زندگی پس از مرگ در اسلام

پیش از پرداختن به واقعیت های روز قیامت بر اساس تعالیم اسلامی باید نکته ای را در مورد نشانه ی کلیدی قرآن در اشاره به عدالت و داوری نهایی خداوند نسبت به اعمال ما ذکر کنیم. این نشانه «میزان» است که بارها در قرآن به کار رفته و در متون قدیمی مختلف در زمینه ی اخلاق و دیگر موضوعات تکرار شده است. خداوند همه چیز را به اندازه ی صحیح و با هماهنگی آفریده است و این هماهنگی بر دنیا حاکم است، که خود نشانه ای از وحدت در کثرت می باشد. چنان چه قرآن می فرماید: «و زمین را گستردیم و در آن کوه های عظیم افکندیم. و از هر چیز به شیوه ای سنجیده در آن رویاندیم» (حجر، ۱۹).
این توازن در هر سطح از وجود از واقعیات فیزیکی تا شیمیایی، روحی و روانی را در برمی گیرد. در عناصر جسم و جان ما توازن وجود دارد که کل این وجود متعادل گشته است. برای مسلمانانی که از لحاظ روحی به تعالی رسیده اند، توازنی بین جان و جسم و میزان رضایت هر یک از این بخش ها به وجود آمده است. برای ادای حق آنچه خداوند در سرشت هر چیزی نهاده، باید در تعادل زندگی کرد و توازن بین همه چیز را تشخیص داد؛ درنتیجه باید در عدالت به سر برد. توازن، اعمال انسانی را نیز در برمی گیرد. این حکم قرآنی: «پیمانه و وزن را از روی عدل تمام کنید» (انعام، ۱۵۲)، نه تنها به فروش عادلانه ی کالا در بازار بر می گردد بلکه نشان دهنده ی این است که در هر موردی در زندگی باید عدالت را رعایت کرد. به طور کلی اعمال ما از سوی خداوند با میزان سنجیده می شود و در روز حساب بر این اساس داوری خواهیم شد: «روز قیامت ترازوهای عدل را تعبیه می کنیم» (انبیاء، ۴۷). میزان چنان نشانه ی روشنی از عدالت و هماهنگی و برابری در جهان است که قرآن تأکید می کند: «… و با آن ها کتاب و ترازو را نیز نازل کردیم تا مردم به عدالت عمل کنند» (حدید، ۲۵). لازمه ی حفظ تعادل در همه چیز، زندگی عادلانه است. در هنرهای سنتی اسلامی، هیچ مجسمه ای وجود ندارد؛ اما می توان گفت مجسمه ی غربی انسانی با چشمان بسته که ترازویی را به دست گرفته است و نشانه ی عدالت است و در بسیاری از دادگاه ها و مجامع قضایی دیده می شود، نمودی از این ایده ی اسلامی درباره ی عدالت است که به وسیله ی ترازو نشان داده شده و برابری در پیشگاه خداوند به شکل انسانی با چشم بند در هنر غرب نمود پیدا کرده است. به مسلمانان همواره یادآوری شده است که: «وزن کردن را به عدالت رعایت کنید و کم فروشی نکنید» (الرحمن، ۹)، زیرا انسان سرانجام روزی در برابر داوری قرار می گیرد که عدالتش بی پایان است و گرچه مهر و بخشش او بی پایان است، اما داوری اش نیز در حد کمال می باشد.

تعالیم اسلام در مورد معاد

تمامی مسلمانان به هر مذهبی که وابسته باشند به زندگی بعد از مرگ، بهشت و جهنم، روز داوری و دیگر واقعیت های رستاخیزی معتقدند که از بسیاری جهات شبیه باورهای سنتی مسیحیت است. باور به معاد از لحاظ لفظی به معنای بازگشت به سوی خداوند است و از لحاظ اعتقادی رستاخیز است. اگر این مسئله را بررسی می کنیم، به این دلیل است که باور به زندگی بعد از مرگ به باور به عدالت الهی وابستگی نزدیکی دارد. انسان در جهانی مملو از عدالت زندگی می کند و بنابراین اگر عدالت الهی را بپذیرد، پذیرش واقعیت جهان دیگر و تجاربی که بعد از مرگ برای روح انسان پیش می آید نیز ضرورت می یابد. حتی امانوئل کانت که به متافیزیک باور نداشت، در فلسفه ی عملی و اخلاقی خود در مورد موضوع عدالت به خداوند رجعت کرد. در هر حال، مسلمانان به حدی واقعیت زندگی بعد از مرگ را باور دارند که حتی امروز نسبت به این معضل اخلاقی که در غرب مطرح شده که چگونه خدایی عادل می تواند جهانی چنین عاری از عدل بیافریند، بی اعتنا هستند. مسلمانان بر این نکته آگاه اند که قضاوت ما از زندگی روی زمین تنها بخشی کوچکی از حلقه ی زندگی را دربر می گیرد که کل آن برای ما قابل مشاهده نیست.
فلسفه ی علمی برخاسته از علوم نوین بخش اعظم طبقه ی تحصیل کرده و در غرب و به ویژه اروپا را از باور جدی به زندگی بعد از مرگ محروم کرده است و اخیراً بر اساس این شک گرایی، حتی باور اسلام از زندگی بعد از مرگ بر اساس قرآن و حدیث را به سخره می گیرند. جالب این جاست که همین شک گرایان درباره ی معادشناسی مطرح شده در آیین های هندو و بودایی چندان مطلبی ابراز نمی کنند و برجسته ترین اثر ادبی مسیحیت غربی، یعنی کمدی الهی دانته را نیز از خاطر دور می دارند. به همین دلیل، بیان مختصری از موضوع پیچیده ی معاد اسلامی که یکی از موضوعات اصلی در قرآن است و حدیث های بسیاری از پیامبر در این مورد نقل شده است، ضروری می نماید.
برداشت مسلمانان از معاد بر اساس دو دیدگاه است: نخست زندگی فردی و دیگری تاریخ انسانی. تا آن جا که به دیدگاه دوم مربوط می شود، مسلمانان هم مثل مسیحیان بر این باورند که تاریخ انسان روزی پایان می گیرد و این نقطه ی پایان با مداخله ی الهی در تاریخ و ظهور مهدی و حکومت او که به دنبال ظهور دوم مسیح – و نه پیامبر – در بیت المقدس است، رخ می دهد که همراه با ویرانی جهان، تجدید حیات و داوری نهایی از سوی خداوند است. در مورد زندگی فردی، تعالیم مربوط به معاد به ما می آموزد که در لحظه ی مرگ، ملک الموت برای گرفتن زندگی انسان ظاهر می شود و بعد از آن فرد وارد مراحل بهشتی، برزخی یا دوزخی می شود که بر پایه ی اعمال این جهانی انسان است. عمیق ترین حس از این برداشت نشان می دهد که ما زندگی بعد از مرگ خود را با اعمالمان در این جهان می سازیم. مسلمانان هم مثل مسیحیان علاوه بر جاودانگی روح به دوباره زنده شدن بدن نیز معتقدند.
حال، می توان گفت که پیچیدگی واقعیت های مربوط به معاد را نمی توان برای بیش تر مردم به زبان ساده ی انسانی بیان کرد. به همین دلیل نوعی ساده سازی در اسلام و مسیحیت دیده می شود که طی آن ایمان آورندگان معمولی در مقابل بهشت و جهنم و شرایط برزخی بین این دو مرحله قرار می گیرند. در تعالیم خاص اسلامی همچون نوشته های ابن عربی و ملاصدرا تصویری با تفاوت های ظریف دیده می شود که مربوط به سفر روح از مراحل مختلف در زندگی بعد از مرگ است و در آن درجات مختلف بهشت، دوزخ و جهنم به شیوه ی دانته توضیح داده شده است. در واقع، کتاب هایی به زبان های عربی و فارسی نگاشته شده که همتای اسلامی کتاب مردگان تبتیان است.
به علاوه، باید گفت که توصیف واقعیات بعد از مرگ، استفاده از نشانه و نماد را ضروری می سازد، حال چه به صورت اورشلیم بلورین ملکوتی در مکاشفه ی یوحنای رسول و چه به شکل باغ ها، حوری ها یا جویبارهای بهشتی در قرآن باشد. تا قرون در غرب بعضی از منتقدان اسلام درصدد تحقیر بهشت اسلامی بودند و آن را چیزی جز قلمرو لذت های جسمانی نمی دانستند؛ درست مانند بهشت بومیان آمریکا که به طرز توهین آمیزی «منطقه ی شادشکار» توصیف شده بود. این انتقاد بی اساس و بچگانه اکنون که بمب گذاران انتحاری را هوادارانشان شهید می خوانند، بار دیگر در رسانه های غرب مطرح شده است. این مسئله واقعیت دارد که اسلام زبان بسیار عینی را در توصیف جهنم و بهشت به کار برده است. اگر در این زبان نشانه های خاصی به کار نرفته بود، عینی بودن واژگانش برای کسانی که با کتاب های مکاشفه و کمدی الهی آشنا هستند، عجیب نمی نمود. با این همه، زبان قرآن زبانی نمادین است وآن را نباید تنها به طور تحت اللفظی معنا نمود؛ هر چند که معنی لفظی آن نیز اهمیت خاص خود را دارد. به این ترتیب، توصیف بهشت در نگاه اول تنها تصعید لذت های زمینی از جمله تمایلات جنسی است؛ در حالی که در واقع عکس آن صدق می کند. هر تجربه ی مجازی از لذت های طبیعی در این جهان، سایه و بازتابی از حقیقت بهشتی آن است. عمیق ترین تجربه ی جسمانی انسان که پیوند جنسی است، بازتابی از پیوستن جان انسان با خداوند است که به صورت شادی فوق العاده و انبساط روح نمودار می شود. میوه هایی که در زمین داریم و از نعمت های خداست، نشانگر میوه های بهشتی است. حتی باغ های روی زمین بازتابی از کهن الگوی بهشتی آن است. واژه ی پارادایس (۱) انگلیسی از کلمه ی پردیس در فارسی میانه گرفته شده، و ریشه ی واژه ی عربی فردوس نیز هست، به معنای بهشت است. اگر تصور کنیم فردوس تنها تجربه ی تعالی یافته ی باغی خنک در گرمای کویر است اما همین واژه در زبان انگلیسی بیانگر واقعیت هایی روحانی است، برداشت صحیحی نیست، بلکه هر باغ و بوستانی در روی زمین بازتابی از فردوس است و بهشت برای مسلمانان هم مثل مسیحیان، واقعیتی روحانی است. برداشت مسلمانان و از جمله شهیدان از بهشت با برداشت تعداد بی شماری از مسیحیان معتقد از جمله شهیدان و قدیسان، تفاوت اساسی ندارد.
چیزی که در حال حاضر فرق کرده این است که بسیاری از افراد در اروپا و تا حدودی نیز در آمریکا، تمامی باور خود را به زندگی پس از مرگ از دست داده اند و زندگی انسانی برای آنان به سال هایی محدود می شود که بر زمین سپری می کنند. اما تقریباً برای تمامی مسلمانان و مسیحیان راستین، زندگی زمینی تنها بخشی از کل زندگی ما را تشکیل می دهد. خداوند زندگی انسان را فراتر از چند روز زودگذر بر زمین آفریده است. فراز و نشیب های این زندگی آزمون هایی است که به تأکید قرآن، خداوند برای انسان مقدر کرده است. آنچه اهمیت دارد، زندگی توأم با عدالت و انجام اعمال خیر است، همان طور که قرآن می فرماید: «پس هر کس به وزن ذره ای نیکی کرده باشد، آن را می بیند و هرکس به وزن ذره ای بدی کرده باشد، آن را می بیند» (زلزال، ۷- ۸). مسلمانان با علم به عدالت خداوند و بخشش بی پایان او و با آگاهی کامل از وقایع جهان آخرت زندگی می کنند و حتی امروزه نیز رفتار آنان به گونه ای است که نشانگر ارتباط و درک بهتری از واقعیت های ماورای زندگی این جهان است؛ ولی چنین چیزی را در اغلب غربیان امروزی نمی توان مشاهده کرد. این آگاهی بر جنبه های بسیاری از زندگی مسلمانان از جمله درک عدالت خداوند، اهمیت اعمال ما در هدف نهایی روح انسان و معنای زندگی انسانی تأثیر می گذارد.

پی نوشت :

۱- Paradise.

منبع مقاله :
نصر، سید حسین، (۱۳۸۵)، قلب اسلام، ترجمه ی سید محمد صادق خرازی، تهران: نشرنی، چاپ چهارم

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: