جمعه - ۱۳۹۷/۰۷/۲۷
صفحه اصلی >> گوناگون >> سینما در 30 نما >> نسبت دادن صفات نادرست به خدا در سینما

نسبت دادن صفات نادرست به خدا در سینما

در بسیاری از فیلم هایی که در داستان خود نکاتی در باره ی خدا مطرح می کنند و یا خدا را در قالب کالبدی انسانی یا الهه های گوناگون به تصویر می کشند، نکاتی قابل تأمل در باره ی صفات خدا دیده می شود؛ صفاتی که در متون دینی از ذات الهی سلب شده، به خدا نسبت داده می شود.
برخی فیلم های این گروه تجسم خدا را به تصویر می کشند؛ یعنی خدا در کالبدی انسانی به میان انسان ها می آید و با آنان ارتباط برقرار می کند و از این ارتباط، هدفی را دنبال می کند. در فیلم « بروس توانا »(۱) خدا در کالبد مردی سیاه پوست به زمین می آید. او برای هدایت خبرنگار ناموفقی که از روی عصبانیت به خدا شکایت می کند با او تماس می گیرد و در جایی با او ملاقات می کند. در روز ملاقات برای این که به او بفهماند چقدر کار خدا سخت است، برای چند مدت قدرتش را به « بروس » تفویض می کند. بروس در قالبی طنزبر انسان ها خدایی میکند و از موقعیتش برای امور پست سوء استفاده می کند. در ادامه ی آن، خدا درهمین کالبد در فیلم « ایوان توانا » (۲) ظاهر می شود و از یک نماینده ی کنگره ی آمریکا می خواهد تا کشتی نوح بسازد، چرا که قرار است طوفانی جدید رخ دهد. خدای تجسم یافته در این فیلم با شخصیت اصلی، حرکات موزون انجام می دهد و می رقصد.
خدا در فیلم « کمی از بهشت »(۳) طبق تصور افراد تجسم می یابد و در فضایی شبیه شهود آنان را ملاقات می کند و پس از مرگ هم با انسان های مرده به همین شکل ارتباط دارد. برای شخصیت اصلی فیلم که دچار سرطان شده و به زودی خواهد مرد، خدا به شکل زنی سیاه پوست به ملاقاتش می آید و همچون غول چراغ جادو در داستان ها، برای او سه آرزوی پیش از مرگش را محقق می سازد و پس از مرگ هم در جشنی که به خواست دختر سرطانی برای مرگش برگزار شده، همراه دختر شرکت می کند.
در مجموعه فیلم هایی با عنوان « آه، خدایا! »(۴) که سه قسمت از آن اکران شده، خدا در کالبد انسانی به میان انسان ها می آید و با افراد مختلف صحبت می کند، در دادگاه حاضر می شود، پوکر بازی می کند، از یک نوجوان برای تبلیغ دینش کمک می گیرد و کارهای دیگری انجام می دهد که با شان انسانی هم خوانی دارد.
در سه گانه ی « وقایع نگاری نارنیا » مهم ترین شخصیتی که تدبیر جهان و راهنمایی افراد را به عهده دارد یک شیر بزرگ است که دیگران در سرزمین نارنیا، همه چیز را از او می خواهند و دائماً از او یاری می طلبند. این شیر، سرزمینی ویژه دارد که موجودات با فنا شدن و نابودی، اجازه ی ورود به آن را پیدا می کنند و در آن تا ابد خواهند ماند. این موجود در انتهای قسمت سوم مجموعه یعنی « وقایع نگاری نارنیا: سفر دریایی داون تردر »(۵) به شخصیت های اصلی داستان می گوید که می توانند او را در جهان خارج از نارنیا هم ببیند و البته در آنجا اسم دیگری دارد. این موجود قدرت ها و قابلیت های فوق العاده ای دارد؛ ولی همیشه برای نجات سرزمین نارنیا به بچه ها نیاز دارد و آن ها را برای چگونگی نجات راهنمایی می کند. این شیر، نمادی از تجسم خدا و تکیه گاه موجودات است و برای خود بهشت دارد و طبق گفته ی خودش در فیلم پس از مرگ با موجودات دیدار خواهد کرد؛ ولی در سرزمین نارنیا به صورت شیر در مقام سلطان موجودات تجسم یافته است.
در گروه دیگری از فیلم ها صفاتی دیگر برای خدا نشان داده می شود صفاتی همچون خشم، نیاز، ظلم و… که نمونه های آن در ادامه می آید. فیلم « لژیون »(۶) نمونه ای روشن برای این دسته است. تمام فیلم در پی نشان دادن جلوه ای از خشم خدا است. خدایی که از انسان ها خسته است و قصد عذاب آن ها را دارد.
فیلم با نوشتاری از مزامیر حضرت داوود (علیه السلام) آغاز می شود: « ای اطفال! بیایید مرا بشنوید و ترس خدا را به شما خواهم آموخت ».(۷) انتخاب این مضمون از میان مزامیر، اشاره به مضمون اصلی فیلم دارد که ترس از خدا است. دلیل این ترس در فیلم، خشم خدا است که در جای جای داستان به آن اشاره می شود؛ اما باید توجه داشت که نسبت خشم به خدا صحیح نیست و آن چه در متن مزامیر آمده نشان می دهد مراد از خشم در این جا امر دیگری است، به این توضیح که این ترس نه به معنای معمول آن بلکه به معنای ترسی مطابق خشیت ازخدا است.
ترس در این جا به معنای درک جایگاه میان بنده و خالق است که نتیجه ی آن بندگی خواهد بود. با نگاهی به ادامه ی متن در مزامیر نیز این مطلب روشن تر خواهد شد. در ادامه این گونه آمده است: « کیست آن شخصی که آرزومند حیات است و طول ایام را دوست می دارد تا نیکویی را ببیند. زبانت را از بدی نگاه دار و لب هایت را از سخنان حیله آمیز. از بدی اجتناب نما و نیکویی بکن. صلح را طلب نما و در پی آن بکوش. چشمان خدا به سوی صالحان است ».(۸)
این متن، خود گویا است که در پی بیان آموزه ای اخلاقی است و ترس از خدا در این جا به معنای بزرگ شماردن خدا و اهتمام به دستورهای الهی در جهت حفظ زبان از زشتی و دروغ است تا در نهایت مورد توجه خدای متعال قرار گیرد.
براساس نگرش باطل این فیلم، خدا در داستان فیلم، دچار اشتباه در تصمیم می شود و برای عذاب انسان ها عجله می کند. فرشته « میکائیل » از ابتدای ابلاغ این دستور با این حمله و عذابِ انسان ها مخالف است. در نهایت هم مشخص می شود که حرف او درست و دستور خدا اشتباه بوده است. خدا برای جبران این مطلب، میکائیل را که در جنگ با « جبرئیل » کشته می شود، دوباره زنده می کند. میکائیل از ابتدا در بحث با جبرئیل عقیده داشت که باید آن چه خدا نیاز دارد به او بدهیم، نه آن چیزی که او می خواهد؛ یعنی خدا در این تصمیم اشتباه کرده و باید فرشته ها این اشتباه را اصلاح کنند؛ اما جبرئیل قانع نمی شود و میکائیل به تنهایی مقابل فرستادگان خدا می ایستد.
در فیلم « اداره ی تنظیم »(۹) خدا « رئیس » نامیده می شود و تشکیلاتی ایجاد کرده است که فرشتگان در کالبد انسانی به اصطلاح و تدبیر امور می پردازند. در فیلم گفته می شود که رئیس یعنی خدا بارها نظرش عوض می شود و برنامه هایی که پیش از این برای انسان ها نوشته شده، اشتباه داشتند و چند بار نسخه ی جدید تر تهیه شده و یا نسخه های قبلی اصلاح شده است. در باره ی زوج داستان به عنوان شخصیت های اصلی هم چندین بار نظر رئیس عوض می شود. در نهایت، خدا متوجه اشتباهش می شود و برنامه ی زندگی و آینده ی آن دو را دوباره می نویسد.
الهه هایی که در فیلم « برخورد تایتان ها » به تصویر کشیده می شوند، انواع صفات ناپسند را دارند. « زئوس »، « پوزئیدون » و « هیدیس » والدین شان را برای کسب قدرت، از بین می برند. زئوس برادرش هیدیس را فریب و به او پادشاهی دنیای مردگان را می دهد. هم چنین زئوس برای درس دادن به « آکرسیوس » پادشاهی که علیه آن ها قیام کرده، به کالبد انسانی در می آید و به همسرش تجاوز می کند که منجی فیلم « پرسیوس » حاصل این ارتباط نامشروع است.
هیدیس بدون دلیل به کشتی انسان ها حمله می کند و آنان را از بین می برد. این الهه ها به شدت، نیازمند عبادت و محبت بندگان اند و محبت بندگان اند و در صورت نبود عبادت و محبت از سوی بندگان، ضعیف می شوند. زئوس با آن که نیرومندترین الهه است برای شکست هیدیس و هیولایش به کمک انسان ها نیاز دارد. زئوس در انتهای داستان اعتراف می کند که انسان از خدا برتر است و منش انسانی در جایگاه والاتری قرار دارد و به پسر دورگه اش توصیه می کند که مثل آن ها نباشد و انسان باشد.
تقریباً در فیلم، تمام صفات ناپسند به الهه ها نسبت داده می شود و نتیجه ی آن چنین می شود که نگرش انسان محور، برتر از نگرش الهی است.
در فیلم « گردش شنل قرمزی » با آن که اهل روستا به کلیسا می روند و پدر سلیمان و گروهش که به عنوان گروه شکار گرگ نما مذهبی هستند، دین و معنویت به شکست گرگ نما به عنوان نماد شیطان، کمکی نمی کند. در نبرد ابتدایی گروه با گرگ نما، پدر سلیمان بارها میگوید: « خدا از گرگ نما قدرت مندتر است ». تا با این جمله به گروهش امید و انرژی دهد؛ ولی نتیجه ای که رخ می دهد وارونه است وافراد به راحتی شکست می خورند و خدا تأثیری در مبارزه ندارد. عامل پیروزی زرنگی و بخت نیکوی دختر گرگ نما است که به گفته ی پدرش یا همان گرگ نما، دختر شیطان محسوب می شود.
معنای این مطلب آن است که گروه مذهب با اتکا به خدا قدرتی ندارد و راه به جایی نمی برند؛ اما دختر شیطان با استفاده از توانایی و جسارت شخصی اش موفق به نابودی آن می شود.
جادو در فیلم « سلیمان کین » قدرتی برتر از خدا دارد و بر خلاف خواست خدا، فردی با جادو زنده می شود. جادوگری که شخصیت اصلی را از مرگ نجات می دهد این مطلب را بیان می کند. شخصیت اصلی هر گاه از خدا کمک می خواهد یا قصد دارد از گذشته اش توبه کند، هیچ نتیجه ای نمی گیرد و شیطان قدرت بیش تری دارد. در نهایت او برای نجات روحش از دست شیطان، دختری را از بند جادوگر پلید آزاد می کند و نتیجه ی دلخواهش را می گیرد.
فیلم « نمایش ترومن » (۱۰) نمادین به مسئله خالق و مخلوق دارد. فردی که تهیه کننده ی بزرگ تلویزیونی است، نوزادی را از زمان تولد به یک استدیوی بزرگ می برد و از همان زمان، فیلم زندگی او را با صدها دوربین از شبکه پخش می کند. سرانجام این فرد متوجه می شود تمام اطرافیان او بازیگرند و او در یک فضای کنترل شده بازیچه ی رسانه ها است. بنابراین با تلاش بسیار، مقابل قوانین این مجموعه می ایستد و از مجموعه خارج می شود. فیلم به صورتی نمادین، قدرت نداشتنِ مخلوق و خروج از محدوده ی قدرت خالق را به نمایش می گذارد.
فیلم « ترون » (۱۱) دنیایی مجازی را به تصویر می کشد که در قالب نرم افزار رایانه ای ایجاد شده است. انسان ها می توانند در این فضا داخل و از آن خارج شوند. یکی از نرم افزارهای اصلی در دنیای مجازی، مقابل خالق خود می ایستد و در پی آن است که با از بین بردن نرم افزارهای ضعیف تر، نوعی اصلاحات انجام دهد. این فیلم هم نگاهی نمادین به تمرد مخلوق از خالق خود دارد و این که چنین امری امکان ندارد.
در این فیلم ها صفات ناپسند و منفی فراوانی به خدا نسبت داده می شود. صفاتی همچون: عدم قدرت، ظلم، تجسم و قابل رؤیت بودن، خطا، نیازمندی و … در این فیلم ها آمده است. برای روشن شدن اشتباه مضامین این فیلم ها و تبیین نظریه ی صحیح، بحثی کوتاه در باره ی صفات الهی خواهیم داشت.
اگر موجودی معلول و به موجود دیگری نیازمند باشد. وجودش تابع آن خواهد بود و با مفقود بودن علتش به وجود نخواهد آمد؛ به تعبیر دیگر، معدوم بودن موجودی در برهه ای از زمان، نشانه ی نیازمندی و ممکن الوجود بودن آن است. واجب الوجود بالذات که نیاز در آن معنا ندارد، به واسطه ی خودش وجود دارد و نیازمند هیچ موجودی نیست و همیشه موجود خواهد بود. پس واجب الوجود ازلی است؛ یعنی سابقه ی عدم در گذشته ندارد و ابدی است یعنی در آینده هم هیچ گاه معدوم نخواهد شد که مجموع این دو صفت « سرمدی » هم گفته می شود.
یکی دیگر از لوازم واجب الوجود، بساطت و مرکب نبودن از اجزا است که توضیح آن در بحث های پیشین آمد. ترکیب از اجزای بالقوه یا بالفعل از خواص اجسام است، به همین دلیل ثابت می شود که هیچ موجود جسمانی، واجب الوجود نخواهد بود و به دیگر سخن تجرد و جسمانی نبودن خدا ثابت می شود. هم چنین روشن می شود که خدا قابل رؤیت با چشم و قابل ادراک با هیچ حس دیگری نیست؛ زیرا محسوس بودن از خواص اجسام و جسمانیت است.
از سوی دیگر با نفی جسمانیت سایر خواص جسم مانند مکان و زمان داشتن هم از واجب الوجود نفی می شود؛ زیرا مکان برای چیزی تصور می شود که دارای حجم و امتداد باشد و هم چنین هر شیء زمان داری از نظر امتداد و عمر زمانی، قابل تجزیه است که درباره ی واجب صدق نمی کند.
با نفی زمان از واجب الوجود، حرکت، تحول و تکامل نیز نفی می شود؛ زیرا هیچ حرکت و تحولی بدون زمان امکان پذیر نیست؛ به طور کلی هر گونه مفهومی که دلالت بر نوعی نقص، محدودیت یا نیاز داشته باشد، ازخدای متعال نفی می شود که به عنوان صفات سلبیه الهی نامیده می شوند.
فاعلیت خدا برای جهان، با تمام فاعلیت های دیگر متفاوت است و نظیری ندارد؛ زیرا او بدون هیچ گونه نیازی، معلول خود را به وجود می آورد؛ معلولی که در تمام هستی اش به او وابسته است. به همین دلیل باید کمالات همه ی معلول های خود را به کامل ترین صورت داشته باشد تا بتواند به هر موجودی به اندازه ی ظرفیتش افاضه کند. البته معنای واجد بودن، این نیست که مفاهیم آن ها همچون جسمیت و انسانیت را دارا باشد؛ چرا که این گونه مفاهیم، حکایت از ممکنات و موجودات ناقص و نیازمند دارد که بر خدای متعال قابل صدق نیست.
خدا به عنوان علت هستی بخش معلول خود را از نیستی به هستی می آورد و با آفرینش آن، چیزی از وجودش کاسته نمی شود؛ زیرا کاسته شدن، مستلزم تجزیه پذیری، تغییر پذیری و در نتیجه مرکب بودن ذات الهی است که بطلان آن گذشت. هم چنین چنان که معلولات خدا در ایجاد به او نیاز دارند، در بقا نیز به او نیازمندند.
تا این جا غالب صفاتی که در فیلم ها گذشت بررسی شد و در پایان علم و قدرت خدا را اثبات می کنیم تا امری از صفات باقی نماند. علم خدا را در چند بخش می توان بحث کرد. برای اثبات علم خدا به ذاتش، می توان گفت که خدا انسان را به گونه ای آفریده که علم حضوری به ذات خودش دارد و آن که چنین کمالی را عطا کرده، محال است خودش به نحو کامل تر، آن را نداشته باشد؛ زیرا فاقد شیء نمی تواند آن را به دیگران بدهد. هم چنین دلیل دیگر، آن است که ملاک حضور و شهود علمی چیزی جز تجرد وجود از ماده نیست؛ زیرا موجود مادی از آن جهت که قسمت پذیر و دارای اجزا است، فاقد یک وجود جمعی است و هر یک از اجزایش از سایر اجزا غایب است و به دلیل تحول مستمر، محال است که علم به خودش در همه ی حالات داشته باشد.
اما موجودی که از ماده و جزء داشتن و قسمت پذیری منزه است، ذات او به نحو کامل نزد خودش حضور خواهد داشت و به همین سبب است که ما انسان ها شاهد حضور ذات خویشتن برای خودمان هستیم.
اکنون اگر موجودی در مرتبه ای بالا از تجرد و بساطت و عاری از اسباب غیبت و عدم حضور را در نظر بگیریم، چنین موجودی ذاتش برای خودش حاضر است و مقصود از علم خدا به ذات خودش همین است.
هم چنین خدای متعال، علمِ قبل از ایجاد یعنی علم به اشیاء در مقام ذات الهی و علمِ بعد از ایجاد یعنی علم به اشیا در مقام فعل الهی دارد. دلیل علمِ قبل از ایجاد این است که علم به سبب و علت، از آن حیث که سبب و علت است، علم به مسبب نیز هست. مراد از علم به سبب، علم به حیثیتی است که مبدأ وجود و حدوث معلول است؛ به تعبیر دیگر همه ی جهان هستی، معلول وجود خدا است و ذات الهی، علت عالم است و همان گونه است که گذشت، خدا به ذات خویش عالم است.
دلیل دیگر این است که تناسب و هماهنگی موجود در اجزای هستی نشانه ی آن است که خالق آن به آن چه خلق نموده آگاه است. پس ویژگی های موجود درمخلوقات، ما را به صفات خالق رهنمون می سازد.
دلیل علم خدا بعد از ایجاد این است که هر موجود ممکنی در هستی خویش معلول خدا ا ست. لازمه ی وقوع معلول در حیطه ی وجود علت و عدم خروج از آن، این است که تمام مخلوقات نزد ذات الهی حاضر باشند و حضور، همان علم است؛ زیرا علم عبارت است از: حضور معلول نزد عالم. علم خدا به افعال خود، بعد از ایجاد علم حضوری است. همان گونه که علم الهی به ذات و به افعال، قبل از ایجاد نیز حضوری بود؛ زیرا ملاک حضوری بودن علم، حضور نفس معلوم و نه صورت و ماهیت آن نزد عالم است و این ملاک در هر سه مرتبه ی علم الهی موجود است.
هم چنین خدا به جزئیات نیز علم دارد، زیرا نفس وجود هر ممکنی عین معلوم بودن آن برای خدا است و درملاک این حکم، فرقی بین موجود مجرد و مادی و کلی و جزئی نیست؛ و همان گونه که موجود ثابت نزد خدا معلوم است، وجود متغیر نیز با وصف تغیر و تبدل برای خدا معلوم است.
قدرت به عنوان صفت خدا عبارت است از صدور فعل با مشیت و اختیار.
مراد از مشیت، اختیار ذاتی برای خدا است؛ یعنی انجام و ترک فعل برای خدا به اختیار ذاتی او است و هیچ یک از فعل یا ترک بر وی لازم نیست؛ زیرا قدرت برتری وجود ندارد که خدا را مجبور به انجام یا ترک چیزی کند.
گستره ی این قدرت، نامتناهی است؛ زیرا وجود خدا نامتناهی است و موجودی که به حسب وجود این گونه است، به حسب کمال هم نامتناهی است؛ چرا که منبع کمال، همان وجود است.
از مجموع بحث های آمده درباره ی صفات، اشکال مضمون در فیلم های این گروه روشن می شود. باید توجه داشت که منبع بسیاری از این مفاهیم اشتباه، نوع نگرش موجود در کشورهای غربی در باره ی خدا و صفات او است. فرقه ها و جنبش های فراوانی پس از جنگ جهانی دوم با گستره ای باور نکردنی پدید آمدند و در تمام جهان به ویژه کشورهای غربی گسترش یافتند. بسیاری از این جریان ها با رنگی شبه دینی در پی پاسخ به سؤالات بنیادی در باره ی مبدأ و معادند که نتیجه ی آن پیدایی نگرش های فاسد در مسائل دینی است.

پی‌نوشت‌ها:

۱. Bruce Almighty.
۲. Evan Almighty.
۳. A Little Bit of Heaven.
۴. Oh, God!.
۵. The Chronicles of Narnia: The Voyage of the Dawn Treader.
۶. Legion.
۷. کتاب مقدس، کتاب مزامیر، ص ۸۵۳، (۱۱:۳۴)
۸. کتاب مقدس، کتاب مزامیر، ص ۸۵۳ [۱۵- ۱۲: ۳۴].
۹. The Adjustment Bureau.
۱۰. The Truman Show.
۱۱. TRON.

منبع مقاله :
امین خندقی، جواد، (۱۳۹۱)،دین در سینما گزاره های اعتقادی،قم: ولاء منتظر(عج)، چاپ اول

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: