جمعه - ۱۳۹۸/۰۶/۰۱
صفحه اصلی >> آموزش >> استفتائات >> استفتائات پزشکى مطابق با فتواى حضرت آیت الله العظمى آقاى حاج شیخ لطف الله صافى گلپایگانى

استفتائات پزشکى مطابق با فتواى حضرت آیت الله العظمى آقاى حاج شیخ لطف الله صافى گلپایگانى

مسائل مربوط به هزینه درمان

س ۳۶ ـ اگر پزشک ، سعى خود را در مداواى بیمار انجام دهد ولى بیمار بهبودى نیابد آیا پزشک نسبت به هزینه درمانى که بیمار قبلاً پرداخته حق ویزیت مدیون است ؟

ج ۳۶ ـ ظاهــراً حــق ویــزیـــتى کـه پـزشـک دریـافـت مـى کـند مـشروط بـه بـهـبـودى یافتن بـــیمار نیـــست . والله العالم

س ۳۷ ـ بــا تــوجــه بــه ایــن کــه حــق طــبابــت ـ هــماننــد حــق وکــالــت و مــواردى از ایــن قــبیل و بــر خــلاف اجــناس که داراى قــیمت خاصــى هســتند ـ از لــحاظ مــادّى ، غیــر قــابـل تــعیین مــى بـاشـد بــه نــظر حــضرت عــالــى بــهتریــن راه تــعیین مــیزان حــق طــبابــت چــیست ؟ آیــا مــقـدارى که دولــت تــعیین مــى کــند در هر شــرایــطى قــابــل دریــافـت است و پزشک مدیون نخواهد بود ؟

ج ۳۷ ـ تعــیین اجـــرت طــبابــت مــوکــول بــه تــراضــى طــرفـین اسـت اگـر خــود پــزشـک مــبلغى را تعــیین کــند او را به کمــتر از آن مبــلغ نمــى تـوان الـزام کرد و اگـر حـاکـم شــرع در بـعض مــوارد بــر اسـاس مصـالـح عــامه لازم الاســتیفاء مبــلغى را مــعیّن نـمود و پــزشـک آن مبــلغ را حــقّ ویــزیـت خـود قـرار داد دریــافــت آن مبــلغ بــراى او حــلال اســت . والله العالم

س ۳۸ ـ به نظر حضرت عالى بهــترین روش دریافــت حق طبابــت چگونه است ؟

ج ۳۸ ـ بر اساس عــدم اجحــاف و تعــیین حـق ویـزیـت مـناسـب با طبقات کم درآمد ولـى در اصـل مشــروعـیت عـمل ، تـراضـى طـرفـین مـیزان اسـت .والله العالم

س ۳۹ ـ آیـا دریافـت حـق طبابت ، قبل از بهبود بیمارى طبق روش مرسوم صحیح است ؟

ج ۳۹ ـ اگر بیمار با پزشک قرارداد کند که مبلغى را در مقابل معالجه و بهبودى اش باو بدهد تا بهبود نیافته آن مبلغ را بدهکار نیست و همچنین اگر براى عمل جرّاحى مبلغى را معلوم کنند تا آن عمل انجام نشده بیمار چیزى بدهکار نیست و همچنین پزشک براى معاینه و دادن نسخه بعد از انجام آن مستحق اجرت است مگر اینکه در هر یک از این سه مورد ترتیب دیگرى را معین کنند ولى اگر بیمار پزشک را براى انجام یکى از این کارها اجیر کند ظاهر اینستکه بمجرد وقوع معامله ذمّه پزشک مدیون عمل و ذمّه بیمار مدیون اجرت مى شود . والله العالم

 

مسائل مربوط به معاینات

با توجه به اینکه معاینه ، تنها شامل اندازه گیرى نبض ، حرارت و فشار خون نیست بلکه طبق نظریات علوم پزشکى ـ در کتاب هاى نشانه شناسى ـ باید شامل نگاه ، لمس ، دق ، سمع و نیز معاینات فیزیکى خاص در مورد تمامى اعضا و جوارح که معمولاً از روى لباس امکان پذیر نیست در مورد هر بیمارى و در هر شرایطى باشد ، در جهت : تشخیص ساده بسیارى بیمارى ها ، عدم تحمیل هزینه هاى اضافى ناشى از آزمایشات متعدد بر بیمار ، تسریع تشخیص و کاستن از خطرات تشخیص به وسیله راههاى دیگر ، و لذا وظیفه پزشکى انجام هریک را ایجاب مى کند و در صورت عدم انجام هر یک ، گاه تشخیصى که به راحتى باید صورت گیرد انجام نمى شود و با عدم تشخیص ، بیمارى پیشرفت مى کند و جان بیمار در معرض خطر قرار مى گیرد . و نظر به این که در فتاواى مراجع بزرگوار آمده است که اگر پزشک خانم در دسترس باشد ، جائز نیست بیمار خانم به پزشک مرد مراجعه نماید ، خواهشمند است در موارد زیر ، بفرمایید :

س ۴۰ ـ اگر بطور مثال بیمار خانمى که جانش در خطر است به تنها پزشک یک روستاى دور افتاده که مرد است مراجعه کند آیا این پزشک مجاز است هر گونه معاینه ضرورى را در مورد بیمار انجام دهد ؟

ج ۴۰ ـ بلى با اینکه پزشک زن بطور عادى در دسترس نیست مرد میتواند هرگونه معاینه را که ضرورت داشته باشد انجام دهد . والله العالم

س ۴۱ ـ در فرض فوق سؤال ۴۰ اگر جان بیمار در خطر نباشد بلکه یک بیمارى خفیف یا متوسط وجود داشته باشد آیا بیمار خانم حتماً باید به پزشک خانم در شهر مراجعه کند و یا در همانجا پزشک مرد مجاز است با انجام معاینات ضرورى ، اقدام به تشخیص و درمان نماید ؟

ج ۴۱ ـ اگر بطور عادى و بدون حرج و مشقت رفتن به شهر میسر است باید در شهر به پزشک زن مراجعه نماید . والله العالم

س ۴۲ ـ در صورت لزوم ، به طور کلى چه پزشک خانم در دسترس باشد و چه نباشد لمس بدن خانم بیمار از روى لباس ، چه صورت دارد ؟

ج ۴۲ ـ اگر فتنه وتهییج غریزه جنسى نباشد اشکال ندارد . والله العالم

س ۴۳ ـ ذکر نکته مهمى در اینجا ضرورى بنظر مى رسد که :

اگر هم با یک سرى تمهیدات لازم بتوانیم در سطح کشور ، موفق به جداسازى مراکز درمانى خواهران از برادران بشویم ، با توجه به این که هر پزشکى در طول دوران دانشجویى خود باید هر چند مختصر از انواع و اقسام اختلالات وبیمارى ها چه در مورد آقایان و چه خانم ها آگاهى یافته وآموزش ببیند اعم از انجام معاینات کامل ، آگاهى از بیمارى هاى زنان و چگونگى انجام زایمان سالم و . . . و با توجه به این که در مورد دانشجویان ، این موارد بیشتر آموزشى هستند تا درمانى ، یعنى ممکن است نجات جان بیمار در همان زمان وابسته به این زمان نباشد اما به وسیله این آموزش که در بیمارستان هاى آموزشى صورت مى گیرد دانشجو براى مراحلى که در آینده زندگى بیماران وابسته به وجود او خواهد بود ، آماده مى شود و از اینرو هر یک از دانشجویان در دروه هاى مختلف ، ملزم و مجبور به گذراندن واحدهاى درسى در تمامى بیمارستان اعم از زنان و مردان ، فراگیرى تمامى مسائل و امتحان دادن در پایان دوره مى باشند تا بتوانند در نهایت فارغ التحصیل موفق باشند .

با در نظر گرفتن تمامى این شرایط ، بفرمایید تکلیف و وظیفه دانشجو چیست ؟ آیا مى تواند به خاطر رعایت مسائل شرعى از فراگیرى کامل بسیارى مسائل بگذرد و در نتیجه در گذراندن واحدهاى درسى هم ناموفق باشد ؟ و یا در هر شرایطى و با هر وسیله اى باید به فراگیرى صحیح کارش بپردازد تا در آینده کمتر دچار مشکل شود ؟ و بطور کلى چگونه مى توان بین وظیفه پزشکى و دانشجویى که در کتب پزشکى ، بر انجام آنها تأیید شده و وظیفه شرعى واسلامى که طبیعتاً نباید با وظیفه پزشکى تناقض داشته باشد جمع کرد ؟

ج ۴۳ ـ با توجّه به ضرورت ونیاز مبرم عامه و توقف حفظ نفوس محترمه بر فراگیرى بسیارى از امور مذکوره میتوان فراگرفتن این اطلاعات علمى پزشکى را از واجبات کفائیه دانست علیهذا هر چند مستلزم ارتکاب بعض از اعمالى که فى حدّ نفسه وقطع نظر از تزاحم آن باتکلیف اهم محرم است باشد بر اساس قاعده تزاحم ، دفع مفسده أهم به ارتکاب مفسده مهم یا جلب مصلحت اهم به ترک مصلحت مهم ، در همه این موارد که تکالیف شرعیه با یکدیگر تزاحم پیدا مى کنند ارتکاب اقلّ المحذورین جائز است ولى باید کمال احتیاط ملاحظه شود که از حدّ ضرورت خارج نشود . والله العالم

س ۴۴ ـ همانطور که مستحضر مى باشید تخصص هاى علوم پزشکى بسیار زیاد است و متخصصین خانم در هر رشته معمولاً در حال حاضر در ایران بجز در برخى رشته ها یا نادر یا کم مى باشند فلذا در شهرهاى کوچک و بزرگ نیز باید به خاطر تعداد زیاد بیماران و تعداد کم پزشک و یا تحمیل هزینه گزاف ، همانطور که بسیار شایع است خانم هاى بیمار به پزشک مرد مراجعه مى کنند ، در این صورت وظیفه پزشک مورد مراجعه چیست ؟ آیا اگر بتواند و یا احتمال دهد که مى تواند با معاینات مختلف و ضرورى بیمارى را تشخیص و درمان کند مکلّف است چنین کارى را انجام دهد و یا باید وى را به یک پزشک خانم ارجاع دهد ؟ در شرایطى که خیلى از بیماران ، بدلایل فوق قادر به این کار نیستند ، آیا در صورت ارجاع و تأخیر در تشخیص و درمان بیمارى وى ، این پزشک مسئول نیست ؟

ج ۴۴ ـ اگـر ارجـاع بیمار زن به پزشک زن موجب تأخیر در معالجه و در نتیجه معرض خطر براى بیمار است ارجاع او به پزشک زن در محلّ دیگر جائز نیست و اگر خطرى ندارد او را به پزشک زن ارجاع دهد . ولى اگر بتواند بوسیله دستیار زن معاینات لازم را انجام دهد ارجاع لازم نیست . والله العالم

س ۴۵ ـ در صورت لزوم ، مشاهده ولمس موهاى خانم بیمار ، جهت معاینه توسط پزشک مرد چه صورت دارد ؟

ج ۴۵ ـ در مثل این مورد باید ضرورت هائى که بآن اشاره شد وجود داشته باشد والاّ جائز نیست . والله العالم

س ۴۶ ـ اگر پزشک مرد ناچاراً مجبور به معاینه خانم بیمار شد و یا بر عکس خانم بیمار ناچار به مراجعه به پزشک مرد شد با توجه به این که در صورت رعایت کامل مسائل شرعى و اخلاقى در معاینه کامل خانم ها شاید بتوان گفت بیش از ۹۰% معاینات که در کتب پزشکى به انجام آنها تأکید شده است باید انجام نگیرد ، اگر با این گونه معاینه سطحى و غیر کامل ، بیمارى وى تشخیص صحیح داده نشد و درمان کامل صورت نگرفت آیا پزشک مسئول است ؟ اگر مسئول است چاره چیست ؟ آیا باید بر خلاف مسائل شرعى عمل کند ؟

تذکر این نکته ضرورى است که پزشکان متخصص و مجرب بدون احتیاج به معاینات کامل ممکن است بتوانند تشخیص و درمان انجام دهند اما براى افراد نا مجرب و دانشجویان ، تا رسیدن به این مرحله ، زمان زیادى لازم است .

ج ۴۶ ـ اگر پزشکى که در دسترس است منحصر باشد به پزشکى که بدون معاینه کامل نمیتواند بیمارى را تشخیص دهد طبعاً معاینه کامل ضرورت دارد و جایز است و بدون معاینه لازم اقدام به معالجه جایز نیست . والله العالم

س ۴۷ ـ با توجه به این که جهت معاینه ساده پروستات ، حتماً باید از طریق مقعد ، بیمار را مورد بررسى قرار داد تا تشخیص قطعى بیمارى هاى پروستات داده شود ، همچنین در بسیارى بیمارى هاى آلات ادرارى ـ تناسلى ، مشاهده و گاه لمس آنها ضرورى است ، آیا در چنین مواردى پزشک مرد مى تواند بیمار مرد را بدون اشکال شرعى معاینه نماید ؟ اگر با عدم انجام این معاینه ، متوجه بیمارى نشود و بیمارى مثلاً سرطان پیشرفت کند ، آیا پزشک مسئول است ؟

با توجه به این که استفاده از آینه ، همیشه امکان پذیر نیست ودر ضمن عمل لمس را نیز باید با دید کامل با دست انجام داد و از این رو در حال حاضر در تمامى مراکز درمانى این معاینه مستقیماً انجام مى شود .

ج ۴۷ ـ جواز وعدم جواز همه این امور دائر مدار ضرورت وعدم ضرورت و امکان اکتفا به ارتکاب محذور أخف و عدم آن است . والله العالم

س ۴۸ ـ طبق نظرات علوم پزشکى ، یکى از معایناتى که امروزه در هر بیمارى بخصوص در بیمارى هاى ادرارى ـ تناسلى جزو معاینات اصلى اولیه به شمار مى آید اگر چه در انجام آن ، متأسفانه یا خوشبختانه مسامحه مى شود عملى به نام «توشِه رِکتال» است ـ که یک نوع معاینه نظرى و لمسى از طریق مقعد مى باشد ـ و از طرفى یکى از دقیقترین روش هاى تعیین درجه حرارت فرد از طریق مقعد مى باشد ، با توجه به این موضوعات و این که این معاینات گاهى به خاطر احتیاط در جهت تشخیص یا رد برخى بیمارى ها انجام مى شود و گاهى در تشخیص برخى بیمارى ها بسیار مؤثر و روش کم خرج و ساده اى به نظر مى آید ، آیا پزشک مرد مجاز است چنین معاینه اى را چه جهت آموزش (به وسیله دانشجویان) و چه جهت تشخیص احتمالى یا قطعى در مورد بیمار مرد انجام دهد ؟ و اگر با عدم انجام آن ، متوجه بیمارى و راه درمان وى نشود آیا مسئول نیست ؟

ج ۴۸ ـ با اقتضاى ضرورت به مقدار دفع ضرورت جائز است و بیشتر جائز نیست . والله العالم

 

مسائل مربوط به پیوند اعضا

س ۴۹ ـ اگر جسدى مجهول الهویه که اعضاى قابل پیوندى داشت ، در دسترس باشد آیا مى توان این اعضا را به بیمارى که محتاج است ، پیوند زد ؟

ج ۴۹ ـ اگر جسد کافر باشد اشکال ندارد و نسبت به جسد مسلم در صورتى که جسد کافر در دسترس نباشد و حفظ نفس مسلمانى دیگر برآن توقف داشته باشد حکم بجواز خصوصاً باذن مجتهد جامع الشرایط قابل توجیه است ولى دیه آن ساقط نمیشود . والله العالم

در مواردى که نجات جان بیمار مسلمانى وابسته به پیوند یک یا چند عضو از شخص دیگرى باشد لطفاً بفرمائید :

س ۵۰ ـ در فرض مسأله فوق (۴۹) اگر بعداً ولىّ متوفّى پیدا شود و از این کار ناراضى باشد ، چه باید کرد ؟

ج ۵۰ ـ در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن ، اگر آن را قابل توجیه دانستیم عدم رضایت ولى مضرّ نیست . والله العالم

س ۵۱ ـ اگر شخصى وصیت کند بعد از وفاتش ، اعضاى قابل پیوندش را به بیماران پیوند زنند آیا مجاز به این کار هستیم ؟

ج ۵۱ ـ در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن ، جواز قابل توجیه است و الاّ وصیّت شخص مجوّز نیست . والله العالم

س ۵۲ ـ اگر شخصى وصیت کند بعد از وفاتش ، اعضایش را به دیگران پیوند زنند امّا ولىّ وى پس از مرگش از این کار ناراضى باشد آیا مجازیم این کار را بدون اجازه ولىّ انجام دهیم ؟

ج ۵۲ ـ جواز فقط در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن قابل توجیه است . والله العالم

س ۵۳ ـ اگر شخصى از پیوند اعضاى خود به دیگران پس از مرگش ناراضى باشد ولى پس از وفاتش ولىّ وى مایل به این کار باشد آیا مى توانیم چنین کارى انجام دهیم ؟

ج ۵۳ ـ از جواب پرسش هاى قبل جواب این سئوال هم معلوم میشود . والله العالم

س ۵۴ ـ اگر شخصى در طول زندگیش نظر مخالف یا موافقى در مورد پیوند اعضایـش نداشـت ، آیـا پس از مرگش مى توان به اجازه ولىّ وى چنین کارى را انجـام داد ؟

ج ۵۴ ـ از جوابهاى قبل جواب این سؤال هم معلوم میشود . والله العالم .

س ۵۵ ـ آیـا برداشتـن عضـو از بـدن فـرد زنـده جهـت پیونـد ، مستلـزم پرداخـت دیـه مى باشد ؟

ج ۵۵ ـ بـدون درخواست او دیه دارد و با درخواست خودش اثبات دیه محلّ تأمّل است و اما حکم تکلیفى از جواب سایر مسائل معلوم میشود . والله العالم

س ۵۶ ـ اگر احتمال بدهیم با برداشتن یک یا چند عضو از شخصى که زنده است ، در آینده نزدیک یا دور وى دچار عوارض خفیف یا شدید خواهد شد و از طرفى نجات جان بیمار دیگرى وابسته به همین کار باشد . و مورد دیگرى نیز در دسترس نباشد ، آیا مجازیم بدون آگاهى دادن شخص پیوند دهنده ، چنین کارى را انجام دهیم؟ اگر به وى اطلاع بدهیم و با تمایل وى عضو پیوندى را از بدنش خارج کنیم ، در صورت ایجاد عارضه در وى ، آیا پزشک مسئول است ؟

ج ۵۶ ـ بدون آگاهى او مسلماً جائز نیست و با آگاهى و اذن او و توقف حفظ جان بیمار جواز قابل توجیه است ولى با احتمال خطر جانى حرام و با عارضه
شدید براى خود شخص حکم بجواز مشکل است . والله العالم

س ۵۷ ـ اگـر مـطمئن بـاشیـم و یـا احـتمال دهـیم کـه ایـن پیـونـد رد خـواهد شـد و نـهایـتاً مـفید نـخواهـد بـود آیـا مـجازیـم بـا خـوش بیـنى و به عنوان کمـک به بیـمار ، از بدن فـرد زنده یا مرده دیگرى عضـوى را جدا و به آن بیـمار پیـوند بزنیم؟

ج ۵۷ ـ با اطمینان به عدم فائده جائز نیست و با احتمال عقلائى در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن قابل توجیه و بررسى است . والله العالم

س ۵۸ ـ با توجه به این که بعد از پیوند ، شیمى درمانى ضرورى به نظر مى رسد وهمین عمل باعث عوارض خفیف تا شدید در بیمار مى گـردد ، آیا پزشکى که مجبوربانجام این کارجهت عدم ردّ پیوند مى باشد در ایجاد عوارض آن، مسئول است؟

ج ۵۸ ـ اگر عنوان درمان و معالجه دارد اشکال ندارد . والله العالم

س ۵۹ ـ آیا مى توان اعضاى شخصى را که دچار مرگ مغزى شده است و از لحاظ پزشکى امیدى به زنده ماندن وى نیست ، ولى برخى اعضایش مثل قلب وى براى مدتى هنوز کار مى کنند به بیمارى که محتاج است پیوند زد ؟

با توجه به این که اگر صبر نماییم ، ممکن است دیگر ، اعضایش ، قابل پیوند نباشند .

ج ۵۹ ـ اگر سبب تسریع در مرگ یا شدت بیمارى او مى شود جائز نیست و بـدون آن هـم چـون کسـب اجـازه از بیمـار ممکـن نیست جائز نمى باشد .والله العالم

س ۶۰ ـ آیا براى شخص جائز است که اجازه دهد در حال حیات یا پس از مرگ ، بعض اعضاى او که حفظ نفس بیمارى بر آن متوقف نیست از قبیل انگشت ، دست ، قرنیه چشم و . . . را در مقابل وجه یا مجاناً بدیگرى پیوند زنند ؟

ج ۶۰ ـ جائز نیست . والله العالم

س ۶۱ ـ آیا مى توان از اعضاى بدن خوک به انسان پیوند زد ؟

ج ۶۱ ـ ظاهراً اشکالى ندارد چون بعد از پیوند ، جزء بدن انسان محسوب مى شود . والله العالم

 

مسائل مربوط به تشریح

س ۶۲ ـ آیا مجازیم مسلمانى را که وصیت کرده بعد از وفاتش ، وى را تشریح کنند ، تشریح نماییم ؟

ج ۶۲ ـ با عدم ضرورت مانند حفظ نفس محترمه و امکان استفاده از جسد میت کافر ولو با خرید آن جائز نیست . والله العالم

س ۶۳ ـ اگر ندانیم جسدى که در اختیار ماست جسد یک مسلمان است یا کافر یا اهل کتاب ، آیا مجازیم آن را تشریح نماییم ؟

ج ۶۳ ـ دائر مدار این است که میّت درچه محلى باشد اگر در دار الاسلام وبلاد مسلمین است محکوم به اسلام است و تشریح

س ۶۴ ـ آیاتفاوتى بین اهل تسنن واهل تشیّع درعدم جوازتشریح جسد،وجوددارد؟

ج ۶۴ ـ تفاوتى وجود ندارد . والله العالم

س ۶۵ ـ آیا مى توان جسد افراد به ظاهر مسلمان ـ مسلمان شناسنامه اى ـ را که به خاطر ارتداد ، فساد اخلاقى ، قاچاق مواد مخدر ، مسائل سیاسى و . . . اعدام شده اند تشریح نمود؟

ج ۶۵ ـ مرتدّ حکم کافر را دارد ولى مسلمان محکوم به اعدام جسدش حکم جسد مسلمان را دارد . والله العالم

س ۶۶ ـ آیا مى توان براى تشریح ، جهت آموزش ، به علّت کمبود جسد واستخوان که بدون آنها آموزش امکان پذیر نیست اقدام نبش قبر غیر مسلمانان نمود ؟

ج ۶۶ ـ اگر در ذمّه اسلام نبوده جائز است و اگر در ذمّه اسلام بوده در صورتیکه طبق آداب خودشان جائز باشد اشکالى ندارد . والله العالم

س ۶۷ ـ در فرض مسأله فوق (۶۶) اگر ندانیم این قبر متعلق به مسلمان یا غیر مسلمان است ، آیا مجازیم نبش قبر انجام دهیم ؟

ج ۶۷ ـ اگر در بلاد مسلمین است جائز نیست . والله العالم

س ۶۸ ـ در صورتى کمبود جسد و استخوان ، آیا مى توانیم استخوان هایى را که در بیابان و قبرستان ها مى یابیم و یا به وسیله عملیات حفارى شهردارى ها در سطح خاک ظاهر مى شوند ـ چه متعلق به مسلمانان و چه غیر مسلمانان ـ مدتى جهت آموزش استفاده کرده و بعد از اتمام کار ، به یک مرکز آموزشى هدیه نماییم ویا دفن کنیم ؟

ج ۶۸ ـ استخوان مرده مسلمان باید فوراً دفن شود . والله العالم

س ۶۹ ـ ۱ : آیا براى تشخیص علت مرگ جهت پیشرفت علم پزشکى و تعلیم به دانشجویان شکافتن ـ کالبد شکافى ـ جائز است ؟

۲ : اگر کالبد شکافى براى کشف جرم و شناسایى قاتل باشد حکم چگونه است؟

۳ : اگر کالبد شکافى تنها راه براى رهایى یک متهم بى گناه از مرگ باشد قضیه چند حکم دارد ؟

ج ۶۹ ـ ۱ : شکافتن جسد کافر جائز است . والله العالم

۲ : جائز نیست . والله العالم

۳ : کالبد شکافى در موازین قضائى شرعى به منظور شناختن مجرم جائز نیست و متهم اگر از راههاى مشروع و منطقى جرمش ثابت نشودآزادمى شود .والله العالم

س ۷۰ ـ اگر براى تشخیص حیات یا مرگ مصدومى تنها راه منحصر به شکافتن یکى از شریان هاى وى باشد بفرمائید :

۱ : آیا انجام این کار جائز است یا خیر؟

۲ : آیا انجام این عمل درصورت ضرورت مستلزم پرداخت دیه مى باشد یاخیر ؟

۳ : اگر باید دیه پرداخت شود به عهده کیست که بپردازد ؟

ج ۷۰ ـ ۱ و ۲ و ۳ : براى مجرّد تشخیص حیات یا مرگ ، شکافتن شریانهاى مصدوم جائز نیست ولى اگر مقدمه معالجه او باشد جایز است وبا اذن خود او یا ولى او یا مجتهد جامع الشرائط یا وکیل مجتهد و در صورت توقف حفظ حیات او بر شکافتن شریان وفوریّت آن و عدم دسترسى به ولى وجوب دیه معلوم نیست . والله العالم .

س ۷۱ ـ معمولاً روى انسان ها آزمایش هاى طبى گوناگونى که گاه خطرناک هم مى باشد انجام مى دهند براى کسب اطلاعات بیشتر پزشکى در جهت تشخیص امراض و درمان آنها بفرمائید :

۱ : اگر بیمارى قطع داشته که چنانچه خود را در معرض چنین آزمایشاتى قرار دهد باستقبال خطرات جانى براى خود رفته است ولى از طرفى هم به پیشرفت علم پزشکى و به معالجه و مداواى جامعه مسلمانان در آینده کمک نموده است ، آیا خود را در معرض چنین آزمایشاتى قرار دادن جائز است ؟

۲ : اگر ضرر جانى محتمل باشد ، ولى کمک به علم پزشکى فوق الذکر قطعى آیا در این صورت مى تواند خود را در معرض آزمایش قرار دهد ؟

۳ : اگر هیچ گونه علم به ضرر جانى براى خود نداشته باشد و فایده آزمایش هم براى کمک فوق الذکر محتمل باشد ، چه حکمى دارد ؟

۴ : اگر فایده آزمایشات فوق الذکر به سود تمامى افراد بشر تمام گردد بفرمائید حکم خود را در معرض قرار دادن در صورت علم به ضرر و یا احتمال ضرر و یا عدم علم به ضرر چه خواهد بود ؟

۵ : در صورتى که آزمایشات فوق براى اهداف فوق الذکر هیچ گونه ضررى براى انسان بیمار نداشته باشد آیا طبیب بدون اطلاع دادن به بیمار و بدون کسب اجازه از او مى تواند چنین اقدامى نماید ؟

۶ : اگر در صورت ضرورت انجام چنین آزمایشاتى جائز باشد چگونه بودن آن ضرورت را بیان نمایید ؟

ج ۷۱ ـ ۱ : جائز نیست . والله العالم

۲ : اگر احتمال ضرر معتنى به و عقلائى باشد جایز نیست . والله العالم

۳ : جائز نیست چون احتمال ضرر جانى منتفى نیست . والله العالم

۴ : جواب همان است که از سه مسئله قبل دانسته شد . والله العالم

۵ : نمى تواند . والله العالم

۶ : ضرورت ، توقف حفظ نفس شخص بیمار براى عملى است که فایده آزمایشى دارد . والله العالم

س ۷۲ ـ اگر آزمایشات فوق روى حیوانات انجام شود که در پایان آنها حیوانات از بین خواهند رفت بفرمائید صرف نظر از ضمان آیا چنین کارى براى پیشرفت کارهاى پزشکى جائز است ؟

ج ۷۲ ـ جایز است ولى رحم انسانى و اسلامى اقتضاء دارد که به صورتى انجام شود که بى رحمى نسبت به حیوان زبان بسته شمرده نشود و موجب زجر و شکنجه زیاد او نشود .والله العالم

س ۷۳ ـ در صورتى که ضرورت داشته باشد علت مرگ یک شخص بطور مثال جهت تعیین قاتل وى مشخص شود ، آیا مجازیم جسد وى را در پزشکى قانونى ، تشریح نماییم ؟ و یا اگر مدفون باشد ، نبش قبر کرده جسد وى را بررسى نماییم ؟

ج ۷۳ ـ در مورد سؤال حکم بجواز تشریح مشکل است ولى نبش قبر براى دیدن بدن واثبات حق اشکالى ندارد . والله العالم

س ۷۴ ـ با وجود امکان تهیه جسد کافر از خارج چناچه در بعض ممالک اسلامى عمل مى شود آیا واجب است مسئولین مربوطه اقدام نمایند ؟ و با وجود امکان تهیه ، ضرورت جواز تشریح میت مسلمان پیدا مى شود یا خیر ؟

ج ۷۴ ـ با امکان تهیه جسد کافر هر چند بخرید آن باشد تشریخ میّت مسلمان به عنوان ضرورت جائز نیست . والله العالم

 

مسائل مربوط به دوران باردارى

س ۷۵ ـ اطباء در آزمایشگاهى منى مرد «اسپرم» را با منى زن «اوُوُل» در لوله آزمایش قرار داده و آن را رشد مى دهند به فرمائید :

۱ : آیا آن نطفه رشد یافته را مى توان دور افکند یا اینکه حکم سقط جنینى را پیدا مى کنند و باید تا طفل کامل صاحب روح شدن از وى محافظت نمود ؟

۲ : اگر دور افکندن آن جایز نباشد آیا باید دیه سقط جنینى پرداخت ودر صورتى که باید پرداخت شود به عهده کیست ؟

۳ : آیا دوراندازى آن در زمان قبل از ولوج روح یا بعد از ولوج فرق دارد لطفاً بیان نمائید؟

۴ : در مورد سئوال فوق آیا فرقى بین منى مرد اجنبى با منى زن اجنبیّه براى لقاح و رشد در لوله آزمایشگاهى هست یا خیر ؟

۵ : اگر منى مرد و زن اجنبى و اجنبیّه باشد اصل انجام این جایز است یا خیر؟

ج ۷۵ ـ ۱ : جـواز اتـلاف و دور افکنـدن آن مورد اشکال است و احتیاط بحفظ آن تا رشـد کامـل تـرک نشود بلى وجوب محافظت ازآن نیزمحلّ تأمل است

۲ : بلى احکام دیه بر آن مرتب میشود بنابر همان احتیاط واجب و دیه آن بر عهده کسى است که مباشرت در اتلاف آن داشته .والله العالم

۳ : بلى فرق دارد همان فرقى که اسقاط جنین با اسقاط نطفه در موارد دیگر دارد

۴ و ۵ : اصل جواز قرار دادن منى مرد اجنبى و زن اجنبیّه براى لقاح و رشد محلّ اشکال است هر چند توقف بر معصیت دیگر نداشته باشد ولى بعد از انعقاد جنین حکم همان است که در بند یک جواب داده شد . والله العالم

س ۷۶ ـ اطباء مى توانند جنین را از شکم زنى که نمى توان آن را در رحم معیوب خود پرورش دهد وسقط مى کند خارج نموده و در رحم سالم زن دیگرى قرار داده که در آنجا جنینى به رشد خود ادامه داده تا به طور طبیعى متولد شود بفرمائید :

۱ : آیا اگر زن دوّم هم همسر شوهر زن اوّل باشد (که نطفه متعلّق به یک شوهر مى شود این کار جایز است ؟

۲ : درصورتیکه زن دوّم باشوهرزن اوّل بیگانه و اجنبى باشدآیااین کارجایزمى باشد؟

۳ : اگر انجام این کار قبل از ولوج روح یا بعد از ولوج روح فرق دارد آن را بیان فرمائید؟

ج ۷۶ ـ ۱ : در این فرض فى حدّ نفسه بشرط اینکه مستلزم گناه دیگر نشود ، اشکال ندارد .

۲ : اگر بعد از انعقاد نطفه زن و شوهرش باشد که نطفه مرد اجنبى با زن اجنبیّه منعقد نشود اشکال ندارد .

۳ : در هر دو صورت بى اشکال است . والله العالم

س ۷۷ ـ آیا سقط عمدى جنینى که مطمئنیم یا احتمال مى دهیم معیوب و نارسا مى باشد ، در هر ماهى از باردارى اگر دیه لازمه هم پرداخت شود ، مجاز است ؟

ج ۷۷ ـ جائز نیست . الله العالم

س ۷۸ ـ اگر طبیب تشخیص قطعى داد که ماندن جنین در شکم مادر موجب مرگ مادر مى گردد بفرمائید ؟

۱ : آیا جایز است جنین را در شکم مادر از بین ببرند تا مادر سالم بماند؟

۲ : آیا مى توان مادر را به همان حال باقى نهاد تا بچه سالم بماند ومادر بمیرد ؟

۳ : اگر در باقى گزاردن مادر به همان حال احتمال مرگ هم مادر وهم بچه در کار باشد تکلیف چیست واحتمال مرگ وسلامت براى هر دو مساوى باشد ؟

۴ : اگر حکم فوق نسبت به جنین قبل از ولوج روح وبعد از ولوج روح فرق پیدا مى کند حکم هر دو حال را توضیح فرمائید ؟

ج ۷۸ ـ بعد از ولوج روح جائز نیست و قبل از ولوج روح در صورتیکه حفظ جان مادر متوقف بر سقط باشد جواز قابل توجیه است . والله العالم

س ۷۹ ـ با عکس بردارى از جنین درون شکم مادرى معلوم شده که جنین ناقص الخلقه مى باشد که پس از تولد بمانند تکه گوشتى به کنارى خواهد افتاد وهیچگونه فعالیتى نمى تواند داشته باشد و فاقد هر گونه درک وشعور انسانى خواهد بود به فرمائید :

۱ : آیا جایز است در همان حال جنین بودن (قبل از ولوج روح یا بعد از ولوج روح) وى را از بین برد وجنین را ساقط نمود ؟

۲ : اگر این طفل به دنیا آمد و سپس مریض شد ، آیا جایز است که هیچگونه اقدامى در مورد درمان وى انجام نداد تا زودتر بمیرد وچه بسا از درد و رنج هم راحت شود ؟

ج ۷۹ ـ ۱ و ۲ : جائز نیست . والله العالم

س ۸۰ ـ بر طبق تشخیص پزشکان جنینى هست که اگر در شکم مادر بماند خواهد مرد ولى اگر آنرا از شکم مادر خارج نمایند و در دستگاه مخصوص (انکوباتور) بگذارند زنده مى ماند و به رشد و حیات خود ادامه مى دهد بفرمائید :

۱ : تکلیف در این مورد چیست آیا مى توان بچه را از شکم مادر خارج نمود ؟

۲ : آیا قبل از ولوج روح و یا بعد از ولوج حکم فرق مى کند آن را هم بیان فرمائید؟

ج ۸۰ ـ ۱ و ۲ : در صورت مذکور که علم به تلف شدن جنین حاصل شود اخراج آن از شکم مادر و حفظ و نگهدارى آن بنحو مذکور جایز است و فرقى بین قبل از ولوج روح و بعد از آن نیست بلى بعد از ولوج روح خارج کردن آن از شکم مادر واجب است و وجوب آن قبل از ولوج روح معلوم نیست ولى موافق احتیاط است . والله العالم

س ۸۱ ـ در مواردى که پزشک باعث سقط جنین مى شود ، دیه لازمه باید توسط چه کسى پرداخت شود ؟ آیا حتماً باید قبلاً پزشک شرط کند که دیه به عهده وى نیست و آیا این شرط ، جهت رفع دین از وى کافى است ؟ اگر با وجود قبول این شرط ، فردى که دیه براو واجب است ، آن را پرداخت نکند ، آیا در این صورت پزشک مدیون خواهد بود ؟

ج ۸۱ ـ اگر پزشک مباشر سقط جنین مى شود دیه بر او است و شرط پزشک در برائت از دیه اثرى ندارد . والله العالم

س ۸۲ ـ اگر طبیبى متوجه شد که جنینى درون شکم مادرى داراى نقص عضو مى باشد که در صورت اطلاع دادن بوالدین او احتمال زیاد مى دهد آنان اقدام براى سقط جنین به نمایند و شاید هم در مقام معالجه نقص عضو از جنین بر آیند که احتمال بهبودى بسیار کمى را دارد ، و در ضمن اگر اطلاع دهد در معرض شکایت والدین نسبت به عدم اطلاع به آنان از وضعیت جنین قرار نخواهد گرفت به فرمائید وظیفه طبیب در اینجا چیست ؟

ج ۸۲ ـ در صورتیکه علم نداشته باشد که آنها اقدام به سقط جنین مى نمایند چون محتمل است در مقام معالجه بر آیند ، مطلّع ساختن آنها جائز است .

و اگر آنها مرتکب سقط جنین شوند مسئول خود عامل است . والله العالم

س ۸۳ ـ ۱ : بیمارانى که از درد شدید رنج مى برند چنانچه به آنان مسکن هاى قوى داده شود دردشان تسکین خواهد شد ، لیکن به احتمال قوى به این خاطر بعداً دچار عوارض جنین و ناراحتى هائى خواهند شد به فرمائید تکلیف طبیب نسبت به این گونه بیماران چیست؟

ج ۸۳ ـ ۱ : دوا را به خود بیمار بدهد و او را از این عوارض جَنْبى مطّلع سازند تا با ملاحظه أهم ومهمّ خود اقدام نماید .

۲ : اگر مسکّن موجب تأخیر مرگ او نمى شود ندادن مسکّن به او اگر میتواند درد را تحمّل نماید جایز است و الاّ بى رحمى شدید است و جایز نیست . والله العالم

س ۸۴ ـ اگر پزشک به طور قطع تشخیص داد که فرزندان بعدى زن و شوهرى ، ناقص العضو خواهند شد بفرمایید :

۱ : آیا برطبیب واجب است در صورت سؤال والدین ، واقعیت را به آنان اطلاع دهد ؟

۲ : آیا در صورت عدم سؤال آنان ، بر طبیب واجب است به آنان بگوید تا آنان از پیدا کردن چنین فرزندانى جلوگیرى نمایند ، اگر واجب نیست آیا گفتنش حرام مى باشد ؟

۳ : اگر طبیب احتمال دهد که آنان در صورت اطلاع از این جهت هر بارى که فرزند پیدا کنند اقدام به سقط وى خواهند نمود . در اینجا وظیفه طبیب چیست گفتن یا نگفتن ؟

ج ۸۴ ـ ۱ : در صورت سؤال والدین ، نباید خلاف واقع بگوید والله العالم

۲ و ۳ : در سائر موارد بر طبیب واجب نیست هر چند مطلّع کردن آنها حرام نیست . والله العالم

 

 

مسائل مربوط به عمل جراحى

۸۵ ـ بیــمارى کــه بــنابــر تــشخیص اطــباى حــاذق در صــورت تــرک نــمودن عــمل جــراحــى بــه زودى خــواهــد مــُرد و در صــورت اقــدام بــه عــمل جــراحــى احــتمال قــوى دارد کــه زنــده بــمانــد ولــیکـن تــا پــایــان عــمـر دچــار درد و رنـــج شــدیــد و تــوانــفرســا و احــتمـال مـرگ هـم در کـار مـى بـاشـد ، بـفرمـاییـد تـکلـیف ایـن بیـمار چـیست عـمل جـراحـى یـا تـرک آن؟

ج ۸۵ ـ حفظ نفس بیمار بهر صورت لازم واهمّ است . والله العالم

س ۸۶ ـ شخصى که استخوان پاى وى شکسته است چنانچه جراحى روى پاى وى انجام ندهند تا پایان عمر زمین گیر شده و با درد و رنج باید بسر ببرد و اگر عمل کند احتمال بهبودى داده مى شود بفرمایید :

۱ : با چند درصد احتمال بهبودى تکلیف وى اقدام براى عمل مى باشد ؟

۲ : چنانچه عمل و شرایط به گونه اى است که احتمال مرگ هم بعید نباشد به فرمائید با چند درصد احتمال مرگ دادن وظیفه ترک کردن عمل مى باشد ؟

ج ۸۶ ـ اگر احتمال مرگ وضرر أهم در بین نباشد بایک درصد احتمال بهبودى هم عمل جائز است و اگر احتمال مرگ در بین باشد در صورتیکه احتمال عقلائى باشد عمل جایز نیست . والله العالم

س ۸۷ ـ بیبیمارى که به ناراحتى هاى روانى شدیدى دچار است و جهت معالجه به پزشک مراجعه مى نمایند پزشک هم احتمال خوب شدن وى را منحصراً در اقدام به عمل جراحى مى داند و در صورت عمل کردن هم احتمال مى دهد حیات مغز این بیمار از بین برود و براى همیشه بیمار فلج و یا به حال اغما در آمده آیا در این صورت طبیب مى تواند دست به عمل جراحى بزند ، تکلیف چیست ؟

ج ۸۷ ـ بطور کلّى ملاک در جواز وعدم جواز عمل عرفیت معالجه و عقلائى بودن عمل و قابل اعتناء نبودن احتمال خطر است ولى بیمار روانى اگر مجنون باشد باید با اجازه قیّم و ولىّ امر شرعى اقدام شود . والله العالم

 

مسائل مربوط به ضمان طبیب

س ۸۸ ـ شخصى که در اثر آسیب مغزى درک و شعور و شنوایى و بینایى و حس خود را از دست داده فقط قلب او مى زند و حرکت مى کند به فرمائید :

۱ : چنین شخصى آیا از نظر احکام اسلام زنده است یا خیر ؟

۲ : آیا کسى این شخص را در این شرایط بکشد باید دیه کامل بپردازد ؟

۳ : اگر برداشتن عضوى از اعضاى وى در حال و شرایطى که جایز باشد منوط به پس ازمرگ وى باشد در چنین وضعى مى توان اقدام به عضو بردارى از او نمود ؟

۴ : در صورتى که با صرف هزینه هاى بسیار سنگین چنین بیمارى را بتوان براى مدتى زنده نگاهداشت آیا انجام این کار واجب است ؟

۵ : در صورت واجب بودن ، تا چه مقدار از اموال وى را باید صرف این کار نمود و آیـا اجـازه وارث این شخص شرط است یا جز در صورت داشتن وارث صغار چه باید کرد ؟

۶ : در صورتـى کـه امـوال این بیمـار بـراى چنین هزینـه اى کافـى نباشـد چـه بایـد نمود ؟

۷ : آیا مى توان این بیمار را به همان حال باقى نهاد تا قلب او هم از کار بیفتد ؟

ج ۸۸ ـ بطور کلّى میزان در حکم به مرگ وترتّب احکام موت و میّت بر شخص دائر مدار زهاق (خارج شدن) روح و حکم عرف به زهاق روح و مرگ او است و مادام که عرف حکم نمى کند واو را زنده میگویند تمام احکامى که بر آن مترتب بود شرعًا مترتب است حتى دیه و قصاص ، بلى اگر بر حسب عرف موت ثابت و مسلّم باشد ولى پزشک احتمال حیات او را بدهد هر عملى که موجب قتل بشود نسبت به او جایز نیست ولى اگر کسى در این فرض مرتکب قتل شود حکم بقصاص نمیشود و وجوب صرف مال یا عدم وجوب آن نیز دائر مدار حکم عرف بحیات یا موت او است و در مسأله تفاصیل دیگرى نیز هست که در این جا بهمین مقدار اکتفا میشود . والله العالم

س ۸۹ ـ طبیبى حاذق و ماهر بدون سهل انگارى اقدام به عمل جراحى بیمارى نموده و در ضمن عمل آسیبى به بیمار وارد گردیده لطفاً موارد ضمان یا عدم ضمان طبیب را در وجوه ذیل بیان فرمایید :

۱ : بدون اذن از بیمار یا کسان وى اقدام به عمل نموده باشد ؟

۲ : غفلت از اذن گرفتن داشته است ؟

۳ : بیمار در حال اغماء بوده و براى اذن دسترسى به کسان بیمار نداشته و تأخیر هم موجب به خطر افتادن جان بیمار مى شود ؟

۴ : در مورد فوق اگر تأخیر موجب نقص عضو و یا تعطیل شدن عضوى از بیمار گردد حکم چیست ؟

۵ : اگر در موارد فوق باید دیه به بیمار داده شود آن دیه به عهده کیست ؟

ج ۸۹ ـ ۱ : بدون اذن دیه دارد به شرحى که در باب دیات مذکور است . والله العالم

۲ : غفلت از اذن گرفتن نیز در حکم عدم اذن است . والله العالم

۳ : در این صورت اگر آسیبى که باو رسیده بطور متعارف با عمل انجام شده توأم باشد چیزى بر پزشک نیست . والله العالم

۴ : در این صورت طبیب ضامن نیست ولى به جهت عدم اقدام به معالجه معصیت کرده است . والله العالم

۵ : در این موارد دیه با خود پزشک است . والله العالم

س ۹۰ ـ در مواردى که براى معالجه بیمار باید اذن گرفت تا ضمان متوجه طبیب نشود بفرمایید :

۱ : آیا اذن از ولى طفل ممیز کافى است یا باید از طفل هم اذن گرفته شود ؟

۲ : در مورد عمل جراحى روى بیمار مغمى علیه از کدام یک از کسان بیمار باید اذن گرفت ، آیا ترتیب یا اولویتى در کار است ؟

۳ : در مورد بیمار مغمى علیه یا طفل صغیر مصدوم که مشخص نیست ، آیا ولى دارند یا ندارند و دسترسى به حاکم شرع هم براى اذن نیست و عدول مؤمنین هم حاضر نیستند و معالجه هم فورى باید انجام شود تکلیف چیست ؟

۴ : آیا طبیب مى توان از حاکم شرع اسلام براى کل موارد مشابه فوق قبلاً اذن بگیرد ؟

ج ۹۰ ـ ۱ : اذن از ولىّ کافى است .

۲ : اگر بیمار کبیر باشد از حاکم شرعى اذن بگیرد .

۳ و ۴ : بلى از حاکم شرع ومجتهد جامع الشرائط میتواند اذن بگیرد و بنظر میرسد باید متصدّى امور داخلى بیمارستانها از مجتهد جامع الشرائط اذن بگیرند که در مواردیکه ولى حضور ندارد وتأخیر معالجه تاکسب اجازه از او موجب تلف بیمار است رأسًا عمل نماید . والله العالم

س ۹۱ ـ ۱ : اگر به واسطه تشخیص نادرست طبیب حاذق آسیبى به بیمار وارد شود ، آیا باید دیه پرداخت شود ، اگر باید دیه داده شود به عهده کیست ؟

۲ : چنانچه در تشخیص سهل انگارى نموده باشد حکم چگونه است ؟

ج ۹۲ ـ ۱ : اگر آسیبى که به بیمار وارد شده مستند به پزشک شمرده شود و پزشک از بیمار برائت خود را نگرفته باشد دیه به آن متعلّق میگیرد . والله العالم

۲ : با سهل انگارى واستناد آسیب به پزشک ، پزشک مسئول است . والله العالم

س ۹۳ ـ سهل انگارى طبیب در عمل جراحى موجب آسیب وارد شدن به بیمار گشته بفرمایید :

۱ : آیا طبیب ضامن پرداخت دیه است ؟

۲ : اگر نیاز به عمل جراحى و درمان بعدى براى بیمار پیدا شود به واسطه سهل انگارى در عمل جراحى قلبى آیا طبیب سهل انگار باید هزینه آنها را بپردازد یا همان دیه کافى مى باشد ؟

۳ : اگر سهل انگارى طبیب منجر به فوت بیمار شود قتل ، چگونه قتلى خواهد بود ؟

ج ۹۴ ـ ۱ : در فرض سؤال طبیب ضامن است . والله العالم

۲ : بیشتـر از دیـه چیزى تعلّق نمى گیرد و هزینه بعدى بعهده طبیب نیست . والله العالم

۳ : ظاهراً قتل شبه عمد است . والله العالم

س ۹۵ ـ ۱ : اگر طبیب حاذق اشتباهًا دستور داروى عوضى را براى بیمار به پرستار دا و پرستار هم دارو را به بیمار داده و بیمار آسیب دیده بفرمائید :

آیا ضمانى باید پرداخت شود ، در صورتى که باید داده شود به عهده کیست ؟

۲ : در صورت سهل انگارى نسبت به مورد فوق حکم چیست ؟

ج ۹۵ ـ ۱ : در فرض سؤال ، پرستار ضمانى ندارد وحکم پزشک در این مسئله مانند مسئله ۹۱ است . والله العالم

۲ : سهل انگارى ومسامحه موجب مسئولیّت است . والله العالم

س ۹۶ ـ اگر طبیب حاذق نسخه را غلط نوشت با توجه به این که شیوه معالجه و درمان همین گونه مى باشد و نسخه را نوشته و به بیمار مى دهند و او دارو را تهیه و استفاده مى کند و در نتیجه صدمه اى به بیمار وارد شد به فرمایید ؟

۱ : آیا باید دیه اى پرداخت شود ؟

۲ : دیه به عهده کیست که بپردازد ؟

۳ : در صورت حاذق نبودن طبیب حکم چیست و دیه به عهده کیست ؟

۴ : در صورت سهل انگارى چه تکلیفى متوجه طبیب مى باشد ؟

ج ۹۶ ـ در صورت حاذق نبودن طبیب و یا سهل انگارى وى دیه دارد و بر عهده طبیب است بلى اگر سهل انگارى نکرده و حاذق هم بوده و قبلاً هم از بیمار برائت خود را از مسئولیّت گرفته باشد ضامن نیست . والله العالم

س ۹۷ ـ آمپولى به بیمارى تزریق شده و بیمار به واسطه آن فوت مى کند بفرمایید : در مورد ضمان یا عدم ضمان و فردى که باید دیه بپردازد در وجوه ذیل حکم چگونه است ؟

۱ : تزریق آمپول توسط شخص آشنا به آمپول و آشنا به تزریق صورت گرفته و در تزریق اشتباه کرده ؟

۲ : آمپول توسط شخص غیر آشنا به آمپول و تزریق ، تزریق گردیده ؟

۳ : تزریق توسط طبیب حاذق بوده ولیکن سهل انگارى در کار بوده است ؟

ج ۹۷ ـ در هر سه فرض دیه دارد ودیه بر مباشر است . والله العالم

س ۹۸ ـ نسبت به شخصى که به گونه اى مى خواهد اقدام به خودکشى نماید بفرمایید :

۱ : آیا جلوگیرى از خودکشى وى بر دیگران واجب است ؟

۲ : اگر ممانعت از خودکشى آن شخص ، مستلزم مخارجى باشد آن مخارج را چه کسى و تا چه مقدارى باید پرداخت نماید ؟

۳ : اگر باز دارى شخص فوق از خود کشى ، مستلزم استقبال از خطر جانى یا به خطر افتادن سلامت شخص نجات دهنده باشد تا چه اندازه باید از این خطر استقبال نماید ؟

۴ : آیا در نجات جان چنین فردى ، فرقى بین مسلمان و یا کافر حربى و یا کافر غیر حربى که مى خواهد خودکشى نماید وجود دارد ، اگر هست احکام آن را بفرمایید ؟

۵ : آیا براى ممانعت از خود کشى آن شخص رضایت یا عدم رضایت وى ـ براى نجات ـ مدخلّیت در تکلیف نجات دهنده دارد یا خیر؟

۶ : در صورت عدم رضایت براى نجات جان خود اگر کسى اقدامى در جهت نجات جان وى انجام داد که در ضمن آسیبى هم به شخص خودکشى کننده وارد شد آیا منجى ضامن است ؟

ج ۹۸ ـ ۱ : بلى واجب است .

۲ : حکم مخارج نهى از منکر را دارد که وجوب ندارد.

۳ : تحملّ خسارت بدنى و مالى واجب نیست .

۴ : امّا در کافر حربى ممانعت وجوب ندارد و در غیر حربى بمقدار نهى از منکر بدون تحملّ ضرر مالى اکتفاء جایز است مگر اینکه ضرر مالى کم که معتنى به نیست باشد

۵ : رضایت او مدخلیت ندارد .

۶ : ضامن نیست ، خداوند در قرآن کریم مى فرماید ما عَلَى المُحْسِنِیْنَ مِنْ سَبِیْل . والله العالم

س ۹۹ ـ بیمار روانى که هر زمان احتمال دارد دست به آدم کشى بزند در صورتى که بیمارى دیگرى هم پیدا کرد به فرمائید :

۱ : جایز است براى این که جان افرادى توسط وى به خطر نیافتد از درمان بیمارى جدید او اعراض نموده و او را مورد معالجه قرار نداد ؟

۲ : آیا بیمار فوق را جایز است یا واجب ، که پزشک به مقامات پلیس معرفى نموده تا او را بنوعى از مردم دور نگهدارى نمایند که جانى در معرض خطر قرار نگیرد ؟

ج ۹۹ ـ ۱ : باید او را معالجه کرد که تلف نشود . والله العالم

۲ : بلى اگر صدمه غیر مشروع به او نمى زنند لازم است اطلاع دهد . والله العالم

 

مسائل مربوط به نازائى

س ۱۰۰ ـ پزشکى که در استخدام دولت مى باشد بفرمایید :

۱ : اگر از طرف دولت موظف شد براى کنترل موالید مردان و زنان را عقیم سازد چه تکلیفى دارد ؟

۲ : اگر طبیب را براى انجام این کارها مجبور نمودند در چه مرحله اى از اجبار چنین اقدامى براى وى معصیت محسوب نمى گردد ؟

۳ : آیا در مورد اجبار ضمانى هم به عهده طبیب خواهد آمد ؟

ج ۱۰۰ ـ ۱ : جائز نیست کسى را عقیم سازد .

۲ : در صورتى که طبیب در معرض خطر جانى باشد . والله العالم

۳ : اجبار در اینگونه موارد ، اجبار عرفى ومسامحى است و موجب رفع تکلیف و رفع ضمان نمیشود . والله العالم

مسائل مربوط به حفظ جان

س ۱۰۱ ـ ۱ : آیا دروغ گفتن براى حفظ جان مسلمانى جایز است ؟

۲ : دروغ گفتن جهت حفظ جان کافر ذّمى چه صورت دارد ؟

۳ : در جایى که انسان مى تواند با دروغ گفتن و به خطر انداختن جان خود و یا شخص دیگر ، موجب نجات جان چند مسلمان بشود تکلیف وى را در این مورد بیان فرمایید : که آیا جایز است این کار ، و در صورت به خطر افتادن جان آن شخص دیگر (با دروغ این انسان) و تلف شدن ، دیه به عهده کیست ؟

ج ۱۰۱ ـ دروغ گـفتن بـراى حـفظ نـفس مـحترمه حـتى اهـل ذمّـه و بعض مصالح دیگر جائز است و گفتن راستى که سبب فتنه و فساد شود جائز نیست ولى حفظ جان شخص یا اشخاص به وسیله به خطر انداختن جان خود یا شخص دیگر واجب نیست بلکه جائز نیست . والله العالم

س ۱۰۲ ـ در عالم پزشکى متداول شده که روى موجودات بسیار ریز ژن ها درون سلول هاى بدن انسان و غیر انسان اقداماتى انجام مى دهند که گفته مى شود موجب پیدایش تغییراتى در ساختمان روانى انسان ها و یا تغییرات جسمى انسان ها و غیر انسان ها مى گردد بفرمائید :

۱ : آیا نفس این عمل دست کارى کردن ژن ها جائز است ؟

۲ : در صورتى که این اقدام به منظور درمان صورت نگیرد ولیکن در جهت دست یابى به برترى هاى جسمى و یا روانى و پیشرفت علم پزشکى بوده باشد آیا جائز است چنین اقداماتى انجام گیرد ؟

۳ : اگر اقدام فوق روى نطفه یا جنین انجام شود حکم چگونه خواهد بود ؟

ج ۱۰۲ ـ ۱ : در حیوانات اگر موجب اذیّت آنها نشود جواز بعید نیست و در انسان در صورتیکه موجب تغییر نوعى او بشود جائز نیست و در تغییر شخصى و شخصیات اگر موجب کمال بیشتر جسمى یا روحى او شود جایز است . و اگر موجب عیب و نقص جسمى یا روحى شود جایز نیست والله العالم

۲: در صورتیکه در انسان موجب تغییر نوعى یا عیب ونقص روحى وحسى نشود جائز است . والله العالم

۳ : از جواب سؤال اوّل جواب معلوم میشود و مع ذلک بطور کلّى باید در اینگونه موارد رعایت احتیاط کامل بشود . والله العالم

س ۱۰۳ ـ ۱ : آیا براى نجات جان یک مسلمان انسان مى تواند عضوى از اعضاء خود را به او هدیه کند ، بدون این که هیچ خطر جانى متوجه انسان عضو دهنده بوده باشد ؟

۲ : آیا دهنده عضو مى تواند پولى در عوض دریافت نماید ؟

۳ : اگر احتمال آسیب و خطر کمتر از مرگ براى دهنده عضو در کار باشد آیا این اقدام جائز است در صورتى که با این کار مسلمانى را از مرگ نجات بدهد ؟

ج ۱۰۳ ـ ۱ : اگر مسلم باشد که حفظ جان در توقف بر اهداء چنین عضوى دارد جواز بعید نیست . والله العالم

۲ : خرید و فروش آن چون ملک فروشنده نیست صحیح نیست . والله العالم

۳ : محلّ اشکال است و به هر حال واجب نیست . والله العالم

 

مسائل متفرقه

س ۱۰۴ ـ در افرادى که مبتلا به آسم و یا بیمارى هاى مشابه مى باشند به وسیله یک دستگاه ، مقدارى از داروى مایع که نقش غذایى ندارد به صورت پودر ـ گاز ـ از راه دهان به ریه ها پاشیده مى شود و باعث بهبودى موقتى این بیمارى ـ بعضاً ـ بسیار سخـت مـى گردد ، در صورت استفاده از این روش ، آیا روزه شخص باطل نمى گردد ؟

ج ۱۰۴ ـ اگر صدق خوردن یا آشامیدن نکند روزه را باطل نمینماید . والله العالم

س ۱۰۵ ـ در برخى بیمارى ها مثل نارسایى کلیه با اطمینان ، مى توان به بیمار توصیه نمود که روزه نگیرد اما در خیلى از موارد به علت شکى که در اصل بیمارى و یا چگونگى تأثیر روزه بر آن وجود دارد یا به علت عدم وجود تحقیقات و نتایج لازم در مورد اثرات روزه بر بسیارى بیمارى ها و کلاًّ به خاطر عدم امکان تعیین نقش روزه بر بیمارى پزشک واقعاً نمى داند، روزه رابه بیمارتوصیه بکندیاخیر،دراین صورتوظیفه پزشک چیست؟ آیا پزشک در صورت توصیه یا عدم توصیه به روزه، مسئول نیست؟

ج ۱۰۵ ـ پزشک اگر احتمال ضرر میدهد میتواند به بیمار بگوید روزه احتمالاً براى او ضرر دارد اگر چه واقعاً براى او ضرر نداشته باشد اما جواز افطار روزه و عدم آن براى بیمار دائر مدار این استکه بیمار خودش خوف عقلائى از ضرر داشته باشد یا نداشته باشد و به پزشک ارتباطى پیدا نمیکند ودر مقام معالجه بیان این احتمال مانعى ندارد . والله العالم

س ۱۰۶ ـ آیا تزریق آمپول هایى که جهت بى حسى ، کاهش درد ، کشتار میکروب ها و . . . بکار مى روند در صورتى که کلاًّ هیچ خاصیتى در جهت رساندن ویتامین یا مواد غذایى به بدن نداشته باشند ، مبطل روزه مى باشد ؟

ج ۱۰۶ ـ موجب بطلان روزه نمى شود . والله العالم

س ۱۰۷ ـ آیا خوردن داروهاى خوراکى که هیچ جنبه غذایى نداشته باشند و جهت تسکین آلام بیمارى بکار مى روند مبطل روزه مى باشد ؟

ج ۱۰۷ ـ موجب بطلان است . والله العالم

س ۱۰۸ ـ آیا بردن وسایل غیر خوراکى مثل وسایل دندانپزشکى در دهان ، باعث ابطال روزه مى شود ؟

ج ۱۰۸ ـ باعث ابطال روزه نمى شود . والله العالم

س ۱۰۹ ـ آیا الکلى که جهت ضد عفونى ، بعد از تزریقات ، بکار برده مى شود نجس است ؟

ج ۱۰۹ ـ اگر از مسکر مایع بالاصاله اخذ شده باشد نجس است و با شک ، حکم به نجاست آن نمیشود . والله العالم

س ۱۱۰ ـ در بعضى از بیمارستان ها دانشجو به این که دوره آشنائى با کارهاى طبابت را عملاً مى گذرانند مى خواهند که از بیماران مراجعه کننده معاینه بعمل آورند و قصد شان هم تعلیم امور درمانى مى باشد بفرمائید :

۱ : در صورت عدم رضایت بیماران مى توان آنان را به معاینه نوعى مجبور نمود مانند این که پزشک معالج اصلى بگوید اگر از معاینه دانشجویان ممانعت بنمائى من تو را معالجه و درمان نخواهم نمود ؟

۲ : اگر اقدام فوق درمورد ضرورت تعلیم بدون اشکال است مورد ضرورت را توضیح فرمائید :

ج ۱۱۰ ـ ۱ : اگـر بـرنـامـه پـذیـرفـتن بـمیار در بیـمارسـتان بـه ایـن صـورت بـاشـد کـه بیمـار مـقرّرات داخـلى بیمـارستـان را بـاید بپـذیـرد ظاهـر این است که هر کـس به بیمـارستـان مـراجعه مـى کـند ایـن مقـررات را پـذیـرفته اسـت و بـدیهى اسـت بیمـار نمیـتوانـد بـراى معـالـجه خـود و تـرتـیب اداره بیمارستان و عمل کرد پزشکان بیمارستان را ملزم به قبول برنامه اى که او میدهد
بنماید لذا باعدم رضایت فقط میتواند بیمارستان را ترک نماید و اگر بیمارى او خطرناک و غیر قابل علاج در بیمارستان دیگر باشـد واجـب اسـت بـا قـبول مـقرّرات بیمارستان موافقت نماید .

بلى در صورتى که معاینه مستلزم فعل محرمى باشد و ضرورتى در بین نباشد مریض باید امتناع نماید و بر او هم نباید تحمیل شود .والله العالم

ج ۱۱۰ ـ ۲ : اگر تعلیم و تعلّمى که حفظ نفوس بطور مسلّم برآن توقّف داشته باشد متوقف بر معاینه باشد بر بیمار و دانشجو هر دو واجب است ، بر بیمار واجب است چون وجوب کفائى دارد خود را در معرض انجام این برنامه قرار دهد چنانچه بر دانشجو نیز تعلّم واجب است ، امّا توقف این تعلیم و تعلّم در همه موارد بر معاینه یا ارتکاب حرام لا اقلّ بطور مطلق وجود ندارد لذا باید بمواردیکه بطور مسلم این توقّف وجود دارد اکتفا شود . والله العالم

س ۱۱۱ ـ آیا طبیب مى تواند قبل از اقدام به معالجه و درمان بیمار نسبت به کل اقدامات لازم در جهت معالجه وى بنابر تشخیص خود اجازه کلّى بگیرد ؟

ج ۱۱۱ ـ بلـى هـم طبیب و هم متصدّى بیمارستان مى تواند اجازه بگیرد . والله العالم

س ۱۱۲ ـ دانشجویان پزشکى در طىّ مراحل تعلّم عملى مواجه مى شوند که بدن و سر و روى مسلمان غیر مماثل را دیده و گاه هم از اندام تناسلى آنان معاینه به عمل آوردند ، که اگر به این شیوه آشنائى لازم را در امور طبابت پیدا نکنند نمى توانند پزشک شوند و ناچار باید دست از کار طبابت بردارند و ترک تحصیل نمایند ، با توجهّه به این که اگر مهارت و تجربه کارى لازم را با این شیوه ها پیدا به نمایند مى توانند در آینده به کار مداوا و درمان بیماران جامعه پرداخته و آنان را معالجه نموده و در اوقاتى هم آنان را از مرگ نجات دهند بفرمائید :

۱ : آیا میتوانند به مقدار ضرورت جهت تعلیم نظر نمایند لطفًا مورد ضرورت را توضیح دهید؟

۲ : در صورتى که مورد ضرورت بلا اشکال باشد آیا رضایت بیمارى که از وى معاینه به عمل مى آید شرط است که چنانچه به این کار راضى نباشد اقدام به آن ، حرام مى باشد؟

ج ۱۱۲ ـ ۱ : بمقدارى که بحسب عرف حفظ نفوس توقف بر این امور دارد جایز است و بر بیمار هم جائز است که خود را در صورت توقف مذکور در معرض انجام این برنامه قرار دهد . والله العالم .

۲ : با توقف ، رضایت او شرط نیست ولى اگر بر او واجب باشد که در معرض این برنامه قرار گیرد وجوب کفائى است اجبار او فقط بعنوان شروط معالجه جایز است . والله العالم

س ۱۱۳ ـ آیا طبیب مى تواند ضمن انعقاد قرار معالجه با بیمار سلب هر گونه مسئولیت شرعى از خود نسبت به آسیب هاى احتمالى که در ضمن معالجه ممکن است پیش بیاید بنماید تا هیچ گونه ضمانى به عهده وى یا عاقله وى نباشد ؟

ج ۱۱۳ ـ بلـى طبیـب مى توانـد سلـب مسئولیت از خود نماید و با قبول بیمـار مسئولیّت نخواهد داشت مگر آنکه دقّت لازم در معالجه ننماید . والله العالم

س ۱۱۴ ـ اگر از طرف قاضى ، زنى را جهت معاینه و تشخیص نطفه اى که وى در رحم دارد به نزد پزشک قانونى فرستادند ، در صورتى که طبیب به طور قطع توانست تشخیص دهد که نطفه متعلق به شوهر این زن نبوده بلکه از مرد اجنبى باشد ؟ در این حال اگر طبیب واقعیت را گزارش دهد یقین دارد این زن را بناحق اقوام وى خواهند کشت و اگر خلاف گزارش کند بچه ملحق به شوهر این زن مى گردد و مسائل حقوقى وارث و مَحْرَمیّت وسایر مشکلات دیگر پیش خواهد آمد بفرمایید : طبیب که راهى جز انتخاب یکى از این دو را ندارد چه سازد ؟

ج ۱۱۴ ـ ایـن گونـه بررسـى اعتبار شرعى ندارد و ارجاع قاضى صحیح نیست و اگر چه قطع طبیب براى خودش و هرکس از قول او قطع پیدا کند حجّت است لکن موجب جواز استناد زنا به شخص مذکور نمى شود . والله العالم

س ۱۱۵ ـ نسبت به کسى که اعتصاب غذا نموده و جان خود را به خطر انداخته یا لا اقل سلامتى خود را دچار مخاطره کرده و تنها با تغذیه اجبارى توسط پزشک مى تواند او را از خطر جانى حفظ نماید بفرمائید :

۱ : آیا این کار براى پزشک واجب است یا مى تواند اقدامى نداشته باشد ؟

۲ : اگر تغذیه واجب باشد ، و راه آن منحصر به ضرب و شتم اعتصاب کننده باشد براى نجات دادن وى انسان چه مقدار مجاز به ضرب و شتم او مى باشد ؟

۳ : آیا ضرب و شتم چنین کسى که موجب تغییر رنگ پوست وى هم مى گردد و مستلزم دیه مى باشد ، اگر هست به عهده کیست ؟

۴ : آیا حکم فوق نسبت به اعتصاب کننده اى که مى داند با اعتصاب غذا خود را به پاى مرگ مى کشاند با دیگرى که از عواقب کارش بى خبر است فرق مى کند اگر فرق دارد وظیفه طبیب را در مورد او هم بیان فرمایید ؟

۵ : اگر پزشک را مجبور به تغذیه اجبارى نسبت به اعتصاب کننده غذا بنمایند نه به جهت حفظ جان اعتصاب کننده بلکه براى اقرار گرفتن از وى نسبت به امرى ، پزشک چه تکلیفى در این صورت دارد ؟

ج ۱۱۵ ـ ۱ : تغذیه اجبارى او واجب است . والله العالم

۲ : به هر مقدارى که او را مجبور به خوردن غذا نماید ولى باید با اذن مجتهد جامع الشرائط انجام شود مگر آنکه فرصت براى مراجعه نباشد . بلى اگر اعتصاب غذا براى احقاق حق باشد یا براى حفظ مصالح عالیه اسلامى انجام شده باشد مسئله بحسب موارد حکم دیگر دارد . والله العالم

۳ : با اذن مجتهد دیه ندارد . والله العالم

۴ : اگر اعتصاب براى او خطر مرگ دارد فرق نمى کند که خودش بداند یا نداند . والله العالم

۵ : نباید اطاعت کند . والله العالم

س ۱۱۶ ـ اگر دو مصدوم را براى پزشکى جهت معالجه بیاورند که هر دو آنان در شرایط خطر جانى قرار دارند ، در صورتى که یکى از آن دو مصدوم عضو خانواده اى باشد که این پزشک طبیب خانوادگى آنان مى باشد و اقدام پزشک براى معالجه هر یک از آن دو مستلزم رها ساختن مصدوم دیگر مى باشد که در نتیجه آن مصدوم دیگر خواهد مرد ، بفرمائید : در اینجا وظیفه طبیب پرداختن به معالجه کدامیک از این دو مصدوم است ؟

۱ : با توجه به این که طبیب هیچ گونه تعهد شرعى نسبت به معالجه اعضاى خانواده مصدومى که وى پزشک آنان است نداده باشد ؟

۲ : در صورتى که تعهد شرعى نسبت به معالجه اعضاء خانواده یکى از آن دو داشته باشد حکم چگونه است ؟

۳ : در صورتى که مصدوم و مجروجى که وى پزشک خانوادگى آنان مى باشد حالش بسیار سخت ولى احتمال خطر مرگ براى وى کمتر است تا مصدوم دیگر در این صورت وظیفه طبیب چیست ؟

ج ۱۱۶ ـ اگر هر دو مسلمان باشند مانند دو غریق است که شخص برنجات هر دو قادر نیست از این جهت اختیار با خود اوست و اگر شخصى را که طبیب خانوادگى آنهاست مقدم بدارد اشکال ندارد .

۲ : در این صورت لازم است به تعهّد خود عمل نماید

۳ : در این صورت باید معالجه بیمارى را که براى او خطر مرگ بیشتراست مقدّم بدارد . والله العالم

س ۱۱۷ ـ اگر بیمارى به پزشک مراجعه نمود و پزشک هم درمعاینات وى به سرّى از بیمار مطلع شد که در صورت کتمان نمودن ، نفع بیمار و کسان وى در آن لحاظ مى گردد ، و بیمار هم خواهان مکتوم ماندن آن عیب و بیمارى پنهان باشد . ولى اگر طبیب به اطلاع مسئولین مملکتى و حکومتى برساند نفع و مصلحت جامعه در آن وجود داشت اینجا طبیب چه تکلیفى دارد ؟

ج ۱۱۷ ـ البته پزشک باید امین و رازدار باشد و در نهایت امانت عمل نماید مع ذلک اگر اتفاقاً بر امرى مطّلع شد که مفسده عدم اطلاع مسئولین شرعاً اهم از مصلحت بیمار باشد اطلاع دادن جائز است . والله العالم

س ۱۱۶ ـ شخصى سرطان دارد و طبیب مى داند هر گونه اقدام در جهت معالجه او بى فایده است که اگر به بیمار و کسان وى اطلاع دهد گرچه ضربه روحى و صدمات روانى به آنان وارد مى شود اما هزینه فراوانى هم براى معالجه صرف نمى کنند و طبیب هم مورد شکایت نسبت به کتمان بیمارى قرار نمى گیرد و اگر اطلاع ندهد اموال فراوانى خرج معالجه مى کنند که بى فائده خواهد بود و طبیب هم مورد اعتراض واقع مى شود بفرمایید :

با توجه به اصرارى که بیمار و کسانش درمورد دانستن واقعیت دارند تکلیف طبیب چیست ؟

ج ۱۱۶ ـ در اینصورت گفتن واقعیت جائز است . والله العالم

س ۱۱۷ ـ جوانى جهت ازدواج براى آزمایش به پزشک مراجعه مى کند که پزشک وى را دچار بیمارى مُسرى مى یابد و یا متوجه مى شود که او معتاد است و در اینجا اگر پزشک واقعیت را براى دیگران که منتظر نتیجه آزمایش مى باشند بگوید ، پرده از روى راز پنهان بیمار برداشته که قطعاً طبیب مى داند براى بیمار تبعات سوئى بدنبال خواهد داشت و اگر نگوید همسر آینده وى دچار بیمارى مُسرى مى شود و گرفتارى هایى پیدا مى نماید و براى طبیب هم دچار دردسر ممکن است بشود بفرمایید تکلیف طبیب چیست ؟

ج ۱۱۷ ـ اگر زن یا کسان زنى که مى خواهد با او ازدواج نماید به پزشک مراجعه و با او مشورت مى نماید باید به آنها بگوید و امانت در مشورت را رعایت نماید و الاّ اطلاع ابتدائى به آنها لازم نمى باشد ولى دادن گواهى صحت مزاج (برخلاف واقع) جائز نیست . والله العالم

س ۱۱۸ ـ مبلغى پول در اختیار است که آن را مى توان یا صرف مداواى یک بیمار قلبى نمود ویا صرف ۱۰ بیمار دیگر که به امراض دیگرى مبتلا هستند حال اگر بیمار قلبى را مداوا ننماییم خواهد مرد و اگر مداواى بیماران دیگر را رها سازیم دچار رنج هاى شدید و موجب پیشرفته تر شدن بیمارى آنان مى گردد و راهى هم براى مداواى هیچ یک از بیماران فوق الذکر جز از طریق خرج کردن این مبلغ پول وجود ندارد ، در این صورت تکلیف طبیب انتخاب کدام طرف مى باشد ؟

ج ۱۱۸ ـ واضح است پزشک و هر شخص دیگرى باید طرفى را که موجب نجات نفس محترمه از هلاکت مى شود انتخاب نماید . والله العالم

س ۱۱۹ ـ اگر پزشکى خطرناک بودن بیمارى بیمار و ناامید بودنش را از حیات بیمار ، به وى بگوید موجب نگرانى شدید روحى بیمار و کسان وى را فراهم مى نماید ، ولى از طرف دیگر براى گرفتن اذن از بیمار و کسان وى در صورت نیاز به عمل جراحى گفتن آن لازم است و چه بسا موجب مى شود بیمار وصیت نماید و یا امانات مردم را به آنان رد نماید و کسب حلیّت کند و هم چنین پزشک هم مورد اعتراض بعدى بازماندگان بیمار نسبت به عدم اخبار به آنان در مورد خطرناک بودن بیمارى قرار نمى گیرد و چنانچه خطرناک بودن بیمارى را اطلاع ندهد ، صدمه روحى و فکرى به بیمار وارد نمى شود ـ هر چند تأثیرى هم در جهت بهبودى مریض ندارد ـ ولى از طرف دیگر ممکن است به خاطر وصیت نکردن حقوق افرادى از بین برود و پزشک هم مورد اعتراض گروهى از جهت عدم اطلاع واقع نمى گردد ، بفرمائید اگر راه منحصر به گفتن صریح خطرناک بودن بیمار و یا نگفتن باشد طبیب چه باید بکند ؟

ج ۱۱۹ ـ اگر سبب شدت عارضه بیمار و توجه خطر جانى به بیمار نمى شود جایز است . والله العالم

 

***********************

آیت‌الله صافی گلپایگانی در پاسخ به استفتائات پزشکی، حکم فقهی استفاده از اسپری تنفسی، آندوسکوپی، استفاده از قطره بینی، تزریق خون و پرکردن دندان در ماه مبارک رمضان را اعلام کردد.

به گزارش ایسنا، متن سوالات و پاسخ‌های آیت‌الله صافی گلپایگانی به شرح زیر است:

«استفاده از اسپری تنفسی

س. آیا استفاده از اسپری تنفسی در داخل دهان و بینی برای بازکردن مجاری تنفسی، مبطل روزه می‌باشد یا خیر؟

ج. در مفروض سؤال، چنانچه ناچار از استفاده آن در روز باشد اشکال ندارد و روزه را بگیرد، لکن اگر قبل از حلول ماه مبارک رمضان بعد، عارضه‌اش برطرف شود، بنابر احتیاط قضای روزه‌ها را نیز بگیرد. و اگر عارضه تا ماه رمضان بعد ادامه یافت، بنابراحتیاط برای هر روز یک چارک طعام مانند گندم یا جو به عنوان کفّاره به فقیر غیر سیّد بدهد و قضا ندارد.

آندوسکوپی

س. آندوسکوپی دستگاهی است که داخل معده می‌شود و عکسبرداری می‌کند، بدون اینکه چیزی داخل معده شود. آیا این عمل روزه را باطل می‌کند یا نه؟

ج. بنابر احتیاط، برای روزه‌دار اشکال دارد.

استفاده از قطره بینی

س. حکم استفاده از قطره بینی جهت بازکردن مجاری تنفسی و درمان که در بعضی موارد یقیناً وارد حلق می‌گردد، چگونه است؟

ج. اگر وارد حلق شود، مبطل روزه است.

تزریق خون

س. آیا تزریق خون به روزه‌دار، مبطل روزه است؟

ج. مبطل روزه نیست.

پرکردن دندان

س. پرکردن دندان در ماه رمضان چه حکمی دارد؟

ج. پر کردن، جرم‎گیری و کشیدن دندان در ماه رمضان برای شخص روزه‎دار، زمانی جایز است که مطمئن باشد خون یا آبی که به وسیله دستگاه، وارد فضای دهان می‎شود، فرو نخواهد رفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: