شنبه - ۱۳۹۷/۰۲/۰۱

تدبر در سوره مبارکه ی شعراء (۳)

نمودار شماره ۵- نمودار سوره مبارکه شعراء

۲- هدایتی بودن سخن در سوره مبارکه شعراء

۱-۲- فضای سخن سوره مبارکه شعراء

در این قسمت از نوشتار، با حرکتی مرحله به مرحله به کشف فضای سخن سوره مبارکه شعراء می پردازیم:

طلیعه

این آیات در فضایی نازل شده است که شدت تکذیب و انکار مشرکان نسبت به قرآن کریم، پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) را به شدت متأثر کرده است ( : لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ ) به همین جهت، این آیات در خطابی به نبی مکرم اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) با تبیین قدرت خدا بر خاضع کردن مشرکان، سیره مستمره آنان در اعراض از ذکر محدث ( آیات تشریعی خدای متعالی ) و تهدید ایشان، درصدد تسلی خاطر پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) برآمده است.

فصل اول

کلام ۱: به جا بودن نزول این آیات، حاکی از فضای اقتدار و شوکت ظاهری مشرکان و نگرانی پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) موفقیت در مقابله با آنان است و خدای متعالی با طرح داستان موسی ( علیه السلام ) و حمایتهایی که از او در برابر فرعون داشته است، این فضا را به نفع حق تغییر می دهد.
کلام ۲: لزوم به جا بودن و مؤثر بودن این آیات می فهماند که مشرکان در ظاهر به ابراهیم ( علیه السلام ) اعتقاد داشته اند، اما در واقعیت، راهی در جهت عکس دین و آیین ابراهیم ( علیه السلام ) را برگزیده اند. طرح حقایق اسلام از زبان گویای حضرت ابراهیم ( علیه السلام ) راهی برای تأثیرگذاری بر مشرکان بوده است.
مجموع دو کلام این فصل، حاکی از فضای اقتدار ظاهری مشرکان و اتکاء سوری آنان به ابراهیم ( علیه السلام ) است. همانطور که از شدت تأسف و تأثر و نگرانی پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در پیشبرد امر خطیر رسالت در این اوضاع نیز خبر می دهد.

فصل دوم

پنج کلام این فصل می فهماند که مشرکان همه در تکذیب قرآن و پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) با یکدیگر متحد و متفق بوده اند، هرچند هر گروه از مشرکان به دلیلی با رسالت آن جناب مخالف بوده است. داستان های مطرح شده در این فصل، افزون بر این نشان دادن سنت الهی نسبت به عذاب مکذبان و حمایت از پیامبران و مؤمنان به ایشان، به عوامل تکذیب و انکار اشاره می کند. با توجه به اصل به جا بودن سخنان قرآن کریم، این عوامل، ما به ازایی در جامعه شرک زمان نزول داشته است.

خاتمه

این آیات، به وضوح از فضای تکذیب و استهزاء مشرکان نسبت به قرآن کریم و شبهه افکنی در خصوص وحی و رسالت خبرمی دهد. از این رو آیات مورد بحث، به تنزیه قرآن از این شبهه ها پرداخته و در این زمینه، برای پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) موضعی روشن تبیین کرده است تا در فضای تکذیب و استهزاء قرآن از جانب مشرکان، با پاسخ به شبهه پراکنی ایشان و عدم انفعال در برابر آن، به مقابله با این سیره شوم بپردازد.
چنانکه مشخص شد، فضای سخن این سوره، فضای انکار و تکذیب مشرکان نسبت به قرآن کریم است، که هر کدام از مقاطع سوره به نحوی در صدد مقابله با این فضا و کارشکنی های مشرکان در این زمینه است، اما این جبهه مقابله دارای دو جهت بوده است:
۱. تقویت روحه پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و مؤمنان به آن حضرت، در مقابل شدائد و سختیها و ایجاد امید به پیروزی در ایشان.
۲. تهدید مشرکان به عذاب و بیان عاقبت تکذیب در اقوام گذشته و پاسخ به شبهه های بی اساس آنها در مورد انزال قرآن، به منظور مقابله با کارشکنی های ایشان در مقابله با پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و مؤمنان به آن حضرت.
تکرار ترجیع بند سوره ( بیان شکست ناپذیری خدای متعالی در برابر عدم ایمان اکثریت و اشاره به صفت عزت و رحمت خدای متعالی خطاب به پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – ) در مجموع سوره، هر دو جهت این مقابله را تأمین می کند.
توجه به زمان نزول این سوره نیز توضیحات پیش گفته را تقویت می کند: این سوره در سال نهم بعثت نازل شده است. نگاهی به تاریخ صدر اسلام نشان می دهد که پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و مسلمانان از سال هفتم تا سال دهم بعثت در شعب ابی طالب و در محاصره کامل مشرکان به سر می بردند.
مشرکان پس از سالها مقابله با اسلام و پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و قرآن و تهدید و آزار و اذیت مسلمانان به اشکال مختلف به این نتیجه رسیده بودند که اقلیت مسلمان را از طریق محاصره کامل به زانو در آوردند و بدین ترتیب شالوده اسلام را به مخاطره بیندازند.
« وسیله آسان برای کوبیدن اقلیتهای جامعه، همان مبارزه منفی است که شالوده آن را همان اصل اتفاق و اتحاد اکثریت تشکیل می دهد. یعنی گروهی که هدف و ایده دارند، از صمیم دل با یکدیگر هم پیمان و هم سوگند و متحد می شوند که همه گونه روابط خود را با اقلیت قطع کنند، در چنین هنگامی، زمین با آن پهناوری، برای اقلیت بسان یک زندان تنگ و کوچکی می گردد که هر آنی فشار آن، آنان را به نابودی تهدید می نماید. اقلیت مخالف در چنین گیر و دار، گاه تسلیم می شوند و از نیمه راه برگشته و فرمانبردار راه اکثریت می گردند، ولی دسته ای که شالوده مخالفت آنان را ایمان به هدف تشکیل می دهد، هرگز ا این بادها نمی لرزند.
سران قریش از نفوذ و پیشرفت آیین یکتاپرستی سخت ناراحت بودند و در فکر چاره و راه حلی بودند، از این جهت خواستند به وسیله محاصره اقتصادی که نتیجه آن بریدن رگهای حیاتی مسلمانان بود، از نفوذ و پخش اسلام بکاهند و پایه گذار و هواداران آیین خداپرستی را در میان این حصار خفه سازند، بنابراین عهدنامه ای برای انحصار مؤمنان به حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله و سلم )، به امضای هیأت عالی قریش نوشتند و در داخل کعبه آویزان کردند و سوگند یاد نمودند که ملت قریش تا دم مرگ طبق مواد آن رفتار کند.
متن این پیمان با شدت هر چه تمام تر به مورد اجرا گذاشته شد. یگانه حامی پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم )، ابوطالب، از عموم خویشاوندان دعوتی به عمل آورد و یاری پیامبر را بر دوش آنها گذارد و دستور داد که عموم فامیل از محیط مکه به دره ای که در میان کوههای مکه قرار داشت و به شعب ابی طالب معروف بود و دارای خانه های محقر و سایه بانهای مختصری بود، منتقل شوند و در آنجا سکنی گزینند و از محیط زندگی مشرکان دور باشند.
این محاصره، سه سال تمام طول کشید. فشار و سخت گیری به حر عجیبی رسید. ناله جگر خراش فرزندان هاشم به گوش سنگ دلان مکه می رسید، ولی در دل آنها چندان تأثیر نمی کرد. جوانان و مردان با خوردن یک دانه خرما شبانه روز زندگی می کردند … .(۱) »
بنابراین عناصر اساسی تشکیل دهنده فضای نزول این سوره عبارتند از:
۱. اتحاد اکثریت تکذیب کنندگان رسالت در سرکوب کردن اقلیت ایمانی؛
۲. نیاز شدید پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) به راهنمایی های وحی در برخورد با چنین معضل خانمان سوزی که حیات اسلام را به خطر انداخته است.
۳. نیاز شدید مؤمنین و مسلمانان به تثبیت قلب و اطمینان خاطر برای استقامت در برابر چنین طوفانهای سهمگینی که ایمان و اسلام را به مخاطره انداخته است؛
۴. غرور و سرمستی سران شرک و اطمینان خاطر ایشان به پیروزی در سرکوب کردن ندای حق و اقلیت حق طلب در جامعه؛
۵. نیاز شدید عموم مشرکان به هدایت و عبرت؛
سوره شعراء در چنین فضایی نازل شده و همه این نیازها را پاسخ گفته است. این سوره در فضایی نازل شده که جریانهای اکثریت برای نابودی قرآن و رسالت متحد شده بودند.

۲-۲- سیرهدایتی سوره مبارکه شعراء

همانطور که گفته شد غرض سوره، تیین استراتژی مقابله با جریانهای متحد و باطل اکثریت است. مسیر تأمین این غرض در این سوره مبارکه بدین شرح است:
نه آیه نخست این سوره، به منزله طلیعه سوره و اجمالی از محتوای کل سوره است و بینش و انگیزش مطلوب سوره را به صورت اجمالی مطرح کرده است: در چهار آیه اول، قرآن را به عنوان کتابی روشن و روشنگر معرفی کرده و با تعبیر « لَعَلَّکَ بَاخِعٌ » کثرت جهد و کوشش رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) را در امر تبلیغ دین بیان کرده است. در آیه پنجم با تبیین سیره مشرکان در اعراض از آیات الهی، مشکل عدم ایمان را به خود مشرکان برگردانده و رسول و کتاب خدا را از کوتاهی در این امر مبرا کرده است. در آیه ششم و هفتم، با بیان دلایل اعراض مشرکان، به آنان هشدار داده و ایشان را تنبیه و تهدید کرده است. بدنبال تبیین سیره مشرکان در اعراض از ذکر محدث ( آیات تشریعی خدای متعالی )، آیات ۷ تا ۹ سوره، با آوردن شاهدی، مشرکان را نسبت به عدم توجه و ایمان به آیات مشهود تکوینی خدای متعالی در روی زمین، توبیخ می کند. به این معنی که مشکل ایشان فقط در رد انکار آیات تشریعی خدای متعالی نیست، بلکه حتی به آیات مشهود ربوبیت خدای متعالی بر روی زمین هم توجه ندارند. بدین ترتیب این آیات در کنار هم، ضمن بیان اجمالی از غرض این سوره، سعی بلیغ در تقویت و تثبیت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و مؤمنان دارد.
سپس جریان حضرت موسی ( علیه السلام ) آغاز می شود که با ورود خاص خود: « وَ إِذْ … » و با توجه به بیان جریان پیروزی حضرت موسی ( علیه السلام )، باور پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) را نسبت به یاری خداوند و تحقق وعده او در پیروزی حق و شکست ناپذیری آن، تقویت می کند و روحیه ایشان را در امید به یاری خدا و دستگیری او در شداید و بحرانها ترفیع می دهد و ایشان را نسبت به نابودی سران شرک حتی اگر در قدرت فرعون هم باشند، به یقین می رساند.
سپس جریان حضرت ابراهیم ( علیه السلام ) است که با تبیین عناصر اصلی قرآن، یعنی توحید ربوبی و معاد، از زبان مبارک ابراهیم ( علیه السلام )، ریشه های مخالف با قرآن و رسالت، یعنی عدم اعتقاد به توحید و معاد را مورد اشاره قرار داده است و از این طریق، اعتقاد به توحید و معاد را به عنوان مبانی عقیدتی مبارزه با شرک و جریانهای اکثریت مشرکان، تقویت می کند. ذکر نام و یاد ابراهیم ( علیه السلام )، تلویحاً به رشادت، استقامت و پایمردی او در پیشبرد مکتب توحید اشاره می کند و خیال خام به زانو در آوردن منادیان آیین یکتاپرستی را در ذهن آنان به هم می زند و روحیه اسلامیان را برای ادامه مبارزه تقویت می کند.
سپس با یادآوری اقوام نوح، هود، شعیب، لوط و صالح ( علیهم السلام )، نمونه هایی از شکست اکثریت مکذبان در طول تاریخ را بیان کرده و بدین ترتیب اعتقاد به شکست باطل را عینیت می بخشد. این داستانها با برجسته سازی تکذیب اقوام رسولان الهی و برشمردن عوامل اخلاقی و رفتاری جریانهای مختلف تکذیب رسولان، در صدد آن است که پندار باطل مشرکان، در تکذیب پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و قرآن را در هم شکسته و آنان را نسبت به شکست و نابودی خود به اطمینان برساند و سایه فتور و عذاب الیم را بر سر آنها بیفکند و در عین حال باور رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و مؤمنان به ایشان را نسبت به حمایت خدا از پیامبران و پیروان بر حق آنها تقویت کند.
در نهایت آیات ۱۹۲ تا ۲۲۷ با جمع بندی مطالب و تطبیق آن بر قرآن کریم، هدف سوره را در یک دوره تکاملی تقویت کرده و کاربردی می کند. بدین صورت که با معرفی قرآن به عنوان وحی منزل، عناد مشرکان را در برخورد با قرآن به اثبات رسانده و ایشان را به عذابی دردناک در قبال این برخورد معرضانه وعده می دهد و روحیه ترس و یأس از شکست اسلام را بر ایشان القا می کند. سپس با تبرئه قرآن از تهمتهای ناروای مشرکان، این تهمتها را به خودشان برگردانده و با تقویت بینش الهی بودن قرآن، از تأثیر گذاری این تبلیغات سوء بر پیامبر خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) پیشگیری می کند و بدین ترتیب توطئه مشرکان را در تبلیغاتی که بر ضد قرآن داشتند، خنثی و موج روانی سهمگینی در بین ایشان ایجاد می کند. در نتیجه روحیه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و مؤمنان برای مقابله با این جریانات تا حد بسیار زیادی تقویت شده و روحیه سران شرک و تابعان آنان تا حد زیادی می شکند.

۳-۲- ترجمه تدبری سوره مبارکه شعراء

به نام خداوند رحمتگر مهربان

غرض سوره:‌ « تبیین یک استراتژی محکم، به منظور هدایت بینشی و انگیزشی رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و مؤمنان در جبهه مقابله با تکذیب قرآن؛ و تضعیف ملموس و محسوس جبهه شرک و تکذیب قرآن »

طلیعه، تسلیت پیامبر مکرم اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و تهدید مشرکان در مسئله اعراض از آیات کتاب مبین

طاء، سین، میم. ( آیه ۱ ) این است آیه های کتاب روشنگر. ( آیه ۲ ) شاید تو از اینکه [ مشرکان ] ( به آیات این کتاب ) ایمان نمی آورند، ( از شدت ناراحتی ) جان خود را [ فدا [ سازی. ( آیه ۳ ) اگر بخواهیم، معجزه ای از آسمان بر آنان فرود می آوریم، تا در برابر آن، گردنهایشان خاضع گردد. ( آیه ۴ ) و هیچ تذکّر جدیدی از سوی [ خدای ] رحمان برایشان نیامد جز اینکه همواره از آن روی برمی تافتند. ( آیه ۵ ) [ آنان ] در حقیقت به تکذیب پرداختند، و به زودی خبر آنچه که بدان ریشخند می کردند، بدیشان خواهد رسید. ( آیه ۶ ) مگر در زمین ننگریسته اند که چه قد در آن از هرگونه جفتهای زیبا رویانیده ایم؟ ( آیه ۷ ) قطعاً در این [ هنرنمایی ] عبرتی است و [ لی ] بیشترشان ایمان آورنده نیستند. ( آیه ۸ ). و در حقیقت، پروردگار تو همان شکست ناپذیر مهربان است. ( آیه ۹ ).

« تأثیرگذاری بر جبهه پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) با مشرکان؛ از طریق ایجاد امید در طرف حق و تضعیف ستیزه گری طرف باطل و احتجاج در راستای هدایت اهل باطل »

بیان داستان حمایت های خدای متعالی از حضرت موسی ( علیه السلام ) به منظور تسلیت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و امیدوارتر کردن آن حضرت به پیروزی نهایی به رغم صف کشیدن قدرتها در مقابل او:

و [ یاد کن ] هنگامی را که پروردگارت موسی را ندا در داد که به سوی قوم ستمکار برو: ( آیه ۱۰ ) قوم فرعون؛ آیا پروا ندارند؟! ( آیه ۱۱ ) گفت: « پروردگارا، می ترسم مرا تکذیب کنند، ( آیه ۱۲ ) و سینه ام تنگ می گردد، و زبانم باز نمی شود، پس به سوی هارون بفرست. ( آیه ۱۳ ) و [ از طرفی ] آنان بر [ گردن ] من خونی دارند و می ترسم مرا بکشند. » ( آیه ۱۴ ) فرمود: « نه، چنین نیست؛ نشانه های ما را [ برای آنان ] ببرید که ما با شما شنونده ایم. » ( آیه ۱۵ ) پس به سوی فرعون بروید و بگویید: « ما پیامبر پروردگار جهانیانیم. » ( آیه ۱۶ ) فرزندان اسرائیل را با ما بفرست. ( آیه ۱۷ ) ‍[ فرعون ] گفت: « آیا تو را از کودکی در میان خود نپروردیم و سالیانی چند از عمرت را پیش ما نماندی؟ ( آیه ۱۸ ) و [ سرانجام ] کار خود را کردی، و تو از ناسپاسانی. » ( آیه ۱۹ ) گفت: « آن را هنگامی مرتکب شدم که از گمراهان بودم ( آیه ۲۰ ) و چون از شما ترسیدم، از شما گریختم، تا پروردگارم به من دانش بخشید و مرا از پیامبران قرار داد. ( آیه ۲۱ ) و [ آیا ] اینکه فرزندان اسرائیل را بنده [ خود ] ساخته ای نعمتی است که منّتش را بر من می نهی؟ » ( آیه ۲۲ ) فرعون گفت: « و پروردگار جهانیان چیست؟ » ( آیه ۲۳ ) گفت: « پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است- اگر اهل یقین باشید. » ( آیه ۲۴ ) [ فرعون ] به کسانی که پیرامونش بودند گفت: « آیا نمی شنوید؟ » ( آیه ۲۵ ) [ موسی دوباره ] گفت: « پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شما. » ( آیه ۲۶ ) ‍[ فرعون ] گفت: « واقعاً این پیامبری که به سوی شما فرستاده شده، سخت دیوانه است. » ( آیه ۲۷ ) [ موسی ] گفت: « پروردگار خاور و باختر و آنچه میان آن دو است- اگر تعقّل کنید. « ( آیه ۲۸ ) [ فرعون ] گفت: « اگر خدایی غیر از من اختیار کنی قطعاً تو را از [ جمله ] زندانیان خواهم ساخت. » ( آیه ۲۹ ) گفت: « گرچه برای تو چیزی آشکار بیاورم؟ » ( آیه ۳۰ ) گفت: « اگر راست می گویی آن را بیاور. » ( آیه ۳۱ ) پس عصای خود بیفکند و بناگاه آن اژدری نمایان شد. ( آیه ۳۲ ) و دستش را بیرون کشید و بناگاه آن برای تماشاگران سپید می نمود. ( آیه ۳۳ ) به سرانی که پیرامونش بودند گفت: « واقعاً این ساحری بسیار داناست. ( آیه ۳۴ ) می خواهد با سحر خود، شما را از سرزمینتان بیرون کند، اکنون چه رأی می دهید؟ » ( آیه ۳۵ ) گفتند: « او و برادرش را در بند دار و گردآورندگان را به شهرها بفرست، ( آیه ۳۶ ) تا هر ساحر ماهری را نزد تو بیاورند. » ( آیه ۳۷ ) پس ساحران برای موعد روزی معلوم گردآوری شدند. ( آیه ۳۸ ) و به توده مردم گفته شد: « آیا شما هم جمع خواهید شد؟ ( آیه ۳۹ ) بدین امید که اگر ساحران غالب شدند از آنان پیروی کنیم؟ » ( آیه ۴۰ ) و چون ساحران پیش فرعون آمدند، گفتند: « آیا اگر ما غالب آییم واقعاً برای ما مزدی خواهد بود؟ » ( آیه ۴۱ ) گفت: « آری، و در آن صورت شما حتماً از [ زمره ] مقرّبان خواهید شد. » ( آیه ۴۲ ) موسی به آنان گفت: « آنچه را شما می اندازید بیندازید. » ( آیه ۴۳ ) پس ریسمانها و چوبدستی هایشان را انداختند و گفتند: «به عزّت فرعون که ما حتماً پیروزیم. » ( آیه ۴۴ ) پس موسی عصایش را انداخت و بناگاه هرچه را به دروغ برساخته بودند بلعید. ( آیه ۴۵ ) در نتیجه، ساحران به حالت سجده درافتادند. ( آیه ۴۶ ) گفتند: « به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم: ( آیه ۴۷ ) پروردگار موسی و هارون. » ( آیه ۴۸ ) گفت: « [ آیا ] پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ قطعاً او همان بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است. به زودی خواهید دانست. حتماً دستها و پاهای شما را از چپ و راست خواهم برید و همه تان را به دار خواهم آویخت. » ( آیه ۴۹ ) گفتند: « باکی نیست، ما روی به سوی پروردگار خود می آوریم. ( آیه ۵۰ ) ما امیدواریم که پروردگارمان گناهانمان را برما ببخشاید، [ چرا ] که نخستین ایمان آورندگان بودیم. » ( آیه ۵۱ ) و به موسی وحی کردیم که: « بندگان مرا شبانه حرکت ده، زیرا شما مورد تعقیب قرار خواهید گرفت. » ( آیه ۵۲ ) پس فرعون مأموران جمع آوری [ خود را ] به شهرها فرستاد، ( آیه ۵۳ ) [ و گفت: ] « اینها عدّه ای ناچیزند. ( آیه ۵۴ ) و راستی آنها ما را بر سر خشم آورده اند، ( آیه ۵۵ ) و [ لی ] ما همگی به حال آماده باش درآمده ایم. » ( آیه ۵۶ ) سرانجام، ما آنان را از باغستانها و چشمه سارها، ( آیه ۵۷ ) و گنجینه ها و جایگاه های پرناز و نعمت بیرون کردیم. ( آیه ۵۸ ) [ اراده ما ] چنین بود، و آن [ نعمتها ] را به فرزندان اسرائیل میراث دادیم. ( آیه ۵۹ ) پس هنگام برآمدن آفتاب، آنها را تعقیب کردند. ( آیه ۶۰ ) چون دو گروه، همدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: « ما قطعاً گرفتار خواهیم شد. » ( آیه ۶۱ ) گفت: « چنین نیست، زیرا پروردگارم با من است و به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد. » ( آیه ۶۲ ) پس به موسی وحی کردیم: « با عصای خود بر این دریا بزن. » تا از هم شکافت، و هر پاره ای همچون کوهی سترگ بود. ( آیه ۶۳ ) و دیگران را بدانجا نزدیک گردانیدیم. ( آیه ۶۴ ) و موسی و همه کسانی را که همراه او بودند نجات دادیم؛ ( آیه ۶۵ ) آنگاه دیگران را غرق کردیم. ( آیه ۶۶ ) مسلّماً در این [ واقعه ] عبرتی بود، و [ لی ] بیشترشان ایمان آورنده نبودند. ( آیه ۶۷ ) و قطعاً پروردگار تو همان شکست ناپذیر مهربان است. ( آیه ۶۸ )

بیان توحید و معاد از زبان گویای ابراهیم ( علیه السلام ) در محاجه با مشرکان، به غرض تأمل ایشان در انتساب خویش به آن حضرت:

و بر آنان گزارش ابراهیم را بخوان. ( آیه ۶۹ ) آنگاه که به پدر خود و قومش گفت: « چه می پرستید؟ » ( آیه ۷۰ ) گفتند:‌ « بتانی را می پرستیم و همواره ملازم آنهاییم. ( آیه ۷۱ ) گفت: « آیا وقتی دعا می کنید، از شما می شنوند؟ ( آیه ۷۲ ) یا به سود یا زیان می رسانند؟ » ( آیه ۷۳ ) گفتند: « نه، بلکه پدران خود را یافتیم که چنین می کردند. » ( آیه ۷۴ ) گفت: « آیا در آنچه می پرستیده اید تأمّل کرده اید؟ ( آیه ۷۵ ) شما و پدران پیشین شما؟ ( آیه ۷۶ ) قطعاً همه آنها- جز پروردگار جهانیان- دشمن منند. ( آیه ۷۷ ) آن کس که مرا آفرید و همو راهنماییم می کند، ( آیه ۷۸ ) و آن کس که او به من خوراک می دهد و سیرابم می گرداند، ( آیه ۷۹ ) و چون بیمار شوم او مرا درمان می بخشد، ( آیه ۸۰ ) و آن کس که مرا می میراند و سپس زنده ام می گرداند، ( آیه ۸۱ ) و آن کس که امید دارم روز پاداش، گناهم را بر من ببخشاید. » ( آیه ۸۲ ) پروردگارا، به من دانش عطا کن و مرا به صالحان ملحق فرمای، ( آیه ۸۳ ) و برای من [ در میان ] آیندگان آوازه نیکو گذار، ( آیه ۸۴ ) و مرا از وارثان بهشت پرنعمت گردان، ( آیه ۸۵ ) و بر عمویم ببخشای که او از گمراهان بود،‌( آیه ۸۶ ) و روزی که [ مردم ] برانگیخته می شوند رسوایم مکن: ( آیه ی ۸۷ ) روزی که هیچ مال و فرزندی سود نمی دهد، ( آیه ۸۸ ) مگر کسی که دلی پاک به سوی خدا بیاورد. ( آیه ۸۹ ) و [ آن روز ] بهشت برای پرهیزگاران نزدیک می گردد. ( آیه ۹۰ ) و جهنّم برای گمراهان نمودار می شود. ( آیه ۹۱ ) و به آنان گفته می شود: « آنچه جز خدا می پرستیدید کجایند؟ ( آیه ۹۲ ) آیا یاریتان می کنند یا خود را یاری می دهند؟ » ( آیه ۹۳ ) پس آنها و همه گمراهان در آن [ آتش ] افکنده می شوند، ( آیه ۹۴ ) و [ نیز ] همه سپاهیان ابلیس. ( آیه ۹۵ ) آنها در آنجا با یکدیگر ستیزه می کنند ‍‍[ و ] می گویند: ( آیه ۹۶ ) « سوگند به خدا که ما در گمراهی آشکاری بودیم، ( آیه ۹۷ ) آنگاه که شما را با پروردگار جهانیان برابر می کردیم، ( آیه ۹۸ ) و جز تباهکاران ما را گمراه نکردند‌، ( آیه ۹۹ ) در نتیجه شفاعتگرانی نداریم،‌( آیه ۱۰۰ ) و نه دوستی نزدیک. ( آیه ۱۰۱ ) و ای کاش که بازگشتی برایِ ما بود و از مؤمنان می شدیم. » ( آیه ۱۰۲ ) حقاً در این ‍[ سرگذشت درس ] عبرتی است و [ لی ] بیشترشان مؤمن نبودند. ( آیه ۱۰۳ ) و در حقیقت، پروردگار تو همان شکست ناپذیر مهربان است. ( آیه ۱۰۴ ).

انذار مشرکان به خاطر تکذیب پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و قرآن، با دلایل مختلف؛ و اطمینان دادن به ایشان نسبت به حتمیت هلاکت و عذاب مکذبان

بیان تکذیب هلاکت آور قوم نوح ( علیه السلام ) به خاطر نگرش طبقاتی، که دربردارنده آیه ای برای مکذبان عصر قرآن است:

قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند. ( آیه ۱۰۵ ) چون برادرشان نوح به آنان گفت: « آیا پروا ندارید؟ ( آیه ۱۰۶ ) من برای شما فرستاده ای درخور اعتمادم؛ ( آیه ۱۰۷ ) پس، از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید. ( آیه ۱۰۸ ) و بر این [ رسالت ] اجری از شما طلب نمی کنم. اجر من جز برعهده پروردگار جهانیان نیست. ( آیه ۱۰۹ ) از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید، ( آیه ۱۱۰ ) گفتند: « آیا به تو ایمان بیاوریم و حال آن که فرومایگان از تو پیروی کرده اند؟ » ( آیه ۱۱۱ ) [ نوح ] گفت: « به [ جزئیات ] آنچه می کرده اند چه آگاهی دارم؟ ( آیه ۱۱۲ ) حسابشان – اگر درمی یابید- جز با پروردگارم نیست. ( آیه ۱۱۳ ) و من طردکننده مؤمنان نیستم. ( آیه ۱۱۴ ) من جز هشداردهنده ای آشکار [ بیش ] نیستم. » ( آیه ۱۱۵ ) گفتند: « ای نوح، اگر دست برنداری قطعاً از [ جمله ] سنگسارشدگان خواهی بود. » ( آیه ۱۱۶ ) گفت: « پروردگارا، قوم مرا تکذیب کردند؛ ( آیه ۱۱۷ ) میان من و آنان فیصله ده، و من و هر کس از مؤمنان را که با من است نجات بخش. » ( آیه ۱۱۸ ) پس او و هر که را در آن کشتیِ آکنده با او بود، رهانیدیم؛ ( آیه ۱۱۹ ) آنگاه باقی ماندگان را غرق کردیم. ( آیه ۱۲۰ ) قطعاً در این [ ماجرا درس ] عبرتی بود و [ لی ] بیشترشان ایمان آورنده نبودند. ( آیه ۱۲۱ ) و در حقیقت، پروردگار تو همان شکست ناپذیر مهربان است. ( آیه ۱۲۲ ).

بیان تکذیب هلاکت آور قوم هود ( علیه السلام ) به خاطر روحیه بیهوده کاری، توهم جاودانگی و خشم جبارانه ( ناشی از برخورد نادرست با فراوانی ثروت و قدرت خدادادی ) که دربردارنده آیه ای برای مکذبان عصر قرآن است:

عادیان، پیامبران [ خدا ] را تکذیب کردند. ( آیه ۱۲۳ ) آنگاه که برادرشان هود به آنان گفت: « آیا پروا ندارید؟ ( آیه ۱۲۴ ) من برای شما فرستاده ای در خور اعتمادم. ( آیه ۱۲۵ ) از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید. ( آیه ۱۲۶ ) و بر این [ رسالت ] اجری از شما طلب نمی کنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست. ( آیه ۱۲۷ ) آیا بر هر تپّه ای بنایی می سازید که [ در آن ] دست به بیهوده کاری زنید؟ ( آیه ۱۲۸ ) و کاخهای استوار می گیرید به امید آنکه جاودانه بمانید؟ و( آیه ۱۲۹ ) و چون حمله ور می شوید [ چون ] زورگویان حمله ور می شوید؟ ( آیه ۱۳۰ ) پس، از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید. ( آیه ۱۳۱ ) و از آن کس که شما را به آنچه می دانید مدد کرد پروا دارید: ( آیه ۱۳۲ ) شما را مدد کرد، به [ دادنِ ] دامها و پسران ( آیه ۱۳۳ ) و به [ دادن ] باغها و چشمه ساران؛ ( آیه ۱۳۴ ) من از عذابِ روزی هولناک بر شما می ترسم. » ( آیه ۱۳۵ ) گفتند: « خواه اندرز دهی و خواه از اندرزدهندگان نباشی برای ما یکسان است. ( آیه ۱۳۶ ) این جز شیوه پیشینیان نیست. ( آیه ۱۳۷ ) و ما عذاب نخواهیم شد. » ( آیه ۱۳۸ ) پس تکذیبش کردند و هلاکشان کردیم. قطعاً در این [ ماجرا درس ] عبرتی بود، و [ لی ] بیشترشان ایمان آورنده نبودند. ( آیه ۱۳۹ ) و در حقیقت، پروردگار تو همان شکست ناپذیر مهربان است. ( آیه ۱۴۰).

بیان تکذیب هلاکت آور قوم صالح ( علیه السلام ) به خاطر دلبستگی قومش به دنیا و پیرویشان از مسرفان مفسد که دربردارنده آیه ای برای مکذبان عصر قرآن است:

ثمودیان، پیامبران [ خدا ] را تکذیب کردند؛ ( آیه ۱۴۱ ) آنگاه که برادرشان صالح به آنان گفت: « آیا پروا ندارید؟ ( آیه ۱۴۲ ) من برای شما فرستاده ای درخور اعتمادم. ( آیه ۱۴۳ ) از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید. ( آیه ۱۴۴ ) و بر این [ رسالت ] اجری از شما طلب نمی کنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست. ( آیه ۱۴۵ ) آیا شما را در آنچه اینجا دارید آسوده رها می کنند؟ ( آیه ۱۴۶ ) در باغها و در کنار چشمه ساران، ( آیه ۱۴۷ ) و کشتزارها و خرمابُنانی که شکوفه هایشان لطیف است؟ ( آیه ۱۴۸ ) و هنرمندانه [ برای خود ] از کوهها خانه هایی می تراشید. ( آیه ۱۴۹ ) از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید. ( آیه ۱۵۰ ) و فرمان افراطگران را پیروی مکنید: ( آیه ۱۵۱ ) آنان که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی کنند. » ( آیه ۱۵۲ ) گفتند: « قطعاً تو از افسون شدگانی. ( آیه ۱۵۳ ) تو جز بشری مانند ما [ بیش ] نیستی. اگر راست می گویی معجزه ای بیاور. » ( آیه ۱۵۴) گفت: « این ماده شتری است که نوبتی از آب او راست و روزی معیّن نوبت آب شماست. ( آیه ۱۵۵ ) و به آن گزندی مرسانید که عذابِ روزی هولناک شما را فرو می گیرد. » ( آیه ۱۵۶ ) پس آن را پی کردند و پشیمان گشتند. ( آیه ۱۵۷ ) آنگاه آنان را عذاب فرو گرفت. قطعاً در این [ ماجرا ] عبرتی است، و [ لی ] بیشترشان ایمان آورنده نبودند. ( آیه ۱۵۸ ) و در حقیقت، پروردگار تو همان شکست ناپذیر مهربان است. ( آیه ۱۵۹ ).

بیان تکذیب هلاکت آور قوم لوط ( علیه السلام ) به خاطر گرفتاری به رذیله شنیع هم جنس بازی؛ که دربردارنده آیه ای برای مکذبان عصر قرآن است:

قوم لوط فرستادگان را تکذیب کردند. ( آیه ۱۶۰ ) آنگاه که برادرشان لوط به آنان گفت: « آیا پروا ندارید؟ ( آیه ۱۶۱ ) من برای شما فرستاده ای در خور اعتمادم. ( آیه ۱۶۲ ) از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید. ( آیه ۱۶۳ ) و بر این [ رسالت ] اجری از شما طلب نمی کنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست. ( آیه ۱۶۴ ) آیا از میان مردم جهان، با مردها درمی آمیزند؟ ( آیه ۱۶۵ ) و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان برای شما آفریده وامی گذارید؟ [ نه، ] بلکه شما مردمی تجاوزکارید. » ( آیه ۱۶۶ ) گفتند:‌ « ای لوط، اگر دست برنداری، قطعاً از اخراج شدگان خواهی بود. » ( آیه ۱۶۷ ) گفت: « به راستی من دشمن کردار شمایم. ( آیه ۱۶۸ ) پروردگارا، مرا و کسانِ مرا از آنچه انجام می دهند رهایی بخش. » ( آیه ۱۶۹ ) پس او و کسانش را همگی، رهانیدیم- ( آیه ۱۷۰ ) جز پیرزنی که از باقی ماندگان [ در خاکستر آتش ] بود. ( آیه ۱۷۱ ) سپس دیگران را سخت هلاک کردیم. ( آیه ۱۷۲ ) و بر [ سر ] آنان بارانی [ از آتش گوگرد ] فرو ریختیم. و چه بد بود باران بیم داده شدگان. ( آیه ۱۷۳ ) قطعاً در این [ عقوبت ] عبرتی است، و [ لی ] بیشترشان ایمان آورنده نبودند. ( آیه ۱۷۴ ) و در حقیقت، پروردگار تو همان شکست ناپذیر مهربان است. ( آیه ۱۷۵ )

بیان تکذیب هلاکت آور قوم شعیب ( علیه السلام ) به خاطر گرفتاری به مفاسد اقتصادی؛ که دربردارنده آیه ای برای مکذبان عصر قرآن است:

اصحاب ایکه فرستادگان را تکذیب کردند. ( آیه ۱۷۶ ) آنگاه که شعیب به آنان گفت: « آیا پروا ندارید؟ ( آیه ۱۷۷ ) من برای شما فرستاده ای درخور اعتمادم. ( آیه ۱۷۸ ) از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید. ( آیه ۱۷۹ ) و بر این [ رسالت ] اجری از شما طلب نمی کنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست. ( آیه ۱۰۸) پیمانه را تمام دهید و از کم فروشان مباشید. ( آیه ۱۸۱ ) و با ترازوی درست بسنجید. ( آیه ۱۸۲ ) و از ارزش اموال مردم مکاهید و در زمین سر به فساد برمدارید. ( آیه ۱۸۳ ) و از آن کس که شما و خلق [‍ انبوه ] گذشته را آفریده است پروا کنید. » ( آیه ۱۸۴ ) گفتند:‌ « تو واقعاً از افسون شدگانی. » ( آیه ۱۸۵ ) پس، پاره ای از آسمان بر [ سر ] ما بیفکن. اگر از راستگویانی ( آیه ۱۸۷ ) [ شعیب ] گفت: « پروردگارم به آنچه می کنید داناتر است. » ( آیه ۱۸۸ ) پس او را تکذیب کردند، و عذابِ روزِ ابر [ آتشبار ] آنان را فرو گرفت. به راستی آن، عذابِ روزی هولناک بود. ( آیه ۱۸۹ ) قطعاً در این [ عقوبت درسِ ] عبرتی است، و [ لی ] بیشترشان ایمان آورنده نبودند. ( آیه ۱۹۰ ) و در حقیقت، پروردگار تو همان شکست ناپذیر مهربان است. ( آیه ۱۹۱ )

خاتمه، مقابله با تبلیغات سوء مشرکان علیه قرآن کریم، از طریق رد تهمتهای ناروای ایشان و تبیین وظیفه پیامبراکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در مقابل تبلیغات سوء آنها

و راستی که این [ قرآن ] وحی پروردگار جهانیان است. ( آیه ۱۹۲ ) « روح الامین » آن را نازل کرد، بر دلالت ( آیه ۱۹۳ ) تا از [ جمله ] هشداردهندگان باشی؛ ( آیه ۱۹۴ ) به زبان عربی روشن، ( آیه ۱۹۵ ) و [ وصفِ ] آن در کتابهای پیشینیان آمده است. ( آیه ۱۹۶ ) آیا برای آنان، این خود دلیلی روشن نیست که علمای بنی اسرائیل از آن اطلاع دارند؟ ( آیه ۱۹۷ ) و اگر آن را بر برخی از غیر عرب زبانان نازل می کردیم، ( آیه ۱۹۸ ) و [ پیامبر ] آن را بر ایشان می خواند به آن ایمان نمی آوردند. ( آیه ۱۹۹ ) این گونه در دلهای گناهکاران، [ انکار را ] راه می دهیم: ( آیه ۲۰۰ ) که به آن نگروند تا عذاب پردرد را ببینند، ( آیه ۲۰۱ ) که به طور ناگهانی بدیشان برسد. در حالی که بی خبرند ( آیه ۲۰۲ ) و بگویند: « آیا مهلت خواهیم یافت؟ » ( آیه ۲۰۳ ) پس آیا عذاب ما را به شتاب می خواهند؟ ( آیه ۲۰۴ ) مگر نمی دانی که اگر سالها آنان را برخوردار کنیم، ( آیه ۲۰۵ ) و آنگاه آنچه که [ بدان ] بیم داده می شوند بدیشان برسد‌، ( آیه ۲۰۶ ) آنچه از آن برخوردار می شدند، به کارشان نمی آید [ و عذاب را از آنان دفع نمی کند؟ ] ( آیه ۲۰۷ ) و هیچ شهری را هلاک نکردیم مگر آنکه برای آن هشداردهندگانی بود. ( آیه ۲۰۸ ) [ تا آنان را ] تذکّر [ دهند ]؛ و ما ستمکار نبوده ایم. ( آیه ۲۰۹ ) و شیطانها آن را فرود نیاورده اند. ( آیه ۲۱۰ ) و آنان را نسزد و نمی توانند [ وحی کنند ]. ( آیه ۲۱۱ ) در حقیقت آنها از شنیدن، معزول [ و محروم ] اند. ( آیه ۲۱۲ ) پس با خدا، خدای دیگر مخوان که از عذاب شدگان خواهی شد. ( آیه ۲۱۳ ) و خویشانِ نزدیکت را هشدار ده. ( آیه ۲۱۴ ) و برای آن مؤمنانی که تو را پیروی کرده اند، بال خود را فرو گستر. ( آیه ۲۱۵ ) و اگر تو را نافرمانی کردند، بگو: « من از آنچه می کنید بیزارم. » ( آیه ۲۱۶ ) و بر [ خدایِ ] عزیزِ مهربان توکّل کن، ( آیه ۲۱۷ ) آن کس که چون [ به نماز ] برمی خیزی تو را می بیند، ( آیه ۲۱۸ ) و حرکت تو را در میان سجده کنندگان [ می نگرد ]. ( آیه ۲۱۹ ) او همان شنوای داناست. ( آیه ۲۲۰ ) آیا شما را خبر دهم که شیاطین بر چه کسی فرود می آیند؟ ( آیه ۲۲۱ ) و بر هر دروغزن گناهکاری فرود می آیند، ( آیه ۲۲۲ ) که [ دزدانه ] گوش فرا می دارند و بیشترشان دروغگویند،‌ ( آیه ۲۲۳ ) و شاعران را گمراهان پیروی می کنند. ( آیه ۲۲۴ ) آیا ندیده ای که آنان در هر وادیی سرگردانند؟ ( آیه ۲۲۵ ) و آنانند که چیزهایی می گویند که انجام نمی دهند. ( آیه ۲۲۶ ) مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده و خدا را بسیار به یاد آورده و پس از آنکه مورد ستم قرار گرفته اند یاری خواسته اند. و کسانی که ستم کرده اند به زودی خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت. ( آیه ۲۲۷ )

پی‌نوشت‌ها:

۱. فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، سبحانی،ص ۱۴۷ تا ۱۴۹.

منبع مقاله :
طرح راهنمای مربی تدبر در سوره های قرآن کریم ۳ و ۴، دبیرخانه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی، دبیرخانه شورای تخصصی توسعه فرهنگ قرآنی، بهار ۱۳۸۸

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: