دوشنبه - ۱۳۹۸/۰۷/۰۱
صفحه اصلی >> گوناگون >> مناسبت ها >> هزار سال اوروشواره

هزار سال اوروشواره

سوگواری محرم در میان شیعیان آداب ومراسم گسترده ای دارد. در نقاط مختلف ایران، مراسم سوگواری حسینی ویژگی ها و آیین های منحصر به فرد خود را دارا است که در عین تنوع و تکثر، چهره ای سیاهپوش و تاثیرگذار به کشور می دهد. سنیه زنی و دسته بردن و گریه و فغان سوگواران همراه با آوای زیر طبل ها و صدای بم سنج ها جز لاینفک و مشترک این آداب و رسوم متفاوت است.
برگزاری مراسم عزاداری محرم، تأثیرات اجتماعی و روانی عظیم به همراه داشته و بر جوانب گوناگون جامعه اثر گذاشته است. به گفته مورخان و مردم شناسان، بسیاری از نشانه ها و نمادهای این سوگواریها ریشه در فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی دارد.

چکیده:

در این مقاله به بررسی تاریخچه ی سوگواری ماه محرم در ایران و بین شیعیان پرداخته می شود. نقش آل بویه در گسترش اندیشه دینی و سیاسی شیعیان، اسطوره شناسی و بررسی سمبول ها درمراسم عزاداری ماه محرم از موارد بررسی شده در مقاله «هزار سال اروشواره» است. در پایان مقاله چندین مراسم ویژه در ماه محرم در استان گیلان ذکر می شود.
واژه های کلیدی: محرم- عاشورا- شیعیان- سوگواری ماه محرم- عزداری ماه محرم- سوگ سیاوش- آل بویه- عضدالدوله دیلمی- مراسم عزاداری ماه محرم در گیلان- مراسم سوگواری ماه محرم در گیلان.

عاشورا در پیش از اسلام

پیش از اسلام، روز دهم از ماه تشرین در دین یهود، عاشورا نام داشت. حضرت محمد(ص) اسلام در ۲۰ سپتامبر سال ۶۲۲ میلادی از مکه به مدینه هجرت کردند. در آن روز یهودیان روزه داشتند و چون پیامبر اسلام سببش را پرسیدند، یهودیان پاسخ دادند که این روز، روز پیروزی موسی بر فرعون است. پیامبر نیز روزه عاشورا را پذیرفتند و تا پیش از تعیین رمضان- به عنوان ماه روزه- روزه در عاشورا ادامه داشت. همچنین در روایات اسلامی آمده است که خداوند، آسمان و زمین و آدم را در این روز آفریده است و نوح پیامبر نیز در این روز از کشتی خود خارج شده است. همه اینها سبب شد که روز عاشورا برای مسلمانان روز جشن و شادی محسوب شود.
در سال ۶۱ هجری قمری سرنوشت این روز دیگرگون شد و با شهادت امام حسین(ع) عاشورا برای شیعیان تبدیل به روز مصیبت و سوگواری گردید. اما برای حاکمان اموی، عاشورا همچنان روز شادی باقی ماند و در آن روز عامه مرم لباس نو می پوشیدند. این رسم در بسیاری از بخش های جهان اسلام همچنان باقی ماند.

نقش آل بویه در مراسم سوگواری محرم

با قدرت یافتن خاندان آل بویه (خاندانی شیعی مذهب که از اهالی مناطق دیلمان در شمال ایران بودند) در بغداد، برای اولین بار در سال ۳۵۲ هجری فرمان داده شد که مردم در این روز به سوگواری امام حسین و اهل بیت پیامبر بپردازند. بزرگترین موفقیت پادشاهان آل بویه در این بود که شیعیان در عهد آنان اجازه تظاهر علنی به عقایدشان را حتی در بغداد مقر خلافت اسلامی پیدا کردند و دیگر نیاز به تقیه نداشتند. در این دوره، تشیع بی آنکه مذهب رسمی حکومت اسلامی شود به عنوان یک مذهب آشکار و علنی برقرار شد. به همان اندازه که سامانیان در اعتلای زبان فارسی و فرهنگ ایرانی کوشیدند، آل بویه در زمینه ی اندیشه سیاسی و دینی کوشا بودند. بنا به نوشته برخی مورخان، آل بویه و سامانیان، همان چیزی را در جهان اسلام پدید آوردند که میان پرده ی ایرانی نامیده شده است؛ یعنی حکومتی میان سلطه عربها- که تا قرن چهارم هجری دوام داشت- و آمدن ترکان که در قرن پنجم هجری آغاز شد.
قدرت شیعیان زمانی آغاز شد که احمد بویه، کوچک ترین از برادران بویه پس از فتح بغداد از سوی خلیفه لقب معزالدوله گرفت. خلیفه که بغداد را در تسخیر آل بویه می دید چاره ای جز دادن چنین لقب هایی نداشت. تفاوت اساسی حکومت آل بویه با دیگر حکومت های ایرانی در این بود که در تمام دوران خلافت اسلامی، حکام محلی و پادشاهان ایرانی به نوعی دست نشانده خلفا بودند اما در این دوران خلفا دست نشانده آل بویه شدند. آنان بر اوضاع چنان تسلط یافته بودند که خلفا را به میل خود تغییر می دادند.
این قدرت سبب نضج گرفتن آئین شیعی شد که در زمان آل بویه به شکل یک مذهب تمام و کمال ظهور کرد و اصول اعتقادی آن توسط علمای شیعه تدوین شد. اما اختلافات بین شیعه و سنی نیز از همین زمان اوج گرفت. این اختلافات البته کم و بیش به همین شیوه ای که در بغداد امروز دیده می شود، پیش از ظهور آل بویه وجود داشت. در آن زمان سنی ها مساجد شیعیان را ویران می کردند و شعیان علیه صحابه و سنیان بر دیوارها و کوچه های بغداد شعار می نوشتند. دیوار نوشته های شیعیان که سب و دشنام به صحابه را در بر داشت سنیان را به خشم می آورد. معزالدوله دیلمی در اثنای آشوبهای مذهبی ۳۵۱ هجری، نوشتن اعلانهای دیواری را مجاز شمرد. تنها تأکید کرد که این اعلانها باید کمتر گستاخانه باشد یعنی به صحابه ناسزا نگوید. او در واقع به نوعی جانب میانه را گرفت و گفت «خداوند ستمگران به اهل بیت (ع) را از قدیم و جدید لعنت کند».
بنا به برخی نوشته های دیگر، پیش از به قدرت رسیدن آل بویه کشمکش های عقیدتی در بغداد رو به وخامت نهاده بود. به قدرت رسیدن آل بویه نیز بر وخامت اوضاع افزود و نخستین نا آرامی های مذهبی به شکل غارت محله شیعه نشین کرخ از سوی سنیان آغاز شد. این آشوبها تلفات سنگینی بر جا گذاشت و به محله هایی رسید که بخشی از ساکنانش شیعه بودند. این نا آرمی ها ویرانی و آتش سوزی بزرگی را سبب شد و ادامه یافت تا اینکه آتش اختلاف به هر دو سوی دجله رسید. کار چندان بالا گرفت که مهلبّی، وزیر معزالدوله، ناگزیر سپاهیان دیلمی را برای اشغال مراکز نا آرامی گسیل داشت و پاره ای از سران و عوامل ناآرامی را به خوزستان و عمان تبعید کرد.
در عهد معزالدوله در برخوردهایی که در محله شیعه نشین کرخ بغداد رخ داد، اختلافات بین شیعه و سنی تشدید شد. اما معزالدوله با توجه به روحیه تساهل و تسامح خود، سعی در ایجاد محیطی آرام تر داشت. معزالدوله دیلمی با وجود در پیش گرفتن سیاست آشتی، ترویج رسوم شیعی را دنبال می کرد. توجه او به آئین های شیعی سبب شد که برای نخستین بار مراسم یاد بود عاشورای شهادت امام حسین(ع) با عزاداری عمومی در روز دهم محرم ۳۵۲ قمری/۹۶۳ میلادی برگزار شود. به گفته مورخین در آن روز، کاسبکاران بازارها را تعطیل و کسب و کار را متوقف کردند و به عزاداری پرداختند. زنان به گیسوان آشفته، چهره های سیاه کرده و جامه های ژنده به صورت دسته جمعی حرکت می کردند و با حالتی سوگواری بر سر و روی خود می زدند. این نوع سوگواری پراشک و آه برای درگذشتگان از رسوم سنتی دیلمیان بود. آنها همچنین روز عید غدیر خم را با برپا کردن چادرهای آذین بسته و افروختن آتش و نواختن موسیقی و زیارت اماکن مقدس در کاظمین جشن گرفته بودند. این رسوم البته واکنش خشونت آمیز سنیان و ویژه حنبلی ها را برمی انگیخت.

سوگ سیاوش

سیاوش شاهزاده اسطوره ای ایران در بین ایرانیان باستان به تقوا و قداست شهره داشت تا آنجا که برای اثبات عصمت خود از آتش مقدس به سلامت گذشته بود. او پس از آنکه از طرف پدرش کاووس شاه مورد عناد قرار گرفت به جنگ تورانیان فرستاده شد اما برای بازگشت به وطن امین نبود و افراسیاب، شاه توران از این ماجرا بهره گرفت و سیاوش را به جانب خود فراخواند و مورد لطف خویش قرار داد و دختر خود فرنگیس را به زنی او داد و او را به شهریاری ختن منسوب کرد. ولی این مرحمت دیری نپایید و افراسیاب با توطئه برادر خود گرسیوز، به قتل سیاوش فرمان داد و مردی از تورانیان به نام گروی به دستور افراسیاب، سیاوش مظلوم و بی گناه را در دیار غریب سر برید. این مصیبت بر ایرانیان سخت ناگوار آمد و از آن پس سوگ سیاوش را در ایران سمبول وحدت ملی قرار گرفت و در مراسم و مجالس عزا برای مظلومیت او نوحه سرایی معمول گشت.
سوگ سیاوش و یا سیاوشان، نام آیین و نیز اماکنی است که در آن ها سوگ سیاوش برگزار می گردیده است. شواهد فراوانی وجود دارد که در ایران، پس از اسلام عمده مراسم سوگواری تحت تاثیر آئین سوگ سیاوش بوده و آثار آن تا امروز باقی مانده است. اکثر مورخین معتقدند که سمبولهایی که در مراسم سوگ سیاوش رایج بوده بعدها در فرهنگ عزاداری اسلامی- شیعی نیز راه یافته و روح و جنبه اسلامی به خود گرفته است.

مراسم سوگواری ماه محرم

نخل گردانی یکی از آداب مشهور عزداری برای امام سوم شیعیان در ایران است که به طور عمده در شهرهای مرکزی ایران، یزد، نایین، کاشان و برخی روستاهای مناطق کویری برگزار می شود. نخل در واقع اطاق کوچکی است که مقطع عمودی دو طرف آن شبیه یک سرو است و از چوب و دیواره هائی شبکه دار ساخته می شود. برخی از نخل ها بسیار بزرگ هستند. نخل را با انواع پارچه، شال، ترمه می آرایند و در روزهای عزا مخصوصا عاشورا آن را طی آدابی بر دوش می کشند و همراه عزاداران در شهر می گردانند و در پایان مراسم به جای اصلی اش که معمولا تکیه ای است برمی گردانند. شواهدی آشکار و پنهان در نخل گردانی وجود دارد که نشان می دهد ادامه سیاوشان های بسیار کهن است. در بررسی مراسم سیاوشان تصویری بر دیواری از کاخ پنجکند (شهری در تاجیکستان) دیده می شود که سوگواران اتاقی چادر مانند را که پیکر سیاوش و سه تن از عزاداران در آن است، بر دوش می کشند. اتاق دارای پنجره هایی است که پیکر سیاوش و عزاداران از آنها پیداست. شکل شبکه دارنخل و وجود پنجره های کوچک فراوان در آن، یادآور همان اطاق چادر مانند است.
علم های فلزی که در روزهای عزاداری محرم حرکت داده می شود به شکل چلیپاست که در ایران باستان نشانه ای از آیین مهر و چرخ گردون بود. علم بزرگ در واقع از مجسمه های کوچکی تشکیل شده که چندین کیلو وزن دارند. وسط علم شکلی از سرو را می بینیم که نشانه ایران باستان است. مجسمه دیگری که درست زیر نقش سرو به چشم می خورد مجسمه شیری است که شمشیری در دست دارد این نشانه در ایران باستان سمبول قدرت و پیروزی تلقی می شد. یکی از مجسمه ها شکل خروس است که در یاران باستان به آن «ایزد واک» یا ایزد صدا می گفتند. اشکالی که قطره خود را تداعی می کند به خون سیاوش مشهور بوده است. در دسته های عزا داری پشت علم، سنج بزرگی حمل می شود که سنج زن مرتب بر آن می کوبد، در ایران باستان این صدا برای ایجاد صدای رعد و برق و درخواست باران از خداوند بوده است. زنان در مراسم عزاداری عاشورا به شکل نمادین بر صورت خود چنگ می کشند. باستان شناسان بر این باورند که در ایران قدیم، زمین نماد «مادر» است و از چنگ زدن زنان به صورت شان به نشانه شخم زد زمین تعبیر می شد تا زمین در سال آینده بیشتر بارور شده و محصول خوبی بدهد.
در حالیکه روح عزاداری که مربوط به کشته شدن امام حسین(ع) و یاران ایشان است، در همه جا یکی است، اما نحوه عزاداری و نحوه استفاده از چنین سمبولها فرق می کند. مثلا در افغانستان و پاکستان یا در عراق و سوریه، حرکت دسته (راه پیمایی به نشانه عزاداری) معمول و رایج است؛ اما با رسوم و سمبول های متفاوت. شیعیان افغانستان بیشتر از سمبول های مذهبی مخصوص عاشورا استفاده می کنند؛ مثل گهواره علی اصغر، علم ابوالفضل(ع) تابلوهایی از ذوالجناح «اسب امام حسین(ع)» و سمبولهایی از این قبیل. البته در ایران نیز از چنین سمبولهایی استفاده می شود.
عده ای از شیعیان پاکستان در روز عاشورا با کاردهای کوچک به شانه و پشت شان می زنند که به آن قمه زنی می گویند، برخی دیگر از شیعه های پاکستان طی مراسم خاصی از روی آتش می گذرند. حال آنکه شیعیان عراق یا سوریه و دیگر کشورهای عربی آشنایی چندانی بخصوص با سمبولهای ایرانی مراسم عاشورا ندارند.

تغزیه

تغزیه به معنای متعارف، نمایشی است که در آن واقعه کربلا به دست افرادی که هر یک نقشی از شخصیت های اصلی را بر دوش دارند، نشان داده می شود. نوعی نمایش مذهبی و سنتی ایرانی- شیعی است که بیشتر در باره شهادت امام حسین و مصائب اهل بیت است.
در واقع نخستین سوگواری بعد از پیشامد عاشورا از سوی گواهان عینی واقعی کربلا بوده که در سنین کودکی و نوجوانی پس از عاشورا به اسارت رفتند، در واقع از هنگامی که قافله اسرا به طرف شام حرکت نمودند.
برخی پژوهشگران شبیه خوانی و برپایی تعزیه را جهت تماشای عینی واقعه کربلا را به یزید نسبت می دهند که گویا از عاملین واقعه کربلا خواسته بود تا اعمال زشتی را که مرتکب شده اند نمایش دهند.
در زمان پادشاهان آل بویه، شبیه سازی وقایع کربلا و مصائب خاندان پیامبر (ص) در بغداد معمول بود، اما این نمایشها صامت بود. افراد نمایش با پوشش مناسب نقش خود، در معابر، سواره و پیاده ظاهر می شدند و شبیه آنچه را که در کربلا گذشته بود به نمایش می گذاشتند. بعدها تعزیه خوانی همراه با شعر و آواز، که در واقع یک نوع ملودرام بود، معمول گردید. تعزیه به گونه ی امروزی در دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار رونق و رواج یافت. به فرمان او در تهران، تکیه ی دولت با غرفه ها و حجره های متعدد اختصاصی برای شاه و زنان حرم بنا شد و هر ساله در حضور او و درباریان، در دهه محرم، این نمایش آیینی اجرا می شد.
اهمیت موسیقی آوازی در تعزیه چشم گیر است به گونه ای که ایفاگران نقش ها می بایست از دستگاه های موسیقی آگاه باشند تا اگر نقش آنها تغییر یافت، بتوانند در آواز معین بخوانند. در موسیقی تعزیه برای نقش های افراد سخت دل آوازهای متناسب با نقش های آنها انتخاب می شوند مانند شمر که در نوا یا رجز و علی اکبر که دردشتی می خواندند. برای پیش گیری و آمادگی از جابجا شدن نقش ناگهانی، هر کسی باید لحن ها و شعرها دیگر نقش ها را فرا بگیرد. گاهی کسی که نقشی را به شیوه ای بهتر ایفا می نموده و از این رو نام شخصیت اصلی تعزیه، لقبی برای او در زندگی روزمره اش باقی می مانده است.
از آنجا که نه اهل تسنن چنین آئینی دارند و نه جای دیگری جز ایران و شهرهای شیعه نشین عراق (که جزئی از ایران قدیم بوده) رسم عزاداری پیشوایان مذهبی به این شکل گرفته می شود، باید بر رنگ اصیل ایرانی چنین مراسمی تاکیرد کرد و ریشه آن را در آئین ایرانی جست و جو کرد. نخستین مطلب قابل توجه این است که جامه نیلی کردن و سیاه پوشیدن چه در آیین های سوگواری ایرانیان از آئین سوگ سیاوش آمده است. سیاه پوشیدن نه در بین اعراب وجود داشته و نه در بین ایرانیانی که همسایه ما بوده اند. پیامبر اسلام حتی سیاه پوشیدن را نکوهیده است. در مراسم عزاداری برای امام سوم شیعیان، عزاداران آرزو می کنند که کاش همراه او بودند و به آن فیض عظیم می رسیدند و در سرنوشت امام خود شریک باشند. این حس، تازه و ویژه شیعیان نیست؛ وحدت با قهرمان آرزوی دیرینه بشر است و در سیاوشان فراوان به چشم می خورد.
نکته دیگری که در تعزیه قابل توجه است آمدن اسب و شیون و مویه زنان است. در تصویرهائی که از مراسم سوگ سیاوش، به ویژه در آسیای مرکزی داریم، اسب سیاوش را رو به چادر یا نماد چادری است که پیکر سیاوش در آن آرمیده است. در همین حال زنان در حال مویه اند و موهای خود را پریشان می کنند. مطلب دیگر سرودهای سوگ است که در سیاوشان خوانده می شده و شباهت با اشعاری دارد که برای امام سوم شیعیان خوانده می شود. در سوگ سیاوش، نوحه خوان به توصیف قامت، زیبائی، دلیری، اسب و دیگر امتیازات سیاوش می پردازد.

محرم در گیلان

گیلانیان همچون مردم سایر مناطق ایران، آداب و رسوم ویژه ای برای سوگواری حسین بن علی (ع) دارند. مردم سعی می کنند تا در روزهای نهم و دهم محرم، به زادگاه خود بروند و در جمع بستگان و آشنایان خود در مراسم عزاداری شرکت کنند. امامزاده ها، بقعه ها و مکان های مقدس، نقطه تمرکز دسته های عزادار است. روضه خوانها اغلب مداحان محلی هستند که گاه علاوه بر فارسی به زبان های مختلف گیلکی، تالشی و یا آذری نیز مرثیه می خوانند.
آنچه در ذیل آورده می شود برخی مراسم ویژه محرم در مناطق استان گیلان می باشد:

علم واچینی

در سده های گذشته مراسم علم واچینی، مراسم جشن خرمن محسوب می شد. در این روز شرکت کنندگان بهترین لباس خود را می پوشیدند و از محل های مختلف به جایگاه مراسم که وادی بقعه محل بود و اغلب درخت هایی سایه گستر داشت، می رفتند. زمان این جشن در نقاط کوهستانی گیلان پس از درو گندم و جو با به دست آوردن اولین محصول سال و در قسمت جلگه پس از برداشت محصول برنج انجام می گرفت تا دست کشاورزان برای خرج کشی باز باشد. روز برگزاری معمولا جمعه و گاهی دوشنبه بود که متولی(شیخ) بقعه محل با مشورت ریش سفیدان معین می کرد و به مردم محل اطلاع می داد؛ هر بقعه برای خودش ابواب جمعی داشت که کسانی را در برمی گرفت که مرده هایشان را در قبرستان بقعه دفن می کردند و اصطلاحا این افراد را تکیه شریک می گفتند؛ تکیه شریکان به اندازه توانایی مالی خود برای خرج کشی علم واچینی تدارک می دیدند.
صبح روز علم واچینی دسته های گوناگون از محل های مختلف به جایگاه بقعه محل می رفتند. قبل و بعد از ناهار بسیاری به زیارت بقعه می رفتند و نذورات خود را در بقعه قرار می دادند. علم عبارت بود از چوبی که اندازه دور آن تقریبا ۳۰ سامتی متر و به ارتفاع دو متر که در نقاط کوهستانی معمولا از چوب درخت نوج در جلگه از چوب شمشاد تهیه می شد. گاه چند خانواده علم مشترکی داشتند.
خانواده های عزادار، تازه ترین لباس جوان ناکام خود را دور علم می پیچیدند و به آن علم رخت می گفتند. چند جای دور کمر علم را با نوارهای پارچه ای می بستند. این علم ها یادآور عزای خانوادگی بود و گشودن علم رخت در روز علم واچینی نوعی مراسم سالگرد برای جوانمرده ها محسوب می شد. متولی، علم را از درون بقعه به صحن می آورد. خانواد ها و بیشتر تازه داغدیده ها با شیون و فغان دور علم جمعی می شدند، نوحه خوان که اغلب خود متولی بود نوحه خوانی می کرد و مردم،علم در دست، بقعه را طواف می کردند. نوجوانان و کودکان دامداران دست های شاخه نورس و گاهی علف را برای یمن و تبرک به علم می مالیدند. اعتقاد بر این بود که نباید علف متبرک را به زمین بگذارند تا به خانه برند و به دام های خود دهند که از بیماری ها محفوظ باشند.
با توجه به قدمت علم واچینی به پیش از اسلام، نوحه سرایی و ذکر مصیبت این مراسم نیز سابقه ای کهن دارد و از افسانه های سوگ سیاوش نشات گرفته است. با گسترش و نفوذ آیین تشیع به وسیله علویان که خود شرح و بیان ایثار و شهادت مظلومیت امامان شیعه را به همراه داشت و خصوصا حماسه آفرینی شهیدان کربلا که مضمون گفتار شاعران و مناقبان و قوالان قرار گرفت، به تدریج در طی سال های و قرون متوالی مراسم علم واچینی از جشن خرمن به مراسمی مذهبی بدل گردید.
مراسم علم بندی که مقدمه علم واچینی محسوب می شود (یعنی بستن و پیچیدن پارچه ها به دور علم) در هفته اول محرم و در بقاع متبرکه انجام می شود. علم بندی با روشن کردن شمع، نذر و نیاز و حاجت خواهی همراه است. شخصی که نذر و نیتی دارد پارچه سبز رنگی را بر علم می بندد.
علم واچینی در روزی دیگر، معمولا عاشورا و یا سومین روز درگذشت امام حسین(ع)- که البته زمان آن برای بقاع مختلف فرق می کند- با مشارکت مستقیم کسانی که علم را بسته اند و دیگران انجام می گیرد. در این روز کسانی که در فاصله علم بستن و علم واچیدن نذر و نیازشان برآورده شده با قربانی کردن گوسفند و طعام دادن به زایران حضور فعال تری دارند.
پس از باز کردن پارچه های دور علم، چوب علم را در مسجد گذاشته می شود. و علم رخت (پارچه های علم) را در بقچه ای می پیچیدند و درون خمره ای که داخل بقعه و یا مسجد بود جا می دهند و روی آن را می پوشاندند و گاه برای آنکه دستبرد نخورد به خانه متولی برده می شود تا ماه محرم سال آینده، دوباره آن را دور علم ببندند یا به اصطلاح علم بندی کنند.

علم بندی در ماسوله

«علم بندی» یکی از آئین های ماه محرم در ماسوله هست که در آئینه ی زمان شکل گرفته است. اهالی ماسوله به این رسم «طوق بندی» می گویند. برخی مورخان معتقدند که این مراسم در دوره صفویه به شکلی مدون و نظام مند درآمد.
در ماسوله پنج امامزاده وجود دارد: عون ابن علی(ع) (در مرکز ماسوله)، عین علی زین علی (در یک کیلومتری ماسوله)، امامزاده هاشم (در فاصله ۳ کیلومتر دامنه کوه)، امامزاده ابراهیم (در بالای ماسوله).
ماسوله ۶ محله دارد که عبارتند از: مسجد بر، ریحانه بر، خانه بر، کشه سرعلیی، کشه سر سفلی و اسد محله. ناحیه ریحانه بر و مسجد بر را که مجاور همدیگرند به نام مسجد بر و کشه سر علیی و سفلی را نیز به نام کشه سر می شناسند.
محلات اصلی چهارگانه ی ماسوله هر کدام یک علم دارند که شکلی عمودی دارد تا متناسب با ساختار معماری خاصی که ماسوله دارد، بتوان آن را به راحتی در کوچه های باریک و تو در توی ماسوله حرکت دارد. در بالای برخی علمها پنجه ای فلزی که نماد دست بریده ی ابوالفضل است قرار دارد. علم ها در سراسر سال تا روز هفتم محرم، در مساجد محله ها نگهداری می شوند.
محرم در ماسوله از غروب ۲۹ ذی الحجه با مراسم سنج زنی آغاز می گردد. اولین صدای سنج حوالی ساخت ۵ عصر از کوچه های مسجد بر شروع می شود و پس از آن صدای سنجهای محلات خانه بر، کشته سر و اسد محله نیز آغاز می گردد و طنینشان در هم می آمیزد و بدین ترتیب آغاز ماه محرم رسما اعلام می شود.
مراسم علم بندی در روستاهای دیگر فومن نیز انجام می شود اما در ماسوله نظم و جلوه ی بیشتری دارد و استقبال بیشتری از آن می شود، به طوری که در شهرک ۱۰۰۰ نفری ماسوله، ۶۰۰۰ نفر برای این مراسم گرد هم می آیند.
در روز پنجم محرم اعضای هیات عزاداری کشه سر تشتی را که درون آن مقدری آب ریخته شده و روی آن را با پارچه سیاهی پوشانده اند دور مسجد می گردانند و مردم بر حسب وسع خود نذورتی را داخل آن می ریزند که خرج مراسم عزداری و تهیه لباس برای علم می شود.
در روز هفتم ماه محرم، ریش سفیدان هیات های چهار محله ماسوله علم های هیات های عزداری را به بقعه عون ابن علی (ع) می برند. علم ها به وسیله ریش سفیدان محله ها همراه با مشایعت مردم به دست ها اعطا می شوند. علم های محلات، توسط هیأت امنای هر محله با پارچه های سبز رنگ و نمادهایی عاشورایی ملبس می شوند. دست ها به نوبت و اولویت مسجدها (که دسته «مسجد بر» به احترام وجود بقعه، اولین علم را دریافت می کند) جمع می شوند تا علم را دریافت کنند. برای نظم دادن به جمعیت سوگواران و رعایت اولویت در اعطای علم، هیاتی به نام «هیات محرم» وجود دارد که نزدیک مکان اعطای علم مستقر می شود.
بر طبق سنت های گذشته، هر محله چند علمدار از خانواده های قدیمی دارد که وظیفه علمداری، نسل به نسل به آنان رسیده است. آنان نیز بر اساس یک نظام گردشی سالانه در محله خود نوبت خانواده علمدار را مشخص می کنند تا این مشارکت جلوه ی عامتر و مردمی تری به مراسم محرم ببخشد. دسته های عزاداری ماسوله را دور می زنند و با رسیدن به مسجد هر محل،علم درون مسجد گذاشته می شود.
مراسم پایان عاشورا نیز در شب عاشورا با نظمی خاص از ساعت ۲ شب از مسجد بر با حرکت دسته ی عزداری آغاز می گردد. دسته ی خانه بر وقتی حرکت خود را شروع می کند که دسته ی مسجد بر از بام محله خانه بر گذشته باشند و همینطور محله های کشه سر و اسد محله در انتظار دسته ی عزاداری خانه بر و کشه سر می مانند که در پی آنان ماسوله را دور بزنند و شب عاشورا را صبح کنند.
مراسم علم بندی به دلیل اعتقاد مردم ماسوله به متبرک بودن بقعه عون بن محمد همه ساله در کنار این بقعه برگزار می شود. عون بن محمد از یاران سید جمال الدین اشرف از سادات علوی گیلان بود که در قرن سوم هجری در ماسوله درگذشت. او به چوپانی وصیت کرد که پیکرش را در همان جایی که درگذشته بود به خاک بسپارد. چوپانان کهن بر گرد مزار او خانه ساختند و هسته ماسوله را بنا نهادند. پیشترها مراسم تغزیه در ایام محرم در ماسوله برگزار می شد اما با مرگ رضا نعمت زاده آخرین تعزیه گردان ماسوله به فراموشی سپرده شده است.

مراسم محرم در انزلی

در دوازدهمین روز ماه محرم یعنی سومین روز از شهادت امام حسین، در برخی نقاط گیلان از جمله انزلی دسته ای به نام دسته قوم بنی اسد به راره می افتد. بنا به روایات تاریخی، قوم بنی اسد که از اعراب ساکن سواحل فرات بودند، روز سوم عاشورا به محل قتلگاه رفتند و اجساد شهیدان را دفن کردند.
دسته قوم بنی اسد لباسهای بلند سفید می پوشند و برخی بیل و کلنگ بر دوش می گیرند و چنین می نمایند که برای دفن شهیدان کربلا می روند و نوحه هایشان نیز حکایت از همین امر دارد.

مراسم محرم در لاهیجان

۱- کرپ زنی

در این عزاداری که در ایران کم نظیر است، افراد دو قطعه چوب (کرپ) در دست دارند، با وزن مرثیه ی خاصی که مرثیه خوان آن را می خواند آنها را به هم می کوبند و قسمتی از مرثیه را به عنوان جواب خواننده ی مرثیه، تکرار می کنند. کرپ، تکه چوبی استوانه ای است به سنگینی ۴۰۰ تا ۶۰۰ گرم که از میان به دو برابر تقسیم شده و هر پاره تسمه ای چرمی پیکر خود دارد و دست کرپ زن در میان آن قرار می گیرد و کرپ زن می تواند به آسانی آن را بر هم بکوبد.
محمد ابراهیم غبرائی (متخلص به فانی) در سفری که در اواخر قرن ۱۲ شمسی به کربلا داشت، این نوع ویژه ی عزاداری را دریافت و پس از جست و جو درباره ی تاریخچه و فلسفه ی وجودی آن، در بازگشت به شهر خود (لاهیجان)، با توجه به طبع شعری که داشت ریتم های جدیدی برای آن ابداع کرد و مرثیه هایی به زبان فارسی برای آن سرود و آن را در شب دسته ی محله ی شعربافان به اجرا درآورد. در یک نوع آن، عزاداران خم و راست می شوند و کرپ ها را به هم می کوبند و در نوع دیگر هم ایستاده این کار را انجام می دهند.
گفته می شود آن روز که پیکر خونین سیاوش را از توران به ایران می آورند سوگوارانی که در پی او روان بودند سنگ بر هم کوفته و مویه می کردند.
باید توجه شود که در سده های گذشته، عراق از سرزمین های ایران قدیم بود.

۲- چهل منبر

در شب عاشورا پیش از به راه افتادن سوگواران، مراسم چهل منبر در تمامی محله های قدیمی لاهیجان برپاست. در این مراسم، خانه هایی که در طول سال مجالس روضه خوانی داشته اند. منبری را که بر آن روضه خوانده شده است از خانه بیرون آورده و در کنار خانه قرار می دهند و تشتی که تا نیمه از گل انباشته شده بر روی منبر می گذارند و مقداری برنج در کنار تشت در ظرفی دیگر قرار می دهند. با غروب آفتاب، سوگوارانی که نیازی در دل دارند در حالی که ۷۲ شمع و ۷۲ دانه خرما به یاد ۷۲ شهید دشت کربلا در دست دارند از چهل منبر می گذرند. سوگواران در کنار هر منبری که می گذرند شمعی را بر می افروزند و بر گل درون تشت فرو می کنند. سپس دانه ای خرما در کنار تشت می گذارند و چند دانه برنج از کنار تشت برمی دارند و پس از خواندن دعا و بیان خواسته اش به سوی منبر دیگر می روند و از ۴۰ منبر می گذرند. این مراسم در سکوت انجام می شود. عزاداران وقتی به خانه می رسند برنجی را که در چهل منبر گردآورده با برنجی که در خانه دارند آمیخته و فردای آن روز آن را پخته و می خورند با این امید که به خواسته شان دست یابند و به سفره شان برکت داده شود.

۳-لال پله

در شبی ک شمع به دستان از کوچه های تاریک لاهیجان می گذرند زن هایی پیچیده در چادر که تلاش می نمایند کسی آن ها را نشناسد، از کوچه ها می گذرند و خانه های ویژه ای را می جویند که از آشپزخانه هایشان بویی برخاسته از شیرین پلو آمیخته به زعفران می آید. این زنان که بیماری در خانه داشته و یا خواسته ای در دل و یا شکمی گرسنه؛ کفیگیری بر در می کوبند و چون در باز می شود بدون هیچ کلامی دیگ و کفیگیر را به صاحبخانه داده و او مقداری از شیرین پلو ریخته شده را که نثار نام دارد با همان کفگیر در دیگ ریخته و به وی باز می گرداند. زن دارای خواسته این کار را در چهل یا هفتاد و دو خانه انجام می دهد و آنچه را که گرد آورده به خانه برده و با دیگر افراد خانه خورد به این امید که حاجت و خواسته اش برآورده شود. این مراسم لال پله نام دارد زیرا دارنده خواسته و گردآورنده خوراکی در همه زمان هایی که در کوچه ها می گردد تا خوراک گردآورد سخنی نمی گوید. پله هم در زبان گیلکی به معنی برنج پخته است.

۴- برات

با آغاز روز عاشورا، آنگاه که سوگواران آماده می شوند تا سوگ امام حسین(ع) و یارانش را برگزار کنند، بعضی از مردم که خواسته ای در دل دارند در هر نان تیمیجیان که نانی بومی و ساخته شده از برنج است چند دانه خرما قرار داده و دور نان را کلش (ساقه برنج) پیچیده و در میان نزدیکان و همسایگان پخش می کنند تا شاید خواسته شان برآورده شود. مردم لاهیجان این مراسم را برات می نامند.

نیتجه

در این مقاله نقش خاندان آل بویه در مراسم عزاداری ماه محرم بررسی شد. اسطوره شناسی و بررسی سمبول های به کار رفته در مراسم عزاداری ماه محرم نشان می دهد شیعیان ایرانی چگونه با دادن رنگ و بوی مذهبی به رسوم پیشینیان خود به گسترش و زنده نگاه داشتن عقاید و باورهای دینی خود پرداخته اند.
منابع:
۱- مقاله سوگ در روز دهم/ مدیا مصور
http://www.jadidonline.com/story/29012007/fq/ashura
۲- htt://fa.wikipedia.org/wiki
۳- مقاله نشان های در عزداری
http://www.jadidonline.com/story/29012007/fq/signs_alams
۴- ویکی پدیای فارسی
http://fa.wikipedia.org/wiki و http://www.farhangsara.com/fnarration.htm
۵- جشن خرمن یا علم واچینی/ حسن محمودی اطاقوری- مجله گیله وا- شماره ۲۲ و ۳۳- تیر و مرداد ۷۳.
۶- مرکز گردشگری علمی فرهنگی دانشجویان ایران
http://www.istta.ir/shownews.aspx?newsid=513
و خبرگزاری میراث فرهنگی
http://www.chn.ir/News
۷- مقاله ای از میر عماد موسوی در وبلاگ لاهیجان من
http://lahijane-man.blogsky.com/1386/10/26/post-81.
۸- وبلاگ گیلان زیبا
http://www.gilanziba.blogfa.com/post-3aspx-.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: