱۷۸۹ تبریزى (م ۲۲۶۰ مکارم (م ۱۹۰۹ زنجانى : این مسأله در جلد اول رسالهء ایشان دیده نشد و احتمالاً در جلد بعدى خواهد بود که هنوز چاپ نشده است .
۴ـ بهجت :… بعید (و دور از حقیقت و واقعیت ) نیست که نشانهء بلوغ باشد (م ۱۷۹۰.
۵ـ تبریزى (م ۲۲۶۱ مکارم (م ۱۹۱۰ زنجانى : این مسأله در جلد اول رسالهء ایشان دیده نشد و احتمالاً درجلد بعدى خواهد بود که هنوز چاپ نشده است .

تقلید و مقلّد و مرجع تقلید
همان گونه که گفته شد فروع دین و احکام اسلام بسیار و وسیع هستند, و هر کس شخصاً نمى تواند تمام آنها را از منابع آن مانند قرآن و احادیث و سخنان پیامبرخدا و امامان استخراج کند و به دست آورد. بنابراین باید آنها را دانشمندانى که سالها در این زمینه به تحقیق و تحصیل پرداخته اند و در این راه , بسیار زحمت کشیده و زیاد کوشش (اجتِهاد)(۱) کرده اند, یاد بگیرد و به آنها عمل کند.(۲) به چنین دانشمندانى اصطلاحاً <مُجتَهِد> یا فَقیه > مى گویند. و پیروى کردن و دنباله روى از مجتهد در فروع دین و احکام اسلام و عمل کردن به دستورهاى او را <تَقلید> مى نامند. و به کسى که دستورهاى خدا و احکام اسلام را از مجتهد یاد مى گیرد و به آنها عمل مى کند <مُقَلِّد> مى گویند. و مجتهدى را که دیگران از او تقلید مى کنند, <مَرجع تقلید> مى نامند. مسألهء مهم
مسائلى را که انسان غالباً به آنها احتیاج دارد, واجب است یاد بگیرد(۳) (رسالهء احکام براى نوجوانان (۴), م ۱۰. ۱ـ پس اجتهاد به معناى کوشش زیاد و تلاش فراوان در راه به دست آوردن احکام دین و قوانین شرع از منابع آن مانند قرآن و احادیث است .
۲ـ همچنان که ما مثلاً در علم پزشکى و طب به دکتر و طبیب مراجعه و به دستورهاى او عمل مى کنیم , در علم فقه و احکام نیز باید به متخصصان و کارشناسان آن مراجعه و به دستورهاى آنان عمل کنیم .
۳ـ مکارم : هر کس باید مسائلى را که معمولاً مورد احتیاج او واقع مى شود یاد گیرد یا طریقهء (= راه ) احتیاط آن را بداند (م ۱۲ زنجانى : مسائلى را که انسان احتمال عُقَلایى مى دهد به آنها احتیاج پیدا کند و نتواند احتیاط کند,باید پیش از عمل , آنها را یاد بگیرد تا در هنگام عمل برخلاف وظیفهء شرعى خود رفتار نکند (م ۱۱.
۴ـ چون این مسأله در رسالهء توضیح المسائل آقاى <فاضل > نبود, بدین جهت از کتاب مذکور که به تأییدایشان نیز رسیده است , استفاده شد
شرایط مرجع تقلید و راههاى شناختن او
تقلید(۱) در احکام عمل نمودن به دستور مجتهد است . و از مجتهدى باید(۲) تقلید کرد که مرد, بالغ , عاقل , شیعهء دوازده امامى , حلالزاده , زنده (۳) و عادل (۴) باشد. و مقصود از عدالت (۵), آن است که قدرت نفسانیه اى (و توانایى باطنى اى ) بر انجام واجبات و ترک گناهان کبیره (= بزرگ ) و علاوه بر اینها مُرُوَّت داشته باشد. (یعنى کارى برخلاف شأن و مقام و شخصیت خود انجام ندهد) و این معنا به وسیلهء حُسن ظاهر (و اینکه در ظاهر آدم خوبى است ) شناخته مى شود(۶). و احتیاط واجب (۷) آن است که مرجع تقلید حریص (= خیلى علاقه مند و مشتاق ) به دنیا نباشد. و لازم است از مجتهدین دیگر اَعلَم (= داناتر و آگاهتر) باشد, یعنى در فهمیدن حکم خدا از همهء مجتهدین عصر (و زمان ) خودش عالِمتر (= داناتر و آگاهتر به احکام شرعى ) باشد(۸) (م ۳. به مجتهدى که داراى تمام این شرایط باشد, مجتهد جامعُ الشرایط مى گویند. یادآورى
با توجه به شرط <زنده بودن ِ> مرجع تقلید, کسانى که تازه به حدّ تکلیف و سن بلوغ رسیده اند, و یا کسانى که تاکنون از کسى تقلید نمى کرده اند, باید مجتهد جامع الشرایطى را مرجع تقلید خود قرار دهند که زنده باشد, و از مرجع تقلیدى که از دنیا رفته است نمى توانند تقلید کنند. ولى اگر مرجع تقلید زنده اى که انسان از او تقلید مى کرده است از دنیا برود, مى توان اگر مرجع تقلید جامع الشرایط زندهء دیگرى اجازه دهد و در حدودى که وى تعیین مى کند, بر تقلید مرجعى که از دنیا رفته است باقى ماند و از او تقلید کرد.

راههاى شناختن مرجع تقلید
مجتهد اعلم را از سه راه مى توان شناخت : اول (۹): آنکه خود انسان یقین و یا اطمینان پیدا کند, مانند اینکه انسان خود(ش ) از اهل خُبره (و اهل تشخیص ) باشد و بتواند مجتهد اعلم را بشناسد. دوم : آنکه دو نفر عالم عادل که مى توانند مجتهد اعلم را تشخیص دهند, اعلم بودن کسى را تصدیق (و تأیید)کنند, به شرط آنکه دو نفرعالم عادل دیگر با گفتهء آنان مخالفت ننمایند.(۱۰) سوم : آنکه (۱۱) اجتهاد و اعلم بودن شخصى به حدّى شایع (و مشهور) باشد که از آن شیوع و شهرت براى انسان علم یا اطمینان حاصل شود (و به دست آید)(۱۲) (م ۵). ۱ـ زنجانى : تقلید به معناى پیروى کردن از دیگرى در عقیده یا عمل مى باشد… (م ۲.
۲ـ بهجت : تقلید از مجتهدى که مرد, بالغ , عاقل , شیعهء دوازده امامى , حلالزاده , آزاد, زنده و عادل باشد جایزاست … (م ۱.
۳ـ زنجانى : با تفصیلى که در مسألهء دهم (رسالهء توضیح المسائل ایشان ) آمده زنده باشد (م ۲. ۴ـ مکارم :… بنابر احتیاط واجب زنده و عادل باشد… (م ۳ زنجانى : و مجتهد باشد (م ۲.
۵ـ بهجت : در معناى عدالت چیزى نفرموده اند.
۶ـ زنجانى : عادل باشد, یعنى از گناهان کبیره مانند دروغ , غیبت , تهمت , آدمکُشى , رباخوارى , ترک نماز وترک روزه … از روى مَلَکه , اجتناب (و دورى ) کند. و مراد از ملکه حالت نفسانى است که انسان را به ترک گناه وادار مى کند (و) گناه صغیره (= کوچک ) نیز با اصرار (و پافشارى ) بر آن , گناه کبیره محسوب مى گردد. (و) نشانه ءعدالت این است که در ظاهر شخص خوبى باشد, یعنى اگر از اهل محل یا همسایگان او یا کسانى که با او معاشرت دارند (و زندگى مى کنند) حال او را بپرسند, بگویند ما خلاف شرعى از او سراغ نداریم (م ۲ تبزیزى :… و نیزمعتبر است سابقهء فِسق معروفى (= انجام کار زشت آشکارى در گذشته ) بین مردم نداشته باشد, و از مجتهدى که تقلید مى شود غیر از اوصاف (و شرایط) ذکر شده امر (و شرط) دیگرى معتبر نیست . و عادل کسى است که کارهایى را که بر او واجب است به جا آورد, و کارهایى را که بر او حرام است ترک کند. و نشانهء عدالت این است که در ظاهر شخص خوبى باشد که اگر از اهل محل و همسایگان او یا کسانى که با او معاشرت دارند حال (و وضع )او را بپرسند خوبى او را تصدیق (و تأیید) کنند… (م ۲ مکارم :… عادل کسى است که داراى حالت خداترسى ِباطنى است که او را از انجام گناه کبیره و اصرار بر گناه صغیره باز مى دارد. (م ۳.
۷ـ عبارت (احتیاط واجب آن است که مرجع تقلید حریص به دنیا نباشد) در رسالهء مراجع دیگر دیده نشد.
۸ـ بهجت :… بنابر اَظهَر باید از مجتهدین دیگر اعلم باشد, یعنى در استنباط احکام الهى تواناتر باشد, و یااینکه از نظر علمى و اجتهاد مساوى (با) دیگر مجتهدین باشد… (م ۱ تبریزى :… در صورتى که اختلاف فتوا بین مجتهدین در مسائل محل ابتلا (و مورد عمل ) ولَوِ اِجمالاً معلوم باشد) یعنى اگرچه کاملاً و به صورت مفصّل );۰۰ّروشن و معلوم نباشد), لازم است مجتهدى که انسان از او تقلید مى کند اعمل باشد, یعنى در فهمیدن حکم خدا ازتمام مجتهدهاى زمان خود بهتر باشد (م ۲ مکارم : در مسائلى که مجتهدین اختلاف نظر دارند, باید از اعلم تقلید کند (م ۴ زنجانى : در صورتى که احتمال اختلاف بین مجتهدین را در مسائل مورد ابتلا بدهد, بایدمجتهدى که انسان از او تقلید مى کند اعلم باشد, یعنى از تمام مجتهدهاى زمان خود حکم خدا را بهتر بفهمد, وبرترى این مجتهد از سایر مجتهدین باید به گونه اى باشد که متعارف افراد اهل فضل بتوانند آن را تشخیص دهند,و اگر هیچ یک از مجتهدین چنین برترى نداشته باشند, از هر یک از مجتهدین طراز اول مى توان تقلید نمود. (ومرجع تقلید باید) مُوَثَّق باشد, یعنى اشتباهش از متعارف بیشتر نباشد, و کسى که حریص به دنیا باشد غالباً موثّق نمى باشد, زیرا حُبّ (و علاقه ء) شدید به دنیا باعث اشتباه زیاد در تشخیص مى گردد (م ۲.
۹ـ بهجت (م ۳ و تبریزى (م ۳: اول آنکه خود انسان یقین کند, مثل آنکه از اهل علم (= روحانىِ کارشناس وکارآزموده و اهل تشخیص ) باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد. مکارم : اول اینکه خود انسان اهل علم باشدو بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد… (م ۵.
۱۰ـ تبریزى :… و در صورت اختلاف (بین دو نفر عالم عادل با دو نفر عالم عادل دیگر), خبره بودن هر کدام بیشتر باشد, قول (و گفته ء) او مقدّم (و پیش ) است , بلکه به گفتهء یک نفر عالم خبرهء مورد وثوق (و مورد اعتماد واطمینان ) نیز اجتهاد یا اعلمیّت ثابت مى شود… (م ۳ مکارم : دوم اینکه دو نفر عادل از اهل علم به او خبر دهند,به شرط اینکه دو نفر عالم دیگر برخلاف گفتهء آنها شهادت (و گواهى ) ندهند… (م ۵.
۱۱ـ بهجت (م ۳ و تبریزى (م ۳:… سوم آنکه عده اى از اهل علم که مى توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهندو از گفتهء آنان اطمینان پیدا مى شود, مجتهد بودن یا اعلم بودن کسى را تصدیق کنند.
۱۲ـ بهجت :… بلکه از هر راهى که انسان اطمینان به اعلم بودن کسى پیدا کند, بنابر اَظهَر مى تواند به همان اکتفا(و بَسَنده ) کند (و کافى است ) (م ۳ مکارم :… سوم اینکه آن چنان در میان اهل علم و مَحافِل (و مجالس ) علمى ,مشهور (و معروف ) باشد که انسان یقین پیدا کند او اعلم است (م ۵ زنجانى : مجتهد و اعلم و واجد سایر شرایطرا از سه راه مى توان شناخت : اول آنکه خود انسان از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعمل , و واجد سایر شرایطرا بشناسد و بدان یقین یا اطمینان حاصل کند. در تشخیص مجتهد و اعلم لازم نیست خود انسان مجتهد باشد. دوم );۱۱ّآنکه از هر راهى براى انسان اطمینان حاصل شود یا براى نوع مردم در این شرایط اطمینان حاصل مى شود, مثلاًعده اى از اهل علم که مى توانند مجتهد و اعلم و واجد شرایط را تشخیص دهند, واجد شرایط بودن کسى راتصدیق کنند و از گفتهء آنان براى شخص انسان یا نوع مردم اطمینان پیدا شود. سوم آنکه دو نفر عالم عادل که مى توانند واجد شرایط تقلید را تشخیص دهند, بدان گواهى دهند به شرط آنکه دو نفرعالم عادل دیگر با گفتهء آنان مخالفت ننمایند. بلکه ظاهراً شرایط تقلید به گفتهء یک نفر عالم عادل نیز ثابت مى شود به شرط آنکه یک نفر عالم عادل برخلاف گفتهء وى سخنى نگویند… (مسأله ادامه دارد به رسالهء توضیح المسائل ایشان مراجعه کنید) (م ۳.

اصول دین و فروع دین
مکتب عزیز اسلام شامل دو بخش است : بخش اول : اصول دین
اصول دین اسلام شامل پنج اصل است : ۱ـ توحید; ۲ـ عدل ; ۳ـ نبوّت ; ۴ـ امامت ; ۵ـ معاد. توجه
تقلید در اصول دین جایز نیست , و مسلمان باید در اصول دین یقین داشته باشد(۱)… (م ۱. بخش دوم : فروع دین
به دستورهاى خدا و تکالیف الهى و دینى <فروع دین > یا <احکاما> مى گویند که بخش مهمى از مکتب عزیز اسلام را تشکیل مى دهند, و شامل برنامهء صحیح زندگى است که از سوى خدا و به وسیلهء پیامبر گرامى اش حضرت محمد براى تأمین سعادت دنیا و آخرت انسانها فرستاده شده است . تعداد فروع دین و احکام اسلام بسیارند. مهمترین آنها عبارتند از: اول : نماز; دوم : روزه ; سوم : خُمس ; چهارم : زکات ; پنجم : حج ششم : جهاد; هفتم : امر به معروف (دستور به خوبیها و نیکیها); هشتم : نَهْى از مُنکَر (بازداشتن از بدیها و زشتیها); نهم : تَوَلَّى (دوستى با دوستان خدا); دهم : تَبَرَى (دشمنى با دشمنان خدا).;
۱ـ بهجت :… در اعتقادات تقلید جایز نیست … (پیش از: م ۱ زنجانى : شخص مسلمان باید به اصول دین یقین داشته باشد, اگرچه از گفتهء دیگرى براى او یقین حاصل شده باشد (م ۱ تبریزى : شخص مسلمان باید به اصول دین از روى دلیل اعتقاد پیدا کند و نمى تواند در اصول دین تقلید نماید, یعنى بدون سؤال از دلیل , گفته ءکسى را قبول کند… (م ۱ مکارم : هیچ مسلمانى نمى تواند در اصول دین تقلید نماید, بلکه باید آنها را از روى دلیل ـ به فراخور (و متناسب ) حال خویش ـ بداند… (م ۱.

انواع احکام الهى
همان گونه که گفته شد, در زمان غیبت امام زمان حضرت مهدى دستورهاى خدا و تکالیف الهى را از <مرجع تقلید> یاد مى گیریم و به آنها عمل مى کنیم . در یک تقسیم بندى , دستورهاى خدا و تکالیف الهى و احکام تکلیفى بر پنج نوعند:
۱ـ واجب
کارى را که به دستور خدا حتماً باید انجام دهیم <واجِب > مى گویند; مثلاً خواندن نماز و گرفتن روزه واجب است . اگر کارهاى واجب را انجام دهیم خدا به ما ثواب (پاداش ) مى دهد, و اگر آنها را ترک کنیم به ما کیفر مى دهد و ما را عِقاب (مجازات ) مى کند. کار واجب , حکمش <وُجوب > است , و کارهاى واجب را <واجبات > مى نامند.
۲ـ حرام
کارى را که به دستور خدا حتماً نباید انجام دهیم <حَرام > مى گویند; مثلاً دروغگویى و آزار رساندن به دیگران حرام است . اگر کارهاى حرام را ترک کنیم خدا به ما ثواب مى دهد, و اگر آنها را انجام دهیم به ما کیفر مى دهد و ما را عِقاب مى کند. کار حرام , حکمش <حُرمَت > است , و کارهاى حرام را <مُحَرَّمات > مى نامند.
۳ـ مستحب
کارى را که به دستور خدا بهتر است انجام دهیم <مُستَحَب > مى گویند; مثلاً شُستن دستها پیش از غذا خوردن و پس از آن مستحب است . اگر کارهاى مستحب را انجام دهیم خدا به ما ثواب مى دهد, ولى اگر آنها را ترک کنیم به ما کیفر نمى دهد و ما را عقاب نمى کند. کار مستحب , حکمش <اِستحباب > است , و کارهاى مستحب را <مُستَحَبّات > مى نامند.
۴ـ مکروه
کارى را که به دستور خدا بهتر است انجام ندهیم <مَکروه > مى گویند; مثلاً خوردن غذاى داغ مکروه است . اگردکارهاى مکروه را ترک کنیم خدا به ما ثواب مى دهد, ولى اگر آنها را انجام دهیم به ما کیفر نمى دهد و ما را عقاب پنمى کند. کار مکروه , حکمش <کَراهَت > است , و کارهاى مکروه را <مکروهات > مى نامند.۵ـ مباح کارى که به دستور خدا انجام دادن و ترک آن برابر و یکسان است <مُباح > مى گویند; مثلاً دوچرخه سوارى و راه درفتن مباح است . کارهاى مباح را چه انجام دهیم و چه ترک کنیم , نه خدا به ما ثواب مى دهد و نه کیفر(۱). کارمباح , حکمش <اِباحه > است , و کارهاى مباح را <مباحات > مى نامند. ۱ـ اگر کارهاى مباح را به قصد قربت , یعنى براى انجام فرمان خداوند و نزدیک شدن به سوى او انجام دهیم ,ثواب نیز مى بریم

راههاى به دست آوردن فتواى مرجع تقلید
دستور و نظر مجتهد و مرجع تقلید را <فَتْوا> مى گویند. به دست آوردن فتوا, یعنى دستور مجتهد چهار راه دارد: اول : شنیدن از خود مجتهد (و مرجع تقلید);(۱) دوم : شنیدن از دو نفر عادل که فتواى مجتهد (و مرجع تقلید) را نقل کنند (و براى ما بگویند);(۲) سوم : خبر دادن یک نفر عادل به طورى که از قَول (= گفته ء) او علم (= یقین ) یا اطمینان حاصل شود.(۳) چهارم : دیدن فتوا در رسالهء (توضیح المسائل ِ)(۴) مجتهد (و مرجع تقلید) در صورتى که انسان به درستى (و صحیح بودن ) آن رساله اطمینان داشته باشد,(۵ یعنى بداند(۶) که تمام رساله را خود مجتهد (و مرجع تقلید) و یا افراد مورد وُثوق (= مورد اطمینان ِ) وى ملاحظه نموده اند (و دیده اند)(۷) (م ۷.
اعمال بدون تقلید
اگر مکلّفى مدتى عبادات خویش را بدون تقلید انجام داده و مقدار آن عبادات را نداند, در این صورت اگر آن عبادات را طبق فتواى مجتهدى که باید از او تقلید مى کرده است انجام داده باشد صحیح است . و اگر مطابق نباشد, واجب است به مقدارى که یقین به برائت ذِمّه پیدا کند (یعنى بداند که دیگر تکلیفى بر عهدهء او نیست ) قضا کند, البته در صورتى که مجتهد (و مرجع تقلید) قضا را واجب بداند(۸) (م ۱۳).
۱ـ مکارم :… یا ملاحظه (و دیدن ) دستخط او… (م ۷.
۲ـ مکارم : این مورد دوم را ندارند, ولى در مورد دیگرى فرموده اند:… مشهور بودن (فتوا) در میان مردم به طورى که سبب اطمینان شود (م ۷.
۳ـ بهجت :… سوم شنیدن از کسى که مورد اطمینان و راستگوست , اگر اطمینان به کلام (و گفته ء) او دارد بنابراَحوَط… (م ۷ تبریزى :… سوم شنیدن از کسى که انسان به گفتهء او اطمینان دارد… (م ۵ مکارم :… سوم شنیدن ازکسى که مورد اعتماد است … (م ۷.
۴ـ رسالهء عملیهء توضیح المسائل کتابى است که دستورها و نظریات و فتواهاى مرجع تقلید در آن نوشته شده است .
۵ـ بهجت : بنابر اَحوَط (م ۶.
۶ـ از عبارت (یعنى بداند…) تا آخر متن اصلى در رسالهء مراجع دیگر دیده نشد.
۷ـ تبریزى : در این قسمتِ مسأله توضیحى دارند که مقلّدان ایشان به رساله اش مراجعه کنند (م ۵ زنجانى :به دست آوردن فتوا یعنى نظر مجتهد دو راه دارد: اول از هر طریقى که علم یا اطمینان براى خود انسان یا نوع مردم بیاورد, مثل شنیدن از خود مجتهد یا دیدن در رسالهء مجتهد یا شنیدن از کسى که از گفتهء وى اطمینان حاصل شود. ودر صورتى که انسان فتوایى را از خود مجتهد بشنود, ولى به جهتى ـ مثلاً مخالفتِ آن فتوا با رسالهء مجتهد ـ احتمال بدهد که مجتهد در نقل فتواى خود اشتباه کرده است , نمى تواند به گفتهء مجتهد اعتماد کند. همچنین تا به درستى رسالهء مجتهد اطمینان حاصل نشود, نمى توان بدان عمل کرد. دوم شنیدن از یک نفر عادل ضابط که فتواى مجتهد);۲۲ّرا نقل کند, و مراد از ضابط کسى است که اشتباهش در نقل , از متعارف مردم بیشتر نباشد (م ۵.
۸ـ بهجت : اگر مکلّف مدتى اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد, در صورتى اعمال او صحیح است که بفهمد به وظیفهء واقعى خود رفتار کرده است , یا عمل او با فتواى مجتهدى که وظیفه اش تقلید از او بوده , یا با فتواى مجتهدى که فعلاً باید از او تقلید کند مطابق باشد, و عباداتى را که قبلاً انجام داده با قصد قربت (و نزدیک شدن به سوى خدا و براى انجام فرمان او) انجام داده باشد (م ۲۰ تبریزى (م ۱۴ و زنجانى (م ۱۴: اگر مکلّف مدتى اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد, سپس از مجتهدى تقلید نماید, در صورتى که آن مجتهد به صحت اعمال گذشته حکم نماید, آن اعمال صحیح است والاّ محکوم به بطلان است (و اعمال او باطل است ) مکارم : هرگاه کسى مدتى اعمال خود را بدون تقلید انجام داده , سپس تقلید کند, اگر اعمال سابق (و گذشته ) مطابق فتواى این مجتهد باشد صحیح است , وگرنه باید اعاده کند (یعنى دوباره آنها را انجام دهد), همچنین است اگر بدون تحقیق (و جستجوى ) کافى از مجتهدى تقلید نموده (است ) (م ۱۴.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: