سه شنبه - ۱۳۹۷/۰۷/۲۴
صفحه اصلی >> گوناگون >> تازه های نشر >> عذاب وجدان‌های زنی که فکر می‌کرد می‌توانست جلوی یک قتل را بگیرد

عذاب وجدان‌های زنی که فکر می‌کرد می‌توانست جلوی یک قتل را بگیرد

«فروپاشی» که دومین اثر بی.اس.پاریس است، داستانی مرموز و معمایی دارد. رمان ماجرای زنی به نام «کساندرا» را روایت می‌کند که در یکی از شب‌ها ماشینی را در جنگل می‌بیند که زنی کشته شده در آن قرار دارد و از آن شب آرام و قرار ندارد و  فکر این جنایت از سرش بیرون نمی‌رود. کساندرا  حتی نمی‌تواند موضوع را با همسرش در میان بگذارد، چون اگر همسرش بفهمد قولش را شکسته و از آن جاده به خانه آمده، عصبانی می‌شود. او از آن شب، مسائل ریز و درشتی مختلفی مثل محل پارک ماشینش، این که دارویش را خورده یا نه، رمز دزدگیر و … را فراموش می‌کند اما زنی است که شاید می‌توانست نجاتش بدهد از جلوی چشمش دور نمی‌شود و عذاب وجدان رهایش نمی‌کند.

در بخش‌هایی از داستان می‌خوانیم:

«باد شدید از میان درخت‌ها داره ماشین کوچکم رو از جا می‌کنه و در حالی که دارم سعی می‌کنم ماشین رو ثابت تو جاده نگه دارم، به سراشیبی می‌رسم. برای چند لحظه وحشتناک چرخ‌ها از زمین جدا می‌شن و قلبم میاد تو دهنم و حس ترن هوایی بهم دست می‌ده. آب از کنار ماشین مثل آبشاری روی شیشه جلو سرایز می‌شه و دید من رو برای یک لحظه کاملاً کور می‌کنه.

درحالی که ماشین داره تو گودال آب گیر می‌کنه فریاد می‌زنم: «نه»»

پشت جلد کتاب نیز آمده است:

«فروپاشی یک روایت معمولی نیست. هر کلمه از کتابی که در دست دارید رنگ و بوی ترس، وهم و تردید دارد. روایتی که راوی‌اش قابل اعتماد نیست، روایتی که هر لحظه تمام اتفاقات قبلی رنگ عوض کرده و تردید را همراه همیشگی مخاطب خود می‌سازد. لحظه به لجظه با شخصیت‌های داستان شاهد سیر فروپاشی خواهید بود. آیا آنچه در لحظه اتفاق می‌افتد حقیقت دارد یا زاننده توهمات کساندرا، شخصیت اصلی داستان است؟ اگر نتوانید به خود اعتماد کنید به چه کسی می‌توانید؟

رمان «فروپاشی» نوشته بی.اس.پاریس با ترجمه شیرین شکرالهی  در ۳۹۵ صفحه و به قیمت ۳۵۰۰۰ تومان توسط نشر چترنگ منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: