پنجشنبه - ۱۳۹۷/۰۸/۲۴
صفحه اصلی >> آموزش >> عقاید >> توحید افعالی

توحید افعالی

توحید در خالقیت و ربوبیت
فلاسفه پیشین براى اثبات توحید در خالقیت و نفى شریک براى خداى متعال در آفرینش و اداره جهان به این صورت استدلال مى‏کرده‏اند که آفرینش منحصر به آفرینش مستقیم و بى‏واسطه نیست و خدایى که نخستین مخلوق را مستقیما و بى‏واسطه مى‏آفریند افعال و مخلوقات او را هم با وساطت وى مى‏آفریند و اگر صدها واسطه هم در کار باشد باز هم همگى آنها مخلوق با واسطه خداى متعال بشمار مى‏روند و به تعبیر فلسفى علت علت هم علت است و معلول معلول هم معلول و در واقع با اضافه کردن همین مقدمه به براهین اثبات واجب الوجود معلولیت همه جهان را نسبت به وى اثبات مى‏کرده‏اند . اما بر اساس اصول حکمت متعالیه و مخصوصا با توجه به اصل تعلقى بودن وجود معلول و عدم استقلال آن نسبت به علت هستى‏بخش این مطلب تبیین روشنتر و استوارترى یافت و حاصل آن این است که هر چند هر علتى نسبت به معلول خودش از نوعى استقلال نسبى برخوردار است اما همگى علتها و معلولها نسبت به خداى متعال عین فقر و وابستگى و نیاز هستند و هیچگونه استقلالى ندارند از این روى خالقیت‏حقیقى و استقلالى منحصر به خداى متعال است و همه موجودات در همه شؤون خودشان و در همه احوال و ازمنه نیازمند به وى مى‏باشند و محال است که موجودى در یکى از شؤون هستیش بى‏نیاز از وى گردد و بتواند مستقلا کارى را انجام دهد . و این یکى از درخشانترین و ارزشمندترین دستاوردهاى فلسفه اسلامى است که به برکت اندیشه تابناک صدر المتالهین به جهان فلسفه ارائه گردید .
همچنین فلاسفه براهین دیگرى را براى توحید در خالقیت و ربوبیت اقامه کرده‏اند که مبتنى بر مقدمات نظرى متعددى است و براى جلوگیرى از اطاله سخن از ذکر و بررسى آنها صرف نظر مى‏شود و تنها به برهانى که در قرآن کریم به آن اشاره شده (لو کان فیهما آلهه الا الله لفسدتا) بسنده مى‏کنیم . این برهان به چند صورت تقریر شده است و ذیلا تقریرى را که روشنتر و به مفاد آیه نزدیکتر بنظر مى‏رسد مى‏آوریم این تقریر از دو مقدمه تشکیل مى‏شود:
۱- وجود هر معلولى وابسته به علت‏خودش مى‏باشد و به دیگر سخن هر معلولى وجود خودش را با همه شؤون و متعلقاتش از علت هستى‏بخش خودش دریافت مى‏دارد و اگر احتیاج به شروط و معداتى هم داشته باشد مى‏بایست وجود آنها هم مستند به علت هستى‏بخش خودش باشد بنا بر این اگر دو یا چند علت هستى‏بخش در عرض هم فرض شوند معلول هر یک از آنها وابسته به علت‏خودش مى‏باشد و هیچگونه وابستگى به علت دیگر یا معلولهاى آن نخواهد داشت و بدین ترتیب ارتباط و وابستگى میان معلولهاى آنها بوجود نخواهد آمد .
۲- نظام این جهان مشهود آسمانها و زمین و پدیده‏هاى آنها نظام واحدى است که در آن پدیده‏هاى همزمان و ناهمزمان با یکدیگر ارتباط و وابستگى دارند اما ارتباط پدیده‏هاى همزمان همان تاثیر و تاثرات على و معلولى گوناگون در میان آنها است که موجب تغییرات و دگرگونیهایى در آنها مى‏شود و به هیچ وجه قابل انکار نیست و اما ارتباط بین پدیده‏هاى گذشته و حال و آینده به این صورت است که پدیده‏هاى گذشته زمینه پیدایش پدیده‏هاى کنونى را فراهم آورده‏اند و پدیده‏هاى کنونى هم به نوبه خود زمینه پیدایش پدیده‏هاى آینده را فراهم مى‏سازند و اگر روابط على و اعدادى از میان پدیده‏هاى جهان بر داشته شود جهانى باقى نخواهد ماند و هیچ پدیده دیگرى هم بوجود نخواهد آمد چنانکه اگر ارتباط وجود انسان با هوا و نور و آب و مواد غذائى بریده شود دیگر نمى‏تواند به وجود خود ادامه دهد و زمینه پیدایش انسان دیگر یا پدیده دیگرى را فراهم سازد .
با ضمیمه کردن این دو مقدمه نتیجه گرفته مى‏شود که نظام این جهان که شامل مجموعه پدیده‏هاى بى‏شمار گذشته و حال و آینده است آفریده یک آفریدگار مى‏باشد و تحت تدبیر حکیمانه یک پروردگار اداره مى‏گردد زیرا اگر یک یا چند آفریدگار دیگرى مى‏بود ارتباطى میان آفریدگان بوجود نمى‏آمد و نظام واحدى بر آنها حکمفرما نمى‏شد بلکه هر آفریده‏اى از طرف آفریدگار خودش بوجود مى‏آمد و به کمک دیگر آفریدگان همان آفریدگار پرورش مى‏یافت و در نتیجه نظامهاى متعدد و مستقلى بوجود مى‏آمد و ارتباط و پیوندى بین آنها برقرار نمى‏شد در صورتى که نظام موجود در جهان نظام واحد همبسته‏اى است و پیوند بین پدیده‏هاى آن مشهود است .
در پایان باید این نکته را خاطر نشان کنیم که خالقیت و ربوبیت انفکاک ناپذیرند و پرورش و تدبیر و اداره امور یک موجود جداى از آفرینش او و آفریدگان مورد نیاز او نیست مثلا روزى دادن به انسان چیزى جداى از آفریدن دستگاه گوارش براى او و آفریدن مواد خوراکى در محیط زندگى او نیست و به دیگر سخن اینگونه مفاهیم از روابط آفریدگان با یکدیگر انتزاع مى‏شود و مصداقى منحاز از آفرینش آنها ندارد بنا بر این با اثبات توحید در خالقیت توحید در تدبیر امور و سایر شؤون ربوبیت نیز ثابت مى‏گردد

توحید در افاضه وجود
همچنین معناى دیگر توحید انحصار تاثیر استقلالى و افاضه وجود به ذات مقدس الهى است که شواهد فراوانى در آیات و روایات دارد و با توجه به برهانى که بر اساس اصول حکمت متعالیه براى توحید در خالقیت و ربوبیت اقامه شد بخوبى اثبات مى‏گردد ولى در این زمینه کژاندیشیهایى وجود دارد که باید به آنها توجه کرد و از سقوط در دره‏هاى افراط و تفریط پرهیز نمود . از یک سوى گروهى از متکلمین اشاعره به استناد ظواهر دسته‏اى از آیات و روایات بکلى سلب تاثیر از علل متوسطه نموده و اساسا منکر علیت و تاثیر براى آنها شده‏اند و خداى متعال را فاعل بى‏واسطه براى هر پدیده‏اى قلمداد کرده‏اند و معتقد شده‏اند که عادت الهى بر این جارى شده که در شرایط خاصى پدیده معینى را بوجود بیاورد و گرنه اسباب و شرایط هیچ تاثیرى در پیدایش آن ندارند.
و از سوى دیگر گروه دیگرى از متکلمین معتزله نوعى استقلال در تاثیر بخصوص در مورد فاعلهاى اختیارى قائل شده‏اند و استناد افعال اختیارى انسان را به خداى متعال صحیح ندانسته‏اند و این یکى از اصلى‏ترین اختلافات بین این دو مکتب کلامى است .
اما فلاسفه هر چند استناد باواسطه همه پدیده‏ها حتى افعال اختیارى انسان را به خداى متعال صحیح مى‏دانستند اما این استناد را تنها بر اساس عله العلل بودن واجب الوجود توجیه مى‏کردند تا اینکه صدر المتالهین تبیین صحیحى از رابطه علیت بدست داد و ثابت کرد که علل متوسطه چون خودشان معلول خداى متعال هستند هیچگونه استقلالى ندارند و اساسا افاضه وجود بمعناى دقیق کلمه مختص به خداى متعال مى‏باشد و سایر علتها بمنزله مجارى فیض وجود هستند که با اختلاف مراتبى که دارند نقش وسایط را بین سرچشمه اصلى وجود و دیگر مخلوقات ایفاء مى‏کنند بنا بر این معناى عبارت معروف لا مؤثر فى الوجود الا الله این خواهد بود که تاثیر استقلالى و افاضه وجود مخصوص به خداى متعال است و این حقیقتى است که در لسان آیات و روایات بصورت منوط بودن همه چیز حتى افعال اختیارى انسان به اذن و مشیت و اراده و تقدیر و قضاى الهى بیان شده است و در واقع این امور نشان دهنده مراحل مختلفى است که عقل براى استناد پدیده‏ها به ذات مقدس الهى در نظر مى‏گیرد و از یک نظر مى‏توان این بیانات را از قبیل تدریج در تعلیم تلقى کرد زیرا فهمیدن معناى دقیق توحید افعالى براى کسانى که ورزیدگى کافى در مسائل عقلى ندارند میسر نیست و بهترین راه تعلیم آن این است که در چند مرحله انجام گیرد

نفى جبر و تفویض
یکى از شبهاتى که موجب این شده است که معتزله استناد افعال اختیارى انسان را به خداى متعال نفى کنند این است که گمان کرده‏اند در غیر این صورت باید ملتزم به مجبور بودن انسان در مطلق افعالش بشویم و این فرض علاوه بر اینکه خلاف وجدان و بداهت است جایى براى تکلیف و هدایت و پاداش و کیفر باقى نمى‏گذارد و همه آنها محتواى خودشان را از ست‏خواهند داد و بدین ترتیب مساله جبر و تفویض در کلام اسلامى مطرح شده و بحثهاى فراوانى از طرفین در باره آن انجام گرفته که بررسى همه آنها نیازمند به کتاب مستقلى است و در اینجا در حدى که با مساله مورد بحث ارتباط پیدا مى‏کند به آن مى‏پردازیم . شبهه یاد شده را به این صورت مى‏توان تقریر کرد هر فعل اختیارى فاعلى دارد که با اراده و اختیار خودش آن را انجام مى‏دهد و محال است که فعل واحد از دو فاعل سر بزند و مستند به اراده هر دو باشد اکنون اگر افعال انسان را مستند به اراده و اختیار خودش بدانیم جایى براى استناد آنها به خداى متعال باقى نمى‏ماند مگر از این نظر که خدا آفریننده انسان است و اگر او را نیافریده بود و نیروى اراده و اختیار را به او نداده بود افعال اختیارى وى هم تحقق نمى‏یافت ولى اگر آنها را مستند به اراده الهى بدانیم باید استناد آنها را به اراده انسان نفى کنیم و انسان را تنها موضوعى بى‏اختیار براى تحقق افعال الهى بشماریم و این همان جبر باطل و غیر قابل قبول است .
پاسخ این است که استناد فعل واحد به اراده دو فاعل در صورتى محال است که هر دو فاعل در عرض یکدیگر مؤثر در انجام آن فرض شوند و به اصطلاح فاعل جانشینى باشند اما اگر دو فاعل در طول یکدیگر باشند استناد فعل به هر دوى آنها اشکالى ندارد و استناد به دو فاعل طولى تنها به این معنى نیست که اصل وجود فاعل بى‏واسطه مستند به فاعل باواسطه است بلکه علاوه بر این تمام شؤون وجود او هم مستند به فاعل هستى‏بخش مى‏باشد و حتى در انجام کارهاى اختیاریش هم بى‏نیاز از او نمى‏باشد و دمادم وجود و همه شؤون وجودش را از او دریافت مى‏دارد و این است معناى صحیح لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین و چنانکه قبلا یادآور شدیم فهم صحیح این معنى در سایه درک صحیح رابطه علیت و تعلقى بودن وجود معلول میسر مى‏شود که ابتکار تبیین آن از افتخارات صدر المتالهین بشمار مى‏رود.

خلاصه
۱- فلاسفه پیشین براى اثبات توحید در خالقیت و ربوبیت به این صورت استدلال کرده‏اند که خداى متعال علت بى‏واسطه براى نخستین معلول و علت باواسطه براى سایر مخلوقات است و علت باواسطه هم علت بشمار مى‏رود پس خداى متعال آفریدگار همه جهان مى‏باشد که بعضى را بى‏واسطه و بعضى را باواسطه آفریده است .
۲- دلیل دوم این است که هیچ علتى بجز خداى متعال استقلال در وجود و ایجاد ندارد پس خالقیت‏حقیقى و استقلالى مخصوص اوست .
۳- دلیل سوم این است که نظام این جهان که شامل پدیده‏هاى بى‏شمار گذشته و حال و آینده مى‏شود نظام واحد همبسته‏اى است و اگر جهان داراى چند آفریدگار مى‏بود نظامهاى متعدد و مستقلى مى‏داشت و مخلوقات یکى از خدایان نیازى به خداى دیگر و آفریدگار او نمى‏داشت .
۴- ربوبیت و تدبیر آفریدگان از روابط آنها با یکدیگر انتزاع مى‏شود و مصداقى منحاز از وجود آنها ندارد از این روى با اثبات توحید در خالقیت توحید در ربوبیت و تدبیر جهان هم ثابت مى‏شود .
۵- اشاعره رابطه علیت بین مخلوقات را انکار کرده همگى آنها را بى‏واسطه مستند به خداى متعال انگاشته‏اند و معتزله نوعى استقلال براى سایر فاعلها بویژه فاعلهاى اختیارى قائل شده‏اند و استناد افعال اختیارى انسان به خداى متعال را نفى کرده‏اند .
۶- فلاسفه پیشین استناد پدیده‏ها و از جمله افعال اختیارى انسان را به خداى متعال بعنوان عله العلل اثبات مى‏کرده‏اند .
۷- با توجه به تعلقى بودن وجود معلول توحید افعالى تبیین روشنتر و صحیحترى مى‏یابد و افعال اختیارى انسان هم از این نظر مستند به خداى متعال خواهند بود که افاضه وجود و تاثیر استقلالى مخصوص اوست .
۸- بیاناتى که در کتاب و سنت مبنى بر استناد همه پدیده‏ها و از جمله افعال اختیارى انسان به اذن و مشیت و اراده و تقدیر و قضاى الهى وارد شده ناظر به مراحل مختلفى است که عقل براى استناد پدیده‏ها به خداى متعال در نظر مى‏گیرد و در عین حال مى‏توان آنها را تعلیم مرحله به مرحله براى توحید افعالى تلقى کرد .
۹- شبهه قائلین به تفویض این است که هر فعل اختیارى مستند به اراده فاعل واحدى است و اگر افعال انسان مستند به اراده الهى باشد نمى‏توان آنها را مستند به اراده انسان دانست و لازمه‏اش جبر باطل و غیر قابل قبول است .
۱۰- پاسخ این است که استناد یک فعل به دو اراده در صورتى محال است که تاثیر اراده‏ها در عرض هم فرض شود اما با توجه به اینکه انسان مانند دیگر مخلوقات استقلالى در وجود و شؤون وجودش ندارد افعال مستند به اراده او هم در مرتبه بالاترى مستند به اراده الهى مى‏باشد.

منبع:سایت اندیشه قم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: