تدبر در سوره ی مبارکه ی احزاب (۳)

۲-۲- فصل دوم. آیات ۴۵ تا ۷۳

ماهیت بحرانی فضای فصل: فصل گذشته، بحران اعمال فشار بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به بهانه ازدواج آن حضرت با زینب را حل کرد و به این ترتیب گروهی از مؤمنان از جریان اعمال فشار بر آن گرامی خارج شده اند، اما گروهی از کافران و منافقان و بیماردلان، سیاست اعمال فشار را تشدید کرده و با حیثیت ایذائی همراه ساخته اند. اینان تلاش می کنند تا چهره ای غیر واقعی و -العیاذ با لله- هوس مدار از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) معرفی کنند و به این وسیله، فضای مسموم لاابالی گری را در جامعه حاکم کنند و از این طریق به اسلام و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ضربه بزنند. در این فاز عملیاتی هم سعی می کنند تا برخی از مؤمنان ضعیف الإیمان را با خود همراه ساخته و در این جریان شیطانی مشارکت دهند. سلسله ای از تهمتها و بهانه ها مانند ازدواج بدون عده، تعدد زوجات به خاطر هوسرانی و … را شایعه می کنند. رفتارهای نامناسبی را با همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اشاعه می دهند و تلاش دارند تا حریم بیت ایشان را بشکنند. برنامه ایذاء خود را با آزار و اذیت اخلاقی زنان و دختران مؤمنان ادامه می دهند. در چنین فضایی، تقویت و تثبیت و راهنمایی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، هشدار به مؤمنان و به ویژه زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و زنان و دختران مؤمنان و تهدید و بازداری منافقان از ادامه این جریان، ضروری است.
اقدام هدایتی فصل: خدای متعالی ابتدا، دامن شبهات مربوط به شخصیت معنوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را بر می چیند. ازدواج بدون عده با مطلقه زید، تعدد زوجات و عدم رعایت مساوات بین همسران را پاسخ متین می دهد و به این ترتیب بهانه های منافقان را از دست آنان می ستاند. رفتارهای نامناسب با همسران رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را مصداق ایذاء معرفی کرده و نصایح لازم در این خصوص را ارائه می دهد و با رهنمودهایی خطاب به رسول مکرم خود (صلی الله علیه و آله و سلم)، نحوه مقابله با جریان ایذاء را به ایشان آموزش می دهد. منافقان را به شدّت تهدید کرده و مؤمنان را به ترک همراهی با این جریان و روشن کردن تکلیف خود در برابر امانت الهی و سنگین ولایت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) توصیه می کند و بدین ترتیب فضای بحرانی موجود را از طریق تثبیت موقعیت معنوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و فرو نشاندن عوامل نا آرامی هدایت می فرماید. اینک، تفصیل همین مجمل. إن شاء الله تعالی.

۱-۲-۲- کلام نخست. آیات ۴۵ تا ۴۸

پس از حلّ بحران اعمال فشار منافقان بر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در فصل اول، برخی از مؤمنان فریب خورده، از جریان فشار علیه آن حضرت خارج شده و بقیه منافقان، معاندانه به اعمال فشار علیه آن حضرت ادامه داده و آن بزرگوار را مورد آزار و اذیت قرار می دهند. خدای متعالی در چنین فضایی، جایگاه پیامبر خود (صلی الله علیه و آله و سلم) را به عنوان رسول شاهد و مبشر و منذر و دعوت کننده به سوی خدا با اذن او و چراغی نورافشان بیان می کند و با این سخنان، هم قلب شریف آن پیامبر عظیم الشأن را در برابر اعمال فشار و ایذاء منافقان تثبیت و تقویت می فرماید و هم مؤمنان و دیگران را نسبت به موقعیت الهی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بیش از پیش آگاه می سازد یا أَیهَا النَّبِی إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا«۴۵» وَدَاعِیا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِیرًا«۴۶» سپس از آن حضرت می خواهد که گروه مؤمن را بشارت داده و تحت تأثیر کافران و منافقان قرار نگیرد و آزار و اذیت آنان را با توکل بر خدا دفع کند وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا کَبِیرًا«۴۷» وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا«۴۸» بدین ترتیب جهت هدایتی این کلام، عبارت است از:

«تثبیت موقعیت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از طریق معرفی ایشان، بشارت مؤمنان به آن حضرت و تقویت زمینه مقاومت ایشان در برابر اعمال فشار و ایذاء کافران و منافقان»

۲-۲-۲- کلام دوم. آیه ۴۹

پس از حلّ الهی بحران ناشی از ازدواج پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) با زینب، اولین بهانه منافقان برای ادامه اعمال فشار و ایذاء پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، این است که اینگونه تبلیغ کنند: بر فرض قبول حلیت ازدواج با همسر مطلقه پسر خوانده، چرا رسول خدا، فرصت نگهداری عده را به او نداد و بی وقفه و به محض طلاق زینی از سوی زید، با او ازدواج کرد؟ آنان می خواهند با اشاعه این شبهه، باز هم حمله خنثی شده خود را احیاء کرده و جریان ایذاء را راه اندازی کنند. خدای سبحان در برابر این شبهه، حتی بدون طرح اصل آن، به پاسخ می پردازد و در مقام تحقیر، نامی از منافقان هم نمی برد و می فرماید ای مؤمنان طلاق قبل از مس، عده ندارد یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَکَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَکُمْ عَلَیهِنَّ مِنْ عِدَّهٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا«۴۹» پس بدانید فلسفه عده نگاه نداشتن زینب آن است که زید او را قبل از مس، طلاق داده است. جهت هدایتی این کلام عبارت است از:

«خنثی سازی ایذاء منافقان نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با زیر سؤال بردن ازدواج پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با زینب، بدون عده»

۳-۲-۲- کلام سوم. آیات ۵۰ تا ۵۲

دومین گام ایذائی منافقان در راستای ادامه و تشدید اعمال فشار بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، آن است که مسئله تعدد ازدواج آن حضرت را در راستای العیاذ بالله، هوسرانی تفسیر کنند. دیگر به خوبی قابل فهم است که منافقان، کمر بسته اند تا شخصیت بی نظیر معنوی آن حضرت را با تهمتها و مسائل جنسی و ناموسی تخریب کنند. اول، ازدواج ایشان را با زینب بهانه کردند، نشد. عده نگاه نداشتن زینب را بهانه کردند، نشد. اینک تعدد ازدواج پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را بهانه می کنند. خدای متعالی باز هم آنان را لایق نشمرده و خطاب به رسول خود (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد میدان شده است. ای پیامبر ما چند گروه از زنان را بر تو حلال کرده ایم: ۱. ازواجی که مهر آنان را پرداخته ای ۲. کنیزانت ۳. دختران عمو، دختران عمه ها، دختران دایی و دختران خاله ها، که با تو مهاجرت کرده اند ۴. زن مؤمنه ای که خود را به پیامبر هبه کرده و بدون تقاضای مهر، حاضر به زوجیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ البته حلیت همه این چهار گروه مخصوص پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است (۱) و حکم آنان در خصوص ازواج و کنیزان در علم الهی مشخص است. هدف از حلال کردن این چهار گروه برای پیامبر آن است که ایشان محدودیتی در این امر نداشته باشند یا أَیهَا النَّبِی إِنَّا أَحْلَلْنَا لَکَ أَزْوَاجَکَ اللَّاتِی آتَیتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَکَتْ یمِینُکَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَیکَ وَبَنَاتِ عَمِّکَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِکَ وَبَنَاتِ خَالِکَ وَبَنَاتِ خَالَاتِکَ اللَّاتِی هَاجَرْنَ مَعَکَ وَامْرَأَهً مُؤْمِنَهً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِی إِنْ أَرَادَ النَّبِی أَنْ یسْتَنْکِحَهَا خَالِصَهً لَکَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَیهِمْ فِی أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَکَتْ أَیمَانُهُمْ لِکَیلَا یکُونَ عَلَیکَ حَرَجٌ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا«۵۰» بنابراین تعدد ازواج پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در این چارچوب، خالی از محدودیت است و این حکم حلال خدا برای ایشان است و جایی برای ایجاد شبهه در این خصوص نیست. اما بهانه دیگر منافقان در همین فضا، چرایی عدم رعایت عدالت از جانب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت به تقدیم و تأخیر و تعطیل نوبت همسران است که خدای سبحان از آزادی کامل اعطایی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در این حیطه سخن می گوید و آن را به روشنی چشم همسران و عدم ناراحتی و رضایت ایشان نزدیک تر می داند * تُرْجِی مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِی إِلَیکَ مَنْ تَشَاءُ وَمَنِ ابْتَغَیتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَیکَ ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ تَقَرَّ أَعْینُهُنَّ وَلَا یحْزَنَّ وَیرْضَینَ بِمَا آتَیتَهُنَّ کُلُّهُنَّ وَاللَّهُ یعْلَمُ مَا فِی قُلُوبِکُمْ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَلِیمًا«۵۱» فلسفه این آزادی، شخصیت ویژه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است که می تواند از این آزادی به نفع همه همسران خود استفاده کرده و رضایت همه ایشان را مطابق تفاوت های طبیعی آنها تأمین کند. برخلاف انسانهای عادی که اگر در این حیطه آزاد باشند، معمولاً به خطا رفته و گرفتار ظلم می شوند، چون از واقعیت ها، آن گونه که باید آگاه نیستند. خدای سبحان در آخرین گام از حلّ شبهه تعدد ازواج و آزادی در تعامل با آنان، سخنی را به میان می آورد که شبهه -العیاذ بالله- وجود حیثیت هوس مدارانه اقدام به ازدواجهای متعدد و تقدیم و تأخیر نوبتها را زائل می کند. به این بیان که بعد از این موارد شمرده شده، زنان دیگر بر تو حلال نیستند و حق تبدیل آنها را هم نداری، حتی اگر حُسن ایشان شگفت آور باشد، مگر در مورد کنیزان و خدا بر همه چیز مراقب است لَا یحِلُّ لَکَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَکَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَکَتْ یمِینُکَ وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیءٍ رَقِیبًا«۵۲» اگر ماهیت تعدد ازواج رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و آزادی عمل ایشان در تقدیم و تأخیر نوبت آنان، نعوذ بالله، هوس مدارانه بود، دیگر این محدودیت برای چیست؟ این محدودیت حاکی از حیثیت مصلحت در امور پیش گفته است. با توجه به آنچه گذشت، جهت هدایتی این کلام عبارت است از:

«خنثی سازی ایذاء منافقان نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از طریق ایجاد شبهه درباره تعدد ازواج و آزادی آن حضرت در تقدیم و تأخیر نوبت همسرانشان»

۴-۲-۲- کلام چهارم. آیات ۵۳ تا ۵۸

یکی دیگر از اقدامات منافقان برای ایجاد فضای ایذای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، عادی سازی دیدگاه هایی درباره همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و رفتارهایی نامناسب با ایشان است. از یک سو، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) تعداد زیادی همسر دارند و در نتیجه تعداد زیادی خانه هم دارند و طبیعتاً در یک زمان و در یک روز یا شب در تمام این خانه ها حاضر نیستند. از سوی دیگر، تبلیغات منفی منافقان علیه شخصیت معنوی آن حضرت و نشان دادن چهره ای -نعوذ با لله- هوس ران از آن مقام نورانی منحصر به فرد هم تمام نشده است. این دو عامل در کنار هم، زمینه ایذائی جدید را فراهم آورده است. برخی بدون إذن، وارد خانه های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می شوند. پیش از موعد میهمانی می روندو بعد از میهمانی به گپ و گفت و گو با همسران رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می نشینند. بدون حفظ حریم و حجاب مناسب، از همسران آن حضرت، متاع می ستانند و حتی گام را فراتر نهاده، نیّت ازدواج با همسران آن حضرت پس از وفات ایشان را در سر می پرورانند. اعم از اینکه این نیّت را آشکار کنند یا مخفی سازند. همسران پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز گاهی، در اثر بی توجهی، تلاش لازم برای مانعیت از شکل گیری این فضا را انجام نمی دهند. خدای سبحان در این فضای آزاردهنده، مؤمنان را مخاطب قرار داده و نسبت به همه این رفتارها و اندیشه های غلط، نصیحت و راهنمایی می کند و به این ترتیب منافقان را در ادامه دادن این فضا، با سوءاستفاده از مؤمنان ساده اندیش ناکام می سازد. خدای متعالی از حیثیت ایذائی این رفتارها در برابر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پرده برداشته و مؤمنان را از ایذاء ایشان نهی می کند یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیوتَ النَّبِی إِلَّا أَنْ یؤْذَنَ لَکُمْ إِلَى طَعَامٍ غَیرَ نَاظِرِینَ إِنَاهُ وَلَکِنْ إِذَا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ إِنَّ ذَلِکُمْ کَانَ یؤْذِی النَّبِی فَیسْتَحْیی مِنْکُمْ وَاللَّهُ لَا یسْتَحْیی مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا کَانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِکُمْ کَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِیمًا«۵۳» إِنْ تُبْدُوا شَیئًا أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلِیمًا«۵۴» آنگاه حضرت دوست، جل و علا، به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) لطف کرده، احترام ایشان را نگاه داشته و بی آنکه آنان را به طور مستقیم، از رفتار نامناسب و حجاب نادرست در برابر نامحرمان نهی بفرماید، موارد جواز تعامل آزادانه را برای ایشان برشمرده و آنان را در غیر این موارد به تقوای الهی فرا خوانده و از شاهد بودن خدا بر همه چیز سخن گفته است لَا جُنَاحَ عَلَیهِنَّ فِی آبَائِهِنَّ وَلَا أَبْنَائِهِنَّ وَلَا إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاءِ إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاءِ أَخَوَاتِهِنَّ وَلَا نِسَائِهِنَّ وَلَا مَا مَلَکَتْ أَیمَانُهُنَّ وَاتَّقِینَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَى کُلِّ شَیءٍ شَهِیدًا«۵۵» سپس در مقام تطییب نفس شریف رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و بیدارسازی مؤمنان چنین می فرماید إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یصَلُّونَ عَلَى النَّبِی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا«۵۶» فضای ایذاء رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از طریق تعامل نامناسب با همسران آن حضرت، توسط منافقان توسعه یافته و تا حدّ جریان ایذائی نسبت به مردان و زنان مؤمن هم وسعت یافته است. یعنی منافقان در شرایط پیش آمده، قصد دارند به بهانه برخی از اقدامات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، مانند ازدواج با مطلقه پسر خوانده خود، تعدد زوجات، عدم رعایت مساوات مورد نظر مؤمنان در تقدیم و تأخیر نوبت همسران و …، چهره ای غیر واقعی از ایشان جلوه داده و در تناسب با این چهره غیر واقعی، فرهنگی لاابالی را در جامعه توسعه دهند. خدای متعالی در مقام تهدید آنان، ایذاءکنندگان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) را مورد لعن خود در دنیا و آخرت دانسته و از آماده سازی عذابی خوارکننده برای آنان سخن می گوید و در ادامه، ایذاءکنندگان مؤمنان و مؤمنات از طریق تهمت و بهتان را به همین سیاق ملحق می فرماید إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَهِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِینًا«۵۷» وَالَّذِینَ یؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِینًا«۵۸» بدین ترتیب جهت هدایتی این کلام عبارت است از:

«مقابله با ایذاء پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از طریق تعامل نامناسب با همسران ایشان؛ و مقابله با جریان توسعه یافته ایذاء نسبت به مؤمنان و مؤمنات»

۵-۲-۲- کلام پنجم. آیات ۵۹ تا ۶۸

منافقان و بیماردلان و شایعه افکنان، از ایذاء رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و مؤمنان دست بر نمی دارند. برخی از همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دختران و زنان مؤمنان هم، با کم توجهی در مسئله حجاب، به دست منافقان موذی بهانه می دهند. خدای سبحان به رسول خود (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است که از همسران خود و دختران و زنان مؤمنان بخواهد تا حجاب خود را حفظ کنند و به ایشان بفرماید که حفظ حجاب برای مصونیت آنان بهتر است یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یعْرَفْنَ فَلَا یؤْذَینَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا«۵۹» واسطه کردن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در این توصیه، می تواند حاکی از جنبه حکومتی توسعه و تثبیت حجاب در جامعه ایمانی باشد. در غیر این صورت، توصیه مستقیم خدا به مؤمنات، کافی به نظر می رسد. خدای متعالی در ادامه، با بیانی استوار و پر از تهدید، منافقان و بیماردلان و شایعه افکنان را به طور غیرمستقیم به دست برداشتن از ادامه ایذاء پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و مؤمنان و مؤمنات فراخوانده و می فرماید: (ای پیامبر) اگر ایشان از ایذاء تو و مردان و زنان مؤمن دست بر ندارند، حتماً تو را علیه آنان می شورانیم، سپس جز اندکی در مدینه با تو مجاورت نمی کنند. مورد لعنت خدا بوده و هرکجا که یافته شوند، گرفتار می شوند و کشته می شوند. آن هم کشته شدنی؛ و این سنت خدا درباره گذشتگان بوده و سنت الهی تبدیل بردار نیست. این سخنان در عین حال، آماده سازی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای یک برخورد عملی شدید با منافقان و به دیگر بیان اعلان آماده باش نظامی علیه منافقان هم هست. * لَئِنْ لَمْ ینْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَهِ لَنُغْرِینَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یجَاوِرُونَکَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا«۶۰» مَلْعُونِینَ أَینَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِیلًا«۶۱» سُنَّهَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدِیلًا«۶۲» منافقان و بیماردلان، با خیال آسوده از امنیت خود در دنیا و در جهت تأمین پشتوانه روانی ایذاء پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و مؤمنان، نسبت به وقوع قیامت در میان مردم ایجاد تردید می کنند. تا جایی که مردم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می پرسند که قیامت کی اتفاق خواهد افتاد؟ خدای سبحان از این فضا خبر داده و پاسخی دندان شکن به این فضا داده است، مبنی بر اینکه علم قیامت در نزد خداست و ای بسا وقوع آن نزدیک باشد یسْأَلُکَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَهِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَمَا یدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَهَ تَکُونُ قَرِیبًا«۶۳» همانا خدا کافران را لعنت کرده و برای ایشان، آتشی سوزان مهیا کرده است که در آن جاودانه خواهند بود إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْکَافِرِینَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِیرًا«۶۴» خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا لَا یجِدُونَ وَلِیا وَلَا نَصِیرًا«۶۵» … صورت آنان در قیامت، از این رو به آن رو می سوزد و آرزو خواهند کرد که ای کاش از خدا و رسول او (صلی الله علیه و آله و سلم) اطاعت می کردند و در جهت ایذاء پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و مؤمنان به دنبال بزرگان خود راه نمی افتادند یوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ یقُولُونَ یا لَیتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا«۶۶» وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا«۶۷» رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَینِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا کَبِیرًا«۶۸» بدین ترتیب جهت هدایتی این کلام، عبارت است از:

«دو گرای حکومتی از سوی خدا، در برخورد با جریان ایذاء پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و مردان و زنان مؤمن:

۱. توصیه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به توسعه و تثبیت فرهنگ حجاب کامل در میان زنان مؤمنه
۲. اعلام آماده باش نظامی علیه منافقان و تهدید ایشان به برخورد شدید نظامی
همراه با
تهدید شدید منافقان به عذاب اخروی به خاطر عدم اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ به عملیات روانی آنان با زیر سؤال بردن قیامت»

۶-۲-۲- کلام ششم. آیات ۶۹ تا ۷۳

کلام های قبلی این فصل، مواردی از برنامه های ایذائی منافقان نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را مطرح؛ و در برابر آنها بهترین موضع را اتخاذ کرد. اینک آخرین کلام فصل جاری، آخرین قدم هدایتی را نسبت به این فضا بر می دارد. برخی از افراد، در جامعه ایمانی دانسته یا نادانسته، با جریان ایذاء پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از سوی منافقان همراهند و با سخنانی ناروا نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ایشان را می آزارند و آبروی آن حضرت را با کم تقوایی خود، خدشه دار می کنند. خدای متعالی، مؤمنان را مخاطب قرار داده و از همانندی با آزار دهندگان موسی (علیه السلام) باز می دارد و می فرماید شما مانند کسانی نباشید که موسی (علیه السلام) را آزردند و خدا او را از آنچه درباره او گفتند، تبرئه کرد و او در نزد خدا وجیه و آبرومند است یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَکَانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِیهًا«۶۹» و باز هم ادامه می دهد که ای مؤمنان! تقوای الهی پیشه کنید و سخن صواب بگوئید، تا خدا اعمال ما را اصلاح فرماید و گناهانتان را ببخشاید و هرکس که از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) اطاعت کند، به تحقیق به رستگاری بزرگ رسیده است یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا«۷۰» یصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَنْ یطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِیمًا«۷۱» ( مؤمنان! بدانید که ) ما امانت ولایت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم و آنان از پذیرش آن ابا کردند و از حمل آن ترسیدند و انسان آن را حمل کرد، همانا او ظلوم جهول است إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَینَ أَنْ یحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا«۷۲» پیش از این ( در کلام اول فصل نخست ) خوانده بودیم که خدای متعالی از انبیاء (علیهم السّلام)، میثاق؛ و از انبیای اولو العزم (علیهم السّلام) و در رأس آنان پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، میثاق غلیظ گرفته است. همانجا دانستیم که این میثاق با توجه به سیاق، میثاق بر ولایت است. یعنی خدا از ایشان عهد گرفته که واسطه ولایت او بر بندگان باشند. آنگاه اضافه کرد که بندگان را نسبت به این میثاق، یعنی پذیرش ولایت پیامبران (علیهم السّلام) و در حال حاضر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آزمایش می کنیم تا صادقان را جزا داده و کافران را عذاب کنیم (النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ … وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ … مِیثاقاً غَلِیظاً لِیَسْئَلَ الصّادِقِینَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ لِلْکافِرِینَ عَذاباً أَلِیماً
ألنَّبِىُّ أَوْلَى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ … لِیَسْئَلَ الصَّادِقِینَ عَن صِدْقِهِمْ وَأَعَدَّ لِلْکَافِرِینَ عَذَاباً أَلِیماً.
) سپس با مطالعه ماجرای احزاب دریافتیم، که برخی صدق خود را در این آزمایش الهی به اثبات رساندند و به جزای خود رسیدند و برخی گرفتار بد عهدی و نفاق شدند و وضعیت معلقی پیدا کردند، به این معنی که باید بین توبه و اثبات صدقشان نسبت به ولایت و ادامه نفاق و کافر شدن نسبت به ولایت، یکی را انتخاب کنند (مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ … لِیَجْزِیَ اللّهُ الصّادِقِینَ بِصِدْقِهِمْ وَ یُعَذِّبَ الْمُنافِقِینَ إِنْ شاءَ أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ»…) فضای کنونی سوره، ابتلای مجددی نسبت به این ولایت و فرصتی دوباره برای شکست خوردگان احزاب است. برخی با راهنماییهای خدا، راه خود را باز یافته و از ظلمات به نور راهنمایی شدند و مورد بشارت خدا و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار گرفتند (هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ … تَحِیَّتُهُمْ یَوْمَ یَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا کَرِیمًا … وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ اللَّهِ فَضْلًا کَبِیرًا) اما برخی نه تنها توبه نکردند که راه ایذاء را در پیش گرفتند و منافقانی هم کاسه مشرکان باقی ماندند (وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ وَدَعْ أَذَاهُمْ …) حال خدای متعالی در آخرین قدم هدایتی سوره و پس از بازداری و نهی از ایذاء پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، می فرماید: ولایت، امانت سنگینی است که سایر مخلوقات آن را حمل نکردند و انسان آن را حمل کرد. انسانی که به اقتضای طبیعت ظلوم و جهول خود، نسبت به این امانت خیانت می کند. با همین ملاحظه است که فلسفه اعطای این امانت را با عذاب منافقان و مشرکان آغاز فرموده و با پذیرش توبه مؤمنان به اتمام رسانده است لِیعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِکِینَ وَالْمُشْرِکَاتِ وَیتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا«۷۳» و این حاکی از آن است که محلّ بحث این آیات، کسانی هستند که ابتدا در حمل این امانت شکست خوردند و وضعیتشان معلّق شد. برخی راه خیانت را در پیش گرفتند و مستحق عذابند و برخی توبه کردند و مشمول مغفرتند. در این آیات سخن از مؤمنانی نیست که از ابتدا در امانت ولایت خیانت نکرده اند، زیرا وضعیت آنان در همان «لِّیَجْزِیَ اللَّهُ الصَّادِقِینَ بِصِدْقِهِمْ» مخص شد و اینجا تکلیف «یُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ إِنْ شَاءَ أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ …» مشخص شده است. بنابراین توضیحات، جهت هدایتی این کلام بدین بیان قابل طرح است:

«نهی مؤمنان از ایذاء رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و دعوت ایشان به اطاعت از آن حضرت، همراه با تحلیل ولایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان امانتی سنگین که مؤمنان باید تکلیف خود را نسبت به آن روشن کنند: اگر به اقتضای طبیعت ظلوم جهول، عمل کنند، منافقانی و مشرکانی مستحق عذابند و اگر از اشتباه خیانت و ایذاء توبه کنند، مشمول مغفرت خواهند بود.»

***
اینک با توجه به جهات هدایتی متصل کلامهای گذشته، می توان جهت هدایتی فصل دوم سوره مبارکه احزاب را اینگونه بیان کرد:

«مقابله با بحران تشدید اعمال فشار بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ایذاء آن حضرت و مؤمنان از سوی منافقان و بیماردلان و شایعه افکنان، که با بهانه های واهی و تلاش برای اشاعه فرهنگ کم عفتی همراه است»

پی‌نوشت‌ها:

۱- و برای مؤمنان تنها دو گروه از این چهار گروه حلال است: ۱. همسرانی که مهر آنان را بپردازند ۲. کنیزان؛ سؤال: مگر دختران عمو، عمه، خاله و دایی بر مؤمنان حلال نیست؟ حلال است، اما اینان، برای مؤمنان در همان گروه نخست یعنی به شرط مهر، حلال هستند. ولی برای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) این طور نبوده است، در غیر این صورت نیازی به برشماری آنان به طور خاص نبود، زیرا عموم ازواج شامل آن بود.

منبع مقاله :
طرح راهنمای مربی تدبر در سوره های قرآن کریم ۳ و ۴، دبیرخانه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی، دبیرخانه ی شورای تخصصی توسعه فرهنگ قرآنی، بهار ۱۳۸۸

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: