چهارشنبه - ۱۳۹۷/۰۷/۲۵
صفحه اصلی >> گوناگون >> سینما در 30 نما >> آخرالزمانٍ هیولایی در سینما

آخرالزمانٍ هیولایی در سینما

ظهور و هجوم هیولاهای باستانی یا پیشرفته به انسان ها در آخرالزمان، عاملی است که فیلم های بسیاری را به خود اختصاص داده است. هیولاهایی که سال ها در دل خاک و افسانه ها خفته اند، در آخرالزمان، برمی خیزند و به انسان ها حمله می کنند و بدین ترتیب،‌ نبردی بزرگ میان هیولا و نسل انسان درمی گیرد.
هجوم این موجودات در برخی فیلم ها معلول دخالت های انسانی در طبیعت و یا انجام آزمایش هایی است که در نهایت، به ایجاد هیولایی هولناک منجر می شود. این گونه فیلم ها را باید در آخرالزمان انسانی جای داد؛ زیرا انسان، عامل اصلی به وجود آمدن هیولا است و به صورتی نمادین نتایج اسف بار یک کنش نامطلوب انسانی را نشان می دهد.
در برخی از این فیلم ها جدال هیولاها با یکدیگر، نابودی جهان یا تلفات انسانی را به همراه دارد. برخی از این هیولاها به عنوان نمادی از « مادر طبیعت » در افسانه های ملل مختلف، از انسان در برابر تهدیدها و خطرات آخرالزمانی حمایت می کنند. نمونه های این دسته از فیلم ها را در دو بخش مرور خواهیم کرد.

الف. هجوم هیولا به دلیل عامل غیرانسانی

در این نوع حادثه ی آخرالزمانی، هیولا مدت ها است در جایگاه خود بدون فعالیت زیست می کرده است. فعال شدن دوباره ی این موجودات یا پیدایی آن ها به سبب عاملی غیرانسانی است. موجود برخاسته در مواجهه با انسان قرار می گیرد و به حسب طبیعت غریزی خود به آن ها حمله می کند و نبرد آغاز می شود.
در فیلم های « پیرانا » (۱) که چهار قسمت از آن اکران شده، ماهی های قاتلِ باستانی، سال ها است که در اعماق دریاها زندگی می کنند. زمین لرزه ای بزرگ باعث می شود سطح زیرین آب ها شکاف بردارد و این ماهی ها به آب های سطحی راه یابند. این ماهی های گوشت خوار به اندازه ای مرگبارند که در کم تر از یک دقیقه، انسانی را به مشتی استخوان تبدیل می کنند. گونه ی بالغ این ماهی ها جثه ای بسیار بزرگ دارد.

آخرالزمان هیولایی در سینما

در فیلم « نشان » (۲) هنگام حفاری در معدن، برخی از کارگران ناپدید می شوند. عامل این اتفاق، هیولایی است که به دلیلی نامعلوم از معدن بیرون می آید و به مردم شهر حمله می کند. در فیلم « موجود » (۳) سگی به انسان ها در یک ایستگاه قطبی حمله می کند و در درگیری کشته می شود. پس از مدتی بدنش متلاشی می شود و تبدیل به یک هیولای هولناک می شود که به انسان ها حمله می کند و آن ها را می کشد.
در فیلم « جک بروکس: قاتل هیولا » (۴) هیولاهای مختلفی در میان جنگل زندگی می کنند که به انسان ها حمله می کنند و آنان را می کشند؛ اما خطر اصلی، هیولایی است که روح آن در قلبی تپنده، زیرزمین دفن شده است. معلمی در حیاط خانه اش زمین را حفر می کند که به جعبه ای چوبی برمی خورد و این قلب را درون جعبه می یابد. قلب ناگهان از راه دهان، وارد بدن معلم می شود. معلم در مدتی کوتاه تغییر وضع می دهد و در نهایت به هیولایی زشت و بزرگ تبدیل می شود که در مدرسه به دانش آموزان حمله می کند. در پایان داستان، هیولای عجیب دیگری هم دیده می شود که به انسان ها هجوم می برد.

آخرالزمان هیولایی در سینما

در فیلم « تکامل » (۵) شهاب سنگی در منطقه ای بیابانی با زمین برخورد می کند. این سنگ نوعی ارگانیسم تکامل سریع در خود دارد و موجودات اطراف خود را به تکاملی میلیاردساله می رساند. بر اثر برخورد این شهاب سنگ با زمین و هم جواری اش با موجودات زمینی، آن ها را در اندک زمانی به هیولاهای گوناون تبدیل می کند. سپس این موجودات به انسان ها حمله می کنند و به این ترتیب خطری گسترده آنان را تهدید می کند.
در فیلم « برادران سوپر ماریو » (۶) دایناسورهایِ پیش از تاریخ به دلیلی نامشخص از زمین برمی خیزند و به انسان ها حمله می کنند. در فیلم « اُرک ها! » (۷) موجودات وحشی به نام اُرک در محل های حفاری ظاهر می شوند و به انسان ها هجوم می آورند.
در فیلم « کلاورفیلد » (۸) هیولایی عظیم از مکانی نامشخص در امریکا ظاهر می شود و تخریب عظیمی به جا می آورد. این هیولای ترسناک، موجوداتی کوچک تر و شبیه عنکبوت را از خود ایجاد می کند که آن ها هم به انسان ها حمله می کنند. این موجود آن قدر بزرگ و مهیب است که سلاح های نظامی پیشرفته آسیبی به او وارد نمی سازد و شهرها به میدان جنگ تبدیل می شود.

آخرالزمان هیولایی در سینما

در گروهی دیگر از این فیلم ها، موجودات و هیولاهایی به انسان ها حمله می کنند که سال ها است وجود دارند. خطر این موجودات مدت ها مردم را تهدید می کند. در داستان فیلم این حملات گسترده تر می شود و رنگ و بویی آخرالزمانی به خود می گیرد.
در چهار قسمت فیلم و انیمیشن با محوریت داستان « پسر دوزخی » (۹) هیولاهایی از نسل غیرانسان که قدرت های ویژه ای دارند، به انسان ها حمله می کنند و نسل بشر را در معرض نابودی قرار می دهند. در قسمت دوم از فیلم های پسر دوزخی، گونه ای از این موجودات، قصد جبران سال ها حقارت در مقابل انسان ها را دارند و به همین منظور، لشکری از مبارزان طلایی را – که سال ها در معبد نگه داشته می شدند – بیدار می کند تا نسل بشر را از روی زمین بردارد و مکانی جدید برای زندگی موجودات غیرانسانی ایجاد کند.
در انیمیشن « چگونه اژدهای خود را تربیت کنید » (۱۰) شهر وایکینگ ها در دوران باستان، سال ها است که میدانِ هجوم و حمله ی گونه های مختلف اژدها قرار دارد. جنگ با انواع اژدها به نوعی کار معمول و حتی تفریح ساکنان نیز تبدیل شده است. تا پایان داستان، اژدهای غول پیکری یافت می شود که عامل اصلی حمله ی دسته ای اژدها به انسان ها است و تهدید اصلی به شمار می رود.
در فیلم « برادری گرگ » (۱۱) هیولایی بزرگ و شبیه گرگ عامل مرگ بیش از صد انسان در نیمه ی قرن هجدهم است. این کشتار سال ها ادامه می یابد و همواره تهدیدی برای مردم به شمار می رود تا این که با گسترده شدن حملات، انسان ها به فکر مبارزه با این موجود می افتند.
در فیلم « ماشین زمان » (۱۲) دانشمندی پس از مرگ همسرش، ماشین زمان را اختراع می کند تا بتواند به گذشته برود و مانع مرگ همسرش شود. او با این ماشین به گذشته می رود؛ ولی موفق به نجات همسرش نمی شود و خود را به هشتصد هزار سال آینده می فرستد. در آخرالزمانی که فیلم به تصویر می کشد، خطر اصلی هیولاهایی هستند که انسان ها را شکار و در قفس نگه داری می کنند. همین امر باعث به خطر افتادن نسل انسان و نزدیک شدن نابودی کامل آن شده است.
در مجموعه انیمیشن ها و فیلم های « لاک پشت های نینجا » (۱۳) هیولاهای باستانی و موجوداتی شگرف که غالباً از اسطوره ها و افسانه ها به وجود آمده اند، با قدرت های باورنکردنی به دوران معاصر آمده اند و به انسان ها حمله می کنند. معمولاً قصد این موجودات، تسخیر زمین و به بردگی کشیدن ساکنان آن است. در فیلم « جنگ های اژدها » (۱۴) گروهی اژدها به نام « ایموگی »، قرن ها است که قصد نابود کردن زمین را دارند. فیلم جنگ های متعدد انسان با اژدها را به تصویر می کشد. طبق افسانه ای که در فیلم بازگو می شود، بالاخره روزی گروه اژدها در آینده ی بشر زمین و انسان ها را نابود خواهند کرد.
هیولاهایی که در این فیلم ها، عامل نابودی در آخرالزمان نشان داده می شوند، معمولاً نمادی برای یک جریان، شخص یا اتفاق سیاسی – اجتماعی اند. تعیین مصداق برای این موجودات به زمان تولید و نمایش فیلم بستگی دارد.

آخرالزمان هیولایی در سینما

این فیلم ها معمولاً دغدغه های اجتماعی و سیاسی افراد را در قالب هیولاهای مخرب نشان می دهد. از نمونه های یاد شده دو مطلب پیرامون آینده ی بشر برداشت می شود. نخست این که در این نگرش همواره آینده همراه با بلاهای فراوان خواهد بود و این بلاها یکی از مهم ترین ویژگی های این دوران محسوب می شود. نکته ی دوم این است که این فیلم ها درصدد تعیین مصداق برای دجال آخرالزمانی هستند و به نوعی دجال را از طبیعت می دانند؛ طبیعتی که روی خشن خود را به انسان ها نشان خواهد داد.

ب. هجوم هیولا به واسطه ی دخالت انسان

دسته ی دوم از هیولاهای آخرالزمانی ارتباط مستقیمی با فعالیت های انسانی دارند؛ همان گونه که در بخش های پیشین هم اشاره شد، طبق یک نگرش، انسان در چرخه ی زندگی، خود را عامل نابودی نسل بشر می داند.
انیمیشن « بئوولف » (۱۵) نمونه ی روشنی برای نشان دادن نتایج ناگوار اشتباهات بشری است؛ در این انیمیشن، ماجرای دو پادشاه را می بینیم که هر دو جنگ افروز بوده، کشورهای زیادی را فتح می کنند. در محل زندگی آن ها هیولایی در قالب یک زن به آن ها رخ می نماید و هر دو در زمان سلطنت خود، فریب او را می خورند. از این ارتباط شوم،‌ هیولایی متولد می شود. در زمان پادشاه اول هیولایی به نام « گرندل » پدید می آید. او هیولایی بزرگ و شبه انسان است که به صدای بلند واکنش نشان می دهد و در زمان جشن ها و مراسم دیگر به انسان ها حمله می کند.
پس از مرگ پادشاه، فردی که موفق به کشتن گرندل می شود، جای او را می گیرد. با آن که پادشاه اول به او هشدار می دهد، وی همان اشتباه را تکرار می کند. مولود اشتباه پادشاه دوم،‌ اژدهایی طلایی است که در نهایت باعث نابودی او و عده ی زیادی از مردم می شود. پس از این دو، فرد سومی جایگزین می شود. نشانه ای در انیمیشن است که شروع اشتباه او نیز محسوب می شود. این انیمیشن به صورت نمادین نتایج اشتباه و گناه انسان را در قالب بلای آخرالزمانی به تصویر می کشد.
در انیمیشن « والاس و گرومیت در نفرین انسان خرگوش نما » (۱۶) مشکل اصلی مردم که همگی کشاورزند، حمله ی خرگوش ها به مزارع است. شخصیت اصلی فرایندی برای شست و شوی مغزی خرگوش ها انجام می دهد تا آن ها را از هجوم به مزارع باز دارد. در بخشی از این فرایند، خود را به دستگاه متصل می کند تا از ذهن انسانی برای تغییر نگرش خرگوش ها استفاده کند. انجام این عمل او را به خرگوشی بزرگ تبدیل می کند که همچون انسان گرگ نما روزها انسان است؛ ولی در ساعاتی از شب به خرگوشی غول پیکر تبدیل می شود و تهدیدی برای مزارع و مردم به شمار می رود.
در سه گانه ی « پارک ژوراسیک » (۱۷) دایناسورهای پیش از تاریخ با آزمایش های ژنتیکی شبیه سازی می شوند. در بخش های مختلف فیلم، برخی از این موجودات از فضای آزمایشگاهی فرار می کنند و مشکلاتی پیش می آورند. پس از این که تعداد زیادی از آن ها کشته می شوند، در جزیره ای دیگر، دوباره نسل دیگری از آنان شبیه سازی می شوند. گروه جدید دایناسورها قابلیت زاد و ولد نیز دارند و مشکلات از سوی این موجودات به نحوی دیگر ادامه می یابند.
در فیلم « جومانجی » (۱۸) بازی سحرآمیزی وجود دارد که در هر مرحله از آن اتفاقاتی عجیب رخ می دهد و موجودات گوناگونی به سبب بازی به دنیای خارج می آیند. این بازی در سال ها پیشین باعث مشکلاتی می شود و صاحبانش برای همیشه آن را در قبرستان دفن می کنند. سال ها بعد پسری نوجوان بازی را در خرابه ی ساختمانی پیدا می کند و به همراه دختر همسایه، مشغول بازی می شوند. به علت حضور حیوانات، موجودات عجیب، هیولا و اتفاقات مشابه، شهر دچار هرج و مرج جدی می شود.
در مجموعه فیلم های « کینگ کنگ » (۱۹) که چندین عنوان از آن تاکنون اکران شده، گوریلی غول پیکر در جزیره ای دور افتاده وجود دارد. گروهی برای تولید فیلم به این جزیره می روند. در جزیره، بومی های ساکن به آن ها حمله می کنند و بازیگر زن گروه را می ربایند و طبق سنت همیشگی، این زن را برای گوریل قربانی می برند.
گوریل برخلاف موارد پیشین به زن کاری ندارد و به او آسیبی نمی زند. گروه فیلم برداری تصمیم می گیرند گوریل را برای نمایش به شهر ببرند. برای رسیدن به این هدف، گوریل را به دشواری بیهوش می کنند و به شهر می برند و در جایی به نمایش عموم می گذارند. گوریل از آن جا فرار می کند و دیگر تهدیدی برای انسان ها به شمار می رود.
در ادامه ی داستان و قسمت های دیگر این مجموعه فیلم، چگونگی زنده شدن دوباره گوریل و حمله به مردم نشان داده می شود. در برخی قسمت ها پیدایی موجودات مشابه گوریل همچون فرزند گوریل و جنس مؤنث آن نشان داده می شود و این مشکل همچنان ادامه دارد. در فیلم « کینگ کنگ فرار می کند » (۲۰) کینگ کنگی آهنی، درست می شود تا در معدن کار کند؛ ولی پس از مدتی بین دو کینک کنگ اصلی و آهنی درگیری ایجاد می شود و نبرد میان آن دو فاجعه ای به بار می آورد.
در گروهی از این فیلم ها، استفاده ی نادرست و سهل انگاری در زمینه ی انرژی هسته ای و بمب های اتمی عاملی برای ایجاد هیولا یا برخاستن هیولا از جایگاه باستانی اش است. مجموعه فیلم های « گودزیلا » که در بخش های پیشین توضیح آن آمد، نمونه ی بارزی برای این گونه است.
جدا از آن، نمونه های دیگری نیز وجود دارد که در ادامه می آید. در فیلم « هیولایی از عمق بیست هزار فاتومی » (۲۱) و (۲۲) انجام آزمایش های هسته ای در قطب شمال به آب شدن یخ های زیست گاه یک دایناسور پیش از تاریخ می انجامد. دایناسوراز خواب چند میلیون ساله اش بیدار می شود و به انسان ها حمله می کند. حمله ی او از نیویورک آغاز می شود.
در فیلم « فرانکنشتاین دنیا را تسخیر می کند » (۲۳) انفجار اتمی در ژاپن باعث می شود انسانی معمولی به موجودی غول پیکر و هیولایی بزرگ تبدیل شود و دیگر انسان ها را در معرض نابودی قرار دهد. این فیلم اشاره ای مستقیم به نتایج ناگوار بمباران اتمی در ژاپن دارد که در قالب هیولا مطرح می شود.
در مجموعه فیلم های « گامرا » (۲۴) که تاکنون دوازده قسمت از آن اکران شده، بر اساس انباشت زباله های اتمی در اقیانوس، لاک پشتی غول پیکر و آتش خوار پدید می آید که به انسان ها حمله می کند. این هیولا در برخی قسمت ها با دیگر هیولاها مقابله می کند و آن ها را شکست می دهد. گامرا همچون گودزیلا هیولایی است که جنگ های متعددی علیه انسان ها انجام می دهد. تفاوت گامرا و گودزیلا در این است که گامرا هیچ گاه برای انسان و برای کمک به او نمی جنگد؛ اما گودزیلا بارها برای انسان ها با موجودات دیگر نبرد می کند.
در فیلم « وحشت در پارتی ساحلی » (۲۵) انباشت زباله های هسته ای در ساحل، خزندگان ساحلی را به هیولاهایی به شکل خزندگان تبدیل می کند. اندک زمانی پس از ایجاد این دگرگونی، روزی مهمانی بزرگی در ساحل برگزار می شود. این موجودات، حمله به مردم را آغاز می کنند و فجایع انسانی زیادی رخ می دهد.
در فیلم « چنگال جزیره » (۲۶) به علت نشت نیروگاه اتمی فلوریدا، خرچنگ ها به موجودات قاتل تبدیل می شوند و به انسان ها حمله می کنند. در فیلم « بچه ها » (۲۷) گروهی از کودکان که در اتوبوس قرار دارند به علت تأثیر مواد هسته ای به زامبی های اتمی مرگبار تبدیل می شوند و کشتار بزرگی به راه می افتد.
در این فیلم ها خطایی انسانی سبب بروز حادثه و بلای آخرالزمانی می شود.

پی‌نوشت‌ها:

۱. Piranha.
۲. Rodan.
۳. The Thing.
۴. Jack Brooks: Monster Slayer.
۵. Evolution.
۶. Super Mario Bros.
۷. Orcs!
۸. Cloverfield.
۹. Hellboy.
۱۰. How to Train Your Dragon.
۱۱. Brotherhood of the Wolf.
۱۲. The Time Machine.
۱۳. Ninja Turtles.
۱۴. Dragon Wars: D-War.
۱۵. Beowulf.
۱۶. Wallace & Gromit in The Curse of the Were – Rabbit.
۱۷. Jurassic Park.
۱۸. Jumanji.
۱۹. King Kong.
۲۰. King Kong Escapes.
۲۱. فاتوم واحد طول در سیستم امپراطوری برای اندازه گیری عمق آب دریا است. هر فاتوم مساوی فاصله ی نوک انگشتان دو دست باز انسان است. فاتوم مساوی ۲ یارد یا ۱۸ کف دست ( وجب ) یا شش فوت است. آن را برابر ۱,۸۲۸۸ متر در نظر می گیرند.
۲۲. The Beast from 20,000 Fathoms.
۲۳. Frankenstein Conquers the World.
۲۴. Gamera.
۲۵. The Horror of Party Beach.
۲۶. Island Claws.
۲۷. The Children.

منبع مقاله :
امین خندقی، جواد؛ (۱۳۹۱)، آخرالزمان و آینده گرایی سینمایی، (بررسی و تحلیل بیش از پانصد فیلم)، قم: نشر ولاء منتظر (عج)، چاپ اول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: