صفحه اصلی / آموزش / احکام / احکام تخلّى و استبرا

احکام تخلّى و استبرا

۱ . احکام تخلّى

احکام پوشاندن عورت و نظر به آن

س . احکام بیت الخلاء رفتن را بیان فرمایید.

ج . واجب است در حال تخلّى ـ بلکه در جمیع احوال ـ پوشانیدنِ عورت از هر بیننده محترمى غیر از زن و کنیزى که در حباله دیگرى نباشد و محلّله نسبت به محلَّل له، چه آن بیننده مسلم باشد چه کافر، عاقل باشد یا دیوانه، بالغ باشد یا طفل ممیّز. و کفایت مى کند پوشانیدن عورت به دست و نحو آن از هر چیزى که حاجبِ بشره آن بوده باشد، و بهتر پوشانیدن از ناف تا به زانو است، و از آن بهتر، پوشانیدن تا میان ساق است، و از آن بهتر، پوشانیدن مجموع بدن است در حال تخلّى، یعنى در مکانى باشد که هیچ کس او را نبیند.

س . آیا جایز است نظر کردن به عورت زن خود و کنیز خود که آن را شوهر نداده باشد یا نه؟

ج . بلى جایز است، بلکه از براى زن و کنیز خود نیز، جایز است نگاه کردن به عورت شوهر و آقاى خود.

۱ . یعنى در غیر حال نماز و خواهد آمد ـ ان شاء اللّه  ـ بیان وظیفه در حال نماز.
س . نگاه کردن هر مکلَّفى به عورتِ غیر، جایز است یا نه؟

ج . حرام است اگر چه او مکلّف به پوشانیدن عورت خود نباشد، مثل دیوانه و نحو آن، بلکه جایز نیست نگاه کردن به عورت طفل ممیِّز.

س . آیا بر عورت طفل غیر ممیِّز، جایز است نظر کردن یا نه؟

ج . بلى جایز است.

س . «عورت» عبارت از چیست؟

ج . «عورتِ» مَرد، عبارتست از «ذَکَر» و «خُصیتَین» و «دبُر»، و عورت زن عبارت است از «فرج» و «دبُر». و غیر آنچه مذکور شد از عورت نیست حتى رانها و آنچه ما بین دبُر و بیضتین است. و مویى که بر کنار عورت مى روید، عورت نیست.

حرمت استقبال در حال تخلى

س . نشستن در حال تخلّى، روى به قبله یا پشت به قبله، چه صورت دارد؟

ج . حرام است.

س . آیا فرقى هست در حرمت استقبال قبله و استدبارِ آن ما بین صحرا و غیره یا نه؟

ج . فرقى نیست در محلّ.

نحوه تطهیر مخرج بول

س . تطهیر مخرج بول، چه نحو است؟

ج . معیّن است شستن مخرج بول را به آب، و واجب است که آن را دو دفعه بشوید اگر تجاوز از محل معتاد کرده باشد؛ والاّ دو مرتبه، احوط است؛ و بهتر آن است که سه

۱ . وبول به سوى قبله از غیر مستقبِل وبول به سوى غیر قبله از مستقبِل، محلّ احتیاط است.

۲ . اظهر کفایت یک مرتبه است در غیر متجاوز از مخرجِ معتادِ بول؛ و خصوص متعدّى از مخرج بول، حکم سایر بدن را دارد، بعد از قطع به زوال عین نجاست و مصحوب اتّفاقى آن، با آب و دَلْک و نحو آن.دفعه بشوید. و همچنین لازم است در حال شستن، آب به قسمى مستولى بر بول بشود که رطوبت بول مستهلک شود.

س . آیا فرقى هست در حکم مذکور، میان مرد و زن و خُنثى، یا نه؟

ج . فرقى نیست.

س . کسى که ختنه نشده و پوست، سرحشفه او را گرفته باشد، چه کند؟

ج . اکتفا، به دو بار شستن آن پوست مى کند و بیرون آوردن حَشَفه لازم نیست اگر چه متمکّن هم بوده باشد از آن.

تطهیر مخرج غایط

س . تطهیر مخرج غایط را بیان فرمایید.

ج . مخیَّر است میان آن که آن را به آب بشوید، یا به سنگ و کلوخ و کهنه و امثال اینها، به شرط آن که نجاست، از محل معتاد، تعدّى ننموده باشد، لکن به آب شستن افضل است.

س . اگر نجاست از محلّ معتاد، تعدّىِ فاحش کرده، تکلیف چیست؟

ج . معیَّن است شستن به آب، و غیر آن مجزى نیست در قدر زاید، بلکه مطلقا على الاحوط.

س . آیا حدّى از براى شستن غایط هست یا نه؟

ج . در غایط حدّى نیست، مگر آن قدر بشوید که محل از نجاست پاک شود و اثرى از اجزاى غایط نماند؛ بلى باقى ماندن رنگ و بوى آن در محل، عیب ندارد ولکن در

۱ . یعنى ظاهر مخرج در صورت تلوّث به نجاست غایط.

۲ . یعنى محلّى که معتاد است تلوّث آن در غیر مریض به اسهال و مانند آن.

۳ . با امکان تفکیک در تطهیر خصوص اطراف خارجه از معتاد، مانعى در آن نیست.

۴ . بلکه رطوبات غایط که به آب ازاله مى شود نه به غیر آن؛ و در تطهیر به آب به حکم غایط است و واجب است ازاله آنها، زیرا متنجِسِ به ملاقاتِ غایط شده و قابل تطهیر نیست. و چون تطهیر به غیر آب، جایز است، بقاى رطوبات مذکوره، مورد عفو است مثل آب استنجا، پس به حکم محلّ و تابع آن است بعد از استنجا.صورت تعدّىِ غیرمعتاد، احوط تعدّد است.

استنجا به سنگ و غیره

س . استنجاى به سنگ و نحو آن، عددش چند است؟

ج . باید به سه عدد باشد اگر چه به کمتر از آن زایل شود.

س . هرگاه محل به سه عدد پاک نشود، چه کند؟

ج . اینقدر زیاده استنجا کند تا پاک شود.

س . هرگاه سنگى سه پهلو باشد یا کرباسى، در هر دفعه یک گوشه یا یک پهلوى آن را استعمال کند، کفایت مى کند یا نه؟

ج . احوط عدم کفایت است.

س . آیا [ در ] استنجاى به غیر آب، زایل نمودن عین نجاست کافى است یا نه؟

ج . بلى کافى است، [ و ] در اجزاى ریزه که بعد از دقت نظر، ماندن آن معلوم مى شود، ضرر ندارد.

س . آیا معتبر است پاک بودن جسمى که به آن استنجا مى کند یا نه؟

ج . بلى اگر چه به شستن آن باشد. و جایز نیست در این باب، استعمال اعیان نجسه چون قطعه اى از پوست میته مثلاً؛ و هرگاه استعمال کند، معیّن مى شود شستن محلّ را به آب، و استعمال سنگهاى پاک و امثال آن بعد از این کافى نخواهد بود، مگر آن که آن

۱ . لازم نیست این احتیاط حتّى در قدر زاید از معتاد که به آب تطهیر مى شود.

۲ . على الاحوط؛ و اظهر، کفایت نقاء و رفتن عین غایط است.

۳ . اظهر کفایت است.

۴ . بلکه آنچه که با سنگ و کهنه ـ یعنى مالیدن آنها به محلّ براى ازاله عین ـ به نحو متعارف ازاله مى شود، باید در محل نماند و شبه رطوباتى که با غیر آب عادتاً نمى روند، باقى ماندن آنها ضرر ندارد.شى ء نجس، ملاقات با سطحِ ظاهرِ غایط کرده باشد و به محلّ غایط، ملاقات نکرده باشد.

س . جایز است استنجاى به استخوان و سرگین یا نه؟

ج . جایز نیست و احوط عدم حصول طهارت است، نیز جایز نیست ایضاً استعمال اجسام محترمه، مثل تربت مشاهد مشرَّفه و اوراق کتب شرعیّه و پاره اى از جامه کعبه معظَّمه و نحو آن، و گاه مى شود که در بعضى از صور، موجب کفر مى شود.

س . اگر اقدام بر معصیت نموده و استعمال کند، محلّ پاک مى شود یا نه؟

ج . بلى پاک مى شود.

مستحبات و مکروهات تخلّى

س . کیفیّت و آداب و سنن تخلّى را بیان فرمایید.

ج . مستحبّ است که در وقت داخل شدن، پاى چپ را پیش گذارند و در بیرون آمدن پاى راست را. و سنّت است «بسم اللّه » گفتن و بهتر از آن چیزى است که در اخبار وارد شده، و سر پوشیدن و استبرا و دعا خواندن نزد استنجا.

۱ . و در موقع تطهیر به سنگ پاک هم ملاقات نکند با رطوبت مسریه متنجِّسه به آن نجاست دیگر؛ و همچنین است استعمال سایر اعیان نجسه اگر چه غایط باشد و [ نیز [ متنجِّس به نجاسات اگر چه متنجِّس به غایط غیرباقى در مخرج باشد، و همچنین صورتى که ملاقات هر دو، یکى به واسطه دیگر، عرفاً صادق باشد اگر چه یکى متنجّس نشود؛ و جایز است استعمال متنجِّس بعد از تطهیر آن.

۲ . اظهر حصول طهارت است، به جهت استظهار مولویّت از نهى و تحریم در نصّ و اجماع منقول.

۳ . در غیر صورتى که موجب کفر مى شود؛ و جایز نیست مطعومات در استنجا. و اظهر حصول طهارت است در صورت جهل یا نسیان یا عصیان؛ و جایز است استعمال اجسام قالعه؛ و امّا غیر قالعه، مانند اجسام صیقلى، پس اگر اتفاقِ قلع به آنها شد، طهارت محل حاصل مى شود.

۴ . ثبوت حکم غیر تکلیفى در بعض آنچه که مذکور مى شود از مستحبات یا مکروهات، مبنى بر تسامح است، مگر آن که موافقت، به رجاى مطلوبیّت فعل یا ترک باشد.
س . مکروهات در حال تخلّى را بیان فرمایید.

ج . مکروه است نشستن متخلّى در کنار راه و کنار نهر و چشمه و محلّ افتادن میوه ها و قافله انداز و درِ خانه ها؛ و رو به آفتاب و ماه و رو به باد بول کردن؛ و در زمین صلب و در سوراخ حیوانات؛ و در آب، چه ایستاده و چه جارى؛ و در جایى که باعث لعن کردن شخص بشود؛ و خوردن و آشامیدن در حال نشستن؛ و مسواک کردن در حال تخلّى؛ و استنجا کردن به دست راست و دست چپ اگر انگشترى در آن باشد که نقش آن اسماء اللّه  باشد؛و سخن گفتن مگر به ذکر خداوند و خواندن «آیه الکرسى» یا حکایت اذان، یا تسمیت عاطس به گفتن «یرحمک اللّه » اگر چه مورد خبر، تحمیدِ خود عاطس است؛ و بلند کردن مرد بول خود را، یعنى رو به بالا بول کردن و از بلندى مثل بام بول کردن؛ و تخلّى میان قبر یا میان قبور نمودن و زیاد نشستن در خلا؛ و با خود داشتن نقره سکه دار مگر آن که بسته باشد.

حکم آب استنجا

س . آیا آبى که در حال استنجا، از محلّ جدا مى شود، پاک است یا نه؟

ج . بلى پاک است و فرقى نیست ما بین غساله استنجاى از غایط و بول.

س . آیا جایز است با آب استنجا، وضو و غسل یا نه؟

ج . جایز نیست على الاقوى، فى الواجبَین؛ و على الاحوط، فى المندوبین، امّا ازاله نجاست به آن مى توان نمود.و معتبر است در حکمِ طهارتِ آب غساله استنجاى دو چیز، اول: آن که متغیّر به نجاست در بو و رنگ و مزه نجاست نشده باشد. و اجزاى نجسى که در زمان استنجاى

۱ . اگر موجب تلویث اسم یا اهانت به آن نباشد، و گرنه حرام است.

۲ . عدم فرق، خالى از تأمّل نیست.

۳ . بلکه عدم جواز، احوط است با خود آب استنجا، نه با ملاقى آن.

۴ . خالى از تأمّل نیست.به آب از محل جدا مى شود، آب را نجس نمى کند، مگر آن که آب را متغیِّر نماید.

دوّم: نجاستى از خارج به او نرسیده باشد؛ و از این قبیل است نجاستى که از محلّ متعارف، تعدّى کرده باشد.

س . اگر غایط از مخرج تعدّى نکرده، لکن در وقت استنجاى به احجار و کلوخ، تعدّى کند، چه صورت دارد؟

ج . اگر در غالب، به غیر همین نَحو، استنجا میسّر نباشد، دور نیست که تعدّى ضرر نداشته باشد، و الاّ مشکل است.
حکم آب مشتبه

س . آب طاهر هرگاه مشتبه شود به نجاست، آیا رافع حدث و خبث هست یا نه؟

ج . حکم مسأله در باب وضو خواهد آمد، ان شاء اللّه .

س . اگر مشتبه شود آب مطلق به مضاف، رافع حدث و خبث هست یا نه؟

ج . رافع خبث نیست مگر این که مکرّر کند عمل را؛ و امّا در رفع حدث، احوط اقتصار بر صورت انحصار است.

س . اگر مشتبه شود آب مباح به آب غصبى، چه صورت دارد؟

ج . جایز نیست استعمال آن در صورت انحصار.
۱ . مشکل است با صدق ملاقات ثوب و ید مثلاً با خود آن اجزا.

۲ . و همچنین از داخل غیرغایط، مانند خون.

۳ . در خصوص غساله غَسلِ متعدّى اگر تفکیک ممکن باشد، وگر نه در غساله مجموع.

۴ . یعنى با تکرار عمل به نحو مفید؛ و با عدم انحصار هم، مفید است على الاظهر.

۵ . تکلیفا جایز نیست مطلقا در شبهه محصوره؛ امّا وضعاً، پس رافع خبث است مطلقا. و امّا رفع حدث، پس در صورت عدم انحصار اگر تصرّف غصبى به مثل صبّ آب بر محل، سابقاً بر وضو یا غُسل به امرِ ازید باشد با تحقّق قصد قربت، صحت آن متّجه است.

دست مالیدن وقت تطهیر مخرج بول

س . آیا واجب است در تطهیر مخرجِ بول، دست مالیدن یا نه؟

ج . واجب نیست، مگر آن که از آن چیزى بماند، یا آن که مخلوط به مَذْى یا وَذْى شود که در این حال باید دست بمالد تا علم به ازاله به هم رساند؛ و احوط در صورت شک(۱) در خروج مذى یا وذى، دست مالیدن است.

نحوه نجس شدن آب قلیل

س . آیا آب قلیلِ مطلق، به مجرّد ملاقات، نجس مى شود یا نه؟

ج . بلى نجس مى شود به مجرد ملاقات نجاست، مگر آب «ابریق» و نحو آن در حال ریختن بر چیز نجس و جزئى که متّصل است به جزء وارد بر نجس در حال ورود، به شرطى که ورود به طریق تسنیم باشد یا تسریحِ شبیه به تسنیم، مگر آن که به دفعِ قوىّ باشد، مثل فوّاره [ که ] در این صورت تسریح و تسنیم فرقى ندارد.

نحوه نجس شدن آب کر

س . آب کرّ اگر متغیر شود رنگ یا بوى یا طعم آن به ملاقات چیزى که در آن عین نجاست باشد، نجس مى شود یا نه؟

ج . نجس مى شود به شرطى که تغییر، از نجاست باشد نه از متنجِّس، مگر آن که ملاقىِ نجس، حامل وصف نجس باشد و وصف مزبور سرایت کند به سبب ملاقات.

۲ . استبرا و فایده آن

۱ . این احتیاط استحبابى است، مگر آنکه منشأ احتمال، امر خاصى باشد.

۲ . یعنى در این صورت، نجاستِ عالى به سافل و مانند آن، سرایت نمى کند؛ لکن حکم در غیر صورت دفع و قوت ـ مانند جریان سریعى که عرفاً قذارتِ لاحق به سابق سرایت نمى کند ـ مبنى بر احتیاط است.

۳ . مشکل است اگر منتهى به ملاقات مغیِّره با عین نجاست در ماء واحد نباشد.

س . آیا استبرا کردن بعد از بول یا بعد از خارج شدن منى، واجب است یا نه؟

ج . واجب نیست بلکه مستحب است، لکن خاصیت آن، آن است که اگر بعد از بول یا خارج شدن منى، استبرا کند و رطوبتى خارج شود و مشتبه باشد و معلوم نباشد که بول است یا غیر آن، پاک است و ناقض طهارت نیست، به خلاف رطوبتى که پیش از استبرا بیرون آید، که محکوم به بول است، مگر آن که یقین نماید که از بول چیزى در مجارى آن باقى نمانده است؛ پس در این حال، آنچه بیرون بیاید پاک است.

س . بلل مشتبهى که از دیوانه، یا کسى که در خواب است، پیش از استبرا بیرون بیاید، پاک است یا نه؟

ج . محکوم به نجاست است؛ و فرقى نیست در اشتباه حال بلل؛ آن که اختبار نماید و تشخیص ندهد، یا آن که متمکّن از اختبار آن به واسطه تاریکى یا غیر آن نشود.

س . آیا استبرا ساقط است در حق کسى که به سبب زیاد حرکت نمودن و طول زمان، قاطع شود که در مجارى بول چیزى باقى نمانده است، یا نه؟

ج . سقوط آن بعید نیست.

س . کسى که حشفه او را بریده باشند، یا آن که تمام ذکَر او را بریده باشند، استبرا از آن ساقط است یا نه؛ و بر فرض عدم سقوط، به چه نحو باید استبرا نماید؛ و آیا شرط است در استبرا، مباشرتِ خود شخص یا نه، بلکه به فعل غیرى نیز حاصل مى شود؟

ج . استبرا ساقط نیست از کسى که حشفه یا تمام ذکَرش را بریده باشند، پس احکام استبرا نیز در حق او ثابت است؛ بلى اگر حشفه را بریده باشند، بدل فشار دادن حشفه، همان سر ذَکر را سه دفعه به نحو مذکور فشار مى دهد؛ و اگر تمام ذکر را بریده باشند، اکتفا مى نماید به همان مسح نمودن ما بین مقعد و ذکر سه مرتبه؛ و اقوى عدم اعتبار مباشرت است، بلکه به فعل غیر ـ مثل زن و کنیز ـ نیز استبرا، حاصل مى شود.

شک در استبرا

س . اگر کسى بول کند و بعد وضو بسازد [ و ] بعد از وضو بللى ظاهر شود، [ و [نداند که بول است یا غیر آن و شک دارد که آیا استبرا نموده بود بعد از بول یا نه، چه صورت دارد؟

ج . حکم کند که بول است مثل غیر مستبرئ، پس وضو باید بسازد و نماز را به عمل آورد؛ و همچنین است هرگاه در اثناى نماز، بلل مشتبه، ظاهر شود؛ [ و [بالجمله، در صورت شکّ در استبرا، باید حکم کند که استبرا نکرده است.
حکم بلَل و استبراى زن

س . استبرا، در حق زنان نیز ثابت است یا نه؟

ج . استبرا در حق زنان نیست؛ و سزاوار است که بعد از بول، فى الجمله آرام گیرند و تنحنح نمایند و فرج خود را به طرف عرض، فشار دهند. و بلل مشتبهِ خارجِ از ایشان، پاک است مطلقا و ناقض طهارت نیست، اگر چه رعایت امور مزبوره را ننماید.

کیفیّت استبرا

س . کیفیّت استبراى از بول را بیان فرمایید.

ج . استبرا کردن از بول بر سه قسم است، و بهتر از آن سه قسم ـ بلکه احوط ـ این است که از دم سوراخ مقعد تا بیخ تخمها، سه دفعه دست بکشد، به قسمى که آنچه درمیان مانده به مجراى ذکَر داخل شود، و بعد انگشت بزرگ را پشت زهار و انگشت وسط را زیر قضیب بگذارد و به قوّت سه مرتبه از زیر تا سر قضیب بکشد و بیاورد تا آنچه در میان [ آن [مجرا باشد، حرکت نماید، بعد از آن، سه دفعه حشفه را فشار داده [ و ] آن را مانند دوشیدن به قوّت بکشد تا هر چه در حشفه رطوبت بوده باشد، بیرون بیاید.

۱ . یعنى اگر نماز را قبل از خروج بلل به جا نیاورده باشد، پس بعد از تطهیر مخرج بول و وضو، نماز مى خواند.

۲ . این احتیاط ترک نشود.

موراد زیر پیشنهاد میگردد

احکام غسل و نماز جنین سقط شده

در بعض از مناطق کشور ما گاهی اوقات دیده می‎شود جنینی که به هر نحوی …

One comment

  1. I really codnlu’t ask for more from this article.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *