چهارشنبه - ۱۳۹۷/۰۷/۲۵
صفحه اصلی >> گوناگون >> مناسبت ها >> ایثار و شهادت در آموزه ی سیاسی- فرهنگی شیعه

ایثار و شهادت در آموزه ی سیاسی- فرهنگی شیعه

ایثار و شهادت در مکتب تشیع از موضوعات حائز اهمیت می باشد؛ و جای تحقیق فراوان دارد. لذا این مقاله با عنوان ایثار و شهادت در آموزه ی سیاسی – فرهنگی شیعه ، در صدد است تا این موضوع را در ابعاد گوناگون ، از جمله جایگاه ایثار و شهادت در مکتب تشیع، روش و سیره ائمه معصومین دراین باره و همچنین نهضت عاشورا به عنوان الگوی ایثار و شهادت ، و آموزه ی سیاسی – فرهنگی آن بپردازد. چرا که درهیچ مکتبی به اندازه ی مکتب تشیع به ایثار و شهادت تاکید وتوجه نشده است ؛ در واقع اسوه های ایثار و شهادت را تنها در این مکتب می توان جستجو کرد.

مقدمه

ایثار واژه ی مقدسی است که در شکل های مختلف تجلّی پیدا می کند . فداکاری، گذشت، مهرورزی، دوستی، محبت، بخشش مال و….. مصادیق بارزی از ایثار هستند؛ اما والاترین مراتب رفتار ایثارگرانه را می توان درعرصه ی جهاد در راه خدا مشاهده کرد، که با نوشیدن شربت شهادت ، جانبازی و اسارت در چنگال دشمنان تؤام است . این گونه ایثارگری ها از چنان قداست و عظمت برخوردار هستند که سایر شکلهای ایثار در مقابل آنها ناچیز وکوچک به حساب می آیند. پژوهش حاضر به تبیین نظری مفهوم ایثاروشهادت درآموزه اعتقادی و فرهنگی شیعه پرداخته است. در درون هر فرهنگ لایه های مختلفی وجود دارد و اعمال و رفتار انسان که در پایی نترین بخش فرهنگ و در افق تمدن بروز و ظهور پیدا می کند، ریشه درهمه آن لایه ها دارد. لذا ایثار و شهادت دردرون هر فرهنگ ازهمه لایه های فوق بهره می برد. ازاین روبا نگاهی به بستر معنایی ایثاروشهادت درفرهنگ غنی شیعه که اینک به صورت قطب بزرگ دین اسلام درآمده است، شناخت جایگاه آن در مکتب تشیع نه تنها ضروری،بلکه به عنوان وظیفه اسلامی یاد می شود. براین اساس با مراجعه به روایات اهل بیت)ع( و زندگانی آنان می توان بدین امرپرداخت که آن بزرگواران چه قدربه ایثاروگذشت توجه و عنایت داشته اند. بنابراین موضوع ایثار اهمیت فراوانی دارد، این اهمیت تا بدانجاست که در مکتب تشیع، به عنوان یک امر دینی در سازمان بخشیدن به جوامع و دفاع ازجامعه زندگی جمعی در بعد اعتقادی و فرهنگی، نقش بسیاری داشته است. هدف از ارائه این مقاله شناساندن جای گاه ایثار و فضلیت آن در آموزه سیاسی شیعه و تصریح آن جهت بالا بردن روحیه ایثار و ایثارگری در افراد و جامعه است.

دلایل مشروعیت ایثار و شهادت:

الف. آیات قرآن

عنوانی است که بر تلاش و مبارزه با دشمن اطلاق می شود. این که » جهاد در راه خدا «گروهی ازمؤمنان با جان و مال خویش با خدا معامله می کنند و درمقابل بذل جان و مال بهشت جاویدان الهی را دریافت می کنند، بر چنین افرادی هم صدق می کند . قبل از بررسی این دلیل چند نمونه از آیات قرآن را که درباره ی جهاد با تعابیر مختلفی وجود دارد، می آوریم. این آیات با توجه به اطلاقی که دارند علاوه بر شهادت ناظر به عملیات استشهادی نیز می باشند :”ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعداً علیه حقاً فی التوریه و الانجیل و القرآن ومن اوفی به عهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم “( توبه/ ۱۱۱ )
در این آیه از معامله ی گروهی از مؤمنان با خدا سخن گفته شده که “جان و مال خود را به خدا تقدیم می کنند و در مقابل بهشت جاویدان الهی را دریافت می کنند” “در راه خدا می جنگند، می کشند و کشته می شوند” این دو تعبیر وعنوان، شامل هر دو گروهی که در سطرهای پیشین معرفی کردیم، می شود؛ هم کسی که به قصد قربت به میدان جهاد و شهادت قدم می گذارد و به دست دشمن شهید می شود و هم کسی که با همین انگیزه به مصاف با دشمن می رود و برای نابودی جمعی از دشمنان اقدامی می کند که خودش هم در ضمن کشته می شود. هر دو با خداوند عقدی منعقد می کنند تا بر اساس آن جان و مال خود را با بهشت ابدی معامله کنند. بلکه می توان صدق مفهوم» اشتراء «به معنای خرید جان و مال مؤمن توسط خداوند در برابربهشت( بروجردی ،سید ابراهیم ،تفسیرجامع ، تهران: انتشارات صدر، چاپ سوم ، ۱۳۴۱ ش، ج ۳، ص۲۱۰ )را در عملیات استشهادی روشن تر یافت. چون حقیقتاً جانش را به خدا می فروشد.” و من الناس من یشری نفسه ابتغاء الله و الله رؤوف بالعباد ) “بقره/ ۲-۷ (
این آیه نیز شبیه آیه ی قبلی است که بعضی از انسان ها برای رضایت الهی جان خود را فدا می کنند و به او واگذار می نمایند.
“جاهدوا باموالکم و انفسکم فی سبیل الله ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون” )توبه/ ۴۱ (
در این آیه به همه ی مردم دستور می دهد که با اموال و جان های خودتان در راه خدا جهاد کنید که خیر شما درآن است” “جهاد با مال و جان” نیز عنوانی است که بر هر دو گروه یاد شده، منطبق است. کسی که به عملیات شهادت طلبانه اقدام می کند، حقیقتاً در راه خدا مجاهده می کند؛ هم انگیزه اش الهی است و هم هدفش ضربه زدن به دشمنان خدا و یاری دین اوست. اطلاق لفظ جهاد فی سبیل الله شامل چنین فردی هم می شود .
“ما کان لاهل المدینه و من حولهم من الاعراب ان یتخلفوا عن رسول الله و لا یرغبوا بانفسهم عن نفسه ذلک بانهم لا یصیبهم ظما و لا نصب و لا مخمصه فی سبیل الله و لا یطئون موطئاً یغیظ الکفار و لا ینالون من عدو نیلا الا کتب لهم به عمل صالح ان الله لا یضیع اجر المحسنین” ( توبه/ ۱۲ )
در این آیه ی مبارکه از این که مسلمانان از دستور رسول خدا سرپیچی نموده و برای حفظ جان خود پیامبر را حمایت نکنند و بدین وسیله از جان آن حضرت چشم بپوشند، اظهار ناخشنودی شده و آن را زیبنده ی مسلمانان ندانسته است. سپس از پاداشی که از ره گذر تحمل تشنگی، خستگی و گرسنگی درراه خدا ومقاومت دربرابر ضربات دشمن نصیب مسلمانان خواهد شد، سخن می گوید. بدیهی است وقتی که مسلمانان مجاز نباشند برای حفظ جان خود، از جان پیامبر که در معرض خطر قرار می گیرد، بگذرند و موظف باشند برای حمایت از پیامبر فداکاری نموده و از جان خود بگذرند و مشکلات را تحمل نمایند، به طریق اولی چنین وظیفه ای را در راه حفظ دین و حمایت از راه و رسم پیامبر و هدف آن حضرت بر عهده دارند. پس جانبازی در راه دین خدا نه تنها مانعی ندارد، بلکه وظیفه ی مسلمانان بوده و از بهترین اعمال به شمار می رود و یکی ازمصادیق بارز جانبازی درراه دین خدا انجام »عملیات استشهادی« برای ضربه زدن به دشمنان است. (بروجردی، همان، ص ۲۲۲ )
»واعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم ) « انفال/۶ (
این آیه به مسلمانان امر می کند که هر قدر توان دارید، ازنیروی انسانی و ادوات جنگی تدارک ببینید که در برابر مشرکان همواره مهیا باشید( قرشی، سیدعلی اکبر، قاموس قرآن، دارالکتب الاسلامیه ، چاپ چهارم، ۱۳۷۱ ش، ج ۱، ص۴۹ ). دربعضی از روایات را توان تیراندازی و در بعضی دیگر دژهای مستحکم معنا کرده اند (همان). در بعضی دیگر با رنگ سیاه خضاب کردن محاسن معنا کرده اند( همان، ص۵۰ ( روشن است که روایات بیانگر بعضی از مصادیق» قوه« است که متناسب با عصر نزول آیه می باشد. “ترهبون به عدو الله و عدوکم” به منزله علت این دستور یعنی به منظور ترساندن دشمنان خدا و دشمنان خود همیشه آماده باشید برخی از فقهاء نتیجه گرفته اند که هر چه، به آن ترساندن حاصل شود، خوب است. (مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۳۷۹ ق، جلد پنجم ) .
نتیجه آنکه، عناوینی که در آیات یاد شده مطرح است و درباره ی مجاهدان راه خدا به کار رفته مانند »جهاد با جان«، »معامله با خدا و خریدن بهشت و رضای الهی دربرابر بذل جان« ، » آمادگی نظامی به منظور ایجاد رعب در دل دشمن« ،»ضرورت فداکاری وجان بازی در راه حمایت از پیامبر و دین خدا « همگی درباره ی کسانی که با قصد قربت مقابله با دشمنان دین خدا به عملیات استشهادی اقدام می کنند، صادق است.

ب) روایات

علاوه بر آیات قرآن، روایات فراوانی وجود دارد که به روشنی بر مشروعیت و فضیلت عملیات استشهادی دلالت می کند. هم در منابع شیعی و هم درمنابع اهل سنت نمونه های فراوانی را می توان یافت. مسلمانان برای رسیدن به برترین نیکی ها که شهادت در راه خداست، سراز پا نمی شناختند. امام صادق (ع) برترین جهاد را جهادی می شمارد که مرکب شخص پی شود و خونش در راه خدا به زمین ریخته شود )حرعاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ ، ج ۱۵ ، ص ۱۱۲( پیامبراکرم(ص) نیز محبوب ترین قطره نزد خدای متعال را قطره ی خونی می شمارد که در راه خدا بر زمین می ریزد: »ما من قطره احب الی الله عزّوجلّ من قطره دم فی سبیل الله) «همان، ج ۱۵ ، ص ۱۱۴ (
اولیای دین نه تنها مردم را به دفاع از ایمان و اعتقاد و ارزش های دینی دعوت می کردند، بلکه دفاع از جان و مال و ناموس را نیز لازم شمرده و حتی استقبال از خطر جانی را در راه دفاع از جان و ناموس و جان نزدیکان نیکو شمرده و کسی را که در این عرصه کشته شود، شهید خوانده اند »من قتل دون عیاله فهو شهید، من قتل دون ماله فهو بمنزله الشهید « (همان، ج ۱۵ ،ص۱۲۱-۱۲۲ )
از امام رضا(ع) سؤال کردند کسی که در سفراهل وعیالش را به همراه دارد و عده ای به آنان طمع می کنند، آیا باید در دفاع از آنان بایستد هر چند بترسد که به قیمت جانش تمام شود؟ حضرت فرمود: بله باید بایستد و دفاع کند(همان، ج ۱۵ ،ص ۱۲۲ (
دسته ی دیگر احادیثی است که از عشق وعلاقه ی اولیای الهی به شهادت سخن می گوید از رسول خدا)ص( نقل شده که فرمودند: »و الذی نفسی بیده لوددت انی اقتل فی سبیل الله ثم احیا فاقتل ثم احیا فاقتل« قسم به کسی که جانم در دست اوست، دوست داشتم که در راه خدا کشته شوم، سپس زنده گردم، دوباره کشته شوم، بار دیگر زنده شوم و مجدداً کشته شوم. چه این که ازامام علی)ع(نیز نقل شده که حضرت عشق و علاقه ی خود را به مرگ و شهادت بیش از علاقه ی کودک شیرخوار به پستان مادر توصیف نموده است:
» و الله لابن ابی طالب آنس بالموت من الطفل بثدی امه « ( نهج البلاغه، خطبه ۵ )
شبیه این جملات ازائمه واولیای دیگر نیزنقل شده است. امام حسین (ع) علاقه خود به شهادت را در قالب این بیت ابراز فرمودند» :و ان یکن الابدان للموت انشئت فقتل امریء بالسیف فی الله اجمل« اگر بدنها برای مرگ آفریده شده، پس کشته شدن انسان با شمشیردر راه خدا، بهتر و زیباتراست. شبیه این جملات توسط اهل بیت و یاران امام حسین )ع( درشب عاشورا نیز ابراز شد. هنگامی که امام بیعت خود را از اصحاب خود برداشت، یکی پس از دیگری با بیان جملاتی که ازعشق به شهادت ناشی می شد، به حضرتش ابراز وفاداری کردند. فرزندان عقیل از این که امام را در برابر دشمن تنها بگذارند، تبرّی جسته واظهار داشتند: »به خدا سوگند چنین نمی کنیم، جان و مال و خانواده ی خود را فدای تو می کنیم و به همراه تو با دشمن می جنگیم تا کشته شویم«. مسلم بن عوسجه نیز گفت» : هرگز از تو جدا نمی شوم، حتی اگر سلاح جنگی در اختیار نداشته باشم، دشمن را با سنگ مورد حمله قرار می دهم تا با تو کشته شوم.« سعید بن عبدالله حنفی نیز گفت: »به خدا سوگند اگر بدانم که کشته می شوم، سپس زنده می گردم، آن گاه زنده زنده مرا می سوزانند و خاکسترم را بر باد می دهند، و هفتاد مرتبه این حادثه تکرار می شود، هرگز از تو جدا نمی شوم تا در راه تو کشته شوم، چرا چنین نکنم، در حالی که یک مرتبه کشته خواهم شد و به کرامت ابدی خواهم رسید.« دیگر اصحاب و اهل بیت آن حضرت نیزسخنانی شبیه به آن را ابراز کردند(همان،ص ۴۴۱ ). در روز عاشورا نیز با عمل خویش گفتار خود را مبنی بر عشق به شهادت به اثبات رساندند.

مشروعیت ایثار و شهادت در آیین تشیع و سیره امامان (ع) :

روشن تر و گویاتر از کلمات پیامبر اکرم)ص(و اولیای الهی، سیره ی آن بزرگواران به خصوص ائمه معصومین (ع) است که دلیل قاطعی بر مشروعیت و فضیلت شهادت طلبی است. بسیاری از پیامبران الهی در راه احیای دین خدا در برابر مستکبران ایستادند و با علم به این که در این راه جان خود را فدا خواهند کرد، عقب نشینی نکرده و شهادت درراه خدا را با افتخار در آغوش گرفتند، زکریا و یحیی دو پیامبرالهی درراه حراست ازارزش های الهی وحق وعدالت و دفاع ازبانوی صالح عصرخویش حضرت مریم(س) به دست یهودیان سرکش به طرز فجیعی به شهادت رسیدند. پیامبر اسلام در جنگ ها چنان به قلب دشمن حمله می کرد که اصحاب آن حضرت بر جان او بیمناک می شدند و به شهادت علی)ع( در کوران جنگ که به پناهگاهی نیاز داشتند، به آن حضرت متوسل شده و در پناه ایشان قرار می گرفتند (طبری،محمد بن جریر، تاریخ طبری ، ترجمه ابوالقاسم پاینده،تهران: انتشارات اساطیر، ج ۴، ص۱۵۳) چه این که امام علی(ع) نیز ازآغاز تا لحظه شهادت با مرگ زندگی می کرد و در انتظار شهادت لحظه شماری می نمود . در شب هجرت رسول خدا(ص)(لیله المبیت) به امر آن حضرت در بستر وی قرار گرفت تا پیامبر بتواند از آسیب دشمن در امان باشد بدون آنکه بداند به سلامت خواهد بود. (تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۳۹ (
علی(ع) به نقل یکی از مورخان اهل سنت می فرماید: در جنگ احد وقتی شایعه ی قتل رسول خدا(ص) پیچید من که مطمئن بودم پیامبر از جنگ نمی گریزد، هنگامی که او را در جمع کشتگان نیافتم، فکر کردم شاید خداوند به خاطر رفتار ما او را به آسمان برده باشد، لذا تصمیم گرفتم به جنگ ادامه دهم تا به شهادت برسم. غلاف شمشیرم را شکستم و شروع به جنگ کردم. دشمن که مرا این گونه مصمم دید، راه مقابلم را گشود، ناگاه چشمم به رسول خدا افتاد که روبه رویم ایستاده، فرمود: یا علی! تو چرا فرار نمی کنی؟ عرض کردم: کجا روم و شما را تنها بگذارم، به خدا قسم از شما جدا نخواهم شد تا کشته شوم یا خدا تو را پیروز گرداند (طبری، ج۴ ،۵۱۴). درهمین جنگ بود که شمشیر آن حضرت شکست و پیامبر شمشیر خود» ذوالفقار« را به علی داد و جمله معروف »لا فتی الا علی و لا سیف الا ذوالفقار «میان زمین و آسمان ندا داده شد.( مجلسی،علامه محمد باقر ، مجموعه رسایل اعتقادی، به کوشش سید مهدی رجائی ، مشهد : بنیاد پژوهش های اسلامی ۱۳۶۸ ش،ص ۸۷)
وقتی آیه ی مبارکه »أحسب الناس أن یترکوا أن یقولوا آمنّا و هم لا یفتنون «(عنکبوت /۱) نازل شد، از آن حضرت نقل شده که می دانستم در زمان رسول خدا فتنه ای رخ نخواهد داد و این فتنه مربوط به بعد از وفات پیامبراست. درباره ی فتنه ازآن حضرت سؤال کردم وتوضیحاتی به من داد.عرض کردم: آیا شما درجنگ احد به من نوید شهادت ندادید؟ آیا من باید زنده باشم و منتظرآن فتنه باشم؟ فرمود : تو آن زمان را درک خواهی کرد ولی پس از آن به فیض عظیم شهادت نایل خواهی شد(نهج البلاغه، خطبه۱۵۶ (
ایثارگری های پیامبرعظیم الشأن اسلام)ص(ویاران باوفایش، ایثارگری های حضرت سیدالشهداء)ع( و حضرت عباس)ع( درنهضت عاشورا، ایثارگری های ملت قهرمان ایران در دفاع مقدس، از نمونه های ایثار و جهاد هستند. همان طورکه خداوند درآیه ۹۵ سوره نساء از منزلت ایثار و جهاد خبر می دهد. »از خودگذشتگی، ایثارها و نثارهایی که مسلمین در جنگ های صدر اسلام از خود نشان می دادند، همگی برخاسته از تنبه و توجه آنان به جایگاه جهاد بوده است مطرح بودن عنوان بدریون ) کسانی که در اولین جنگ رسمی اسلام یعنی بدر، شرکت کرده بودند( به عنوان یکی از ملاک ها و معیارهای فضیلت نیز ناشی از همین تنبه و توجه بوده است«. ایثار و شهادت، یکی از جلوه های با شکوه ایثار است که در فرهنگ اسلامی ) به ویژه تشیع( جایگاه رفیعی دارد . و همواره در طول تاریخ بشریت، بستر صعود و تعالی انسان های بزرگی را فراهم کرده است. شهادت، این مرگ پر افتخار، آرزوی دیرینه هر مؤمن راستین و پلکان شهود هر عارف مخلصی است . مولای متقیان حضرت علی (ع) که شهادتش، جهان را منقلب کرد، شهادت را چنین توصیف کرده است: »بهترین مرگ ها، کشته شدن در راه خدا است، قسم به آن کسی که جان پسر ابی طالب در دست اوست، هزارضربه شمشیر برمن آسان تر است، تا مرگ دربستردرغیر طاعت پروردگار« )کتانی ،سلیمان ،امام علی (ع ) پیشوا و پشتیبان ،ترجمه ونگارش سید جواد هشترودی ، قم : موسسه انتشارات رسالت ،چاپ دوم ، ۱۳۵۵ ، ص ۵۸) ایثار و زهد آنچه زاهد را به این مقام رسانده، ایثار است. ایثار زاهد، از آن جا قابل تأمل است که بر مبنای اخلاص بنا گردیده است. »زاهد از آن جهت ساده و بی تکلف و در کمال قناعت زندگی می کند و برخود تنگ می گیرد که دیگران را به آسایش برساند. او آن چه دارد به نیازمندان می بخشد زیرا قلب درد آشنای او آنگاه به نعمت های جهان دست می یازد که انسان نیازمندی نباشد. او از این که نیازمندان را بخوراند و بپوشاند و به آنان آسایش برساند بیش از آن لذت می برد که خود بخورد و بپوشد واستراحت کند. او محرومیت و گرسنگی و رنج و درد را از آن جهت تحمل می کند که دیگران برخوردار و بی دردسر زندگی کنند« ایثار و کرامت یکی از فضائل اخلاقی است که فرد ایثارگر، شرایط احراز چنین فضیلتی را نصیب خویش می سازد. استاد علامه »جوادی آملی« در تعریف» کریم« می گوید: »روح بزرگوار و منزه از هر پستی را کریم گویند «ومولای متقیان حضرت علی(ع) می فرماید: » الکرم الیثار العرض علی المال: یعنی کریم با مال، ایثار آبرو می کند«. ایثار و گذشت راهی است که چه زن و چه مرد، می توانند با طی آن، به کرامت برسند، پس این راه، راهی است پیمودنی. اگر کسی به مرز کرامت رسید، عبادت های او هم، رنگ دیگر پیدا می کند و روحاً کریم می شود . ایثار و آبرو انسان های ایثارگر،نه تنها جان و مال ،بلکه آبروی خویش را در راه پاسداری و صیانت از عقیده گرو می گذارند. این ایثار به افراد به خصوصی نیز تعلق می گیرد و براساس میثاقی به وجود می آید که ایثارگر، با خود و خدای خود بسته است. )یوسفی، علیرضا، ایثار،انتشارات حسین (ع ) ، ۱۳۸۲ ش ، ج ۱، ص ۱۲۲ ) ایثار در قرآن و کلام معصومین(ع) ، اصلی قرآنی است که علاوه بر چند آیه معروفی که در این باره گفته شده است، مصادیقی از آن در جای جای قرآن به چشم می خورد. آیاتی مثل»: و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا: « »وغذای خود را با این که علاقه ونیازدارند، به مسکین و یتیم واسیرمی دهند.« در این آیات، اشاره مستقیمی به ایثار نگردیده، اما به ملاک هایی که ایثارازآنها برخوردار است، توجهی جدی به عمل آمده، ملاک هایی چون » دوست داشتنی ترین چیز یا طعام برای بخشش. «انسان ها در ایثارقرآنی، بر سر دو راهی انتخاب قرار دارند، آنانی که آخرت را بر دنیا ترجیح می دهند، »ایثار مثبت «وکسانی که حیات دنیوی را بر آخرت، بر می گزینند، به »ایثار منفی « دست می زنند. بدین لحاظ، ایثاردرقرآن، به دو گونه »مثبت « و»منفی « بیان می شود . معروف ترین آیه» ایثار مثبت« که اصولاً به» آیه ایثار« شهرت دارد، آیه ۹ سوره شریفه حشر است« (یوسفی ،همان، ص ۱۲۸) که می فرماید» : و یؤثرون علی انفسهم و لوکان بهم خصاصه « یعنی: »وآنان را بر خودشان بر می گزینند هر چند بدان محتاج باشند«. نظرهای مختلفی نیزدر شأن نزول این آیه نقل شده است: گروهی آن را به سبب ایثار »انصار «بر »مهاجران « می دانند. عده ای آن را به حضرت علی)ع( و حضرت فاطمه(س) نسبت می دهند، و برخی آن را مربوط به جنگ احد می دانند. علامه طباطبایی، درباره تعدد این روایات معتقد است» : ظاهراً همه این روایات ازباب تطبیق آیه بر یک واقعه و داستان بوده، نه این که آیه تنها درباره فلان قصه نازل شده باشد.« به نظر می رسد ، شأن نزول آیه ی ایثار، وجود مبارک حضرت علی (ع( است که در کتب مختلفی بدان اشاره شده و مورد بحث قرارگرفته است. آیه ۱۶ سوره شریفه »اعلی« به ایثار منفی پرداخته است. » تؤثرون الحیاه الدنیا« یعنی » شما زندگی دنیا را برآخرت ترجیح می دهید .«در ایثار منفی، برگزیدن دنیا به سبب زشتی ها، فناپذیری و این که انسان ها را به سوی سعادت راهنمایی نمی کند، مورد سرزنش قرار می گیرد وگرنه، همه دنیا، زشتی و پلیدی نیست. همین مفهوم در آیه۳۸ شریفه» نازعات« و آیه ۱۰۷ سوره شریفه »نحل « نیز بیان گردیده است . آنچه از منابع حدیث شیعی از ایثار گفته شده صفات عالی انسانی و برتری هایی است که »ایثارگر« نسبت به سایرین دارد. امام باقر(ع) افراد ایثارگر را جزء آن سه گروهی می دانند که وارد بهشت خدا می شوند. امیرالمؤمنین(ع) در»غررالحکم«صفات بی شماری برای ایثار و ایثارگر بیان می کند، از جمله» : الایثار غایه الاحسان« ، یعنی » ایثار، اوج نیکوکاری است .« » ایثار جان و مال برای سلامت دین «از جمله اموری است که در احادیث ما بدان پرداخته شده است. (برازش ،علیرضا، مجموعه موضوعی نهج البلاغه و غررالحکم ، انتشارات میقات ، ۱۳۶۱ ش، ج ۱، ص ۳۱۱ ) پیامبر اسلام(ص) از ایثار، به عنوان زبور پارسایی یاد می کند. همچنین امام علی(ع) ایثار نفس را برمبنای صبر، توصیه می فرماید. در نهج البلاغه، مانند قرآن، به دو ایثار منفی و مثبت اشاره شده است. انسان هایی که دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند، ایثار منفی، و آنان که آخرت را بر دنیا برمی گزینند ایثار مثبت می کنند. نمونه ای از» ایثار منفی « را در خطبه ۱۱۰ و» ایثار مثبت« را در نامه ۵۳ ، نهج البلاغه می توان ملاحظه کرد. امام سجاد(ع)، در صحیفه سجادیه، از خداوند پوزش می طلبد از این که اگر بینوایی از او چیزی خواسته و بر آن ایثار نکرده باشد. ایثار در زندگانی پیامبر(ص) وائمه طاهرین(ع) در وجود پیامبرعظیم الشأن اسلام(ص) سجایای تمامی انبیاء واولیاء جمع است. حضرت محمد (ص) در قرآن کریم، اسوه حسنه، و در نزد عرفا، سرورکائنات خوانده می شود. )سیری در سیره نبوی ، انتشارات صدرا ، چاپ دوم ، ۱۳۵۴ ش ، ص ۲۸۱) پیامبر گرامی اسلام(ص) رسالتی توأم با ایثار، پایداری و ایمان و یقین داشت؛ زیرا از ایمان و یقین نهفته در ضمیرهمه بندگان خدا با خبر است . در زندگی پیامبر (ص)، ایثار حضرت خدیجه(س) همسر باوفایش، در راه تبلیغ و ترویج دین مبین اسلام، اهمیت خاصی دارد. یکی از بزرگ ترین اهداف ائمه طاهرین(ع) »ایثار« بوده است. » ائمه طاهرین(ع) نور واحد هستند و هدف همه آنها یکی است، که عبارت است از تلاش، کوشش، نثار و ایثار برای احیای دین و روشن نگه داشتن چراغ مکتب« امیرالمؤمنین علی(ع) به عنوان بزرگ ترین ایثارگر تاریخ، تا بدان جا پیش رفته که آیه معروف ایثاردر شأن او و همسرش فاطمه(س) نازل شده است ، » لیله المبیت « یکی از نقاط درخشان ایثار حضرت علی)ع( است. امام حسن)ع( منبع لطف و سخا و کرم و مهربانی است. او همواره با ایثار مال، مستمندان را می نوازد. در مکتب اباعبدالله)ع( بالاترین مراتب ایثار، تعریف شده است. در این آیین، ایثار راهی است مقدس به سوی وصال معشوق. امام مهدی (عج ) در طول غیبت صغری- که مردم در تنگدستی به سر می بردند – از ایثار مال دریغ نمی ورزیدند. یاران ایشان از ایثارگرانی هستند که نوید حضور درخشان شان را ائمه پیشین داده بودند. در کتاب »کمال الدین و تمام النعمه« ازشیخ صدوق (قدس سره) از این انسانهای ایثارگر که قلب هایی استوارتر از پاره های آهن دارند، به نیکی یاد شده است . در مکتب تشیع ایثار و شهادت تنها منحصر به مردان نبوده بلکه بانوان گرانقدر اسلام نیز در این عرصه گامهای بزرگی برداشتند. یکی از ویژگی های حضرت خدیجه (س) این بود که بر اثر تدبیر و کوشش در تجارت و امور اقتصادی، از ثروتمندان بی نظیر عصر خود بود. او در راه تحقق آرمان های اسلام، همه ثروت خود را انفاق کرد، ثروت حضرت خدیجه)س( برای پیشبرد اسلام، بسیار مفید و مهم بود، تا آنجا که پیامبر)ص(فرمود »: ما نفعنی مال قط مثل ما نفعنی مال خدیجه:« » هیچ ثروتی هرگز مرا آن گونه سود نبخشید که ثروت خدیجه(س) به من سود بخشید.« حضرت فاطمه(س) فرزند بهترین بندگان خدا،وهمسر بزرگ ترین ایثارگر تاریخ، خود میراث دار این گوهر گرانبهاست . آنهایی که زندگی سراسرعشق و ایثار این بانوی بزرگ جهان اسلام را بررسی می کنند،هنوز نتوانسته اند ابعاد مختلف ایثاردرزندگی پرافتخار او را به نگارش درآورند. از نمونه های ایثار این بزرگ بانوی اسلام، می توان ایثار در شب عروسی ایشان که پیراهن نوی خود را به سائلی داد ونیز دستبند و پرده ی خانه خود را به فقرا ایثار کرد به خاطر آورد. حماسه کربلا، برآیندی است ازایثار وجانبازی زنان ومردان بزرگواری که جز لبیک حسین)ع(چیز دیگری در سر ندارند. حضرت زینب)س( شیرزنی است که پس ازشهادت امام حسین)ع(، این قافله عشق را رهبری کرد. کوفیان که ایثار و شجاعت حضرت علی)ع( را می شناختند اکنون دختر قهرمان او را می دیدند که با چنین پشتوانه ای رسالت خویش را به انجام می رساند. پس از رسول گرامی اسلام)ص( فرهنگ متعالی» ایثار« در چهره های درخشان پیروان اسلام متبلور شد. یاسر و سمیه که پیامبر (ص) در مورد آنان فرمود» : ای آل یاسر! بردبار باشید، وعدگاه شما بهشت است.« حمزه که شهادتش در جنگ احد، پیامبر)ص( را سخت متأثر کرد. جعفر طیار، برادر رشید حضرت علی)ع( که همه چیزش را وقف اسلام کرده بود، در جنگ » موته « شرکت کرد و با قطع هر دودستش، به جمع نورانی جانبازان اسلام پیوست. عمار، در دوران خلافت امیر المؤمنین علی)ع( بود که در رکاب آن حضرت با متجاوزان و پیمان شکنان جنگید و عاقبت هم در همان جبهه شربت شهادت نوشید. ابوذر یار باوفای پیامبر)ص(، چهارمین یا پنجمین نفری است که اسلام آورد ودر راه حفظ، ترویج و تبلیغ آن، ازجان دست شست وعاقبت جان عزیزش را در این راه، ایثار کرد. سلمان فارسی که امام جعفر صادق )ع( ازرشادتها وایثارهای این یار صدیق ووفادار پیامبر)ص ( بسیار یاد می کرد، نیز از جمله این بزرگان بود.
مولی علی علیه السلام برای افطار سه صاع جو از دوست یهودی خود که در مدینه زندگی می کرد، قرض گرفت و فاطمه زهرا (سلام اللَّه علیها) روز نخست یک صاع آن را آرد کرده وجهت افطار آماده نمود. در این هنگام مسکینی وارد شد و آنها با آنکه خود به طعام نیازمند بودند، آن را به وی بخشیدند، شام دوم به هنگام افطار، یتیمی تقاضای طعام نمود و سومین شب، اسیری که کافر بود، تقاضای طعام کرد، و آنها، این یتیم و اسیر را بر خود مقدم داشتند وصبح روز چهارم، چون پیامبر صلی اللَّه علیه وآله اهل بیت را در حال گرسنگی دید، جبرائیل نازل شد وآیات سوره انسان را درباره اهل بیت علیهم السلام نازل کرد: (ویطْعمونَ الطَّعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و أَسیراً، إِنَّما نُطْعمکُم لوجه اللّه لا نُرِید منْکُم جزاء و لا شُکُوراً)؛ یعنی آنان به نذر خود وفا کرده و طعامشان را به رغم علاقه ای که به آن دارند، به مسکین، یتیم واسیر می بخشند و می گویند شما را برای وجه خدا اطعام کرده، از شما پاداش و سپاس نمی خواهیم.(یوسفی، همان ، ص ۱۵۰ ) اطعام افطار در سه روز متوالی، بدون شک یکی از برجست هترین مصادیق والگوهای مشارکت اجتماعی است، نکته مهمتر، تعبیر ومعنایی است که اطعام کنندگان از رفتار خود دارند، آنها، عمل خود را بر محور خود یا منافع شخصی شان تبیین نمی کنند. بیان آنان در تبیین رفتار این است : شما را به قصد وجه الهی اطعام کردیم و از شما هیچ جزا یا سپاسی نمی خواهیم. این بیان الگو و اسوه ای از رفتار را نشان می دهد که در اوج ایثار وگذر از منافع مادی اقتصادی یا شئون و منزلت های اجتماعی است و بلکه در اوج گذر از خود می باشد و در عین حال، ازبرجسته ترین مصادیق تعامل و مشارکت اجتماعی است .(یوسفی، همان ، ص ۱۵۱( پیامبر(ص) با هجرت از مکه، جامعه مدنی را تشکیل داد، در این جامعه، انسانها گرگ هایی نیستند که در یک محاسبه عقلانی ناگزیر به همکاری و مشارکت با یکدیگر تن دردهند . در این جامعه، انسانها برای غلبه بر خود وگذر از خویشتن دنیوی، وبلکه خویشتن های محدود و مقید به تعامل وهمکاری م یپردازند و در این مسیر از یکدیگر سبقت می گیرند . در فرهنگ اسلامی این نوع از تعامل، نه تنها غیرعقلانی نیست بلکه در یک بستر ومسیر کاملاً عقلانی شکل گرفته و تنظیم می شد. عاقلانه ترین نوع رفتار در این میدان مربوط به کسانی است که در مسیر ایثار و گذشت، از هستی و جان خود عبور کرده و به فیض شهادت نایل می شوند. از رسول خدا صلی اللَّه علیه وآله درباره خصلتهای شهید روایت شده است که با ریختن اولین قطره خون او بر زمین، همه گناهانش بخشیده می شود و نظر به وجه اللَّه می کند،(حر عاملی، همان، ص ۱۶۰) اوهمچنین روایت شده است که فوق هر نیکی نیکی ای است،تا آنجا که انسان در راه خداوند کشته شود، برتر از آن نیکی نیست. (همان، ص ۱۷۰(
می توان گفت درقرآن تنها آیه ای که در آن بر مقتول فی سبیل الله» شهید« اطلاق شده، این آیه است : و من یطع الله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا.
جمهور مفسران فریقین در این آیه »شهدا « را به مقتول فی سبیل الله تفسیر کرده اند. ازابن عباس نقل شده که در آیه فوق از »النبیین « حضرت محمد (ص) اراده شده و مقصود از» الصدیقین « حضرت علی و حضرت جعفر و حضرت حمزه و حضرت امام حسن و امام حسین علیهم السلام، هستند.(همان، ص۱۸۱ (
امام حسین)ع( هنگام خروج از مدینه به بانگ بلند اعلام کرد که هدف من از این رستاخیز، نه بر پا ساختن آشوبی اجتماعی است و نه ادعای قدرت و اکتسابی است؛ تنها می باشد که تمام هویت » امر به معروف و نهی ازمنکرواصلاح دین جدم« هدف من اسلامی جامعه درگرو آن است. (نجمی ، محمد صادق ، زمینه های اعتقادی ، سیاسی و اجتماعی در نهضت عاشورا از دیدگاه حسین بن علی (ع) ، مجموعه مقالات کنگره بین المللی امام خمینی و فرهنگ عاشورا، دفتر سوم، ص ۳۵۵(

جایگاه ایثار و شهادت در مکتب تشیع:

ازجمله نمادهای فرهنگی سیاسی شیعه، که در گسترش آن نقش مؤثری داشته است ، ایدئولوژی منحصر به فرد آن بود. ایدئولوژی که کانون آن ایثار و شهادت در مبارزه با ظلم و بی عدالتی است. در رأس این ایدئولوژی ائمه معصومین(ع) عالمان شیعی و روحانیون و دیگر بزرگان دینی قرار داشتند. در واقع روحیه ایثار و شهادت طلبی در مکتب شیعه، یکی از ارزش های سیاسی و اعتقادی شیعیان است. شیعه اعتقاد خاصی به شهادت دارد. با مروری بر تاریخ زندگانی ائمه(علیهم السلام) می بینیم که تمامی آن ها به دست دشمنان، مقتول یا مسموم شده اند. این ارزش بزرگ، با نام حسین بن علی)علیه السلام( در فرهنگ سیاسی تشیع آمیخته شده است و شیعیان لقب سیدالشهداء را برای او از هرکس دیگری مناسب تر می دانند؛ زیرا شهید با ایثار قطرات خونش در پیکر جامعه، خونگرم و زنده ای را به جریان می اندازد وراه خدا را باز می کند و سدها و موانع را برمی دارد. ) مطهری، مرتضی، شهید و شهادت تهران: انتشارات صدرا، ۱۳۶۶ ، ص ۱۱ )
شهادت نقش بسیار حساسی در تاریخ تشیع و امت شیعی دارد. این امر از ابتدای ظهور شیعه تاکنون وجود داشته است. شاید به همین جهت بوده است که بسیاری از اسلام شناسان غیر مسلمان، به علت تشویق شیعه به جهاد با جان جهت برقراری و دفاع از حق و حقیقت و به علت علاقه فراوان شیعیان برای استقرار عدل و ریشه کنی ظلم و به علت فداکاری همه جانبه رهبران شیعی، شیعیان را فنائیک، و مکتب تشیع را بنیادگرا معرفی می کنند. )عنایت، حمید،اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاالدین خرمشاهی، تهران:انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۲ ش،ص ۳۱۲ )
عدالت در بسترسازی تحقق ایثارو شهادت در آیین شیعه نقش زیادی داشته است . از نظر شیعه احراز عدالت برای تصدی مسئولیت های اجتماعی مانند حکومت، امامت جمعه و جماعت، قضاوت و… لازم است. شیعیان، امامان معصوم(علیهم السلام) را بارزترین مصداق عدالت می دانند. پذیرش اصل عدل، همواره زمینه ساز حرکت های عدالت خواهانه در میان شیعیان بوده است.
ایثار وشهادت به مفهوم گسترده ی آن)جان نثاری( ویژه ی مکاتب مذهبی و ادیان و حتی اسلام و تشیع نیست. ولی آن اندازه ارج و اهمیتی که اسلام و به ویژه تشیع برای آن در دفاع از حق و حقیقت قائل است، در سایر بینش ها دیده نمی شود. چه آنکه شهادت نقش بسیار حساسی در تاریخ تشیع وتقویت و تثبیت مبانی این آئین الهی ازبدو ظهور تا مقطع کنونی ایفا نموده است.
نیم نگاهی به تاریخ صدراسلام و به ویژه دوران پس از رحلت پیامبر که در بر دارنده ی بزرگترین حادثه ی شهادت طلبانه در پهنه ی تاریخ اسلام است، کاربرد و کارآمدی شناخت ایثار و شهادت را به تصویر می کشد: پس از شهادت امام علی (ع) که خلافت اسلامی و پایگاه تربیت انسانی به دست کسانی چون معاویه بن ابی سفیان افتاد و حیله های مشهور عمروعاص در کنار اموال سرشار معاویه کارگر افتاد و خلقی بسیار را فریفت، تنها وظیفه این بود که به هر وسیله ی ممکن، حیله ها نمایانده وخیانت ها شناسانده شوند و سلطنت شوم اموی و دستگاه پلید معاویه رسوا گردد. امام حسن)ع( با سنجش دقیق اوضاع به این نتیجه رسید که از قیام و نهضت در آن مقطع زمان خود داری کند چه آنکه فداکاری و حتی شهادت او آنچنان تاثیری در پیروزی وغلبه» حقیقت مغلوب« بر»فریب غالب« نداشت. )مطهری ، مرتضی ، حماسه حسینی، انتشارات صدرا، ج ۲، چاپ چهارم، ۱۳۶۶ ش، ص ۹۸) زیرا شهادت نیز مانند بسیاری از پدیده ها، زمینه ی مساعد می خواهد تا بتواند از قالب یک شهامت و اخلاص فردی درآید و شکل یک پدیده ی اجتماعی موثر به خود گیرد و خون شهید در رگ دیگر مردم حیات و زندگانی بیافریند. دوران یزید اما شرایط به گونه ای دگرگون شد که با اعمال پلید خلیفه، پرده از فریب غالب افتاد و حقیقت از انزوا نسبتا خارج شد. اما این خروج کامل شهامتی را می طلبید تا با قیام قاطع خود، حقانیت حقیقت را به رخ مردم ظاهر بینی بکشد که برخی به دلیل نادانی تن به اسارت سپرده بودند و برخی دیگر در اثر انحراف و انحطاط اجتماع هویت خود را از کف داده و در نتیجه زوال اقتدار در برابر ساختار قدرت سیاسی را رقم زده بودند. عجیب این که استقبال از شهادت و گذشت و ایثار امام حسین(ع) نشان داد که می توان همه این ها را که رمز عزت یک ملت است، با فداکاری منطبق با شرایط زمان اصلاح نمود .آموزه های اسلامی و ادبیات شیعه به شهادت بسان عاملی پویا می نگرند که هرگاه جامعه ای دچار انحطاط گردد چونان محرکی در جهت بالندگی مجدد آن عمل نموده و زمینه بسیج همگان در راستای نیل به این هدف مقدس را فراهم می سازد. البته نباید از نظر دور داشت که میزان بالندگی و پویایی ناشی از فرآیند شهادت با شرایط و فضای اجتماعی سیاسی جامعه ارتباط مستقیم دارد) مطهری ، همان، ص۱۰۲ (با نگاهی به ادبیات منثور و منظوم عاشورا در دوره های گوناگون تاریخی- اجتماعی می توان رابطه ای متقابل و متعامل میان رویکردها و قرائت های عاشورا با وضع اجتم اعی- سیاسی ویژه هر دوره را باز شناخت، به گونه ای که این وضعیت ویژه، گفتمان مسلط و غالبی را در قرائت ها و روایت های عاشورایی آن دوره باز تاب می بخشد . در دوره هایی که جامعه اسلامی، جامعه ای سیاسی وکنش گر به لحاظ اجتماعی است، قرائت و ادبیات عاشورا صبغه ای سیاسی و فعال به خود گرفته و وجه مبارزه جویانه و حماسی عاشورا، شاخصه فرهنگ مکتوب یا شفاهی می گردد و در شرایطی که به هر دلیل و سبب اجتماعی – تاریخی، جامعه غیر سیاسی می گردد، وجه فاجعه بار، غم انگیز، سوگوارانه و منفعلانه بر جنبه پویا و زاینده شهادت و واقعه عاشورا برجسته می شود.
در اصل، برداشت سیاسی از واقعه ی ایثارگری و شهادت طلبی در هر عصر و دوران می تواند به این پدیده نادر پویایی لازم را بخشیده و در راستای تحرک فکری حاشیه نشینان و منفعلانی که به روز مرگی خو گرفته اند،کارآمد واقع شود. ازاین زاویه گریه وعزادارای و بزرگداشت یاد و خاطره شهدا نه به عنوان یک برداشت معنوی، بلکه به عنوان یک اقدام سیاسی می تواند مورد بهره برداری قرار گیرد و ضرورت این تلقی و رویکرد را می توان از جملات مختلف امام حسین (ع) که در راستای تبیین هدف قیام و حرکت شهادت طلبانه خود ایراد نموده، استنباط و برداشت نمود. ( فریشلر، کورت ، امام حسین و ایران، ترجمه ذبیح الله منضوری، تهران : انتشارات جاوید، ۱۳۵۱ ش ، ص۲۶۲ (به عنوان نمونه در یکی از جملات نقل شده از آن حضرت که در بر دارنده فلسفه شهادت طلبی اگر دین ندارید پس در امر »ان لم یکن لکم دین فکونوا احرارا فی دنیاکم« : اوست آمده دنیای خود آزادمرد باشید.
قیام عاشورا و استقبال از شهادت به خوبی آمیختگی دو مقوله ی آزادی درونی و بیرونی از یک سو و مقدم بودن آزادگی بر دین داری از سوی دیگر را آشکار و به اثبات رساند و با این قیام، شهادت درحد یک عنصر عزت آفرین و نجات بخش جلوه گر شد.
بنابراین رمز موفقیت برق آسای آیین شیعه در رسیدن به اهداف خود و گشودن قلب های انسان های شیفته ی حقیقت” فرهنگ ایثار و شهادت طلبی” دراین مکتب است . درمکتبی که جهاد در راه خدا پلی برای رسیدن به» احدی الحسنیین« است، شکست معنا و مفهومی ندارد. مکتبی که بتواند پیروانش را به گونه ای تربیت کند که نبرد با دشمن و کشته شدن را رسیدن به سعادت ابدی بدانند، از هیچ قدرتی هراس نخواهد داشت و هیچ مانعی قادر نخواهد بود او را از رسیدن به اهدافش باز دارد و در میانه ی راه متوقف سازد. تعالیم اعتقادی شیعه منطبق بر فطرت پاک انسانی است؛ ازاین رو هر قدرتی که مانع رسیدن این تعالیم به مخاطبانش شود، با چنین روحیه ای از میان برداشته می شود . مذهب تشیع هیچ گاه به ضرب شمشیر در جهان پیش نرفته، این مکتب آن قدر تعالیم و ارزش های انسانی دارد که دل های پاک را به خود جلب و جذب کند، و نیازی ندارد که به زور سرنیزه بر مردم حکم )مطهری ، حماسه حسینی، ص ۱۲۲ ( وجود روح ایثار و شهادت طلبی در مسلمانان صدر اسلام همچون مقداد و ابوذرکه بیشتر به آیین شیعی گرایش داشتند، حکایت از آن دارد که آنان با رضایت کامل و عشق و علاقه پیرو این مکتب بودند، هی چگاه کسی با اجبار، دل درگرو مکتب و آیینی نمی سپارد و برای آن جان فشانی نمی کند. مخالفان شیعه به خوبی این رمز پیروزی را شناسایی کرده و در طول تاریخ تلاش کردند، مردم را از این فرهنگ رهایی بخش جدا سازند . وچه بسا که برای جدا کردن شیعیان از فرهنگ جهاد و شهادت اتهام اتی را مطرح کرده اند .تا شاید عالمان شیعی سخن از جهاد و مبارزه به میان نیاورند. چنان که بعضی از ساده لوحان و به اصطلاح روشنفکران در این دام گرفتار آمدند. آن چنان که حاکمان ستمگر اموی و عباسی که به ، چیزی جز ریاست و قدرت نمی اندیشیدند، و در مبارزه با اندیشه های شیعی ” حرمت مبارزه با حکومت ” را حتی اگر حاکم، جائر و ستمگر باشد، ساختند و پرداختند روحانیان بی هویت را برای ترویج آن به کار گرفتند). قادری ، حاتم، ملاحظاتی پیرامون تفهیم و انتقال پیام عاشورا،مجموعه مقالات کنگره بین المللی امام خمینی و فرهنگ عاشورا، ص ۳۲۱)
مبارزه ی حاکمان جائر با مکتب سالار شهیدان حسین بن علی(ع) و همه ی مظاهر آن به خوبی نشان گر آن است که دشمن به خوبی از رمز موفقیت مسلمین آگاه شده و تمام تلاش خود را برای مقابله با آن به کار بسته است. روزی امویان نهضت عاشورا را” خروج علیه امیرالمؤمنین یزید” خواندند تا مردم را فریب دهند و بتوانند کاروان حسینی را سرکوب کنند. (طبری،ج ۴، ص ۲۹۶) روز دیگر عباسیان به منظور از بین بردن کانون جهاد و مبارزه علیه ظلم و بی عدالتی، قبر مطهر آن حضرت را منهدم کرده و حریم حرم مطهر را شخم زدند (همان، ج ۴،ص۱۸۵) روزی دیگر با ایجاد اختلاف و نزاع میان مسلمانان ، به قتل شیعیان و عزاداران حسینی پرداختند و خود پشت صحنه به رقص و پایکوبی پرداختند. (ابن اثیر،عزالدین ابی الحسن، تحقیق علی شیری، دار احیاء التراث العربی ،۱۴۰۸ ه ق. ۱۹۸۹ م. بیروت لندن،ج۹ ، ۲۰۸ )روزی دیگر استعمارگران و چپاول گران عالم به ریشه کن کردن مظاهر نهضت حسینی پرداخته و از برگزاری هر مجلس و محفل عزاداری ممانعت به عمل آوردند و توسط ایادی خود هم چون رضاخان میرپنج در ایران، آتاترک در ترکیه و امین الله خان در افغانستان با شعایر مذهبی به مبارزه برخاستند(مکی،ج ۶،ص ۲۷۹). روز دیگر در سرزمین های اشغالی فلسطین صهیونیست ها کنگره ی شیعه شناسی ، تشکیل داده و خواستار مبارزه با مظاهر نهضت حسینی و فرهنگ شهادت از یک سو و جلوگیری از گسترش فرهنگ انتظار ظهور مهدی موعود(عج) از سوی دیگر شدند.

عاشورا، الگوی ایثار و شهادت در مکتب تشیع:

طرح حادثه ی عاشورا به عنوان چکیده ی ایثار و شهادت در آیین تشیع، به لحاظ تاثیر گذاری حرکت شهادت طلبانه امام حسین )ع( در برانگیختن مقاومت مسلمین در برابر انحرافات آتی در جهان اسلام، همواره زمینه ساز اقداماتی در راستای تشویش و تحریف این قیام حق طلبانه گشته است. در واقع نهضت عاشورا یکی از مهم ترین نمادهای شیعه از جمله آثار نهضت »: درراه ایثاروشهادت است. علّامه محمد تقی جعفری می نویسد عاشورا عدم جواز مسامحه با مخالفان دین و ارزش های دینی به بهانه نبودن احساس قدرت می باشد. در حقیقت، از این داستان نتیجه می گیریم که قدرت، احراز نمی خواهد، ناتوانی احراز می خواهد .(علامه جعفری ، محمد تقی ، نیایش امام حسین (ع) ، بی نا ، بی تا، ص ۴۵۱ )
از این رو، عاشورا به این دلیل که تنها واقعه ای است که طی آن یکی از ائمه معصومان(علیهم السلام) همراه با یاران و بسیاری از اهل بیتش به شکلی خاص و منحصر به فرد، که برانگیزاننده احساس و عواطف انسانی است، به شهادت می رسند، جایگاهی ویژه و نمادین در فرهنگ تشیع دارد و منشأ بسیاری از قیام ها و حرکت های انقلابی و خونین در تاریخ شیعه محسوب می شود. تأکیدها و سفارش های ائمه(علیهم السلام ) بر بزرگداشت یاد و خاطره حادثه عاشورا، موجب گسترش فرهنگ ایثار و شهادت در میان شیعیان شده است.
ماجرای نهضت امام حسین(ع) در کربلا و وضعیت اهل بیت واصحاب ایشان وعشق به شهادت در راه خدا و استقبال از آن با علم به شهادت و خوشحالی آنان در شب عاشورا همگی گواه صادقی است بر مشروعیت و فضیلت شهادت طلبی و استقبال از مرگ . در بسیاری از موارد یاد شده با اطمینان می توان گفت که آن بزرگواران خود در سلسله ی علل و اسباب شهادت خویش قرار دارند، و شاید مهم ترین علت و سبب مرگ و شهادت آنان، رفتارشان و شیفتگی شان از شهادت باشد. حتی یکی از تحلیل های قوی و معتبر از قیام ابا عبدالله(ع( این است که آن حضرت چون می دانست با حیات خود نمی تواند اسلام را از خطر حکومت بن یامیه نجات دهد، با مرگ و شهادت خویش این مهم را تحقق بخشید و مشعل هدایت بشر و اسوه ی مبارزه با ظلم و بی عدالتی شد.
بدینگونه همان طور که امام حسین)علیه السلام(با شهادت خود و استقبال از مرگ وترک لذات دنیا توانست انسان ها را از غفلت و سکوت و رخوت به صحنه بکشاند، تکرار این روند در جوامع خفته و بی تفاوت نسبت به امور اجتماعی و سیاسی خود قادر به ایجاد حرکتی موج مانند خواهد بود که بر خورد آن به افکار عمومی تکانی در آن ایجاد خواهد کرد و حاشیه نشینی در هر حالتی را زیبنده و شایسته مقام انسانی نمی داند . ماهیت نهضت عاشورا، احیای دین بود و خط مشی امام حسین)ع( برای تحقق احیای دین و اصلاح امت و عدالت طلبی که هویت امت اسلامی را تشکیل می داد، شهادت بود و راهی جز آن برای باز گرداندن هویت به امت وجود نداشت؛ چه آنکه جامعه ی اسلامی آنچنان تحریف شده و دگرگونه بودکه امام حتی به فرض پیروزی و غلبه بر یزید به قدری گرفتار مسایل داخلی می شد که هدف اصلی نهضت که احیای دین بود، به انجام نمی رسید. دوران پنج ساله ی حکومت علی بن ابی طالب(ع) که یکسره صرف جنگ های داخلی شد ثابت کرده بود که دامنه انحراف به قدری گسترده است که ابزارهای متعارف قادر به تصحیح این روند نیست. هدف، اسلام و حاکمیت دوباره آن بر جامعه بود. اگر فداکاری و ایثار و شهادت طلبی تاکتیک بود، استراتژی و هدف نهایی استقرار دین و دمیدن روح اسلام به پیکره مرده جامعه بود. از همین جا تفاوت اقدام سید الشهدا و عناصر دیگری نظیر عبد ا… بن زبیر که هر دو بر علیه ظلم یزید شورش کردند، مشخص می گردد و آن این که امام با عنایت به هدفی که دنبال می کرد خود را سپر کعبه-که مظهر هویت اسلامی است- نمود ولی عبد ا… بن زبیر، کعبه را سپر حفظ خود قرار داد.
فداکاری امام حسین(علیه السلام) با هدف اعاده ی حیثیت از جامعه ای که به نام دین به ذلت کشیده شد، از نظرآزادگان هویت جوی جهان ، پنهان نمانده است و ازاین رو توفیق در غلبه بر استعمار و رهایی ملت خویش را در باز گرداندن هویت ملی به جامعه جستجو نموده اند. به عنوان نمونه مهاتما گاندی – رهبر و مصلح استعمار شکن هند که در سال ۱۹۴۸ م ترور شد واز دنیا رفت – درباره نهضت عاشورا چنین می گوید: من برای مردم هند، چیز تازه ای نیاوردم، فقط نتیجه ای که از مطالعات و تحقیقات درباره زندگی قهرمانان کربلا بدست آورده بودم را ارمغان ملت هند نمودم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم، واجب است همه ما راهی را بپیمائیم که حسین بن علی(علیه اسلام ) پیمود . (فرهنگ عاشورا ، قم ، نشر معروف ، چاپ پنجم ، ۱۳۸۰ ش،ص( ۹۸
امام حسین (ع) در هنگام حرکت به سوی کربلا اشعاری را می خواند، که نقل شده پدر بزرگوارشان هم همین اشعار را گاهی می خواندند » : اگر چه دنیا زیبایی ها و دوست داشتنی هایی دارد، دنیا آدم را به طرف خودش می کشد، اما خانه پاداش الهی، خانه آخرت، خیلی از دنیا زیباتر و جذّاب تر است، خیلی از دنیا بالاتر وعالیتر است.«
»اگر مال دنیا را آخر کار باید گذاشت و رفت، پس چرا انسان آن را در راه خدا انفاق نکند، و اگر این بدنهای ما ساخته شده است که در آخر کار بمیرد، پس چرا در راه خدا با شمشیر قطعه قطعه نشود«. ( علامه جعفری، همان ، ص ۴۵۳ )
و چنین نگرشی به مفهوم » شهادت« خود نیروی محرکه ای است برای انسان معتقد به » شهادت « برای پیش رفتن برای طی مسیر و برای رسیدن به اهداف عالیه انسانیت .و راه » شهادت« همیشه برای مسلمانان باز است، هرچند تنورجهاد و نبرد درراه دفاع از اسلام گاه شعله ور است و گاه خاموش، اما مقام و موقعیت» شهادت« ثابت است و چیزی نیست که دستخوش متغیرهای بیرونی شود . از امام چهارم (ع) نقل شده است که فرمودند : شیعیان ما همه از صدیقین و شهداء هستند.

آموزه فرهنگی شیعه در ایثار و شهادت

به باور شیعه، حسین(علیه السلام) الگوی عزت و سر بلندی برای همه آزادی خواهان جهان است و آنچه از منفعت در جریان قیام و ایستادگی وی در برابر وضعیت نابهنجار اجتماعی –سیاسی زمان خویش عاید آن عصر و دوران شد، چونان میراثی گرانبها در همیشه تاریخ اسلام و بلکه جهان باقی وجاویدان است.
در همین رابطه برای تبیین و روشن شدن مطلب به بخشی از سخنان حضرت، خطاب به ولید بن عتبه- استاندار مدینه-می پردازیم؛ آنجا که می فرماید: اما یزیدی که تو از من برای او بیعت می طلبی، مردی شراب خوار است و دستش به خون افراد بی گناه آلوده شده، او حریم دستورات الهی را در هم شکسته وآشکارا مرتکب فسق می شود؛ بنابراین مثل من با مثل این یزید بیعت نمی کند( مطهری، حماسه حسینی، همان، ص ۱۵۱ ) امام حسین (ع) در این فراز از سخنان خود، همه انسان ها در همه اعصار را مورد خطاب قرار داده، می فرماید که قیام و حرکت اعتراضی من اختصاص به زمان خود ندارد، بلکه در هر عصر و دورانی که فردی با مشخصات و ویژگی های یزید در صحنه روزگار پدیدار شود باید افرادی حسین وار قیام نمایند و در واقع امام با این گفتار مسؤولیت بس بزرگی بر عهده ی همه انسان ها قرار داده و تکلیف آن ها که در واقع نفع و سود آنان را در بر دارد را معین فرموده است.
از همین جا عظمت کار امام حسین(ع) به عنوان بزرگترین شهادت طلب تاریخ بشریت، مشخص و آشکار می گردد که در بیان کورت فریشلر– محقق و نویسنده آلمانی– بدین گونه انعکاس یافته است: بزرگترین محمل)یا علتی( که فاجعه ی قتل حسین(علیه السلام ) را بزرگ کرده این است که قیام او برای حفظ جان صورت نگرفت و منظور مادی هم در آن نبود و حتی حسین(علیه السلام) علاقه نداشت با این فداکاری، نام خود را باقی بگذارد. دیگران نام او را حفظ کردند و باقی گذاشتند.
در آیین شیعه ایثار و شهادت، مجموعه ای از اعتقادات و آموزه هایی است که باعث شکل گیری روحیه ی شجاعت ، مبارزه و جهاد در راه خدای متعال و نهایتاً کشته شدن در راه ایمان و عقیده است . محور اصلی این فرهنگ نیز همان شهید و انگیزه های متقن و مقدسی است که او را به سمت شهادت طلبی سوق می دهد.
اما مخالفان، نهضت شهاد تطلبی شیعیان و مسلمانان را تروریسم می خوانند تا با فریب افکار عمومی، بتوانند آنان را قتل عام کنند. منطق امروز استکبار جهانی کاملا بر منطق امویان در کشتار کاروان حسینی در سال ۶۱ هجری منطبق است . آن روز شهادت طلبی حسینیان را خروج علیه حکومت مشروع خوانده و آنان را متهم به خروج از اسلام می کردند، امروز نیز شهاد تطلبان پیرو امام حسین(ع) را تروریست می خوانند که با ترور بی گناهان، حقوق بشر و آزادی و عدالت- که به ادعای آنان اصول اخلاق آمریکایی است- را زیر سؤال می برند! در کربلا امام حسین)ع( و یاران باوفایش با علم و آگاهی از این که در برابر دشمن تا دندان مسلح به شهادت خواهند رسید، با هدف دفاع از دین و راه و روش رسول خدا)ص( و مبارزه با ظلم و بی عدالتی و تسلط افراد نالایقی که صلاحیت رهبری جامعه اسلامی را نداشتند، ایستادند و جان خود را فدا کردند. نه تنها هیچ کس با هر عقیده و مسلکی آنان را به خاطر اقدام شهادت طلبانه شان سرزنش نکرد، بلکه آنان الگویی برای بشریت در طول تاریخ گشتند. تا ملتهای تحت ستم و مستضعف برای دفاع از موجودیت خود در برابر متجاوزان جنایت پیشه، با عشق به لقای الهی از مرگ و شهادت استقبال کنند(عنایت ، حمید ، همان، ص( ۳۴۲

نتیجه گیری:

شهادت به معنای کشته شدن در راه خداوند، در دین و فرهنگ اسلامی بویژه فرهنگ شیعه جایگاه بلندی دارد. اگر شهادت را فقط رویارویی حق و باطل بدانیم در تاریخ تشیع همواره این رویارویی ها به تناسب تکرار شده اند. یاران حق برای نبرد و ستیز با باطل تا پای جان پیش رفته اند و حماسه ایثار و شهادت را از خود به نمایش گذاشتند . یاسر و سمیه نخستین کسانی بودند که در اسلام شربت شهادت نوشیدند . در غزوه ها و سرایای پیامبر(ص) پس از هجرت به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی، شهادت برای اصحاب پیامبر(ص) بهترین شکل ایثار و خدمت به اسلام نوپا دانسته می شد . شهیدان جنگ بدر، احد، خندق، تبوک و … در واقع با شهادت خود ادامه حیات اسلام را در صدر اسلام تضمین نمودند .
با ایجاد تفرقه در میان مسلمانان صدر اسلام پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) وانحراف حکومت اسلامی،خاندان پیامبر(ص) این وارثان اصلی و حقیقی پیامبر (ص) متناسب با شرایط، با وجود دشواری ها و در عین اقلیت بودن، قیام کرده و با غاصبان و ستمگران می جنگیدند. در این دوران عنصر جدیدی در شهادت که مظلومیت می باشد رخ نمود . ایثار و شهادت در عصر خلفای اموی به پدیده ای حماسی تبدیل شد و در اوج این دوران حماسی امام حسین(ع) و اهل بیت و یارانش قرار گرفتند.
دراین راستا، شیعه به عنوان اقلیتی مظلوم که حق را درچنگال غاصبان ناشایست می دید، مجبور به مقاومت، مبارزه و دفاع بود و در طول قرنها این شکل از حیات شیعیان به رهبری امامان معصوم(ع) خود، تبدیل به فرهنگ و آدابی شد که ایثار و شهادت،بلندترین جایگاه را در آن به دست آورد. آمیختگی عرفان و معرفت با مبارزه و مقاومت سبب شد تا مناجات ها، راز و نیازها و درد دل های شیعیان در فرهنگ دعا و نیایش امامان)ع( و اصحاب آنان ظهور یابد.
استبداد خلافت، خونریزی و سیطره فضای وحشت وترس، باعث پیدایش جنبش ها و قیام های پنهان گردید. امامزادگان و علویان، هر یک به نحوی متهم به رافضی گری می شدند. خونشان مباح و در هر کوی و برزنی که پیدا می شدند به شهادت می رسیدند . با شهادت امامان(ع) و یاران آنها، فرهنگ ایثار و از خودگذشتگی به عنوان وسیله ای برای بزرگداشت یاد و خاطره آنها مورد استفاده قرار گرفت. با مطالعه تاریخ و فرهنگ شیعه می توان به ابعاد نهفته فرهنگ پویا و انقلابی شیعه پی برد. مذهب بر ارزنده نگه داشتن روح حق طلبی و ایثار در میان جامعه و ستیز با باطل در طول تاریخ و در هنگام ضرورت از عناصر توانمند و کارآمد خویش یعنی ایثار و شهادت به منظور برقراری عدل و عدالت استفاده کرده است . در نهضت های شیعی سربداران، علویان، زندیه و مبارزات آزادیخواهانه عصر جدید بویژه انقلاب اسلامی و بعد از آن در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از دو عنصر مهم ایثار و شهادت بهره جستند و سبب موفقیت و پیروزی آنها بوده است. بنابراین باید گفت که شهادت، مطلوب اولیا و منظور عاشقان حق است و جهاد در راه حق مه مترین ابزار تحقق این مهم در فرهنگ شیعه بوده است. بنابراین شهادت قبل از اینکه پدیده دینی باشد، امری انسانی است، یعنی متعلق به فطرت عدالتخواه و حق طلب انسان و جامعه بشری است. به صرف اینکه کسی جان خود را فدای جامعه و ارزش ها و آرمان های انسانی کند عمل وی دارای اهمیتی است که می توان آن را همسنگ شهادت دانست. اما در این رهگذر دین به آن قداست و ارزش بخشیده است و به خصوص دین اسلام و بالاخص مذهب تشیع، حقیقت آن را به بهترین وجه جلوه گر کرده و تا سرحد امکان آن را به واقعیت نزدیک کرده است. ترویج فرهنگ ایثار و شهادت نه تنها ارزش و اهمیتی کمتر از نفس شهادت و کشته شدن در راه خدا ندارد بلکه چه بسا از جهاتی بر آن برتری داشته باشد.
در فرهنگ و بینش شیعه، ایثار و شهادت، تلاش وکوشش برای احیا وگسترش دین خدا و ارزش های انسانی به شمار می رود و کسی که عمر خود را در این راه صرف و جان خود را در این راه تقدیم پروردگار کند اگر چه مرگ او در صحنه جنگ نیست اما باز هم شهادت است و چنین فردی شهید نامیده می شود . مهمترین سرچشمه تجلی و تداوم فرهنگ ایثار و شهادت در شیعه، عاشورا و شهادت امام حسین (ع( است . عاشورا تجلی تمام نمای حقیقت و واقعیت شهادت است و ادعیه و زیارات، بهترین محمل بازگویی این حادثه عظیم تاریخ بوده اند.
به تعبیر استاد مطهری ” تاریخ شیعه با نام یک سلسله از شیفتگان و شیدایان و جانبازان سر از پا نشناخته توأم گشته است”( مطهری، حماسه حسینی، همان ، ص ۶۴ ) همین شیفتگی و شیدایی و سرسپردگی به ولایت معصومان(علیهم السلام)، به عنوان نیروی بالقوه بسیاری ازحرکت ها وجنبش های انقلابی و ضدستم عمل کرده است.
لذا ایثار و شهادت در مکتب تشیع از راه ها و شاخص های بسیار مهم حفظ جامعه دینی و صیانت از حقوق شخصی، شهروندان در جامعه و حقوق جامعه دینی است.
منابع:
> 2- ابن اثیر،عزالدین ابی الحسن، الکامل، ابوالقاسم حالت و همکاران، تهران :علمی ۱۳۶۴
۳- برازش ،علیرضا، مجموعه موضوعی نهج البلاغه و غررالحکم ، ج ۱ انتشارات میقات . ،تهران، ۱۳۶۴
۴- بروجردی ،سید ابراهیم ، تفسیر جامع ، تهران : انتشارات صدر ، ج ۳ ،چاپ سوم . ،تهران، ۱۳۴۱
۵- حرعاملی، ، وسائل الشیعه، ج ۱۵ ، مؤسسه آل البیت، قم: ۱۴۰۹ ه ق
۶- سیری در سیره نبوی ، جمعی از نویسندگان، انتشارات صدرا ، چاپ دوم ، تهران، ۱۳۵۴
۷- طبری،محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج ۴، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات اساطیر، تهران ۱۳۷۴
۸- علامه جعفری ، محمد تقی ، نیایش امام حسین )ع( ، بی نا ، بی تا. ۹- عنایت، حمید،اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاالدین خرمشاهی، تهران:انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۲ .
۱۰- فرهنگ عاشورا ، گروه نویسندگان ، نشر معروف ، قم، چاپ پنجم ، ۱۳۸۰
۱۱- فریشلر، کورت ، امام حسین و ایران، ترجمه ذبیح الله منضوری ، تهران : انتشارات . جاوید، ۱۳۵۱
۱۲- قادری ، حاتم، ملاحظاتی پیرامون تفهیم و انتقال پیام عاشورا، مجموعه مقالات . کنگره بین المللی امام خمینی و فرهنگ عاشورا، تهران، ۱۳۷۸
۱۳- قرشی ، سید علی اکبر ، قاموس قرآن ، دارالکتب الاسلامیه ، چاپ چهارم، تهران .۱۳۷۱
۱۴- کتانی ،سلیمان ،امام علی )ع ( پیشوا و پشتیبان ،ترجمه و نگارش سید جواد . هشترودی ، موسسه انتشارات رسالت ، چاپ دوم ، قم : ۱۳۵۵
۱۵- مجلسی،علامه محمد باقر ، مجموعه رسایل اعتقادی، به کوشش سید مهدی رجائی ، بنیاد پژوهش های اسلامی مشهد ۱۳۶۸
۱۶- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت داراحیاء التراث العربی، جلد پنجم ۱۳۷۹ ،
۱۷-مطهری ، مرتضی ، حماسه حسینی، انتشارات صدرا ، ج ۲، چاپ چهارم،تهران، .۱۳۶۶
۱۸- مطهری، مرتضی، شهید و شهادت، تهران: انتشارات صدرا، ۱۳۶۶
۱۹- نجمی ، محمد صادق : زمینه های اعتقادی ، سیاسی و اجتماعی در نهضت عاشورا از دیدگاه حسین بن علی (ع) ، مجموعه مقالات کنگره بین المللی امام خمینی و فرهنگ . عاشورا، دفتر سوم، تهران، ۱۳۷۸
۲۰- نهج البلاغه: سید حعفر شهیدی، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ دوم، . تهران، ۱۳۷۰
۲۱- یعقوبی، احمد بن یعقوب: تاریخ یعقوبی، تصحیح محمد ابراهیم آیتی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی ۱۳۶۶ .
۲۲- یوسفی،علیرضا: ایثار، ج ۱،انتشارات حسین (ع ) ،قم، ۱۳۸۲
منبع:مجموعه مقالات همایش ملی فرهنگ ایثار و شهادت/ دانشگاه زنجان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: