پنجشنبه - ۱۳۹۸/۱۱/۰۳
صفحه اصلی >> گوناگون >> سینما در 30 نما >> سینما و پدیده ی جنگ ها

سینما و پدیده ی جنگ ها

برای « جنگ » همانند بسیاری از مفاهیم، تعریف های مختلفی بیان شده که هر یک بیان گر نگرش خاصی به جنگ است. بر اساس تعاریف موجود می توان جنگ را هنر سازمان دادن و به کار گرفتن نیروهای مسلح برای انجام مقصود تعریف کرد. (۱)
مواردی چون عشق به قدرت، سودجویی، قدرت طلبی، خودنمایی و نظایر آن، از جمله علل جنگ معرفی شده اند؛ در حالی که این موارد، معلول علت دیگری هستند. در حقیقت، علل اصلی جنگ به ابعاد مادی و روانی انسانی بر می گردد؛ به بیان دیگر، جنگ از درون انسان سرچشمه می گیرد؛ به گونه ای که هرگاه یکی از دو بُعد انسان بر بُعد دیگر وی غلبه کند، آن بُعد غالب، علتِ واقعی جنگ را می سازد.
برای بروز یا ادامه ی جنگ می توان دو دسته علت را برشمرد: علل مادی و علل معنوی. طبق این تقسیم، هر یک از ابزارهای مادی که برای آغاز و یا ادامه ی جنگ به کار می رود، اگر با هدف و انگیزه ی الهی، خدمت به انسانیت و نظایر آن به کار رود، در چارچوب علل معنوی جنگ قرار می گیرد. هم چنین هرگاه جنگ، فقط با انگیزه ها و هدف های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و مانند آن همراه باشد، علل این جنگ، علل مادی به شمار می رود.

الف. علل مادی

۱. علل سیاسی جنگ:

برخی عقیده دارند، هرگاه سیاست، توانایی خود را در حل و فصل اختلافات از دست بدهد، جنگ، آخرین وسیله ای است که برای دست یابی به اهداف سیاسی از آن استفاده می شود. با آن که نمونه هایی از جنگ را می توان برای نظریه ی فوق یافت؛ اما جنگ فقط به دلایل سیاسی انجام نمی شود.

۲. علل اقتصادی جنگ:

تلاش برای دست یابی به امکانات اقتصادی، منابع زیرزمینی، از بین بردن منابع تجاری و گمرکی و مانند آن، از علل اقتصادی جنگ معرفی شده اند؛ برای مثال، عده ای جنگ جهانی اول را ناشی از تلاش کشورهای آلمان و ایتالیا برای دست یابی به بازارهای جهانی مواد خامِ لازم، دانسته اند. (۲) مهم ترین نظریه ای که ریشه ی جنگ را فقط در مؤلفه های اقتصادی جست و جو می کند، تفسیر مارکسیستی از جنگ است. مارکسیست ها از یک سو عقیده دارند تقسیم کار و برقراری اصل مالکیت خصوصی، طبقات مختلفی را در جامعه ی بشری ایجاد کرده است و تا زمانی که این طبقات، باقی باشند، جنگ نیز وجود خواهد داشت. از سوی دیگر، آن ها برای تحقق « کمونیسم جهانی » ، جنگ را لازم می دانند و آن، جنگی است که بین طبقه ی کارگر و طبقه ی سرمایه دار روی خواهد داد. (۳)

۳. علل زیستی جنگ:

این نظریه به چند صورت مطرح شده است:
اول این که جمعیت جهانی در مقایسه با منابع غذایی، از رشد بیشتری برخوردار است. بنابراین برای برقراری تعادل بین این دو، چاره ای جز جنگ نیست.
این نظر نمی تواند درست باشد؛ زیرا بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که مواد غذایی موجود در زمین، برای تغذیه پانصد برابر جمعیت فعلی کافی است. (۴)
دیگر آن که، تلاش برای دست یابی به فضای بیشتر به منظور بهره مندی از امکانات افزون تر، به جنگ منجر می شود. این نظریه که ناشی از افکار برتری طلبی نژادی است، یک دلیل عقلی و منطقی برای شروع جنگ محسوب نمی شود؛ چنان که تعداد کمی از کشورهای جهان مانند آلمان نازی، رژیم صهیونیستی و نژادپرستان سابق افریقای جنوبی به چنین اصلی اعتقاد دارند.

۴. امپریالیسم:

امپریالیسم در برخی موارد به عنوان عامل اصلی برای آغاز جنگ معرفی شده که دو صورت در آن مطرح است:
یک. در سطح داخلی، سرمایه داران برای دست یابی به سود بیش تر، به غارت خشونت آمیز دستمزدها می پردازند.
دو. در سطح خارجی، امپریالیسم برای بهره برداری از مواد اولیه ی ارزان و بازارهای وسیع به جنگ متوسل می شود.

۵. جنگ، عامل ترقی:

این نظریه مربوط به « هراکلیتوس » (۵) دانشمند یونانی است. به اعتقاد وی، جنگ، بذر ترقی را می افشاند؛ اما چنین نظریه ای فقط به یک رویه ی جنگ توجه دارد. در واقع، جنگ دو رویه دارد: یک رویه ی آن، سازندگی و رویه ی دیگر آن بدبختی، فلاکت و کشتار است. (۶)

۶. ریشه های جنگ از نظر سازمان های بین المللی:

در میثاق جامعه ی ملل و هم چنین در منشور سازمان ملل متحد که هر یک بر تأمین صلح و امنیت جهانی تأکید دارند، به عوامل ایجاد جنگ اشاره شده است؛ از جمله ی این عوامل می توان به احترام نگذاشتن به حق حاکمیت ملل دیگر، زیر پاگذاشتن اصل تساوی کشورها، نقض یک طرفه ی قراردادها، آشنا نبودن با حقوق و اعتقادات سایر ملل و نظایر آن اشاره کرد. (۷)

ب. علل معنوی

جنگ در دیدگاه الاهی برای برداشتن عضو فاسدی از پیکره ی اجتماع یا برای نابودی عقایدی که حیات مادی و معنوی انسان های دیگر را تهدید می کند و یا برای نجات تعدادی از انسان های دربند ظلم و ستم صورت می گیرد. جنگ از نظر اسلام برای اموری صورت می گیرد که مورد رضای خداوند است و به همین دلیل، جنگی از نظر اسلام مشروع است که در راه خدا انجام می شود. (۸)
انگیزه ی جنگ در اسلام به طور خلاصه به دو مورد خلاصه می شود:
۱. جنگی که با انگیزه ی ایجاد زمینه ی تکامل انسان ها و ریشه کن کردن فساد در جامعه ی بشری صورت می گیرد. (۹) قرآن در این باره می فرماید:
« اگر خدا برخی مردم را در مقابل بعضی دیگر برنمی انگیخت، فساد، زمین را فرا می گرفت » . (۱۰)
۲. انگیزه ی دیگر از جنگ در اسلام، دفاع است. مسلمانان باید در مقابل عواملی که باعث تهدید آنان از ناحیه ی داخلی و یا خارجی می شود، از خود دفاع کنند. (۱۱) قرآن در این باره می فرماید:
« اگر خدا برخی مردم را در مقابل بعضی دیگر برنمی انگیخت، صومعه ها و دیرها و کنیسه ها و مساجدی که نام خدا درآن بسیار برده می شود، ویران می شود » . (۱۲)
جنگ بر اساس معیارهای مختلف به چند قسم تقسیم می شود؛ برای مثال، جنگ بر اساس هدف، به جنگ های عادلانه و غیر عادلانه؛ بر مبنای مقیاس های جغرافیایی، به جنگ های محلی، منطقه ای، فرامنطقه ای و جهانی؛ با توجه به انضباط و تاکتیک، به جنگ های منظم ( کلاسیک ) و نامنظم ( چریکی ) ؛ بر اساس سطح جغرافیایی، به جنگ های دریایی، هوایی و زمینی؛ بر اساس قلمرو به جنگ های داخلی و خارجی تقسیم می شود. هم چنین جنگ ها بر مبنای نوع ابزار به جنگ های هسته ای وغیر هسته ای قابل تقسیم است.
فیلم های سینمایی و تلویزیونی فراوانی در زمینه ی جنگ ها و مسائل پیرامون آن تا کنون تولید شده است. این آثار در قالب کلیشه های مختلف به این موضوع می پردازند و که در قالب گروه های ذیل دسته بندی می شوند:

یک. نقد جنگ

جنگ طلبی به عنوان یکی از دستاوردهای انسان، همواره از طرف اندیشمندان دینی، سیاسی و اجتماعی نقد شده است و همچون دیگر مقولات در حوزه ی علوم انسانی، جایگاه ویژه ای در بحث و نظر دارد. گروهی از فیلم های سینمایی و تلویزیونی با دغدغه ای مشابه مقوله ی جنگ را به بوته ی نقد می گذارند. این آثار در قالب داستان هایی در دل جنگ های تاریخی یا خیالی، در پی به تصویر کشیدن آسیب ها و آثار جنگ در زمان بروز جنگ یا پس از تمام شدن آن هستند. آثار مرتبط با این موضوع را می توان در چند گروه دسته بندی کرد:
گروه نخست شامل فیلم هایی می شود که آسیب های جنگ را در قالب مشکلات روحی، شخصیتی و روانی سربازان در زمان جنگ به نمایش می گذارد. قربانی اصلی جنگ در این گونه آثار، سربازانی هستند که به واسطه ی اهداف سیاست مداران خود درگیر جنگی شده اند که جز بدبختی و آسیب های شخصیتی و روانی، چیزی برای آنان به جای نمی گذارد. این آثار در قالب به تصویر کشیدن آسیب های وارد شده بر سربازان و نظامیان، در پی نقد جنگ هستند. فیلم « غلاف تمام فلزی » (۱۳) نمونه ی روشنی در این زمینه است. این فیلم در بستر دوران جنگ ویتنام، نقدی بر چگونگی تربیت و برخورد با سربازان در اردوگاه های آموزشی دارد. فرماندهان امریکایی، سربازان را همچون حیواناتی درنده خو، وحشی و مملو از نفرت، روانه ی جنگ می کنند. این نحوه ی تعامل با سربازان، باعث بروز اختلال های عصبی و روانی در میان سربازان می شود که در دوره های آموزشی یا در زمان اعزام به ویتنام نمایان می شود.
علاوه بر این فیلم، آثار دیگری نیز در این زمینه با الگوی مشابه وجود دارد که می توان برای نمونه به فیلم های « اینک آخرالزمان » ، « جوخه » ، (۱۴) « شیرهای جوان » ، (۱۵) « پیام رسان » ، (۱۶) « فورست گامپ » ، (۱۷) « لبنان » (۱۸) و « جونا هکس » (۱۹) اشاره کرد.
گروه دوم از فیلم هایی که در نقد جنگ دسته بندی می شوند، آثاری هستند که تلفات مادی و معنوی انسانی را به عنوان یکی از آسیب های اصلی جنگ به تصویر می کشند. در این گونه آثار، مردم قربانی نزاع سیاسی میان دولت مردان هستند که مهم ترین بخش آسیب های را در تأثیرات منفی روحی و روانی می توان دید. فیلم های « شکوه رفته است » ، (۲۰) « پل » ، (۲۱) « صلیب آهنی » ، (۲۲) « در جبهه ی غرب خبری نیست » ، (۲۳) « خاکسترها و الماس ها » (۲۴) و « کانال » (۲۵) نمونه های شاخصی برای این گروه به شمار می روند.
گروه سوم از آثار منتقد جنگ، هدف لشکرکشی، دخالت های نظامی و جنگ ها را منافعی در پشت پرده می داند. به این توضیح که هدف از ایجاد جنگ، امری سازنده نیست و مقابله ی با جریان شرور، متجاوز یا تروریست بهانه ای برای رسیدن به هدفی دیگر است. این فیلم ها را می توان منتقد کشورهایی همچون امریکا دانست که به بهانه هایی همچون برقراری دموکراسی یا مبارزه با تروریسم به کشورهای دیگر حمله می کنند و آغازگر جنگ اند. فیلم های این گروه، هدف های یاد شده را بهانه برای کسب منفعت های اقتصادی یا سیاسی می دانند که هیچ گاه به طور صریح مطرح نمی شود. فیلم « الماس خون » نمونه ای از این گروه است.
داستان فیلم، جریان حضور نظامی ارتش امریکا در سیرالئون و غرب افریقا را به تصویر می کشد و یکی از مهم ترین علل حضور ارتش در افریقا و ادامه ی جنگ را تجارت الماس می داند. فرماندهان بلندپایه ی ارتش و دلالان امریکایی الماس، نقش مهمی در این جریان دارند. در فیلم های « ارباب جنگ » ، « سه پادشاه » ، « تهاجم » (۲۶) و « منطقه ی نه » (۲۷) نیز اشاره ای مشابه به اهداف پشت پرده ی نظامی امریکا در کشورهای دیگر دیده می شود.
گروه آخر از فیلم های مرتبط با نقد جنگ، شامل آثاری می شود که نحوه ی استفاده ی تجهیزات و ابزار نظامی در حوزه های مختلف مورد نقد قرار می گیرد. در این فیلم ها تلاش بدون حد و مرز نیروهای متخصص ارتشی باعث تهیه ی چیزی می شود که به عنوان یاری دهنده ی سربازان یا به عنوان تجهیزات نظامی، استفاده می شود. این امر باعث بروز آسیب های مختلفی در زمینه های شخصی و اجتماعی برای سربازان و مردم این شکورها می شود. به دیگر سخن حرص جنگ طلبی و دست یابی به تجهیزات جدید و پیشرفته ی نظامی سبب بروز مشکلاتی می شود که در برخی موارد، نسل بشر را تهدید می کند.
در فیلم « مکس پین » (۲۸) ارتش با یک مؤسسه تولید دارو، قراردادی برای تهیه ی داروهای نیروزا برای سربازان منعقد می کند. حاصل این پروژه، داروهایی است که قدرت و تحرک جسمی سربازان را چند برابر افزایش می دهد؛ اما این دارو علاوه بر این تأثیر، توهم زا است و آسیب های تخریبی زیادی بر روح و روان سربازان وارد می کند تا جایی که آنان را به مرز جنون نزدیک می کند.
فیلم « بدل ها » (۲۹) برشی از آینده ی جوامع انسانی را روایت می کند که روبات ها به عنوان بدل انسان ها در تمام فعالیت ها حضور دارند. هر انسان برای خود، روبات بدلی دارد که آن را از منزلش کنترل می کند و کارهای روزمره اش را انجام می دهد. ارتش امریکا برای نابودی نیروهای روباتیک کشورهای دیگر با یک شرکت همکاری می کند تا بتواند اسلحه ای مرگ بار بسازد. حاصل این همکاری به ساخت وسیله ای منجر می شود که انسان ها را همراه روبات بدل شان نابود می کند. گروهی خرابکار در پی استفاده از این ابزار برای نابودی بشرند. الگوی مشابه در آثار مخرب، تجهیزات جدید نظامی در آثاری همچون « طوفان سیاه » ، (۳۰) « دیوانه ها » ، (۳۱) « هالک » (۳۲) و مجموعه فیلم های « نابودگر » (۳۳) نیز دیده می شود.

دو. توجیه جنگ و حضور نظامی

در مقابل فیلم های موضوع پیشین، بخشی از آثار سینمایی و تلویزیونی در پی توجیه و تأیید جنگ ها و لشکرکشی ها برآمده اند. این آثار در قالب داستان های مختلف جنگ ها و دخالت های نظامی کشورهای غربی در کشورهای دیگر را صحیح شمرده و آن را در جهت منافع عمومی انسان ها و به ویژه مردم کشور اشغال شده ارزیابی می کنند. فیلم های مرتبط با این موضوع برای اقناع عمومی نقش مهمی ایفا می کنند و به نحوی زمینه ساز اقدامات نظامی در کشورهای هدف به شمار می روند.
گروه نخست از این فیلم ها آثاری هستند که داستان خود را در بستر جریان های معاصر روایت می کنند. به این توضیح که یکی از جنگ های دوران بشری، دست مایه ی اصلی داستان قرار می گیرد و فیلم در این بستر با داستان خود در پی توجیه و ارائه دلایل قابل قبول برای یک طرف این جنگ است. برای نمونه، فیلم « اشک های خورشید » (۳۴) داستان گروهی از نظام های امریکایی را نشان می دهد که برای نجات عده ای از پزشکان در نیجریه به نقطه ای در جنگل می روند. طی این ماجرا، گروه نظامی ها تصمیم می گیرند علاوه بر پزشک مورد نظر، مردم بومی را نیز نجات دهند و برای این هدف، فداکاری می کنند و برخی از آنان کشته می شوند.
جنگ سالاری به نام « محمد فرح عیدید » در فیلم « سقوط بلک هاک » (۳۵) تلاش های سازمان ملل برای برقراری نظم در کشور سومالی را بی فایده کرده است. گروهی از نظامیان امریکایی در عملیاتی قصد دارند با دستگیری گروه های مرتبط با این فرد، به روند ایجاد صلح و آرامش در این کشور یاری برسانند. در این عملیات، تعدادی از سربازان امریکا کشته می شوند و نبرد سختی میان آن ها و افراد سومالیایی در می گیرد. مظلومیت نظامیان امریکا در این فیلم، وضوح بسیار زیادی دارد و مردم سومالیا به جای تقدیر از آنان همچون انسان های وحشی به آنان حمله می کنند. این فیلم اثر تبلیغاتی روشنی برای اقدامات نظامیِ برون مرزی امریکا به شمار می رود. مضمون یاد شده در این دو فیلم را می توان در آثاری همچون « قفسه ی درد » ، دو قسمت « تفنگدار دریایی » (۳۶) و « آسمان و زمین » نیز مشاهده کرد.
گروه دوم از آثاری که به توجیه جنگ ها می پردازند، فیلم هایی هستند که نظامیان و ارتش یک کشور را تنها عامل دفاعی مقابل رخدادهای طبیعی و فراطبیعی می دانند. به همین علت، جنگ های آنان علیه کشورهای دیگر مشروع شمرده می شود و جنگ ها عامل رشد و پیشرفت برای مقابله با حوادث یاد شده عنوان می شود. در فیلم « آرمگدون » شهاب سنگ غول پیکری در مسیر برخورد با زمین قرار گرفته است و گروهی از دانشمندان، نظامیان و حفاران امریکا برای جلوگیری از برخورد آن با زمین، عازم فضا می شوند. نکته ی مرتبط با این بخش نوشتار، آن است که در فیلم، رئیس جمهور امریکا در سخنرانی خود برای مردم جهان، جنگ های کشورش با کشورهای دیگر را یکی از عوامل قدرت مند شدن این کشور برای مقابله با اتفاقاتی همچون شهاب سنگ می داند.
فیلم « آغاز یا پایان » (۳۷) امریکا را بهترین کشور برای داشتن فناوری بمب اتمی و کنترل آن می داند. فیلم در خلال داستان خود در پی بیان این نکته است که این کشور به علت صلح طلبی و گسترش صلح جهانی آزمایش های اتمی انجام می دهد و برای رسیدن به هدف صلح آمیز خود چاره ای جز انباشت سلاح های هسته ای ندارد.
گروه دیگری که با این موضوع مرتبط است فیلم هایی را شامل می شود که روایت داستان قهرمانان جنگ و سربازان فداکار ارتش است. در این فیلم ها بر خلاف آثاری که آسیب های مخرب جنگ بر سربازان را نشان می دهند، جنگ، عامل تقویت و رشد استعدادهای افراد است. سربازان در این گونه آثار به واسطه ی احساس وظیفه و فداکاری برای انسان های دیگر به جنگ آمده اند و در طرف دیگر؛ ارتش و نظام سیاسی آنان نیز قدردان زحمات و تلاش های آنان است.
نمونه ی روشن برای این الگو فیلم « نجات سرباز رایان » (۳۸) است. در این فیلم، وزارت جنگ، گروهی را مأمور می کند تا آخرین پسر بازمانده ی خانواده ای را به عقب برگردانند که سه برادرش را در جنگ از دست داده است. زمانی که گروه با مشقت بسیار این سرباز را می یابد، او حاضر به بازگشت نیست و همراه دیگران تا پای جان برای حفظ موقعیت شان تلاش می کند.
در فیلم « قفسه ی درد » امریکایی ها برای نجات مردم عراق به این کشور رفته اند و جان سربازان بارها برای نجات مردم به خطر می افتد. در فیلم، تحصیل کرده های عراقی، آمدن امریکایی ها به این کشور را مبارک می دانند؛ برای نمونه « پرفسور نوید » به عنوان یک فرد دانشگاهی، سرباز خنثی کننده ی بمب را که بدون اجازه داخل خانه ی او شده، مهمان می خواند که این امر سبب تعجب این سرباز می شود. شخصیت اصلی که فرمانده گروه خنثی کننده است، در کشور خود و همراه خانواده اش فردی ناتوان و ناموفق است؛ ولی همین فرد، قهرمانی شجاع و متخصص برای جنگ است که به نوعی معتاد جنگ است.
شخصیت اصلی داستان در فیلم « جان عزیز » دائماً به صورت داوطلب همراه ارتش امریکا اعزام می شود و هیچ نارضایتی میان سربازان وجود ندارد. تمام سربازان دسته ای که « جان » در آن حضور دارد، داوطلب اعزام بعدی ارتش اند.
لازم است که بدانیم تنها زمانی می توان جنگ را موجه و مقبول دانست که دلیل و هدفی موجه داشته باشد. پیش از این درباره علل بروز یا ادامه ی جنگ ها مطالبی آمد و از میان آن ها تنها می توان جنگ های برای مقابله و حفظ شئون دینی و انسانی را قابل قبول شمرد. اگر هر کشور بر مبنای ایدئولوژی خود به دنبال ایجاد جنگ و حمله به کشورهای دیگر باشد، نتیجه ی این رویکرد ایجاد هرج و مرج و از میان رفتن اولیات انسانی خواهد بود. در مجموع با توجه به این اشاره ی کوتاه، می توان گفت که شاخصه های یاد شده در فیلم های مرتبط با این موضوع برای قبول و توجیه یک جنگ و دخالت نظامی کافی نیست؛ بلکه برای سنجش یک رویداد نظامی باید اهداف شروع کننده و ادامه دهنده، بازبینی شود قرار گیرد که در این فیلم ها معمولاً مورد نظر واقع نمی شود؛ برای نمونه در فیلم « قفسه ی درد » که یک اثر تبلیغاتی برای ارتش و نظام سیاسی حاکم بر امریکا است، هیچ گاه از هدف حمله ی نظامی به عراق، ظلم های روا شده بر مردم، اشغال گری و تضییع حقوق انسان ها سخنی به میان نمی آید. این در حالی است که سؤالات و مسائل فراوانی درباره این جنگ و چرایی ادامه ی آن در داخل و خارج از امریکا مطرح است که هیچ پاسخ روشنی برای آن بیان نشده است.

سه. جنگ هسته ای

به عقیده ی نویسنده ی امریکایی کتاب « دام سلاح هسته ای و راهی برای گریز از آن » ، نظامیان و دولت مردان امریکایی فکر می کردند شوروی با در اختیار داشتن « هارتلند ( قلب زمین ) » به راحتی می تواند به اروپای غربی متحد امریکا حمله کند. بنابراین تنها راهی که بتوان جلوی پیشروی شوروی را سد کرد، توسعه ی سلاح های هسته ای است؛ زیرا به شوروی به علت دارا بودن سربازان بی شمار، عمق استراتژیک و مهم تر از آن، یخبندان همیشگی اقیانوس منجمد شمالی، از طریق زمین و دریا نمی توان حمله کرد. (۳۹)
واقعیت آن است که سخن درباره ی ابعاد مختلف جنگ هسته ای به کمک تصورات ذهنی، صورت می گیرد؛ زیرا پس از بمباران اتمی ژاپن، در هیچ یک از میدان های جنگ از سلاح های اتمی استفاده نشده است؛ زیرا در کنار پیشرفت های کمی و کیفی سلاح های هسته ای، محدودیت های جدی ( مانند وحشت از طرف مقابل ) در زمینه ی تولید، انبارسازی و به کارگیری آن وضع شد. در دوران جنگ سرد در سال ۱۹۶۸ م معاهده ای با عنوان « پیمان نامه ی منع گسترش سلاح های هسته ای » (۴۰) یا « ان پی تی » (۴۱) به صورت محدود بین چند کشور جهان منعقد شده و با فروپاشی شوروی، روند مسابقه ی تسلیحات رو به کاهش گذاشته است.
اما هم چنان می توان نسل بشر را در معرض خطر جنگ هسته ای دانست. اکنون سؤال اصلی این است که در صورت وقوع یک جنگ هسته ای، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ « جان فاستر الس » (۴۲) وزیر امور خارجه امریکا ( از ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۹ م ) در سال ۱۹۵۰ م برآورد کرده بود که در روزهای نخستینِ یک جنگ هسته ای، هفتاد و دو میلیون کشته و بیست میلیون مجروح بر جای خواهد ماند. (۴۳)
پس از گسترش آزمایش های هسته ای در سراسر جهان و وقوع بمباران هسته ای در ژاپن، بسیاری از آثار سینمایی و تلویزیونی، جنگ های هسته ای احتمالی را در جهان، دست مایه ی داستان خود قرار دادند. گروهی از این آثار، از جنگ هسته ای قریب الوقوعی خبر می دهند که به سبب آن، کره ی زمین به نابودی مطلق کشیده می شود و هیچ راه مقابله ای برای جلوگیری از این حادثه وجود ندارد. فیلم های « پنج » (۴۴) و « دنیا، جسم و شیطان » (۴۵) نمونه هایی برای این گروه به شمار می روند.
گروه دوم از آثاری که در پی هشدار به آزمایش های هسته ای و بروز جنگ هسته ای است شامل فیلم هایی می شود که در قالبی نمادین، پسماندهای آزمایش های هسته ای و جنگ های هسته ای، باعث به وجود آمدن هیولایی می شود که معمولاً با تکامل دفعی یکی از موجودات زمینی صورت می گیرد. این هیولا به انسان ها حمله می کند و نسل انسان را در معرض نابودی کامل قرار می دهد. در مجموعه فیلم های « گودزیلا » که بیش از بیست و هشت قسمت از آن تا کنون، نمایش داده شده، آزمایش ها و بمب های هسته ای، باعث جهش ژنتیکی حیوانات و به وجود آمدن هیولاهای باستانی پیش از تاریخ می شود.
این موجود افسانه ای، نوعی خشم طبیعت و نتایج ناگوار مخرب انرژی هسته ای به شمار می رود. فیلم های مربوط به این هیولا که ساخت ژاپن است، به نوعی تداعی کننده ی واقعه ای است که در جریان ناکازاکی و هیروشیما برای ژاپن رخ داد و تلفات ناشی از حمله ی گودزیلا، یادآور گذشته ی هولناک اتمی در این کشور است. گودزیلا معلول استفاده ی نادرست از انرژی هسته ای است، همان چیزی که بخش عمده ای از هراس آخرالزمانی مردم آسیب دیده ی ژاپن را تشکیل می دهد. شاید استقبال کم سابقه از این فیلم و تولید آثار متعدد در ژاپن به همین دلیل باشد. تنها یک قسمت از این مجموعه، محصول مشترک ژاپن و امریکا در سال ۱۹۹۸ م است که واقعه ی فیلم در امریکا رخ می دهد؛ اما تمام نسخه های دیگر، همگی در ژاپن ساخته شده و حمله ی هیولاهای باستانی از ژاپن آغاز می شود.
افزون بر این مجموعه فیلم، آثاری همچون « در ساحل » ، « زنان اسیر » ، (۴۶) « هیولایی از عمق بیست هزار فاتومی » ، (۴۷) « فرانکشتاین دنیا را تسخیر می کند » ، (۴۸) « مردی که به طرز باورنکردنی کوچک می شد » ، (۴۹) « موشک به امریکا حمله می کند » ، (۵۰) مجموعه فیلم های « گامرا » ، « چنگال جزیره » (۵۱) و « بچه ها » (۵۲) نیز با این موضوع مرتبط اند و خطر آزمایش های بی رویه ی هسته ای غرب و شرق و بمب های هسته ای را هشدار می دهند.

چهار. جنگ روانی

جنگ روانی عبارت است از مجموع اقدامات یک کشور برای اثرگذاری و نفوذ بر عقاید و رفتار دولت ها و مردم خارجی در جهت مطلوب که با ابزارهایی غیر از ابزار نظامی، سیاسی و اقتصادی یعنی با ابزار تبلیغاتی انجام می شود. (۵۳) جنگ روانی می تواند کاربرد داخلی هم داشته باشد که در این حالت، شامل حمله های شدید تبلیغاتی دو گروه داخلی نسبت به یکدیگر می شود. این تبلیغات برای ایجاد نگرش دلخواه در مردم صورت می گیرد.
همان گونه که از تعریف جنگ روانی مشخص است، هدف اصلی در جنگ روانی، تضعیف و انحراف افکار عمومی برای تحمیل اراده بر آن ها است؛ چه این افکار عمومی حق باشد یا ناحق؛ زیرا در این صورت بدون به کار بردن ابزار نظامی، سیاسی و اقتصادی که صرف هزینه های بالایی را می طلبند، دشمن، آماده تسلیم می شود. برای دست یابی به این هدف، در ابتدا اطلاعات لازم و دقیق جمع آوری می شود؛ سپس این اطلاعات به وسیله ی ابزارهای جنگ روانی به کار گرفته می شود و در نهایت، میزان تأثیر جنگ روانی بر دشمن به منظور تقویت نقاط قوت و کاهش نقایص، ارزیابی می شود. درباره چیستی، چگونگی و ابزار جنگ روانی در بخش های پیشین مطالبی آمد، آن چه در این بخش به بررسی نیاز دارد، مقوله ی جنگ روانی در فیلم های سینمایی و تلویزیونی است.
تأثیر رسانه ها در جریان سیاسی معاصر، امری انکارناپذیر است. فیلم « سرآغاز » (۵۴) تئوری جنگ روانی و قدرت نرم را به تصویر می کشد. در فیلم، گروهی به روشی دست یافته اند که از طریق آن با ورود به ذهن افراد، اطلاعات آنان را تغییر می دهند و داده های جدیدی جایگزین می کنند. فیلم های مرتبط با این بخش در دو گروه به این موضوع می پردازند. گروه نخست، آثاری هستند که اهمیت رسانه ها، میزان بالای مخاطب و برخی از سوء استفاده های رسانه ای را در دوران معاصر به تصویر می کشند. فیلم « شبکه ی اجتماعی » (۵۵) روایت داستان چگونگی راه اندازی شبکه ی اجتماعی « فیس بوک » (۵۶) است. فیلم، چگونگی جذب افراد را به این رسانه نشان می دهد؛ اما نکته ای که در فیلم هیچ گاه بررسی نمی شود، قابلیت سیاسی و جاسوسی این پایگاه اینترنتی است. « جولین آسانژ » (۵۷) سردبیر و یکی از بنیان گذاران پایگاه اینترنتی « ویکی لیکس » (۵۸) می گوید:
« فیس بوک، تنفرآمیزترین ابزار جاسوسی است که تا کنون ایجاد شده است. هر کس که نام و مشخصات دوستان خود را به شبکه ی اجتماعی فیس بوک اضافه می کند، باید بداند که به شکل رایگان در خدمت دستگاه های اطلاعاتی امریکا است و این گنجینه ی اطلاعاتی را برای آن ها تکمیل می کند » . (۵۹)
به گفته وی، فیس بوک یک گنجینه ی اطلاعاتی بسیار بزرگ از نام و پیشینه ی افراد است که کاربران، آن را به شکل داوطلبانه در اختیار این شبکه ی اجتماعی قرار می دهند؛ ولی دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی امریکا از این ابزار بهره برداری می کنند. دسترسی این دستگاه های امنیتی به اطلاعات ذخیره شده در فیس بوک، آن را به یک ابزار خطرناک بدل کرده است. (۶۰)
فیلم « محرم راز » شیادی ها و سوء استفاده های شبکه ها و روزنامه های امریکا را در زمینه های مختلف سیاسی و اقتصادی به تصویر می کشد. این رسانه ها فقط منافع خود را دنبال می کنند و تا وقتی اجباری قانونی در میان نباشد، به هیچ وجه برای انتشار حقیقت گام بر نمی دارند. این رسانه ها حتی با کارمندانی که دنبال حقیقت باشند مقابله می کنند. این فیلم در کنار نشان دادن فساد موجود در دستگاه رسانه ای غرب، اهمیت این ابزار را در زمینه های مختلف سیاسی به تصویر می کشد.
سه گانه ی « دختری با خالکوبی اژدها » (۶۱) روایت مشکلات زنان در جامعه ی اروپایی است؛ اما داستان دیگری نیز به صورت موازی همراه این جریان بیان می شود. در این مجموعه، مجله ای معتبر، با عنوان یکی از رسانه های جنجالی، به دنبال افشا کردن حقایقی از پشت پرده ی فساد سیاسی و اقتصادی برخی افراد است. اهمیت رسانه ی مکتوبِ این مؤسسه، زمانی روشن می شود که برای جلوگیری از فعالیت های آنان، گروه تبه کار به قتل و ترور روی می آورد و در نهایت با پیروزی مجله، بنای جریان های فاسد سیاسی و اقتصادی از بین می رود.
فیلم « نمایش ترومن » (۶۲) سلطه ی رسانه بر انسان ها را به نمایش می گذارد. شخصیت اصلی داستان، بازیچه ی یک غول رسانه ای است و تهیه کننده ای در این مجموعه، تمام زندگی او را از زمان تولد را در شبکه ی تلویزیونی پخش می کند. دنیای خیالی ترومن زاییده ی رسانه ای است که تمام شئون و رفتار وی را در نظر دارد.
در فیلم هایی همچون « مسابقه ی مرگ » (۶۳) و « میدان » (۶۴) اهمیت رسانه های تصویری در قالب رسانه های خصوصی و غیر قانونی دیده می شود. این رسانه ها اقدام به برگزاری غیر قانونی مسابقات بسیار خشن و مرگ بار می کنند. سپس تصویر تدوین شده را در قالب شبکه ی ویدئویی اینترنتی پخش می کنند. استقبال مخاطبان از این شبکه ها بسیار زیاد است. همین امر، اهمیت رسانه ها در دوران معاصر و محتوای آن ها را گوشزد می کند.
فیلم هایی همچون « اِد وود » (۶۵) و « دلبرهای امریکا » (۶۶) به مناسبات موجود در هالیوود می پردازند. تعامل سازندگان با یکدیگر، چگونگی روند تولید و جهت دهی های شرکت های فیلم سازی، جریانی بیمار را در صنعت، سینما نشان می دهد. روشن است که این صنعت یکی از مهم ترین جایگاه ها را در رسانه های جهان دارد و این دلیل اهمیت این رسانه است.
گروه دوم شامل آثاری است که استفاده از رسانه ها را در عرصه های سیاست داخلی و بین الملل به تصویر می کشند. « سگ را بجنبان » (۶۷) نمونه ای بارز برای این گروه است. در این فیلم رئیس جمهور امریکا به این علت که در اذهان عمومی به فساد اخلاقی متهم شده است، موقعیت خود را در آستانه ی انتخابات از دست رفته می بیند. حاصل نظر مشاوران، ابداع جنگ جعلی با آلبانی است. از طریق ساخت فیلمی جعلی وانتشار گسترده در رسانه ها اذهان عمومی از جریان فساد منحرف می شود و رئیس جمهور، محبوبیت خود را باز می یابد.
فیلم « همه ی مردان رئیس جمهور » (۶۸) داستان دو جوان روزنامه نگار است که باعث افشای رسوایی « ریچارد نیکسون » (۶۹) رئیس جمهور سابق امریکا می شوند. داستان این فیلم را بر اساس ماجرایی واقعی نوشته اند: ماجرایی که در ۱۷ ژوئن ۱۹۷۲ م در دوره ی ریاست جمهوری نیکسون از ستاد فرماندهی دموکرات ها در واشنگتن با دستگیری پنج سارق با وسایل مدرن استراق سمع آغاز می شود و با ورود دو روزنامه نگار، وارد مرحله ی جدیدی می شود. فیلم مربوط به رسوایی واترگیت (۷۰) است که میان سال های ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۵ م روی داد و به استیضاح و سپس کناره گیری نیکسون منجر شد. فیلم نشان از این مطلب دارد که گاهی قدرت قلم و رسانه ها بیش از قدرت تقلب و کارشکنیِ بالاترین مقام سیاسی است.
فیلم « بازی منصفانه » (۷۱) نیز بر اساس داستانی واقعی است. دولت بوش تصمیم می گیرد به عراق حمله کند، در نتیجه به دلیلی برای اثبات لزوم چنین عملیاتی نیاز دارد. گزارشی دریافت می شود که نیجریه اقدام به فروش اورانیوم به صدام کرده است. سفیر سابق امریکا در نیجریه به آن جا فرستاده می شود تا حقیقت را بررسی کند و می فهمد خبر دروغ است؛ اما بوش به گزارش او توجهی نمی کند و با استناد به مواردی از همین دست به عراق حمله می کند. سفیر برای افشای این جریان، گزارشی در « نیویورک تایمز » (۷۲) منتشر و ماجرا را آشکار می کند. در این راه، همسرش که مامور اف . بی. آی. است به وی کمک می کند. در فیلم، مقابله با دروغ دولت بوش از طریق رسانه ها صورت می گیرد. برای مقابله با این جریان، دولت مردان کاخ سفید از طریق رسانه ها به افشای نام همسر سفیر به عنوان مأمور اف. بی. آی. باعث اخراج وی می شوند و هم چنین می کوشند در رسانه ها با انتشار اخبار دروغ، این زوج را بدنام سازند. فیلم، استفاده از رسانه ها را برای پیش برد اهداف سیاسی در هر دو طرف ماجرا نشان می دهد.
مبارزات انتخاباتی و فعالیت های رسانه ای، مهم ترین دست مایه ی فیلم « نیمه ی ماه مارس » (۷۳) است. استفاده از رسانه ها برای مقابله با رقیب انتخاباتی و افشا کردن اسرار طرف مقابل، یکی از نکاتی است که فیلم برای نشان دادن اهمیت و کارکرد رسانه ها در انتخابات از آن بهره می گیرد.
نکته ی پایانی این که نقطه ی مشترک تمام فیلم های مرتبط با موضوع جنگ روانی، نشانی بر کارکرد رسانه ها به ویژه رسانه های تصویری دارند که خود فیلم ها بخشی از این پازل به شمار می روند. توجه به مضمون برآمده از فرم و محتوای فیلم ها نشان می دهد که بسیاری از فیلم های سینمایی و تلویزیونی نکاتی را به مخاطب انتقال می دهند.

پی‌نوشت‌ها:

۱- نخجوان، احمد، جنگ، صص ۱۹-۳۵ .
۲- تافلر، آلوین؛ تافلر، هایدی، جنگ و ضد جنگ، ص ۱۱ .
۳- عمید زنجانی، عباسعلی، بازشناسی جنبه های تجاوز و دفاع، ص ۲۰۲ .
۴- الهی، همایون، امپریالیسم و عقب ماندگی، ص ۵۸ .
۵- Heraclitus
۶- عمید زنجانی، عباسعلی، بازشناسی جنبه های تجاوز و دفاع، ص ۵۹ .
۷- مسائلی، محمود، ارفعی، عالیه، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ص ۴۶ .
۸- ر.ک: مطهری، مرتضی، حماسه ی حسینی، صص ۵۰-۵۲ .
۹- عمید زنجانی، عباسعلی، بازشناسی جنبه های تجاوز و دفاع، ص ۲۰۵ .
۱۰- بقره، آیه ۲۵۱ .
۱۱- خمینی، سیدروح الله، کشف الاسرار، ص ۲۴۴ .
۱۲- حج، آیه ۴۰ .
۱۳- Full Metal Jacket
۱۴- Platoon
۱۵- The Young Lions
۱۶- The Messenger
۱۷- Forrest Gump
۱۸- Lebanon
۱۹- Jonah Hex
۲۰- Grace Is Gone
۲۱- The Bridge
۲۲- Cross of Iron
۲۳- All Quiet on the Western Front
۲۴- Ashes and Diamonds
۲۵- Kanal
۲۶- The Invasion
۲۷- District 9
۲۸- Max Payne
۲۹- Surrogates
۳۰- Dark Storm
۳۱- The Crazies
۳۲- Hulk
۳۳- The Terminator
۳۴- Tears of the Sun
۳۵- Black Hawk Down
۳۶- The Marine
۳۷- The Beginning or the End
۳۸- Saving Private Ryan
۳۹- والترز، رابرت، دام سلاح هسته ای و راهی برای گریز از آن، صص ۳-۱۱ .
۴۰- Nuclear Non-Proliferation Treaty
۴۱- NPT
۴۲- John Foster Dulles
۴۳- ر.ک: راسل، برتراند، جنگ هسته ای، ص ۳۲ .
۴۴- Five
۴۵- The World, the Flesh and the Devil
۴۶- Captive Women
۴۷- The Beast from 20,000 Fathoms
۴۸- Frankenstein Conquers the World
۴۹- The Incredible Shrinking Man
۵۰- Rocket Attack U.S.A.
۵۱- Island Claws
۵۲- The Children
۵۳- داقرتی، ویلیام، جنگ روانی، ص ۴۱ .
۵۴-Inception
۵۵- The Social Network
۵۶- Facebook
۵۷- Julian Assange
۵۸- WikiLeaks
۵۹- Reisinger, Don, Assange: Facebook is an ’appalling spy machine’, CNET site, (3/5/2011).
۶۰- Reisinger, Don, Assange: Facebook is an ‘appalling spy machine’, CNET site, (3/5/2011).
۶۱- The Girl with the Dragon Tattoo, The Girl Who Played with Fire, The Girl Who Kicked the Hornet’s Nest.
۶۲- The Truman Show
۶۳- Death Race
۶۴- Arena
۶۵- Ed Wood
۶۶- America’s Sweethearts
۶۷- Wag the Dog
۶۸- All the President’s Men
۶۹- Richard Nixon
۷۰- هتلی که در شهر واشنگتن ایالات متحده امریکا واقع است.
۷۱- Fair Game
۷۲- The New York Times
۷۳- The Ides of March

منبع مقاله :
امین خندقی، جواد؛ (۱۳۹۱)، سینمای سیاسی، سیاست سینمایی، قم: ولاء منتظر(عج)، چاپ اول

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: