چهارشنبه - ۱۳۹۷/۰۷/۲۵
صفحه اصلی >> گوناگون >> سینما در 30 نما >> آخرالزمان دینی در سینما

آخرالزمان دینی در سینما

تمام انواع آخرالزمان ها در ذیل آن چه در ادیان آمده قرار می گیرد؛ اما این گروه علاوه بر آن، ویژگی دیگری دارد، که به طور خاص می توان آن ها را آخرالزمان دینی نامید. عامل وقوع حادثه ی آخرالزمان در این فیلم ها از مسائلی است که در حوزه ی دین قابل بحث و بررسی است.
عموم فیلم های این گروه یکی از دو عامل عذاب الهی یا تسخیر شیطان را به نمایش می گذارد. دسته ی اول از این فیلم ها بیش تر شبیه وقوع قیامت است، نه آخرالزمان؛ اما همان گونه که پیش تر آمد، در صورت وجود قراین دیگر در فیلم می توان آن را منطبق بر آخرالزمان دانست.
فیلم « لژیون » نمونه ای برای این گروه است. در این فیلم، خدا از انسان ها و گناه های گسترده ی آنان خسته شده و می خواهد عذاب بفرستد. این عذاب برای نابودی همه ی انسان ها در جهان است که به دو صورت نازل می شود:
صورت اول، حشره های بسیار پرشماری است که در تمام دنیا گسترده می شود و همه ی آدمیان را می کشند. صورت دوم عذاب، فرستادن فرشتگان برای کشتار انسان ها است که از آن ها در فیلم به « سگ های بهشت » تعبیر می شود. یکی از شخصیت های اصلی که فردی مذهبی است، ابتدا این مطلب را باور نمی کند و فرشتگان را عامل خیر می داند؛ ولی فرشته ی متمردی که به کمک انسان ها آمده، به او می گوید: « شما بسیاری از حقایق را نمی دانید ». این جمله اگرچه کلامی ساده به نظر می رسد، اما سخنی برای تشکیک در بسیاری از اعتقادات مبتنی بر دین است. فرشتگان روی زمین می آیند و انسان های زیادی را تسخیر و به زامبی تبدیل می کنند تا در مأموریت اصلی یعنی کشتن منجی استفاده کنند.
در فیلم « هفتمین نشانه » (۱) گناه و تبعیت نکردن از حضرت مسیح علیه السلام عامل نابودی بشر در آخرالزمان شمرده می شود. به دلیل فساد و گناه های انسانی، عذاب الهی در قالب سیل و طاعون بر انسان ها نازل می شود و پایان دنیا را رقم می زند.
در فیلم « مِه » (۲) که دو نسخه از آن ساخته شده، مسئولان یک شهر، گروهی از جذامی ها را در یک کشتی می سوزانند و به آنان ظلم روا می دارند. پس از مدتی عذاب و مجازات، این عمل به شکلی هولناک بروز می کند. ارواح انسان های کشته شده همراه مه غلیظی که تمام شهر را فرا می گیرد، به شهر حمله می کنند و همه ی انسان ها را می کشند.
دسته ی دوم از این فیلم ها مربوط به « شیطان » است که معمولاً چنین نگرشی در کتاب مقدس و به ویژه مکاشفات یوحنا ریشه دارد. شیطان بر پایه ی آموزه های کتاب مقدس مدتی است که در غل و زنجیر و در جایگاه دوزخی خود قرار دارد؛ اما روزی برخواهد خاست.
در مکاشفات این گونه آمده است: « و دیدم فرشته را که از آسمان نازل می شود و کلیدِ هاویه را دارد و زنجیری بزرگ بر دست وی است و اژدها یعنی مار قدیمی را که ابلیس و شیطان است، گرفتار کرده او را تا مدت هزار سال دربند نهاد و او را به هاویه انداخت و در را بر او بست و مُهر کرد تا امت ما را دیگر گمراه نکند. تا مدت هزار سال به انجام رسد و بعد از آن می باید اندکی خلاصی یابد … و چون هزار سال به انجام رسد، شیطان از زندان خود خلاصی خواهد یافت ». (۳)
عهد جدید شیطان را موجودی مهیب یاد می کند که « وحش » نام دارد و روزی برای تسلط بر انسان ها ظهور می کند. عدد و نشان او عدد ۶۶۶ است که با همین معنای شیطانی در فیلم ها نیز به کار می رود.
در وصف شیطان چنین می خوانیم:
« دیدم وحشی از دریا بالا می آید که ده شاخ و هفت سر دارد و بر شاخ هایش ده افسر و بر سرهایش نام های کفرآمیز است و آن وحش را دیدم مانند پلنگ بود و پاهایش مثل پای خرس و دهانش مثل دهان شیر و اژدها قوت خویش و تخت خود و قوت عظیمی به وی داد.

… و دیدم وحش دیگری را که از زمین بالا می آید و دو شاخ، مثل شاخ های بره داشت و مانند اژدها تکلم می کرد و با تمام قدرت وحش نخست در حضور وی عمل می کند و زمین و سکنه ی آن را بر این وا می دارد که وحش نخست را که از زخم مهلک شفا یافت بپرستند و معجزات عظیم به عمل می آورد تا آتش را نیز از آسمان و حضور مردم به زمین فرود آورد و ساکنان زمین را گمراه می کند به آن معجزاتی که به وی داده شده که آن ها را در حضور وحش بنماید و به ساکنان زمین می گوید که صورتی از آن وحش که بعد از خوردن زخم شمشیر زیست نمود بسازند و به وی داده شده که آن صورت وحش را روح بخشد تا که صورت وحش سخن گوید و چنان کند که هر که صورت وحش را پرستش نکند، کشته می گردد، همه را از کبیر و صغیر و دولتمند و فقیر و غلام و آزاد بر این وا می دارد که بر دست راست یا بر پیشانی خود نشانی گذارند و این که هیچ کس خرید و فروش نتواند کرد، جز کسی که نشان یعنی اسم یا عدد وحش داشته باشد، در این حکمت است پس هر که فهم دارد عدد وحش را بشمارد؛ زیرا که عدد انسان است و عددش ششصد و شصت و شش است ». (۴)

شیطان برخاسته از دوزخ در قالب انسان ها یا به شکل حیوان حلول می کند و درصدد تشکیل حکومت شیطانی خویش است. در فیلم « کنستانتین » (۵) پسر « لوسیفر » (۶) با نام « مامون » قصد دارد پیش از اقدام پدر، حکومت شیطانی را در زمین ایجاد کند. او برای انجام این کار به دوقلوها، کمک جبرئیل فرشته و « نیزه ی سرنوشت » (۷) نیاز دارد که تمام آن ها را تهیه می کند. جالب است که جبرئیل نیز در این کار به او یاری می رساند.
نیزه ی سرنوشت یا نیزه ی مقدس، همان نیزه ای که بنابر عقیده ی مسیحیان، حضرت عیسی علیه السلام با آن به شهادت رسیده است. طبق نگرش مسیحیان، آن حضرت به علت مصلوب شدن شهید نشد؛ بلکه سرباز رومی، او را با نیزه به شهادت رساند و همین نیزه، نیزه ی سرنوشت نام دارد. پیش تر هم گذشت که این عقیده در نگاه قرآنی از اساس باطل است؛ چرا که حضرت مسیح علیه السلام اصلاً مصلوب نشد تا این که به شهادت برسد؛ بلکه فرد مشابهی به جای ایشان دستگیر شد.
در مجموعه فیلم های « طالع نحس » (۸) که تاکنون پنج قسمت از آن اکران شده، پسر شیطان در قالب نوزادی پا به عرصه ی وجود می گذارد این کودک در بیمارستان به نحوی جا به جا می شود و در خانه ی یک سیاست مدار، بزرگ می شود. در کودکی و نوجوانی اش تمام دشمنان او و کسانی که از رازش باخبرند، به نحوی مرموز کشته می شوند و در نهایت، وی راه پدر ناتنی اش را دنبال و سیاست مدار می شود تا بتواند از این طریق به مقاصدش در تشکیل حکومت جهانی شیطانی دست یابد.
در سه گانه ی « ارباب حلقه ها » (۹) و دو انیمیشن « ارباب حلقه ها » و « بازگشت پادشاه » (۱۰) که همگی اقتباسی از رمان مشهور « جی. آر. آر. تالکین » (۱۱) هستند، شیطان که به شکل چشمی بزرگ بر روی یک برج است، با استفاد از جادوگر پلید و نیروهای شیطانی، جنگ بزرگی را علیه انسان ها و دیگر موجودات در سرزمین های فیلم آغاز می کند. هدف او نابودی تمام موجودات و تشکیل حکومتی جدید است.
در مجموعه فیلم های « ارباب آرزو » (۱۲) که تاکنون چهار قسمت از آن اکران شده، شیطان در قالب یک جن شرور در ایران باستان ظهور می کند. این جن، آرزوی افراد را به بدترین شکل برآورده می کند و اگر موفق شود سه آرزوی شخصی که او را احیا کرده برآورده سازد، قادر است که حکومت جهانی اش را آغاز کند. شر او از ایران باستان به امریکا در عصر حاضر می رود و تا چندین قسمت داستان ادامه دارد.
در فیلم « رانندگی خشمگین » (۱۳) شیطان در کالبد انسانی درآمده که به دنبال یاورانی از انسان ها است. او می خواهد حکومتی شیطانی در زمین برپا کند و این کار را در قالب فرقه ای شبه مذهبی شبیه شیطان پرستان انجام می دهد. در روز موعود قصد دارد با انجام مراسم قربانی یک نوزاد حکومتش را پایه ریزی و آغاز کند و جهان را برای طرفدارانش مهیا سازد.
در فیلم « مگیدو: رمز امگا ۲ » (۱۴) رهبر لشکر شری که علیه انسان ها در منطقه ی اورشلیم قیام کرده، شیطان است که در کالبد انسان درآمده و آغازگر جنگ نهایی خیر و شر است. او در بخشی از جنگ، نیروهای اهریمنی تمام جهان را فرا می خواند و از آن ها کمک می گیرد. در فیلم « سلیمان کین » (۱۵) هم شیطان با فرستادن نیروهای خود به سراسر دنیا، انسان ها را به بردگان خود تبدیل می کند و قصد دارد از آن ها ارتشی بسازد و با جنگی بزرگ، زمین را به تسخیر خود درآورد.
در فیلم « روح سوار » (۱۶) پسر شیطان برخلاف نظر پدرش، قصد تسخیر زمین را دارد و در این راه از موجودات اهریمنی شبه انسان کمک می گیرد. در روز موعود، پسر شیطان با خواندن طلسمی ویژه، همه ی ارواح شریر را به درون خویش می خواند تا از قدرت آن ها برای نابودی جهان کمک بگیرد.
در فیلم « فصل جادوگری » (۱۷) شیطان که در قالب دختری جادوگر در قرون و زمان جنگ های صلیبی ظاهر شده، قصد دارد به کمک فرستادگان کلیسا به کتاب طلسم ها دست یابد که در مکانی مخفی شده است، تا با آن تاریکی را در تمام جهان گسترش دهد و بر انسان ها حکم براند. در فیلم « مهیای جهنم » (۱۸) شیطان موجودی را در زمان جنگ های صلیبی می فرستد تا با دست یابی به عصای قدرت پادشاه ریچارد بتواند کنترل جهان را به دست گیرد.
در فیلم « بچه ی رزماری » (۱۹) نوزادی در سال ۱۹۶۶ م به دنیا می آید که فرزند شیطان است. این سال، سال نخست و شروع دوره ی حکومت شیطان معرفی می شود و بر اساس پیش گویی شیطان قصد دارد به واسطه ی این کودک، جهان را تسخیر کند. شیطان پرستان در جهت تولد بچه و حفظ او تا زمان بزرگ شدن تلاش می کنند.
در فیلم « پایان دوران » (۲۰) دختری متولد می شود که شیطان در صورت داشتن بچه از او می تواند زمین را تسخیر کند؛ از این رو در قالب مردی ظاهر می شود و قصد ارتباط با این زن را دارد. در طرف مقابل، کلیسا و کشیشان درصدد نابودی این زن و شکست شیطان هستند.
شیطان در فیلم « وکیل مدافع شیطان » (۲۱) به عنوان یک سرمایه دار و صاحب شرکتی چند منظوره با کالبدی انسانی ظاهر می شود. او برای تشکیل نسل خود و برپایی حکومتش به دختر و پسری زنا زاده نیاز دارد. به همین دلیل با دختری مذهبی ارتباط برقرار کرده، پسری از او به دنیا می آید و دختری به همین شکل از فرد دیگری به دست می آورد. وقتی این دختر و پسر، بزرگ می شوند، شیطان نقشه اش را شروع می کند و پسر را که وکیل دادگستری است با فریب به همکاری می خواند. شیطان در فیلم، خدا را قبول و او را دوست دارد؛ ولی دوران خدا را پایان یافته می داند و در پی آغاز دوران شیطانی است.
در برخی فیلم ها عامل حادثه ی آخرالزمانی نمادی از شیطان است؛ برای نمونه در مجموعه فیلم های « هری پاتر » جادوگر شر به نوعی همان شیطان محسوب می شود که قصد برپایی حکومت جهانی برای خود دارد. هم چنین در فیلم « گردش شنل قرمزی » گرگ نمایی که عامل حادثه آخرالزمانی است، در تمام فیلم، شیطان خوانده می شود و نمی تواند داخل کلیسا شود و بر روی کلیسای شهر، عکس او در مقابل عکس حضرت عیسی علیه السلام کشیده شده است.
فیلم های این دسته که شیطان را عامل آخرالزمانی می داند، نمونه های روشنی برای تبیین مصداق دجال هستند. دجال در این فیلم ها اساس شرارت یعنی شیطان یا پسر او است که به دنبال تشکیل حکومتی شیطانی است. نکته ی قابل تأملی در این جا مطرح است که این فیلم ها برای شیطان و دار و دسته اش قدرتی بسیار بالا و شبیه خدا قائل هستند.
این نگرش نوعی دوگانگی در الوهیت است؛ یعنی دو الهه ی خیر و شر، جهان را تدبیر می کنند که خدا در جانب خیر و شیطان در جانب شر قرار دارد. چنین نگرشی فقط در اندیشه های تحریف شده یافت می شود و البته در برخی گروه های شیطان پرست نیز رواج دارد. (۲۲) با اندکی تأمل می توان فساد این نگرش را دریافت؛ زیرا چگونه شیطانی که مخلوق خدا است، می تواند با خالقش مبارزه و رویارویی کند؟!
در هر صورت دسیسه ی شیطان در آخرالزمان یکی از بلایای دوران واپسین بشر است؛ اما به هیچ عنوان تشکیل حکومتی شیطانی امکان ندارد و محقق نخواهد شد. ممکن است در این جا گفته شود، به این علت که در هیچ کدام از این فیلم ها چنین چیزی رخ نمی دهد و به سرانجام نمی رسد، نمی توان چنین اشکالی بر مضمون فیلم ها وارد کرد و فیلم ها در این زمینه، مضمون صحیحی دارد.
نادرستی این مطلب با تأمل در تمام بخش های فیلم روشن می شود؛ زیرا هیچ کدام از این فیلم ها تشکیل حکومت شیطان را نفی نمی کند و تنها در دوره ی زمانی داستان، این اتفاق به صورت موقت محقق نمی شود. در برخی از این فیلم ها تصریح می شود که هنوز زمان آن نرسیده است؛ ولی در آینده محقق خواهد شد.
برای نمونه در فیلم « کنستانتین » لوسیفر پس از این که مانع پسر خود می شود و اجازه ی تسخیر دنیا را به او نمی دهد، می گوید: « هنوز وقتش نرسیده و به موقع، این کار را خواهیم کرد ». هم چنین در فیلم « ارباب حلقه ها » گویِ جادویی، آینده ی بشر را به تصویر می کشد که در آن شیطان، تمام جهان را تسخیر کرده است.

پی‌نوشت‌ها:

۱. The Seventh Sign.
۲. The Fog.
۳. کتاب مقدس، مکاشفه ی یوحنای رسول، ص ۴۱۸ (۲۰: ۱-۷).
۴. کتاب مقدس، مکاشفه ی یوحنای رسول، صص ۴۰۹ و ۴۱۰ (۱۳: ۱-۱۸).
۵. Constantine.
۶. Lucifer.
۷. Spear of Destiny.
۸. The Omen.
۹. The Lord of the Rings.
۱۰. The Return of the King.
۱۱. J. R. R. Tolkien.
۱۲. Wishmaster.
۱۳. Drive Angry.
۱۴. Megiddo: The Omega Code 2.
۱۵. Solomon Kane.
۱۶. Ghost Rider.
۱۷. Season of the Witch.
۱۸. Hellbound.
۱۹. Rosemary”s Baby.
۲۰. End of Days.
۲۱. The Devil”s Advocate.
۲۲. ر.ک: امین خندقی، جواد، شناخت و بررسی شیطان پرستی، صص ۱۲۱ و ۱۲۲.

منبع مقاله :
امین خندقی، جواد؛ (۱۳۹۱)، آخرالزمان و آینده گرایی سینمایی، (بررسی و تحلیل بیش از پانصد فیلم)، قم: نشر ولاء منتظر (عج)، چاپ اول

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: